اشعار محرم

مرتب سازی براساس
 رضا قاسمی

شعر ورودیه محرم -( عشق یعنی قوریِ دَم کرده با ذکر `حسین” ) * رضا قاسمی

1456

شعر ورودیه محرم -( عشق یعنی قوریِ دَم کرده با ذکر `حسین”  ) مشکیِ بزم عزا
عشق یعنی روضه های بی تَکَلّف بی ریا

کوله بار مشکلات و بیرق مشکل گشا

عشق یعنی قوریِ دَم کرده با ذکر `حسین”

چاییِ خوش رنگ ، زیر مشکیِ بزم عزا

عشق ، بشقابی ست که در آن غذای حضرتی ست

نوکری از آن تناول می کند با اشتها

با وجود اینکه پاسی از شبم در هیئت است

عشق یعنی آن نمازی که نخواهد شد قضا

عشق نوزادی ست که در روضه ها قد می کشد

عاقبت می ایستد بر فرش هیئت روی پا

عشق یعنی آن جوانِ سال های دور ، که ...

آمده امروز در هیئت ... ولی با یک عصا

عشق یعنی زورِ بازویِ کسی زیر عَلَم

پهلوانِ هیئتی ها ... خاکی و بی ادعا

عشق ، بیماری ست که یک گوشه کِز کرده ولی ...

در دلش امّیدها دارد که

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:32
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 مرتضی محمودپور

متن شعر استقبال از محرم -( در حریم قرب ما ره از محرم میبریم ) * مرتضی محمودپور

1136

متن شعر استقبال از محرم -( در حریم قرب ما ره از محرم میبریم ) در حریم قرب ما ره از محرم میبریم
در محرم ما بدوش خویش پرچم میبریم

آدم و حوا برای بخشش از عصیان خویش
گریه میکردند و ما هم اشک ماتم میبریم

در پناه حضرت ارباب و سقای حرم
ما به بازار محبت نوحه و دم میبریم

مادری فریاد میزد در میان قتلگاه
ما به محشر اشک ازدیده چو زمزم میبریم

خواهری افتاده بر خاک و دوباره معجری!
ما میان روضه پی بر اسم اعظم میبریم

ماه شد تیره زمین لرزید از غیرت به خود
لیک ما از کربلا فیض دمادم میبریم

شیرخواره از عطش پرپر زند در خیمه ها
از فرات دیده با خود اشک نم نم میبریم

آب در شام غریبان گشت آزاد ای دریغ
نیست ششماهه ولی همراه خود غم میبریم

شاعر : مرتضی محمودپور

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر استقبال از محرم -( باز شور غم و ماتم در زد ) *

1604

متن شعر استقبال از محرم -(  باز شور غم و ماتم در  زد ) باز شور غم و ماتم در زد
با عَلَم آمد و بر دل سر زد
باز این مرغ دلم پرپر زد
باز ساقی ز کفش ساغر زد
عَلَمُ و ماتم و دل با ساقی
نامشان هست همیشه باقی

بوی غربت به مشامم آید
قرعه‌ی فال به نامم آید
یک جوابی به سلامم آید
مرغ دل باز به دامم آید
چاووشی خواند و دلم باز گرفت
قصه‌ی سر ز سر آغاز گرفت

سر در خانه‌ی هرکس پرچم
چشمها، چشمه‌ی آب زمزم
تعزیه دار گرفته ماتم
همه با هم بخوانند این دم
همه جا کرببلای تو شده
همه جا شور و نوای تو شده

انبیا شور گرفتند حسین
اولیا شور گرفتند حسین
در سما شور گرفتند حسین
بچه ها شور گرفتند حسین
همه‌ی ارض و سما ولوِله شد
صاحب ذکرِحسین فاطمه ش

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 12:07
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

متن شعر استقبال از محرم -( خیمه‌ی غم بر پا شد کرببلا غوغا شد ) * مرتضی محمودپور

1403
0

متن شعر استقبال از محرم -( خیمه‌ی غم بر پا شد کرببلا غوغا شد ) بند اول
خیمه‌ی غم بر پا شد کرببلا غوغا شد
آسمون چشمونم در غم تو دریا شد
علم به دوش ساقی آب آوره
علیِ اکبر ثانی پیغمبره(۲)
وای وای وااااااای(۳)

بند دوم
ششماهه در گهواره ببین به بخواب نازه
از تشنه‌کامی امشب لعل لبانش بازه
ذکر لب اهل حرم واعطشا
واعطشا واعطشا به کربلا
وای وای وااااااااای(۳)

شاعر : مرتضی محمودپور

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 12:49
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر ورودیه محرم -( نکنه ای فاش شود از ﺗﻪ ﭼﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ ) * سید پوریا هاشمی

967

شعر ورودیه محرم -( نکنه ای فاش شود از ﺗﻪ ﭼﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ  ) ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ي ﺗﻮ
ﺩﻳﺪﻩ اﻓﺘﺎﺩه ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﻛﺎﺭ ﺭاﺳﺨﺖ ﻛﻨﺪ ﭼﺸﻢ ﺳﻴﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﺁﺑﺮﻭ ﺧﻮاﺳﺘﻢ و ﺳﻮﺭﻩ ی ﻳﻮﺳﻒ ﺧﻮاﻧﺪﻱ

نکنه ای فاش شود از ﺗﻪ ﭼﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺳﻪ ﻗطﺮﻩ ﭘﺴﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺷﺪ

ﺑﺎﺷﺪ اﻳﻦ اﺷﻚ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ ی کاهی ﮔﺎﻫﻲ

ﭼﺸﻢ اﺭﺑﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩ و ﻭﺭﻕ ﺑﺮﮔﺮﺩﻳﺪ

ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺨﻮاﻫﻲ و ﻧﺨﻮاﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﻋﺠﺒﻲ ﻧﻴﺴﺖ اﮔﺮ ﻧﻮﻛﺮ ﺗﻮ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻛﺮﺩ

ﻛﺎﺭ ﺷﻪ ﺭا ﺑﻜﻨﺪ , ﻧﻮﻛﺮ ﺷﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﻟﻂﻒ ﺁﻗﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﺶ ﺑﻲ اﻧﺪاﺯﺳﺖ

ﺑﮕﺬﺭﻱ ﭘﺲ ز ﺳﺮ ﺑﺎﺭ ﮔﻨﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﺳﺠﺪﻩ ی ﺸﻜﺮ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻆﻪ ﺑﻴﺎﺩﺕ ﻫﺴﺘﻴﻢ

ﻏﻔﻠﺘﻲ ﻣﻴﻜﺸﺪ ﻋﻤﺮﻱ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﻲ ﮔﺎﻫﻲ

ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻮ ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ی ﺗﻮ ... ﺯﻭﺩ ﮔﺬﺷﺖ

ﻟﺬﺕ ﻋﻤﺮ ﺷﻮﺩ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﻲ ﮔﺎﻫﻲ

شاعر : سید پوریا هاشمی

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

متن شعر استقبال از محرم -( تا ریزه خوار سفره‌ی احسان تو شدم ) * مرتضی محمودپور

1196

متن شعر استقبال از محرم -( تا ریزه خوار سفره‌ی احسان تو شدم ) تا ریزه خوار سفره‌ی احسان تو شدم
هر روز و شب به جان تو گریان تو شدم

حرز ترا به گردن من مادرم نهاد
در ذکر روضه بی سر و سامان تو شدم

از من میگیر نوکریت را تمام عمر
شب تا سحر چو مرغ غزلخوان تو شدم

مویم سپید گشته بدرگاه تو حسین
بودم جوان ولیک ز پیران تو شدم

من مرده بودم و تو مسیحای من شدی
شکر خدا که باز به قربان تو شدم

من آمدم به کرببلا بین خیمه‌ها
مات رباب و کودک عطشان تو شدم

مدیون شیر مادرم و روضه‌های تو
پیوسته بین روضه پریشان تو شدم

بر سینه‌ام نوشته که هذا قتیل عشق
من یاد جانفشانی یاران تو شدم

چشمم به آب تا که فتد در تمام عمر
من داغدار کودک عطشان تو شدم

شاعر : مرتضی محمودپور

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:01
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر ورودیه محرم -( ماه تو! بتخانه هم حتی مصلی میشود ) * محمد کاظمی نیا

976

شعر ورودیه محرم -( ماه تو! بتخانه هم حتی مصلی میشود  ) ٲُدخُلوها بِسلامِِ آمنین
تکیه و مسجد برای غم مهیا میشود

ماه تو! بتخانه هم حتی مصلی میشود

نو به بازار تو آمد، کهنه از میدان نرفت

پرچم تا خورده دارد باز هم وا میشود

`ٲُدخُلوها بِسلامِِ آمنین” هر هفته در

کفشداری های هیئت هات معنا میشود

سال ما یک فصل دارد،فصل تابستان فقط

زندگی بی `آه” روضه فصل سرما میشود

شور وقتی با شعور آمیخت محشر میکند

`روضه” با تکریمِ `منبر” فیض عظمی میشود

بی حسین بن علی دنیا به آخر میرسد

با حسین بن علی امروز، فردا میشود

با `علی اکبر” یقینا رمز و رازی داشته

هر شهیدی در جوانی اربا اربا میشود

هر کجا نام تو آمد نامه ی ماپاک شد

هر کجا نام تو آمد باز غوغا میشود

شاعر

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

متن شعر استقبال از محرم -( شد خیمه‌ها برپا در کربلای غم ) * مرتضی محمودپور

1150

متن شعر استقبال از محرم -( شد خیمه‌ها برپا در کربلای غم ) بند اول
شد خیمه‌ها برپا در کربلای غم
دیدم به دل آمد دریایی از ماتم
یک سو علی اصغر در سایه‌ی مادر
اشک رباب جاری چون چشمه‌ی زمزم
آه و فغان از دل زینب
جان همه آمده بر لب
گرد حرم حضرت سقا
از سر شب تا سحر امشب
مولا حسین جانم مولا حسین(۳)

بند دوم

یک سو گل نجمه یک سو علی اکبر
یک سو علمدار و ساقی آب آور
اهل حرم یکسر در خیمه‌ی ارباب
پروانه‌ی این جمع زینب چنان مادر
سه ساله‌ای در حرم گوید
به اشک دیده رخش شوید
بین حرم همره بابا
سراغ ششماهه را جوید
مولا حسین جانم مولا حسین(۳)

شاعر : مرتضی محمودپور

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:49
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 آرمان صائمی

حضرت رقیه (س) -( ميانِ بستر خاكم...بيا كه غمگينم ) * آرمان صائمی

1097

حضرت رقیه (س) -( ميانِ بستر خاكم...بيا كه غمگينم ) ميانِ بستر خاكم...بيا كه غمگينم
بيا دوباره سر زانوى تو بنشينم

گمان نميكنم اصلاً مرا تو بشناسى
به باورِ تو نگنجد پدر كه من اينم

شبى به بزمِ شرابى شبى به كنجِ تنور
چه مى شود كه بيايى شبى به بالينم

ز روى ناقه فتادم به خاك و دشمن زد
ز ضربِ ضربه ى ظالم دگر نمى بينم

خدا كند كه بيايى...وگرنه مى ميرم
ميانِ بستر خاكم...بيا كه غمگينم

شاعر : آرمان صائمی

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شور امام حسین(ع) -(بیرق ما بیرق عاشورا) * یوسف رحیمی

4

شور امام حسین(ع) -(بیرق ما بیرق عاشورا) بیرق ما بیرق عاشورا
پرچم ما تا همیشه بالا
ذکر ما شب‌های عاشورایی
رَبّنا اَفرِغ عَلَينا صَبرا

ثَبّت اَقدامَنا
زمانه بر سر جنگ است
یا مولانا مدد
مدد ز غير تو ننگ است

پیروزیم در این جنگ آخرین
پیروز است همیشه ایران زمین
وَانصُرنا عَلَی القَومِ الكافِرين

می‌رسد صبح سپید دنیا
می‌دمد صبح ظهور مولا
می‌تپد دل‌ها به یاد آن روز
رَبّنا اَفرِغ عَلَينا صَبرا

ثَبّت اَقدامَنا
دمیده عطر ظهورش
چشم ما روشن از
فروغ آیهٔ نورش

می‌آید پناه مستضعفین
می‌آید شکوه حق در زمین
وَانصُرنا عَلَی القَومِ الكافِرين

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم -( بر سر و سینه بکوبید، محرّم شده است ) * سارا جلوداریان

1107
2

ورود به ماه محرم -( بر سر و سینه بکوبید، محرّم شده است ) باز هم کوچه و بازار، پر از غم شده است
بر سر و سینه بکوبید، محرّم شده است

هر طرف می‌نگرم بوی عطش می‌آید
غیرت آب از آنسوی عطش می‌آید

از محرّم چه بگویم، سخنم گویا نیست
از محرّم چه بخوانم، غزلم شیوا نیست

از محرّم چه بگویم، جگرم خون شده است
آه، انگار جهان نیز دگرگون شده است

من کی ام؟ ذره‌ی ناچیز سر راه حسین
ای خوشا بوسه نشاندن به گلوگاه حسین

من کی‌ام؟ گرد و غبار لب درگاه حسین
من کی‌ام؟ شاعر گمنام هواخواه حسین

از قلم، معجزه‌ی تازه‌تری می‌خواهم
شعر سوزان شدید الاثری می‌خواهم

روضه خوانان! گره از عقدۀ ما باز کنید
دم بگیرید و همه مرثیه آغاز کنید

دم بگیرید و بگریید، شب عاشوراست
شب غربت، شب طوفان،

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

روضه ی شب اول محرم روضه ی حضرت زهرا(س) -( پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه‌ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه‌ای دارد ) * مهدی رحیمی زمستان

4453
2

روضه ی شب اول محرم روضه ی حضرت زهرا(س) -( پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه‌ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه‌ای دارد ) شب اول برای روضه رفتم اذن از مادر گرفتم/ با غم و مهر حسین دستور تا آخر گرفتم/ چونکه رخصت داد مادر سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

آمدم در روضه با احساس، حس پنج گانه/ صادقانه/ بیکرانه/ شاعرانه/ عاقلانه/ عاشقانه
پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه‌ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه‌ای دارد

برای روضه‌ی غیرت و لیکن چشم و گوشم را گرفتم تا نفهمم درد یعنی چه؟/ گرفتم گوش را تا نشنوم طعم صدای خوردن سیلی به روی زن،
کنار مرد یعنی چه؟
برای روضه‌ی غیرت برای خاطر مولا برای درک آقایم/ فقط با حس بوئیدن به متن روضه می‌آیم
همینکه بو کشیدم آمد از شش سمت بوی یاس/ ولی درعطر این گل طع

  • سه شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 15:39
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

استقبال ازماه محرم -( به زخم رگ حنجره تشنه مرهم رسید ) *

1333

استقبال ازماه محرم -( به زخم رگ حنجره تشنه مرهم رسید ) سلامٌ علی ساکن کربلا ؛ غم رسید
دوباره بوی کربلا بر مشامم رسید

دوباره دل آتش گرفت و جگر آب شد
بوی عطر اسفند ماه محرم رسید

خدا بار ما را در این یک دهه بسته است
چه فیض عظیمی به ما زیر پرچم رسید

خوشامد گوی هر شب روضه ها فاطمه ست
خودش زود تر از همه با قد خم رسید

خدایی دم سینه زن های ارباب گرم
خدایی دم عیسوی کِی به این دم رسید ؟

عجب رتبه داده زهرا به این اشک ما
به زخم رگ حنجره تشنه مرهم رسید

صدای بنّی رسید و دل خواهرش پاره شد
به قربانگهش عاقبت ذبح اعظم رسید

همه روضه خوان های دلسوخته آمدند
کمیت آمده ، محتشم با مقرم رسید

  • جمعه
  • 5
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار ورودیه محرم -( مادر...به گـریه هایِ مُـحـرم رسیده ام ) * حسین ایمانی

1577

اشعار ورودیه محرم  -( مادر...به گـریه هایِ مُـحـرم رسیده ام  ) شکـرِ خـدا به قافـله یِ غم رسیده ام

عمرَم کـَفاف داد وُ به پرچم رسیده ام

شبنم شدم به چشمه یِ زمزم رسیده ام

مادر...به گـریه هایِ مُـحـرم رسیده ام

مَن رویِ سینه یِ تو شدم نوکرِ حسین

مادر...پدر...پـسر...به فـدایِ سرِ حسین

وقتِ مُرورِ مَرثیه یِ حاج ناظم است

مرغِ دلم به سویِ حریمِ تو عازم است

مادر...برایِ گریه دعـایِ تو لازم است

پایانِ روضه می شوم اِنگار تازه مَست

خیمه زدیم تا بزنیم از تو دَم...حسین

کوثر شدیم از غمِ تو دورِ هم...حسین

با ما زبان گرفـته تمـامِ حـرم...حسین

یا ذَالجـلالِ وَ الکـَرمِ وَ النـِعَم...حسین

شاهِ کـرم به حـالِ دلِ من نـگاه کُن

ماهِ مُـحرم است مـرا رو به راه کُن

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:59
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

اشعار ورود محرم -( دارم آقا سیاه می پوشم ) * مهدی رحیمی زمستان

1866

اشعار ورود محرم -( دارم آقا سیاه می پوشم  ) به فدای اسیری زینب
بوی اسپند کرده مدهوشم

دارم آقا سیاه می پوشم

اشک ریز غروب گودالم

از همین ابتدای چاووشم

آه ارباب اذن گریه بده

نکند کرده ای فراموشم؟

سینه با نیتت زدم،یک عمر

بوی گل می پرد از آغوشم

اشک هایم جوابگویت نیست

پس برایت فرات می جوشم

دارد آقا سپید می گردد

با غم کربلا بناگوشم

عهد کردم فروختم هرچه

به کسی گوشواره نفروشم

به فدای اسیری زینب

هرچه زنجیر خورده بر دوشم

.

دل مهیای پیشواز شده

ناز ارباب را نیاز شده

آسمان ها به سینه می کوبند

باد در کوچه نوحه ساز شده

تکیه ی ما به نام ثارالله

قد علم کرده سرفراز شده

دست٬ تا رزق اشک را بدهد

سوی آقای خود دراز شده

پس برای تمام هیئ

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر ورودیه محرم -( حتی نسیم بو نبرد از نقاب ها ) * امیر حسین آکار

1132

شعر ورودیه محرم  -( حتی نسیم بو نبرد از نقاب ها  ) بزم شراب
هی شور میزند دل عالیجناب ها

در این زمین نظر نخورند آفتاب ها

عباس ایستاده و قطعا مراقب ست

حتی نسیم بو نبرد از نقاب ها

قامت بلند ها همگی دور محملند

بستند صف مقابل این با حجاب ها

زانو زدند پیش قدمهای عمه جان

می آمدند پشت سر هم رکاب ها

اما چقدر زود گذشت این دو روز ِ خوش

از کربلا به بعد بهم ریخت خواب ها

غیر از خرابه هیچ کجا جای خواب نیست

قطعا میان کوچه ی خانه خراب ها

از یک طرف به بازوی سجاد بسته شد

از یک طرف به بازوی زینب طناب ها

خون گریه کرد چشم عمو روی نیزه ها

وقتی رسید کار به بزم شراب ها

بزم شراب و چشم عمو یک طرف ولی

وای از لبان تشنه و از ظرف آب ها

ای وای از سوال رقیه

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:02
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر ورودیه محرم -( هرچه میخواهد بیاید!باز عزت با من است ) * سید پوریا هاشمی

1025

شعر ورودیه محرم -( هرچه میخواهد بیاید!باز عزت با من است  ) خیمه را برپا کنید
طی شده منزل به منزل در هوای سوختن

نیست از ما هرکسی که نیست پای سوختن

هرچه میخواهد بیاید!باز عزت با من است

نوبتی باشد اگر اینبار نوبت با من است

من زنم اما طلوع غیرتم با کربلاست

برلبم انا فتحنا دارم اینجا کربلاست

از شتر پایین میایم فکر بالا میکنم

این بیابان را خودم عرش معلی میکنم

خیمه را برپا کنید ای مردهای کاروان

گرچه خواهد شد همین جاها منای کاروان

خیمه را برپا کنید امید برپا میشود

خیمه خیمه خیمه ی توحید برپا میشود

بار بگذارید بار نور برداریم ما

مرد و زن پیر و جوان سرباز و سرداریم ما

دین اگر امروز مرد احیای ان با زینب است

مظهر تام و تمام صبر تنها زینب است

دست ب

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:03
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

اشعار شب اول محرم -( چه شد ناگهان محمل من تکان خورد ) * سید پوریا هاشمی

1403

اشعار شب اول محرم  -( چه شد ناگهان محمل من تکان خورد  ) رسیدیم
رسیدیم اینجا دل من تکان خورد

چه شد ناگهان محمل من تکان خورد

رسیدیم و طوفان رسیده ست حالا

چرا پرده محملم رفت بالا

پس از سالها حال زینب خراب است

روی صورتم تابش آفتاب است

چه باید کنم سایه ی بر سر من

ابالفضل! خاکی شده معجر من

بیین اول کاری اوضاعمان را

دل آشوب زنهای در کاروان را

کمک کن توانی نمانده به پایم

رکابم شو از ناقه پایین بیایم

نرو از کنارم که زینب نمیرد

خدا از سرم سایه ات را نگیرد

تو هستی من امنیتی خوب دارم

به پیش همه عزتی خوب دارم

خدای نکرده نباشی چه عباس؟

من اذیت شوم از حواشی چه عباس؟

شما که نباشید دورم شلوغ است

بگو آنچه را که شنیدم دروغ است

بگو بی برادر نخواهم

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:04
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

شعر شب اول محرم -( ز وسط با ضربه ای بسیار مُحـکم ، باز شد ) * محمد قاسمی

1002

شعر شب اول محرم  -( ز وسط با ضربه ای بسیار مُحـکم ، باز شد  ) ماه محـرّم
کوچه ی غـم ، باز شد

باز هم در خیمه ی دل پای ماتم باز شد

عرش مِشکی پوش شد

باز هم پـرونـده ی ماه محـرّم ، باز شد

آســمان آهـی کـشید

باد راه افتاد و پرچم پُشت پرچم باز شد

بسته شد دربِ گُناه

بــاب تـوبه نـیز بر اولاد آدم ، باز شــد

شد دَمَم `یا فاطمه”

تا که بر شکل هلال ماه چشمم باز شـد

با تَعلّــق بر غمـش

بنـد از پــایِ دلِ أحــرارِ عـالَــم بــاز شد

`یاعلیّ” و `یاحسین”

کودک قـلبـم زبانــش با دو تا دَم باز شد

او شِـفایم داد و بعد

بـالِ پروازم به سمت عرش أعـظم باز شد

هم گـدا ارزش گـرفت

هم گِـره از کـارِ او ، قَـــدرِ مُسَـلَّم باز شد

روضه ی سربسته اش

خط به خط با نثرِ ج

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:06
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

شعر ورودیه محرم -( سایه ی سنگین و شـوم ساربـانی آمده ) * محمد قاسمی

1078

شعر ورودیه محرم  -( سایه ی سنگین و شـوم ساربـانی آمده  ) ميهمان كوفه
کـاروانی آمده

کــهکـشـانی در زمینی آســمانی آمده

خاک می بالَد به خویش

چون به خـیرِ مقدمِ عَرشْ آشیانی آمده

وای ! پیشِ چشمها

سایه ی سنگین و شـوم ساربـانی آمده

آهِ مَقتل شد بلند

نالــه زد که موقع مـرثـیه خـــوانی آمده

در پیِ این قـافله

بانویی از شـهر پـیغـمبر ، کمانی آمده

وارثِ یاسِ بهشت

ســویِ دشـت لالــــه های ارغوانی آمده

میهمان کوفه ! نه

او در این صحرا به قصد میزبانی آمده

پـیرِ عُـشّاقِ جهان

با ســری سـرشار از شـورِ جوانی آمده

جانِ جـمع پنج تن

تا بـمانَـد دین برای جان فــشـانی آمده

خاک را بوید به مُشت

چون در این وادی به دنبال نشانی آمده

کربلا خوشحال باش

تا که

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

متن شعر استقبال از محرم -( سلام ای هلالِ محرم ) * هستی محرابی

1541

متن شعر استقبال از محرم  -( سلام ای هلالِ محرم ) سلام ای هلالِ محرم
به صبحِ وصالِ محرم

سلام ای طلوعِ حقیقت
تو ای شور و حالِ محرم

سلام ای امامِ عدالت
شکوه و جلالِ محرم

سلام ای دلِ سردِ زینب
به اشکِ زلالِ محرم

سلام ای قدمگاهِ جانان
بکارد نهالِ محرم

سلام ای بدنهایِ عریان
به آه و ملالِ محرم

سلام ای علمدارِ بی دست
به ماهِ جمالِ محرم

سلام ای گلِ سر بریده
کتابِ کمالِ محرم

سلام ای هلالی که رویش
سیاهیِ فالِ محرم

شاعر : هستی محرابی

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:57
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

محرم نزدیک است -(هفتاد و سه روز تا محرم مانده‌ست) * مرتضی محمودپور

879
1

محرم نزدیک است -(هفتاد و سه روز تا محرم مانده‌ست) ◾با اشک برای

◾محرم آماده شویم

بر سینه‌ی من شور کماکم مانده‌ست

بر صورت من اشک نم نم مانده‌ست

این چند صبا فرصت خودسازیست

هفتاد سه روز تا محرم مانده‌ست

  • شنبه
  • 9
  • تیر
  • 1397
  • ساعت
  • 13:00
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

نوحه سنتی و زنجیرزنی ورودیه محرم -(دوباره آمده شور محرم) * رضا یعقوبیان

280

نوحه سنتی و زنجیرزنی ورودیه محرم   -(دوباره آمده شور محرم) ورودیه محرم

دوباره آمده شور محرم (2)
سراسر عالم هستی پر از غم
عزا هر جا به چا شد
جهان ماتم سرا شد
مصیبت وا مصیبت (2)
********
بود درد و غمی سنگین به سینه (2)
ز ره آمد گل باغ مدینه
پر از غم گشته دنیا
شده خون قلب زهرا
مصیبت وا مصیبت (2)
********
به قلب شیعیان ماتم رسیده (2)
ز ره یک کاروان غم رسیده
بود این ذکر هر لب
امان از دل زینب
مصیبت وا مصیبت (2)
********
دل زینب شده پر غم دوباره (2)
بریزد از دو چشمانش ستاره
کنار نور عینش
بود ذکر حسینش
مصیبت وا مصیبت (2)
********
بود این سرزمین منزلگه عشق (2)
شود کرب و بلا قتلگه عشق
سر خون خدا را
زند بر نیزه اعدا
مصیبت وا مصیبت (2)
********

  • شنبه
  • 20
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 17:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعر وروديه محرم -( این خاکبوسی ها و این عرض ارادت قیمتی ست ) * علیرضا خاکساری

1044

شعر وروديه محرم -( این خاکبوسی ها و این عرض ارادت قیمتی ست  ) این خاکبوسی ها و این عرض ارادت قیمتی ست
این دوستی همراه اظهار مودت قیمتی ست
تنها نه اشکی که برایش بین روضه ریختم
حتی لباس مشکی ام روزی قیامت قیمتی ست

مثل جواهر خاک پای زائرش با ارزش است
دیگر بماند که چقدر این مُهر تربت قیمتی ست
هرچه قرابت بیشتر اذن زیارت بیشتر
با این حساب ساده پس اینجا رفاقت قیمتی ست
از چای ریز روضه اش تا روضه خوان محفلش
موی سپید تک تک خدام هیئت قیمتی ست
آتش حرام سینه زن های حسین فاطمه ست
پس این کبودی های سینه بی نهایت قیمتی ست
حتی ادای گریه کن ها را که در می اوریم
در باب این هم نیز میگوید روایت قیمتی ست
شرمندگی اینجا فقط سود دو چندان میدهد
حر به همه اثبات کرد اشک ندامت قیمتی

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:04
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 احمد پوریا

ورود ماه محرم -(گینه باشلاندی عزا سسلنر اهل عالم ) * احمد پوریا

5000
0

ورود ماه محرم -(گینه باشلاندی عزا سسلنر اهل عالم ) گینه باشلاندی عزا سسلنر اهل عالم
ساخلیار اوز آناسی شاه ِ شهیده ماتم
گلدی محرم آیی ، اسدی بو قاره پرچم
بزم عزایه سن گل، گلدی مَهِ حُزن غم
جان آقا ، من سنه قربان آقا ۲

السلام ای شهیمیز ای گُل گلزار وفا
یا حسین ثار الله گلدی گینه ماه عزا
اهل عزا گیدی قرا هامی ایدر شور و نوا
دیلده دیر یامولا – جان سنه قربان آقا
جان آقا ، من سنه قربان آقا ۲

گینه گلدیم آقا جان من بو کرملی قاپیا
آدی حلالِ مَشاکل اوزی غملی قاپیا
سینه وورار پیر و جوان ای گُلِ گُلزار جَنان
سسلنر اهل عالم جان – سنه قربان آقا جان

گینه گلدی آقامین ماه پُر از احساسی
آقامین مرثیه سی سسلنروخ عباسی
قلبیده چوخ واردی سوزوم غیرتینه قربان اوزوم

  • دوشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 01:07
  • نوشته شده توسط
  • علی ببیرپور
ادامه مطلب
 مظاهر کثیری نژاد

سبکهای محرم -( تو رو با سم مرکب چال کردن، چه نامردن ) * مظاهر کثیری نژاد

1564

سبکهای محرم  -( تو رو با سم مرکب چال کردن، چه نامردن ) بند اول:
مونده یه پیرهن بدن نداره
بدنتم که پیرهن نداره
آخ بمیرم تنت کفن نداره ، دلم زاره
دلم زاره، آخه حیرونم و سرگشته
دلم زاره، که شمر از قتلگاه برگشته
(حسین جانم حسین جانم حسین جانم)
بند دوم:
همین جا بود که دلها گرفت و...
کسی روی تن تو جا گرفت و...
و از پشت سرت سر را گرفت و...، نگم چی شد
نگم چی شد، چه ها کردن میون گودال
نگم چی شد، بگم دریای خونه گودال
(حسین جانم حسین جانم حسین جانم)
بند سوم:
تنت رو بارها پامال کردن
تهِ گودال رو گودال کردن
تو رو با سم مرکب چال کردن، چه نامردن
چه نامردن، سرت رو روی نیزه بردن
چه نامردن،جلو چشمات منو آزردن
(حسین جانم حسین جانم حسین جانم)
بند چهارم:
همین جا بود غ

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:32
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 ابوالفضل عباسی معروفان

ورود ماه محرم -(گلدی عاشقان ، موسم عزا) * ابوالفضل عباسی معروفان

3376

ورود ماه محرم -(گلدی عاشقان ، موسم عزا) گلدی عاشقان ، موسم عزا
عرشه عرشیان ، چکدیلر قرا

دوتدی عالمی ، صوت وا حسین
شیعۀ علی ، سسله یا حسین

کُر :
(رهبریم حسین
سروریم حسین
شهپریم حسین
دلبریم حسین) ( ۲ )

بو عزاده پیغمبر آغلیور
وای اوغول دیور حیدر آغلیور
علقم آغلیور پرچم آغلیور
زمزم آغلیور کوثر آغلیور

بزم ماتمه - گلدی فاطمه
یازدی یا حسین - قاره پرچمه

(رهبریم حسین
سروریم حسین
شهپریم حسین
دلبریم حسین) ( ۲ )

غصه دن گئنه قلبیم اولدی قان
درد هجردن داد و الامان
اصغرین قانی یئرده دور هله
گل هرایه یا صاحب الزمان

قاره باشلارا - باغلانور آقا
جددوین یاسی - باشلانور آقا

(رهبریم حسین
سروریم حسین
شهپریم حسین
دلبریم حسین) ( ۲ )

  • دوشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 01:11
  • نوشته شده توسط
  • علی ببیرپور
ادامه مطلب

ورود به ماه محرم -( زینت دوش نبی؛ جانِ پیمبر(ص) برویم ) * مرضیه عاطفی

1118
1

ورود به ماه محرم -( زینت دوش نبی؛ جانِ پیمبر(ص) برویم ) این زمین داغ به دل میدهد آخر..‌. برویم
در من آشوب شده جانِ برادر برویم

خاک اینجا چقدر بوی جدایی دارد
زینت دوش نبی؛ جانِ پیمبر(ص) برویم

حنجر نازک شش ماهه شبیه است به گل
میشود سخت در آغوش تو پرپر... برویم

کینه دارند به اسمش! به خدا می آید-
لشکری تشنه به خونِ علی کبر(ع)... برویم

کمرت میشکند داغ برادر سخت است
به أبالفضل(ع) نگاهی کن و دیگر برویم

نیزه میبارد از این قومِ به ظاهر مؤمن
دست هاشان همه آلوده به خنجر... برویم

سایهٔ روی سرم؛ خیمه نزن! برگردیم!
دل ندارم که نباشد به تنت٬ سر..‌‌. برویم

بر زمین میخوری و وای بمیرم! نگذار-
قتلگاهت بشود قاتلِ خواهر... برویم

فکر گودال مرا سخت به هم میریزد
ن

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

زمینه- هلال محرم -( درمان من شده چشمان گریانم حسین ) *

1252
1

زمینه- هلال محرم  -( درمان من شده چشمان گریانم حسین ) زمینه
جانم حسین جانانم حسین
درمان من شده چشمان گریانم حسین
محرم شد و احیای دین عزای امیر المومنین
فاطمه شده در عزای تو ماتم نشین
دلای شده پاک از گناه پر از نور شده رخت سیاه
یابن فاطمه میون خوبا مارم ببین
تشنه عشقم من کشته عطشان تو
رایت سطلانم شاه شهیدان تو
مست تولاتم خاک کف پاتم
سینه زن بزم عمه ساداتم
************
نشستم زیر بارون عشق میجوشه تو رگام خون عشق
روز و شب برات چشام شده گریون عشق
مرید عتبات تو ام قتیل عبرات تو ام
با شهیدامون بازم شدم مهمون عشق
دینم حسین ایینم حسین
ارامشم تویی و عشق و تسکینم حسین
زنده شدم من با گریه برای تو
مرکز این عالم کرب و بلای تو
**********
میخونیم همه سینه زنا با

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:52
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

به استقبال محرم -(می آید موسم سوگ وعزا آهسته آهسته ) * اسماعیل تقوایی

1501
2

به استقبال محرم  -(می آید موسم سوگ وعزا آهسته آهسته ) به استقبال محرم

میاید موسم سوگ وعزا آهسته آهسته

محرم کرده قصد کوی ما آهسته آهسته

دوباره می شود برپا بساط هیئت وپرچم

سیه پوشد تمام شهر ما آهسته آهسته

دوباره عشق ثارا...وزاری کردن عشاق

روان از دیده ما اشکها آهسته آهسته

صدای زنگهای کاروان بر گوش می آید

حسین آید بسوی کربلا آهسته آهسته

دوباره کربلا وناگرانی دل زینب

هجوم غم به دخت مرتضی آهسته آهسته

دوباره ذکر زیبای حسین جانم حسین جانم

شدن بر غصه ی او مبتلا آهسته آهسته

دوباره قصه عشق عمیق خواهری مضطر

که افتد از برادر او جدا آهسته آهسته

الا ای نوکران عطر حسینی بر مشام آید

که آید همره باد صبا آهسته آهسته

دلت کن مامن درد وغم زینب سلام ا

  • شنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 16:04
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد