اشعار محرم

مرتب سازی براساس
 ابوالفضل عباسی معروفان

ورود ماه محرم -(گلدی عاشقان ، موسم عزا) * ابوالفضل عباسی معروفان

3316

ورود ماه محرم -(گلدی عاشقان ، موسم عزا) گلدی عاشقان ، موسم عزا
عرشه عرشیان ، چکدیلر قرا

دوتدی عالمی ، صوت وا حسین
شیعۀ علی ، سسله یا حسین

کُر :
(رهبریم حسین
سروریم حسین
شهپریم حسین
دلبریم حسین) ( ۲ )

بو عزاده پیغمبر آغلیور
وای اوغول دیور حیدر آغلیور
علقم آغلیور پرچم آغلیور
زمزم آغلیور کوثر آغلیور

بزم ماتمه - گلدی فاطمه
یازدی یا حسین - قاره پرچمه

(رهبریم حسین
سروریم حسین
شهپریم حسین
دلبریم حسین) ( ۲ )

غصه دن گئنه قلبیم اولدی قان
درد هجردن داد و الامان
اصغرین قانی یئرده دور هله
گل هرایه یا صاحب الزمان

قاره باشلارا - باغلانور آقا
جددوین یاسی - باشلانور آقا

(رهبریم حسین
سروریم حسین
شهپریم حسین
دلبریم حسین) ( ۲ )

  • دوشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 01:11
  • نوشته شده توسط
  • علی ببیرپور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

در آرزوی زیارت کربلا -(توفیق خدادن بو گویول مرغی پر ایستر) *میرزا بوالحسن راجی تبریزی

1697

در آرزوی زیارت کربلا -(توفیق خدادن بو گویول مرغی پر ایستر) توفیق خدادن بو گویول مرغی پر ایستر
صحن و چمن کرب وبلایه گذر ایستر

گوز یاشیمیله بیرجه او صحنی سولاسایدوم
قندیلِ دلی طاق رواقیندن آسایدوم
اول مرقد ششگوشه نی آغوشه باسایدوم
گویلوم یته بو مقصده شام و سحر ایستر

جان بلبلی اولموش رَغَنِ نفسه گرفتار
دائم قفس سینه ده ایلر اونا آزار
بو لایق فردوس او نیرانه سزاوار
عُلوی طلبی سُفلده اول حیله گر ایستر

توفیقیوی یارب بیزه همواره رفیق ائت
دَعوّیِ تَولاّی حسینینده صدیق ائت
لطفون بو رهِ عشقیده همراه طریق ائت
دل وادی حیرتده دی بیر راهبر ایستر

هرکیمسه که ایستراولا عاشقلیقا لایق
البته خلایقدن ایدر قطع علایق
قطع نظر اونداندا گرک عاشق صادق
هر ما ملکیندن ائده قطع

  • دوشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 01:27
  • نوشته شده توسط
  • علی ببیرپور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

به استقبال محرم -(می آید موسم سوگ وعزا آهسته آهسته ) * اسماعیل تقوایی

1471
2

به استقبال محرم  -(می آید موسم سوگ وعزا آهسته آهسته ) به استقبال محرم

میاید موسم سوگ وعزا آهسته آهسته

محرم کرده قصد کوی ما آهسته آهسته

دوباره می شود برپا بساط هیئت وپرچم

سیه پوشد تمام شهر ما آهسته آهسته

دوباره عشق ثارا...وزاری کردن عشاق

روان از دیده ما اشکها آهسته آهسته

صدای زنگهای کاروان بر گوش می آید

حسین آید بسوی کربلا آهسته آهسته

دوباره کربلا وناگرانی دل زینب

هجوم غم به دخت مرتضی آهسته آهسته

دوباره ذکر زیبای حسین جانم حسین جانم

شدن بر غصه ی او مبتلا آهسته آهسته

دوباره قصه عشق عمیق خواهری مضطر

که افتد از برادر او جدا آهسته آهسته

الا ای نوکران عطر حسینی بر مشام آید

که آید همره باد صبا آهسته آهسته

دلت کن مامن درد وغم زینب سلام ا

  • شنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 16:04
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

هنگامه غم -(عاشقان اهل بیت ماه محرم آمده ) * رضا یعقوبیان

1222

هنگامه غم  -(عاشقان اهل بیت ماه محرم آمده ) عاشقان اهل بیت هنگامۀ غم آمده
باردیگرماه خون ماه محرّم آمده
**
از غم کرب وبلا عالم بود در شور وشِین
درزمین وآسمان ذکر ملائک یا حسین
**
هرکجا را بنگری گشته سیه پوش غمش
در همه ارض و سما برپاست بزم ماتمش
**
مادرش زهرا به جنّت بهر اودارد عزا
برسر و سینه زند بانالۀ واویلتا
**
ماه بگذشتن ز هستی در ره دین خدا
ماه جانبازی اصحاب شهید کربلا
**
درهمین مه نور حق آید حسین در کربلا
همرهش سجاد و زینب خواهرش با اقربا
**
درهمین مه ارباً اربا پیکر اکبر شود
درهمین مه غرقه در خون حنجر اصغر شود
**
درهمین مه قاسم ابن مجتبی گردد شهید
مادرش نجمه شود در نزد زهرا رو سپید
**
درهمین مه میدهد جان در ره دین خدا
هردودستان ا

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:07
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

اشک غربت -(آمد دوباره ماه ماتم (2)) * رضا یعقوبیان

1393

اشک غربت -(آمد دوباره ماه ماتم (2)) آمد دوباره ماه ماتم (۲)
ماه پر از داغ محرّم
دلهای ما در شور و شین است
هرلحظه بین الحرمین است
این ماه غم ماه حسین است
عزیز زهرا یا حسین جان (۳)
***
بزم عزا گردیده برپا (۲)
صاحب عزا حضرت زهرا
دلها گرفته شور ماتم
اشک تمام اهل عالم
ریزد در این ماه محرّم
عزیز زهرا یا حسین جان (۳)
***
عالم پراز شور و نوا شد (۲)
هستی ز ماتم کربلا شد
برپا شده بزم عزایی
دلها شده کرب و بلایی
این مه حسین گردد فدایی
عزیز زهرا یا حسین جان (۳)
****
در کربلا با زینب آید (۲)
با ذکر یا رب یارب آید
آید که دین پاینده گردد
دین محمّد زنده گردد
دشمن دین شرمنده گردد
عزیز زهرا یا حسین جان (۳)
***
این مه گلان باغ حیدر(۲)
جمله شوند از

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:10
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شور محرم -(مه غم ماه ماتم مه شور محرم) * رضا یعقوبیان

1010

شور محرم -(مه غم ماه ماتم      مه شور محرم) مه غم ماه ماتم مه شور محرّم
مه افغان و ناله مه اشک دمادم
باردیگرآمد محرّم
ماه عشق و ایثار ماه غم
**
مه فرزند حیدر مه گلهای پرپر
مه ناله مه سوز مه اشک مکرّر
بار دیگر آمد محرّم
ماه عشق و ایثار، ماه غم
**
مه عشق و ارادت مه صبرو رشادت
مه شور و عبادت مه خون و شهادت
بار دیگر آمد محرّم
ماه عشق و ایثار، ماه غم
**
مه حقّ ، ماه ابراز سوی حق اوج پرواز
هرکه سوزد دراین ماه می شود مَحرم راز
بار دیگر آمد محرّم
ماه عشق و ایثار ماه غم
**
مه ایثارو تدبیر مه یاران چون شیر
ماه پیروزی خون بر همه تیغ و شمشیر
باردیگر آمد محرّم
ماه عشق و ایثار ماه غم
**
مه ناله مه شور ماه دلهای غمگین
مه ایثار جانها ماه یک داغ سنگین
ب

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:13
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

کاروان عشق -(هستی ختم رسالت گلبن باغ ولا) * رضا یعقوبیان

783

کاروان عشق -(هستی ختم رسالت گلبن باغ ولا) هستی ختم رسالت گلبن باغ ولا
نور چشم فاطمه جان علّی مرتضی
**
همنشین زینب و کلثوم و عباس و حسین
پنجم آل کسا آیینه ایزد نما
**
با تمام اهل بیت خود حسین بن علی
آمد از شهر مدینه سوی دشت کربلا
**
آمده با دعوت آن کوفیان بی وفا
کربلا با اهل بیتش خامس آل عبا
**
این زمین خیمه گاه و قتلگاه کربلاست
خیمه های آل عصمت می شود اینجا به پا
**
بر رضای حق بود راضی و در این سرزمین
در ره اسلام و قران میکند جانش فدا
**
در میان موج خون در این زمین غلطان شود
تاکه پاینده بماند دین جدّش مصطفی
**
آنکه جان داد و رضای حق به جان خود خرید
درهمین جا میشود تنها خریدارش خدا
**
درهمین جا ازمیان خیمه های تشنگان
می رسد بر عرش گردو

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:18
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

محرم -(نی نوا کن کربلا معنا شود) * هستی محرابی

829
2

محرم -(نی نوا کن کربلا معنا شود) ‍#نذر_محرم

️نے نوا کن کربلا معنا شود

سینه هاے عاشقان شیدا شود

نے نوا کن از صبوری ها بگو

کی صبوری مرهمِ دلها شود؟

نی نوا کن در وداعِ اکبرش

تا همه نا گفته ها گویا شود

نے نوا کن تا رقیه دخترش

در خرابه گم شد و پیدا شود

نے نوا کن روی جسمِ بے سرش

مرثیه خوان مادرش زهرا شود

نے نوایت را کمے آهستہ زن

اصغر آغوشِ پدر لالا شود

نے نوا کن سینه را آتش بزن

شامِ غم در کربلا بر پا شود

نے نوا کن روے نعشِ کشتہ ها

تا که زینب با تو هم آوا شود

نی نوا کن تا که در تاریخ ما

این یزیدِ بد گهر رسوا شود

نی بگو از ظلم و جور شامیان

تا که رازِ تیرگی افشا شود

نی نوا کن از اسیرانِ غریب

تا زبانِ عاشقی معنا ش

  • سه شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 16:55
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 محمد زوار

محرم -(باید برای زخم کاری زود مرهم بُرد ) * محمد زوار

1135

محرم -(باید برای زخم کاری زود مرهم بُرد ) باید برای زخم کاری زود مرهم بُرد
پس زود باید این دلم را تا محرم بُرد
اصلاً بساط روضه‌ی تو روسفیدم کرد
این روسیاهیِ مرا شال سیاهم برد
پای عَلَم هرکس نیامد هر دو عالم باخت
پای عَلَم هرکس که آمد هر دو عالم برد
گریه برای تو گره از کارها وا کرد
وقتی مَلَک این اشک‌ را تا عرش اعظم برد
از کودکی در آتش عشق تو میسوزیم
«باید» کسی را که نمیسوزد، جهنم برد
ما که همیشه بیشتر از حقمان بردیم...
بیچاره آنکه از سر این سفره‌ها کم برد
آیه به آیه‌ پیکرت، قرآنِ بر نیزه است
پس نامی از تو بی‌وضو، هرگز نخواهم برد
من هرچه دارم از سه ساله دخترت دارم
رحمت به آنکه بین این روضه مرا هم برد

  • سه شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

محرم -(وقت عاشق شدنم عقل سرم را ببرید ) * علیرضا عنصری

731

محرم -(وقت عاشق شدنم عقل سرم را ببرید ) وقت عاشق شدنم عقل سرم را ببرید
میل پروازم اگر بود ، پرم را ببرید
آمده پشت در خیمه که جان بستاند
مرکب و تیغ چه سود است سرم را ببرید
جگرى سوخته دارم که پر از حرف دل است
سر بازار نگارم جگرم را ببرید
ناز چشمان خمارش پى خون مى گردد
وقت قربانى اگر شد پسرم را ببرید
من که دینم به تماشاى رخش تاق زدم
خبر معامله ى سر به سرم را ببرید
بلکه در راه بیفتم تو بلندم بکنى
زودتر خرجى راه سفرم را ببرید
گریه ام گر ثمرى داشت تو را مى آورد
پس همین مختصر بى ثمرم را ببرید
خبر این است که پروانه برایش جان داد
محضر شعله اگر شد خبرم را ببرید
پدر کرب و بلا از سر ناچارى گفت
که بیایید جوانان پسرم را ببرید
وقت برگشت به خیمه چق

  • سه شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

محرم -(هرموقعی که پایم تا روضه ها رسیده ) * سید پوریا هاشمی

1175
1

محرم -(هرموقعی که پایم تا روضه ها رسیده ) هرموقعی که پایم تا روضه ها رسیده
روی لبم نوای یا لیتنا رسیده
هم دست دوز زهراست هم دستبوس زینب
پیراهن سیاهم از کربلا رسیده
ماهیچکاره هستیم روزی رسان رقیه ست
از دستهای خانم خیلی به ما رسیده
چکمه‌ به دوش دارم شرمنده ام‌حسین‌ جان
راهم‌بده به خیمه آقا گدا رسیده
هرجا که روضه ای هست اهل محله سیرند
از خانه فقیران‌ بوی غذا رسیده
ما گریه کن نبودیم این اشک ها حواله ست
زینب اشاره کرده حال بکا رسیده
باید به کربلا رفت حتی به قیمت جان
وقتی که کنار شش گوش حتی خدا رسیده
دربین یک خرابه سرروی خشت دارد
بالا نشین یثرب حالا کجا رسیده

  • سه شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

محرم -(قبل از شروع خلقت تابیده آفتابش.. ) * سید پوریا هاشمی

1116
1

محرم -(قبل از شروع خلقت تابیده آفتابش.. ) قبل از شروع خلقت تابیده آفتابش..
لب تشنه ای که عمریست دلها شده کبابش
گفتیم السلام و فورا علیکم آمد
جانم به این سلام و جانم به این جوابش
تکلیف را ادا کرد با نفس مطمئنه
پس‌ میکند خداوند با ارجعی خطابش
هرکس که عمر خود را خرج‌حسین کرده
یوم‌الحساب پاک‌است پیش خدا حسابش
حرف امام خیر است حتی زمان نفرین
حر دُرِّ کربلا شد تنها به یک‌ عتابش
راه هزار ساله طی میشود به آنی
از برکت حسین و کشتی پر شتابش
کم از حرم ندارد این روضه های آقا
ما در حرم نشستیم در محضر جنابش
پیش نگاه اطفال مستانه موج میزد
ما با فرات قهریم با قطره های آبش..
یا رب چه بود حکمت کز داغ این مصیبت
ارباب رفت گودال آواره شد ربابش

  • سه شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

محرم -(شفق به نیزه نظر کرد و رنگ او غم شد ) * حامد آقایی

785

محرم -(شفق به نیزه نظر کرد و رنگ او غم شد ) شفق به نیزه نظر کرد و رنگ او غم شد
نسیمِ صبح به زلفش چو خورد ماتم شد
به عرش پیرهنی پاره گشت، آویزان
بساط گریهٔ عالم دگر فراهم شد
دوباره مقتل ارباب کشته می خواهد
دوباره نان شبِ خانه های ما غم شد
به دربِ روضهٔ فرزند ، مادر اِستاده
و هر که آمده اینجا یقین که مَحرم شد
اگر به پرچم آقا زدی تو سنجاقی
بدان که روزی عمرت به پایِ پرچم شد
برای یاری عباسِ او علم بردار
و بین که رشته عشقت به او چه محکم شد
اگر محرم و این شور گشته عالمتاب
به سومین شب آن چون رسید، اعظم شد‌‌

  • سه شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

محرم -(گر ماهِ عزا جلوه کند از افقِ غم!) * هستی محرابی

834
2

محرم -(گر ماهِ عزا جلوه کند از افقِ غم!) #پیشواز_محرم

#شوری_به_سرم_نیست_بجز_شور_محرم

گر ماهِ عزا جلوه کند از افقِ غم

از داغِ حسین مرثیه خوان میشود عالم

خورشید غمین می شود و ماه مکدّر

گو محشرِ کبراست وَ یا صیحه ی اعظم

غم پرده ی نیلی بکشد ارض و سما را

بر پا بشود عرشِ خدا مجلسِ ماتم

دریا به خروش آید و کوه ها متلاشی

زین غصه سیه پوش شود عالم و آدم

صد وای دریغا نه فقط مسجد و محراب

انگار قیامت شد و عالم همه در هم

زین واقعه گر پرده فتَد از رُخِ محشر

کم هست قِبالِ غمِ جانسوزِ محرم

بَس داغ گلِ فاطمه جانکاه و ثقیل است

پس هر چه بلا بارد اگر هست مسلّم

وقتی که خدا از غمِ او مرثیه خوان است
کی میشود این واقعه را کرد مجسّم!

#هستی_محر

  • سه شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 22:30
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

گريه و نفرين حضرت نوح *

214

گريه و نفرين حضرت نوح وقتى كه حضرت نوح (ع) سوار كشتى شد، كشتى حركت كرد، تا به سرزمين كربلا رسيد، همينكه به سرزمين كربلا رسيد، زمين كشتى او را گرفت، بطورى كه حضرت نوح (ع) ترسيد غرق شود، دستها را به دعا و نيايش برداشت، وپروردگارش را خواند و عرض كرد: خدايا، تا كنون مشكلى برايم پيدا نشده، ولى تا به اين سرزمين رسيدم ترس و وحشت عجيبى برايم ظاهر گشت، و بدنم لرزيد و خوف شديدى تمام وجودم را گرفت، كه تا بحال اينجورى نشده بودم، خدايا علتش چيست؟
حضرت جبرئيل (ع) نازل شد و فرمود: اى نوح در اين سرزمين سبط خاتم پيغمبران و فرزند خاتم اوصياء كشته مى شود. و روضه كربلا را خواند.
حضرت نوح (ع) منقلب گشته و اشكهايش سرازير شد و فرمود: اى

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 10:41
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

گريه حضرت آدم *

5049

گريه حضرت آدم وقتى كه حضرت آدم (ع) از بهشت بيرون شد از كارى كه كرده بود و از درد فراق بسيار گريه كرد،
و تا چهل سال اين گريه ادامه داشت، و از كرده خود پشيمان و تائب بود. و توبه كرد. خداوند متعال توبه
او را پذيرفت و حضرت جبرئيل (ع) را فرستاد كه كلماتى به حضرت آدم (ع) بياموزد و آن كلمات همان بود كه قبلا در عرش ديده بود.
حضرت جبرئيل (ع) به او فرمود: بگو: يا حميد بحق محمد، يا عالى بحق على، يافاطر بحق فاطمه، يامحسن بحق الحسن و (ياذ الاحسان بحق) الحسين منك الاحسان.
وقتى حضرت آدم (ع) به اسم امام حسين (ع) رسيد، اشكش جارى شد و قلبش به درد آمد. فرمود:
اى برادر جبرئيل چرا در ذكر پنجمين اسم كه حسين است قلبم شكست و اشكم

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 10:42
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه و گريز اول محرم *

689

روضه و گريز اول محرم روضه و گريز اول محرم

بسم الله الرحمن الرحيم
به نقل از استاد شيخ جعفر شوشتري در خصائص الحسينيه (مقتل شوشتري ) گردآورنده ابراهيم سلطاني نسب ص ١١٦ و ١١٧
اول شدت مصيبت سيد الشهداء
روز اول محرم بود مثل روز اول تولدش كه ملائكه آمدند خدمت پيامبر ص و عرض تهنيت و تعزيت سيد الشهداء رو داشتند آيا تا بحال ديديد روز اول ولادت كسي برايش تعزيت بگيرند ؟
اول شدت مصيبت سيد الشهداء روز اول بود كه ابن زياد وقتي شنيد سپاه حر را با هزار نفر فرستاد
عجبا لهذه الامه امام زمانشان رادعوت مي كنند يك لشكر جنگجو براي استقبال مي فرستند .
اشاره به وحشت زن و بچه از ديدن اين سپاه
و گريز اينجاست كه اينجا بني هاشميا بودند و زن

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:59
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

اول محرم *

16

اول محرم روضه و گريز
اول محرم

مقتل شوشتري صفحه١١٠ و ١١١
بسم الله الرحمن الرحيم
چشم زنان و اطفال كه به لشگر دشمن افتاد همه خائف و ترسان شدند . حضرت چون ملاحظه خوف عيال نمود در آن حوالي تلي بود كه به آن ذي جشب مي گفتند ، امر كرد عيال را ببرند بر بالاي آن تل بردند و خود آن حضرت با اصحاب در پايين آن تل صف كشيدند كه عيال و اطفال مضطرب نشوند مي خوام عرض كنم آقا جان يه لحظه طاقت نداشتي خوف زن و بچه ها رو ببيني

امان از اون لحظه اي كه لشگر هجوم آوردند سمت خيمه ها سئوال كردند عمه جان چه كنيم فرمود فرار كنيد اين زن بچه فرار كردند تو بيابونها ...
ولاحول ولا قوت الا بالله العلي العظيم

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:59
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه و گريز اول محرم *

20

روضه و گريز  اول محرم روضه و گريز
اول محرم

مقتل مرحوم شوشتري صفحه١١٠-١١١
بسم الله الرحمن الرحيم
چشم زنان و اطفال كه به لشگر دشمن افتاد همه خائف و ترسان شدند . حضرت چون ملاحظه خوف عيال نمود در آن حوالي تلي بود كه به آن ذي جشب مي گفتند ، امر كرد عيال را ببرند بر بالاي آن تل بردند و خود آن حضرت با اصحاب در پايين آن تل صف كشيدند كه عيال و اطفال مضطرب نشوند
عرضه بداريم عمه سادات دوتا تل ديد يكي تل ذي جشب يكي تل زينبيه اينجا همه بودند برادرها برادرزاده ها و خواهرزاده ها و اصحاب دور ابي عبدالله رو گرفته بودند اما يه روز خواهر از تل زينبيه نگاه كرد يه مشت حرامي دور برادر حلقه زدند نيزه دار با نيزه شمشيردار با شمشير
بميرم

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:00
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه و گريز امام حسين عليه السلام براى همه ى شبها *

46

روضه و گريز  امام حسين عليه السلام  براى همه ى شبها روضه و گريز
امام حسين عليه السلام
براى همه ى شبها

بسم الله الرحمن الرحيم

منابع بهار الانوار ج١٠١-ص٢٣٥ و زيارت ناحيه

بسم الله الرحمن الرحيم
بايد در زيارت تمام انبياء و اولياء چنان كه در زيارتنامه هاي اين بزرگواران مي خونيم ٢ تا سلام داد يك سلام بر روح مطهر و يك سلام بر بدن مطهر
جانم فداي اون آقايي كه تمام اعضاي بدنش يه سلام دارد كه امام معصوم فرمودند السلام علي الشيب الخضيب يعني سلام ما بر اون محاسن غرق بخونت آقا امام زمان عج يه سلام دادند دل عالم رو سوزاندند ((السلام علي الثغر المقروع بالقضيب )) يعني سلام ما بر اون لب و دندان چوب خوده ات ... يا حسين

صل الله عليك يا ابا عبدالله
ولاحول ولا ق

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:01
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه و گريز ورود به كربلا *

14

روضه و گريز  ورود به كربلا روضه و گريز
ورود به كربلا
منابع : اللهوف سيد ابن طاووس ص١٨٠
معالى السبطين ج٢ ص٥٥

بسم الله الرحمن الرحيم
كاروان ابى عبدالله ع داره به كربلا نزديك مي شه دائما خبرهاى ناگوار براش ميارن ، يكي گفت آقا جان بنى اميه قلبهايشان با شماست اما شمشيرهايشان عليه شما، يكي ديكه خبر آورد از كوفه خارج نشدم مگر آنكه با چشم خودم ديدم پيكر حضرت مسلم و هانى رو در كوچه ها مى گرداندند ، تا رسيدند كربلا حضرت سئوال كرد اينجا كجاست ؟ گفتند قاضريه،شاطى الفرات،نينوا ، نام ديگرش كربلاست ، انگار ارباب منتظر شنيدن نام كربلا بود فرمود
اللهم انى اعوذُ بِكَ مِنَ الكربِ والبلاء ،
انزلو هاهُنا مَحَطٌ رحالِنا
و مَسفَكَ دمائنا
و ه

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:08
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روايت از زبان حضرت امام رضا ع و گريز به كربلا *

377

روايت از زبان حضرت امام رضا ع و گريز به كربلا روايت از زبان حضرت امام رضا ع
و گريز به كربلا
مقتل الحسين شيخ صدوق ص٤٨

بسم الله الرحمن الرحيم
امام رضا علیهالسـلام فرمودند :
‎قـال الرضـا علیه السلام : إن یوم الحسین أقرح جفوننا و أسـبل دموعنـا و أذل عزیزنـا بأرض کرب و بلاء، أورثتنا الکرب و البلاء، إلی یوم الأنقضاء،
‎روز شـهادت حسـین علیه السلام دیـدگان مـا را زخمی سـاخت و اشـک چشـمانمان را جاري کرد و عزیز ما را در زمین رنـج و بلا خوار نمود، زمینی که، تا قیامت، انـدوه و بلاـ را براي مـا بـاقی گـذاشت.امـام رضا عليه السلام سـپس گفت: آنگاه که ماه محرم آغاز میشـد پـدرم، امام موساي کاظم علیه السلام خنـدان دیـده نمیشد، و تا ده روز از ماه، گ

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:13
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه ى وداع حسين از مدينه *

14

روضه ى  وداع حسين از مدينه روضه ى
وداع حسين از مدينه
و گريز بازگشت كاروان
بحارالانوار ج ٤٤ ص٣٢٨

بسم الله الرحمن الرحيم
امام حسين كنار قبر پيغمبر آمد ، اين صورت نورانى رو روى قبر رسول الله گذاشت و عرض كرد : يا ابتاه ، يا جداه ، يا رسول الله، اِنَّ القَومَ فَرَّقوابينى و بَينَك
بابا ، مردم دارند من رو از شما جدا مي كنند پدر جان كارى كردند كه ديگر نمى توانم در مدينه بمانم.
لحظاتى پيامبر را در خواب ديد ، حضرت او را در آغوش گرفت و فرمود : ضَمَّه عَلىٰ صَدرِهِ و قال : يا حُسَينُ نَحنُ مُشتاقون اليك ، حسينم بيا ، ما مشتاق ديدار توايم ،مادرت منتظر است ، برادرت امام حسن منتظر توست .حضرت از مدينه خارج شد اگر چه سخت بود ،هر چند م

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:16
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

روضه و گريز به كربلا *

16

روضه و گريز به كربلا روضه و گريز به كربلا
شرح غم حسین ( علیه السلام )
ترجمه تحقیقی مقتل خوارزمی ص١٥٠-١٥٥
در كربلا دو غلام بودند كه جان فداى حضرت سيدالشهداء كردند و هر دو عاقبت بخير شدند .
اولين آنها جون غلام ابوذر غفاري كه غلام سياهي بود به اذن حضرت به ميدان رفت. او حمله كرد و مي‌گفت: «بدكاران، ضربه‌هاي انسان سياه با شمشير برنده هندي را چگونه مي‌بينند؟ من از شايستگان آل محمد حمايت مي‌كنم و با دست و زبان از آنان دفاع مي‌كنم. به اميد آن كه خداي يگانه در روز قيامت رستگارم كند».
او در مقابل امام حسين عليه السلام نبرد كرد تا به شهادت رسيد، پس از چند روز پيكر او را يافتند در حالي كه بوى خوش او فضا را معطر ساخته بود . اي

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:36
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

بخشش امام حسين گريز به روضه كربلا *

7

بخشش امام حسين گريز به روضه كربلا بخشش امام حسين
گريز به روضه كربلا

?يك نفر عرب بياباني داخل مدينه شد و گفت: بزرگوارترين كس در اين شهر كيست؟ امام حسين ع را معرفى كردند، عرب داخل مسجد شد، ديد ابا عبدالله (ع) نماز مي‌خواند، او در مقابل حضرت ايستاد و چنين گفت: لم يَخِب الان من رجاك و من حرّك من دون بابك الحلقةانت جواٌد و انت معتمدٌ ابوك قد كان قاتل الفسقةلو لاالذي كان من اوائلكم كانت علينا الجحيم منطبقةً
هر كس امروز تو را اميد دارد و حلقه در تو را حركت دهد، نااميد نمي شود، تو اهل بخشش و اهل اعتمادي، پدرت علي (ع) قاتل فاسقان بود اگر دين اسلام توسط گذشتگان شما عرضه نمي شد، جهنم ما را احاطه مي‌كرد. امام (ع) با شنيدن اشعار او دانست

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:57
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

#ورودبه_كربلا *

4

#ورودبه_كربلا #ورودبه_كربلا
?شیخ صدوق رحمه‌الله به سند معتبر از ابن‌عباس روایت کرده که گفت: در خدمت امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودم هنگامیکه به جنگ صفین می‌رفت. چون در نینوا - که در کنار فرات است - منزل کرد با صدای بلند فرمود: ابن‌عباس، آیا این موضع را می‌شناسی؟ گفتم: نه یا امیرالمؤمنین. فرمود: اگر این موضع را همچون من می‌شناختی از آن گذر نمی‌کردی تا همانند من گریه کنی.آن بزرگوار بسیار گریست تا آنکه ریش مبارکش تر شد و اشک بر سینه‌اش جاری گشت، و ما نیز گریان شدیم، و حضرت می‌فرمود: آه آه، مرا با آل ابی‌سفیان چکار؟ مرا با آل حرب چه می‌شود؟ که حزب شیطان و اولیاء کفرند؟ صبر کن یا أباعبدالله، که به پدرت رسید از آنه

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 19:11
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

#وروديه محرم *

6

#وروديه محرم #وروديه محرم
?چشم زنان و اطفال كه به لشگر دشمن افتاد همه خائف و ترسان شدند . حضرت چون ملاحظه خوف عيال نمود در آن حوالي تلي بود كه به آن ذي جشب مي گفتند ، امر كرد عيال را ببرند بر بالاي آن تل بردند و خود آن حضرت با اصحاب در پايين آن تل صف كشيدند كه عيال و اطفال مضطرب نشوند مي خوام عرض كنم آقا جان يه لحظه طاقت نداشتي خوف زن و بچه ها رو ببيني

?امان از اون لحظه اي كه لشگر هجوم آوردند سمت خيمه ها سئوال كردند عمه جان چه كنيم فرمود فرار كنيد اين زن بچه فرار كردند تو بيابونها ...
يا حسين يا حسين يا حسين
ولاحول ولا قوت الا بالله العلي العظيم

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 19:14
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(رباعی)هر نقشه که دشمنت کشیده ارباب * محمود اسدی

1598
2

(رباعی)هر نقشه که دشمنت کشیده ارباب هر نقشه که دشمنت کشیده ارباب
با آمدن محرّمت شد بر آب

قد کرده علم یهود و داعش امّا
با نیم نگاه تو شود خانه خراب
*****
شائق

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 22:50
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 علی صمدی

طلعیه محرم -(شکر حق رو دارم جا میارم) * علی صمدی

921
1

طلعیه محرم -(شکر حق  رو  دارم جا میارم) شکر حق رو دارم جا میارم
دیده شد باز هلال محرم
سر در خونه های محله
نصب شده عشقی ازجنس پرچم
هیئتا هیئتا
پر از مستمع گریه کن سینه زن
که کردند همه مشکی ها رو به تن
برای شهیدی که شد بی کفن
رسید بوی سبب، هوای حبیب
سلام ماه عشق ... محرم
منو گریه بر ، حسین غریب
شهنشاه عشق ... در عالم
حسین یا حسین ۳ یا مولا
آتش عشق تو شعله ور شد
آسمون و زمین نوحه گر شد
شعرای محتشم روی دیوار
نصب شد و گونه های ما تر شد
این شبا این شبا
به دل شور و نور و صفا حاکمه
میده مزد ما رو خود فاطمه
دلم سمت کرب و بلا عازمه
حرم آرزوم حرم پیش روم
حرم جونمو ... میگیری
شه بی نظیر به عشقت اسیر
شدم یا حسین ... امیری
حسین یا حسین ۳ یا مولا

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی ورودیه محرم -(محرم آمد و جان بر لب آمد) * حسن ثابت جو

774

دوبیتی ورودیه محرم -(محرم آمد و جان بر لب آمد) محرم آمد و جان بر لب آمد
صدای روضه های هر شب آمد
همه گویند این ماه حسین است
ولی با ناله های زینب آمد

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 21:00
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد