مستی ما از باده و از جام رد شد
آوازه ی مستی ما از بام رد شد
آمد خبر دلبند اربابم رسیده ست
کار دل از پیغام و پس پیغام رد شد
سر تا به پایش فاطمه،نامش رقیه
اما شباهت های او از نام رد شد
حتی نسیم صبح گاهی از کنارش
با احتیاط کاملی آرام رد شد
کوری چشم هر کسی که منکر اوست
ایمان به او از مرزهای شام رد شد
حیران این طفل است چشم هر دوعالم
هرگز نبیند مثل او دیگر دوعالم
جا دارد از مستی اگر در پیش پایش
سر را جدا سازند از پیکر دوعالم
پیری به من فرمود که قطعاً گرفتند
از دست های کوچکش ساغر دوعالم
چرخیده از روزی که او آمد به دنیا
بر روی انگشتان این دختر دوعالم
از سفره ی او انبیا حاجت گرفتند
شد کار او م
- دوشنبه
- 16
- مرداد
- 1396
- ساعت
- 10:45
- نوشته شده توسط
- ایدافیض





این قلب لبالب از غم و محتاجم
شور و شعف عشق به مهتاب مبارک




میلاد دردانه کربلا