شهادت امیرالمومنین علی (ع)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت امام علی(ع) -( اي قرار ِ دلِ پريشانم ) *

2404

شعر شهادت امام علی(ع) -( اي قرار ِ دلِ پريشانم ) اي قرار ِ دلِ پريشانم
كه ز دل آه ميكشي گاهي
با من ِ دل پريش حرفي زن
گريه ام را اگر نميخواهي
***
ميتواني اگر پدر وا كن
لحظه اي چشم هاي بسته تان
نيمه جان،جانِ من به لب آمد
با نگاهِ سر ِ شكسته تان
***
جان زينب به خاطر مادر
بار ديگر بايست بر سر پا
كوري چشم ابن ملجم ها
حال تو خوب ميشود بابا
***
بعدِ مادر نديده بودم كه
موي خود ذره اي خضاب كني
نكند قصد كردي از داغت
خانه را بر سرم خراب كني
***
نذر كردم مُفَتِحُ الابواب
دري از روي لطف بگشايد
چه كنم هرچه ميكنم آخر
سر ِ بشكسته هم نمي آيد
***
با دو شيشه گلابِ چشمانم
شسته ام خونِ خشك گيسويت
ياد پهلوي مادر افتادم
با تماشاي وضع ابرويت
***
چشم ِ من ردِّ خون س

  • یکشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

واحد-شب شهادت امیر المومنین (ع)-(ای پدر جان یه بار دیگه چشمای مستت و وا کن) *

6060
1

واحد-شب شهادت امیر المومنین (ع)-(ای پدر جان  یه بار دیگه چشمای مستت و وا کن) واحد-شب شهادت امیر المومنین (ع)

ای پدر جان یه بار دیگه چشمای مستت و وا کن
یه بار دیگه بابا زینب و صدا کن من که مردم

ای پدر جان دوباره دارم میبینم خون بین بستر
تازه شده برای من غصه ی مادر من که مردم
ای امیر مه رو کرده با غصه خو ای شکسته ابرو
یا حیدر
آتشم زد بابا صدای خنده های ابن ملجم
شده به پیش چشم من تیره دو عالم وامصیبت
میگه بابا دیگه کار علی تو این دنیا تمومه
خورشید عمر مرتضی به روی بومه وامصیبت
رهبر تنهایی مونس غمهایی زائر زهرایی
یا حیدر
ای پدر جان دوباره تو باید بشی علی سردار
حیفه بمونه ذوالفقارت روی دیوار شاه مردان
ای پدر جان نمیشه باورم که تو همون امیری
دوباره باید پاشی و علم بگیری شی

  • چهارشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1389
  • ساعت
  • 10:08
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت امام علی(ع) -( علی ای آن که غمت خون بر دلِ ما می کند ) *

2764
3

شعر شهادت امام علی(ع) -( علی ای آن که غمت خون بر دلِ ما می کند ) علی ای آن که غمت خون بر دلِ ما می کند
ناله هایت را دلم با ناله سودا می کند
هر سحر چون یادم آید از شبانگاهت علی
اشکِ شمعی بر رخم، عشقت هویدا می کند
از فراقت جانِ بی تابم چنان برگِ خزان
زیرِ پایِ عاشقان، هجرِ تو نجوا می کند
دیده ها هر لحظه تصویرِ نجف را می کشد
پاسخِ دل را سلامی از تو پیدا می کند
وصلِ رویت آرزو چون می کنم ای ساقیا
دستِ مهرت جامِ من را غرقِ صهبا می کند
نورِ تو ای اوّل و آخر خدایی، شمسِ دین
تا بتابد ذرّه را تا عرش بالا می کند
نفرت و عشق و صفا و، خشم و مهر و کینه را
هر یکی را با عدالت، نمره اعطا می کند

  • دوشنبه
  • 24
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زمینه-شهادت علی (ع)-(از خونه ی علی صدا میاد داره صدای عزا میاد) *

4919
2

زمینه-شهادت علی (ع)-(از خونه ی علی صدا میاد  داره صدای عزا میاد) زمینه-شهادت علی (ع)

از خونه ی علی صدا میاد داره صدای عزا میاد
چشماشو بست بیچاره شدیم دیدی آقامونو کشتند
واویلا- علی علی علی علی حیدر3

دنیا!به آقای ما وفا نداشتی دنیا!دلی برای علی نذاشتی
داغ یارشو رو دلش گذاشتی دنیا!دلم از غصه ها می میره
دنیا!مگه از تو چیزی طلب کرد دنیا!مهربونی جای غضب کرد
دنیا!پیش مردم همش ادب کرد دنیا!علی از تو واللهه سیره
از خونه ی علی ...
کوفه!این همه ظلم روا نبودش کوفه!علی ازحق جدا نبودش
کوفه!حق اون ناسزا نبودش کوفه!کاشکی امشب آتیش بگیری
کوفه!علی بود و یه چاه,تنها کوفه!خالی بود جاش رو منبرها
کوفه!به علی بود علی مولا کوفه!ندیدی مثل اون امیری
از خونه ی علی...
مردم!همتون مح

  • چهارشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1389
  • ساعت
  • 10:10
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شور-شهادت امیر المومنین علی (ع)-(وای دل به غم آغشته شد) *

6691
1

شور-شهادت امیر المومنین علی (ع)-(وای دل به غم آغشته شد) شور-شهادت امیر المومنین علی (ع)

وای دل به غم آغشته شد
وای به سینه بنوشته شد
وای به سر بزن سینه بزن خون خدا کشته شد
چاووشه غم پیچید عرش حق می لرزید یک عالم محزون شد محرابش پرخون شد

می آید از بالا واویلا قدقتل المرتضی فرق علی شد دو تا
وای شد خبری تسلیت
وای خونجگری تسلیت
وای آه فغان شیعه بدان بی پدری تسلیت
شد ماتم یا حیدر آه غم یا حیدر واویلا یا حیدر واحزنا یا حیدر
می آید از بالا واویلا قدقتل المرتضی فرق علی شد دو تا
وای کوفه شده کربلا
وای شکسته آیینه ها
وای ضجه بزن سر بشکن شد سرشکستن روا
وای عالم تلاطم شده
وای غصه تجسم شده
وای ابروی او شکسته و قبله ی ما گم شده
در کوفه شد طوفان صاحب غم شد یزدان

  • چهارشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1389
  • ساعت
  • 10:11
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر مدح امام علی(ع) -( از صحبت اغیار گذشتیم علی الله ) *علامه حسن زاده آملی

6461
2

شعر مدح امام علی(ع) -( از صحبت اغیار گذشتیم علی الله  ) از صحبت اغیار گذشتیم علی الله
ما از همه جز یار گذشتیم علی الله
شد وعده ی دیدار من و یار شب تار
از خواب شب تار گذشتیم علی الله
خاکم به سر ار جز به وصالش بنهم سر
از جنت و از نار گذشتیم علی الله
از زهد ریایی که بود شیوه ی خامان
ما سوخته یک بار گذشتیم علی الله
در اهل زمانه دل بیدار ندیدیم
زین مردم بیمار گذشتیم علی الله
چشم طمع از مال جهان پاک ببستیم
از اندک و بسیار گذشتیم علی الله
از حرف ندیدیم به جز تیرگی دل
ناچار ز گفتار گذشتیم علی الله
حق راست انا الحق خساگر چو حلاج
از بیم سر دار گذشتیم علی الله

شاعر : علامه حسن زاده آملی

  • یکشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

Imam Ali's Martyrdom *

3232
1

Imam Ali's Martyrdom Sleep reigned over the Kufan town,
As from the mosque came a godly sound.
The call for prayer filled the sky,
Moving the air with a gentle sigh.

Awakening Muslims with a gentle prod,
“O people come, and pray to God.”
And in the silent mosque, Ali (AS)stood alone,
Gazing at every wall and stone.
He knew that these walls would be stained with blood,
Innocent, pious, saintly blood.
Today his blood would be shed,
These clean walls would be covered in red.
He was eager for martyrdom I am sure,
It was then he heard a tiny snore.
In a corner a sleeper lay,
Ali (AS) knew he had not come to pray.
Gent

  • پنج شنبه
  • 27
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 11:31
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

شعر شهادت امام علی(ع) -( پریشان میکند امشب مرا چشمان آهوها ) * اکرم بهرامچی

2561
5

شعر شهادت امام علی(ع) -( پریشان میکند امشب  مرا چشمان آهوها ) پریشان میکند امشب مرا چشمان آهوها
درون آشیان کِز کرده اند امشب پرستوها
نگاه آسمان کعبه می گردد به دنبالت
تو ماه کعبه ای مولای بی همتای هوهو ها
تو را پس کوچه های شهر، هر شب انتظاری هست
که بنشانی یتیمان را به روی عرش زانوها
تو رفتی و زمین تنهایی اش را در خودش پیچید
به چاه آسمانها چنگ زد این سو و آن سوها
ستبر ذوالفقارت تا ابد هنگامه ی عدل است
توازن از تو میگیرند تعدیل ترازوها
متون دفتر تاریخ لبریز از رثای توست
کلامت عطر میپاشد جهان را تا فراسوها
اگرچه نیستی... هستی میان هستی ممتد
تو را می بویم امشب لا به لای خواب شب بوها

شاعر : اکرم بهرامچی

  • یکشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

(Poem About Imam Ali (AS *

5072
2

(Poem About Imam Ali (AS A brave man was Ali
The Lion Of God, the Prophet's wasi
His father was the chief of the clan,
He was a good and pious man.

His mother was entirely free from blame.
Fatema binte Asad was her name.
His cousin, the prophet was brought up by these two,
Children they'd had and quite a few too.

In Kaaba our first Imam was born,
Near the very early hours of dawn.
When his eyes opened for the very first time,
He was met with the Prophet's face sublime.

The Prophet wished to adopt Ali,
To relieve his guardians of a responsibility.
Once the prophet had a feast,
With a tiny amount of things to eat.

S

  • پنج شنبه
  • 27
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 11:44
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

سینه زنی واحدشهادت امیرالمونین(مصطفی آزادوار)-(الهی بمیرم برای امیرخیبر شکن امشب الهی بمیرم امیرم ز ضربه ملجم شده در تب) *

5698
2

سینه زنی واحدشهادت امیرالمونین(مصطفی آزادوار)-(الهی بمیرم  برای امیرخیبر شکن امشب            الهی بمیرم امیرم ز ضربه ملجم شده در تب) یاعلی ادرکنی

الهی بمیرم برای امیرخیبر شکن امشب الهی بمیرم امیرم ز ضربه ملجم شده در تب

الهی نباشه خدایا یتیم بی پدر تو دنیا اگر هست نباشه مثاله یتیمی زینب زهرا

علی شیر خدا علی ضرب جفا علی ازین زمونه شده سیر بخدا

پدر مرومرو

خدایا بمیرم نباشم ببینم امشب علی میره خدایا نباشم ببینم که زینبش زدنیا سیره

یتیما کجایید بیارید یه ظرف شیر برای بابا زبونم بشه لال که بابا میخواد بره به پیشه زهرا

اگر روی پدر شوم چو بی سپر تورو مادرمون بیا منم ببر

پدر مرو مرو

جنان در عزایند کجایند فرشتگان عرش اعلا که امشب رقم خورد محرم همه بریم سمت کربلا

اباالفضل کجایی دلیرم دست تو و حسین زهرا علمدار بابا بعد من میم

  • پنج شنبه
  • 6
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 11:28
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب

دوبیتی هایی در شهادت مولا-(علی شب تا سحر از غم نخفتی) *

5199
14

دوبیتی هایی در شهادت مولا-(علی شب تا سحر از غم نخفتی) دوبیتی هایی در شهادت مولا علی ع

۱

علی شب تا سحر از غم نخفتی

حدیث درد را در دل نهفتی

ولی آن لحظه در محراب خونین

فقط «فزت برب الکعبه» گفتی

۲

ببین احمد که تیغ ابن ملجم

فرود آمد به فرق قلب عالم

ز دست امت نا مهربانت

علی می گفت راحت گشتم از غم

شاعر:سید حسن رستگار

منبع:harfhaye.blogfa.com

  • چهارشنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • سیدحسن رستگار
ادامه مطلب

شعر مدح امام علی(ع) -( وقتی تو آمدی دل ما پیش چاه بود ) * سید جعفر علوی

3172
3

شعر مدح امام علی(ع) -( وقتی تو آمدی دل ما پیش چاه بود  ) وقتی تو آمدی دل ما پیش چاه بود
از فاطمه بزادی و زهرا گواه بود
وقتی تو آمدی همه نخل‎های تو
از پیش آمدند به بزمی که آه بود
وقتی تو آمدی همه آسمان شنید
فریاد دیو را که سرا پا سیاه بود
یک کعبه در شکاف تمنای دوست بود
یک قبله در سکوت سجود اله بود
وقتی تو آمدی همه کودکان شهر
دیدند ماه بهر یتیمان پناه بود
فرقت شکافت تا که دل کعبه نشکند
آری که سجده‎گاه تو چون قبله‎گاه بود

شاعر : سید جعفر علوی

  • یکشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زمزمه ی ابدی-(شکرایزدکه منم افتاده ام دردام تو یاعلی ای آنکه ) *

4409
0

زمزمه ی ابدی-(شکرایزدکه منم افتاده ام دردام تو                                                         یاعلی ای آنکه ) شکرایزدکه منم افتاده ام دردام تو یاعلی ای آنکه شدذکرعبادت نام تو

برلبم این زمزمه دارم همیشه تاابد هرموقع خسته میشم،میگیرم ازعلی مدد

سیداتو2جهان فقط همینه فخرشون باباشون علی بودوفاطمه هست مادرشون

گرخداعرش برین و-رو-فرش راه واسم کنه عرش وفرش وپس میدم،عشق اونو کم نکنه

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 15:08
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

من ز عشق مرتضی دم می زنم * جعفر ابوالفتحی

3488
2

من ز عشق مرتضی دم می زنم مدح امیرالمومنین (ع)

من ز عشق مرتضی دم می زنم

شعله بر کفار عالم می زنم

می گساری می کنم با جام عشق

طعنه ها بر آب زمزم می زنم

عشرت من بردن نام علیست

چنگ بر دامان میثم می زنم

عزت من در دوعالم این بود

دیگ نذری ورا هم می زنم

هر که شد منکر ولای مرتضی

بر دهانش مشت محکم می زنم

سروده جعفر ابوالفتحی

  • جمعه
  • 14
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 20:13
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

سبکی شهادت امیرالمونین(مصطفی آزادوار)-(باباچه غریبانه رفتست ازین خانه هم برده دله مارا {هم رونق کاشانه}رفتست غریبانه) *

4897

سبکی شهادت امیرالمونین(مصطفی آزادوار)-(باباچه غریبانه رفتست ازین خانه          هم برده دله مارا {هم رونق کاشانه}رفتست غریبانه) نگو نگو ) نگو بابا میخوای بری تنهام بزاری

نگونگو) دیگه نمیبینم من تورو تو بیداری

نگونگو) دیگه امیدی ندارم تو بی قراری

بدون توبویی نداره این عقاقی بدون تو نایی نداره دست ساقی

بدون تو میخندن این مردم یاقی نرو نرو نرو

بدون تو دنیای حسین چه تاره دله زینبت دیگه آروم نداره

بدون توداداش حسن شده بیچاره نرو نرو نرو

-------

بابا بابا)چرادستتو روی سرت میزاری

بابا بابا)بمیرم برات چرا داری میباری

نرونرو)نکنه بابا دیگه دوسم نداری

بمیرم برای نگاش خسته وزاره بمیرم که نفسش افتاد به شماره

چرا همش اسم مادرُ میاره بابا بابا بابا

چرا دیگه رنگ صورت توزرده چرا باباجون دستای تو سرده

چرا باباجون دستای تو

  • سه شنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 00:43
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب

واحدروضه ای امام علی(مصطفی آزادوار) -(ای خدادلم پریشونه کوفه ازنگاش پشیمونه وای سربابام پرازخونه وای) *

5267
7

واحدروضه ای امام علی(مصطفی آزادوار) -(ای خدادلم  پریشونه             کوفه ازنگاش پشیمونه            وای سربابام پرازخونه وای) ای خدادلم پریشونه کوفه ازنگاش پشیمونه وای سربابام پرازخونه وای

شب شده خدا دلش کجاست پیش مادره یا پیش ماست تندشده نفس دلش غوغاست وای

هی میگه بگین حسن بیاد کاغذوبیار بایک مداد داره مادرت از در میاد وای

بابا دردتوبجونم برات دعا میخونم خوب میشی اینو من میدونم

چشماتو بردار ازین درخونمون باورش سخته نبودنت پیشمون

مادری کردم دیگه بسه خواهشا طاقت ندارم بشم بابای حسن

باباجون بی تو میمیرم

یتیما به دست یه کاسه شیر آوردن برات بابا بگیر تورو زینبت بابا نمیر بابا

چشماتو نبند بابا نخواب بیدارنمیشی زبونم لال آخه روسرت زدن هلال وای

بابا به عشقت اسیرم نرو بابای دلیرم بری بی تومن میمیرم

تمومه خونه گرفته

  • چهارشنبه
  • 26
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 09:10
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب

سبک باباچه غریبانه(مصطفی آزادوار)-(باباچه غریبانه رفتست ازین خانه هم برده دله مارا {هم رونق کاشانه}رفتست غریبانه) *

4982
4

سبک باباچه غریبانه(مصطفی آزادوار)-(باباچه غریبانه رفتست ازین خانه          هم برده دله مارا {هم رونق کاشانه}رفتست غریبانه) باباچه غریبانه رفتست ازین خانه هم برده دله مارا {هم رونق کاشانه}رفتست غریبانه

{شدماه شبت دلتنگ ازعرش چو بگسسته } برروی روخت بابا ماه آمده بنشسته

خورشید سمادرعرش راءسش چو بشکسته

امشب شده مه رویان گریانه سر بازت جانان همه پروانه بر روی رخ نازت

ای وای که ساز غم میسازد این سازت,رفتی چه غریبانه

باباچه غریبانه رفتست ازین خانه هم برده دله مارا هم رونق کاشانه رفتی چه غریبانه رفتی ازین خانه

(بابامرو ای بابا)

گویندوهمه زین پس ما جمع یتیمانیم بابامرو که گویند ما بی سروسامانیم ماجمع یتیمانیم

دیگر به آن خانه ما باز نمیگردیم چون خسته ازانیم و زان خانه پر دردیم

دربین درودیوار آن خاطره می آید دیدم که

  • سه شنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 00:49
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب

چشم انتظار یتیمان-(علی(ع) ای شافع محشر! علی(ع) ای قاضی و داور!) *

4516

چشم انتظار یتیمان-(علی(ع) ای شافع محشر! علی(ع) ای قاضی و داور!) چشم انتظار یتیمان ...

در عزای امام علی (ع)

علی(ع) ای شافع محشر! علی(ع) ای قاضی و داور!

علی(ع) ای ساقی کوثر! علی(ع) ای عدل را مظهر!

اگر جویند فردی را ، که واگویند دردی را

دهم کی چون تو مردی را ، نشان، بعد از جهانپرور؟!

بیا محرم به راز ما ، ای استاد نماز ما !

امیر سرفراز ما... وَ ای شاگرد پیغمبر!

ز غم پر گشته آه دل ، شده محزون نگاه دل

کجایی سرپناه دل ؟ ، تو ای بر عاشقان سرور!

شوم قربان راز تو! به خلوت، سوز و ساز تو!

مناجات و نماز تو! ، علی(ع) ای زینت منبر!

غم و ماتم گران آمد، دل از تنگی به جان آمد

یتیمان بر فغان آمد، الهی! کو وفا گستر؟!

دگر خرما نمی آید، صدای پا نمی آید

مگر مولا ن

  • جمعه
  • 28
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 18:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل دادا
ادامه مطلب

شعر شهادت امام علی(ع) -( از پس پنجره ای شب هنگام ) *

2837
2

شعر شهادت امام علی(ع) -( از پس پنجره ای شب هنگام ) از پس پنجره ای شب هنگام،
زن افسرده ی پیر،چشم بر کوچه ی تنگ دوخته است.
ناشناسی هر شب،کوله باری بر دوش،
پیش از این می آمد،
یک جهان عاطفه همراهش و دستاری نان،
کوله باری از مهر،
گویی از عرش تعالی به پرستاری پیران محل می آمد،
امشب از نیمه گذشت،
پیر زن منتظر است،
خیره در ظلمت شب،چشم بر کوچه ی تنگ دوخته است.
غافل از اینکه به محراب دعا،
فرق آن شیر خدا چاک شدست.
صبح آن روز منادی خبر آورد "علی"،
حجت حق خدای ازلی،
ناشناس دل شب،
سوی رضوان خدا بال گشود.
ریشه ی نخل عدالت خشکید
ریشه ی نخل عدالت خشکید.

  • یکشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زخم فریاد شهادت امام علی ع-(وجودم نخل از غم بارور بود) *

3997
5

زخم فریاد  شهادت امام علی ع-(وجودم نخل از غم بارور بود) زخم فریاد

شهادت امام علی ع

وجودم نخل از غم بارور بود
تمام حاصلم خون جگر بود
زهر شاخه هزاران ميوه دادم
همانا پاسخم نيش تبر بود

دلم از طفل بر پستان مادر
به ديدار اجل مشتاق تر بود
اگر چه شاخه هايم را شكستند
به هر شاخه هزارانم ثمر بود
چه باك از تيغ زهرآلود دشمن
علي يك عمر در كام خطر بود
هزاران زخم در دل داشتم من
كه بس كاري تر از اين زخم سر بود
به جان فاطمه آنكه مرا كشت
نه تيغ ابن ملجم ، ميخ در بود
هزاران استخوان بودم گلوگير
هزاران نيش خارم در بصر بود
به هر آهم هزاران زخم فرياد
به هر زخمم هزاران نيشتر بود
تو اي قاتل مرا كشتي نگفتي
علي يك عمر غمخوار بشر بود
زدي شمشير بر فرق امامي
كه حتي مهربان تر

  • یکشنبه
  • 30
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت امام علی(ع) -( نخل خرماست خم و سر به گريبان علي است ) *

3789
2

شعر شهادت امام علی(ع) -( نخل خرماست خم و سر به گريبان علي است ) نخل خرماست خم و سر به گريبان علي است
شب قدر است وَ يا شام غريبان علي است
چشم ما پر شده از خون دل شير خدا
دل ما قطعه اي از تربت پنهان علي است
بوي زهرا رسد از خاک بيابان نجف
امشب اي اهل نجف فاطمه مهمان علي است
پاي هر نخل که در کوفه مناجات کنيد
جاي خون جگر و ديده ي گريان علي است
بعد از اين شب چه شب عيد بيايد چه عزا
همه شبها شب اشک و شب هجران علي است
گر چه در سجده علي کشته شد از شدت عدل
عدل يک لاله ي خندان ز گلستان علي است
کرم و جود و جوانمردي و آقايي بين
قاتل جان علي دست به دامان علي است
يک طرف فاطمه ، يک سو فقرا چشم به راه
يک طرف پير زني منتظر نان علي است
خاک ، دلباخته ي سجده ي طولاني او
چاه دلس

  • یکشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

جای سجده شهادت مولا علی ع و شب های قدر-(به زخم فرق تو نازد خداي داد گرت) *

4097
1

جای سجده  شهادت مولا علی ع و شب های قدر-(به زخم فرق تو نازد خداي داد گرت) جای سجده

شهادت مولا علی ع و شب های قدر

به زخم فرق تو نازد خداي داد گرت
كه گشت آب وضوي نماز خون سرت
نشست تيغ به فرق سرت چهار انگشت
درست وقت دعا جاي سجده شد سپرت

ستارگان همه تا صبح گريه مي كردند
به لحظه هاي مناجات و گريه سحرت
به فرق پاك تو يك زخم را همه ديدند
چه زخم ها كه نديدند و بود بر جگرت
چه سال ها كه عزا دار همسرت بودي
به ديده اشك عزا بود و بر جگر شررت
زدشمنان چه بگويم كه با تو چون كردند
شكست روز و شب از جهل دوستان كمرت
خبر نداشت كسي از غم دلت ، يك عمر
سكوت كردي و مي سوخت پاي تا به سرت
تو آن هماي هميشه بلند پروازي
كه با شهادت زهرا سلام الله علیها شكست بال و پرت
ستاده اند ملايك به پيشواز،

  • یکشنبه
  • 30
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 16:23
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت امام علی(ع) -( امشب علي ميريزد اشك باورش را ) *

3227
3

شعر شهادت امام علی(ع) -( امشب علي ميريزد اشك باورش را ) امشب علي ميريزد اشك باورش را
در كوفه مي گويد اذان آخرش را
روي لبش انا اليه راجعون است
در آسمان ها دوخته چشم ترش را
مرغابيان خانه دامن را نگيريد
خالي كنيد اي عرشيان دور و برش را
با رفتن بابا خدا مي داند و بس
در بين خانه حال زار دخترش را
اي ابن ملجم زودتر از جاي برخيز
او قصد دارد كه ببيند همسرش را
او قصد دارد كه ببيند بار ديگر
رنگ كبود صورت نيلوفرش را
با تيغ زهرآلود فرقش را شكستند
هم فرق او را هم نماز آخرش را

  • سه شنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

عطش اشک شهادت امیرالمومنین ع-(نه فقط مسجديان سر به گريبان تو اند) *

3963
5

عطش اشک  شهادت امیرالمومنین ع-(نه فقط مسجديان سر به گريبان تو اند) عطش اشک

شهادت امیرالمومنین ع

نه فقط مسجديان سر به گريبان تو اند
نخل و چاه و شب و صحرا همه گريان تو اند
دامنت با چه گنه سرخ شد از خون سرت
اي كه خلق دو جهان دست به دامان تو اند

اي به خون خفته بگو كيسة خرمات كجاست
فقرا منتظر سفرة احسان تواند
كودكاني كه گرسنه همه رفتند به خواب
به عزيزان تو سوگند عزيزان تواند
نخل ها در عطش اشك تو بردند به سر
چاه ها منتظر نالة پنهان تواند
اختران شيفتة حال نماز شب تو
كوه ها منتظرنغمة قرآن تواند
اشك مظلومي تو مي چكد از ديده ما
پاره هاي دل ما برگ گلستان تواند
آسمان ها همه گريند به مظلومي تو
عرشيان سوختة سينة سوزان تواند
گيسوي حور پريشان شده در باغ بهشت
نه فقط زينب و

  • یکشنبه
  • 30
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 16:26
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت امام علی(ع) -( بزن اي تيغ در دم راحتم كن ) * علی صالحی

6676
5

شعر شهادت امام علی(ع) -( بزن اي تيغ در دم راحتم كن ) بزن اي تيغ در دم راحتم كن
از اين شهر اين جهنم راحتم كن
مگر از دست تو كاري برآيد
بزن اي ابن ملجم راحتم كن
***
ز دلبر ارثيه بردن چگونه است؟
شبيه عشق خود مُردن چگونه است؟
بزن طوري بفهمم مثل زهرا
كه با صورت زمين خوردن چگونه است
***
تو كه در خون نشاندي گيسويم را
شكستي مثل زهرا ابرويم را
مرو اي تيغ كارت ناتمام است
مينداز از قلم اين پهلويم را

شاعر : علی صالحی

  • سه شنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

در بهشت علی ع شعر شهادت امام علی ع-(مرا به عالم زر بود با تو اين ميثاق) *

4323
1

در بهشت علی ع  شعر شهادت امام علی ع-(مرا به عالم زر بود با تو اين ميثاق) در بهشت علی ع

شعر شهادت امام علی ع

مرا به عالم زر بود با تو اين ميثاق
كه باشم از همه عالم فقط تو را مشتاق
هنوز خلق نگرديده بود آب و گلم
كه در حريم دلم بر تو ساختند رواق

زبس به روي تو عاشق شدم نمي دانم
ز شوق وصل مرا مي كشند يا به فراق
به شوق آنكه بيايي به ديدنم دم مرگ
در انتظار اجل سخت طاقتم شده طاق
به نامة گنهم خط قرمزي بكشيد
كه برد مهر علي در بهشتم از ارفاق
زدست دشمنت ار آب سرد بستانم
هماره باد حميم جهنمم به مذاق
ولايت تو از آن در دلم ولادت يافت
كه مُهر مهر تو را مادرم گرفت صداق
اگر زمهر تو غفلت كنند اولادم
كنم به ناله و نفرين تمامشان را عاق
تو دست و چشم و زبان خدايي اي مولا
خدا گواست كه ن

  • یکشنبه
  • 30
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 16:27
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت امام علی(ع) -( اي تيغ! دمي كه يارم از پا افتاد ) *

3995
3

شعر شهادت امام علی(ع) -( اي تيغ! دمي كه يارم از پا افتاد ) اي تيغ! دمي كه يارم از پا افتاد
انگار علي زير قدمها افتاد
يك شهر براي بردنم رد ميشد
از روي دري كه روي زهرا افتاد
***
اي تيغ! نهان كردي افسوسم را
زخم تو تمام كرده كابوسم را
يك عمر نديدي به علي ميخندد
آن كس كه شكست دستِ ناموسم را

  • سه شنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ضربت خوردن امام علی(ع) -( عاقبت همنشین دلتنگی ) *

3946
4

شعر ضربت خوردن امام علی(ع) -( عاقبت همنشین دلتنگی ) عاقبت همنشین دلتنگی
راحت از بغض بی کسی ها شد
استخوان سرش شکافی خورد
زخم سر بسته ی علی وا شد
وقت برگشت سمت خانه، علی
گریه می کرد و اشک می ریخت
خوب شد دستمال آوردند
ور نه از زخم سر به هم می ریخت
گویی یا مجتبی غریبانه
مادرش را به خانه برگرداند
دردهای مدینه را حس کرد
زیر لب روضه های مادر خواند
شانه ای که بلندتر شده است
بار دیگر عصای درد شده
کوچه آن کوچه نیست اما آه
کودک آن کودک است و مرد شده
مرتضی خانه آمد و زینب
ناگهان دید زخم بابا را
به سرش زد و کنار او افتاد
تیره شد در نگاه او دنیا
تازه این سومین غم او
مانده غم دلتنگی فردا
الامان از غم برادرها
وای دل از غریب عاشورا
تشنه ای روی خاک افتاده
تشنه ا

  • سه شنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

سبک شبه مظلومی یاران(مصطفی آزادوار) *

3890
6

سبک شبه مظلومی یاران(مصطفی آزادوار) شهادت مولای متقیان تسلیت باد

شبه مظلومی یاران شده خون فرق دلیران

به نوا خوانده که فزتُ پدر اهل یتیمان

یا علی جان (3)

اسدالله )3

شبه مظلومی یاران شده خون فرق دلیران

به نوا خوانده که فزتُ پدر اهل یتیمان

دگرامشب تو نبودی که دهی نان به دستان

همه سردربغل غم که پدرداد ز سرجان

یاعلی جان...

خط قرآن همه مشکین دل توحید پرازکین

به عزاسوره رحمان که بکشتند پدر دین

قل علی فزت بربی صدق الله به عمرت

تو همان شیب خضیبی که بخواندند ز فرقت

یا علی جان...

  • سه شنبه
  • 1
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 08:26
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر بعد از شهادت امام علی(ع) -( دیشب سحر را باب محنت باز گردید ) * محمود ژولیده

3596
3

شعر بعد از شهادت امام علی(ع) -( دیشب سحر را باب محنت باز گردید ) دیشب سحر را باب محنت باز گردید
سوزو گداز مرغ شب آغاز گردید
دیشب درون سفره ی شب زنده داران
غم بود و ماتم بودو رنج و دردو حرمان
دیشب به منبر راز دل محراب می گفت
از صبح خونین گل مهتاب می گفت
دیشب درو دیوار کوفه داد میزد
فریاد از بی رحمی بیداد میزد
.دیشب علی در عرش اعلی سیر می کرد
آهنگ رفتن از دیار غیر می کرد
دیشب فضا را غرق سوزو ساز می کرد
گه دیده را می بست و گاهی باز می کرد
دیشب قرارش همعنان درد می شد
رخساره ی با خون خزابش زرد می شد
دیشب حسن بر هم کف افسوس می زد
بر صورت خونین بابا بوس می زد
دیشب حسینش همچو باران اشک می ریخت
کز اشک او از چشم گردون رشگ می ریخت
دیشب به فکر میزبانی بود کلثوم
یادآور

  • سه شنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد