اشک می ریخت شب تار علی(ع) تنها بود
ریسمان – کوچه – غم یار- علی (ع)تنها بود
همه بودند در آن کوفه ی نامرد و زبون
بنده ی درهم و دینار ... علی(ع) تنها بود
کو نشانی ز ابوذر و اویس قرنی...؟
مالک اشتر و عمار...؟ علی(ع) تنها بود
کوفه در غفلت و افسوس در آن شهر نداشت
خطبه های تو خریدار ... علی(ع) تنها بود
همه هستی او پشت درسوخته ... سوخت ...
ناله می زد در و دیوار علی(ع) تنها بود
نیمه شب ها و مناجات غریبانه و چاه
در غم آن همه سردار علی(ع) تنها بود
چاه – ای چاه ... فدایت که تو هم فهمیدی
در فراق غم دلدار علی(ع) تنها بود
قلب ها غرق نفاق و تب دنیا طلبی
کوفه در خدعه گرفتار علی(ع) تنها بود
مارق
- سه شنبه
- 30
- شهریور
- 1395
- ساعت
- 12:24
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار










