شهادت امام حسین (ع)

مرتب سازی براساس
 امیر عباسی

نوحه امام حسین علیه السلام -(سلام ای پسرِ شیر خدا) * امیر عباسی

909

نوحه امام حسین علیه السلام -(سلام ای پسرِ شیر خدا) سلام
ای پسرِ شیر خدا
سلام
آینه ی نورِ هُدیٰ
سلام
ای سرِ تو گشته جدا
به راهِ عشقِ ربُّ العالَمِین

حسین ... وای... حسین... وای...

امان
از غم و سوز و آه تو
امان
از شررِ نگاهِ تو
امان
از غمِ قتلگاهِ تو
فدایت اِی امامِ عالَمین

حسین ... وای... حسین... وای...

تو را
جمیعِ اشتقیا زدند
تو را
به تیغ و نیزه ها زدند
تو را
با چوب و با عصا زدند
روان از غمت اشکِ ما زِ عِین

حسین ... وای... حسین... وای...

  • دوشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 19:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 امیر عباسی

نوحه ی امام حسین علیه السلام -(ای فدای نام تو) * امیر عباسی

722
1

نوحه ی امام حسین علیه السلام -(ای فدای نام تو) ای فدای نام تو
جان من جهان من
نام تو شده حسین
برکت بیان من
سلام ما سلام.ما سلام ما
به تربت مزار و قبر پاک تو
درود ما درود ما درود ما
به رأسِ روی نیزه، جسمِ چاکِ تو
حسین من ضیاءِ هر دو عین من...

کربلای تو حسین
جنّت دو عالم است
از غم تو بر لبم
ذکر و نوحه و دم است
واویلتا واویلتا واویلتا
زِ نعلِ تازه و تنِ تو یا حسین
میان تیر و نیزه و سِنان و تیغ
به قتلگَه به تو شده جفا حسین
حسین من ضیاءِ هر دو عین من...

  • دوشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 19:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

‌زمزمه امام حسین علیه السلام مناسب برای ابتدا یا انتهای جلسه -(((حسین جان ای آبروی دوعالم) * امیر عباسی

854

‌زمزمه امام حسین علیه السلام مناسب برای ابتدا یا انتهای جلسه -(((حسین جان ای آبروی دوعالم) ((حسین جان ای آبروی دوعالم
نگین سلیمان به حلقه ی خاتم
حسین جانم))

حسین جان ای بیت و مشعر و زمزم
نوای قلبم، همیشه دمادم
حسین.جانم

تو معشوق حوری و مَلَک
السّلامُ علیک
حمد و قدر و طاها
یا عزیزَ الزّهرا
کُشته ی عاشورا
جان یا مولا

زیرِ شمشیر و سَنان
بر لبت یا رب
غرق خون جان داده اي
در برِ زینب

بی کفن، خونین بدن
دین و قرآنِ من
اصلِ ایمانِ من
جانِ جانِ جانان؛ ای حسین جان...

  • دوشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 19:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شور مناجات احساسی امام حسین علیه السلام و گریز به قتلگاه -(شب زیارتیت شده ای دلبرم) * مجید آقاجانی

1644

شور مناجات احساسی امام حسین علیه السلام و گریز به قتلگاه -(شب زیارتیت شده ای دلبرم) ?بند 1

شب زیارتیت شده ای دلبرم
بکش دوباره دستتو روی سرم
فاصلمون خیلی زیاده یا حسین
ولی دلم راهی شده سوی حرم

تو باشی این دلم دیگه نمیلرزه
عشق تو یا حسین بدون مرزه
زندگیمون بی کربلا نمی ارزه

مولا حسین مولا حسین

?بند 2

تو کشتیه نجاتی ای فرمانروا
شده دلم دیوونه ی کرببلا
سلاممو از راه دور کردی قبول
سایته عمری رو سر این بی نوا

روی لبم اسمه توئه ارباب من
به دل پر غبار من دستی بزن
فدای تو بشم آقای بی کفن

مولا حسین مولا حسین

? بند 3

رسیده بوی خون تو از قتلگاه
پیچیده توی دشت غم فریاد آه
سر تو روی نیزه رفت ای آسمون
افتادی روی خاک داغ ای قرص ماه

برادرم به زیر مرکب رفتی
تو خیلی زود از پیش زینب رفتی
ستاره بودی و از این شب رفتی

مولا حسین مولا حسین

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

غزل گودال قتلگاه-(مى شد كه دوا كرد جراحات تنش را) * یاسین قاسمی

475
1

غزل گودال قتلگاه-(مى شد كه دوا كرد جراحات تنش را) مى شد كه دوا كرد جراحات تنش را
سر نيزه اگر بوسه نمى زد دهنش را

مشغول دعا بود در آن لحظه ولى شمر
نگذاشت به پايان برساند سخنش را

بهتر كه در اين همهمه نيزه و شمشير
پيدا نكند زينب كبرى بدنش را

عريان شد اگر، از كرمش بود كه ميخواست
خيرات كند آخر سر پيرهنش را

گر مى شود اى خاك سه روزى كفنش باش
خورشيد نكرده است مراعات تنش را

یاسین قاسمی

  • سه شنبه
  • 10
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

دوبیتی بسیار زیبای زبان حال حضرت زینب س بعد از عاشورا -(با غم و مهر حسین آغشته شد آب و گلم) * اصغر چرمی

371
12

دوبیتی بسیار زیبای زبان حال حضرت زینب س بعد از عاشورا -(با غم و مهر حسین آغشته شد آب و گلم) با غم و مهر حسین آغشته شد آب و گلم

ریشه های عشق او پیچیده در خاک دلم

سالها در پای این گل عمر خود را ریختم
نیمی از یک روز رفت از دست، تنها حاصلم

  • یکشنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1404
  • ساعت
  • 06:42
  • نوشته شده توسط
  • charmi
ادامه مطلب

یا حسین(ع) -(جانیم اولسون سن کی انسانه قوربان یا حسین(ع) - غزل ترکی) * ابوالفضل عظیمی بیلوردی(دادا بیلوردی)

1046

یا حسین(ع) -(جانیم اولسون سن کی انسانه قوربان یا حسین(ع) - غزل ترکی) جانيم اولسون سن تكي انسانـه قوربان يا حسين(ع)!

ائيـله ييبسن عالمي باخ گؤر نه حئيران يـاحسيـن(ع)!

كيـم كئچـَــر اهل و عيـالينـدان بـو شـور و حـال ايـــله

وار يـوخـون بيــر گـونده ائيـلَـر دينه قوربان يا حسين(ع)!

قهرمان سن سن شرف درياسي سن سن عشق سن !

نوح سن سن روح سن دور ائيله توفان يا حسين(ع)!

بـاغــريم اوْدلانـديقجا هــر لحظـه يئـــــري وار آغـلايـام

گـؤزلريم اي كـاش ياغئيدي قْرمْزي قان يا حسين(ع)!

نيـزه اوستـــه آل قـانيـن حـلقينـدن آخـديـقجا بـو گــون

عـرصـه ده آغلار سنه شمشير و پيكان يا حسين(ع)!

نئيله یيــم بيـــر حـالـداكــي درديـن دوشونـدوكجه قـلـم

اختيـار الـدن آليـب فـوري يـازيــر : جـان يا حسين(ع)!

دادا بیلوردی

  • جمعه
  • 29
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 11:26
  • نوشته شده توسط
  • دادا بیلوردی
ادامه مطلب

روضه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام -(تمام دشت روایت از آب می کردند) * حسن خسروی وقار

635
-1

روضه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام  -(تمام دشت روایت از آب می کردند) تمام دشت روایت از آب می کردند
به هر شراره دلی را کباب می کردند

شبیه ماهی افتاده در کناره ی رود
رقیّه های حرم آب آب می کردند

به پیشواز حسین ابرهای خونباری
قبای سرخ تن آفتاب می کردند

عصا و سنگ و سه شعبه... خدا قبول کند!
به هر طریق که می شد، ثواب می کردند

سه ساعت است که گودال...لااقل ای کاش
برای کشتن مولا شتاب می کردند!

سر و هرآنچه که شد از تنش به غارت رفت
چقدر روی تن او حساب می کردند!

غروب روز دهم اسب ها امامی را
برای گندم ری آسیاب می کردند

تو را اگرچه سر صبر کشته اند، امّا
به وقت حمله به خیمه شتاب می کردند

و هرکه گفته... دروغ است! من که می دانم
مخدّرات به هر رو حجاب می کردند

ولی بمیر مسلمان که مست ها با دست
به آیه های نجابت عتاب می کردند

شبی به خاک نشستند آسمانی ها
که اقتدا به غم بوتراب می کردند
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 7
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 12:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

روضه حضرت اباعبدالله علیه السلام -(مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام) * مرضیه عاطفی

908
3

روضه حضرت اباعبدالله علیه السلام  -(مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام) مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
میزدن حسین(ع) و بین ازدحام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
زدنش با صلوات و با سلام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
واسه خشکیِ لباش خیسه چشام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
لگدش زدن! زمین خورده آقام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
نفسش کم شده می لرزه صِدام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
امون از خنجرِ کندِ بی مرام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
تشنه کشتنش به قصدِ انتقام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
واسه بُغضاً لِأبیک، والسلام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
زنده بود و حمله کردن به خیام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
بشکنه الهی دستِ اهلِ شام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
میزدن یه عده سنگ از رویِ بام
مُلَئت بُطونُهم مِنَ الحرام
زینبِ علی(ع) کجا بزم ِ حرام؟!
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 7
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 12:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

بهارشهادت -(سروی که دربهار وخزان ایستاده است) *استاد سید هاشم وفایی

823

بهارشهادت -(سروی که دربهار وخزان ایستاده است) سروی که دربهار وخزان ایستاده است
دراین جهان پیر ،جوان ایستاده است
تصویری ازبهارشهادت کشیده است
باغی که درهجوم خزان ایستاده است
مات است فلسفه که چگونه امام عشق
تا لحظه های دادن جان ایستاده است
پرچم فراز نهضت آزادی وشرف
بر قله ی زمین وزمان ایستاده است
برَتّل زینبیه، تمام فرشتگان
دیدند خواهری نگران ایستاده است
قرآن فتاده است به گودال قتلگاه
ایثار بر بلندی آن ایستاده است
پشت فلک خمیدازاین داغ و، اوهنوز
باکوله بار داغ گران ایستاده است
حق باوران عشق وشهادت،امامتان
خورشیدوار روی سنان ایستاده است
هرروزمی رسدخبراز کربلا، که او
چون پرچمی به بام جهان ایستاده است
باخـون خودحسین «وفایی»هنوزهم
در پیش ظلم فت

  • چهارشنبه
  • 4
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 10:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شعری بسیار زیبا و محزون در باره شهادت امام حسین و زیر آفتاب قرار گرفتن جسم مطهر ایشان -( بعد از سه روز پیكر سرخش كفن نداشت ) * یوسف رحیمی

9448
12

شعری بسیار زیبا و محزون در باره شهادت امام حسین و زیر آفتاب قرار گرفتن جسم مطهر ایشان -( بعد از سه روز پیكر سرخش كفن نداشت ) بعد از سه روز پیكر سرخش كفن نداشت
یوسف ترین شهید خدا پیرُهن نداشت
از بسكه نیزه خون تنش را مكیده بود
حتی توان و قدرت ناله زدن نداشت
در هجمة تواتر شمشیر و تیر و تیغ
راهی به جز شقایق پرپر شدن نداشت
از بسكه پیكرش شده پامال اسبها
یك جای بی جراحت و سالم ، بدن نداشت
زلفی كه شانه شد به سر نیزه صبحگاه
كنج تنور چاره به جز سوختن نداشت
در بوریای كهنه تن لاله پوش او
پیچیده شد اگر چه شقایق كفن نداشت

  • یکشنبه
  • 14
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 20:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مدیون حسینم *

3366

مدیون حسینم من پاره‌ای از پیکر عرش خدایم
مــن کعبــه اهـل ولایم، کربلایم
خاکم ولی آغشته با خون حسینم
تا صبح روز حشر، مدیون حسینم

از روز اول خون آدم ريخت در من
دریای اشک از چشم عالم ریخت در من
از قلب من باب بلاها گشت مفتوح
می‌خواست در من غرق گردد کشتی نوح
در مـن خلیل الله پایش خورد بر سنگ
از خون پاکش این زمین را کرد گلرنگ
مـن در فـراتم اشـک اسمـاعیل دارم
مـن سایه‌بـان از بـال جبـرایيل دارم
مـن انبیـا را شاهــدِ زخـمِ بلایـم
من یک جهان کرب و بلایم: کربلایم
تا بر حسین آغوش خود را باز کردم
از کعبه دل بـردم، بـه جنت ناز کردم
از اول خلقت کـه حـق بخشید بودم
آغوش خود بر یوسف زهـرا گشودم
بـا خاک خـود درمـان درد ع

  • دوشنبه
  • 8
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 21:01
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

ای ساربان آهسته ران *

11242
61

ای ساربان آهسته ران ای ساربان آهسته ران آرام جان گم كرده ام
آخرشده ماه حسین من میزبان گم كرده ام

در میكده بودم ولی بیرون شدم از غافلی
ای وای از این بی حاصلی عمر جوان گم كرده ام

پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
اما خدا حالم ببین من یار را گم كرده ام

ای وای از غوغای دل
از دلبرم هستم خجل وقت سفر ماندم به گل

من كاروان گم كرده ام
نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام

اما ببین نا مردی ام صاحب زمان گم كرده ام
من عبد كوی عشقم و من شاه را گم كرده ام

آقا تورا گم كرده ام
بنوشتن این نامه چنین با خون دل ای مه جبین

اما ببین بخت مرا نامه رسان گم كرده ام
شرمنده ام اما بگم آقا تورا گم كرده ام

  • چهارشنبه
  • 17
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 22:41
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

دوبیتی های شهادت قمر بنی هاشم *

5544
5

دوبیتی های شهادت قمر بنی هاشم امــام صابــران بـودم، خمیدم
جدا از شاخه شد یـاس امیدم
چو دست از جسم عباسم جدا شد
سـر خود را به نوک نیزه دیدم
***

قدم چون شاخه بشکسته خم شد
کـه دستم بودی و دستت قلم شد
مخور غم گر علم از دستت افتاد
ســرت بـر نیزۀ دشمن عَلم شد
***
تـو دیگـر جز پیمبر را نبینی
لـب خشـکِ بـرادر را نبینی
از آن رو بسته شد چشم تو با تیر
که دیگر اشک اصغر را نبینی
***
کنــار عـلقمه وقتـی رسیـدم
که مرگت را به چشم خویش دیدم
هـزاران تیـر در قلبم فرو رفت
ز چشمـت تیـر را برون کشیدم

استاد غلامرضا سازگار

  • دوشنبه
  • 22
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 14:53
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

غفلت اگر که دامن ما را رها کند *

3162
1

غفلت اگر که دامن ما را رها کند غفلت اگر که دامن ما را رها کند
دل دائما هوای حریم شما کند
بودن میان روضه ی تو اعتبار ماست
ما را خدا زروضه مبادا جدا کند

مالم اگر حلال بود خرج روضه است

تا مادرت به روزی ما اعتنا کند

باشد صله به مادر تو گریه بر غمت

در بین گریه فاطمه ما را دعا کند

قیمت بده به ما که نداریم ارزشی

شاید خدا که هستی ما را فدا کند

ما خلق گشته ایم شبیه شما شویم

چشمان ما به چشم شما اقتدا کند

بی غسل و بی کفن شدنم آرزو بود

ارباب ما بگو زعنایت خدا کند

باید زچشم حضرت عباس روضه خواند

شاید خدای قسمت ما کربلا کند

با دیده ای که تیر میانش نشسته است

آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کند

سروده ی جواد حیدری

  • چهارشنبه
  • 24
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 11:55
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

سوگنامه عاشورا *

5575
2

سوگنامه عاشورا چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی

قبلهء تو عشق و مستی، قتلگاه
اين مشايخ قبله‌هاشان بر گناه

گويمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو

سجده بر پست و رياست می کنيم
با خدا هم ما سياست می کنيم

کو نشانی که شما اهل دليد
جملگی تان بر نماز باطليد

می چکد شک بر سر سجاده‌ها
وای از روزی که افتد پرده‌ها

ما خدايان زيادی ساختيم
مال مردم را به خود پرداختيم

چون قدم بر خاک خونين داشتی
بذر غيرت در زمين می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آميختی
در رکوعت می به ساغر ريختی

(شير حق برخيز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد

کاخ‌ها گرديده

  • پنج شنبه
  • 25
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 20:22
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

دوبیت شعر -(تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم) *

6893
2

دوبیت شعر -(تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم) تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

درجوارحرم عشق همه خاک شویم

نفس

  • دوشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1389
  • ساعت
  • 09:02
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

دوباره دل هوای مرقد شش گوشه کرده * جعفر ابوالفتحی

5844
6

دوباره دل هوای مرقد شش گوشه کرده دوباره دل هوای مرقد شش گوشه کرده

سبک: صدای پای یار مهربان از ره می آید

دوباره دل هوای مرقد شش گوشه کرده

دل عاشق بدون حبّ اربابش چه سرده

دوباره مست و مدهوش حرم گشته دل ما

دل عاشق ز داغ رأس پر خون پر ز درده

دوباره دل هوای مرقد شش گوشه کرده

دل عاشق بدون حبّ اربابش چه سرده

دوباره مست و مدهوش حرم گشته دل ما

دل عاشق ز داغ رأس پر خون پر ز درده

الا ای یار زینب پس چرا نیزه سواری

بیا بین صوت زیبایت دل زینب رو برده

*************************

دلم تنگ حریم و مرقد پاک حبیب است

به زیر لب همیشه ناله ی امن یجیب است

دوای درد این دل دیدن آن قبر شش گوش

خدا را شکر که بر درد دل من او طبیب است

الا ای

  • یکشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

سلام ای ماه عالم تاب، سلام ای بی کفن ارباب * جعفر ابوالفتحی

8366
3

سلام ای ماه عالم تاب، سلام ای بی کفن ارباب سلام ای ماه عالم تاب، سلام ای بی کفن ارباب

سلام ای ماه عالم تاب، سلام ای بی کفن ارباب

تو را جان علی اصغر بیا این بنده را دریاب

بیا راهی نشانم ده به کوی خود مکانم ده

کمی از آب کوثر به دل و روح و به جانم ده

سلام ای آشنا ارباب سلام ای دلربا ارباب

تو را جان علی اکبر بیا این بنده را دریاب

مرا از غصه آبم کن، مرا غرق شرابم کن

چو پیچک گرد چشمانت، مرا در پیچ و تابم کن

سلام ای عشق دیرینم، ببین از غصه غمگینم

برات کربلا ده تا، کنار قبّه بنشینم

منم عاشق به کوی تو، منم مست سبوی تو

به هر گل بنگرم دارم، به هر جا جستجوی تو

سروده جعفر ابوالفتحی

وبلاگ هیئت بیت الزهرا (س)

www.beit-al-zahra.blogfa.c

  • یکشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

امام حسین - مناجاتی(هر چه دارم از دعای مادر است) * جعفر ابوالفتحی

5265
14

امام حسین - مناجاتی(هر چه دارم از دعای مادر است) امام حسین - مناجاتی

مادرم من را به غم تعلیم کرد

قلب من را بر غمت تسلیم کرد

هر چه دارم از دعای مادر است

مادرم من را به تو تقدیم کرد

از همان دوران خوب بچه گی

گریه کردن را به من تفهیم کرد

در میان دیده ی بیمار من

پرچم عشق تو را تکریم کرد

روی دیوار دل تفدیده ام

چشم بیمار تو را ترسیم کرد

جایگاه قلب معصوم مرا

روی خاک کربلا تنظیم کرد

روی زیبای تو چشم قلب را

از همه زیبا رخان، تحریم کرد

سروده: جعفر ابوالفتحی

  • دوشنبه
  • 5
  • دی
  • 1390
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

دختری کوجک میان خیمه سرگردان -( ظهر عاشوراست ظهری در هوایی سوخته ) * اکرم بهرامچی

3750
15

دختری کوجک میان خیمه سرگردان -( ظهر عاشوراست ظهری در هوایی سوخته ) ظهرِعاشوراست ظهری درهوایی سوخته
هر طرف فریاد ِ الا الله و نایی سوخته
داغ خورشید است و شن های کویری بی امان
لشکر کفار در کرب و بلایی سوخته
هر طرف فریاد الا الله بانگ ِ یاحسین
جسم های بی سر، انبوه ِ رَدایی سوخته
خیمه ها غرقاب ِ خونِ ِ کودکانی تشنه لب
شیون و دریای اشک و های هایی سوخته
بر سر یک نیزه خورشیدیست رخشان تافلک

یک تن بی سر به خاک ِ نینوایی سوخته
زینب افتان و پریشان در هجوم ِ خاک و خون
می دود هر سو ولی با دست و پایی سوخته
طفل شش ماه حسین بن علی در خیمه گاه
شیر ِخون می نوشد از تیر جفایی سوخته
دختری کوچک میان خیمه سرگردان و مات
در به در دنبال ِ بابا ، در عزایی سوخته
از عمو عباس هم دیگر نمی

  • یکشنبه
  • 25
  • آبان
  • 1393
  • ساعت
  • 21:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر فرخنده

یا اباعبدالله -(دریا شده در دل تو ای مولا گم) * امیر فرخنده

1212
1

یا اباعبدالله  -(دریا شده در دل تو ای مولا گم) دریا شده در دل تو ای مولا گم
هر دم شده است در دمت عیسی گم
در گمشده عشق تو پیدا شد حق
بی عشق تو هست هرچه شد پیدا گم
هر کس که شد امروز برایت نوکر
اونیست در آن شلوغی فردا گم
تو مزد کمی زحمت مارا دادی
بی شک نشود اجر کسی اینجا گم
مظلومیت تورا به عالم گوییم
حق تو اگرچه شد در عاشورا گم
آنجا که شد آفتاب از نی پیدا
شد گرچه تنت به زیر دست و پا گم
وقتی که رسید دید زینب ، جای
یک بوسه شده در این قد و بالا گم
حالا که به روی نیزه ای خوب بگرد
انگار شده رقیه در صحرا گم

شاعر امیرفرخنده

  • یکشنبه
  • 20
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 16:26
  • نوشته شده توسط
  • امیر فرخنده
ادامه مطلب

تشنه لب در کربلا غوغا بپا کردی حسین (ع)... *

8097
66

تشنه لب در کربلا غوغا بپا کردی حسین (ع)... تـــشــنه لـب در کربـــــلا غـــوغــا بپا کردی حسین (ع)
جان خــــود را هــم برای دیــن فــــدا کردی حسین(ع)
لحــظـــه آخــرکـــه آن نامــرد خـــنـجـــر را کــــشـید
جــای نــفــرین، زیــر لـــب او را دعـــا کردی حسین(ع)

تا که دیدی پشـــت زینب (س) از مصیبـــت گشتـــه خم
مــادرت زهــــرای اطــــــــهـر را صــدا کردی حسین(ع)
شـــد زمـیــن کـــربـــلا از خــــون یــاران تــو ســـــرخ
ایــــن هـــمــه ایــثــار در راه خـــــدا کــــردی حسین(ع)
در مــــحــرم اشـــک مـن، چــون خـون تو رنــگیــن شود
قــــلــب مــا را هــم به عـشقــت مبـتـــلا کـردی حسین(ع)
گــــــنـــــج من باشـد گـــدایی در مــیــــ

  • شنبه
  • 27
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 09:32
  • نوشته شده توسط
  • علي احمدي
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (ماه غم، ماه عزا، ماه محن) * عابدین کاظمی

2488
3

اشعار شهادت امام حسین (ع) (ماه غم، ماه عزا، ماه محن) ماه غم، ماه عزا، ماه محن
بر تو بادا تسليت ياابن‌الحسن (عج)
در عزاي جد مظلومت حسين
اشکهايت گشته جاري از دو عين
شال غم افکنده‌اي مولا به دوش
ناله از دل مي‌کشي با صد خروش
چنين گويي تو با صد شور و عين
روز و شب گريم برايت يا حسين (ع)
گر نبودم تا تو را ياري کنم
آنقدر بهرت عزاداري کنم
اشک چشمم گر شود روزي تمام
خون کنم جاري ز چشمانم مدام
کي فراموشم شود اين خاطرات
کام عطشان تو و آب فرات
کي رود از ياد من شمشيرها
نيزه‌ها و سنگها و تيرها
چهره‌هاي نيلي و افروخته
جامه‌ها و خيمه هاي سوخته
تا که ياد آيد مرا از قتله‌گاه
ناله از دل برکشم با سوز وآه
زين وصيت‌ها همه جان بر لبم
داغدار عمه خود زينبم

  • چهارشنبه
  • 12
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

مدح ومرثیه شهادت امام حسین(ع)-(تن که بیمار طبیبان شد دچارش بهتر است) * علی اکبر لطیفیان

4907
9

مدح ومرثیه شهادت امام حسین(ع)-(تن که بیمار طبیبان شد دچارش بهتر است) تن که بیمار طبیبان شد دچارش بهتر است
دل که نذر کربلا شد بی قرارش بهتر است
بردن چیزی به دربار کریمان خوب نیست
سائل آقا شدن اصلاً ندارش بهتر است
ما چرا بی چاره، آن ها که حسینی نیستند
هر که شد وقف محرم روزگارش بهتر است
فاطمه با گریه اش ما را اسیر خود نمود
آری آری گریه اصلاً گریه دارش بهتر است
نوکری آسوده می میرد که بیند بعد او
در غلامی از خودش ایل و تبارش بهتر است
سن پیری بیشتر از هر چه باید گریه کرد
میوه ی خسته زمستان آب دارش بهتر است
روز روشن بود آقا کشته شد پس بعد از این
گریۀ ماه محرم آشکارش بهتر است

شاعر: علی اکبر لطیفیان

  • یکشنبه
  • 14
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 17:02
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

شعر وداع حضرت زینب با امام حسین (ع) -( نگران بودم از این لحظه و آمد به سرم ) * قاسم صرافان

23729
10

شعر وداع حضرت زینب با امام حسین (ع) -( نگران بودم از این لحظه و آمد به سرم ) نگران بودم از این لحظه و آمد به سرم
زینب و روز وداع تو!؟ امان از دل من
این همه رنج و بلا دیدم و چشمم به تو بود
تازه با رفتنت آغاز شده مشکل من
شوق دیدار، تو را می‌کِشد اینسان، اما
ای همه هستی زینب! کمی آهسته برو
تو قرار است به میدان بروی ... آه ! ولی
جان من آمده بر لب، کمی آهسته برو

خواستی پیرهن کهنه چرا یوسف من؟
گرگ‌های سر راه تو چه دینی دارند؟
این جماعت سرشان گرم کدام اسلام است؟
که از آیینۀ پیغمبرشان بیزارند
تو که از روز تولد شدی آرامِ دلم
نرو اینگونه شتابان و نکن حیرانم
بوسه‌ای زیر گلویت زده‌ام اما باز
بروی، می‌روم از حال، خودم می‌دانم
با تو آمد دم میدان دل آواره‌ی من
پر زد انگار در این فاص

  • دوشنبه
  • 27
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 13:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام حسین(همه از خیمه ها بیرون دویدند) *

13376
21

شعر شهادت امام حسین(همه از خیمه ها بیرون دویدند) همه از خیمه ها بیرون دویدند
ولــــــی سالار زینب را ندیدند
یکی گوید فَرَس بــابای ما کو؟
یکی گوید فرس مولای ما کو؟
ای اسب چــــــه شد برادر من
ای خـــــــــاک سیاه بر سر من
ای اسب عزیز و سروَرم کو؟
مـــــــــــرگم برسد برادرم کو؟
ای اسب تو بــــــی وفا نبودی
بــــــــــا ما تو جفا نمی نمودی
ای هُد هُد نامۀ یتــــــــــــیمان
داری چــــه خبر تو از سایمان
از خون که کاکُلت خضابست
از بهر چـــه دیده ات پر آبست
ای بسته زبان، غــم که داری
کز سینه فغــــــان همی برآری
دانم که فلک به مــن چها کرد
آخر که برادرم جــــــــــدا کرد
ای آه که خاک بر ســــــر من
فــــــــــــــــریاد بی برادرم من

  • دوشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام حسین(سلام ما به خــــاک کربلای تو) *

25451
40

شعر شهادت امام حسین(سلام ما به خــــاک کربلای تو) سلام ما به خــــاک کربلای تو
سلام ما به صحن و بارگاه تو
سلام مــــــــــا به تَلَّ زینیه ات
سلام مــــــا به نالۀ سکینه ات
سلام ما به همت و به صبر تو
سلام ما بـــــــه زائرین قبر تو
سلام ما به اکبر و به اصغرت
سلام ما به نــــازنین برادرت
سلام مـــــــا آه و جان گداز تو
سلام ما بــــــه آخرین نماز تو
سلام ما به قلب همچو لاله ات
سلام مــا به دختر سه ساله ات
سلام ما به جسم پاره پاره ات
سلام ما به طفل شیر خواره ات

  • دوشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شور سینه زنی شهادت امام حسین( کربلا میخونمه کربلا ایمونمه) *

6544
13

شعر شور سینه زنی شهادت امام حسین(   کربلا میخونمه کربلا ایمونمه) کربلا میخونمه کربلا ایمونمه
کربلا یه جا واسه این دل دیوونمه
به من از بهشت نگو کربلا بهشتمه
تربت کرب و بلا تو گل و سرشتمه
جای پای عشقمه همه دنیای منه
واسه دیدنشه اگه قلبم می زنه
پای نخلای حسین توی بین الحرمین
بریم و بخونیم از پادشاه عالمین
به من از حسین بگو که حسین دین منه
کربلا خونه این دل غمگین منه
یه طرف ارباب و یه طرف امیرشه
یه طرف یه شاه و یه طرف وزیرشه
کربلا چه شهریه داره غوغا می کنه
شب جمعه خودشو فرش زهرا می کنه
به من از بهشت نگو کربلا بهشتمه
تربت کرب و بلا تو گل و سرشتمه
کربلا میخونمه کربلا ایمونمه
کربلا یه جا واسه این دل دیوونمه
به من از حسین بگو که حسین دین منه
کربلا خونه این دل غمگین

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 04:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شور سینه زنی شهادت امام حسین( خدا سرنوشت ما رو توی هیئتا رقم زد) *

2561
8

شعر شور سینه زنی شهادت امام حسین(  خدا سرنوشت ما رو توی هیئتا رقم زد) خدا سرنوشت ما رو توی هیئتا رقم زد
اسم ما دیوونه ها رو از تو عاقلا قلم زد
لذت تموم دنیا به خدا عشق و جنونه
عاقلی معنا نداره هر کسی اینو بدونه
دلی که عاشق نباشه مثل یک سنگ سیاهه
خسته میشه از زمونه همه عمرش تباهه
به خدا عشق حسینو من به یک دنیا نمی دم
جز حریم عشق عباس دیگه من جایی نمیرم
حک شده به روی سینه اسم عباس وفادار
میون تموم عشقا عشق من فقط علمدار
همیشه مدیون ساقی آبای نهر فراته
همیشه میگم اباالفضل همه عالم فداته
گریه کن بر غم ساقی تا که اشکات بشه راهی
به جز عباس وفادار ندارم پشت و پناهی
قصه کرب و بلا رو همه اونا شنیدن
واسه دستای بریده دونه دونه اشکات باریدن
همه ابرای تیره دل غمینن از غم یار

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد