شهادت امام حسین (ع)

مرتب سازی براساس

نامه کوفیان -(نامه بنوشتند تا در کوفه مهمانش کنند) * جودی خراسانی

1027

نامه کوفیان -(نامه بنوشتند تا در کوفه مهمانش کنند) نامه بنوشتند تا در کوفه مهمانش کنند
یا بر او بندند آب و منع از نانش کنند

نامه بنوشتند بر آن کعبه کارندش نماز
یا صلوه جمعه جمع آیند و قربانش کنند

نامه بنوشتند تا سایند سر بر مَقدمش
یا به وقتِ جان سپردن سنگ بارانش کنند

نامه بنوشتند کاندر راه او جان بسپرند
یا بنوکِ نِی سرِ چون ماه تابانش کنند

نامه بنوشتند تا در سایه اش دارند جای
یا میانِ آفتابِ گرم عریانش کنند

نامه بنوشتند تا در خاکِ پایش سر دهند
یا زِ سُمِ اسبِ کین با خاک یکسانش کنند

نامه بنوشتند تا در بیعتش آرند دست
یا که دستِ او جدا از جسم بیجانش کنند

نامه بنوشتند کارندش غلام از مصر و شام
یا کنیزی خواهش از اطفالِ حیرانش کنند

(جودیا) نشنیده ام راسی که از تن شد جدا
چوبِ کین گیرند و قصدِ دُرّ و دندانش کنند

  • شنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
حاج نادر بابایی

خروج از مدینه -(کاروانی از مدینه سوی جانان می رود) *حاج نادر بابایی

747
1

خروج از مدینه -(کاروانی از مدینه سوی جانان می رود) کاروانی از مدینه سوی جانان میرود
می سِپارد رَه شبانه بادل وجان میرود

سالِکانی در پی معشوق خود با شور وشِین
بی هَراس از زحمت خار مُغیلان میرود

شور وغوغایی بپا در وادی عُشّاق بین
اَخترانی هَمرهش خورشید رخشان میرود

یا که شمع پُرفروغی ،گِرد او پروانه ها
می شکافد ظلمت و شمع فروزان میرود

یثرب بَطحا شده مُستَغرَق آلام و غم
چون خلیل کربلا شاه شهیدان میرود

بر حسین فاطمه شهر نَبی غُربت شده
این غَریب از شهر خود بی شُبهه نالان میرود

میرود آن شهریار و پشت سر عباس او
از پی شمس درخشان ماه تابان میرود

در حَریم آل عصمت همچو زهرا زینبی
بعد از عباس دلاور او نگهبان میرود

نیست بر زنگ قَطارت حاجَتی ای ساربان
هَمرهِ این قافله چون طفلِ گریان میرود

دختری مانده بجا از آل احمد یادگار
کَز پی این قافله اُفتان و خیزان میرود

ناله ی وا اکبرا آرد مداوم بر زبان
گوئیا با رفتنش از جسم او جان میرود

دست بر مَعجر گرفته مُتَّصل گوید ،خدا
یوسف یثرب چرا این سان شتابان میرود

کس نپرسید آندلِ شب (نادر) از میرِحَرم
زاده ی زهرا چرا زار و پریشان میرود

  • یکشنبه
  • 13
  • تیر
  • 1400
  • ساعت
  • 17:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

خطاب حضرت باریتعالی به امام حسین(ع) در قتلگاه -(از تیرِ کین چو کرد تهی ، شاهِ دین رکاب) *حجة الاسلام نیر تبریزی

791

خطاب حضرت باریتعالی به امام حسین(ع) در قتلگاه -(از تیرِ کین چو کرد تهی ، شاهِ دین رکاب) از تیرِ کین چو کرد تهی ، شاهِ دین رکاب
آمد فرا به گوشِ وی از پرده این خطاب

کِای شهسوارِ بادیهء ابتلای ما
بازآ ، که زانِ توست حریمِ لقای ما

معراجِ عشق را شبِ اسراست ، هین بران
خوش خوش ، بُراقِ شوق به خلوت سرای ما

تو از برای مائی و ما از برای تو
عهدیست این فنای تو را ، با بقای ما

دادی سری ز شوق و خریدی لقای دوست
هرگز زیان نبرد کس از خونبهای ما

جانبازیت حجابِ دو بینی ، ز هم درید
در جلوه گاهِ حُسن،توئی خود به جای ما

بازآ،که چشمِ نازِ ازل بر قدومِ توست
خود خاک روبِ راهِ تو شده انبیای ما

هین زانِ توست تاجِ ربوبیّت از ازل
گر رفت بر سِنان،سرت اندر هوای ما

گر زآتشِ عطش،جگرت سوخت غم مخور
از توست آبِ رحمتِ بی منتهای ما

ور سَفله ای بَرَد ز تو دستی،مشو ملول
با شهپرِ خدنگ بِپرَّد همای ما

گسترده ایم بالِ ملائک به جای فرش
کازار بر تنت نکند کربلای ما

دلگیر گو مباد خلیل از فدای دوست
کافیست اکبرِ تو ، ذبیحِ منای ما

کو نوح؟ گو به دشتِ بلا آی و بازبین
کشتی شکستگانِ محیطِ بلای ما

موسی ز کوهِ طور شنید ار جوابِ لَن
گو باز شو به جلوه گهِ نینوای ما

گر زنده جان ببُرد ز دارِ بلا ، مسیح
گو دارِ کربلا نگر و مبتلای ما

منسوخ کرد ذکرِ اوائل ، حدیثِ تو
ای داده تن ز عهدِ ازل بر قضای ما

  • یکشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 00:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

خطاب به امام حسین(ع) -(ای که بستی ز حرم در ره مقصد احرام) * ناشناس ؟؟؟

1473

خطاب به امام حسین(ع) -(ای که بستی ز حرم در ره مقصد احرام) ای که بستی ز حرم در ره مقصد احرام
وادی کرب بلا صبح تو را کرد تمام

چه صفا بود و چه مشعر چه منا و چه ذبیح
چون توئی را نسزد غیر چنین عرض مرام

درس آزادگی از جشن تو آموخت جهان
جز تو هرگز ننمود ست کسی این نوع قیام

به مثل تا به ابد حاصل منشور تو ماند
مرگ آزاد به شمشیر به از عمر غلام

آخرین زمزمهء باده گساران این بود
می وحدت دم تیغ است نه اندر خم و جام

رمز خاتم بدهان دادن اکبر یعنی
آنکه ای می کش لب ریز نگهدار ابهام

رفت عباس به شط لیک بخود کرد خطاب
تشنه لب رو بحرم ور نه محال است مقام

باده نوشان همه مدهوش درآن وادی قدس
شیرخواری چه عجب داد در آن بزم نظام

یک جهان آه عقب داشت خرامان میرفت
چون حسین دید کسی نیست در آن دعوت عام

گفت با خواهرش ای همسفر وادی عشق
من به سر میروم این ره تو و اطفال بگام

من ز لب لطمه زنم چون بدم چوب یزید
تو ز سر لطمه بزن بر سر سنگ لب بام

عشق میگفت که مقصود توئی زود بیا
کز قفا میرسدت عصمت مطلق ز خیام

داد از نیزه سرش طرفه پیامی به رقیب
که مرا شاهد مطلوب شد امروز بگام

پایمال سم مرکب ز جفا سینهء کیست
آنکه اندر کف پا بوسه زدش خیرالانام

بسته شد در غل و زنجیر چرا زین العباد
تا دگر مردم آزاد نیفتند بدام

عشق بی تاب شد آنگاه که زینب میگفت
خیز ای قافله سالار که رفتیم بشام

(بلخیا) درد کشان هرنفس از روی خلوص
فاش گویند بر آن کشته آزاد سلام

  • یکشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 14:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

قتلگاه -(عکس ساقی در بلورین جام آب افتاده بود) *حاج صمد قاسمپور

1627

قتلگاه -(عکس ساقی در بلورین جام آب افتاده بود) عکس ساقی در بلورین جام آب افتاده بود
پیر میخواران عاشورا خراب افتاده بود

تازه مستی در خرابات نفس گیر عطش،
سر گران بر اوج مهد نی ، بخواب افتاده بود

تشنه سیرابی که از داغ لب او در فرات
موجها هم از عطش در پیچ و تاب افتاده بود

شه ز فرط جذبه برق تجلی ، محو حال
در سکوت محض مقتل بی جواب افتاده بود

از نوای ناله های نای نی در نینوا
زخم چنگی بر دل تار رباب افتاده بود

نیمی از خورشید بر بالای نی در شعشعه
در دل گودال ، نصف آفتاب افتاده بود

ازدحامی بود در بازار قدسی گوئیا
بین مشتاقان یوسف ، انقلاب افتاده بود

عقل حیران بود ، و منطق مات و استدلال ، لال
عشق هم گویی به حال اضطراب افتاده بود

ذکر خون تا شد بلند از خانقاه قتلگاه
رعب و وحشت بر وجود شیخ و شاب افتاده بود

با نگاه نرگس مخمور مستی می پرست
هر چه زیباییست از حد نصاب افتاده بود

در میان عاشق و معشوق، عشقی هم نماند
عشق اگر در بینشان بودی حجاب افتاده بود

ظهر عاشورای خون ، دردی کش صبح الست
خورده بود آنجا که صهبای شراب ،افتاده بود

  • یکشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 15:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زبانحال حضرت امام حسین(ع) -(ما در این وادی، قبول ابتلا خواهیم کرد) *مرحوم عبدالعظيم ذهني زاده

956

زبانحال حضرت امام حسین(ع) -(ما در این وادی، قبول ابتلا خواهیم کرد) ما در این وادی، قبول ابتلا خواهیم کرد
کربلا را عالَم «قالُوا بلی» خواهیم کرد

ما برانگیزیم شور روز محشر در جهان
قامت شور قیامت، بس به پا خواهیم کرد

وادی «لَم یَزرَعی» را از صفای جوی خون
گلشن شاداب و پر ذوق و صفا خواهیم کرد

بر سر عهدیم و پیمانِ الستِ خویشتن
موبه‌مو آن عهد و پیمان را وفا خواهیم کرد

نقد جان در کف خریداریم بر کالای غم
ما در این بازار، سودا با خدا خواهیم کرد

ما ز یُمن خون هفتاد و دو تن قربان دین
این منای عشق را رشک منا خواهیم کرد

وز جلای خونِ شفّاف گلوی خویشتن
طفّ را آیینه ی باطن‌نما خواهیم کرد

هفت گام از سینه کش رفتن به روی خاک و خون
با صفا سعی است مر سعی و صفا خواهیم کرد

با هزاران سرفرازی، سرفراز از نیزه‌ها
رو به سوی بارگاه کبریا خواهیم کرد

دست‌هایی که پی بیعت ز ما خواهد یزید
ما به دست ساربان از تن، جدا خواهیم کرد

ساربان نشناسد از حق منکران را گوئیا
ما همانیم و همان جود و سخا خواهیم کرد

دست پاک ما نگیرد، دست ناپاکان به دست
ما حساب پاک و ناپاکان، سوا خواهیم کرد

بَر کَنیم از تن لباس سلطنت تا پیرهن
قامت گل را ز خار و خس قبا خواهیم کرد

نوحِ طوفان بلایم، ناخدایی زخمدار
جان‌ به کشتیّ نجات خود، فدا خواهیم کرد

از پس قتلم در این طوفان به دشت کربلا
گر خدا خواهد خدا را ناخدا خواهیم کرد

نازِ بالش در خورِ شأنِ سر شوریده نیست
بالش از خاکسترِ مطبخ‌سرا خواهیم کرد

آن سراپرده که تار و پودش از گیسوی حور
طعمۀ آتش به دست اشقیا خواهیم کرد

دست و پا بسته غزالان حرم را در کمند
زیر پای اسب صیادان رها خواهیم کرد

با سر ببریده، در کاخ یزید می‌گسار
یادی از یحیی در آن طشت طلا خواهیم کرد

تا نچیند دست گلچینی گل از گلزار ما
آنچه بر آید ز دستی دست و پا خواهیم کرد

تا عمل گفتار ما یک دو کلامی بیش نیست
آنچه را گفتیم بی چون و چرا خواهیم کرد

ما ز دنیای شما و هر چه باشد اندر آن
اختیارِ یک کفن از بوریا خواهیم کرد

کو سلیمان؟ تا تماشای سلیمانی کند
دیو را انگشت و انگشتر، عطا خواهیم کرد

از جفای آشنای بدتر از بیگانگان
آشنایی با همه بی آشنا خواهیم کرد

بجدل از ما گر بریده ما بپیوندیم و بس
ما کَرَم افزون ز امید و رجا خواهیم کرد

چرخ اگر امروز، بر کامم نگردد، باک نیست
باش تا فردا که گردون، زیر پا خواهیم کرد

سلطنت بر مردم دنیا ندارد ارزشی
حکمرانی بر قلوب ماسوا خواهیم کرد

لاجَرَم با تَرکِ تاج و تخت و مُلک مستعار
شهریاران را بر این درگه، گدا خواهیم کرد

مُصحَفِ اوراق بر خاک سیه پاشیده را
آیه آیه سوره سوره جمع ما خواهیم کرد

  • سه شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام حسین ع -(بر پاست اگر تا به ابد بانگِ قیامی جاریست از آفاقِ خدا خونِ امامی) * هستی محرابی

1815

امام حسین ع -(بر پاست اگر تا به ابد بانگِ قیامی جاریست از آفاقِ خدا خونِ امامی) #السلام_علیک_یاعبدالله_الحسین_ع

تا صبحِ قیامت برسد بانگِ قیامی
چون خونِ خدا ریخته و خونِ امامی

ثارَاللَهی و منتقمت کیست؟ یدالله..
تو بابِ نجاتِ همه ای ، رحمت عامی

ای کرب و بلا لب بگشا از تبِ دل گو
بر آن تنِ بی سر که خدا داده سلامی

ای بغضِ فرو مانده ی لبهای شقایق
ای کاش کمی دشمنِ تو داشت مرامی

در کرب و بلا شعله ی غم تا به سما رفت
کس غیرِ تو این صحنه نیاورده دوامی

کشتند ولی از چه تو را با لبِ تشنه
از سوزِ عطش بر سرِ نی سوخته کامی

معصومیت چشمِ تو را شمر نفهمید
ای آنکه سرِ نیزه مرا ماهِ تمامی

زینب نگران بود و درِ خیمه سِپر شد
تا حمله به طفلان نکند لشکرِ شامی

گشته ز غم و داغِ برادر کمرش خم
آنکه دل آزرده ی او داشت پیامی

دختر ، ز غم و غربتِ بابا جگرش سوخت
چندی ست که جز غم نزده لب به طعامی

این لاله ی پرپر شده را تابِ خزان نیست
چون جوجه ی پژمرده که افتاده به دامی

اوجِ غمِ این روضه در این شعر همین جاست
یک زینبِ بی یاور و یک دشت حرامی

بر پاست اگر تا به ابد بانگِ قیامی
جاریست از آفاقِ خدا خونِ امامی!

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • سه شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

امام حسین ع -(آمد از احمدِ مُرسل شَرَفم دُرٌِ یکدانه من از آن صدفم) * هستی محرابی

727

امام حسین ع -(آمد از احمدِ مُرسل شَرَفم دُرٌِ یکدانه من از آن صدفم) #رجز_خوانی_امام_حسین_ع
#با_لشکر_ابن_سعد_ملعون

ای سپه آنچه که خواهید کنید
با شما چرخ به امدادِ یزید

"لَم یَخافُ اللهَ فی سَفکِ دَمی
لِعَبیدِاللهِ نَسلِ الکافِرین"

آمد از احمدِ مُرسل شَرَفم
دُرٌِ یکدانه من از آن صدفم

"لَعلَی الخیر مِن بَعدِ النٌَبی
والنٌَبیٌُ القُرشیٌٌ الوالِدی"

نقره ام، پورِ دو عنصر به طلا
حیدر و فاطمه از نورِ خدا

"فِضٌَهٌ قَدخَلصَت مِن ذَهبٍ
فاَنا الفِضٌَهّ وابنُ الذٌَهبین
خَیرالله مِنَ الخَلقِ اَبی
ثُمٌَ اُمٌی فاَنااُبنُ الخَیرتین"

جدِ من مظهرِ خیر و برکات
دخترش فاطمه رضوانِ حیات

متن عربی1_او بخاطر فرمانبرداری
از یک بنده ی خدا که از نسل کافر
می باشد باکی از ریختن خون من
ندارد و از خدا پروا نمی کند

2_علی علیه السلام که بعد از پیمبر(ص)
سراسرِ وجود خیر و برکت است و نیز
پیامبری که پدر و مادرش از قریش بودند

3_نقره ای که از طلا جدا شده است و من
نقره ام و زاده ی دو عنصر طلایی هستم

4_خداوند از میان مردمان پدر و مادرم
را برگزید و من فرزند آن دو خیر می باشم

#هستی_محرابی

  • سه شنبه
  • 9
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

روضه شب اول محرم *

596
1

روضه شب اول محرم در وجودم طنین محتشم است
دیده ام شوق و رقص پرچم را
لطف کردی به من دوباره حسین
نوکری کردنِ محرم را
-
یاد کردم از آن عزیزانی
که به زیر لحد عزا دارند
پدر و مادران خفته به خاک
که عزا دار روضه ی یارند
-
پدری که همیشه با اشکش
مشکی روضه را به تن می کرد
شب اول که می رسید از راه
یادی از غربتِ حسن می کرد
-
مادری که همیشه در طی سال
خانه اش بود با شما آباد
از پس انداز چند ماهه خودش
خرجیِ روضه ی تورا می داد
-
یاد کردم از آن عزیزانی
که به درد فراق مجبورند
بین بستر سیاه پوشیدند
ولی از روضه های تو دورند
-
لطف کردی به من دوباره حسین
که رساندی مرا به هیئت و اشک
لطف کردی اجازه ام دادی
بزنم سینه پای صاحب مشک
-
با خودم فکر می کنم...هیهات
هرچه بر سینه ام زدم کم بود
دوست دارم که خوب گریه کنم
شاید این اخرین محرم بود...

  • سه شنبه
  • 4
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 17:08
  • نوشته شده توسط
  • محمد حسین عزیزی
ادامه مطلب

شهادت امام حسین(ع) -(ناگه حجاب چهرۀ جانان کنار رفت) * محمد عابد

1325

شهادت امام حسین(ع) -(ناگه حجاب چهرۀ جانان کنار رفت) ناگه حجابِ چهرهء جانان کنار رفت
یارای دل زِ جذبهء دیدار یار رفت

او شد بدیدهء دل و جان هر چه در وجود
او ماند و هر چه بود زِ نقش و نگار رفت

آهی کشید و زآتش آن پرده ها بسوخت
اشگی فشاند و زآئینهء دل، غبار رفت

فیضِ جمال، شوقِ لقا را به دل فزود
آمد قرارِ خاطر و از دل قرار رفت

پای نفس شکست زِ فرطِ شتاب و شوق
جان همرهِ خیال به سوی نگار رفت

تابِ شعاع مهر زِ گل ژاله را ربود
ذوق و طراوت از چمن و لاله زار رفت

طغیانِ بحرِ درد فزون شد زِ روی طبع
تا ماه، از کنارِ اُفق در کنار رفت

گل پاره کرد جامه که فصلِ خزان رسید
نالید عندلیب که فصلِ بهار رفت

تعطیل شد مدارسِ آیات محکمات
افسرده روحِ مکتب و آموزگار رفت

آشفت نظمِ اَنجمِ رَخشان و مه گرفت
تا مهر سوی غرب به نصف النهار رفت

آمد یکی شریر به کف تیغِ جان شکار
خونی فرو چکید و به سر انتظار رفت

(عابد) دگر خموش کز این غم مرا زِ سر
سیلابِ اشگ دیدء گوهر نثار رفت

  • سه شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 19:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اربعین -(در اربعین مولا آتش به جان جان ست) * رضا توحیدی

586

اربعین  -(در اربعین مولا آتش به جان جان ست) در اربعین مولا آتش به جان جانست
بلبل فتاده بیهوش هر لاله ای خزانست
امشب دو دست عباس خونابه می دهد باز
دردا که آن گل یاس در خاک غم نهانست
اینک رباب بر سر ریزد تراب اصغر
کای سر فراز و سرور خون آب این لبانست
از ناله های زینب لرزد چو عرش داور
هم در غم اسارت سرو قدش کمانست
اینک اسیر گشته آن بانوی دلاور
از فرقت رقیه آتش به جان جانست

  • دوشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1401
  • ساعت
  • 00:51
  • نوشته شده توسط
  • رضا توحیدی
ادامه مطلب

اربعین -(در اربعین مولا آتش به جان جان ست) * رضا توحیدی

778

اربعین -(در اربعین مولا آتش به جان جان ست) #اربعین

در اربعین مولا آتش به جان جانست
بلبل فتاده بیهوش هر لاله ای خزانست
امشب دو دست عباس خونابه می دهد باز
دردا که آن گل یاس در خاک غم نهانست
اینک رباب بر سر ریزد تراب اصغر
کای سر فراز و سرور خون آب این لبانست
از ناله های زینب لرزد چو عرش داور
هم در غم اسارت سرو قدش کمانست
اینک اسیر گشته آن بانوی دلاور
از فرقت رقیه آتش به جان جانست

  • دوشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1401
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • رضا توحیدی
ادامه مطلب
 علی اصغر خواجه زاده

نوحه مسلمیه * علی اصغر خواجه زاده

878

نوحه مسلمیه #نوحه
#مسلمیه
مناسب برای دسته ی عزاداری

کوفیان بیعت تورا مثل فرقم شکسته اند
همه درانتظارتو باخصومت نشسته اند
زجفاهای کوفیان به فغان و جان به لبم
دگرازمن گذشته وفکر طفلان زیبنم
کوفه میا که کوفه اهل نیرنگ ست
به قصدتو به دست کودکان سنگ ست
واویلاواویلا واویلا واویلا
باسرانگشت بی کسی سوی مکه اشاره ام
صیدم وغرق خون روی بام دارالاماره ام
هدیه کردم به عشق تو دل درخون تپیده ام میرسددرمقابلت سرازتن بریده ام
برای تو زجان ودل پریشانم
فدای تو غریبی دوطفلانم

واویلا واویلا واویلاواویلا
_____________________
_____________________

#علی_اصغرخواجه_زاده

  • جمعه
  • 27
  • آبان
  • 1401
  • ساعت
  • 06:42
  • نوشته شده توسط
  • علی اصغرخواجه زاده
ادامه مطلب

مرثیه روز عاشورا -(باز یک مرثیه از جنس قصیده بازشد) * رسول چهارمحالی

434

مرثیه روز عاشورا -(باز یک مرثیه از جنس قصیده بازشد) باز یک مرثیه از جنس قصیده بازشد
باز یک روضه برای روضه خوان آغاز شد

چون قلم در دستم آ مد رفت تا کرب و بلا
حرف حرف شعر من یک واژه پر اعجاز شد

گریه و حال بکاء و روضه ی قطع الورید
ح س ی ن در قتلگه چون راز شد

همره آن خواهر غمدیده توی خیمه ها
غصه و غم در دل اهل حرم دمساز شد

چون که فریاد علیکن الفرار آ مد به گوش
گوش پاره،صورت طفلک چه طناز شد

تازه شد فصل غریبی و اسیری حرم
دود و آ تش ،غارت خیمه غمی که باز شد

دید انگشتی و انگشتر به غارت رفته است
این همه ظلم و جفا ،حرص و طمع با آز شد

تو گل سرخ شهیدان خدایی یا حسین
نام پاکت تا به حشر در عرش طنین انداز شد

بردن نامت بود ذکر لب پیر و جوان
یا حسین ،همچون شفای درد بر امراض شد

بر لبم یا لَیْتَنا کُنا مَعَکْ شد زمزمه
کاش گویند ساقی از بهر شما سرباز شد

رشته ی حُبِّ تو در گردن نهادم یا حسین
هر که بر حَبل المتین رو کرد سر افراز شد

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:16
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مرثیه شهادت اهل بیت(ع) -(دوباره بانگ ماتم ، دوباره ماتم و غم) * رسول چهارمحالی

498

مرثیه شهادت اهل بیت(ع) -(دوباره  بانگ  ماتم ، دوباره  ماتم و غم) دوباره بانگ ماتم ، دوباره ماتم و غم
دوباره اشک واندوه،دوباره اشک نم نم
صدای پای اندوه ، می رسه گوش عالم
صدای روضه واشک،توروضه ها دمادم
با یه دل شکسته
دلی غمین و خسته
از همه غم و درد
غُصه دلم رو بسته
به اَبی انت و اَمّی(2)
------------------------------
می باره باز دوباره ، ستاره رو ستاره
این همه آه ودردم ،ازسوی چشم تاره
بارون داره می باره، جهانی سوگواره
تو مجلس غم تو ، دلامون بی قراره
گوهر نایاب من
ای قلب بی تاب من
دوری تو چه سخته
تویی تو ارباب من
به اَبی انت و اُمّی (2)
--------------------------------
من و داغ شقایق ، آ لاله های عاشق
نوحه گر غم توست،با همه ی سلایق
برای درد مردم ، تویی طبیب حاذق
لال بودم اما آ قا ، منو نمودی ناطق
درد منو دوا بده
مریضا رو شفا بده
این نوکرای عاشقو
برات کربلا بده
به اَبی انت و اُمّی(2)

  • یکشنبه
  • 18
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:19
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه زیارتی -(پیام منو ببر هُدْهُدْ ،خدمت اربابم حسین) * رسول چهارمحالی

343

زمزمه زیارتی -(پیام  منو ببر هُدْهُدْ ،خدمت اربابم حسین) از تو ممنونم ، به تو مدیونم(2)
------------------------
پیام منو ببر هُدْهُدْ ،خدمت اربابم حسین بگوخداخوب میدونه یه عُمرِبیتابم حسین
نوشته ام به نامه ام ، بنام خالق حسین
ازغم دوری شما، منم منم به شور وشین
حسین حسین شعارمه
نوکریت افتخارمه
به اَبی انت و اُمّی
حسین ایل و تبارمه
از تو ممنونم ،به تو مدیونم (2)
----------------------
شبای جمعه که میشه ،میام میون زائر ها
توخلوت نیمۂ شب، منم میشم از شاعرها
کنار ختم المرسلین،ذاکر روضه ها میشم
کنار مادرت؛ حسین ، گریه کن شمامیشم
حسین حسین شعارمه
نوکریت افتخارمه
به اَبی انت و اُمّی
حسین ایل و تبارمه
از تو ممنونم ،به تو مدیونم (2)
-----------------------
نمی دونم نمی دونم ،عشق تو سرنوشتمه
کرب و بلای تو آ قا، بهشتمه بهشتمه
حرز تو گردن منه ، نوکریت افتخارمه
امیری و نعم الامیر ، شعارمه شعارمه
حسین حسین شعارمه
نوکریت افتخارمه
به اَبی انت و اُمّی
حسین ایل و تبارمه
از تو ممنونم ،به تو مدیونم (2)
----------------------
هر کی میاد به کربلا ، با نام نامی رضا
ازمشهدامام رضا،راهی میشه سوی شما
روزی هرسالۂ ما ، یه اربعین با نوکرا
امضا میشه برای ما ، زیارت کرب و بلا
حسین حسین شعارمه
نوکریت افتخارمه
به اَبی انت و اُمّی
حسین ایل و تبارمه
از تو ممنونم ،به تو مدیونم (2)

  • دوشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س) -(اسم حسین رمز عبور قیامت است) * رسول چهارمحالی

379

حضرت زهرا(س) -(اسم حسین رمز عبور قیامت است) اسم حسین رمز عبور قیامت است
خون جگر اصل فروغ امامت است

بعد از علی لنگر عرش خدای عشق
تنهاحسین ضامن احوال امت است

اسم حسین نام خدایی فاطمه است
بافاطمه ذکر حسین در کلامت است

هرجمعه شب گودی گودال روضه و
از راه دور به سویش سلامت است

در موقع ممات رسد سیّد الشّباب
بر نوکران دیدن مولا علامت است

دستم بگیر تشنه لب کربلا حسین
این دستگیری همیشه مرامت است

ما گریه کن ،سینه زن و خادم توأیم
اذن زیارتت برات غلامت است

مهدی بیاید ازغیبت کبری به امرحق
سرخی پرچمش نشانِ انتقامت است

سر داده ای که تن به ذلت نداده ای
رأسِ به روی نی همیشه پیامت است

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 19:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه جدایی محرم و صفر -(بعد از دو ماه نوکری جدایی سخته آقا) * رسول چهارمحالی

348

زمزمه جدایی محرم و صفر -(بعد از دو ماه نوکری جدایی سخته آقا) دوست دارم خدایی
ارباب خوب مایی(2)

بعد از دو ماه نوکری
جدایی سخته آ قا
هرکی تو باشی یارش
آ ره خوشبخته آ قا

بعد از دو ماه نوکری
مستی توی روضه ها
کجا برم جون دل
کجا برم من کجا

بعد از دو ماه نوکری
دل و دادن به ارباب
میگم همه بدونند
بیم ندارم از حساب

بعد از دو ماه نوکری
بعد ازدو ماه عاشقی
میشه بگه مادرت
تو نوکری لایقی

بعد از دو ماه نوکری
امید ما به زهراست
هذا محب الحسین
حک به روی دلهاست

بعد از دو ماه نوکری
اذن زیارت میخوام
برای روز محشر
ازتو شفاعت میخوام

دوست دارم خدایی
ارباب خوب مایی(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:10
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه پایان ماه صفر -(مزد دو ماه نوکری،به دست های فاطمه) * رسول چهارمحالی

400

زمزمه پایان ماه صفر -(مزد دو ماه نوکری،به دست های فاطمه) مدد مدد یا زهرا ،یا ام ابیها(2)
-------------------------------
مزد دو ماه نوکری،به دست های فاطمه
مزد دو ماه دلبری،به دست های فاطمه
منو می بینی خانم ،بعد از دو ماه اشک و آه
فقط بیا نظر کن ،به ما تو ای قرص ماه
----------------------------
می خره اشک منو،با لطف و احسان و عشق
انشا الله یک روز منو،می بره شهر دمشق
توی دلم غرق غم ،شدروضه خوان ارباب
از خیمه تا قتلگاه،دلم رو کرده سیراب
--------------------------
دو ماه با اشک و ناله ،یا حضرت فاطمه
حق طفل سه ساله،یا حضرت فاطمه
غرق به خون آ لاله،یا حضرت فاطمه
روزیم بکن هر ساله ،یا حضرت فاطمه
-------------------------------
حق دو دست قلم ،عباس علمدار حسین
روز به روز این دلمو،ببر به بازار حسین
ای کاش یه روزی من بشم ،زائر زوار حسین
گوینددرموقع مرگ ،توراست خریدار حسین
------------------------------------
کوچ شقایق و دیدم،توی ماه محرم
لشگر عاشق و دیدم،توی ماه محرم
چقدرحقایق و دیدم،توی ماه محرم
یک دل لایق و دیدم،توی ماه محرم
-----------------------------------
الهی با ظهورت ،گل پسر فاطمه
تو هیئت میگیرم،از غم تو زمزمه
مدینه تا کربلا ،بدون هیچ واهمه
نوحه و شور و روضه یا دو دمه
-----------------،------،-،--------
مدد مدد یا زهرا ، یا ام ابیها(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:22
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مزد دو ماه نوکری -(بعد دو ماه بی قراری ،برات کربلا می خوام) * رسول چهارمحالی

460

مزد دو ماه نوکری -(بعد دو ماه بی قراری ،برات کربلا می خوام) بعد دو ماه بی قراری ،برات کربلا می خوام
روضه وگریه وزاری،برات کربلا می خوام
بعد دو ماه نوکری تو ،برات کربلا می خوام
به اِنسْ و جِنّی آبرو،برات کربلا می خوام
محرم و صفر میره،منو ببر به کربلا
توان سینه زن میره ،منو بخر جون رضا
ماه عزای تو حسین ،فصل خزون نوکره
سینه زنی تو هیئت ها،دل ماها رو می بره
یک دهه عشق بازی ،میون بزم عزا
دو ماه نوکری کردن،به عشق پاک زهرا
یک سال زندگی کردن،به امید محرم تو
روزی ما میشه حسین،سینه زدن در غم تو
خداحافظ ماه حسین،خداحافظ ماه حسن
روضه ی قتلگاه تو ،کشته ی دور از وطن
الوداع ماه محرم ،الوداع ماه صفر
الوداع روضه ی هرشب،الوداع مرغ سحر
برات کربلا می خوام ،ظهور ثانی العشر
تا در رکابش بمونم،منجی وموعود بشر
العجل بقیة الله ،العجل یوسف زهرا
منتقم خون شهیدان،بیا از غیبت کبرا

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه شهادت امام حسین علیه السلام -(در شادی و در غم الا به ذکر الله) * رسول چهارمحالی

448

نوحه شهادت امام حسین علیه السلام -(در شادی و در غم الا به ذکر الله) الا به ذکر الله تطمئن القلوب(2)
:::::::::::::::::::::::::::::::::
در شادی و در غم الا به ذکر الله
اندوه و در ماتم الا به ذکر الله
سرشک اشک نم نم الا به ذکرالله
هر لحظه و هر دم الا به ذکر الله
الا به ذکر الله تطمئن القلوب (2)
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دوای دردم تویی تطمئن القلوب
آه سردم تویی تطمئن القلوب
مرد مردم تویی تطمئن القلوب
مرد نبردم تویی تطمئن القلوب
الا به ذکر الله تطمئن القلوب(2)
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
به روی خاک صحرا برادر خوبم
زیبا تری از زیبا برادر خوبم
تشنه بر لب دریا برادر خوبم
تویی مقطع الاعضا برادر خوبم
الا به ذکر الله تطمئن القلوب(2)
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
خنجر به روی حنجر،وای از ماتم
بر نیزه دیدم من سر،وای از ماتم
آه و ضجه ی مادر ، وای از ماتم
اصغرت شده پرپر ،وای از ماتم
الا به ذکر الله تطمئن القلوب(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شعر امام حسین علیه السلام -(برایم مشک را آماده کردی ) * رسول چهارمحالی

788

شعر امام حسین علیه السلام -(برایم مشک را آماده کردی ) برایم مشک را آ ماده کردی
لباس اشک را آ ماده کردی
دلم را راه دادی در غم خود
اسیرم کردی اندر ماتم خود
دلم را غرق اندوه دمادم
دلی خسته دوچشمان نم نم
بیا احرام بر بندیم و سوزیم
بیا تا دل به الطافش بدوزیم
از این ماتم دلی بیتاب دارم
شبی بی نور در مهتاب دارم
بیا فصل بهار من خزان شد
سرشک دیدگان درآسمان شد
برایم اشک جاری گشته و آ ه
امان از ضجه های گاه و بی‌گاه
برایم مشک را آ ماده کردی
لباس اشک را آ ماده کردی

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مرثیه فراق کربلا -(بدرقه از تو زیارت از من) * رسول چهارمحالی

347

مرثیه فراق کربلا -(بدرقه از تو زیارت از من) برادرم کجایی ،برادرم کجایی(2)
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
بدرقه از تو زیارت از من
اجابت از تو عبادت از من
شهادت از توشهامت از من
امامت از تو رشادت از من

تویی تویی تو کهکشانم
منم منم که بی نشانم
تویی تویی تو جان جانم
منم کبوتری در آسمانم
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
محبت از تو صداقت از من
طهارت از تو نجابت از من
حمایت از تو ارادت از من
روایت از تو حکایت از من

منم منم اسیر دامت
منم منم مست کلامت
منم منم به احترامت
منم به امید سلامت
:::::::::::::::::::::::::::::::::::
ای عشق بی قرینه
تو دوری از مدینه
داغت به روی سینه
مقصد خُلد برینه

روضه ما به سر رسید
خون از گلوی توچکید
خنجر گلوی تو برید
جسمتو روزمین کشید
:::::::::::::::::::::::::::::::::::
یه رَدِّ خون جاری شده
کار دلم زاری شده
اسیری بی یاری شده
بعد تو سوگواری شده

تو قاری نیزه نشین
یل امیر المومنین
تو حافظ دین مبین
خلقی ز داغ تو غمین
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::
برادرم کجایی ، برادرم کجایی(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

روضه امام حسین(ع) -(نمی شه باورم این غصه و غم) * رسول چهارمحالی

411

روضه امام حسین(ع) -(نمی شه باورم این غصه و غم) می شه باورم این غصه و غم
نشسته روی قلبم درد و ماتم
جدایی از تو زد آتش به جانم
شده گریه ز داغت کار و بارم
تنت مجروح شده از کینه و درد
شده زخمی تنت ای ماه عالم
سرت با خنجر از حنجر جدا شد
عزادرم عزایت هست اعظم
بیا بنگر مرا ای بهتر از جان
قد خواهر ز داغ تو شده خم
سرشک دیدگانم گشته جاری
بریزد بر تنت این دیده شبنم
کجایی یابن الزهرا ای حسین جان
تو که بودی به هر دردم چو مرحم
نهادی دست خود بر سینه ی من
تو با صبرت مرا بنموده محکم
تن پاکت به خاک افتاده جانم
سرت بر نی شود اولاد آدم
زند بر سینه و سر مادر تو
بخواند روضه ات مبعوث خاتم
حسین جانم حسین جان ای برادر
خدا هم روضه گر گشته از این غم
قتیل اشک و آ هی جان جانان
سرشک دیدگان بارد دمادم

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه شهادت امام حسین(ع) -(در هوایت بی قرار و بی قرارم من) * رسول چهارمحالی

727

نوحه شهادت امام حسین(ع) -(در هوایت بی قرار و بی قرارم من) سبک :در هوایت بی قرارم
----------------------------
یا حسین و یا حسین مولا (3)
----------------------------
در هوایت بی قرار و بی قرارم من
در عزایت دیده گریان زار زارم من
غمگسار و سوگوار و داغدارم من
من که مدیون تو و ایل و تبارم من
کربلای تو
کعبه دلهاست
نوکری تو
افتخار ماست
----------------------------
من که عمری مست تو هستم
عاشق و دل بست تو هستم
روز و شب من بی قرار تو
جانثار و غمگسار و زار زار تو
در هوای تو
من شدم مجنون
یابن الزهرا من
از توأم ممنون
-----------------------------
جسم پاکت اربأ اربا شد
رأس پاکت نیزه ها جا شد
خیمه هایت سوخته شد افسوس
کودکان در غل شده محبوس
زینب کبری
یکه و تنها
کاروان سالار
بر کودک و زن ها
-------------------------
روضه خوانان روضه می خوانند
خلقی اندر ماتمت زارند
سینه زن گشته ز داغ تو
شعله زد دشمن به باغ تو
اکبرت پرپر
اصغرت بی سر
شد علمدارت
بی بال و بی پر
------------------------------
آرزوی دیدن رویت،لحظۂ پاک ممات من
لایقم کن لایق دیدار،دیدن اندر حیات من
یوسف زهرا تویی آ قا،بی کس و تنها تویی هر جا
کربلایت معدن ایثار،کعبه دلها شده مولا
کشته ی عطشان
بی کفن عریان
دیده ها گریان
چون نم نم باران
--------------------------------،،،،،
یا حسین و یا حسین مولا(3)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه عزاداری محرم و صفر -(بقای اسلام از محرم است و صفر) * رسول چهارمحالی

474

نوحه عزاداری محرم و صفر -(بقای اسلام از محرم است و صفر) حسین حسین یا حسین(2)

بقای اسلام از محرم است و صفر
نوای اسلام از محرم است و صفر
خون درون رگش خون حسین شهید
آ نگه فدا کرده جان صدای حق را شنید
محرم است و صفر بقای دین خدا
به خون سالار دین به پا نمودیم عزا
محرم است و جنون برای دلدادگی
حسین شده غرق خون برای دلدادگی
فصل الخطاب همه محرم است و صفر
حرف حساب همه محرم است و صفر

حسین حسین یا حسین(2)

غرقه به خون کربلا راه نجات بشر
فاطمه شد روضه گر ولی با چشم تر
کشتی بشکسته اش فُلْکِ نجات بشر
برای حفظ قرآن تنش جدا شد زِ سَر
و ما رأیت زینب پایه ی صبر خدا
با خیزران روی لب سرش گشته جدا
حسین احیا گر دین رسول خداست
با لب عطشان ولی چشمه ی آ ب بقاست
محرم است و صفر بانگ ظهور مهدی
راه رسیدن دمی تا به حضور مهدی

حسین حسین یا حسین(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور شهادت امام حسین علیه السلام -(با لب عطشان تشنه کامی مادر ) * رسول چهارمحالی

474

شور شهادت امام حسین علیه السلام -(با لب عطشان تشنه کامی  مادر ) ایها العطشان ،فی ارض کربلا(2)

با لب عطشان ،تشنه کامی مادر
با تن عریان ،بی نشانی مادر
دیده ی گریان ، کهکشانی مادر
ایها العطشان ،فی ارض کربلا (2)

با تن صد چاک ، اربا اربا شده ای
همچو ابوالفضل،تکه هر جا شده ای
چون علی اکبر ،نقش صحراشده ای
ایها العطشان،فی ارض کربلا(2)

قافله سالار ، کو علمدار حرم
قافله سالار،ساقی و مشک و علم
قافله سالار ،شاه جودی و کرم
ایها العطشان،فی ارض کربلا(2)

لاله ی بی سر ، قاری نیزه نشین
جسم شریفت،مانده بر روی زمین
نام شریفت ، حک شده روی جبین
ایها العطشان ،فی ارض کربلا(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه امام حسین(ع) -(محیی و ممات ابا عبدالله) * رسول چهارمحالی

371

نوحه امام حسین(ع) -(محیی و ممات ابا عبدالله) سید الشباب اهل بیتی تو (2)
--------------------
محیی و ممات ابا عبدالله
خیر البرکات ابا عبدالله
سید الشباب سیدی مولا
جانها به فدات ابا عبدالله

ای نور دل حضرت زهرا
ای تشنه شهید بر لب دریا
ای نیزه نشین مقطع الاعضا
بر تو صلوات ابا عبدالله
««««««««»»»»»»»»»»»
آ ن سر جدات ابا عبدالله
خیزر به لبات ابا عبدالله
بر روی طبق میهمان گشتی
پیش بچه هات ابا عبدالله

پر آ بله شد پای من بابا
بر دیدن من آ مدی حالا
من را تو ببر دگر از این دنیا
ای آ ب حیات ابا عبدالله
«««««««»»»»»»»»
ذکر. نغمات ابا عبدالله
ای فلک نجات. ابا عبدالله
مصباح هدایتی ای مولا
ای خمس و زکات ابا عبدالله

صد چاک شده تن تو مولا
غارت شده پیرهن تو مولا
کربلا شده گلشن تو مولا
هستم گدات ابا عبدالله
»»»»»»««««««««««
می زنم صدات ابا عبدالله
ذکرت حسنات ابا عبدالله
کربلای تو آرزوی من
کن عطا برات ابا عبدالله

آ رزوی من کربلای تو
مرگ من رسد پیش پای تو
جان کندن در روضه های تو
هستم گدات ابا عبدالله
--------------------------
سید الشباب اهل بیتی تو(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه شهادت امام حسین(ع) -(روی نی رأس تو و جسمت روی زمین) * رسول چهارمحالی

565

نوحه شهادت امام حسین(ع) -(روی نی رأس تو و جسمت روی زمین) تشنه ی جام بلا ،یا حسین ثارالله(2)

روی نی رأس تو و،جسمت روی زمین
از غم ماتم تو ،زینب است زار و غمین
برده غارت همه چیز ،تا به انگشتر تو
توی دستان عدو ،دیده ام من سرتو
اربأ اربا شده است،پیکر پاک حسین
برزمین افتاده،جسم صد چاک حسین

خیمه ها می سوزد ،چون دل خواهر تو
روضه خوان ناله زند،از غم دختر تو
بر سر و سینه زنان ،اهلِ بیت حرم
یا بُنَّی می گفت ،از غم تو مادرم
با لب تشنه حسین،اربأ اربا شده ای
تا ابد تو اسوه ی،غم دنیا شده ای

قتلگه تا خیمگاه،میزند بر سینه اش
یادش آ ید از غم و،ماتم دیرینه اش
از غم فاطمه و،کوچه و سیلی و در
مسجد کوفه نگو ،از غم داغ پدر
از تن بی جان ،مجتبی یاد کند
صبر بر خون خدا،یا که فریاد کند

تشنه ی جام بلا ، یا حسین ثارالله(2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 01:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زبانحال حضرت زینب با امام حسین(ع) -(راس تو را به روی نی دیدم و گریه کرده ام) * رسول چهارمحالی

1075

زبانحال حضرت زینب با امام حسین(ع) -(راس تو را به روی نی دیدم و گریه کرده ام) راس تو را به روی نی،دیدم و گریه کرده ام
از این همه ظلم و ستم،به حق گلایه کرده ام
سوار بر نیزه تو و،پای پیاده دخترت
سیلی و تازیانه شد،سهم و نصیب خواهرت
قاری قرآن روی نی،سوره کهف بر زبان
تنور خولی، طشت زر،بیا دمی روضه بخوان
پسر قطال العرب،مصحف پاره پاره تن
بیا دمی نظر نما،ببین تو روزگار من
قطع الوریدی یا اخا،خلد التریب عالمی
حبل المتینی بهر ما،شیب الخضیب عالمی
در قتلگه چون آمدم،دنبال جسم اطهرت
ملک و ملک می گفت امان،از قلب زار خواهرت
از کربلا تا شهر شام،مصباح راه ما تویی
سیر نمی شوم ز تو،صاحب لوا هر جا تویی
یوسف کنعان علی،مرا تو هستی نور عین
ای راز عطشان زمان،بنگر مرا در شور و شین
از خیمه گه تا قتلگاه،احرام بستم بهر تو
سعی و صفای من شدی،بنگر که هستم بهر تو
ای سوره باران من،ای حیدر کرار من
یاد وداع سرخ تو،خون کرد دل غمبار من
به روی نی رأس تو را ،هر چه نظاره کرده ام
سوی مدینه بر نبی،همی اشاره کرده ام
اینکه فتاده روی خاک،نعش عزیز فاطمه است
فریاد یا محمدا ،روی زمین این زمزمه است
با تن چاک چاک خود،فدای دین حق شدی
پرچم حق خواهی و عدل،نوای دین حق شدی

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد