باز هر کوچه و بازار، شده وادی ماتم
شده غرق تب واشک، پرازگریه ی نم نم
وزیده ست دوباره همه جا عطر محرّم
بساط غم و اندوه، شده بار فراهم
بیائید همه سینه زنان
گریه کنان، نوحه بخوانید
همه شور بگیرید
همه اشک بریزید
بخوانید از آن عشق مجسّم
از آن روح مکرّم
که غرق غم و اندوه شده عرصه ی عالم
چه شوریست، چه حالیست
چه احساس زلالیست
بیائید که از سفره ی ارباب
از این سفره ی پر برکت و پر خیر
همه رزق بگیریم
که دست همه خالیست
و این اشک شبیه پر و بالیست
که تا یک دل و یک رنگ
همه بال بگیریم و بمیریم
شبیه همه جان به کفان حرم دوست
شهیدان و دلیران ره عشق، برایش
که جانم به فدایش
و احرام ببندیم که باشیم همه
معتکف ماه عزا
- شنبه
- 18
- آبان
- 1392
- ساعت
- 16:07
- نوشته شده توسط
- یحیی








