شهادت امام حسین (ع)

مرتب سازی براساس

قتلگاه امام حسین(ع) -(بیا خواهر در این ساعات آخر) * کربلایی حسن آخوندی

664

قتلگاه امام حسین(ع) -(بیا خواهر در این ساعات آخر) بيا خواهر در اين ساعا ت آخر
تـرا بينـم دمي جـان بـرادر
خداحافظ خداحافظ كه رفتم
مـرا خواهر نبيني بـار ديگر
روم خواهرکنون با روي خونين
به پيش مـادرم زهراي اطهـر
از اين دنياي فاني دل بريـدم
به عشق ديـدن زهـرا و حيدر
به روي پيكـرم از كين اعـدا
نشانها دارم ازشمشير و خنجر
براي يـاري اسـلام و قـرآن
خوشم گرجان دهم صد باردیگر
كمر بسته به قتلم قاتلي پست
ببـاليـنم نشسته شمـر كـافـر
آخوندي شاعرم را روز محشر
شفا عت مي نمـايم پيش داور

  • پنج شنبه
  • 20
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 00:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 علی اصغر یزدی

#گودال بودند دشمنان تو همدست می زدند وقتی که شمر راه تورا بست می زدند از روی اسب در دِلِ گودال قتلگاه تو واژگون شدی و...همه دست می زدند!!! -(#گودال بودند دشمنان تو همدست می زدند وقتی که شمر راه تورا بست می زدند از روی اسب در دِلِ گودال قتلگاه تو واژگو * علی اصغر یزدی

588

#گودال  بودند دشمنان تو همدست می زدند وقتی که شمر راه تورا بست می زدند  از روی اسب در دِلِ گودال قتلگاه تو واژگون شدی و...همه دست می زدند!!! -(#گودال  بودند دشمنان تو همدست می زدند وقتی که شمر راه تورا بست می زدند  از روی اسب در دِلِ گودال قتلگاه تو واژگو #گودال

بودند دشمنان تو همدست می زدند
وقتی که شمر راه تورا بست می زدند

از روی اسب در دِلِ گودال قتلگاه
تو واژگون شدی و...همه دست می زدند!!!

علی اصغر یزدی

  • شنبه
  • 20
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 01:01
  • نوشته شده توسط
  • علی اصغر یزدی
ادامه مطلب
 حاج اصغر فرشچی

شام غریبان زبانحال حضرت زینب(س) به حضرت زهرا(س) -(من آن مرغ شبم افسوس ندارم لانه ای امشب) * حاج اصغر فرشچی

780
1

شام غریبان زبانحال حضرت زینب(س) به حضرت زهرا(س) -(من آن مرغ شبم افسوس ندارم لانه ای امشب) سبک :
اگر صبح قیامت را شبی هست .....
حسین تعجیلیله گتمه....

من آن مرغ شبم افسوس ندارم لانه ای امشب
به زیر بال من طفلی ندارد دانه ای امشب

به صد شورو به صد افغان
گرسنه خسته و عطشان

نه غمخواری نه دلداری منم صد پاره دامانم
چه می پرسی در این صحرا چسان پاشیده شد جانم
که خونِ دیده آبم کرد وخاک مرده ها نانم
به شمع محفل ظلمت منم پروانه ای امشب

در این صحرا به خون غلطید حسین ولشکرش دیدم
شنیدم حرمله میگفت گلی که غنچه بود چیدم
گرفتم از برادر تا گلویش را چو بوسیدم
خُمارم کرده آن بوسه منم مستانه ای امشب

بیا مادر حسینت شد فدای مکتب هستی
شکست آخر دل زینب به صد جور و به صد پستی
سر طفلان فرزندنت بکش با خونِ دل دستی
ببوسم دست تو مادر بباش همسایه ای امشب

ترکی

ستمله سولدوروب دشمن سولوبدی گللریم گلشن
جفای خاریدن اوج ایلیوبدی گویلره شیون
اولوبدی پاره چادرلر قضادن زینبه مسکن
دوتوبدی یاس حسینه گل آنام شام غریباندی

قیزون زینب پریشاندی
آنا محشر نمایاندی

ایدوب برپا عزا زینب بو یرده یوخدی غمخواری
پوزوب گوندوز ستم بادی قالوب ویرانه گلزاری
اوشاقلار آغلاشور یوخدی ویرن بو یرده دلداری
بلالی زینبون گل گور آنا باغری دولی قاندی

حسین یاتدی قوری یرده منه فصل خزان اولدی
گلستاندا آچان گل لر سموم ظلمیله سولدی
سالوب شیون آتاسیز لار مِحندن قلبلر دولدی
دوشوب باش سیز حسینیم یوخ لباسی تنده عریاندی

حسینه عاشقم مادر بودی دیلده اولان منظور
حقیقت عالمی چکدی اولام عشقه اسیر نه زور
اگر دشمن ایده مین بار بو روح و قلبیمی رنجور
دیله حاشا گله زینب حسینیم دینه قرباندی

یول اوسته رسمیدی یولداش دورار یولداشنی ایستر
خزان گورموش گل و بلبل یوزه گوز یاشینی ایستر
بولر عالم که زینبده حسین قارداشینی ایستر
او قارداش که سُور زینب اولوبدی قانه غلطاندی

جفا اهلی بو گون مندن قرار و صبریمی آلدی
پوزوب احوالیمی آغلار قویوب محنت لره سالدی
اورک دوزمور آنا زهرا روقیم گل یتیم قالدی
دیور عمه بابام هاردا بو قلبیم اود دوتوب یاندی

ریاست اوسته نا حق لر حقی اولدوردولر عطشان
جدا تندن حسین باشی اولوبدی خولیه مهمان
گجه شام غریباندی اولوب عاشقلری گریان
بو غم بو مِحنته (عدلی) دوتوب قلبی اولولاندی

  • چهارشنبه
  • 17
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 18:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حاج اصغر فرشچی

قتلگاه زبانحال حضرت زینب(س) -(من تو را خواهم چو خواهد چشم خسته خواب را) * حاج اصغر فرشچی

1780

قتلگاه زبانحال حضرت زینب(س) -(من تو را خواهم چو خواهد چشم خسته خواب را) من تو را خواهم چو خواهد چشم خسته خواب را
من ترا جویم چو جوید تشنه لبها آب را

در هوایت پر گشودم باور بال و پرم
بی تو زینب نیستم من آتشم خاکسترم

در هوایت دل گسستم از همه دلبستگی
غوطه در خونی ولیک هستی پناه خستگی

خسته ام از این همه جور و جفای خصم دون
ای برادر بی تو بیتابم تو غرق بحر خون

می تراود شبنم خون از گلوی پاره ات
من ندارم غیر اشک مرهم کنم هم چاره ات

برگ سبز و گل بخشکیده در این فصل بهار
غنچۀ نشکفته ات پرپر ز جور روزگار

سنگ نالد زین سبب هم خاک دارد غم هزار
باد دارد آه سرد و کوه گرید بی قرار

رود رود بی قرار و آب و آتش داغ دار
در غمت ارض و سما گرید ملائک سوگوار

داغ دل از باغ دل دارد دلم من در تبم
شعله ور از آتش سوزان تنها یک شبم

غرق در درد و ملالم ذره ذره التهاب
سلب طاقت میکند ای از تبار آفتاب

آفتاب مهر من بودی تو سایه بر سرم
دیده بگشا و ببین خون جگر اشک ترم

در غم عشقت شدم با هرغمی من آشنا
از غم دیگر کنم جز عشق تو دل را رها

رهسپار شام شومم دستگیر دشمنم
من به شورعشق تو سر بر بیابان می نهم

می روم از کربلا دفنت نکردم گر ترا
می سپارم پیکر صد پاره ات دست خدا

صرف کرده ( عدلی ) خادم به درگاهت حیات
خواهد این دنیا برات و روز محشر هم نجات

  • چهارشنبه
  • 17
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 23:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج نادر بابایی

غریب کربلا -(یک تشنه لب غریب و تَنَش زخم بیشمار) *حاج نادر بابایی

636

غریب کربلا -(یک تشنه لب غریب و تَنَش زخم بیشمار) یک تشنه لب غریب و تَنَش زخم بیشمار
آواره در میانه ی میدان کار و زار

از مَرکبش فتاده زمین جان مصطفی
در مقتلش بناله بتول است ومرتضی

دارد شتاب کشتن او گرچه کوفیان
گرید ولی به غُربت او اهل آسمان

مقتل برای جان نَبی گشته حوض خون
با چِکمه روی سینه او رفته شمردون

قَدِّ فلک زجور ستمها خمیده است
قاتل فغان حضرت زهرا شنیده است

گفتا بدو که خنجر خود را کجازنی
آتش چرا تو بر حَرَم کبریا زنی

این تن که زیربوسه آن خنجرت بُوَد
آرام جان دختر پیغمبرت بُوَد

راسی بریده شد زقفایش بشوروشین
سرداده نوحه اَرض وسَمایاحسین حسین

قرآن ورق ورق شده در دشت کربلا
جلدش بروی خاک ولی آیه ها جدا

(نادر)دراین کشاکش دنیای بی امان
باب سعادتی بجز این در مبر گمان

  • یکشنبه
  • 21
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 10:50
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج نادر بابایی

زخمی_مقتل -(فِتاده روی زمین گوهر خدا زخمی) *حاج نادر بابایی

667

زخمی_مقتل -(فِتاده روی زمین گوهر خدا زخمی) فِتاده روی زمین گوهر خدا زخمی
ندیده مامِ فلک یک چنین فدا زخمی

کنار مقتل او اَنبیا که صَف به صَفَند
خمیده گشته قَدِ خَتمُ الاَنبیا زخمی

شکسته جعبه ی اَسرار ماخَلَق گویا
رسیده از قَدَرَش یا که از قَضا زخمی

نمای قامت او آیت هُوَالمَعشوق
تمام پیکر حَق گشته گوئیا زخمی

رسیده جان بلب تشنه ای که میخواند
نوایِ لَحن حجازی زِ رَبّنا ، زخمی

ز سوزِ آه دلش کُلّ ماخَلق گریَد
گمان من شده هم اَرض وهَم سَما زخمی

اِحاطه کرده همه دیو و دَد سلیمان را
و یا فتاده زمین شاه کربلا زخمی

ز یاد رفته مگر رسم میهمان داری
به میهمان زند هر میزبان چرا زخمی

بحال صاحب خود ذوالجَناح میگرید
زجور اِبنِ بَشر دیده او چه ها زخمی

غریب وادی غُربت به مَرکَبش گفتا
برو برو نرسد بیش از این ترا زخمی

ز انتظار برون کن به اهل خیمه بگو
رسیده بار دِگر بر بَتول ما زخمی

دل شب آید اگر ساربان بدیدارم
بدست زخمی ما میزند جُدا زخمی

بدشت کرب و بلا قبر من مُهیّا شد
که زینبم رود آن شام پربلا زخمی

دگر بس است بیا(نادرا) تمامش کن
قلم زند به دلِ اهل دل بَسا زخمی

  • یکشنبه
  • 21
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

مصائب اهل بیت(ع) -(دشمن ز گوش بچهٔ ما گوشواره بُرد) * مجید قلعه بیگی

523

مصائب اهل بیت(ع) -(دشمن ز گوش بچهٔ ما گوشواره بُرد) دشمن ز گوش بچهٔ ما گوشواره بُرد
یعنی دوتا ستاره ز یک ماهپاره بُرد

انگشتری که بود بر انگشتت ای حسین
آمد مثال پیرهن پاره پاره برد

دیدی چگونه ماکه عزیزیم، لیک اهل نار
یک یک اسیر کرد و به دارالعماره برد

میخواست تا شکنجه به ما بیشتر دهد
یک طفل را پیاده، یکی را سواره بُرد

دیدی چگونه ناوک پستان تیر کین
شیر از برای تشنگیِ شیرخواره برد

جن و ملک گریست به حالت که دست مرگ
طفل تو را به مهلکه از گاهواره برد

شاعر بگو چگونه آل علی را گروه پست
در شام و کوفه با دف و چنگ و نقاره برد

  • دوشنبه
  • 27
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 19:19
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

حضرت امام حسین(ع) -(خون دل در حرمش بود ولی آب نبود) * مجید قلعه بیگی

530
1

حضرت امام حسین(ع) -(خون دل در حرمش بود ولی آب نبود) خون دل در حرمش بود ولی آب نبود
در گلستان نبی یک گُل شاداب نبود

آب را بر رخ اولاد پیمبر بستند
میزبان بیشتر از این پی آداب نبود

تاب در زلف خم اندر خمشان بود ولی
هیچ از سوز عطش در دلشان تاب نبود

آه در پنجره سینه شان میلرزید
تپش قلب هم از سستی اعصاب نبود

آب اگر بود به دریای حریم حرمش
کشتی آل علی غرق به گرداب نبود

سجده بر روی علی اکبر خود کرد حسین
جز خم ابروی آن دلشده محراب نبود

بر سر دست پدر یک گل و چندین گلچین
در بر باب چنین بی ادبی باب نبود

اصغرا ماهی اگر صید ز قلاب شود
تیر حلقوم تو جز ناوک محراب نبود

شاه تنها به جدل رفت ولی همره او
بهر یاری یکی از زمرهٔ اصحاب نبود

  • دوشنبه
  • 27
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 19:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور با زمینه فراق کربلا -(منو غم دوریت از نفس ببین اِنداخت) * عباس قلعه

930
2

شور با زمینه فراق کربلا -(منو غم دوریت از نفس ببین اِنداخت) منو غم دوریت
از نفس ببین اِنداخت
هرکی توو این دنیا
روو به غیر تو زد باخت

توو این روزایی که
زندگی پُر از درده
به من حواست هست؟
این زمونه نامرده

من از خدا فقط ‌= خودتو عشقتو میخام
یه نیم نگات بسه = دوباره باز حرم بیام

آه
میدونم فراق میگیره جونمو
نظری به اشک روی گونمو
ای خواهش من
آرامش من

عزیزم حسین عزیزم عزیزم عزیزم حسین

محاله یک لحظه
از شما جدا باشم
ببین زمین خوردم
دستمو بگیر پاشم

من اینو فهمیدم
جز تو باطلن عشقا
ندیدم هیچ خیری
بی تو من از این دنیا

صدات که میزنم = به داد من تو میرسی
پناه نوکری = توو لحظه های بی کسی

آه
تو رو آخه من به کی قسم بدم
میدونم دوای دردمه حرم
رحمی به دلم
ای شاه کرم

عزیزم حسین عزیزم عزیزم عزیزم حسین

شبای دلتنگی
هی بهونه میگیرم
چشامو می بندم
سمت کربلا میرم

توی خیالاتم
گنبدت رو می بینم
چه خوبه اون لحظه
توو حرم که می شینم

صدای گریه هام = می پیچه بین زائرات
میگم با چشم تر =همه ی زندگیم فدات

آه
دست لطفتو بِکش روی سرم
بنویس که عاقبت فدات بشم
ای آب و گلم
درمون دلم

عزیزم حسین عزیزم عزیزم عزیزم حسین

  • جمعه
  • 10
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 16:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور روضه ای امام حسین(ع) -(من بی وضو موی تورو شونه نزدم) * عباس قلعه

1564
6

شور روضه ای امام حسین(ع) -(من بی وضو  موی تورو  شونه نزدم) من بی وضو
موی تورو شونه نزدم
من بی وضو
بالا سر تو نیومدم

من بی وضو
نبوسیدم هَنْجر تورو
من بی وضو
دست نگرفتم سر تورو

حالا توو دست شمر
تاب میخوره سرت
کاش پاشِه لااَقل
از روی پیکرت

( ای نور عینم : مظلوم حسینم )
______

ضجّه زدم
صدای نالم رو نَشِنید
ضجّه زدم
وقتیکه موهاتو می کِشید

ضجّه زدم
ذرّه ای هم تاْثیری نداشت
ضجّه زدم
خنجرشو روو گلو گذاشت

گودال و زد بِهَم
شد آسمون سیاه
دیدم یه عده ای
ریختن توو قتلگاه

( ای نور عینم : مظلوم حسینم )
_____

خون شد دلم
سر عزیزم رو که بُرید
خون شد دلم
تموم اعضارو که درید

خون شد دلم
واسه غنیمت رسیدن و
خون شد دلم
سمت حرم ها دویدن و

زینب به سر زنان
بیچاره شد حسین
رفتی و خواهرت
آواره شد حسین

( ای نور عینم : مظلوم حسینم )

  • جمعه
  • 10
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

تک زمینه امام حسین(ع) -(آرامه جانه من،روح و روانه من) * الیاس محمدشاهی

531

تک زمینه امام حسین(ع) -(آرامه جانه من،روح و روانه من) "بنداول"

آرامه جانه من،روح و روانه من
بر نوکرت کن عنایت دمی مولا
من خادمت هستم،گرچه بدوپستم
شده حاجته قلبه من آقا کربلا

افضل الاذکار،ماهه شبه تار،اربابه عالم یاحسین
سیدالعطشان،ای روح قرآن،خرابه حالم یاحسین

(اللهی العفو)2بحقه مولاناالحسین

"بنددوم"

دلواپسم آقا،من بی کسم آقا
عمریه چشمام به راهه فرج مانده
ای حضرت دلبر،ای نائب الحیدر
مادر به گوشم دعای فرج خوانده

بسه صبوری،این هجرودوری،همه امیدم مهدی
آقاکجایی،چقدر جدایی،صبح سپیدم مهدی

(العجل آقا)3یامهدی

"بندسوم"
سربازه اسلامیم،پیوسته میخوانیم
مدافعانه حرم،پیروه عشقیم
در حفظ ولایت،همواره باغیرت
ما حافظه دو حرمهای دمشقیم

عبده حسینیم،به شوروشینیم،کرببلامون تو جبهه هاست
عشقه اسارت،بعدش شهادت،محسن حججی الگوی ماست

(آه وواویلا)2بازم جاموندم ازشهدا

"بندچهارم"

چون میثم تمار،میریم به سره دار
سرمیدهیم دررهت،باشوق وبیتابی
ذکره مدامه ما،برلب شعاره ما
لعنت به داعش صعودی و وهابی

پابنده احساس،مریده عباس،مثاله سقای علقمه
جون میدم آخر،با بدنه بی سر،روی پلاکم یافاطمه

(عشقه شهادت)3برا حسین

  • جمعه
  • 1
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 19:04
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت امام حسین(ع) -(باز حال گریه پیدا کرده ام) * رضا نصابی

687
-1

حضرت امام حسین(ع) -(باز  حال گریه پیدا کرده ام) باز حال گریه پیدا کرده ام
پای غم را در دلم واکرده ام

باز بردم نام زیبای حسین
بازهم این دیده دریا کرده ام

با لباس مشکیم خاکم کنید
این وصیت را من امضا کرده ام

تا برای نوکری قابل شوم
خواهش از ام ابیها کرده ام

دست خالیه مرا پر کرده است
هر زمانی رو به سقا کرده ام

به امید دیدن کرب و بلا
باخودم امروز و فردا کرده ام

صبح ها بعد نماز با چشم تر
یک سلامی سوی اقا کرده ام

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:06
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

تک زمینه احساسی فراق کربلا -(تنگه دلم برات آقا،میخوام بیام به کربلا) * الیاس محمدشاهی

1118
2

تک زمینه احساسی فراق کربلا -(تنگه دلم برات آقا،میخوام بیام به کربلا) "بنداول"

تنگه دلم برات آقا،میخوام بیام به کربلا
براتمومیگیرم از،علی بن موسی الرضا

بیقرارم ناله میزنم،از غمه توسرمو میشکنم
توی هیئت یاده روضه هات،به سروروم لطمه میزنم

ای بی کفن حسین،عریان بدن حسین
زینب باگریه گفت،صدپاره تن حسین

?روحی لک الفدا،اربابه بی کفن

* * * *
"بنددوم"

عمریه من یه نوکرم،آرزومه بیام حرم
پای پیاده اربعین،با پدر و با مادرم

هجرودوری من رو میکشه،نوکره توبه همین خوشه
مادره تو توی روضه ها،روسره اون دستی میکشه

اربابه من حسین،مهتابه من حسین
ذکره روی لبه،بیتابه من حسین

?روحی لک الفدا،ارباب بی کفن

* * * *
"بندسوم"

دلشوره هام شده زیاد،دلم یه چیز ازت میخواد
هوایی شده چندروزه،آقابه کربلات بیاد

بازبه یاده صحن ومرقدم،عاشقه اذونه گنبدم
ازقلم اسمم نیفته،من سفارشیه مشهدم

حرفه دلم حسین،من سائلم حسین
گداونوکره،بوفاضلم حسین

?روحی لک الفدا،اربابه بی کفن

  • جمعه
  • 1
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 19:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

امام حسین(ع)، مناجات محرمی، تنور خولی -(تاکه در روضۀ ما گشت چراغی روشن...) * سید پوریا هاشمی

1045

امام حسین(ع)، مناجات محرمی، تنور خولی -(تاکه در روضۀ ما گشت چراغی روشن...) تا که در روضه ی ما گشت چراغی روشن
شد مشام همه از عطر اقاقی روشن

هر جگر داغ ببیند بشود فرسوده
جگر ما شده هرروز ز داغی روشن

کاش مارا به حسینیه‌ی تو خاک کنند
قبر ما را برسانند به باغی روشن

آخر این گریه چه خیریست که با یک قطره
ساخته از دل ویرانه اتاقی روشن

محضر پرچم تو خم شدم و خوب شدم
سر من خورد در این کوچه به طاقی روشن

تاج و تخت همه پادشهان آخر سوخت
ماند شمع حرم شاه عراقی روشن

بر دل سوختگان دیگ غذایت جوشید
پخت نذری تو بر روی اجاقی روشن

ای سر رفته به مطبخ! بغل زینب هست!
برو از خانه خولی به رواقی روشن

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:09
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور امام حسین(ع) -(من هستم بنده و مولای منی تو) * الیاس محمدشاهی

486

شور امام حسین(ع) -(من هستم بنده و مولای منی تو) ویرایش:
رضا نصابی

به قلم آقایان:
رضانصابی
علی تقی پور
احمدرضااسماعیل نژاد
الیاس محمدشاهی

"بنداول"

من هستم بنده و مولای منی تو
ذکر دائم بر لبهای منی تو
رویای زیبای شبهای منی تو

(ارباب حسین2)

از خدا می خوام تورو ازم نگیره
شبی نیست که از غمت دلم نگیره
من و از تو زائرات قلم نگیره

اربابم حسین

"بنددوم"

عبد رو سیاهم اربابم تو هستی
تو شبای تارم مهتابم تو هستی
اقا عشق و در نایابم تو هستی

(ارباب حسین2)

دل من برای کربلا می گیره
دلم از رو ضه های شما می گیره
دلم از غربت تو اقا می گیره

اربابم حسین

"بندسوم"

من قطره ام و تو اقیانوس حسین جان
با روضه هاتون هستم مانوس حسین جان
رخصت بده بیام به پابوس حسین جان

(ارباب حسین2)

جز در خونه ی تو جایی نمی رم
می دونی شکسته بالم و فقیرم
انقدر حسین می گم تا که بمیرم

اربابم حسین

"بندچهارم"

نوکرت هستمو از غیر بی نیازم
با تو توی هر دو دنیامن سرفرازم
سلام می دم به تو بعد از هر نمازم

(سلام اقا2)

سلام ای شهید کربلا حسین جان
سلام ای تشنه ی سر جدا حسین جان
سلام ای مقطع الاعضا حسین جان

اربابم حسین

  • جمعه
  • 1
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 19:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام حسین(ع)، مصائب حضرت زینب(س) -(تنها نه این که داده رزق نوکران را...) * محمد جواد شیرازی

712

امام حسین(ع)، مصائب حضرت زینب(س) -(تنها نه این که داده رزق نوکران را...) تنها نه این که داده رزق نوکران را
بخشیده آب و نان بنده پروران را

معشوق ها دلداده ی حب الحسین اند
عشقش مُسَخَّر کرده قلب دلبران را

هر کس که مشمول نگاه رحمتش شد
هرگز نمی خواهد عطای دیگران را

گریه برایش خیرِ بی مانند دارد
حتی مقرب می کند پیغمبران را

نامش که زینت بخشِ عرش و اهل آن است
تا اوج مستی می برد نوحه گران را

دیوانگی ما در این میخانه، لطف است
بخشیده زهرا این جنون بیکران را

یک عمر داغ سینه ی عریان ارباب
آتش زده جان و دل جامه دران را

باید چگونه با پر زخمی، عقیله
پیدا کند در دشت و صحرا، دختران را

باید چگونه زینب کبری ببیند
در شام، بر کام امامش، خیزران را

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:25
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور امام حسین(ع) -(دلواپسه روضه هاتم،عمریه تو هیئتاتم) * الیاس محمدشاهی

419

شور امام حسین(ع) -(دلواپسه روضه هاتم،عمریه تو هیئتاتم) "بنداول"

دلواپسه روضه هاتم،عمریه تو هیئتاتم
اسمم ازقلم نیفته،تولیسته مسافراتم

کربلا،بهشته خدا بر روی زمینی
التماسه نوکراتو می بینی
بطلب مارو،یه اربعینی

کربلا،برس به داده این دله شکسته
دخیل به پائین پای تو بسته
غمگین وخسته،به پات نشسته

کربلا،(اللهم الرزقنی حرم ارباب)3

"بنددوم"

بازم غمه هجرودوری،میکشتم این صبوری
خونه ی اصلیمه اونجا،طاقت بیارم چه جوری

یازینب،میخونه دلی که به سوزوآهه
دیوونه ی روضه ی قتلگاهه
گم کرده راهه،دنباله شاهه

یاقاسم،ذکره لبه هرعاشقه بیتابه
لطمه زنه روضه های خرابه
مرجع نوکر،بی بی ربابه

کربلا،(اللهم الرزقنی حرم ارباب)3

"بندسوم"

غیره حسین دلبری نیست،جزاباالفضل سروری نیست
وقتی زهرا مادره ماست،غیره حیدر رهبری نیست

مستانه،دارم به لب ذکره لعنه امیه
همیشه من میگم به سوزوگریه
خدای قلبم بی بی رقیه

اربابم،تورو به جوونت علیه اکبر
قسم به قنداقه ی علی اصغر
بطلب آقا،حرمه دلبر

کربلا،(اللهم الرزقنی حرمه ارباب)3

  • جمعه
  • 1
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 19:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت امام حسین(ع) -(ای جان و دلم فدای عشقت) * حاج داود بیدق داری

594

حضرت امام حسین(ع) -(ای جان و دلم فدای عشقت) ای جان و دلم فدای عشقت
عالم همه مبتلای عشقت

خواب خوش نرگس چمن را
بر هم زده ماجرای عشقت

صدها چو من از شروع خلقت
قربان شده در منای عشقت

جا دارد اگر به عشق باشند
شاهان جهان گدای عشقت

مجنون تو جاودان عشق است
گر کشته شود برای عشقت

شور و شعف و شعور خیزد
از نای نی نوای عشقت

عیسی که به مرده روح میداد
میخواند به لب دعای عشقت

نی ها همه در نوا فتادند
از محنت نینوای عشقت

عطر گل یاس و سوسن آید
از تربت کربلای عشقت

#داور به جز این دگر ندارد
ای جان ودلم فدای عشقت

  • یکشنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 22:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

تک زمینه امام حسین(ع) شور کربلا -(کربلا،خوابه هرشبم) * الیاس محمدشاهی

620

تک زمینه امام حسین(ع)  شور کربلا -(کربلا،خوابه هرشبم) به قلم:
رضانصابی
مجیدآقاجانی
الیاس محمدشاهی

?"بنداول"?

کربلا،خوابه هرشبم
کربلا،ذکره بر لبم
کربلا،کربلا یا کربلا
یاحسین،سایه ی سرم
یاحسین،کی میرم حرم
کربلا،کربلا یا کربلا

دور از حرمت،هستمودارم می میرم
ازدستای تو،کی میشه حاجت بگیرم
من نوکرتم،هستی تو آقا امیرم

?آقام یاحسین،اربابم اربابم?
* * * * *
?"بنددوم"?

کربلا،دل پریشونم
کربلا،دیده گریونم
کربلا،کربلا یا کربلا
یاحسین،مانوسم باتو
یاحسین،میبوسم پاتو
یاحسین،آقام آقام

دسته خالیمو،پر کن از احسانت آقا
یه نیم نگاهی،کن از سر لطف به گدا
روزیم کن آقا،دیدنه اون صحن وسرا

?آقام یاحسین،اربابم اربابم?
* * * * *
?"بندسوم"?

کربلا،آرزویه من
کربلا،آبرویه من
کربلا،کربلا یاکربلا
یاحسین،کن تودعوتم
یاحسین،اینه حاجتم
کربلا،کربلا یا کربلا

مولای منی،فدای لطف وکرمت
کی میشه بیام،پیاده آقاحرمت
منم بطلب،آقاجانه صاحبه علمت

?آقام یاحسین،اربابم اربابم?

  • جمعه
  • 1
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 19:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا محمدی (ناعم)

آرزوی زیارت -(چون مرغ پرشکسته به دام بلا شدیم) * محمدرضا محمدی (ناعم)

782

آرزوی زیارت -(چون مرغ پرشکسته به دام بلا شدیم) چون مرغ پرشکسته به دام بلا شدیم
دُرّ گران بُدیم ،چنین بی بها شدیم

ای شاه تشنه،رفع کَدر کن ز نوکران
دلتنگ یک زیارت کر ببلا شدیم

جانا،فتاده به گرداب ماتمیم
دلتنگ روضه و علم و مــوج پرچمیم

آمد بلایی و ز تو مهجورمان نمود
کن چاره ای که دل نگرانِ مُحرّمیم

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

خروج از مدینه زبانحال امام حسین(ع) -(مادرم ای مونس شبهای من) * مجید قلعه بیگی

581

خروج از مدینه زبانحال امام حسین(ع) -(مادرم ای مونس شبهای من) مادرم ای مونس شبهای من
ای دُر بشکسته ی دریای من

ای گل خوش عطر باغ مصطفیٰ
همسر و همسنگر شیر خدا

ای همای هستِ مُلک عارفان
ناخدای کشتیِ لاهوتیـــان

هم نمای هیکل عفّت تویی
هم دلیل هستیِ خلقت تویی

پاکی و تطهیرتر از کوثری
در قیامت شافع پیغمبری

مادرم ای ناز یاسِ پرپرم
تا قیامت از کنارت میروم

آمدم تا رخصت رفتن دهی
روحیه بر زینب و بر من دهی

آمدم،اما وداعیت میکنم
جان بقربان ولایت میکنم

مادرم تخت نبی غارت شده
اهل یثرب بس که بیغیرت شده

آل سفیان صاحب منبر شده
بر مسلمانها عدو رهبر شده

مادرم دیگر شرافت مُرده است
بی علی،عدل و عدالت مُرده است

میرم کار مسیحا میکنم
دین را با خون احیا میکنم

دانش آموز کلاس حیدرم
بعد حیدر بر دو عالم رهبرم

میروم بر دشت خونین و بلا
میروم بر سرزمین کربلا

میرم با زینب علیا تبار
او بوَد در دست من چون ذوالفقار

دختر تو قهرمان مکتب است
تربیت کردی همانا زینب است

دید دارد بازدید ای مادرم
آمدم تا تو بیایی در برم

میکشم من انتظارت را بیا
تا زدم در بحر خون من دست و پا

انتظارت میکشم در قتلگاه
آنزمان که شعله ور شد خیمگاه

  • یکشنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 22:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

تک زمینه شور پایانی شب جمعه -(منوببرحرم،ببین دو دیده ی ترم) * الیاس محمدشاهی

571

تک زمینه شور پایانی شب جمعه -(منوببرحرم،ببین دو دیده ی ترم) بنداول

منوببرحرم،ببین دو دیده ی ترم
دلتنگتم آقا،قسم به جون مادرم

به سرهوای تو،رولبه من نوای تو
به سینه میزنم با غم و روضه های تو

شبای جمعه ها دلم با شور و زمزمه
میره به خیمه گاه به قتلگاه و علقمه
اگر که جون بدم از دوریه حرم کمه

《حسین(آقام2)حسین(آقام3)》

بنددوم

غمم شده همین،دلم توسینه شد حزین
میخوام بیام حرم،پای پیاده اربعین

نگو تو کربلا،نداری واسه من یه جا
بزار منم باشم،میونه زائرات آقا

روزای عمره من یکی یکی غروب میشه
غمه زیارتت تو سینه ام رسوب میشه
بیام به کربلابا مادرم چه خوب میشه

《حسین (آقام2)حسین(آقام3)》

بندسوم

میباره ازچشام،بارونه اشک وگریه هام
ببخش گناهامو،میدونم آقا روسیام

بازم هوائیم،به سمت روضه راهیم
منو ببرحرم خسته از این جدائیم

دلم به این خوشه که نوکره توام حسین
یه عمریه زیره بال وپره توام حسین
فدائیه علیه اکبره توام حسین

《حسین (آقام2)حسین(آقام3)》

بندچهارم

میاد به یاده من،روضه ی شاهه بی کفن
همون که شدشهید،توغربت ودورازوطن

سرش رونیزه ها،تنش به زیره دست وپا
شد خواهرش اسیره لشگری از اشقیا

تو کوفه و تو شام به اهلبیت دادند عذاب
دسته سه ساله رو بستن بازنجیر و طناب
بردند حرومیا زینب و مجلس شراب

《حسین(آقام2)حسین(آقام3)》

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

28 رجب المرجب سالروز خروج کاروان امام حسین(ع) از مدینه بسمت مکه -(میخواست با مدینه خداحافظی کند...) * مجید تال

1533
3

28 رجب المرجب سالروز خروج کاروان امام حسین(ع) از مدینه بسمت مکه -(میخواست با مدینه خداحافظی کند...) #خروج_کاروان_امام_حسین_ع_از_مدینه_به_سمت_مکه

می خواست با مدینه خداحافظی کند
بغضش گرفت و گفت: کجایی برادرم؟

از کوچه ها گذشت و غریبانه گریه کرد
آهی کشید و گفت: جوان بود مادرم...

  • جمعه
  • 22
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 16:12
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

28 رجب سالروز خروج کاروان امام حسین(ع) از مدینه بسمت مکه -(به عشق روی تو در دل صفا بُوَد مرا..) * ناصر شهریاری

1641
2

28 رجب سالروز خروج کاروان امام حسین(ع) از مدینه بسمت مکه -(به عشق روی تو در دل صفا بُوَد مرا..) به عشق روی تو در دل ، صفا بُوَد ما را
به تربت تو همیشه شفا بُوَد ما را

چه کرده ای تو که در، های و هوی مبعث هم
هوای قافله ی کربلا بُوَد ما را

  • جمعه
  • 22
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 16:15
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

28 رجب المرجب خروج کاروان از مدینه بسمت مکه -(اجل چون سایه ای دوروبرش بود..) * میثم مومنی نژاد

943

28 رجب المرجب خروج کاروان از مدینه بسمت مکه -(اجل چون سایه ای دوروبرش بود..) اجل چون سایه ای دور و برش بود
و شمشیر بلا روی سرش بود

شبانه از مدینه رفت بیرون
شبانه رفتن ارث مادرش بود

  • جمعه
  • 22
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 16:18
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور امام حسین(ع) و حضرت اباالفضل(ع) -(آرام جانم حسینه) * الیاس محمدشاهی

809

شور امام حسین(ع) و حضرت اباالفضل(ع) -(آرام جانم حسینه) بند اول

آرام جانم حسینه
روح و روانم حسینه
خط امانم حسینه
(تاب و توانم حسینه2)

دل هوایی شد برا صحن و سرات
دیدنه حرمت رویای گدات
بزاری منت بر روی سرم
(اربعین منو ببر کرببلات2)

پای پیاده برم این مسیر رو تا به حرم
عنایتی به من بکن ای پادشاهه کرم
قسم میدم به رقیت روم و زمین نزنی
همسفرم باشن تو راه آقا پدر مادرم

اللهم الرزقنی فی یوم الاربعین کربلا

بند دوم

سایه ی روسرم ابالفضل
صاحب و سرورم ابالفضل
امیده آخرم ابالفضل
(ببرم تاحرم ابالفضل2)

قبله ی حاجاته اهله یقین
پسره رعنای ام البنین
میشه خواهش بکنم یا عباس
(بطلب من رو امسال اربعین2)

آرزوی قلبه این نوکرتون به خدا
پای پیاده اربعین بیاد به کرببلا
واسه گرفتن برات این سفر میدونی
دلش شکسته پشت پنجره فولاده رضا

اللهم الرزقنی فی یوم الاربعین کربلا

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 20:01
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا محمدی (ناعم)

آرزوی زیارت -(دوستم کرب وبلا گفت دلم را سوزاند) * محمدرضا محمدی (ناعم)

573

آرزوی زیارت -(دوستم کرب وبلا گفت دلم را سوزاند) دوستم کرب وبلا گفت،دلم را سوزاند
بامن از شور و نوا گفت دلم را سوزاند

گفت زائرشده وکرببلا رادیده
بامن ازسعی وصفاگفت،دلم راسوزاند

شرح دادآن سفر عالی و روحانی را
از مِی ناب ولاگفت،دلم راسوزاند

هرقدم گفت درآن راه دعایی کرده
بامن ازحال دعاگفت لم راسوزاند

گفتمش تشنه ی دیدارحسینم،قدحی
بامن ازآب بقاگفت،دلم راسوزاند

گفتمش سائلم وحاجت بی حددارم
ازشه ملک سخاگفت دلم دلم راسوزاند

گفتمش شاه نداردنظری بردل من
بامن ازلطف وعطاگفت،دلم راسوزاند

تازه ازکرببلا سوی وطن آمده بود
ازعطایای خداگفت،دلم راسوزاند

گفتم ای تازه ز ره آمده،پیشم بنشین
ازغریب الغرباگفت،دلم راسوزاند

گفت ازکرببلا عارم مشهدهستم
ازمعین الضعفاگفت،دلم راسوزاند

گفتمش "ناعم"بیچاره گرفتارغم است
بازا ز کربو بلا گفت،دلم را سوزاند

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 23:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور امام حسین (ع) -(به هر کسی که رو زدم روی من و زمین گذاشت ) * رضا نصابی

614

شور امام حسین (ع) -(به هر کسی که رو زدم روی من و زمین گذاشت ) به هر کسی که رو زدم
روی من و زمین گذاشت
تو زندگیم غیر حسین
کسی هوام و که نداشت

ارباب خوبم
ممنون توام
مدیون توام
لیلای منی
مجنون توام

به خدا لنگه نداری
به خدا که مردی حسین
هر وقت که از تو دور شدم
تو باز صدام کردی حسین

ارباب خوبم
بی تو می میرم
هستی امیرم
از دست های تو
روزی می گیرم

دلم و زیر و رو کن و
عوض کن اقا تو حالم
بطلب کربلا باشم
لحظه ی تحویل سالم

یا مقلبه
القلوبی حسین
روزی کن اقا
تحویل سال و
بین الحرمین

  • یکشنبه
  • 15
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:50
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سیدبشیر حسینی میانجی

عاشورا -(هر که مست از شراب عاشوراست) * سیدبشیر حسینی میانجی

621

عاشورا -(هر که مست از شراب عاشوراست) هر که مست از شراب عاشوراست
سرخوش از شور ناب عاشوراست

صبحگاهان به روی گل، شبنم
اشک چشم سحاب عاشوراست

گریه‌ی ابر و خنده‌ی گل‌ها
دعوت مستجاب عاشوراست

کِلک پلکم نوشت بر رویم
گریه، فصل‌الخطاب عاشوراست

گشت گلهای فاطمی پرپر
اشک‌دل، خود گلاب عاشوراست

باسوادی اگر، سواد بپوش
رنگ شب در ثیاب عاشوراست

روی سجاده‌ی سپید سحر
مُهر مِهر از تُراب عاشوراست

نام هفتاد و دو شهید سعید
بهترین انتخاب عاشوراست

در میان کتابخانه‌ی غم
قلب زینب، کتاب عاشوراست

می‌کند گریه با نوای «بشیر»
هر که مست از شراب عاشوراست

  • شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 18:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور احساسی تحویل سال -(به هر کسی که رو زدم) * رضا نصابی

616

شور احساسی تحویل سال -(به هر کسی که رو زدم) به هر کسی که رو زدم

روی من و زمین گذاشت

تو زندگیم غیر حسین

کسی هوام و که نداشت

8
ارباب خوبم

ممنون توام

مدیون توام

لیلای منی

مجنون توام

به خدا لنگه نداری

به خدا که مردی حسین

هر وقت که از تو دور شدم

تو باز صدام کردی حسین

ارباب خوبم

بی تو می میرم

هستی امیرم

از دست های تو

روزی می گیرم

دلم و زیر و رو کن و

عوض کن اقا تو حالم

بطلب کربلا باشم

لحظه ی تحویل سالم

یا مقلبه

القلوبی حسین
روزی کن اقا

تحویل سال و
بین الحرمین

  • شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد