شهادت امام محمد باقر (ع)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( من از تبار باقرم مردم بدانيد ) *

2946

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( من از تبار باقرم مردم بدانيد ) من از تبار باقرم مردم بدانيد
دل بيقرار باقرم مردم بدانيد
مست و خمار باقرم مردم بدانيد
امروز يار باقرم مردم بدانيد
فردا كنار باقرم مردم بدانيد
دست از غم او تا قيامت برندارم
اي كهكشانها آسمانها در مدارت
عرش خدا عزّ و جلّ بيقرارت
ختم رسل كرده سلامش را نثارت
بيچاره تر از من نداري در كنارت
دارم درون سينه ام شوق زيارت
كي مي شود سر بر مزار تو گذارم
اي ابتداي روضه ها از خانه تو
اي هيأت عشاق در كاشانه تو
قلب تمام قدسيان ديوانه تو
بار تمام صحنه ها بر شانه تو
شد خانه آباد من ويرانه تو
من حاجتي جز مردن از عشقت ندارم
شكر خدا امشب پريشان تو هستم
مانند زهرا ديده گريان تو هستم
بيچاره ی آن قبر ويران تو هستم
تق

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( در مصیبت امام محمد باقر ع گریز به کربلا ) * جعفر ابوالفتحی

4235

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( در مصیبت امام محمد باقر ع گریز به کربلا ) در مصیبت امام محمد باقر ع گریز به کربلا
پنج سالگی سری رو به روی نیزه دیدم
تا سرو دیدم ای وای دل از همه بریدم
سر پدر بزرگم به روی نی قشنگ بود
نزار بهت بگم که تنم اسیر چنگ بود
بابام می گفت سرم سوخت یکی می گفت پرم سوخت
یه دختر سه ساله می گفت که معجرم سوخت
خلاصه... دستامونو... بسته بودن با زنجیر
بابای من می گفت که عمه چرا شدی پیر
پاهام به روی خار و دلم به یاد مسمار
بزار بگم یه قصه، قصه ی درب و دیوار
نه نمی گم تو کوچه مادر کتک می خوردش
از دو تا دست سنگین سیلی و چک می خوردش
بیا بریم تو گودال یه چیزی رو ببینیم
بیا دوباره پای روضه ی دل بشینیم
ای روضه خون مجلس حق اینو ادا کن
یکی می گفت تو گودال سرش رو

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( کشته شد از تیغ دشمن ) *

2882
3

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( کشته شد از تیغ دشمن      ) کشته شد از تیغ دشمن
شد فدا از زهر کینه
حضرت مسلم به کوفه
حضرت باقر مدینه
عاشقان آل عصمت – وا مصیبت وامصیبت
قلب باقرغرق خون شد
جسم مسلم پاره پاره
آن سر قبر پیمبر
این سر دارالاماره
عاشقان آل عصمت – وا مصیبت وامصیبت
باقر آل پیمبر (2)
کشته شد در ره داور
جسم مسلم در میان
کوچه ها افتاده بی سر (2)
عاشقان آل عصمت – وا مصیبت وامصیبت

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( اى كه احمد مبتلاى روى توست ) *

2761
2

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -(  اى كه احمد مبتلاى روى توست ) اى كه احمد مبتلاى روى توست
خرّمى باغ زهرا بوى توست
اى تمام اهل عالم سائلت
لعن و نفرين خدا بر قاتلت
اى كه علم از تو دو عالم يافتند
از چه رو قلب ترا بشكافتند
دور از رسم مودّت مانده‏اند
مردم جاهل يهودت خوانده‏اند
اشك صادق در غمت جارى شده
گوييا زهر عدو كارى شده
استخوانهاى تو را فرسوده‏اند
از چه پاهايت ورم بنموده‏اند
اى شده رخسار پر نور تو زرد
كى توان درك غريبى تو كرد
باز برخيز اى عزيز مصطفى
گو تو يا زهرا به اميد شفا
آبروى هر دو عالم اسم توست
رخت احرامت كفن بر جسم توست
اى كه امر بر عزا بنموده‏اى
از مدينه تا مدينه بوده‏اى
خون رگهاى بريده ديده‏اى
در كنار عمه‏ات رنجيده‏اى
آشنا هستى تو با سوز عطش
تشنه

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( درد عشقی کشیده ام، که مپرس ) * جعفر ابوالفتحی

3409
0

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( درد عشقی کشیده ام، که مپرس ) درد عشقی کشیده ام، که مپرس
سوز هجری چشیده ام، که مپرس
کوفه و شام و کربلا به خدا
صحنه هایی بدیده ام، که مپرس
بین پهلو و دست و این بدنم
او کتک زد به دیده ام، که مپرس
تو مگو بین راه کوفه چرا
معجری را خریده ام ، که مپرس
دست بسته به راه کوفه و شام
پا برهنه دویده ام ، که مپرس
همچو زینب به وقت ظهر عطش
دل ز دنیا بریده ام ، که مپرس
از چمن زارهای چشم ترم
قطره ای خون چکیده ام، که مپرس
روی شنزار قلب خسته ی خویش
نقش رأسی کشیده ام ، که مپرس
روز عاشور وقت عصر با صورت
روی خارها پریده ام ، که مپرس
----------------------------------------

شاعر : جعفر ابوالفتحی

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 مهدی نظری

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( نگاه چشم ترم کل صحنه هارا دید ) * مهدی نظری

3237
1

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( نگاه چشم ترم کل صحنه هارا دید ) نگاه چشم ترم کل صحنه هارا دید
در این میان فقط از دست زجر می ترسید
اگرچه سینه ام از هُرم زهر می سوزد
ولی وجود من از داغ کربلا خشکید
چه گویمت که کجا رفتم و چه ها دیدم
دراوج کودکیم قامتم ز غصه خمید
چه گویمت که در آنجاچه ظلم ها کردند
چه لاله ها چقدر غنچه ها که دشمن چید
چه گویمت من از آن لحظه که عمو می رفت
کنارآب رسید و نمی از آن نچشید
چه گویمت من از آن لحظه که علم افتاد
حرم نه کل جهان بود که زهم پاشید
چه گویمت که امامی زصدر زین افتاد
ونیزه ها که تن پادشاه رابوسید
مقابل من و عمه ....رقیه سیلی خورد
هزارمرتبه ازدرد هی به خود پیچید
میان قافله اورا نشانه می کردند
چه لحظه ها که مغیلان به پای اونرسید
چه

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 جواد حیدری

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( تو مثل رأس جد خود اعجاز کردی ) * جواد حیدری

3134
2

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -(   تو مثل رأس جد خود اعجاز کردی ) تو مثل رأس جد خود اعجاز کردی
بابی ز حکمت بر نصاری باز کردی
قربان اعجاز تو ای فرزند زهرا
آخر مسلمان تو شد پیر نصارا
تو آبرو بخشی به ما ای آبرو دار
حاجت روامان کن که هستیم آرزودار
نابودی وهابیت امید شیعه است
روز سقوط کفر تنها عید شیعه است
باید که بر این آرزوی خود بنازیم
بهر تو و اجداد تو مرقد بسازیم
همراه بابایت چهل سال و پس از آن
بودی به یاد گودی گودال گریان
تا زنده بودی آب دیدی گریه کردی
تا کودکی بی تاب دیدی گریه کردی
تو روضه خوان روضه ویرانه هستی
تو داغدار عمه دردانه هستی
تو علم خود را از همه گودال داری
تو تا ابد بر خیزران اشکال داری
------------------------------------------

شاعر : جواد حید

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( باید گریست با همه ناله دارها ) *

2980
1

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -(  باید گریست با همه ناله دارها ) باید گریست با همه ناله دارها
بر کربلا و غافله یادگارها
تنهاترین امام که مانده بی کربلا
رنجی کشیده از همه روزگارها
می گفت با هزار گِرِه از گلوی زخم
با هر بهانه ای سخن از بی قرارها
می گفت با کنایه که من دیده ام به چشم
آتش به خیمه ها و شروع فرارها
من دیده ام که راه به اطفال بسته بود
سر بود و سنگ و سیلی سخت سوارها
دیدم به چشم خویش که دستان اجنبی
معجر کشید از سر عصمت مدارها
دیدم که رحم در دل بی رحمشان نبود
مزدورها در طمع گوشواره ها
دیدم شرارِ دامن آتش گرفته را
آن شب که شد ستاره هم آغوش خارها
از چشمهای هیز چه گویم در این مسیر
از کوفه تا به شام امان از شکارها
با شعر و طنز و طعنه به ما لطمه می زدند
چو

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رحمان نوازنی

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( با سرشک شما شروع شده ) * رحمان نوازنی

2987
0

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( با سرشک شما شروع شده ) با سرشک شما شروع شده
خط سرخ غروب های منا
چشمتان گریه می کند هر شب
پای گودال عصر عاشورا
**
کربلا کربلا سفر کردید
از دل شام هم گذر کردید
ای مسافر چگونه این همه راه
با سر روی نیزه سر کردید؟
**
پیش رأس بریده در آن شب
با رقیه پدر پدر کردید
آه از آن ساعتی که گذشت
به رقیه، به سر نظر کردید

شاعر : رحمان نوازنی

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( باید گریست با همه ی ناله دارها ) * محمود ژولیده

2946

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -(  باید گریست با همه ی ناله دارها ) باید گریست با همه ی ناله دارها
بر کربلا و قافله ی یادگارها
تنهاترین امام که مانده ز کربلا
رنجی کشیده از همه ی روزگارها
می گفت با هزار گِرِه از گلوی زخم
با هر بهانه ای سخن از بی قرارها
می گفت با کنایه که من دیده ام به چشم
آتش به خیمه ها و شروع فرارها
من دیده ام که راه، به اطفال بسته بود
سر بود و سنگ و سیلی سخت سوارها
دیدم به چشم خویش که دستان اجنبی
معجر کشید از سر عصمت مدارها
دیدم که رحم، در دل بی رحمشان نبود
مزدورهای در طمع گوشواره ها
دیدم شرارِ دامن آتش گرفته را
آن شب که شد ستاره هم آغوش خارها
با شعر و طنز و طعنه به ما لطمه ها زدند
چون تیر کینه بود، تمام شعارها
با این که زخم نیزه جگرهای ما در

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( من بمیرم چهره ات گشته کبود ) * جعفر ابوالفتحی

3182
3

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( من بمیرم چهره ات گشته کبود ) من بمیرم چهره ات گشته کبود
ناله ی وا مادرا بر لب سرود
خیمه های آل طه چون بسوخت
بر مشامت می رسید از بوی دود
چون رقیه خورد سیلی باقرا
جز تو مرهم بر دل زارش که بود؟
وای از شام و ز پشت بام ها
یک عدد مرد خدا آن جا نبود
من نمی دانم تو را هم زد کتک؟
صورت زینب که گردیده کبود
صبر کردی بر مصیبت ها ز عشق
ای تمام کارهایت، حلم و جود
یک سوال بی جواب آقا بگو
شد سپید هر تار موی تو چه زود؟
در خرابه آن سه ساله راز گفت
کرد با رأس پدر گفت و شنود
گفت بابا با دلم حرفی بزن
اشک چشمانم برایت سیل و رود
کاش می دیدی، خرابه، دخترت
درد می کرده تنش وقت قعود
----------------------------------------------

شاعر : جعفر ابوالفت

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( از سوز تشنگی جگرم ناله می کند ) * محمود ژولیده

3004
4

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( از سوز تشنگی جگرم ناله می کند ) از سوز تشنگی جگرم ناله می کند
نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند
یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین
بین دو نهر آب مرا واله می کند
آری منای من شده یک عمر خون دل
این غم مرا شبیه به آلاله می کند
امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا
در گلشن بقیع، مرا لاله می کند
من آشنای کعب نی و تازیانه ام
زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند
از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست
چشمم عجیب همدمی ژاله می کند
نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ
حالا چه سبز دور سرم هاله می کند
این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم
زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند
یادش بخیر محفل عمّه سه ساله ام
یاد خرابه روز و شبم ناله می کند
هر گاه یاد کوفه و شام بلا کنم
بغضم هنو

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( حریم سینه ی من در شراره افتاده ) *

2699
1

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -(  حریم سینه ی من در شراره افتاده ) حریم سینه ی من در شراره افتاده
در انعکاس نگاهم ستاره افتاده
ز حجله گاه لبم خون تازه می ریزد
دگر نفس زدنم در شماره افتاده
شکست هجمۀ بغض گلو گرفتۀ من
به یاد خاطره هایی دوباره افتاده:
به یاد کرب و بلا و غروب عاشورا
خزان به جان تباری بهاره افتاده
به پیش چشم تَرَم پیکر سُلاله ی عشق
به زیر مرکب صدها سواره افتاده
کفن به وسعت دشت و میان یک صحرا
قدم قدم بدن پاره پاره افتاده
هجوم دست پلید و نگاه بی پروا
و زینبی که پِی راه چاره افتاده
از آن زمانه که هم بازی رقیه شدم
ز خون مرثیه بر دل نگاره افتاده
خرابه بود و من و دختری که بر پایش
نشان آبله ها بی شماره افتاده
نشان پنجه به رویش حکایت از آن داشت
ز گوش نازک

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا رسولی

دانلود زمینه برای شهادت امام محمد باقر(ع) -( زظلم و جور اعدا ، شدی مسموم کینه ) * رضا رسولی

4207
6

دانلود زمینه برای شهادت امام محمد باقر(ع)  -( زظلم و جور اعدا ، شدی مسموم کینه ) زظلم و جور اعدا ، شدی مسموم کینه
سیه پوش غم تو ، شده شهر مدینه
زند ام الائمه به سینه در عزایت
به سوز و ناله و اشک کند گریه برایت
وای - امون ای دل3

تویی آن یادگاری ، ز دشت کربلایی
تو وارث بر عزا و ، غم خون خدایی
فدای سوز و غم تو الا ای جان طاها
تو دیده ای روی نیزه سر خون خدا را
وای - امون ای دل3

شاعر : رضا رسولی

دانلود سبک

  • جمعه
  • 19
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 11:03
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( باز از دل ندای غم آمد ) * جعفر ابوالفتحی

3220
0

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( باز از دل ندای غم آمد ) باز از دل ندای غم آمد
باز بر شماره دم آمد
باز یاسی ز شاخه اش بشکست
باز روحی ز جسم پاکش جَست
باز گویا زدیده خون آمد
بهر این غم به دل جنون آمد
یادگار غَمین کرب و بلا
خورده باده ز باده های بلا
او که از کودکی بلا دیده
روی نی شاه کربلا دیده
او که سیلی به صورتش خورده
رنگ نیلی به صورتش خورده
در تمامیِ راه کوفه و شام
زهر سیلی چشید، او در کام
بوده او چون کبوتری در دام
مردم کوفه دیده او بر بام
ذهن او پر ز خاطره هاست
او همان یادگار کرب و بلاست
همچو پیچک به دور خود پیچد
اشک نم نم ز چشم خود ریزد
گوید او چون به ناله ای جانسوز
این جگر شد ز سوز سَم پر سوز
بر تنم این شرر شده کاری
کار من گشته ناله و زاری
شده ام

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مرثیه شهادت امام باقر(ع) -( او که ز نسل هم حسین و هم حسن بود ) *

2893
1

شعر مرثیه شهادت امام باقر(ع) -( او که ز نسل هم حسین و هم حسن بود  ) او که ز نسل هم حسین و هم حسن بود
مانند اجدادش غریب اندر وطن بود
او وارث لبهاى خشک و چوب خورده است
با عمه‏ اش منزل به منزل ره سپرده است
او آخرین سرمایه ‏ى کرببلا بود
آئینه‏ ى خورشید روى نیزه ‏ها بود
او دیده غسل دخترى را مخفیانه
طعنه شنیده باصداى تازیانه
او زائر پیشانى در خون نشسته است
او محرم راز و نیاز دست بسته است
با سنگ‏هاى کوفیان او آشنا ابود
با خطبه خوان کوفه و شام هم نوا بود

  • یکشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 16:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( وقت جان دادن لبانش یاد بابا می کند ) * جعفر ابوالفتحی

3964
2

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( وقت جان دادن لبانش یاد بابا می کند ) وقت جان دادن لبانش یاد بابا می کند
پیش چشم مادر خود دیده دریا می کند
فاطمه بالا سرش آمد به وقت احتضار
چشم خود را بهر دیدارش کمی وا می کند
چون که سَم آتش به جان پر شرارش می زند
خیمه ای در قلب خود از داغ بر پا می کند
آه و فریادش درون حجره ی دلواپسی
خون دل بر دیده ی بارانی ما می کند
بعد از این عمر پر از محنت امام پر محن
خویش را آماده ی دیدار عقبا می کند
گاه او از یاد زینب دیده اش پر اشک گاه
یاد شام و کوفه از آن داغ عظما می کند
وقت مرگش هم به یاد خیمه های عشق بود
گریه بهر معجر و بر ظلم اعدا می کند
هر که شد مشمول رزق عشق باقر او به حتم
پشت بر جاه و جلال و مُلک دنیا می کند
چنگ بر دامان باقر زن تو ای

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) -( هستي ما همه در كرببلا رفته به باد ) *

3034
2

شعر شهادت امام باقر(ع) -( هستي ما همه در كرببلا رفته به باد ) هستي ما همه در كرببلا رفته به باد
چه به روز دل زينب كه نيامد اي داد
اربا اربا بدن شبه پيمبر از تيغ
دست عباس قلم شد به روي خاك افتاد
دشنه و تيغ و سنان سنگ و عصا يك لشكر
غرقه خون تشنه لبي خسته و تنها فرياد
شهدا را همه سر بر سر ني شد ديگر
سر ششماهه چرا، آه و فغان زين بيداد
يك طرف ضجه و شيون، يكسو هلهله بود
در فغان جمع نواميس خدا، دشمن، شاد
حمله كردند حرم را چو به غارت بردند
چه بسا طفل زير پاي ستوران مردند

  • یکشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 16:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( ای طایران آسمان، وقت عزای باقر است ) * جعفر ابوالفتحی

3683
5

شعر شهادت امام محمد باقر(ع) -( ای طایران آسمان، وقت عزای باقر است ) ای طایران آسمان، وقت عزای باقر است
مُلک دل هر عاشقی، امشب برای باقر است
شد کل عالم سائلش، حاتم گدای زائرش
این جان نباشد قابلش، صد جان فدای باقر است
هر کو که گشته عاشقش، صدها نبی پرورده است
این لطف و این اکرام ها ، از خاک پای باقر است
اشک رخش خون جگر، زهر جفا بر جان شرر
صاحب عزا از این جفا، امشب خدای باقر است
از حجره ای آید ندا، می سوزد این دل ای خدا
این ناله و آه و فغان، گویا صدای باقر است
از غم تمام ابرها، باران خون می ریختند
غمگین ترین آهنگ ها، در جان نوای باقر است
در حجره اش، او می خورد، روی زمین، پا می شود
جای طعام این روزها، ماتم غذای باقر است
گاهی دلش یاد رخ، نیلی مادر می کند
این روزها د

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر شهادت امام باقر(ع) -( بار بلا به شانه کشیدم به کودکی ) * قاسم نعمتی

6289
8

شعر شهادت امام باقر(ع) -(     بار بلا به شانه کشیدم به کودکی  ) بار بلا به شانه کشیدم به کودکی
از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی
از خیمه گاه تا ته گودال قتلگاه
دنبال عمه هام دویدم به کودکی
آن شب که در مقابل من عمه را زدند
فریاد الفرار شنیدم به کودکی
عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی
من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی
آن شب که درخرابه سر آمد میان مان
چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی
با کعب نی لباس همه پاره پاره شد
بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی
یک سرخ مو زقافله ما کنیز خواست
این را به گوش خویش شنیدم به کودکی
در مجلس شراب که شخصیتم شکست
من آستین صبر جویدم به کودکی

شاعر : قاسم نعمتی

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 مهدی نظری

شعر شهادت امام باقر(ع) -( دلی شکسته وچشمی زگریه،تردارم ) * مهدی نظری

3156
1

شعر شهادت امام باقر(ع) -( دلی شکسته وچشمی زگریه،تردارم ) دلی شکسته وچشمی زگریه،تردارم
گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم
اگرچه ماه محرم خزان شدم اما
همیشه چند دهه روضه در صفردارم
همه زمرگ پدر ارث می برند ومن
بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم
هشام!زخم دلم که برای حالا نیست
من از غروب دهم زخم بر جگر دارم
زمانه دست زقلب شکسته ام بردار
من از بریدن رأسش خودم خبر دارم
به یاد ساقی لب تشنه امام شهید
میان قاب دلم عکسی از قمر دارم
اگرچه قصه من مال سالها پیش است
همیشه یک سر برنیزه در نظر دارم
غروب کرببلا زخمهای سختی داشت
ولی زشام بلا زخم بیشتر دارم!
از اینکه بودم واصغر زنیزه می افتاد
غرور له شده و آه شعله ور دارم
دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام
زروی دست رقیه طناب بر

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلود نوحه و واحد سینه زنی شهادت امام محمد باقر (ع) -( گشته مسموم از جفا امام ِ باقر ) * امیر عباسی

3745
5

دانلود نوحه و واحد سینه زنی شهادت امام محمد باقر (ع) -( گشته مسموم از جفا امام ِ باقر ) گشته مسموم از جفا امام ِ باقر/نور چشم ِ مصطفی امام ِ باقر
ای عالم ِ ای مُدبّر/ای نور حیّ قادر/مظلوم امام ِ باقر
در عزایت یا مولا گریه شد کار همه/آتش دلها شده ناله های فاطمه
یا مظلوم یا مظلوم ای پسر فاطمه...
جان احمد،حجت معبود سرمد/زهر کینه بر دل و جانت شرر زد
مظهر حق الیقینی/پور زین العابدینی/جان نثار راه دینی
جان ِ ما سینه زنها،فدای ماتم تو/گیرم وضوی غم از،چشمه ی زمزم تو
یا مظلوم یا مظلوم ای پسر فاطمه...
دیدگانت از غم و از غصه تر بود/شاهدی بر اشک چشمان پدر بود
زاده ی مرد بُکایی/همدم اشک عزایی/یادگار کربلایی
گریه ی بابای تو،زنده مینمود آقا/خاطرات گودال و،سر ِ از تن جدا را
یا مظلوم یا مظلوم ای

  • چهارشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 16:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) -( تو که بر چشم خلق جا داری ) * علی صالحی

3165
3

شعر شهادت امام باقر(ع) -( تو که بر چشم خلق جا داری ) تو که بر چشم خلق جا داری
نوری و جلوه ی خدا داری
نور چشمان حضرت سجاد
ریشه در باغ هل اتی داری
ثمر نخل احمدی که نسب
ز حسین و ز مجتبی داری
پسر سیّد البُکاء هستی
سرگذشتی پر از بلا داری
یادگاری ز لاله های عطش
بر دلت داغ کربلا داری
تو غروب سپیده را دیدی
عمّه ی قد خمیده را دیدی
همه جا گرد غصه پاشیدند
با سر تیغ و نیزه گل چیدند
دست های سیاه بر سر تو
سنگ های کبود باریدند
چشم هایی که گریه می کردند
سیلی و تازیانه می دیدند
مردم کوچه ی یهودی ها
دور سرها مدام رقصیدند
بی ابالفضل، کودکان یتیم
روی خشت خرابه خوابیدند
این همه غم که بر سرت آمدند
کودکیِ تو را رقم می زد

شاعر : علی صالحی

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

شعر شهادت امام باقر(ع) -( پنجمین شمس فروزنده عالم هستم ) * رضا باقریان

2949
1

شعر شهادت امام باقر(ع) -( پنجمین شمس فروزنده عالم هستم ) پنجمین شمس فروزنده عالم هستم
آخرین حلقه شبهای محرم هستم
شود از تربت بی شمع و چراغم معلوم
سند غربت ذریه آدم هستم
منکه در کودکی ام غُصه فراوان دیدم
از همان روز عزادار و پر از غم هستم
اولین گریه کن روضه گودالم من
روضه خوانِ حرم حضرت خاتم هستم
دست و پای پدرم را به طنابی بستند
باز با یاد رخش چشمه زمزم هستم

شاعر : رضا باقریان

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح و مرثیه حضرت امام محمد باقر(ع) -( تشبیه و استعاره به وصفت نیاز نیست ) * مجید خضرائی

4283
3

شعر مدح و مرثیه حضرت امام محمد باقر(ع) -( تشبیه و استعاره به وصفت نیاز نیست ) تشبیه و استعاره به وصفت نیاز نیست
این واژه ها به وصف غمت چاره ساز نیست
دیگر به گِل نشسته کلام و عبارت است
آقا تفضلی که زمان اشارت است
فرهنگ نامه غم و اندوه کربلا
ای مستندترین سند داغ نینوا
از کودکی تو بار امانت کشیده ای
اندازه ی تمام فلک داغ دیده ای
خورشید هم به گرمی داغ دل تو نیست
ایوب را توان غم و مشکل تو نیست
تو چهار ساله بودی و در اوج کودکی
دیدی به نیزه راس عزیزان یکی یکی
تو چهار ساله بودی و صد درد دیده ای
دشمن میان خیمه ی بی مرد دیده ای
تو چهار ساله بودی و شب گریه دیده ای
گهواره ای که برده شد از خیمه دیده ای
تنها امید و دل خوشی تو حسین بود
دیدی که اوفتاده به تیر و سنین بود
تو قلب شرحه شرح

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) -( صورتی زرد شده وقت سفر معلوم است ) *

3185
1

شعر شهادت امام باقر(ع) -(  صورتی زرد شده وقت سفر معلوم است ) صورتی زرد شده وقت سفر معلوم است
آتش سینه ای از دیده ی تر معلوم است
به خودش روی زمین مثل پدر می پیچد
از همین صحنه غم زهر و جگر معلوم است
وسط حجره تنش روی زمین افتاده
بین گرداب بلا فرض خطر معلوم است
باقر آل پیمبر بدنش می لرزد
در شب حادثه ای تلخ سحر معلوم است
کمرش زخمی زنجیر و غم شلاق است
اشک می بارد و داغی شرر معلوم است
یاد آن کوچه و بازار و غم ناموسش
خون رگ های عمو بین گذر معلوم است
سنگ های سر کوچه چه شتابی دارد
از سر نی به زمین خوردن سر معلوم است
به روی پیرهنی که کفنش شد آخر
حال جای قدم چند نفر معلوم است
زیر لب گفت که تشنه ست ؛سرش را نبرید
در نگاهش چه غمی باز مگر معلوم است

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر مرثیه امام محمد باقر(ع) -( من امشب شربتى نوشم كه شويَد زَهرِ اعدا را ) * محمود ژولیده

2830
3

شعر مرثیه امام محمد باقر(ع) -( من امشب شربتى نوشم كه شويَد زَهرِ اعدا را ) من امشب شربتى نوشم كه شويَد زَهرِ اعدا را
مهيا مى‏شوم اى زهر مهمانى زهرا را
من امشب جامه‏اى پوشم كه از تن بر كَنم جانم
لباس وصل مى‏بايست ديدار گوارا را
روانه سوى جانان باش اى جان ستمديده
نشد دنيا اگر يارت، بشارت باد عقبى را
هشامم زهر داد اما مشامم بوى يار آورد
شهادت نوش جانم ساخت اين جام طهورا را
جنان از پشت ديوار جهان مى‏خواندم يثرب
دگر چشمم نخواهد ديد ديوارى غم افزا را
منى كه در مناى كربلا قربانيان ديدم
وصيّت مى‏كنم اندر منا بر ندبه مِنا را
در آن هنگامه كه حكم فرار از خيمه صادر شد
به چشم خويشتن ديدم به حصر شعله، بابا را
ز سهم هر يتيمى گوشوار و گوش، غارت رفت
ز پاى دختران و بانوان خلخال، يغما

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شعر شهادت امام باقر(ع) -( از گلو ناله ی مرغ سحری افتاده ) * امیر عظیمی

3441
1

شعر شهادت امام باقر(ع) -( از گلو ناله ی مرغ سحری افتاده ) از گلو ناله ی مرغ سحری افتاده
پی آن ناله دل دربدری افتاده
پسری دید که از زینِ به زهر آغشته
گوشه ی حجره دوباره پدری افتاده
غم یک عمر بلا پشت بلا پشت بلا
همچو یک زهر به جان جگری افتاده
مرگ نزدیک شد و اهل حرم می گریند
چشم بیمار پدر بر پسری افتاده
پسرم گریه نکن چونکه میان چشمت
از غم خون جگری ها اثری افتاده
پسرم! گریه فقط گریه به غم های حسین
سوی گودال دلم را گذری افتاده
کودکی بودم و دیدم که میان مقتل
تن خورشید کنار قمری افتاده
کودکی بودم و دیدم که ز سیمرغ دلم
ته گودال فقط مشت پری افتاده
دیده ام وقت اسارت که به پای عمه
بارها از افق نیزه سری افتاده

شاعر : امیر عظیمی

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) -( اگر چه از اثر زهر جسم و جانم سوخت ) *

3240
2

شعر شهادت امام باقر(ع) -( اگر چه از اثر زهر جسم و جانم سوخت ) اگر چه از اثر زهر جسم و جانم سوخت
دلم ز سوز غم و غصه نهانم سوخت
چگونه با که بگویم که من چه ها دیدم؟
چقدر رنج و مصیبت چقدر بلا دیدم
به سن کودکی ام داغ کربلا دیدم
تن بدون سر و سر به نیزه ها دیدم
اگر چه سوخت ز زهر جفا تمام تنم
به یاد آن تن غرق به خون و بی کفنم
عدو نشاند مرا روی زین زهر آلود
که تار و پود تنم را ز یکدگر بکشود
ز سوز زهر چو لرزه فتاد بر جانم
به دور مرکب من آمدند یارانم
مباد آنکه تن من ز صدر زین افتد
"بلند مرتبه شاهی" بر زمین افتد
ولیک جد غریبم به دشت کرب و بلا
نداشت یاور و یاری میان دشمنها
غریبی حسین را به کربلا دیدم
میان خیمه ولی قتلگاه را دیدم
"نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه س

  • چهارشنبه
  • 29
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام باقر(ع) -( من پنجمین شقایق باغ ولایتم ) *

3387
5

شعر شهادت امام باقر(ع) -( من پنجمین شقایق باغ ولایتم ) من پنجمین شقایق باغ ولایتم
من باقر العلوم چراغ هدایتم
چشمم به جز جفا و مصیبت ندیده است
از خلق دون وفا و محبت ندیده است
بر روی دست من اثر بند مانده است
بر لب همیشه حسرت لبخند مانده است
در دل همیشه داغ گل یاس تازه است
داغ سر شکسته ی عباس تازه است
بر پای من ز شدت تاول نشانه هاست
بر پشت من اثر ز رد تازیانه هاست
دست من و رقیه به هم خصم بسته بود
من شاهدم که پهلوی آن گل شکسته بود...

  • چهارشنبه
  • 29
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد