شهادت امام جعفر صادق

مرتب سازی براساس

شعر شهادت امام جعفرصادق(ع) -( امام شیعه ای واشک دیده ات دریا ) * جواد قدوسی

3019
0

شعر شهادت امام جعفرصادق(ع) -( امام شیعه ای واشک دیده ات دریا ) امام شیعه ای واشک دیده ات دریا
بیاد روضه کوچه بیادعاشورا
دوباره آتش کینه به پشت در آمد
هلاک روضه مادر شدی گل زهرا
مثال غربت حیدر میان شهر نبی
دو دست بسته و حیران شدی خود مولا
تو مایلی که مراسمت کربلا ببری
تو مایلی ببری ام به سمت عاشورا
بگو ادامه دهم یا ز نینوا گویم
ز اشک و دیده زینب به دشت کرب وبلا
حسین/بی کس و تنها میان گودال است
زند به روی دهانش پلید بی سر و پا
همین که سایه خنجر به روی حنجر اوست
قیامتی شده بر پا در عالم بالا
دگر نگویم از آن خواهری که تنها شد
دگر نگویم از آن خیزران و تشت طلا

شاعر : جواد قدوسی

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت امام صادق(آب و هوای شهر پیغمبر غم انگیز است *

3895
1

شعر شهادت امام صادق(آب و هوای شهر پیغمبر غم انگیز است آب و هوای شهر پیغمبر غم انگیز است
آقای شیعه هم دلش از غصه لبریز است
آقای مظلومی که اوج مهربانی هاست
تنها دلیل گریه های آسمانی هاست
آقای مظلومی که خود روح عبادات است
آقای مظلومی که دریای کمالات است
آن تکیه گاهی که همیشه پشت پا خورده
دائم برای شیعیانش غصه ها خورده
اما بنی عباس دائم ناگزیرش کرد
یکباره امازود خیلی زود پیرش کرد
می دید با چشم خودش مردم چه نامردند
با بی حیایی بار دیگر هیزم آوردند
می دید از نسل مغیره آمده فردی
می دید یک قنفذ صفت در عین نامردی
با یک لگد آمد میان خانه اش آن شب
آتش بیفکند بر در کاشانه اش آن شب
از آن شب آقاهم اسیر درد وآهی شد
مثل علی پای برهنه کوچه راهی شد
یک بد دهانی سوی

  • شنبه
  • 30
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( هست تقديرم سرار سوختن ) *

3137

شعر شهادت امام صادق(ع) -( هست تقديرم سرار سوختن ) هست تقديرم سرار سوختن
با بلا از پاي تا سر سوختن
از سقيفه بارها و بارها
در شرار شعله ها پر سوختن
گشته تكرار غم و درد علي
باز آتش باز هم در سوختن
اهل بيتم باز در دلواپسي
مضطر و گريان در ترس بي كسي
***
بي حيا آخر چرايم مي بري؟
مي كشي از چه كجايم مي بري؟
دست بسته پا برهنه دل غمين
بي عمامه بي ردايم مي بري
پير مردم قد كمانم مو سپيد
پا پياده از جفايم مي بري
مي كشاني ام به سوي قتلگاه
خود به مركب از قفايم مي بري
من سفير ناله هاي حيدرم
داغدار لاله هاي بي سرم
***
كينه و بغض تو را آماده ام
اين تو و اين تار و پود پيكرم
ارباً اربا كن بسوزان جسم من
بعد از آن بر باد ده خاكسترم
هر چه ميخواهي بياور بر سرم
ناسزا

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(دارد ميان هيئت خود گريه ميكند *

2562
2

شعر شهادت امام صادق(دارد ميان هيئت خود گريه ميكند دارد ميان هيئت خود گريه ميكند
با اهل بيت عصمت خود گريه ميكند
با داغ ِ هَتك حرمت خود گريه ميكند
دارد براي غربت خود گريه ميكند
آتش گرفت خانه اش اما سپر نداشت
بين ِچهار هزار نفر يك نفر نداشت
مشعل به دستها وسط خانه ريختند
يك عده بي هوا وسط خانه ريختند
اموالِ خانه را وسط خانه ريختند
جمع ِحسودها وسط خانه ريختند
بين نماز بود و مجالش نداده اند
حتي امان به اهل و عيالش نداده اند
بين هجوم بي خبر و يادِ مادر است
ديوارهاي شعله ور و يادِ مادر است
تنها ميان درد سر و يادِ مادر است
افتاده است پشت در و يادِ مادر است
شكر خدا خميده به ديوار و در نخورد
بال و پرش به تيزي مسمار و در نخورد
اين پير ِسالخورده عصا بر ند

  • شنبه
  • 30
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( پيش من وصف رخ نيلي زهرا نكنيد ) *

3297
2

شعر شهادت امام صادق(ع) -( پيش من وصف رخ نيلي زهرا نكنيد ) پيش من وصف رخ نيلي زهرا نكنيد
نزد مجنون سخن از ظلم به ليلا نكنيد
گر چه بگذشته اگر از سر من آب ولي
نيمه شب هيچ دري را به لگد وا نكنيد
شبانه دشمنانم چون رسيدند
غريبي ام چو در كاشانه ديدند
ميان كوچه با پاي برهنه
مرا هم مثل جدم مي كشيدند

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(شعری کبوترانه برایت نوشته ام *

2882
1

شعر شهادت امام صادق(شعری کبوترانه برایت نوشته ام شعری کبوترانه برایت نوشته ام
شعری که در فراق هوایت نوشته ام
اشکی که باز پای عبایت نوشته ام
با دستخط لطف و عنایت نوشته ام
باران شدم کنار ضریحی که فرضیست
آنجا که زائرش خود زهرای مرضیه ست
ای کاش می شدم سر یک پلک لایقت
یک ثانیه ز ثانیه های دقایقت
ما تیره ایم تیره ی دنیای عاشقت
آری شبیم منتظر صبح صادقت
از کودکی که پای منابر نشسته ایم
مبهوت قال صادق و باقر نشسته ایم
ما ها نشسته ایم همین جا که پا شویم
با هر حدیث ناب شما مبتلا شویم
پای روایتی ز شما با شما شویم
اینگونه زائر حرم کربلا شویم
مابین جانماز شما خاک تربت و
هر شب صدای اشک می آید ز سمت تو
با لطف تو حسینیه هامان بنا شده
مشغول روضه های پر از ربنا

  • شنبه
  • 30
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 13:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(باز روي سر تو ريخته اند) *

2905
1

شعر شهادت امام صادق(باز روي سر تو ريخته اند) باز روي سر تو ريخته اند
شعله پشت در تو ريخته اند
گريه ات را كه بهانه كردند
باز هم حمله شبانه كردند
ريسمان بسته به بازوي تو شد
جاي زخمي روي ابروي تو شد
رحمي آن خصم پليد تو نداشت
حرمت موي سفيد تو نداشت
پشت مركب تن پاكت بردند
پا برهنه روي خاكت بردند
كو عباي تو و عمامه ي تو ؟
پر ز خاك است چرا جامه ي تو ؟
اشك چشم تر تو مي ريزد
قلب اين دختر تو مي ريزد
گيسويت از چه پريشان شده است
دخترت ديده و گريان شده است
مثل جوجه تن او مي لرزد
زودتر گر بروي مي ارزد
ببريدش ولي با لشكر نه
مي زنيدش ؟ جلوي دختر نه
پيرمرد است مراعات كنيد
احترامي حق سادات كنيد
پيرمرد است زمينش نزنيد
تازيانه به جبينش نزنيد
گرچه آتش به سرا

  • سه شنبه
  • 17
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 15:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام جعفر صادق(ع) -( شیخ الائمه ام که شکستند حرمتم ) *

4361
2

شعر شهادت امام جعفر صادق(ع) -( شیخ الائمه ام که شکستند حرمتم ) شیخ الائمه ام که شکستند حرمتم
با هیزم آمدند شبانه زیارتم
در احترام موی سپیدم همین بس است
در بین شعله ها شد تکریم ساحتم
من دست بسته بودم و یاران به خواب ناز
آنجا کسی نبود نماید حمایتم
من مرد بودم این شد و ای وای مادرم
این تنگنای کوچه نماید اذیتم
سجاده ام کشید وبماند چگونه برد
خاکی شده زکینه لباس عبادتم
بادست بسته ،پای برهنه ، نفس زنان
مرکب دوانیش بخدا برد طاقتم
خوردم زمین و ناله زدم عمه جان مدد
قدری کمان چو قامت تو گشته قامتم
در بین راه گشته پریشان محاسنم
از بسکه دست بسته زمین خورده صورتم
تفسیر مقتل «قبض شیبه » شده
این صورت کبود و رخ پر جراحتم
اینجا جفا به ماشد و معجر کشی نشد
غمهای کربلا زده لط

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام جعفر صادق(به چشم دل بود مانند دیدن) *

2512

شعر شهادت امام جعفر صادق(به چشم دل بود مانند دیدن) به چشم دل بود مانند دیدن
حدیث از تحفه الزّائر شنیدن
چو ثقل مجلسی محبوب شیعه است
از او خرّم ریاحین الشریعه است
در آن جا صحبت ار بشّار دارد
که با او صبح صادق کار کند
چه صبحی صادق آل محمّد
به تئبدات رحمانی مؤید
حضور حضرتست و محو و ماتش
گرفته حلقه باب النجاتش
پس از عرض ادب با خسته حالی
سخن سرکرد با مولی الموالی
که یا نورالهی یا حجة الله
چو کردم عزم دیدار تو در راه
زنی دیدم به زاری در کف زور
اسیر دام مامورین معذور
به استقبال اشک و آه می رفت
به ضرب تازیانه را می رفت
نوای داد خواهی کرده سر لیک
کسی نگشود او را لب به لبیک
به استمداد خود می خواند حق را
که بر گرداند او شاید ورق را
به دلتنگی امین الله فرم

  • سه شنبه
  • 8
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعرشهادت امام جعفر صادق(تنها نشد ز زهر ستم آب ، پیکرت ) *

2530
2

شعرشهادت امام جعفر صادق(تنها نشد ز زهر ستم آب ، پیکرت ) تنها نشد ز زهر ستم آب ، پیکرت
یک عمرریخت آتش اندوه برسرت
هر روز بود روز تو از دود آه شب
هر لحظه ریخت خون دل از دیده ترت
چشمت زدور بود به ذریّه رسول
بردند سوی مقتلشان از برابرت
آن شب که شعله گشت زکاشانه ات بلند
یاد آمد از شکستن پهلوی مادرت
بردند دست بسته تو را چون علی ، ولی
سیلی نخورد پشت در خانه همسرت
خصمت نگاه داشت سه ساعت به روی پا
دیگر نبود بسته دو بازوی خواهرت
تیغ ستم سه بار به قتلت کشیده شد
دیگر نخورد چوب به لب های اطهرت
بودند اهل بیت تو بعد از تو بس عزیز
دیگر اسیر خصم نگردید دخترت
این غم مرا کشت که به شهر مدینه نیست
جز بوسه نسیم به فبر مطهّرت
غربت نگر که پشت در بسته بقیع
صورت نهد به دامن

  • سه شنبه
  • 8
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( نشسته بر رخ غبار عزا، گشته غم به دلِ شیعیان فایق ) *

2247

شعر شهادت امام صادق(ع) -( نشسته بر رخ غبار عزا، گشته غم به دلِ شیعیان فایق ) نشسته بر رخ غبار عزا، گشته غم به دلِ شیعیان فایق
به دست دشمن ز زهر جفا، کُشته گردیده حضرت صادق
مدینه شد همچوکرب و بلا، دریغا و آه و واویلا (2)
ببین ای دل شعله ور شده غم، سوزداز شررش جان هر عاشق
ز زهر کینه فتاده ز پا، جعفربن محمّدنِ الصادق (2)
مدینه شد همجو کرب و بلا، دریغا و آه واویلا (2)
ز اشک وخون چشم اهل ولا، زین عزا و مَحَن گشته طوفانی
رود اکنون زین مصیبت و غم، خانۀ دل ما رو به ویرانی
مدینه شد همچو کرب و بلا، دریغا و آه و واویلا (2)
چه حزن انگیز از مدینه رسد، با نوای عزا آه غربت او
ببر گلهای سرشک مرا، ای صبا ز وفا سوی تربت او
مدینه شد همچو کرب و بلا، دریغا و آه و واویلا (2)

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت امام جعفرصادق( سیّدی یا بن الحسن 2) *

3366

شعر سینه زنی شهادت امام جعفرصادق(   سیّدی یا بن الحسن 2) سیّدی یا بن الحسن 2
رخت ماتم کن به تن2
مجری احکام دین
قرآن ناطق کشته شد2
نوح آل مصطفی
امام صادق کشته شد 2
سیّدی یا بن الحسن 2
رخت ماتم کن به تن2
در مه شوال برپا شور عاشورا شده 2
شهر یثرب کربلا ،
خونین جگر زهرا شده 2
سیّدی یا بن الحسن 2
رخت ماتم کن به تن2
میوه قلب نبی چشم و چراغ بو تراب
پیکرش از آتش زهر ستم گردیده آب
سیّدی یا بن الحسن 2
رخت ماتم کن به تن2
گرد غم بر قبر بی زوّار او بنشسته است
روز و شب پیوسته درهای بقیعش بسته است
سیّدی یا بن الحسن 2
رخت ماتم کن به تن2
ای عجب بار دگر حق پیمبر شد ادا
در کنار تربتش فرزند پاکش شد فدا
سیّدی یا بن الحسن 2
رخت ماتم کن به تن2
موسی جعفر نه تنها بلکه امّت

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( آسوده شده ام خصم ستم کار مرا کشت ) *

3002

شعر شهادت امام صادق(ع) -( آسوده شده ام خصم ستم کار مرا کشت   ) آسوده شده ام خصم ستم کار مرا کشت یک بار مگوئید که صد بار مرا کشت
گه روز مرا برد پیاده سوی مقتل گه تیغ کشید و به شب تار مرا کشت
بردند به مقتل به برم آل علی را داغ غم صد لاله بی خار مرا کشت
هر روز به یک شعله زد آتش جگرم را هر لحظه به یک محنت و آزاد مرا کشت
من نجل علی بودم و دشمن به همین جرم با دشمنی حیدر کرار مرا کشت
آن روز که زد خصم به کاشانه ام آتش فریاد میان در دیوار مرا کشت
آن شب که عدو از ره کین دست مرا بست زنجیر وتن عابد بیمار مرا کشت
میثم زسرشک غم و خون جگر خود
بنویس که منصور جفا کار مرا کشت

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 05:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( همه در فغانم ، زغم نهان صادق ) *

2706

شعر شهادت امام صادق(ع) -( همه در فغانم ، زغم نهان صادق     ) همه در فغانم ، زغم نهان صادق زند آتشی به جانم ، غم جاودان صادق
دو هزار ننگ و نفرین به تمام دشمانش که نموده هتک حرمت ، به حریم جان صادق
به فدای خاک پایش ، شده ام غرق عزایش دل عاشقان شکست از ، غم بی امان صادق
چه خوشا اگر کنم رو ، به مدینه و بقیعش به زلال اشک شویم ، قبر بی نشان صادق
در مدینه اش بگردم ، پی قبر مادر او
که بیابم آن مزار مام قد کمان صادق

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر شهادت امام صادق(ع) -( بگذارید از این خانه عبا بردارد ) * حسن لطفی

5798
3

شعر شهادت امام صادق(ع) -( بگذارید از این خانه عبا بردارد ) بگذارید از این خانه عبا بردارد
لااقل رحم نمایید عصا بردارد
بگذارید در این حلقه دود و آتش
طفل ترسیده از این معرکه را بردارد
پیر مرد است نبندید دودستش نکشید
وای اگر دست نحیفی به دعا بردارد
کوچه ای تنگ ودلی سنگ وزمین خوردنها
استخوانی که ترک خورد صدا بردارد
آی نامردِ سواره نفسش بند آمد
فرصتی ده قدمی پشت شما بردارد
رمقش نیست ولی می رود و می خواهد
که قدم یاد غم کرب وبلا بردارد
آخرین روضه ی او روضه ی گودالش بود
وقت آن است به لب بانگ عزا بردارد
تشنگی بود و لبی چاک و تنی خون آلود
لشگری حلقه زده رسم حیا بردارد
خوب پیداست چرا این همه نیزه اینجاست
هر کسی آمده یک سهم جدا بردارد
هر کسی آمده یک تکه بگیرد بکش

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( شهر مدينه باز فضايش گرفته بود ) *

3124

شعر شهادت امام صادق(ع) -( شهر مدينه باز فضايش گرفته بود ) شهر مدينه باز فضايش گرفته بود
تاريك و سرد و آب و هوايش گرفته بود
حرمت شكسته گشت دوباره ز یک غریب
مردي كه شعله بين سرايش گرفته بود
مردي كه پيش ديده ي طفلان و همسرش
از بغض گریه ، آه... صدايش گرفته بود
پايش برهنه کرد و به دستش طناب بست
عمامه از سر ، از تن عبايش گرفته بود
پای پیاده پشت سواران به نیمه شب
او مي دويد و خار به پايش گرفته بود
پيش نگاش خاطره اي زنده شد ، دلش
بر عمه ی اسیر بلايش گرفته بود
هر مرتبه كه خورد به صورت به روي خاك
با یاد کوچه آه و نوایش گرفته بود
مي خورد تازيانه و مي گفت : " مادرم...
اين تازيانه ها به كجايش گرفته بود ؟ "
. . . . . .
وقتش شده كنار سه تا مثل خود رود
خاك بقيع جاي

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( حتي در آن لحظه كه جسمش نيمه جان است ) *

2786
1

شعر شهادت امام صادق(ع) -( حتي در آن لحظه كه جسمش نيمه جان است ) حتي در آن لحظه كه جسمش نيمه جان است
آقا به فكر ساعت و وقت اذان است
او سنگِ مارا نيمه شب بر سينه ميزد
آقاي ما از بس كه خوب و مهربان است
اين پيرمرد از اين شهر خيري نديده
اما هميشه او به فكر ديگران است
يك آب خوش از حلق او پايين نرفته
در خانه اش هم او اسير دشمنان است
اصلاً به فكر آتش ِ مويِ خودش نيست
ناراحتي او براي اهل خانه ست
اي كاش دنبالش يكي ديگر بيايد
زيرا كه اين نامرد خيلي بد دهان است
حتي برايش راه رفتن هم مُضِرَست
پاهاي او داراي دردِ استخوان است
حالا تو او را پشت مركب ميكشاني
آخر ببين كه خون ز پاهايش روان است
آنقدر دستش را كشيدي تا زمين خورد
ميخواهد او برخيزد اما ناتوان است
ناراحتي ِ او كه

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( وای از شهری که سهم دین اسارت می شود ) *

3095
2

شعر شهادت امام صادق(ع) -(  وای از شهری که سهم دین اسارت می شود ) وای از شهری که سهم دین اسارت می شود
جای عزّت قسمت پیری جسارت می شود
می کــِشد سجــّاده را از زیر پای رهبرش
پابرهنه شاه مهمان عمارت می شود
شعله می خواهد بسوزاند حریم عشق را
شاید اینجا هم حرم یکباره غارت می شود
سینه ای را زهر کینه پاره پاره می کند
قلب دین می سوزد و قصدش زیارت می شود
می کند یاد شهید تشنه عاشورا به پا
گریه کار چشمها در هر عبارت می شود
وای از آن ساعتی که سر سوار نیزه بود
حکم شهزاده کجا آخر حقارت می شود؟!
کوفه و شام بلا و طعنه ها و ناسزا
قسمت ناموس انگشت اشارت می شود
صادق آل عبا گریه برای عمّه کرد
خِشت و خاشاک خرابه هم جوارت می شود
العجل آوای لبهای بقیع خاکی است
اشک زهرا روشناییِّ م

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( دوباره هیزم و آتش دوباره فاجعه ای ) *

3054
2

شعر شهادت امام صادق(ع) -( دوباره هیزم و آتش دوباره فاجعه ای  ) دوباره هیزم و آتش دوباره فاجعه ای
دوباره ضربه ی سنگین دست واقعه ای
چقدر مردم پست مدینه نامردند
دوباره هر دو سر کوچه را قرق کردند
ببین که آخر عمری چه بر سرت آمد
صدای ناله ی جان سوز مادرت آمد
مگر نه اینکه شما را دوان دوان بردند؟؟
دوان دوان نه که حتی کشان کشان بردند
مگر نه اینکه زدند ریسمان به بازویت ؟؟
مگر نه اینکه زدند با لگد به پهلویت؟؟
مگر نه اینکه شما بین کوچه افتادی ؟؟
به یاد مادر پهلو شکسته جان دادی ؟؟
بناست کوچه و بازار بی عبابروی
بناست دیدن یک قوم بی حیا بروی
بناست تا که مدینه ادا کند دین ات !!
بناست پای برهنه... کجاست نعلین ات ؟؟
بناست تا که نشیند به مرکبی لجنی
ولی تو پای پیاده نفس نفس

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( تا گلستان نبی از جور اعدا، در گرفت ) * علی سهرابی

3355
1

شعر شهادت امام صادق(ع) -( تا گلستان نبی از جور اعدا، در گرفت ) تا گلستان نبی از جور اعدا، در گرفت
جسم و جان دوستان از شعله‌اش آذر گرفت
در سرای صادق آل نبی آتش زدند
چون خلیل آن شاه دین جا در دل آذر گرفت
نیمه شب در بزم منصورش ببردند از عناد
آنكه خورشید فروزان از رخش زیور گرفت
چون برون از خانه ی منصور شد دل پر ز خون
حضرت روح الامین دست عزا بر سر گرفت
ساخت چون منصور نا منصور مسمومش ز كین
رفت شادی از میان، غم ما سوی را بر گرفت
زد شرر بر جسم و جانش زهر كین با صد محن
شعله اش اندر جنان بر قلب پیغمبر گرفت
دین عزادارست و، مذهب شد یتیم و سوگوار
عالمی را ماتم نور دل حیدر گرفت
خون دل از دیده می افشاند با صد درد و داغ
تا سرِ او را بدامن موسی جعفر گرفت
افتخار مرثیت خوان

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( جگرم سوخته از زهر جفا مادر جان ) * حسن جواهری

2767
1

شعر شهادت امام صادق(ع) -( جگرم سوخته از زهر جفا مادر جان ) جگرم سوخته از زهر جفا مادر جان
به شرار دل من گریه نما مادرجان
توبیا تا که برای تو بگویم منصور
با جگر گوشه تو کرده چها مادر جان
کس نگفتا به عدو سبط نبیم با من
این همه ظلم وستم نیست روا مادرجان
بست دست من و با پیاده آن شب
برد از خانه سوی کاخ مرا مادر جان
گرچه در آتش کین خانه من سوخت ولی
پیشتر داغ تو سوزانده مرا مادر جان
من فدای تو شوم کز ستم وجور زمان
در جوانی قد تو گشته دوتا مادر جان
چونکه می سوخت در خانه به یادم آمد
شعله آتش وآن بیت ولا مادر جان
خانه همسر من سوخت ولیکن دیگر
او نخورد سیلی از این قوم دغا مادرجان
تو ولی شرح بده دشمن تو باسیلی
زچه رو کرده سیه روی تورا مادر جان
بود در خانه اگر شوهر

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( در مدینه بینِ کوچه بهرِ مادر ناله کردم ) *

3345
7

شعر شهادت امام صادق(ع) -( در مدینه بینِ کوچه بهرِ مادر ناله کردم ) در مدینه بینِ کوچه بهرِ مادر ناله کردم
چشم خود را با سرشکم منزلِ صد ژاله کردم
یاد مادر کرده پیرم
کوچه را در بر بگیرم
همچو زهرا مادر خود
از خدا خواهم بمیرم
سید المظلوم ـ حضرت صادق (3)
آتش غم در حریم خانه‌ام تا زد زبانه
من به یاد مادرِ خود اشکِ چشمم شد روانه
از برایت دل فکارم
مادرِ چشم انتظارم
همچو تو پهلو شکسته
من غریب این دیارم
سید المظلوم ـ حضرت صادق (3)
در سرای زندگانی رنج و غربت حاصلم شد
عاقبت در این زمانه زهرِ منصور قاتلم شد
ناله‌هایم بی اثر شد
سینه‌ام پر از شرر شد
بعد عمری شیعه سازی
مزد من زهرِ جگر شد
سید المظلوم ـ حضرت صادق (3)
بارالها شد نصیبم در غریبی‌ام بمیرم
در کنارِ قبرِ مادر منزلی

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( گفتیم با خجالت دل بعد بوتراب ) *

2759

شعر شهادت امام صادق(ع) -( گفتیم با خجالت دل بعد بوتراب ) گفتیم با خجالت دل بعد بوتراب
معصوم دیگری نشود بسته در طناب
دیدیم دست هرچه امام است بسته شد
شیعه چرا نمیرد از این شرم بی حساب
گفتیم زهر کین به امامی نمی دهند
دیدیم هر زمان جگر دیگری کباب
گفتیم احترام به سجّاده می کنند
دیدیم سجده را ششمین بار در عذاب
گفتیم شب، دگر مه نو سر برهنه نیست
دیدیم ماه، پای برهنه زند رکاب
گفتیم دیگر از سر عمامه نمی کشند
دیدیم بی عمامه، امامی شود عتاب
گفتیم بر سه ساله دگر زجر و غصّه نیست
دیدیم پیر مرد شد از زجر و غصّه آب
گفتیم خانه را دگر آتش نمی زنند
دیدیم خانه سوخت دوباره درآن مذاب
آن سیل آتشین که از آن کوچه شد شروع
تا کعبه تا نرفته بگیریدش از شتاب
تنها رسول اعظم اسلام،

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( مظلوم و تنها در بین خانه ) *

3073
2

شعر شهادت امام صادق(ع) -( مظلوم و تنها در بین خانه ) مظلوم و تنها در بین خانه
با حال زارش در آشیانه
جان می‌دهد بنیانگذارِ مکتبِ عشق
شد شیعه گریانِ چنین تاب و تبِ عشق
مولای مسموم ـ یا حجت الله
آجرک الله ـ بقیت الله
فرزندِ زهرا سر بر زمین است
همچون صنوبر از زهرِ کین است
لب تشنه امّا خون به لب وای از دلِ او
وا کن گره امشب خدا از مشکلِ او
مولای مسموم ـ یا حجت الله
آجرک الله ـ بقیت الله
شهرِ مدینه کرب و بلا شد
زهرا دوباره صاحب عزا شد
بیتِ عزیزِ فاطمه گردیده خاموش
از بهرِ صادق کاظمش گشته سیه پوش
مولای مسموم ـ یا حجت الله
آجرک الله ـ بقیت الله

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( مدینه امشب بنگر چه بیقرار است ) *

3314
1

شعر شهادت امام صادق(ع) -( مدینه امشب بنگر چه بیقرار است ) مدینه امشب بنگر چه بیقرار است
تمامِ دردش به خدا فراقِ یار است
به پیش چشمش
امام صادق
شد گلِ جسمش
همچو شقایق
وای غریب وای غریب امام صادق (3)
مدینه امشب تا سحر به غم نشسته
امام کاظم ز جفا دلش شکسته
وای ز فردا که بقیع غمین‌ترین است
شاهد دفنِ صادقِ آلِ امین است
دلِ بقیع و
این همه غوغا
برای دفنش
شده مهیا
وای غریب وای غریب امام صادق (3)
مدینه فردا که شود زاده‌ی زهرا
روز چو تشییع شود با غم عظما
یاد کنی غسل و کفن در برِ خانه
یاد کنی لحظه‌ی تشییع شبانه
چه کرده‌ای تو
مدینه با ما
عمری بسوزیم
از غمِ زهرا
وای غریب وای غریب امام صادق (3)

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( نه فقط بادِ خزان برگ و برش را سوزاند ) * علی صالحی

3114
2

شعر شهادت امام صادق(ع) -( نه فقط بادِ خزان برگ و برش را سوزاند ) نه فقط بادِ خزان برگ و برش را سوزاند
زهر از راه رسيد و جگرش را سوزاند
دست و پا مي‌زد و ساعات نَفَس‌گيري داشت
لبِ پُرخون ، دلِ صدپاره...چه تقديري داشت
***
ديده‌ي اهل و عيالش ز غمش دريا بود
كه دگر موقع پرپر زدن آقا بود
گوشه‌ي بستر خود يادِ گذشته مي‌كرد
چه قَدَر روضه دم ِ رفتنِ او بر پا بود
خانه و دود و در و آتش و دستِ بسته
اين همه خاطره ارثِ علي و زهرا بود
***
اشك مي‌ريخت و از غربت حيدر مي‌سوخت
از غم ميخ در و پهلوي مادر مي‌سوخت
ياد مي‌كرد از آن لحظه كه جان بر لب بود
پا برهنه دلِ شب پشت سر مركب بود
طاقتش طاق شد و بال و پرش مي‌لرزيد
تا كه مي‌خورد زمين دشمن او مي‌خنديد
لحظه لحظه كه دگر وقت جدايي مي

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( ذکرِ مادر به لبم زهرِ عدو در دستم ) *

3157
2

شعر شهادت امام صادق(ع) -( ذکرِ مادر به لبم زهرِ عدو در دستم ) ذکرِ مادر به لبم زهرِ عدو در دستم
جعفرِ آلِ علی صادقِ زهرا هستم
زهرِ جانم شده این شرر
زهرِ زهرا شده میخِ در
مادرم مادرم فاطمه (4)
بین کوچه شده غالب شرری بر جانم
رازِ دیوار و قدِ خم شده را می‌دانم
گر چه خود غم زده‌ی شهرِ مدینه هستم
بر غم مادرِ خود اشک بصر می‌بارم
بین کوچه تو حالم ببین
می‌خورم همچو مادر زمین
مادرم مادرم فاطمه (4)
آتش افکنده عدو بر جگرِ خونبارم
هر کجا بوده عدو در سدد آزارم
کُنجِ تاریکی غم نیست به جز حق یارم
من از این جور و ستم، دور و زمان بیزارم
راحتم کن دگر ای خدا
مُردم از دشمنِ بی حیا
مادرم مادرم فاطمه (4)

  • پنج شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شعر شهادت امام صادق(ع) -( مدینه گرمِ حضور معطرت آقا ) * یوسف رحیمی

3674

شعر شهادت امام صادق(ع) -( مدینه گرمِ حضور معطرت آقا ) مدینه گرمِ حضور معطرت آقا
پر از شمیم بهشت است معبرت آقا
در آسمان دو عالم همیشه خورشیدی
مدینه شرقِ طلوع منورت آقا
تبرک است پر و بال آسمانی ها
به خاک خانهٔ از خُلد ، بهترت آقا
به لطف حضرت تو شیعه مانده ایم امروز
به لطف نور تجلیِّ باورت آقا
هنوز شیعه و «قالَ الإمامُ صادق» هست
کنارِ چشمهٔ جاریّ‌ِ کوثرت آقا
هزار طالب علم و حکیم و عالم هم
نبود درخور آن شأن و محضرت آقا
و دیده ایم به وقت جهاد اندیشه
هزار مرتبه ما فتح خیبرت آقا
*
سبد سبد گل لاله به باغِ دل دارم
به احترام دل داغ پرورت آقا
فدای آن همه اندوه و خسته حالیتان
فدای منظرهٔ گریه آورت آقا
نبود غیرِ گلِ آه و غنچهٔ شیون
به باغِ بغضِ گلوگیرِ حنجرت

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام صادق(ع) -( حضرت صـــادق، امــام راستین ) *

3309

شعر شهادت امام صادق(ع) -( حضرت صـــادق، امــام راستین ) حضرت صـــادق، امــام راستین / پیـــشـوا و مقتـدای اهــل دیـن
درّ بحـــر اصــطفـا، شمـس هُدا / افتــــخار اصــفیــا و اولیــــا
کــرد احیا، شرع جدّش‌مصطفــی / داد رونــق، رســم و آئیــن ولا
صیت فضلش عرصه‌ی غبرا گرفت / نهضـــت او سر بسر دنیا گرفت
مکــتب فقه و فضیلت بــاز کرد / دعـــوت مردم ز نــو آغاز کرد
ذو المکارم ذوالفضائل ذو الکمال / عدل قـــرآن، رهنمای بی‌همال
مــدرس او، مشعل تابـــان نور / علـم وحیـانی در آن اندر ظهـور
صف‌‌بصف در آن رجال علم ودین / از افاضات جنــابش خوشه‌چیـن
عالمان در مدرسش، چون مفلسان / بــر در اعیــان و اشراف زمــان
از جهان شد سوی بستان وصــال / بارگــــاه قرب حیّ ذو ال

  • یکشنبه
  • 20
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 06:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام جعفر صادق(ع) -( ای خدا بنمای بر موسی بن جعفر فتح باب ) *

2497
1

شعر شهادت امام جعفر صادق(ع) -( ای خدا بنمای بر موسی بن جعفر فتح باب ) ای خدا بنمای بر موسی بن جعفر فتح باب راحتم کن دیگر از این خانه رنج و عذاب
طاقتم شد طاق زیر این غل و زنجیر ها بحرآزادی زجسم ، ای خدا بنما شتاب
کی شود آخز سحر این شام ظلمانی مرا کی دمد آن صبح صادق کی برآید آفتاب
تا به کی سوزم زهجر روی چون ماه رضا چند گردد از غم معصومه چشمانم پرآب
چند بینم گوشه زندان هارون ای خدا جام من لبریز خون و جام دشمن پر شراب
سالها درکنج زندان ساختم با اشک وآه روزوشب هاهمچوشمعی سوختم درالتهاب
می رود خونابه از زیر غل وزنجیر ها پیکر افسرده ام گردیده زین خونها خضاب
با امید دیدن روی عزیزان می رود این دوچشم خون فشان وخسته ام هرشب بخواب
عمر پر بارم هدر شد کنج زندان ای خدا رحمتی ک

  • چهارشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد