شبا وقتی مدینه غرق نوره بقیع تاریکه و دل بی قراری
روزا میشه به عینه غربت و دید وقتی اذن زیارتم نداری
کسی نیست بگیر خاک بال کفترا رو
بگیره گرد و غبار تن زائرا رو
این روزا حس می کنن همه تو اوج غربت
حرم منور آقام امام رضا رو
وای؛ دلا غرق غمه این، شمیم ماتمه
می، سوزه دلای ما که، بقیع بی حرمه
وای خدا خدا خدا 4
اگه گفت امام کاظم یه چراغی تو شهادتگاه باباجون بذارید
شاید آقا می دونسته که یه روزی شما تو بقیع عجب غربتی دارید
نه چراغی و نه شمعی و رواق و زائر
نه میشه گریه کنی با روضه ی یه ذاکر
هرکسی هم که میره می بوسه خاک و با اشک
دشمنای مرتضی می خونن اون و کافر
وای با غصه ها عجین این دل زار و غمین
السلام
- شنبه
- 2
- شهریور
- 1392
- ساعت
- 14:47
- نوشته شده توسط
- یحیی






