اشعار مدایح حضرت فاطمه زهرا

مرتب سازی براساس

اگر بال و پرم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم *

3361
1

اگر بال و پرم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم اگر بال و پرم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم
و گر جان و سرم بخشند بی زهرا (س)نمیخواهم
اگر روز قیامت از عطش جانم به لب آید
شراب کوثرم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم
اگر آب بقا ریزند بی حیدر (ع) نمی نوشم
و گر چشم ترم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم
اگر سلمان شوم بی مهر زهرا (س) نا مسلمانم
خلوص بوذرم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم
گر در روضه رضوان هزاران حوری و غلمان
دمادم ساغرم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم
اگر از کثرت اشک سحر در خلوت شبها
دو دریا گوهرم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم
اگر دائم بمیرم وز نفسهای مسیحائی
روان بر پیکرم بخشند بی زهرا (س) نمیخواهم

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 08:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

مادر زهرا سلام حق به تو مادر *

2797

مادر زهرا سلام حق به تو مادر مادر زهرا سلام حق به تو مادر
فاطمه آورده اي براي پيمبر
سيب بهشت خداست در کف دستت
کآيد از او بوي ذات خالق اکبر
بيت نبوت نداشت مثل تو بانو
مادر گيتي نزاده مثل تو دختر
عقل به حيرت فتاده اينکه تو زادي
حضرت زهراست يا محمد ديگر
دسته گل آورده اند خيل ملايک
بهر تو از آيه هاي سوره ي کوثر
مخزن غيب خداي عز و جل را
گوهر نابي نبودي از اين بهتر
اينکه تو زادي بود تمام محمد
وينکه تو داري بود بتول مطهر
ليله ي قدرت مبارک است خديجه
قدر بدانش به حق خالق اکبر
طينتش از ميوه ي بهشت الهي
قابله اش مريم است و ساره و هاجر
سينه ي موساست طور معرفت او
روح مسيحا کشد به محضر او پر
حبل متين نجات ماست همانا
رشته اي از چادرش به

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 08:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اي همسر گرامي پيغمبر *

2721

اي همسر گرامي پيغمبر اي همسر گرامي پيغمبر
ام الائمه فاطمه را مادر
تبريک جنّ و انس گوارايت
کامشب خداي داده تو را کوثر
اين است نخل آرزوي طاها
اين است ميوة دل پيغمبر
اين است جان پاک رسول ا...
اين است بر جمال خدا مظهر
اين است آن سپهر که آينده
سادات عالمند ورا اختر
از منطقش صداي خدا بشنو
در صورتش جمال خدا بنگر
لبخند مي زنند به رخسارش
سارا و مريم، آسيه و هاجر
برگير رو نما ز رسول الله
تا بنگرد به صورت اين دختر
تو هست خويش را به خدا دادي
حق هديه کرد بر تو چنين گوهر
اين گوهري که داد خدا بر تو
در مخزنش نداشت از اين بهتر
اين است بر رجال جهان بانو
اين است بر زنان جنان سرور
انسيه صورت است و محمد خو
حوريه سيرت است و خدا منظر
در

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

آسمـون بـا دستِ بسته *

2599
1

آسمـون بـا دستِ بسته آسمـون بـا دستِ بسته
سینـۀ دریــا شکستــه
تــوی آیینــۀ دریـــا
آسمون به خون نشسته
این فرشته که تو دستش
سنـــد ارثِ بهــاره
هر کی اسمشو بخونه
کلیــدِ بهشتـــو داره
پشــت در آیــۀ نوره
اون که انسیه و حوره
جانِ مولا چـه غریبه
دل زهرا چـه صبوره
دسـت باغبونـو بستـن
حرمت گلـو شکستن
سایه‌هـای سرد پاییز
رو سـر گلهـا نشستن
ای به قلبِ خونِ مولا
داغِ تــو همیشه تازه
کـی تـو خونـۀ نبّوت
پا گذاشته بـی‌اجازه؟

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 08:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

خونه سرده *

3343

خونه سرده خونه سرده
خونه غمگین
خونه تنها
خونه تاریک
واسۀ من
شبِ شیون
وقتِ رفتن
شده نزدیک
سه تا غنچه
توی کوچه
تو دل شب
ماهِ مبهوت
با ستاره
گریۀ ابر
ابرِ گریه
زیرِ تابوت
گلی از عطر
گلی از نور
به کجا تو؟
به کجا باد؟
آسمون بود-
و پدر بود
که نگاهش
به تو افتاد-
و تورو خوند
به بهشتش-
و تو رو پس-
نفرستاد
گلی از نور
گلی از عطر
گلی از مه
گلی از باد
حالا دیگه
پشتِ ابرا
جای قبرا
فته از باد...
بی درخته
بی‌تو دنیا
خیلی سخته
واسه مولا
خونه غمگین
خونه تاریک
خونه تنها
وای... زهرا .

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 09:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مه غم، فاطمیّه *

2907

مه غم، فاطمیّه مه غم، فاطمیّه
محرّم: فاطمیّه
نشسته قلب عالم
به ماتم، فاطمیّه
خوشا در شام گریه
زیارتنـامه خواندن
به یــاد مـادر آب
نمِ اشکیِ فشاندن
تــو را طوفــان محشر
بــه صحــرا می‌نویسم
تو را خورشید خونین
بــه دریــا مـی‌نویسم
تو رخصت ده که امشب
تـو را مــادر بخـوانیم
تـو را در زیــر بـاران
گــل پرپــر بخـوانیم
چـه مــی‌بیند پیمبر
چو می‌بوسد گلویت
کبودی‌هــای شانه؟
سپیدی‌های مویت؟
حسینیّه، دل مـاست
همیشـه در عـزایت
سیه پوشیده امشب
حسینیّــه بـرایت
مه غم، فاطمیّه
محرّم: فاطمیّه
نشسته قلب عالم
به ماتم، فاطمیّه

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 09:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

پرسيده شد ز ما که کجا سينه زن شديد...؟ *

2816

پرسيده شد ز ما که کجا سينه زن شديد...؟ پرسيده شد ز ما که کجا سينه زن شديد...؟
«در فاطميه بود که ما سينه زن شديم»*
با پيرهن سياه عزا سينه زن شديم
در روضه هايتان همگي پر زديم و بعد
همراه ساکنان سماء سينه زن شديم
گفتي جواز کرببلا روضه ی من است
اصلا به عشق کرببلا سينه زن شديم
بر سينه هاي سينه زنان مهر مي زني
ما هم به شوق مهر شما سينه زن شديم
ما نذر کرده ايم که قرباني ات شويم
ر راه رفتن به منا سينه زن شديم..
در صحن قدس سينه زدن چيز ديگريست
در کنج صحن قدس رضا سينه زن شديم...

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 09:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

امشب دلم گرفته بهر نگاه زهرا *

2594
1

امشب دلم گرفته بهر نگاه زهرا امشب دلم گرفته بهر نگاه زهرا
گم می شود دل من،در سوز آه زهرا
من اهل دوزخ هستم،با این همه گناهم
باشد همه امیدم،بر یک نگاه زهـــــرا
ای کاش اینقدر من،اهل ریا نبودم
ای کاش می شدم من،یکدم بخواه زهرا
ما می رویم اما،این روضه ها بماند
مازیرخاک هستیم،باقی است راه زهرا
یاران آشنایم،وقتی که جان سپردم
بر قبر من نویسید،عبد سیاه زهـــرا
گردیده روی نیلی،خورده زغیر سیلی
عشق علیست مردم،تنها گناه زهــرا
ای کاش مادر ما،درپشت درنمی رفت
در بین درب ودیوار،شد قتلگاه زهرا
من مانده ام که آن شب،با چه دلی وحالی
می شست مرتضی آن،دست سیاه زهرا
رویش سیاه پائی،که زد لگد به خانه
بردند مرتضی را،می گفت آه زهــرا!
کی گفته اوغریب

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن شعرفاطمه زهرا(من بودم باب هل اتي را بستند *

3541

متن شعرفاطمه زهرا(من بودم باب هل اتي را بستند متن شعرفاطمه زهرا(من بودم باب هل اتي را بستند
امكان رسيدن به خدا را بستند
اي كاش بميرم كه خجالت زده ام
من بودم و دست مرتضي را بستند
***
عمريست رهين منت زهرائيم
مشهور شده به عزت زهرائيم
مُرديم اگر به قبر ما بنويسيد
ماپير غلام حضرت زهرائيم
***
ما زنده به لطف و رحمت زهرائيم
مامور براي خدمت زهرائيم
روزي كه تمام خلق حيران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائيم
***
یتیمان جز دو چشم تر ندارند
به غیر از خاک غم بر سر ندارند
چو مادر مرده ها باید فغان کرد
که طفلان علی مادر ندارند
شاعر:جواد حیدری

  • سه شنبه
  • 19
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن شهادت فاطمه زهرا(جان مادرت دلها شده دوباره پریشان مادرت *

3009
1

متن شهادت فاطمه زهرا(جان مادرت دلها شده دوباره پریشان مادرت متن شهادت فاطمه زهرا(جان مادرت دلها شده دوباره پریشان مادرت
آقا بیا به مجلس ما جان مادرت
روزی فاطمیه ی ما را زیاد کن
دست شماست سفره ی احسان مادرت
در فاطمیه بیعت خود تازه می کنیم
تا که شویم باز مسلمان مادرت
تصدیق می کنیم که تطهیرمان کنی
شاید شویم سائل و مهمان مادرت
وقتی برای آمدنت کم گذاشتیم
گشتیم شیعیان پشیمان مادرت
ای مرد انتقام کتک خورد ه ها ببین
افتاده ایست پشت در خانه مادرت
آبادتر شدند حرم های اهل بیت
غیر از مزار خاکی پنهان مادر ت
سروده ی جواد حیدری

  • سه شنبه
  • 19
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 06:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(میان ثانیه هایی که بی تو می گذرد *

2453
1

شعر حضرت زهرا(میان ثانیه هایی که بی تو می گذرد میان ثانیه هایی که بی تو می گذرد
بـرای دیده ی مـا گریه ای مهیّا کن
«چموش!ای قلم!ای جوهر!ای مرکّب من
بیـا کـمی بـه خـدا بـا دلـم مـدارا کن»
کجا کشیده مرا این غزل؟ نمی دانم
که گفت قافیه ات را نثـار زهرا کن
زدم به نام تو شش دانگ شعرهایم را
قبـاله ی غزلـم را بگیـر و امضـا کـن

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

نوحه حضرت زهرا(تموم عشقا یه طرف *

2735

نوحه حضرت زهرا(تموم عشقا یه طرف تموم عشقا یه طرف
عشق تو عشقه
دل میزنه پر مدینه
خاکتو عشقه
قربون نام دلربات
نام تو عشقه
از تو چیزی جز خوبی ندیدم
حسرت قبر تو مونده به سینم
یعنی میشه زهرا تا قبل مردن
حرم حسین ع و یه بار ببینم
(وای مادرِ بی حرم بی حرم)
(وای مادرم مادرم مادرم)
یازهرا س مدد یازهرا س مدد
شاعر:حقیر

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

ماجرای یک (سپر) در اول یک زندگی *

2789

ماجرای یک (سپر) در اول یک زندگی ماجرای یک (سپر) در اول یک زندگی
تا سپر گشتن میان غصه ی یک زندگی
دختری در خانه بنشسته بدیده رنج را
خاطرات تلخ یک در ، رفتن یک گنج را
صبر مادر روزهای واپسین سر رفته بود
چون برای گریه کردن جای دیگر رفته بود
تا مصیبت آمد و کاشانه ی مارا گرفت
شعله ای از در دوید و دامن زهرا گرفت
تا که زد ضرب لگد بر در،کمی بی تاب شد
پشت در افتاد و همچون شمع سوزان آب شد
خانه گریان بود و از این خانه مادر رفته بود
شرح سیلی را اگر می گفت بابا رفته بود
روز آخر مادرما بسترش را جمع کرد
گاهگاهی خنده گاهی گریه همچون شمع کرد
با تمام ناتوانی کارهای خانه کرد
اشک ریزان دست لرزان موی ما را شانه کرد
گرد های خانه را وقتی به جارو می

  • یکشنبه
  • 24
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مهر کبود(غزل) -(خم کرد پشت زمین را، ناگاه داغ گرانت!) * فاطمه سالاروند

1022

مهر کبود(غزل) -(خم کرد پشت زمین را، ناگاه داغ گرانت!) خم کرد پشت زمین را، ناگاه داغ گرانت!
هفت آسمان گریه کردند، بر تربت بی‌نشانت!

غمگین و خاموش و خسته، با بال‌هاى شکسته
تا باغ خورشید پر زد، از این قفس مرغ جانت!

وقتى که رفتى همان روز، از دور آیا ندیدی؟
بغض غریب على را، در شیون کودکانت!

رفتى ولى آه بانو! عمرى‌ست از چشم‌هامان
گل‌هاى خون مى‌شکوفد، با یاد هجده خزانت!

جز عشق و خوبى چه کردى؟ جز رنج و حسرت چه دیدى؟
نامهربانان چه کردند با آن دل مهربانت!

فردا که برخیزى از خاک! امضاى مظلومى توست!
مُهر کبودى که مانده‌ست، بر شانه و بازوانت!

  • سه شنبه
  • 2
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

با همه عزت و مقام آمد *

3096
1

با همه عزت و مقام آمد با همه عزت و مقام آمد
باز هم خواهر امام آمد
با سلام و درود وارد شد
قم که آمد به احترام آمد
همه اش احترام می کردند
دسته دسته سلام می کردند
همه جا مهر بود و گل باران
حق او را تمام می کردند
هیچکس ناسزا نگفت به او
جز درود و ثنا نگفت به او
هیچکس وقت آمدن غیر از
آیه انمّا نگفت به او
در دلش حول و التهاب که نیست
دست او بسته در طناب که نیست
لرزه بر جان او نیفتاده
حرفی از مجلس شراب که نیست
خوب شد که سری به نیزه ندید
خوب شد هیچ حرف بد نشنید
خوب شد وقت دست و پا زدنش
نیمه جان برادرش نرسید
قم عجب میهمان نوازی کرد
تا ابد ماند و سرفرازی کرد
قم عجب کرد آبرو داری
کوفه با آبرو چه بازی کرد
ای امان از غریبی زینب
و

  • یکشنبه
  • 15
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 06:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زهرا(ساقی کوثر خداحافظ) *

16344
214

شعر مدح حضرت زهرا(ساقی کوثر خداحافظ) ساقی کوثر خداحافظ
فاتح خیبر خداحافظ
می رود فاطمه از دنیا
واویلا واویلا واویلا
من که رفتم بر تو از امشب
خانه داری می کند زینب
او بود نایبةالزهرا
واویلا واویلا واویلا
من یگانه همسرت بودم
یاور بی یاورت بودم
تو پس از من می شوی تنها
واویلا واویلا واویلا
یا علی گریه برایم کن
در قنوت شب دعایم کن
چون دعایت می رود بالا
واویلا واویلا واویلا
تو امیرالمؤمنین استی
پس چرا در خانه بنشستی
زور بازویت چه شد مولا
واویلا واویلا واویلا
نیمه شب دفنم نهانی کن
با حسینم مهربانی کن
تشنه خوابش نبرد شب ها
واویلا واویلا واویلا
بر سر قبرم بمان مولا
بهر من قرآن بخوان مولا
در دل شب مخفی از اعدا
شاعر:غلامرضا سازگار

  • دوشنبه
  • 23
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت علی(دست من و عنایت و، لطف و عطای فاطمه) *

3402
1

شعر مدح حضرت علی(دست من و عنایت و، لطف و عطای فاطمه) دست من و عنایت و، لطف و عطای فاطمه
قلب من و محبت و، مهر و ولای فاطمه
طبع من و قصیده، و مدح و ثنای فاطمه
جرم من و شفاعت روز جزای فاطمه
ببذل دست فاطمه! به خاک پای فاطمه
منم گدای فاطمه، منم گدای فاطمه
فاطمه‏ یی که حق بود، جلوه ‏گر از شمایلش
فاطمه‏ یی که (هل اتی) آمده در فضایلش
فاطمه‏ یی که آسمان، کشیده ناز سایلش
فاطمه‏ یی که شد نبی شیفته‏ ی فضایلش
کجا دریغ می‏ کند، ز من عطای خویش را؟
ز هی کرم، جواب اگر کند گدای خویش را
عصمت داوری نبود، اگر نبود فاطمه
حلت و کوثری نبود، اگر نبود فاطمه
هیچ پیمبری نبود، اگر نبود فاطمه
احمد و حیدری نبود، اگر نبود فاطمه
آنچه که آفریده حق، بوده برای فاطمه
گفت از آن سبب

  • پنج شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 13:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(از بسکه اشک و آه تو غم بار می شود) *

3080

شعر شهادت حضرت زهرا(از بسکه اشک و آه تو غم بار می شود) از بسکه اشک و آه تو غم بار می شود
حتی نگاه آیینه هم تار می شود
زخم دلت غروب که سر باز می کند
بااشک روزه ی غمت افطار می شود
خدا داند دلم چون گریه می کرد
به حال اشک و آه خون گریه می کرد
ندیدم زخم پهلو را در آن شب
ولی دیدم کفن خون گریه می کرد
بریز آب روان اسما به جسم اطهر زهرا
که شویم دست و بازو را
ولی آهسته آهسته
خودم امروز کار خانه کردم
پریشان زلف زینب شانه کردم
حسن آمد در آغوشش گرفتم
می از لعل لب نوشش گرفتم
مثال نی دلم در شور و شین است
پریشان لب و روی حسین است

  • یکشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زهرا(اول دفتر به نام خالق اکبر) *

3614

شعر مدح حضرت زهرا(اول دفتر به نام خالق اکبر) اول دفتر به نام خالق اکبر
آن که سزد نام او در اول دفتر
نکته‏ای از قدرتش بس، این که بگویم
اوست علی آفرین و فاطمه پرور
فاطمه، مجموعه‏ی صفات خداوند
فاطمه، آیینه‏ی کمال پیمبر
بضعه‏ی احمد، نه بلکه مقصد احمد
همسر حیدر، نه بلکه هستی حیدر
شهر خرد احمد و، علی ست در آن
فاطمه آن شهر راست مرکز و محور
در قدم مادرست، جنت موعود
وین سخن نغز، چون سروده پیمبر؟
در عجبم زین حیث و اینکه چرا او
داده به زهرای خویش، کنیه‏ی مادر؟
لب به شفاعت تو باز کن، که نماند
جای شفاعت برای شافع دیگر
بهر شفاعت تو را بس ست در آن روز
دست ابوالفضل و خون محسن و اصغر
حضرت باقر برای چاره‏ی هر غم
نام تو می‏برد بر زبان مطهر
فاطمه! ای سینه‏ا

  • پنج شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(ای امـــام زمـــان ای پـــسر فـــاطمه) *

5917
8

شعر شهادت حضرت زهرا(ای امـــام زمـــان ای پـــسر فـــاطمه) ای امـــام زمـــان ای پـــسر فـــاطمه
شــــد ز ظــلم عدو، خونجگر فاطمه
بــسلامت ســـرت، کـشته شد مادرت
بــــــــــــــــقیة الله، آجــــــــــرک الله
پهلوی مادرت ز ضربت در شکست
رشــته عمر او، به نـوجوانی گسست
ای امــــام زمان، ای شه انس و جان
بــــــــــــــــقیة الله، آجــــــــــرک الله
بــــازوی مـــادرت کبود و نیلی شده
صورتش نیلگون ز ضرب سیلی شده
خـیــز و بنما شتاب، یا نما در رکاب
بـــــــــــــــقیة الله، آجــــــــــــرک الله

  • یکشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زهرا(مظهر اسم یا لطیف خدا) *

3298
2

شعر مدح حضرت زهرا(مظهر اسم یا لطیف خدا) مظهر اسم یا لطیف خدا
بهترین بندۀ عفیف خدا
عطر ناب بهشت از دم تو
رنگ سرخ غروب از غم تو
بهترین لحظه های حضرت حق
با تو بوده تمام صحبت حق
فتبارک به خود، برای تو بود
احسن الخالقین خدای تو بود
جبرئیل از تو اذن می گیرد
گر بگویی بمیر، می میرد
از ازل بوده ای تو با خالق
خالق ما تویی تو یا خالق؟
یک نگاهت بهشت می سازد
فضه ات سرنوشت می سازد
ای شفای مسیح دست شما
هستی عالمی ز هست شما
خاک پایت ز عرش والاتر
سایه ات از بهشت بالاتر
با تو معنی شده صفات خدا
آیه هستی تو بر حیات خدا
با نسیم سحر سلامت کرد
حضرت حق خودش خطابت کرد
فاطمه، انسیه وَ حورایی
آبروی پیمبر مایی
این که احمد شده است اشرف ناس
همه از برکت تو حضرت ی

  • پنج شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زهرا(عرش حق را تو زیوری زهرا) *

3397

شعر مدح حضرت زهرا(عرش حق را تو زیوری زهرا) عرش حق را تو زیوری زهرا
بحر دین را تو گوهری زهرا
زهره ای در میان اهل زمین
در جنان مهر انوری زهرا
از فراسوی وصف می آیی
وز گمان ها تو برتری زهرا
ای که انوار روی ماهت را
مشتری گشته مشتری زهرا
انجم آرای آسمان رسول
شمع شب های حیدری زهرا
شاه خیبر به خویشتن نازد
زآن که او را تو همسری زهرا
در عبادت به پیشگاه خدای
بندگی را تو مظهری زهرا
از نماز تو نور می بارد
عصمت الله دیگری زهرا
در قیام و قعود و صوم و صلاة
ذات حق را تو مفخری زهرا
نفست ذکر و صحبتت تسبیح
پای تا سر، پیمبری زهرا
سید بانوان هر دو سرا
بر همه خلق، سروری زهرا
این عجب نیست گر کنی هر دم
با نگه کیمیاگری زهرا
لاجرم خاک ها طلا گردد
گر که بر خاک بن

  • دوشنبه
  • 23
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(تــــــــــسلای دلش آغوش زینب ) *

2784

شعر شهادت حضرت زهرا(تــــــــــسلای دلش آغوش زینب ) تــــــــــسلای دلش آغوش زینب
عـصای فـاطمه شد دوش زینب
چو خوابد زینبش، گردد شب تار
بگیرد فاطمه یــــــاری ز دیوار
بـــــه شبها گیرد او دستی به پهلو
رود آهسته تــــــــا در را کند بو
چــه بویی دارد این درب شکسته
که زهرا پشت در گریان نشسته
گـــــمانم بوی محسن دارد این در
هـــــمان شش ماهه نشکفته پرپر

  • یکشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زهرا(ای تو پناه من) *

3688
3

شعر مدح حضرت زهرا(ای تو پناه من) توقبله گاه من
نام تو ماه من
فاطمه فاطمه
تویی آرامشم
تمام خواهشم
مادر شاه من
فاطمه فاطمه
تویی تبسم هر شب مهتاب
مادر زینب و مادر ارباب
تویی تاج سرم
نام تو دلبرم
تشنه کوثرم
فاطمه فاطمه
افتخارم اینه
اعتبارم اینه
که تویی مادرم
فاطمه فاطمه
تویی ترانه قطره بارون
از تماشای تو گل شده مجنون
تویی تبسم هر شب مهتاب
مادر زینب و مادر ارباب
تمام حاصلم
تویی آب و گلم
مهر تو حاصلم
فاطمه فاطمه
بنده حیدرم
غلام این درم
عشق تو قاتلم
فاطمه فاطمه
نغمه بلبل عاشق صحرا
فاطمه فاطمه فاطمه زهرا
تویی تبسم هر شب مهتاب
مادر زینب و مادر ارباب
تا خبرداراز تو شدم
ای گل من جان تو از هستی خود
بی خبر شده ام به خدا بی خبر شده ام
به گ

  • شنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 07:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه شهادت حضرت زهرا (س)- ( چه خوب و خوش است ، برای گدا ، تجسم عشقت) * امیر عباسی

4239
2

نوحه شهادت حضرت زهرا (س)- ( چه خوب و خوش است ، برای گدا ، تجسم عشقت) چه خوب و خوش است ، برای گدا ، تجسم عشقت
من و حرم و ، تو و کرم و ، ترنّم عشقت
به روی لبم ، شکوفه ‌زده ، تبسم عشقت
نگار علی
دینم یا فاطمه روحم یا فاطمه جانم یا فاطمه
یا زهرا

فدای غمت ، به پای غمت ، ز غصه شکستم
به خاک عزا ، ز ماتم تو ، ببین که نشستم
ز غیر شما ، به عشق شما ، دو دیده ببستم
بهار علی
اصلِ حق باوری روحِ دلاوری نورِ پیغمبری
یا زهرا
خمیده ی عشق ، شهیده ی عشق ، فدای ولایت
پیام شما ، کلام شما ، فروغ هدایت
برفته دگر ، به دیده ی تر ، ز سوگ و عزایت
قرار علی
قدر و کوثر تویی یاس پرپر تویی جانِ حیدر تویی
یا زهرا

شاعر : امیر عباسی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:54
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرن زهرا (س) (زندگی ارزش ندارد بی ولای فاطمه ) *

2556

شعر شهادت حضرن زهرا (س)  (زندگی ارزش ندارد بی ولای فاطمه ) زندگی ارزش ندارد بی ولای فاطمه
قلبم آرامش ندارد بی ولای فاطمه
در سماوات و زمین گر نور می بینی از اوست
مهر و مه تابش ندارد بی ولای فاطمه
ابر و باد و مهر و مه خدمتگزار این درند
آسمان بارش ندارد بی ولای فاطمه
مهر او در دل، به جنت چشم بسته می روم
دید ه ام بینش ندارد بی ولای فاطمه
حجت ما مهدی است و حجت او مادرش
این فلک گردش ندارد بی ولای فاطمه
جنت و فردوس و رضوان، کل باغات بهشت
ارزش گردش ندارد بی ولای فاطمه
ای خدا جان را بگیر، این عشق را از ما مگیر
شیعه آسایش ندارد بی ولای فاطمه
شاعر : ولی الله کلامی زنجانی

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:30
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(مـــــــادرا برگو، بر پرستارت 2) *

3413
4

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(مـــــــادرا برگو، بر پرستارت 2) مـــــــادرا برگو، بر پرستارت 2
کـــــــــــــــی شفا یابد، جسم بیمارت
یـــــــــا مـرو ای مادر من از بَرمن
یـــــــــا مرا با خود ببر ای مادر من
کــــــن مدد ای حَــــــــــــــــی داور
مـــــــــــــــــن بمیرم جای مادر 2
چشم خود واکن، یــــــــار مجروحم
در پــــــی ات افکن، می رود روحم
خانه دار کوچکت خانه خراب است
دختر دردانه ات در پیچ و تاب است
کُـــــــن مــــــــــــدد ای حَــــی داور
مـــــــــن بــــــــمیرم جای مادر 2
در بَرَت مادر، می زنم بـــــــــر سر
گشته ذکـر مـــن، مـــــــادر ای مادر
یادرگاری مانده از تو روی دیـــــوار
خـــون پــاکت مانده بر دیوارِ مسمار
کُـــــــــــــن مــدد

  • چهارشنبه
  • 16
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 04:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات حضرت زهرا (س)براي نوروز ( چگونه عید بگیرم به فصل ماتم تو) *

2854
1

شعر مناجات حضرت زهرا (س)براي نوروز ( چگونه عید بگیرم به فصل ماتم تو) چگونه عید بگیرم به فصل ماتم تو
به صحن سینه به پا گشته خیمۀ غم تو
چگونه عید بگیرم اگر چه نوروز است
میان هجمۀ اندوه و درد و ماتم تو
جهان نشسته به سوگ و مَلَک گرفته عزا
در این مصیبت عظما، ز داغ اعظم تو

صدای گریۀ مهدی صلا زند بر خلق
نه فاطمیه، که باشد مه مُحّرم تو
نمک به زخم دل تو نمی زنم هرگز
خدا کند که همیشه شویم مرهم تو
کسی که حُرمت داغ تو را نگه دارد
چشد زُلال محّبت ز آب زمزم تو
خدا کند که دلم عاقبت به خیر شود
به بزم سوگ و عزایت، به زیر پرچم تو
بلند قامت عصمت، تو سر فرازم کن
که سر فراز شده دین، ز قامت خم تو
دوباره حسّ غریبی بود «وفائی»را
هماره اشک فشاند به عمر مبهم تو
شاعر : سید هاشم وفایی

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 18:08
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زهرا ( س) ( فاطمه روح قیام است، خدا می داند) *

3526
1

شعر مدح حضرت زهرا ( س) ( فاطمه روح قیام است، خدا می داند) فاطمه روح قیام است، خدا می داند
برترین یار امام است، خدا می داند
فاطمه یك تنه با جبهۀ باطل جنگید
یك علمدار تمام است خدا می داند
گر چه افتاد ز پا، "یا علی"اش ترك نشد
بر لبش ذكر مدام است خدا می داند

او نگهدار خلیل است كه در اوج بلا
آتشش بَرد و سلام است خدا می داند
در جنان جمع اولوالعزم، عنانش دارند
بر درش، خضر غلام است خدا می داند
فاطمه لایَتَناهی ست ولی در ظاهر
محشرش حُسن ختام است خدا می داند
هیئتش باغ بهشت است، نشانش پرچم
عطر سیبش به مشام است خدا می داند
كفوِ مولا علی و ام ابیها زهراست
بر ائمّه همه مام است خدا می داند
هر كه از فاطمیه خطّ ولایت گیرد
هر دو دنیاش به كام است خدا می داند
راه دیندا

  • سه شنبه
  • 22
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 20:16
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(س)(ای ز نبی ربوده دل، روی خدا نمای تو) *

2703
2

شعر حضرت زهرا(س)(ای ز نبی ربوده دل، روی خدا نمای تو) ای ز نبی ربوده دل، روی خدا نمای تو
وی ز علی گره گشا، دست گره گشای تو
پیش روی نبی نبی، عازم دست بوسیت
پشت سر علی علی، ملتمس دعای تو
روح دهی به قدسیان با نفست به هر نفس
دل برد از ملایکه ذکر خدا خدای تو
درد نگفتة دلت اشک شبانة علی
حرف دل علی بود گریة بی صدای تو
ناله و آه ما کجا حق تو را ادا کند
جز که هماره مهدیت گریه کند برای تو
تو سپر علی شدی پیش هجوم دشمنان
محسن بی گناه تو، شد سپر بلای تو
بازوی بسته شیر حق، راهی مسجد النبی
تو در قفای او روان، حسین در قفای تو
تا ز علی نهان کنی، قصة گوشواره را
دست تو بود برروی، روی خدا نمای تو
تا که به پاست عالمی قطع نمی شود دمی
نالة وای وای ما، گریة های های تو
ت

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد