چـون لاله هابه داغ دل خويش خو بگير
ازلالـه زارسـرخ ولا رنـگ وبو بگير
سيـراب می كننـد تـو را از زُلال عشـق
ای تشنــه ی فـرات به دستت سبوبگير
يكـ دم بيا كنـاردودريـای اشك خويش
می خـواهی ازحسين بگويی وضوبگير
اوراببــر توواسطــه درپيش كـردگـار
اميـــدعفــو زآيــه ی لاتقنطــوبگيـر
درمحضر خدای نداری گر آبرو
ازاشـك بـرمصيبت او آبــرو بگيــر
پـرواز ده كبـوتر دل را به كوی دوست
گـاهـی ســراغ ازحــرم آرزو بگيـر
گـرتشنـه ی زيــارت كـرب وبـلاشـدی
دل ازتمــام خلـق جهان غير از او بگير
بااو بگـو برای سفـر تـوشـه ات دهـد
فيض طـواف كعبه ی شش گوشه ات دهد
شش گوشه ای كه جلوه ی انواركبرياست
شش گوشه ای كه قبلـه ی دل
- پنج شنبه
- 5
- مهر
- 1397
- ساعت
- 09:50
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور




اذان و قبله ام شد قامتِ تو







