امام حسین علیه السلام

مرتب سازی براساس
 عبادی طارمی

امام حسین(ع) -(دل بریدیم از همه ی عالم) * عبادی طارمی

436

امام حسین(ع) -(دل بریدیم از همه ی عالم) دل بریدیم از همه ی عالم
دلخوشیم آقا زیراین پرچم

ای شاه کربلا محبوب قلب ما
بر عاشقان خود لطفی کن ای آقا

باعشق وایمان پیرو خط شماهستیم
ما عاشقان نهضت کربوبلا هستیم

تازنده هستیم آقا اسم تورا میخوانیم
در انتظار مهدی تاپای جان می مانیم

بی عشقت آقا لحظه ها همه رنج وغمه
تو قلبمون نقش و نگار دوتا حرمه

▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁

در عراق و شام زده اییم سنگر
همه مون هستیم مطیع رهبر

با کفر و با عناد ما کرده ایم جهاد
درزیرسایه تون آباده این بلاد

ما با دل و جان حامی این انقلاب هستیم
با چایی هییت اقا مسرور و سرمستیم

ماحامی مظلومیم درسایه ی معصومیم
در بین اهل عالم به عاشقی محکومیم

دنیامون اقا پرازظلم و جور و ستمه
ملجا ما در ظلمت این عالم علمه

▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁▁

حرم زینب پادگان ماست

هرجاکه باشیم دلمون اونجاست

نیرنگای یهود دیگر نداره سود

ترسی نداریم از عصیانگروعنود

در انتظار مهدی گم گشته می مانیم

هرصبح جمعه ازبرایش ندبه میخوانیم

عشق شهادت داریم درراهمان هشیاریم
ماحامیان محو تکفیرواستکباریم

شعار مونو توی دنیا می دونن همه

درجبهه ی حق همیشه شیعه پیش قدمه

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 18:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

امام حسین(ع) -(غرق طوفانم نجاتم می دهی) * رسول چهارمحالی

415

امام حسین(ع) -(غرق طوفانم نجاتم می دهی) غرق طوفانم نجاتم می دهی
قطره ای آب حیاتم می دهی

تشنه ی عشق توام مولای من
جرعه ای آب فراتم می دهی

هیچ باکی نیست از روز حساب
خودحسابِ واجباتم می دهی

مادرت داده مرا اذن حضور
اشک درصوم وصلاتم می دهی

در شب اول تو می آیی حسین
وعده ی وقت مماتم می دهی

به چه شیرین است طعم روی یار
در ره عشقت ثباتم می دهی

ای پناه بی پناهان یا مجیر
من گدایم تو زکاتم می دهی

نوکری بر درگهت فخر من و
اجر نوکر رابه ذاتم می دهی

آرزوی روضه خوان و سینه زن
یک شب جمعه براتم می دهی

در حرم با مادر و ام البنین
روضه در فُلکِ نِجاتَم می دهی

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام حسین(ع) -(از آ ن روزی که گشتم مُحْرِمِ دوست) * رسول چهارمحالی

375

امام حسین(ع) -(از آ ن روزی که گشتم مُحْرِمِ دوست) از آ ن روزی که گشتم مُحْرِمِ دوست
دل من آهوی سر گشته ی اوست
زبان اَلْکَنْ میان واژه مستم
حسینا دوستت دارم تو را دوست
الا صیاد من صیدی به دامم
دراین صحرا دل من همچو آهوست
شبی در خواب دیدم روی عرشم
میان آن حرم در دست جاروست
میان عشق بازی های در صحن
نظر بر پیچش ابرو از آن موست
میان خادمان بودم شب عید
ضمانت کردنش آرام آهوست
حرم نه کعبه ی دلهای پر سوز
دخیل دل به سوی طُره ی موست
من از روز اَزل دل بر تو دادم
دلم سرگشته ی این بام واین کوست
غلامی رو سیاهم عبد صالح
غلام تو گنهکار است و پُر روست
به جز درب کراماتت ندارم
حسین آرامش دشت هیاهوست
پیمبر چشم اسلام است بی شک
حسین آیینه دار چشم و ابروست
حسین از من ، من از آنِ حسینم
نشان از گوهر ارزنده ی اوست

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

فلسفه نهضت امام حسین(ع) -(بُزرگ فَلسفهء نِهضَتِ حُسین اِِین است) *مرحوم علی اکبر خوشدل تهرانی

651

فلسفه نهضت امام حسین(ع) -(بُزرگ فَلسفهء نِهضَتِ حُسین اِِین است) بُزرگ فَلسفهء نِهضَتِ حُسین اِِین است
که مَرگ سُرخ بِه از زندگیّ نَنگین است

حُسین مَظهَر آزادِگی و آزادی است
خوشا کَسی که چِنینَش مَرام و آئین است

نَه ظُلم کُن به کَسی نِی به زیرِ ظُلم بُرو
که اِین مَرامِ حُسین است و مَنطقِ دین است

هَمین نه گِریه بَر آن شاهِ تِشنِه لَب کافی است
اَگر چِه گِریه بَر آلام قَلبِ تَسکین است

بِبین که مَقصدِ عالی نَهضتِ او چیست
که دَرکِ آن سَبَبِ عِز و جاه و تَسکین است

فَرازِ نِی سَرِ وِی گر رَود نَباشَد باک
که سَر فَرازی طاها و آلِ یاسین است

اَگر چِه داغِ جَوان تَلخ کام کردَش گُفت
که مَرگ دَر رهِ حِفظِ شَرف چِه شیرین است

زِ خاکِ مَردمِ آزاده بُوی خون آیَد
نِشان سَروَری و راهِ رَهبَری اِین است

زِ خونِ سُرخِ شََهیدانِ کَربَلا #خوشدل
دَهانِ غُنچه و دامانِ لاله رَنگین است

  • شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 22:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج نادر بابایی

منزلت حضرت امام حسین(ع) -(سُر گَشتِه اَم زِ مَقتلِ خوش مَنظرِ حسین) *حاج نادر بابایی

640

منزلت حضرت امام حسین(ع) -(سُر گَشتِه اَم زِ مَقتلِ خوش مَنظرِ حسین) سُر گَشتِه اَم زِ مَقتلِ خوش مَنظرِ حسین
مِحرابِ عِشق بُودِه و یا مَحشَرِ حسین

مَسطُورِه اِی زِ صَنعت خود، حَیّ لایَزال
بَر عَرش و فَرش کردِه عَیان داوَرِ حسین

از حَق گِرفتِه خَطِ اَمان را هر آنکسی
با مَعرِفَت فِتادِه بِدان بَر دَرِ حسین

والاتَر از مَقامِ سَلاطینِ عالَم است
شَکی مَکن که رُتبهء هَر نُوکرِ حسین

آن سُورِه اَی که قَلبِ کتابِ اَحُد شده
یاسین بُوَد هَمان بَدَن بی سَرِ حسین

هر جا که دایِر است در آنجا عَزای او
آیَد برای گِریه یَقین مادَرِ حسین

#نادر زِ کََجمداری دُوران مَشو مَلول
بَس باشد اَر کُند نَظری اَصغرِ حسین

  • شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 23:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

در منقبت امام حسین(ع) -(این آسمان صِدق و دَرو اَختر صَفاست؟) * اوحدی مراغه‌ای

597

در منقبت امام حسین(ع) -(این آسمان صِدق و دَرو اَختر صَفاست؟) این آسمان صِدق و دَرو اَختر صَفاست؟
یا روضهء مُقدسِ فَرزندِ مُصطفاست؟

این داغِ سینهء اَسدالله و فاطمه است؟
یا باغِ میوهء دِلِ زَهرا و مُرتضاست؟

اِی دیده، خوابگاهِ حسینِ علیست این؟
یا مَنزلِ مَعالی و مَعمُورهء عَلاست؟

ای تَن، تویی و این صَدفِ دُرّ لُوکشف
اِی دِل تویی، و این گُهرِ کانِ هَل اَتی'ست؟

اِی جِسم، خاک شُو، که بیابان مُحنتَست
وی چشم آب ریز، که صَحرای کربَلاست

سَرها بَرین بَساط، مَگر کعبهء دلست؟
رُخها بر آستانه، مگر قبلهء دعاست؟

ای بر کنار و دوش نبی بوده مَنزلت
قندیلِ قبهء فَلکی خاکِ این هَواست

تو شَمعِ خاندانِ رَسولی به راستی
پیشِ تو همچو شَمع بسُوزد دَرون راست

بر حالَتِ تو رقّتِ قَندیل و سُوزِ شَمع
جای شِگفت نیست، نشانی ازین عَزاست

قَندیل ازین دَلیل که زَردست رُوشن ست
کو را حَرارت از جگرِ ماتَمِ شماست

هر سال تازه می شود این دَردِ سینه‌سُوز
سُوزی که کم نگردَد و دردی که بی‌دَواست

کارِ فُتوّت از دل و دستِ تو راست شد
اَندر جَهان بگوی که این مَنزلَت کِراست؟

در آب و آتَشیم چو قندیل بر سَرت
آبی که فِیضَش از مددِ آتَشِ عناست

قَندیل اگر هَوای تو جُوید بَدیع نیست
زیرا که گُوهرِ تو زِ دریای ؛لافتا؛ ست

زرّینه شَمع بَر سَرِ قَبرت چو مُوم شد
زان آتَشی که از جگر مؤمِنان بخاست

اِی تَشنهء فَرات، یکی دیده باز کُن
کز آبِ دیده بر سَرِ قَبرِ تو دِجلِه‌هاست

آتَش، عَجب، که در دلِ گَردون نیُوفتاد
در ساعتی که آن جگرِ تَشنه آب خواست

شَمشیر تا زِ بَدگُهری در تو دست بُرد
نامَش همیشه هندو و سَرتیز و بی‌وَفاست

از بَهرِ کُشتَنِ تو به کُشتَن یَزید را
لایق نبُود، کُشتَنِ او لَعنتِ خداست

آن پیرهن که گشت به دَستِ حَسُود چاک
اَندر بَرِ مَعاویِه دیریست تا قَباست

فَرزند بر عَداوتِ آبا پَراکَند
تُخمِ خصُومَتی که چنین لَعنتَش سَزاست

گردیست بر ضَمیرِ تو، زان خاکسار و ما
بر گُورت آب دیده فِشانان زِ چَپّ و راست

با دوستانِ خویشتن از راهِ دشمنی
رُویَت گرفته از چه و خاطر دُژَم چراست؟

گردونِ ناسزا زِ شما عُذر‌خواه شد
امروز اَگر قَبول کنی عُذرِ او سَزاست

شاهان بپُرسش تو زِ هر کِشور آمدند
وانگه به بَندگیّ تو راضی، گَرت رضاست

از آبِ چشمِ مَردمِ بیگانه گِردِ تو
گِرداب شد، چنان که بُرون شد به آشناست

حالَت رسیدگانِ غَمَت را گرفت شُور
شُورابهء دو دیدهء یک‌یک بَرین گُواست

کارِ مُخالف تو بُرون اُفتد از نَوا
چون در عَراق سازِ حُسینی کُنند راست

بر عُودِ تُربَتِ تو چو شکّر بِسُوختیم
از شکّرت بپُرس که این آتَش از کجاست؟

چون کاه میکشد به خود این چهرهای زَرد
این عُود زرنِگار، که همرَنگِ کَهرُباست

عُودی که میوهء دلِ زَهرا درو بُوَد
نَشگفت اگر شُکوفهء او زُهرهء سَماست

صَندوقِ تو زِ روی به زَر در گرفته ایم
وین زَرفشانی ار چه برویست بی‌ریاست

روزی زِ سَر گُذشتِ تو دیدم حکایتی
زان روز باز پیشهء من نوحه و بُکاست

تا میلِ قبّهء تو در آمد به چشمِ من
تاریکی از دو چشمِ جهان‌بینِ من جُداست

بر تُربَتِ تو وَقف کُنم کاس‌های چِشم
زیرا که کیسهء زرم از سیم بی‌نَواست

تابُوتِ تو زِ دیده مُرصع کُنم به لَعل
وین کار کردنیست، که تابُوتِ پادشاست

چشم ار زِ خونِ دِل شَودَم تیره، باک نیست
در جیب و کیسه خاکِ تو دارم، که تُوتیاست

چون خاکِ عَنبرینِ ترا نیست آهُویی
مانندَش ار به نافهء چینی کُنم خَطاست

قَلبِ سیاهِ سیم تَنم زَرَّ ناب شد
زین خاکِ سُرخ فام، که همرَنگِ کُهرُباست

کردم به حِلّه روی زِ پیشَت به حیلِه، لِیک
پایم نمی رَود، که مرا دیده از قَفاست

زان چشمِ دوربین چه شَوَد گر نَظر کُنی
در حال #اوحدی که بَرین آستان گِداست

او را بَس اَینقدَر که بِگُویی زِ روی لطف
با جَدّ و با پدر که فلانی، غُلامِ ماست

کردم وداع، این سُخن این جا گُذاشتم
بیگانه را مدِه سُخنِ من، که آشناست

گر تَن سَفر گُزید زِ پیشت، مَگیر عِیب
دل را نگاه دار، که در خدمَتت به پاست

  • یکشنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 13:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

میلاد سرداران کربلا قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل(ع) -(به عشق تو نفس کشیدم) * مجید آقاجانی

482

میلاد سرداران کربلا قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل(ع) -(به عشق تو نفس کشیدم) بند ۱

به عشق تو نفس کشیدم
از تموم دنیا دل بریدم
به زیر لب یا حسین که گفتم
دیدم به کرببلا رسیدم

کرببلا یعنی شور و احساس
از حرم تو میاد بوی یاس
لذت دنیا اونجایی خوبه
که راهی هستی به سوی عباس

یه عمر هستم گدای تو
یه عمر هستی آقای من
بودم هر دم به پای تو
دعا کردی برای من

حسین جانم حسین جانم

بند ۲

تو شاه دلهایی عباس
تو خیلی آقایی عباس
منی که خشک وبی روحم
ولی تو دریایی عباس

به عشقت آقا مجنونم
همیشه از تو میخونم
رقیه میگه بابایی
چقد خوبه عمو جونم

از این حالو هوا خستم
یه عمری دل به تو بستم
اگه وارونه شه دنیا
بازم به پای تو هستم

ابلفضل یا ابوفاضل(ع)

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام حسین ع -(حای حسین حل بکند مشکلِ ما را سین حسین سهل کند جمله بلا را) * هستی محرابی

716

امام حسین ع -(حای حسین حل بکند مشکلِ ما را  سین حسین سهل کند جمله بلا را) «إنَّ الحُسَینَ مِصباحَ الهُدی وَ سَفینَةُالنَّجاة»

حای حسین حل بکند مشکلِ ما را
سین حسین سهل کند جمله بلا را

یای حسین یاری کند عالم و آدم
نون حسین نور دهد ارض و سما را!

#هستی_محرابی

  • سه شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 10:10
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مدح مولا امام حسین علیه السلام -(دنیا بدون عشق تو اصلا نمی ارزه حسین) * مجید آقاجانی

572

مدح مولا امام حسین علیه السلام -(دنیا بدون عشق تو اصلا نمی ارزه حسین) دنیا بدون عشق تو
اصلا نمی ارزه حسین
آقا تموم مشکلات
بی تو لب مرزه حسین
بوی تورو حس میکنم
بویی که واسم آشناس
میدونی اینو خواسته
من از تو آقا کربلاس
تاکه یه بارگفتم حسین
یه عاشق و شیدا شدم
من گم شدم تو بی کسی
با عشق تو پیدا شدم
پر کن دو دست خالیمو
هیچی ندارم یا حسین
بارونیه حال و هوام
ابر بهارم یا حسین
حیرون وسرگشتم آقا
این دل برات پر میزنه
هر روز هفته این دل
من کربلا سر میزنه
من روببر سوی خودت
بیزارم از شهر خودم
بد دردیه این عاشقی
من عاشق چشمات شدم

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 00:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

غزل امام حسین علیه السلام -(دلخوشم چون که گدای این درم) * مجید آقاجانی

522

غزل امام حسین علیه السلام -(دلخوشم چون  که گدای این درم) دلخوشم چون که گدای این درم
نوکر حضرت زهرا و غلام حیدرم

روزیمو از سر سفره ی شما آوردم
جانها به فدایت شه با لطف و کرم

هرجا هییت بوده،منم هماجا بودم
میزدم برسروسینه با چشمان ترم

شکر خدا که نوکر این خانواده ام
سایشون بود همیشه به بالای سرم

گرچه نالایقم و بد ولی با احساس
مثل کبوتر به سوی حرمت میپرم

جزدر خانه ی او هیچ پناهی ندارم
از در خونش برم تابه ابد دربه درم

گفته ام تابه همیشه پای او میمانم
تا آخرین نفس در این خانه نوکرم

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 23:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

آرزوی کربلا -(نفسم تنگ شده ای نفسم دریابم) * حسین رحمانی

527

آرزوی کربلا -(نفسم تنگ شده ای نفسم دریابم) نفسم تنگ شده ای نفسم دریابم
بی کسم ای همه ی کار و کسم دریابم

رحمی آخر به اسیری که کسی یادش نیست
خسته از روز و شب این قفسم دریابم

پای من در گل و صد قافله رد شد حالا
حسرتم هست به یاران برسم دریابم

من صدای ترک قلب حزینم ، آری
دل افتاده به راهم ، جرسم ، دریابم

نشدم بنده ی هو ، حال خرابی دارم
بنده ی نفسم و عبد هوسم دریابم

عمل خیر مرا عجب و غرورم سوزاند
بین طوفان بلا خار و خسم در یابم

به درخت دل من آفت عصیان افتاد
باغبان ! با نظرت کن هرسم ، دریابم

رازق رزق عبادات و زیارات هستی
تا دوباره به حرم ها برسم دریابم

گریه بر کرب و بلا فیض خدایی باشد
باشد این فیض اِلهیّه بَسم دریابم

روضه ی اصغر او اعظم اذکار ماست
به علی اصغر ارباب قسم دریابم

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا حسین(ع) _حسینا جان من بادا فدایت * اسماعیل تقوایی

837

یا حسین(ع) _حسینا جان من بادا فدایت حسینا جان من بادا فدایت
دلم تنگ است بهر کربلایت

شب جمعه ست میگویم سلامی
علیکی کن تو نوکر را عنایت

  • پنج شنبه
  • 11
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 19:15
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

مصیبت امام حسین ( غزل ترکی ) -(حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار) * ابوالفضل عظیمی بیلوردی(دادا بیلوردی)

437

مصیبت امام حسین ( غزل ترکی ) -(حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار) « حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار

بتول و مرتضی ، پیغمبر آغلار »

حسینین نوحه سین « *خازن » یازاندا

قلم جوشه گله ر چون، دفتر آغلار

گؤره ر اولاد ِ پیغمبرده ماتم

تأسّفله خدای داور آغـلار

باخار عطشانلارا زهرای اطهر

داشیب معناده حوض ِ کوثر آغلار

عدالت مولکونون شاهی اؤز اوغلون

تاپار میدانیده بی یاور آغلار

بو گون یئر گؤی دؤنوب ماتمسرایه

سیزیلدار کائناتی یکسر آغلار

رباب اوخشارکی ای وای اصغریم وای

تیکه ر گؤز قانلی مشکه اکبر آغلار

دوشنده یاره لی آتدان ابوالفضل

عَلَم اوخشار، یئر اوسته اَللر آغلار

پوزولدوقجا حسینین گول جمالی

یاس آغلار نرگس آغلار اختر آغلار

قوجاقلار قارداشین مقتلده زینب

قیزیل قانه بَله نمیش معجر آغلار

یانار اخیامی یانغی سینه لر تک

چاپار نعش اوسته لشگر، حیدر آغلار

دییه نده خارجی قوم ِ رسوله

اولار بو کائناتی محشر ، آغلار

اسیرلر یاندیرار ارض و سمانی

باش آغلار، روح آغلار، پیکر آغلار

شهین باشین قویارلار داشین اوسته

داش آغلار، نیزه آغلار، خنجر آغلار

دییه نده مرثیه کرب و بلادن

حسینه مسجد آغلار منبر آغلار

یانار خازن تکی یالقیز دادانی

حسینین ماتمینده مضطر آغلار

دادا بیلوردی

۱۷/۰۴/۱۴۰۳

«خازن» = مرحوم میرعبدالحسین خازن تبریزی

از شاعران دلسوز زمان مشروطه

  • یکشنبه
  • 17
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:48
  • نوشته شده توسط
  • دادا بیلوردی
ادامه مطلب

مصیبت امام حسین ( غزل ترکی ) -(حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار) * ابوالفضل عظیمی بیلوردی(دادا بیلوردی)

444

مصیبت امام حسین ( غزل ترکی ) -(حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار) « حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار

بتول و مرتضی ، پیغمبر آغلار »

حسینین نوحه سین « *خازن » یازاندا

قلم جوشه گله ر چون، دفتر آغلار

گؤره ر اولاد ِ پیغمبرده ماتم

تأسّفله خدای داور آغـلار

باخار عطشانلارا زهرای اطهر

داشیب معناده حوض ِ کوثر آغلار

عدالت مولکونون شاهی اؤز اوغلون

تاپار میدانیده بی یاور آغلار

بو گون یئر گؤی دؤنوب ماتمسرایه

سیزیلدار کائناتی یکسر آغلار

رباب اوخشارکی ای وای اصغریم وای

تیکه ر گؤز قانلی مشکه اکبر آغلار

دوشنده یاره لی آتدان ابوالفضل

عَلَم اوخشار، یئر اوسته اَللر آغلار

پوزولدوقجا حسینین گول جمالی

یاس آغلار نرگس آغلار اختر آغلار

قوجاقلار قارداشین مقتلده زینب

قیزیل قانه بَله نمیش معجر آغلار

یانار اخیامی یانغی سینه لر تک

چاپار نعش اوسته لشگر، حیدر آغلار

دییه نده خارجی قوم ِ رسوله

اولار بو کائناتی محشر ، آغلار

اسیرلر یاندیرار ارض و سمانی

باش آغلار، روح آغلار، پیکر آغلار

شهین باشین قویارلار داشین اوسته

داش آغلار، نیزه آغلار، خنجر آغلار

دییه نده مرثیه کرب و بلادن

حسینه مسجد آغلار منبر آغلار

یانار خازن تکی یالقیز دادانی

حسینین ماتمینده مضطر آغلار

دادا بیلوردی

1403/04/17

«خازن» = مرحوم میرعبدالحسین خازن تبریزی

از شاعران دلسوز زمان مشروطه

  • یکشنبه
  • 17
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:49
  • نوشته شده توسط
  • دادا بیلوردی
ادامه مطلب

اشعار شب جمعه -(من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن) * هستی محرابی

1836

اشعار شب جمعه -(من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن) #السلام_علیک_یا_اباعبدالله
#الحسین_علیه_السلام
#شب_زیارتی_ارباب_بیکفن
#کربلا_قبله_اهل_ولا
#محرم_۱۴۰۳

من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن
یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن

عاقبت از غمِ دوریِ حرم می میرم
نیستم لایق آن پس تو بیا احسان کن

فکر و ذکرم، شب و روزم شده رویای حرم
نوکرت را بطلب وارد این رضوان کن

آنقَدر در دلِ خود شوقِ زیارت دارم
یک نگاهی به منِ بی سر و بی سامان کن

مطمئنم که گدا را نبری از یادت
جانِ مادر تو بیا درد مرا درمان کن

هیچ دانی که علاجِ غمِ ما روضه ی توست
دلِ ما را تو از این روضه پُر از عرفان کن

چشمه‌ی اشکِ من از داغِ غمت خشکیده
دیده‌ی خشکِ مرا ابرِ پُر از باران کن

جانِ ناقابلِ من نذرِ علمدارِ تو باد
علقمه پای ابالفضل مرا قربان کن

قتلگه حنجرِ خشکیده به خنجر می گفت
رحم بر این لبِ خشکیده و این عطشان کن

کربلای تو به اندازه ی آغوشِ خداست
تو به اندازه ی آقایی خود احسان کن!

#پنجشنبه_۲۱_تیر_۱۴۰۳
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • پنج شنبه
  • 21
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:14
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

اشعار شب جمعه -(من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن) * هستی محرابی

767

اشعار شب جمعه -(من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن) #السلام_علیک_یا_اباعبدالله
#الحسین_علیه_السلام
#شب_زیارتی_ارباب_بیکفن
#کربلا_قبله_اهل_ولا
#محرم_۱۴۰۳

من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن
یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن

عاقبت از غمِ دوریِ حرم می میرم
نیستم لایق آن پس تو بیا احسان کن

فکر و ذکرم، شب و روزم شده رویای حرم
نوکرت را بطلب وارد این رضوان کن

آنقَدر در دلِ خود شوقِ زیارت دارم
یک نگاهی به منِ بی سر و بی سامان کن

مطمئنم که گدا را نبری از یادت
جانِ مادر تو بیا درد مرا درمان کن

هیچ دانی که علاجِ غمِ ما روضه ی توست
دلِ ما را تو از این روضه پُر از عرفان کن

چشمه‌ی اشکِ من از داغِ غمت خشکیده
دیده‌ی خشکِ مرا ابرِ پُر از باران کن

جانِ ناقابلِ من نذرِ علمدارِ تو باد
علقمه پای ابالفضل مرا قربان کن

قتلگه حنجرِ خشکیده به خنجر می گفت
رحم بر این لبِ خشکیده و این عطشان کن

کربلای تو به اندازه ی آغوشِ خداست
تو به اندازه ی آقایی خود احسان کن!

#پنجشنبه_۲۱_تیر_۱۴۰۳
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • پنج شنبه
  • 21
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:14
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن شعر امام حسین (ع) -(عزّت و پایندگی در کربلاست) * امیر عباسی

437

متن شعر امام حسین (ع) -(عزّت و پایندگی در کربلاست) عزّت و پایندگی در کربلاست
شور و شوق بندگی در کربلاست
من غریبم هر کجای این جهان
آرزویم زندگی در کربلاست

  • دوشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 17:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر امام حسین (ع) -(یاد تو قلب را مَثَلُ النّور میکند) * امیر عباسی

307

شعر امام حسین (ع) -(یاد تو قلب را مَثَلُ النّور میکند) یاد تو قلب را مَثَلُ النّور میکند
نامت بساط عشق مرا جور میکند

ای دستگیرِ سائل بی دست و پا، حسین
لعنت به هر چه از تو مرا دور میکند

یک جلوه از تجلیّ حُسنِ جمال تو
دلداده را به معجزه مَسحور میکند

عشاق را اُمیدِ فدای رهت شدن
چشم انتظار تا به لب گور میکند

دل روشن است، آخرِ سر، لطفِ حق مرا
با کلبِ آستان تو محشور میکند

  • پنج شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 08:17
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

اشعار شب جمعه -(من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن) * هستی محرابی

560

اشعار شب جمعه -(من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن) #السلام_علیک_یا_اباعبدالله
#الحسین_علیه_السلام
#شب_زیارتی_ارباب_بیکفن
#کربلا_قبله_اهل_ولا
#محرم_۱۴۰۳

من حرَم لازمم و درد مرا درمان کن
یک شبِ جمعه مرا کرببلا مهمان کن

عاقبت از غمِ دوریِ حرم می میرم
نیستم لایق آن پس تو بیا احسان کن

فکر و ذکرم، شب و روزم شده رویای حرم
نوکرت را بطلب وارد این رضوان کن

آنقَدر در دلِ خود شوقِ زیارت دارم
یک نگاهی به منِ بی سر و بی سامان کن

مطمئنم که گدا را نبری از یادت
جانِ مادر تو بیا درد مرا درمان کن

هیچ دانی که علاجِ غمِ ما روضه ی توست
دلِ ما را تو از این روضه پُر از عرفان کن

چشمه‌ی اشکِ من از داغِ غمت خشکیده
دیده‌ی خشکِ مرا ابرِ پُر از باران کن

جانِ ناقابلِ من نذرِ علمدارِ تو باد
علقمه پای ابالفضل مرا قربان کن

قتلگه حنجرِ خشکیده به خنجر می گفت
رحم بر این لبِ خشکیده و این عطشان کن

کربلای تو به اندازه ی آغوشِ خداست
تو به اندازه ی آقایی خود احسان کن!

#پنجشنبه_۲۱_تیر_۱۴۰۳
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • پنج شنبه
  • 21
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:14
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

غزل مرثیه -(حتّی هنوز از همه سرها سری حسین ) * حسن خسروی وقار

418

غزل مرثیه -(حتّی هنوز از همه سرها سری حسین ) حتّی هنوز از همه سرها سری حسین
بر نیزه دیدمت، چقدر محشری حسین

«کهف الرّقیم...» نغمه ی داوودی است این!
قرآن بخوان که از همه دل می بری حسین

از هرکجای دشت شمیم تو می وزد
عطر گل محمّدی پرپری حسین

تو قبل قتله گاه چقدر اکبری، ولی
تو بعد قتله گاه چقدر اصغری حسین

تا گفت: «یا أخا...» به خدا مطمئن شدم
عبّاس را به خیمه نمی آوری حسین!

من که هنوز هم کمرم درد می کند!
حالا بگو تو از کمرت... بهتری حسین؟

چشمم به توست ای سر بی تن که سال هاست
تنها پناه بی کسی خواهری حسین

حتّی به شمر و عاقبتش فکر می کنی!
«تو مهربان تر از پدر و مادری حسین»

از اشک ما بنای قیامت شود خراب
از قاتلان خویش اگر بگذری حسین
.
#حسن_خسروی_وقار
.
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 7
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

غزل عاشورایی -(هرجا سراغی، از غم گرفتیم) * مجتبی خرسندی

347

غزل عاشورایی  -(هرجا سراغی، از غم گرفتیم) هرجا سراغی، از غم گرفتیم
در سینه بزم، ماتم گرفتیم

در هرمقامی، خدمت گزیدیم
سینه زدیم و، پرچم گرفتیم

اکسیر اعظم، ذکر حسین است
عالم به‌هم ریخت، تا دم گرفتیم

سنگ دل ما، با گریه شد آب
از چشمه‌ی چشم، زمزم گرفتیم

گریه برای، داغ تو بوده
ارثی که ما از، آدم گرفتیم

ما سنگ بودیم، با گریه بر تو
حکم نگین از، خاتم گرفتیم

لطف تو بیش از، این حرف‌ها بود
لطف تو خیلی‌ست، ما کم گرفتیم
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • شنبه
  • 7
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 12:49
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن کردی

غزل امام_حسین_علیه_السلام -(خمار اشکم و محتاج ناز بارانم) * حسن کردی

454

غزل امام_حسین_علیه_السلام -(خمار اشکم و محتاج ناز بارانم) خمار اشکم و محتاج ناز بارانم
ببار اشک عزا بر جهان بی جانم

به لطف اشک عزایت_ رفیق زندگی ام_
به زندگانی ام امیدوار می مانم

جهان باور من روضه هست تا هستم
حسین جان من است و تمام ایمانم

خدا به خیر، جزایش دهد عزیزی که
گذاشت مهر غمت را به روی دامانم

تویی که کشته ی اشکی و من که کشته ی تو
به اشک چشم نوشتم که من مسلمانم

چه حاجت است به ناز طبیب تا بوده
غبار فرش عزایت مسیح چشمانم

چقدر توبه کنم از گذشته ی بی تو
ز عمر رفته ی بی ذکر تو پشیمانم

نفس نفس شب و روزم حسین می گویم
نفس نفس شب و روزم حسین می خوانم

  • پنج شنبه
  • 12
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه ی امام حسین علیه السلام و یادی از شهدای عزیزمان -(همیشه هر کجا که باشم) * امیر عباسی

648

نوحه ی امام حسین علیه السلام و یادی از شهدای عزیزمان  -(همیشه هر کجا که باشم) نوحه ی امام حسین علیه السلام و یادی از شهدای عزیزمان علی الخصوص سیدالشهدای جبهه ی مقاومت شهید سید حسن نصرالله

همیشه هر کجا که باشم
به یاد دلبرم می خونم
تا دم مرگ و قبر و محشر
سینه زنِ حسین می مونم
ای گل سرخ زهرا
برام دعا کن آقا
تا درِ این خونه رو سفید شم
به یاری حزبُ الله
مثل حسن نصرالله
آرزومه که منم شهید شم
سوزِ دلم روضه ی شیب الخضیب
نَصرُ مِنَ الله، وَ فَتحٌ قَریب...

به یاد اون لبای عطشان
به یاد اون لاله ی پرپر
به یاد مادری که میگه
حسینم اِی غریب مادر
تشنه لبِ عاشورا
زخمی سر نیزه ها
اسم من و هِی صدا زدی تو
دیدم که با اشک و آه
توی همین قتلگاه
روی خاکا دست و پا زدی تو
سرت به دستِ دشمنِ نانجیب
نَصرُ مِنَ الله، وَ فَتحٌ قَریب...

  • دوشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

توصیف -(حسین (ع) عاشق سرمست - ماورایی ) * ابوالفضل عظیمی بیلوردی(دادا بیلوردی)

406

توصیف -(حسین (ع) عاشق سرمست - ماورایی ) حسين (ع) عاشق سرمست (ماورايي)

*

تـمامِ سـرّ ِ تــــو را دل، عيـان نمـــــــــــي دانــد

و از مكــانِ تـو حتّـــي نشان نمـــــي دانـد

تــو آمــدي و گـذشتـــي ولي دريـن عـــــرصه

كجـا و در چـه مقـامـي جهان نمــــي دانـد

بـجـز هميـن كـه تـرابــي بـه كــــربــلا داري

عــلامتــــي ز تـو اينـك روان نـمــــــــــي دانـد

دل از كمـالِ نـگاهـت بـه عـمقِ حيــرانـــــي

سُـرايـدت بـه كــداميـن زبـان نـمــــــــي دانـد

اجـازه ده كــــه بـه نـامـت غـــزل صفا گيــرد

اي آنـكــــه رازِ عبـورت زمـــان نـمــــــي دانـد!

حسيــن، عـاشقِ سرمست، حسيــن محوِ حضور

حسيــن كـانِ يـقيـن كــــــــه گمـان نمي دانـد

دادا بیلوردی

  • سه شنبه
  • 26
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • دادا بیلوردی
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

صلی الله علیک یا اباعبدالله -(بوی جنان که هست نسیم عدن که هست) * سید پوریا هاشمی

380

صلی الله علیک یا اباعبدالله -(بوی جنان که هست نسیم عدن که هست) بوی جنان که هست نسیم عدن که هست
از پیش تو کجا بروم من وطن که هست؟!

گرچه فرات قسمت لبهای تو نشد
غصه نخور عزیز دلم چشم من که هست!

آن روز اگر نبود کسی یاری ات کند
حالا ببین تو لشکری از مرد و زن که هست

ما در عزای خویش به فکر غم توایم
دنیا اگر نساخت به ما سوختن که هست

این سینه ها که محرم اسرار تو نشد
شکرخدا فضیلت سینه زدن که هست

در کربلا به یاد بقیع است این دلم
زائر اگرچه یار ندارد قَرَن که هست

جلب توجهات تورا خواستم رسید
در محضر حسین دم یا حسن که هست!

گیرم هزار تیر به جسم حسن زدند
خون ریخته ز پیکرش اما کفن که هست

حسین قربانچه
پوریا هاشمی

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن کردی

متن شعر شعر _امام حسین(ع) -(توبه کردیم که دیگر غم دنیا نخوریم ) * حسن کردی

578

متن شعر شعر _امام حسین(ع) -(توبه کردیم که دیگر غم دنیا نخوریم ) توبه کردیم که دیگر غم دنیا نخوریم

تا حسین هست غم روزی فردا نخوریم

توبه کردیم که تا سایه هیأت باقی ست

لحظه ای حسرت فردوس خدا را نخوریم

ما حیات دلمان بسته به اشک است و حسین

نان هر سفره به جز سفره زهرا نخوریم

گرچه فردا همه از حشمت تو حیرانند

ما قیامت ز مقامات شما جا نخوریم

  • سه شنبه
  • 1
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_مناجات_سیدالشهداء -(زهرا مرا دعوت نموده تا بیایم) *

596
3

متن شعر_مناجات_سیدالشهداء -(زهرا مرا دعوت نموده تا بیایم) بهمن_ترکمانی

زهرا مرا دعوت نموده تا بیایم
پایین نشستم گفت که بالا بیایم

در عالم ذر گریه می کردم دلش سوخت
من را دعایم کرد تا دنیا بیایم

او انتخابم کرده که گریه کن هستم
بی دعوتش کی میشود اینجا بیایم

من را خرید و دوستانم را هم آورد
راضی نشد به روضه ها تنها بیایم

اشک مرا امروز دید و نامه ام را
امضا زد و فرمود که فردا بیایم

من را که غرق معصیت بودم کمک کرد
تا زودتر بر ساحل دریا بیایم

فردا که هر کس دست بر دامان چیزی است
باید به پای ناقه ی زهرا بیایم

  • سه شنبه
  • 1
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 10:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_مناجات_سیدالشهداء -(چشمی که گریان باشد اینجا درنماز است ) *

518

متن شعر_مناجات_سیدالشهداء -(چشمی که گریان باشد اینجا درنماز است ) چشمی که گریان باشد اینجا درنماز است
اینجا فقط راه تَقَرُّب در نیاز است

بیچاره آمد عاشق و بیچاره تر رفت
بیچاره تر ، محبوب شخص چاره ساز است

رد میشدم از کوچه دستم را گرفتند
اهل کرم باشد کسی ، مهمان نواز است

عمری سر این سفره روزی خوردم امّا
آنچه نمک گیرم نموده ، رویِ باز است

دختر همیشه از پدر دل می رباید
دختر که مویش هم بسوزد باز ناز است

هم دخترانش را زدند هم خواهرش را
زن را زدن رسم قدیمی حجاز است

  • سه شنبه
  • 1
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر امام حسین (ع )به سبک شور -(من روز بی روضه نمی خوام بی گریه غم انگیزه دنیام ) * هاشم محمدی آرا

529

شعر امام حسین (ع )به سبک شور  -(من روز بی روضه نمی خوام بی گریه غم انگیزه دنیام ) هاشم محمدی آرا و سجاد شرفخانی

➖➖➖
من روز بی روضه نمی خوام
بی گریه غم انگیزه دنیام
بی اربابم حتی بهشتم نمی میام

زندگیمی حسین
خیلی دوست دارم
همه هستیمو
من پات می ذارم
تا دم مرگم هر نفس هر دم از تو می گم یارم

اباعبدالله یااباعبدالله...
---
حتی اسم تو گریه داره
غم روی هر قلبی میذاره
روضه هات اشک دشمنم در میاره!

میدونم خیلی
غصه مو خوردی
تا منو زیر
پرچم آوردی
این گنه کارو ،عبد سربارو، حرمت هم بردی

اباعبدالله یا اباعبدالله...
---
غیر تو اربابی ندارم
با تو شیرینه روزگارم
بی تو آقاجون میشه پاییز،بهارم

خاک پای تو
ایلمو اجدادم
یا حسین باتو
عمریه آبادم
دلی که مسته،شده وابسته،من به دستت دادم
➖➖➖

منیع جوازنوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • سه شنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 20:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر امام_حسین_مناجات -(خوش آن دلی که گذر سوی کربلا بکند) *

415

متن شعر امام_حسین_مناجات -(خوش آن دلی که گذر سوی کربلا بکند) خوش آن دلی که گذر سوی کربلا بکند
مس وجود از آن خاک، کیمیا بکند

خوش آن نسیم که از خاک نینوا آید
خوش آن غریب که منزل به کربلا بکند

هوای باغ بهشت است، خاک کوی حسین
وطن، خوش آن که در آن خاک جان‌فزا بکند

اگر مَلَک به کف آرد، غبار روضۀ او
به چشم خویشتن، آن خاک، توتیا بکند

غلام همّت آنم که در محبّت دوست
تن و سر و زن و فرزند و جان، فدا بکند

چو بهر ما، سر و فرزند و جانِ شیرین داد
ز آب شور، دریغ از چه چشم ما بکند؟

چه کم شود ز جلال حسین؟ اگر روزی
ز لطف، گوشۀ چشمی، سوی «هما» بکند

همای_شیرازی

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 19:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد