اشعار شهادت حضرت مسلم

مرتب سازی براساس

خون گلویم نثار خاک پایت -(یوسف زهرا، حسین، جان به فدایت ) *

5380
0

خون گلویم نثار خاک پایت -(یوسف زهرا، حسین، جان به فدایت ) خون گلویم نثار خاک پایت
به همراه فایل صوتی سبک

یوسف زهرا، حسین، جان به فدایت
خون گلویم نثار خاک پایت
اول قتیلم، نجل عقیلم‏
یا ثار الله و ابن ثاره

کسی به کوفه نشد یاور مسلم
سنگ جفا ریختند بر سر مسلم
کنم دعایت، زنم صدایت ‏
یا ثار الله و ابن ثاره

این سر بشکسته، این فرق شکسته
زیارتت می کنم با دست بسته
تویی امامم، بر تو سلامم‏
یا ثار الله و ابن ثاره

این دُر دندان من، این لب پاره
قتلگه من شده دار¬الاماره
گذشتم از جان، با لب عطشان ‏
یا ثار الله و ابن ثاره

کوچه به کوچه رود، پیکر پاکم
قاتل بیدادگر کشد به خاکم
دل به تو بستم، یار تو هستم ‏
یا ثار الله و ابن ثاره

ای سر من از ازل خاک در تو
جان دو طفل

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 19:04
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

سنگ‎باران-(دوست دارم بارها از تن جدا گردد سر من) *

4083

سنگ‎باران-(دوست دارم بارها از تن جدا گردد سر من) سنگ‎باران
دوست دارم بارها از تن جدا گردد سر من
تا شود تقدیم خاک پات، خون حنجر من
‎دوست دارم عضو عضوم طعمه ی شمشیر گردد
تا تو لبخندی زنی بر زخم‎های پیکر من

دوست دارم وقت جان دادن به بالینم بیایی
تا بیفتد بر گل رویت نگاه آخر من
دوست دارم در هجوم خنده ‎های تلخ دشمن
بر تو ریزد همچو باران، اشک از چشم تر من
دوست دارم تا به جرم عشق تو، کوچه به کوچه
از فراز بام‎ها آتش بریزد بر سر من
دوست دارم در کنار دختر مظلومه‎ ی تو
صورت خود را کند تقدیم سیلی، دختر من
دوست دارم دور عباس علمدارت بگردم
تا شود ام‎ البنین، فردای محشر مادر من
دوست دارم تا به جرم عشق گردم سنگ‎باران
سنگ‎ها گردند بین کوچه‎ها، هم سنگر من
دو

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:05
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

مرثیه شهادت حضرت مسلم (ع) (كاش از آمدن كوفه حذر می كردی) *

2426
4

مرثیه شهادت حضرت مسلم (ع) (كاش از آمدن كوفه حذر می كردی) كاش از آمدن كوفه حذر می كردی
از پی دفع خطر ترك سفر می كردی
زیر شمشیرم و از پردۀ دل می گویم
كاش آهنگ سفر جای دگر می كردی
چاك می كرد به تن پیرهن صبر، ایوب
گر از این شهر پر از فتنه گذر می كردی
آب در دست من آغشته به خون می گردد
كاش می دیدی و احساس خطر می كردی
روز، پیش نظرت تیره تر از شب می شد
گر بر احوال من خسته نظر می كردی
پاره پاره بدنم گر ز ستم می دیدی
جاری از دیدۀ خود خون جگر می كردی
قبل از آنی كه شود كشته جوانت ای كاش
دیده را محو تماشای پسر می كردی
كاش از واقعۀ حرمله و تیر و گلو
مادر غم زده اش را تو خبر می كردی
ذكر روز و شب (ژولیده) بُود بهر تو این
كاش از آمدن كوفه حذر می كردی

شاعر:ژولیده نی

  • یکشنبه
  • 28
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

در مدح و مصائب حضرت مسلم علیه السلام -(مرحبا مسلم كه هست از رفعت آن گردون جناب‏) *

4773

در مدح و مصائب حضرت مسلم علیه السلام -(مرحبا مسلم كه هست از رفعت آن گردون جناب‏) در مدح و مصائب حضرت مسلم علیه السلام

مرحبا مسلم كه هست از رفعت آن گردون جناب‏
خسرو لب تشنگان را ابن عم و نایب مناب‏
گر چه در ملك شهادت نیست شاهى جز حسین‏
لیك شد حصن شهادت را ز مسلم فتح باب‏

سعى مسلم داد بر اسلام رونق تا به حشر
بر روان او سلام مسلمین از شیخ و شاب‏
صورت او چون حسین و سیرت او چون حسن
در مروت مصطفى و در فتوت بوتراب‏
روز هیجا چون كشیدى تیغ بران از غلاف‏
گفتى از ابر سیه گشتى درخشان آفتاب‏
كوفیان كردند از وى دورى و نبود عجب‏
روبهان را باشد اندر دل ز شیران اضطراب‏
میهمان خویش را كشتند بى جرم و گناه‏
باد بر آن میزبانان لعنت حق بى حساب‏
داشت جاى آن كه از بهر پسر عمش حسین‏
با زبان حال

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:14
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

مسلم ام... -(مسلم ام نایب پور زهرا) *

4618
2

مسلم ام... -(مسلم ام نایب پور زهرا) مسلم ام...
مسلم ام نایب پور زهرا
گشته آواره ی کوی و صحرا
کوفه گشته دگر قتلگاهم
بشنو یا سیدی سوز و آهم
یا حسین یاحسین یا حسین جان

ای حسین ای حبیب دل من
کوچه ی کوفه شد منزل من
کوفه میا دگر جان زینب
کودکانت میاور دل شب
یا حسین یاحسین یا حسین جان

بام دار الاماره حسین جان
گشته قتلگه جسم بی جان
من ز حجر تو طاقت ندارم
سر به دار عدو می گذارم
یا حسین یاحسین یا حسین جان

کوفه هرگز وفایی ندارد
غیر ظلم و جفایی ندارد
جسم من را به هر سو کشاند
داغ من بر دلت می گذارد
یا حسین یاحسین یا حسین جان

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:23
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(شبی که دیدۀ خود پر ستاره می کردم) *

1823

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(شبی که دیدۀ خود پر ستاره می کردم) شبی که دیدۀ خود پر ستاره می کردم

برای غربت دل فکر چاره می کردم

به دانه های چو تسبیح اشک در دستم

برای آمدنت استخاره می کردم

نماز عاشقی من شکسته شد اما

سلام بر تو ز دارالعماره می کردم

من از محلۀ آهنگران بی احساس

گذر نمودم و دل پر شراره می کردم

یکی سفارش تیر سه شعبه ای می داد

دعا برای سر شیر خواره می کردم

غریب تر ز دلم روزگار چون می خواست

به کودکان غریبم اشاره می کردم

**

علی ناظمی

  • چهارشنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 12:32
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شهید اول-(گرچه خاکسترم اما ز غمت شعله‌ورم) *

3787

شهید اول-(گرچه خاکسترم اما ز غمت شعله‌ورم) شهید اوّل

گرچه خاکسترم اما ز غمت شعله‌ورم
من سفير توام و بانگ انالحق زده‌ام
آخرين کار نمازيست که بر دار برم

ملک‌الموت به اعجاز سرانگشت غمت
جان طلب کرد به شوق تو فقط جان سپرم
شوق پرواز بود از قفس تنگ تنم
تا مگر همره باد از سر کويت گذرم
قاصد باد به سوي تو فرستم که ميا
مهر اين نامه به خون جگر و اشک ترم
سر به راه تو نهادم همه جا تا دم مرگ
که سر راه تو و خواهرت افتاده سرم
پيش مرگ توام و جان من اي دوست تويي
بي تو من شمع فنا گشته پاي سحرم
حميد فرجي

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:25
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(اینجا رسیده ام که مرا مبتلا کنی) *

2317
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(اینجا رسیده ام که مرا مبتلا کنی) اینجا رسیده ام که مرا مبتلا کنی

بر حال و روز پیک خودت چشم وا کنی

ای دلبر غریب مبادا که لحظه ای

بر وعده های کوفی شان اعتنا کنی

این کوچه گردی عاقبتش درد سیلی است

باید به رنج فاطمه ام آشنا کنی

سنگم اگر زنند دل از تو نمی کَنم

تا که ز لطف گوشه چشمی به ما کنی

برگرد جان خواهرت آقا که دیر نیست

با خنده های حرمله و شمر تا کنی

اینجا که بار مرکبشان تیر و خنجر است

بهتر که فکر حَنجر مه پاره ها کنی

اجراشده توسط حاج منصورارضی

  • چهارشنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

حماسه سراى كوفه -(كوفه اى كعبه جانبازى من ) *

3822

حماسه سراى كوفه  -(كوفه اى كعبه جانبازى من ) حماسه سراى كوفه
كوفه اى كعبه جانبازى من
كوفه اى سنگر سربازى من
كوفه تو خاطره عشق منى
تو نمايشگر سر مشق منى

كوفه ‏اى شاهد شمع ازلى
شاهد سوز مناجات على
سرخ محراب تو از خون خداست
كوفه بام تو مرا كوى مناست
كوفه اهل تو مرا چون ديدند
دستم اول همگى بوسيدند
جمله گفتند كه مهمان آمد
نائب مظهر قرآن آمد
ليك پيمان زجفا بشكستند
شب در خانه برويم بستند
كوفه يك تن برخم در نگشود و
آنكه بگشود بجز طوعه نبود
كوفه ايكاش عزيز زهرا
نكند رو سوى اين قدم دغا

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:26
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(بر سر دارم و از سوز غمت می سوزم ) *

3054
1

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(بر سر دارم و از سوز غمت می سوزم ) بر سر دارم و از سوز غمت می سوزم

تا بیایی به رهت دیده خود می دوزم

از سر دار به لبهای پر از خون و درد

زیر لب ناله زدم عزیز زهرا برگرد

مسلمت همنفسی غیر غم ودرد نداشت

به خدا کوفه به جز طوعه دگر مرد نداشت

ز سر صدق کسی الفتی ابراز نکرد

هرچه گشتم احدی در به رویم باز نکرد

آمدند و همه بر دامن من چنگ زدند

شام همانها زسر بام به من سنگ زدند

به سر راهم و بر بام کمین بنشستند

سر سردار تو از سنگ جفا بشکستند

بین این قوم کسی حرمت من پاس نداشت

آنکه بشکست سرم ذره ای احساس نداشت

منکه پیوسته چنین ناله بر لب دارم

ترس از روز ورود تو و زینب دارم

ترسم آنست که بر پای گلت خار افتد

گـذر قافــله ات بـر سـر

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

گرم بازار تو همچون آتش شود از داغ حسين و آلش *

3562

گرم بازار تو همچون آتش شود از داغ حسين و آلش گرم بازار تو همچون آتش شود از داغ حسين و آلش
بزير تيغم و اين آخرين سلام من است
عزيز فاطمه، سوى تو اين پيام من است
به كوى عشق، نخستين فدائى تو منم
هزار شكر، كه سربازيت مرام من است

ميا به كوفه اگر چه نوشته‏ام كه بيا
زپيشگاه تو اين خواهش ختام من است
بروى بام كنون زير تيغ جلادم
شفق گرفته زخون چهر سرخ فام من است
در حريم كعبه مى‏گردى چو اى سيمرغ عشق
عبد سرگردان خود را هم دعا كن يا حسين
عيد قربان است فردا و منم قربانيت
چون ندارم صبر امروزم فدا كن يا حسين
چونكه دور افتاده ‏ام اى زائر بيت الحرام
بام قصر كوفه را كوه منا كن يا حسين

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:27
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(ندارد عاشقى عشق فراوانى كه ما داريم) *

2213
2

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(ندارد عاشقى عشق فراوانى كه ما داريم) ندارد عاشقى عشق فراوانى كه ما داريم

ندارد هيچكس لبهاى عطشانى كه ما داريم

فداى آخرين لبخند ناز اصغرت گردد

سرِ از تن جدا و جسم بي ‏جانى كه ما داريم

شهادت با اسارت سهم ما از كربلايت شد

خدا را شكر از اين حُسن پايانى كه ما داريم

مدينه مادرى در انتظار ماست برگرديم

ندارد کس خبر از مام گريانى كه ما داريم

ندارد هيچ مهمان مسلمانى شبيه ما

ز غربت ميزبان نامسلمانى كه ما داريم

همين كه زد به روى ما نوا كرديم يا زهرا

رُخ ما شد سند بر عشق پنهانى كه ما داريم

سر ما را جدا سازد كه شايد جايزه گيرد

امان از قاتل بى‏رحم و ايمانى كه ما داريم

شاعر:میثم عبدلی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

گرم بازار تو همچون آتش شود از داغ حسين و آلش *

3587

گرم بازار تو همچون آتش شود از داغ حسين و آلش گرم بازار تو همچون آتش شود از داغ حسين و آلش
بزير تيغم و اين آخرين سلام من است
عزيز فاطمه، سوى تو اين پيام من است
به كوى عشق، نخستين فدائى تو منم
هزار شكر، كه سربازيت مرام من است

ميا به كوفه اگر چه نوشته‏ام كه بيا
زپيشگاه تو اين خواهش ختام من است
بروى بام كنون زير تيغ جلادم
شفق گرفته زخون چهر سرخ فام من است
در حريم كعبه مى‏گردى چو اى سيمرغ عشق
عبد سرگردان خود را هم دعا كن يا حسين
عيد قربان است فردا و منم قربانيت
چون ندارم صبر امروزم فدا كن يا حسين
چونكه دور افتاده ‏ام اى زائر بيت الحرام
بام قصر كوفه را كوه منا كن يا حسين

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:27
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(شـــب هم چو قلــب مردم ایـنجا ســیاه نیـست) *

2084
1

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(شـــب هم چو قلــب مردم ایـنجا ســیاه نیـست) شـــب هم چو قلــب مردم ایـنجا ســیاه نیـست

حال ســفیر بی کـس تــو رو بـــه راه نـــیست

جـــز مـــکــر از اهـــالی اینـــجا نــدیــــده ام

دیــوار هــم سفیر تــو را تــکــیه گـاه نیــست

آوارگــی مـــن بـــه تـــماشـــا کشـــیده اســت

در ایـــن دیار بهـــر غــریــبان پنــاه نـیــست

تـــرسم بود کـــه ســاقی تان را نــظر زنــنـد

چشـــــمی برای دیـــدن رخـــسار مــاه نیست

این قدر گویمت که در این شهر خون پرست

مــُـثــــله نـــمودن تـــن کشـــته گـــناه نـیست

شاعر:وحید قاسمی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

میریزد اشک غربت ازهر دوچشم مهمان(متن شعر + دانلود سبک) -(میریزد اشک غربت ازهر دوچشم مهمان) *

5731
1

میریزد اشک غربت ازهر دوچشم مهمان(متن شعر + دانلود سبک) -(میریزد اشک غربت ازهر دوچشم مهمان) میریزد اشک غربت ازهر دوچشم مهمان

به همراه فایل صوتی سبک شعر

میریزد اشک غربت ازهر دوچشم مهمان
دیوارودر گرفته امشب سرم به دامان
هر سو اگر ببارد سنگ جفا وکینه
من میزنم حسین جان سنگ تو را به سینه

از چشم ماه کوفه ریزد ستاره امشب
بر غربتم بگرید دارالعماره امشب
جانانه ام کجایی جانم رسیده برلب
هنگام کوچه گردی هستم به یاد زینب
تا شد دلم پر از خون من یادلاله کردم
چون تازیانه دیدم یاد سه ساله کردم
کوفه دلش لبالب ازکینه ی تو باشد
صحبت زسم اسب واز سینه ی توباشد
سربسته گویم امشب ای بر شبم ستاره
از گوش دخترانت واکن تو گوشواره
ماندم چسان بگویم امشب چها شنیدم
بر دست اهل کوفه تیر سه شعبه دیدم

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:32
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

سفير حسين عليه السلام-(آنشب كه شهر كوفه در اشوب غم بود) *

4319
2

سفير حسين عليه السلام-(آنشب كه شهر كوفه در اشوب غم بود) سفير حسين عليه السلام
آنشب كه شهر كوفه در اشوب غم بود
نامه نگاران را قلم تيغ ستم بود
آنشب كه عروس حجله شب شعر ميخواند
اشعار غم با واژه هاى بكر ميخواند

آنشب زمين از پرده دل ناله ميزد
داغ شقايق را به قلب لاله ميزد
آنشب حكومت بود سر تا پا نظامى
حامى يك مامور جلبش صد حرامى
در كوچه اى مرد غريبى راه ميرفت
از بى پناهى در پناه اه ميرفت
مرغ دلش گاهى هواى يار ميكرد
از خستگى گه تكيه بر ديوار ميكرد
در كارگاه لب درنا سفته مى سفت
اسرار دل را اين چنين با باد ميگفت
اى باد صرصر همتى چون وقت تنگ است
چرخ زمان ابستن اشوب جنگ است
دارم بتو من دست استمداد اى باد
چون هستيم را داده ام بر باد اى باد
اينك كه در اين شهر

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:40
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

ای یوسف زهرا میا کوفه *

3481
-1

ای یوسف زهرا میا کوفه حسین، ای یوسف زهرا! میا کوفه، میا کوفه
امان از ظهر عاشورا، میا کوفه، میا کوفه
میا کوفه، میا کوفه، که لیلا بی پسر گردد
میا کوفه، میا کوفه، که زینب خون جگر گردد
میا کوفه که می ترسم سکینه بی پدر گردد
شود آواره در صحرا میا کوفه، میا کوفه
حسین، ای یوسف زهرا! میا کوفه، میا کوفه
امان از ظهر عاشورا، میا کوفه، میا کوفه
میا کوفه که از تن، دست عباسّت جدا گردد
میا کوفه که اصغر، بر سر دستت فدا گردد
میا کوفه که حقّت با دم خنجر ادا گردد
به جان زینبت مولا! میا کوفه، میا کوفه
حسین، ای یوسف زهرا! میا کوفه، میا کوفه
امان از ظهر عاشورا، میا کوفه، میا کوفه
میا کوفه که افتد بر زمین دوشاخه ی یاست
رسد تیر از کمان حرم

  • شنبه
  • 6
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ص)،(ای خدا شب شده و من چه کنم؟ یکتــــن و این همه دشمن چه کنم؟) *

10432
38

اشعار شهادت حضرت مسلم(ص)،(ای خدا شب شده و من چه کنم؟        یکتــــن و این همه دشمن چه کنم؟) ای خدا شب شده و من چه کنم؟ یکتــــن و این همه دشمن چه کنم؟

اهل کوفه همــــــه پیمان شکنند خود نمک خوار و نمکدان شکنند

صبح بــــا من همـــگی پیوستند شب در خــــــــــــانه برویم بستند

صبح من شـمع و هـــمه پروانه شب بیگانــــــــــــــه تر از بیگانه

صبح بــــــر دامن چنــگ زدند شام از بـــــــــــام مرا سنگ زدند

صبح بر دامن من چنــگ زدند شام از بام مــــــــــــرا سنگ زدند

طوعه امشب تو مرا خــانه بده مرغ پــــــــــــــر بسته ام و لانه ده

شاعر: علی انسانی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

حضرت مسلم *

2994

حضرت مسلم دیده به تیغ دوختم، تا مگر از دعای تو
تو نگه افکنی و من، سر فکنم به پای تو
مرگ بود سعادتم که لحظه ی شهادتم
سایه فکنده بر سرم، قامت دلربای تو
گه بدنم به عشق تو، کوچه به کوچه می رود
گاه سر بریده ام گریه کند برای تو
روی کبود دخترم، هدیه به نازدانه ات
جان دو ماه پاره ام، هردو شود فدای تو
ای نفست روان من، کوفه میا به جان من
ورنه به نوک نی رود، رأسِ زتن جدای تو
چنگ زنند گرگ ها، بر تن پاره پاره ات
شسته زخون سر شود، روی خدا، نمای تو
ای که همه وجود من درغم توست نی نوا
بوده به گوشم از ازل قصه ی کربلای تو
کاش به دشت کربلا بودم و کشته می شدم
با شهدای نی نوا، در صف نی نوای تو
روز ازل شنیده ام، می نگرد دو دی

  • شنبه
  • 6
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(خیز و بپــــا کن، عزای حضرت مسلم اشک بریز از برای حضرت مسلم) *

2426

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(خیز و بپــــا کن، عزای حضرت مسلم      اشک بریز از برای حضرت مسلم) خیز و بپــــا کن، عزای حضرت مسلم اشک بریز از برای حضرت مسلم

خنده کند روز حشر، هر که ز اخلاص گــریه کند در عزای حضرت مسلم

کرد فـــــدای حسین، جان و سر خویش جـــــــان جهانی فدای حضت مسلم

مشکلت آســـــــان شود، اگر که بگیری دامن مشــکل گشای حضرت مسلم

شاعر: صابر اصفهانی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:16
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

حضرت مسلم (ع) * رضا تاجیک

3331
1

حضرت مسلم (ع) نامه نوشتم كه بيا مي سوزم از عمق وجود

چه كاري كردم اي خدا نيت من كه اين نبود

دارم مي بينم توي خواب يه قافله ياس كبود

دل غريبم بي قراره

پشيموني سودي نداره

يه كوچه گردِ اسير دردِ غريب و بي كس ديار ماتمم

دارم مي خونم خودم ميدونم روضه اولين شب محرمم

روضه می خونم با چشم غرق ستاره ام سلام حسين زهرا(س)

دل پريشونم با قلب غرق شراره ام سلام حسين زهرا(س)

با لب تشنه مهمون دارالعماره ام سلام حسين زهرا(س)

حسین

..........................

به زير لبهام مي خونم آيه هاي سوره ی دهر

زندگي تو كوفه شده آقا برام شبيه زهر

حرومه مهر و عاطفه تو رسم اين مردم شهر

نانجيبا چشم انتظارند

حتي يه جو غيرت ندارند

  • شنبه
  • 6
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

کوفه میا حسین من * رضا تاجیک

4112
4

کوفه میا حسین من کوفه شده آشوب میرسه صدای اشک و آه
رفته به روی دار سر یه غریب بی گناه
تو لحظه های آخرش با صدای غم گرفته
نفس نفس می زنه و غریبونه دم گرفته 2
تو چنگ غم ببین اسیرم سنگاشونو به سر می گیرم
یه یا حسین میگم میمیرم
کوفه میا حسین من 3
اینجا که محبت به یادشون نمی مونه
جماعت نامرد سکه و زر خداشونه
از سر شب تا به الان نمی دونی چی کشیدم
آقا تو دست حرمله سه تیر سه شعبه دیدم 2
پر می کشم با چشمای تر غریبونه بدون یاور
دو طفل من فدای اصغر
کوفه میا حسین من 3
با سفرت آقا عالم و خونجگر نکن
تو بازار کوفه زینب و دربه در نکن
میگن حسین خارجیه همه روی منبراشون
وعده ی گوشواره دادن پدرا به دختراشون 2
کوفه شده دیار کینه خب

  • شنبه
  • 6
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 14:23
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(در کـــــــوفه غریبم من و کاشانه ندارم گوئی بـــــــروم خانه ولی خانه ندارم) *

3733
14

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(در کـــــــوفه غریبم من و کاشانه ندارم       گوئی بـــــــروم خانه ولی خانه ندارم) در کـــــــوفه غریبم من و کاشانه ندارم گوئی بـــــــروم خانه ولی خانه ندارم

گر تکیه بدیوار تو کردم ز غریبی است در شــــــهر شما خانه و کاشانه ندارم

یک شهر پر از دشمن و من یکه و تنها چـــــون طایر دور از چمنم لانه ندارم

بــــــــــــی جایم و مأوا نبرم راه بجائی چون شمع همی سوزم و پروانه ندارم

بهـــــــــر پسر فاطمه چون نامه نوشتم غیـــــر از غم آن خسرو فرزانه ندارم

جـــــز کُشته شدن در ره حق هیچ تمنا از مـــــــردم از حق شده بیگانه ندارم
شاعر: خسرو

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:17
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

دانلود سبک شعر حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت حجاز و کربلا -(شب سخت وداع است و دلم تنگ ) *

9368
6

دانلود سبک شعر حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت حجاز و کربلا -(شب سخت وداع است و دلم تنگ ) دانلود سبک صوتی با لینک مستقیم

شب سخت وداع است و دلم تنگ
صداي ناله خيزد از دل سنگ
ز هر سو مي‌زند غم بر دلم چنگ
نفس آتش شده از سوز سينه
خداحافظ خداحافظ مدينه

امان از جور و بيداد زمانه
حرم شد از حرم بيرون شبانه
بسان بلبل بي آشيانه
رباب و فاطمه، زينب، سكينه
خداحافظ خداحافظ مدينه

مدينه داد و بيداد از جدايي
بزن ناله به شور نينوايي
که شد این قافله کرب و بلایی
فلك را نيست با ما غير كينه
خداحافظ خداحافظ مدینه

دعايم بود بر لب گريه كردم
نگه كردم به زينب گريه كردم
خدا داند كه هر شب گريه كردم
كنار قبر زهراي حزينه
خداحافظ خداحافظ مدينه

مدينه گِل كن از اشكت زمين را
كه من بردم گل ام‌البنين را
يگانه ساقي

  • چهارشنبه
  • 10
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 21:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)-(قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است) *

6876
2

شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)-(قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است) شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)

قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است

كار مسلم‌ وای‌ دست‌ اشقیا افتاده‌ است.
اشك‌ جاری‌ بر رخش‌ شرح‌ غمی‌ پنهان‌ دهد

گوشة‌ غربت‌ به‌ یاد كربلا افتاده‌ است‌.

باغ‌ شد مرداب‌ و گلها نیزه‌ و شمشیر شد

قاصد كرب‌ و بلایی‌ از نوا افتاده‌ است‌.

سر، سر پیمان‌ گذارش‌ روی‌ دار افتاده‌ است

دل‌ سر و كارش‌ به‌ خلقی‌ بی‌ وفا افتاده‌ است‌.
آه‌ گلچینان‌ كه‌ از هر بام‌ با سنگش‌ زنند

این‌ گل‌ طوباست‌ از شاخه‌ جدا افتاده‌ است.‌
دست‌ مهمان‌ بستن‌ و با كام‌ عطشان‌ كشتنش

از كجا در كوفه‌ این‌ رسم‌ خطا افتاده‌ است.‌
نامه‌های‌ دعوت‌ كوفه‌ بجز نیرنگ‌ نیست‌

بد مرامی‌، بد دلی‌ در كو

  • دوشنبه
  • 15
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 16:06
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

غريب کوفه -(شانه هاي زخمي اش را هيچ كس باور نداشت) *

5194
2

غريب کوفه -(شانه هاي زخمي اش را هيچ كس باور نداشت) غريب کوفه
شانه هاي زخمي اش را هيچ كس باور نداشت

بار غربت را كسي از روي دوشش بر نداشت

در نگاهش كوفه كوفه غربت و دلواپسي

عابر دلخسته جز تنهائيش ياور نداشت

بام هاي خانه هاي مردم بيعت فروش

وقت استقبال از او جز سنگ و خاكستر نداشت

مي چكيد از مشك هاشان جرعه جرعه تشنگي

نخل هاشان ميوه اي جز نيزه و خنجر نداشت

سنگ ها كمتر به پيشاني او پا مي زدند

نسبتي نزديك اگر با حضرت حيدر نداشت

روي گلگون و لبي پر خون و چشماني كبود

سرنوشتي بين نامردان از اين بهتر نداشت

سر سپردن در مسير سربلندي سيره اش

جز شهادت آرزوي ديگري در سر نداشت

دخترش با ديدن بازارهاي كوفه گفت

خوب شد باباي من در دست انگشتر نداشت

شاع

  • سه شنبه
  • 16
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 04:15
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(مسلمم کز هر طرف، بسته راهم یا حسین) *

4747
10

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(مسلمم کز هر طرف، بسته راهم یا حسین) مسلمم کز هر طرف، بسته راهم یا حسین

بـــــــــــــــام کوفه آمده، قتلگاهم یا حسین

شهر کـــــوفه صحنۀ عید قربان من است

بر تو قربانی شدم، عهد و پیمان من است

یا حسین و یا حسین، کن نگاهی یا حسین(2)

در نماز عشق تو، غرق خون شد جامه ام واحســینا واحسین، شد زیاتنامه ام

پــــا به چشمانم گذار، جان به قربانت کنم با سر ببریده ام، بوسه بارانت کنم

یا حسین و یا حسین، کن نگاهی یا حسین(2)

گاهی از زخم زبان، بر جگر چنگ زدند گــــه میان کوچه ها، کوفیان سنگم زدند

منکـــه سر در یاری دین و قرآن میدهم مثل مولایم حسین تشنه لب جان می دهم

یا حسین و یا حسین، کن نگاهی یا حسین(2)

شاعر: حاج غلامرضا سازگار

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

در مدح و مصیبت حضرت مسلم ابن عقیل -(کیستم من؟ خونِ خونِ حضرت ربّ جلیلم) *

6660
1

در مدح و مصیبت حضرت مسلم ابن عقیل -(کیستم من؟ خونِ خونِ حضرت ربّ جلیلم) در مدح و مصیبت حضرت مسلم ابن عقیل

کیستم من؟ خونِ خونِ حضرت ربّ جلیلم
اولین قربانی ثارالله از نسل خلیلم
آل عصمت را فدایی آل هاشم را سلیلم
دست بسته، تشنه لب، در یاری قرآن، قتیلم

در به در، در کوچه‌های کوفه، عالم را دلیلم
من خروشـان، شیـر ثارالله، فرزنـد عقیلم

پهندشت کربلای کوفه، میدان قیامم
کوفه باشد، هم زمین کربلا، هم شهر شامم
می‌رسد بوی وصال از سنگ دشمن، بر مشامم
بی‌امامم آب گردد آتش سوزان به کامم

با امامم تشنگی خوشتر زآب سلسبیلم
من خروشان، شیر ثارالله، فرزند عقیلم

پای تا فرقم، حسینی، فرق تا پایم خدایی
پنج فرزندم بُوَد در یاری قرآن، فدایی
روی خونینم، شده آیینۀ ایزد نمایی
عضوْعضوم، می‌کنند

  • سه شنبه
  • 16
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 10:52
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

بام کوفه-(هزار شکر، که شد خاک مقدمت، سر من) *

4162
1

بام کوفه-(هزار شکر، که شد خاک مقدمت، سر من) بام کوفه

هزار شکر، که شد خاک مقدمت، سر من
مرا، برای چنین روز، زاده مادر من
نمی‌برم ز تو دل، گر هزار بار عدو
جدا کند گلوی تشنه، سر ز پیکر من

پس از شهادت من، آروزی من این است
که سر نهند به خاکت، دو طفل بی سر من
اگر چه خون ز لبم ریخت، بر تو می‌گریم
که گریه بهر تو باشد، جهاد دیگر من
اگر چه یک نفرم، یک تنه، سپاه توام
به یاری تو شده، بام کوفه سنگر من
میان این‌همه دشمن، چنان غریب شدم
که هانی است و دو کودک، تمام لشکر من
عزیز فاطمه، فردا به کوفه می‌بینم
که بر سر تو کند، گریه دیدۀ تر من
در این سفر تو دعا کن، که جای دختر تو
شود کبود، ز سیلی، عذار دختر من
خدا کند شکند جای خواهرت زینب
به سنگ چوبۀ محمل، ج

  • سه شنبه
  • 16
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 10:54
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(میـــــا کوفه گلِ زهرا، ببین شد مُسلمت تنها) *

3336
2

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(میـــــا کوفه گلِ زهرا، ببین شد مُسلمت تنها) میـــــا کوفه گلِ زهرا، ببین شد مُسلمت تنها

خــــــــداحــــافظ، شــــدم قــــــربانیت مولا

حسینم وای، حسینم وای (2)

صفــــا و مـــــروه ام بــــاشی منــــا و کعبـــه ام بـــاشی

مقـــــام و حجــــر و رکن من حـــــــریــــم قبـله ام باشی

حسینم وای، حسینم وای (2)

بـــــود ذکـــــر دلــــم یــا رب بـــــــــــگیرم در دل این شب

کـــــه بـــــــا این کوفۀ ویران چــــــه سازد خواهرت زینب
حسینم وای، حسینم وای (2)

شاعر:محمد نعیمی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد