اشعار شهادت حضرت مسلم

مرتب سازی براساس

مرثیه شهادت امام حسین(ع) (از حالِ زارِ نامه برت حرف می زنند) *

4312
6

مرثیه شهادت امام حسین(ع) (از حالِ زارِ نامه برت حرف می زنند) از حالِ زارِ نامه برت حرف می زنند

از این سفیر در به درت حرف می زنند

در مسجدی که عطر علی می وزد از آن

از بی نمازی پدرت حرف می زنند

نیزه فروش هایِ نظرتنگِ چشم شور

از قد و قامت پسرت حرف می زنند

کار از بهای گندم ری هم گذشته است

از قیمتِ سرِ قمرت حرف می زنند

دیدم کنیزهای دم بختِ بی جحاز

از دختران در سفرت حرف می زنند

دیدم که در محله ی خورجین فروش ها

خولی و شمر پشت سرت حرف می زنند

شاعر:وحید قاسمی
منبع:سایت حسینیه

  • یکشنبه
  • 28
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 15:49
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(مسلمم کبوتر نامه بر شه ولا) *

2765
2

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(مسلمم کبوتر نامه بر شه ولا) مسلمم کبوتر نامه بر شه ولا

آخرین سفیر عشق خامس آل عبا

در هر خونه میرم درا به روم بسته میشه

دل من ز بی وفایی زار و بشکسته میشه

یا حسین غریب مادر مهربون برادرم

مردمش برا حسین نامه نوشتن که بیا

حالا شمشیر کشیدن برای کشتن آقا

روی دار کوفه اما التماس و شور وشین

برو ای باد صبا بگو میا کوفه حسین

یا حسین غریب مادر مهربون برادرم

صحبت مردم کوفه شده از قحطی آب

نقل بزمشون شده کودک دلبند رباب

میون حرفای مردم ارباً اربا شنیدم

توی دست یک نفر تیر سه شعبه می دیدم

یا حسین غریب مادر مهربون برادرم

یا حسین شنو توسر بسته سخن ز نوکرت

گوشواره وا کن و از گوش سه ساله دخترت

روی دار کوفه ام با التماس و ش

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (خورشید کرده ره گم در کوچه های کوفه) *

2340
0

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (خورشید کرده ره گم در کوچه های کوفه) خورشید کرده ره گم در کوچه های کوفه
پا جای پای ماه است در جای جای کوفه
از بس به نای مسلم آوای واحسیناست
بوی حسین آمد از کربلای کوفه
اشک یتیم ریزد آه غریب خیزد
بر هر دو این دل شب گرید فضای کوفه
ای در کنار کعبه گردیده کربلایی
مسلم دهد سلامت از نینوای کوفه
مهمان غریب و خسته ، درها تمام بسته
از آن جفای کوفی ، از این وفای کوفه
گفتم به کوفه آیی ، ای وای اگر بیایی
زینب اسیر گردد در کوچه های کوفه
آیینه وجودم گردید لاله باران
بارید بر سرمن سنگ جفای کوفه
شمشیر و سنگ چیدند در سفره بهر مهمان
دارست بام و کوچه مهمانسرای کوفه
وقتی علی در این شهر از من غریب تر بود
ای کاش می شد از بن ویران بنای کوفه
ای شهریار ع

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:29
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(نمی دانم چـــــرا حیرانم امشب ز دست کوفیـــــــان پنهانم امشب) *

4512
7

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(نمی دانم چـــــرا حیرانم امشب            ز دست کوفیـــــــان پنهانم امشب) نمی دانم چـــــرا حیرانم امشب ز دست کوفیـــــــان پنهانم امشب

همه رفــــــــتند سوی خانه خود من بیچــــــــاره سرگردانم امشب

شب تـاریک و دشمن در کمینم رَسَد از غصه بر لب جانم امشب

پنـــــــاهم میبرم بر طوعه شاید کند در خــــانه اش مهمانم امشب

ز مرگ خویشتن بــــاکی ندارم بـــــــرای شاه دین گریانم امشب

نوشتم نــــــــــامه تا آید به کوفه ولی خود بی سر و سامانم امشب

عجب روزی و تحفه روزگاری چه شد آن عهد و آن پیمانم امشب

خــداوندا در این شهر پر آشوب بـــه که بسپارم این طفلانم امشب

ز فکـــــــــــر کودکان بی پناهم نیــــــاید خواب بر چشمانم امشب

برو بـــــــــــاد صبا سوی مدینه بــــــــه

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (وقتی نگاه شهر پر از سنگ می شود) *

2198
1

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (وقتی نگاه شهر پر از سنگ می شود) وقتی نگاه شهر پر از سنگ می شود
بشکستن هر آینه فرهنگ می شود
بیچاره من که عابر این شهر کینه ام
از هر طرف نصب سرم سنگ می شود
بر سبزی بهار در ان جا امید نیست
وقتی جفا به جای وفا رنگ می شود
اینجا درت وقت ثمر نیزه می دهد
اینجا کمیت عاطفه ها لنگ می شود
اینجا صدای پتک هر آهنگری چه خوب
با سم اسب جنگ هماهنگ می شود\
آوای گریه های غریبانه دلم
در گوش شهر کوفه خوش آهنگ می شود
بر زلفهای دختر بابائی ات حسین
هر دست جای شانه زدن چنگ می شود
موسی علیمرادی

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:29
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کوفه ای کـــــعبۀ جانبازی من کـــوفه ای سنگر سربازی من) *

2811
2

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کوفه ای کـــــعبۀ جانبازی من       کـــوفه ای سنگر سربازی من) کوفه ای کـــــعبۀ جانبازی من کـــوفه ای سنگر سربازی من

کوفه تـــــو خاطرۀ عشق منی تــــــو نمایشگر سر مشق منی

کـــــــوفه ای شاهد شمع ازلی شــــــاهد سوز و مناجات علی

سرخ محراب تو از خون خداست کــــــــــوفه بام تو مرا کوی مناست

کوفه اهـــل تو مرا چون دیدند دستــــــــم اول همگی بوسیدند

جملـــــــه گفتند که مهمان آمد نائب مظهـــــر قــــــــــرآن آمد

لیـــــک پیمان ز جفا بشکستند شب درِ خــــــــانه برویم بستند

کوفه یک تن برُخم در نگشود و آنکه بگشود بجز طوعه نبود

کــــوفه ای کاش عزیز زهرا نــــــکند رو سوی این قوم دغا

شاعر: اسماعیل ولیخانی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (مست و فرزانه به عشق تو گرفتار منم) *

2120
2

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (مست و فرزانه به عشق تو گرفتار منم) مست و فرزانه به عشق تو گرفتار منم
انکه سر می نهد از غصه به دیوار منم
بهر حب تو سرم بوسه به شمشیر زند
پسر فاطمه خندان به سر دار منم
ابن عم رحم نما رو به سوی کوفه میا
که زبهر تو بر خواهر تو زار منم
ای جگر گوشه زهرای بتول از هر بام
سنگ خوردم که چرا بر تو مدد کار منم
جان تو کوفه مرا خاطره ها یاد آورد
که از آن خاطره ها دیده خونبار منم
یاد آن شهرم و آن بیت و در سوخته اش
یاد ان سینه سوراخ ز مسمار منم
تا که بر لعل لبم نام تو آمد مولا
صید پر بسته این فرقه خونخوار منم
گاه فکر تو گه زینب و گه اصغر تو
شعله ور زآتش غم سخت شرربار منم
انکه آواره و سرگشته سودای بلاست
همچو مجنون شده در کوچه و بازار منم
الغرض آ

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:34
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(ای عوعه من غریبم، بی یار غم نصیبم) *

5016
5

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(ای عوعه من غریبم، بی یار غم نصیبم) ای عوعه من غریبم، بی یار غم نصیبم

من مسلم عقیلم، من نائب حسینم (2)

ای زن مرا ز احسان، مهمان نما به آبی

این قلب تشنه ام را، با آب ده جوابی

رحمی نما به حالم، گر پیرو کتابی

تحصیل کن تو ای زن، با این عمل ثوابی

خشکیده مثل چوبی، از تشنگی زبانم

من مسلم عقیلم، من نائب حسینم (2)

باد صبا گذر کن، یکدم بسوی بَطحا

از من رسان سلامی، نزد عزیز زهرا

بر گو میا به کوفه، مسلم غریب و تنها

گشتن خصم جانم، بر قتل من مهیا

در راه عشقت ای شه، من کشته از جفایم

من مسلم عقیلم، من نائب حسینم (2)

طوعه مرا تو امشب در خانه ات کن مهمان

منت بِنه به زهرا، هم بر علی عمران

چون خون دل غذایم، آمده اشک چشمان

چون خون د

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر مدح و مراثی حضرت مسلم‌بن‌عقيل(ع)-(در شهر کوفه ذره‌ای لطف و صفا نیست) *

2263
0

شعر مدح و مراثی حضرت مسلم‌بن‌عقيل(ع)-(در شهر کوفه ذره‌ای لطف و صفا نیست) در شهر کوفه ذره ای لطف و صفا نیست
در بین مردم حرفی از عهد و وفا نیست
در کوفه مهمان ذره ای ارزش ندارد
اینجا پذیرایی به جز سنگ جفا نیست
هر چند ذات کبریا در هر کجا هست
اما در اینجا گوییا اصلا خدا نیست
در کوچه های شهر تنها و غریبم
اینجا کسی جز طوعه با من آشنا نیست
ای مرد عرشی راه خود از کوفه کج کن
اینجا برای آسمانی ها که جا نیست
اینجا همه لبریز بغض مرتظایند
بر روی لب هاشان به غیر از ناسزا نیست
من التماست می کنم بر گرد آقا
اینجا کسی فکر غریبی شما نیست
اینجا برایم ارزشی قائل نگشتند
از ظلم بر من لحظه ای غافل نگشتند
مجتبی شکریان

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:42
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(غــــــــــــــــــــــــــــــریبم و کوفه شده، عید قربان من) *

3488
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(غــــــــــــــــــــــــــــــریبم و کوفه شده، عید قربان من) غــــــــــــــــــــــــــــــریبم و کوفه شده، عید قربان من

گــــــــــــــــــــــــــــــــواه غربتم بود، کام عطشان من

ای حبیبم حسین، من غریبم حسین، یا حسین، یا حسین

دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداۀ عشق تو و مبتلای توام

تــــــــــــــــــــــــــوئی خلیل و من ذبیح، در منای توام

ای حبیبم حسین، من غریبم حسین، یا حسین، یا حسین

آیــــــــــــــــد ز هر سو بر سرم، سنگ و تیر و سنان

از مــــــــــــــــــــــــن پذیرایی کنند، این چنین کوفیان

ای حبیبم حسین، من غریبم حسین، یا حسین، یا حسین

از بـــــــــــــــــــــــام قصر کوفه من، بر تو گویم سلام

در ایـــــــــــــــــــــــــ

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (در این دیار عاطفه پیدا نمی شود) *

2317
2

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (در این دیار عاطفه پیدا نمی شود) در این دیار عاطفه پیدا نمی شود
دیگر دری به خاطر من وا نمی شود
دستم بریده باد نامه نوشتم بیا حسین
این غصه از سرای دلم پا نمی شود
با قافله به وادی دیگر برو میا
در شهر کوفه جای شما ها نمی شود
آقا ! سفیر تو به تو پیغام می دهد
بر گرد ای مسافر زهرا...! نمی شود
امشب زراه آمده بر گرد یا حسین
جانا به جان فاطمه فردا نمی شود
بغضی غریب راه نفس را گرفته است
خواهم که ناله ای نم اما نمی شود
در دیده های تیره این تیر دیده ام
اینجا برای زینب کبری نمی شود
مجتبی روشن روان

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:45
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(در میان كوچه صیدی بی پرم) *

2379
2

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(در میان كوچه صیدی بی پرم) در میان كوچه صیدی بی پرم

شهر هم فهمیده من بی یاورم

خون دل ها می خورم وین ارث را

جای بابا از عمویم می برم

چشم های سنگی دیوارها

خنده می بارند بر چشم ترم

در میان اشك من سیمای توست

اشك من آیینه ی فردای توست

آه از سرنیزه ها ، شمشیرها

گام ها ، شلاق ها، زنجیرها

گم شدن در یك بیایان بی كسی

كودكان ، سربازها ، تعزیرها

صوت قرآن ، هلهله ، پرتاب سنگ

كاروان اشك را تفسیرها

پشت دروازه ، دف و تنبور و رقص

روسری ها ، چشم ها ، تصویرها

قاب دست كودكان و عكس ها

خواب ها ، در خواست ها ، تعبیرها

صحبت آیینه ها اینجا ریاست

دست بر شمشیر و بر لبها "بیا" ست

صبح بیعت ، دوستی ، درخواست بود

فكر كردم نامه ها

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (چون میسر نشود فرصت دیار شما) *

2087
0

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (چون میسر نشود فرصت دیار شما) چون میسر نشود فرصت دیار شما
ما که رفتیم خداوند نگهدار شما
نامتان روی علم بود و زدستم افتاد
کاش برداردش از خاک علمدار شما
جرم عشق است که یاد چنین بسته مرا
او ندانست که مائیم گرفتار شما
خسته بودم اگرم دست به دیواری رفت
ورنه تکیه نکنم جز سر دیوار شما
دیده پنجره بسته است به دیدار بهار
دام پاییز کمین کرده به گلزار شما
باد هم از نفس افتاده و یاری نکند
شرح حالی دهد از پیک سر دار شما
جان آقا نکند تشنه بیایی اینجا
آب هم نیست در این شهر طرفدار شما
پشت هر بام کمین کرده کسی منتظر است
سنگها دیده به راهند به دیدار شما
آخرین جمله دلداده تان خواهشی است
باز گردید خداوند نگهدار شما
محمد عظیمی

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:47
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شادت حضرت مسلم(ع)،(می ریزد اشک غربت از هر دو چشم مهمان) *

2734
2

اشعار شادت حضرت مسلم(ع)،(می ریزد اشک غربت از هر دو چشم مهمان) می ریزد اشک غربت از هر دو چشم مهمان

دیوار و درگرفته امشب سرم بدامان

هر سو اگر ببارد سنگ جفا وکینه

‏من می­زنم حسین جان سنگ تو را به سینه

ای سایه سر من باشد سرم به دیوار

‏با دست بسته رفتم امشب بسوی بازار

من غیر سایه خود یاری دگر ندارم

‏امشب طناب دارم باشد در انتظارم

جانا نه­ام کجائی جانم شود فدایت

‏با این لب پر از خون من می­کنم دعایت

جانانه­ام کجائی جانم رسیده بر لب

‏هنگام کوچه گردی هستم بیاد زینب

من راکند تماشما امشب طناب دارم

بالای دارم اما دل از تو بر ندارم

تا شد دل پر از خون لاله كردم

چون تازیانه دیدم یاد سه ساله كردم

كوفه دلش لبالب از كینه حسین است

صحبت ز سم اسب و از سینه ح

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:44
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

بگو حسین به زینب برای دخترها-بگو که روسری‌ها را اضافه بر دارد *

1883
1

بگو حسین به زینب برای دخترها-بگو که روسری‌ها را اضافه بر دارد نیـا به کوفـه حسیـنــم تـو را خطـر دارد
حـدیـث و بـودنـت اینـجـا کجــا اثـر دارد؟
میان آن همه مـردان زنـی پنـاهـم داد
سفیر تو چه غریب ست و چشم تـر دارد
به جـان مـادر خـود فاطمـه بـیـــا بـرگــرد
که راس نیـزه یـشـان بـر سرت نظـر دارد
نیـا به کـوفه کسی هست منتظـر اینجا
تمـام تیـر ِ کمـانـش هـمـه سه سـر دارد
بگو حسیــن بـه زینـب بـرای دخـتــر هـا
بـگـو کـه روسـری ها را اضـافــه بـر دارد
محبتت به سه ساله کم ست بیشترکن
بـه مــوی او تـو بـزن شـانــه تـا پـدر دارد
تمام کوچه این شهر خالی ازسنگ است
به هرکسی شده واجب که سنگ بر دارد
منبع اشعار سایت آوای سوخته: www.Avaye-sookhte.ir

  • چهارشنبه
  • 3
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • سید اهل قلم
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسللم(ع)،(کوچه ها تاریک و سرده خالی از یه دونه مرده) *

4906
18

اشعار شهادت حضرت مسللم(ع)،(کوچه ها تاریک و سرده خالی از یه دونه مرده) کوچه ها تاریک و سرده خالی از یه دونه مرده

‏یه سفیر تک و تنها توی کوچه­ها می­گرده

عینهو ابر بهاری از چشاش بارون می­باره

گاهی وقتا از غریبی رو دیوارا سر می­زاره

زانو شو بغل گرفته در فغان و شور و شینه

غم و غصه­های اون مرد، غم اطفال حسینه

غصه دار و بیقراره می­گه با ناله هماره

علی اصغرو نیارکه حرمله در انتظاره

هی می­گه نیا به کوفه،کوفیا وفا ندارن

زن و بچتو نیارکه کوفیا حیا ندارن

یا حسین نیا به کوفه، شهرکوفه شهر ننگه

بچه­های شهرکوفه دامناشون پر سنگه

ای پسر عم غریبم ای که بر دلم امیری

یه روزی میاد توکوفه خواموت زینب اسیری

‏یه روزی میادکه شهروکوفیا آذین می­بندن

می­کنن هلهله با هم پیش زی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:48
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 مظاهر کثیری نژاد

غزل شب اول محرم -( قدم به راه بیابان نزن، به کوفه نیا ) * مظاهر کثیری نژاد

3455
9

غزل شب اول محرم  -( قدم به راه بیابان نزن، به کوفه نیا ) قدم به راه بیابان نزن، به کوفه نیا
بیا به کوفه ولی بی کفن به کوفه نیا
به خاطر دل زینب کمی تامل کن
برای حرمت و تکریم زن به کوفه نیا
یتیم تر نکن این طفل را و حداقل
به اتفاق یتیم حسن به کوفه نیا
من از جسارت و غارت زیاد می ترسم
که کوفه پر شده از راهزن، به کوفه نیا
به گوش می رسد آهنگ کودکی محزون
:"بس است، عمه ی من را نزن"، به کوفه نیا
نشسته اند به پای شریح و بعد از آن
به فکر بردن سر از بدن، به کوفه نیا
تنت به کرب و بلا و سرت .....خدا داند
خلاصه هر دو به دور از وطن ، به کوفه نیا
هنوز در عجبم دست من چرا نشکست؟
نوشته ام که بیا، جان من به کوفه نیا...

شاعر : مظاهر کثیری نژاد

  • سه شنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 10:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(به زیر تیغم و این آخرین سلام من است) *

6311
5

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(به زیر تیغم و این آخرین سلام من است) به زیر تیغم و این آخرین سلام من است

سلام من به حسینی که او امام من است

سلام من به مرادم به سیدالشهداء

که مقتدای من و شاهد قیام من است

چگونه صبر کنم در غیاب حضرت تو

که بی حضور تو این زندگی حرام من است

اگرچه دورم از آن آستان، دلم با توست

که ذکر خیر تو کار علی الدّوام من است

اگر چه خون به دلم کرده اند شکر خدا

که در طریق وفا استوار گام من است

غروبم از غم غربت اگر چه لبریز است

خوشم که عطر وصال تو در مشام من است

مرا به مژده دیدار تو امیدی نیست

غم جدائی تو همدم مدام من است

مگر که شهد شهادت به جام من ریزند

که در فراق تو چندی است تلخ کام من است

به راه عشق نخستین فدایی تو منم

سفیر خاص ت

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(شانه های زخمی اش را هیچ كس باور نداشت) *

2152
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(شانه های زخمی اش را هیچ كس باور نداشت) شانه های زخمی اش را هیچ كس باور نداشت

بار غربت را كسی از روی دوشش بر نداشت

در نگاهش كوفه كوفه غربت و دلواپسی

عابر دلخسته جز تنهائیش یاور نداشت

بام های خانه های مردم بیعت فروش

وقت استقبال از او جز سنگ و خاكستر نداشت

می چكید از مشك هاشان جرعه جرعه تشنگی

نخل هاشان میوه ای جز نیزه و خنجر نداشت

سنگ ها كمتر به پیشانی او پا می زدند

نسبتی نزدیك اگر با حضرت حیدر نداشت

روی گلگون و لبی پر خون و چشمانی كبود

سرنوشتی بین نامردان از این بهتر نداشت

سر سپردن در مسیر سربلندی سیره اش

جز شهادت آرزوی دیگری در سر نداشت

دخترش با دیدن بازارهای كوفه گفت

خوب شد بابای من در دست انگشتر نداشت

شاعر:یوسف رحی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن سینه زنی واحد شهادت امام حسین (ع) شب اول محرم با سبک حاج مهدی سلحشور -( آقا بپوش یه کهنه پیراهن ) *

6067
6

متن سینه زنی واحد شهادت امام حسین (ع) شب اول محرم با سبک حاج مهدی سلحشور -( آقا بپوش یه کهنه پیراهن ) آقا بپوش یه کهنه پیراهن
کوفیا گودال سر رات کندن
چشمای کوفیا پر از خونه
غصه ی تو دل رو می سوزونه
انگشتر تو روضه می خونه
کاری می کنن قاسم
هم قد اکبر می شه
جوون رعنای تو
مثل گل پر پر می شه
زمزمه ی مادرت
غریب مادر می شه
شمشیرو سنگ
زخم می کنه بال و پرت رو
نیست کسی تا
بگیره چشم خواهرت رو
روپا سرت رو
کوفه میا حسین جان

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 19
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(چه کنم؟ نامه نوشتم که بیایی کوفه) * قاسم نعمتی

7165
7

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(چه کنم؟ نامه نوشتم که بیایی کوفه) چه کنم؟ نامه نوشتم که بیایی کوفه

کاش برگردی از این راه و نیایی کوفه

در شب عید خضابی بکنم مستحب است

بسته بر صورت من به چه حنایی کوفه!

بین یک کوچه باریک گرفتار شدم

کرده بر پا چو مدینه چه عزایی کوفه

وای اگر آیه قرآن وسط راه افتد

وای آن هم وسط راه چه جایی کوفه!

نگذارم که شود حج تو بی قربانی

بین بازار به پا کرده منایی کوفه

گر به جسم پدر تو نرسیده دستش

می کند با تن من عقده گشایی کوفه

موی آشفته من تحفه بازار شده

زده بر موی سرم دست گدایی کوفه

فکر زینب کن و تا دیر نگشته برگرد

آسمانش بدهد بوی جدایی کوفه

صف کشیدند همه تیر سه شعبه بخرند

بر کمان دار دهد قدر و بهایی کوفه

هر که قب قب بزند ج

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(خورشید کرده ره گم در کوچه های کوفه) *

2623
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(خورشید کرده ره گم در کوچه های کوفه) خورشید کرده ره گم در کوچه های کوفه

پا جای پای ماه است در جای جای کوفه

از بس به نای مسلم آوای واحسیناست

بوی حسین آمد از کربلای کوفه

اشک یتیم ریزد آه غریب خیزد

بر هر دو این دل شب گرید فضای کوفه

ای در کنار کعبه گردیده کربلایی

مسلم دهد سلامت از نینوای کوفه

مهمان غریب و خسته، درها تمام بسته

از آن جفای کوفی، از این وفای کوفه

گفتم به کوفه آیی، ای وای اگر بیایی

زینب اسیر گردد در کوچه های کوفه

آیینه وجودم گردید لاله باران

بارید بر سر من سنگ جفای کوفه

شمشیر و سنگ چیدند در سفره بهر مهمان

دارست بام و کوچه مهمان سرای کوفه

وقتی علی در این شهر از من غریب تر بود

ای کاش می شد از بن ویران بنای

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(وقتی توی کوچه ها من بودم با دشمنا) *

1519
1

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(وقتی توی کوچه ها من بودم با دشمنا) بی کس و یار غریب بین کوفه بی حبیب
برا اینکه تو نیای می خونم ام یجیب
یا حسین کوفه نیا تو رو خدا
آخه این کوفیا هستن بی حیا
وقتی توی کوچه ها من بودم با دشمنا
یاد کوچه ای بودم که زدن مادر ما
رسم کوفیا اینه سنگ بزنن
روی قرص ماه تو چنگ بزنن
از چشام هی ستاره واسه عشقت می باره
نظری کن آقا جون روی دارالعماره
دلخوشم ای تو مرا نور دو عین
وقت جون دادن میگم فقط حسین
دلم آروم نمی شه به بلا مقیم می شه
آخه درد من اینه دخترت یتیم می شه
به جون رقیه که عزیزته
آقا جون دختر من کنیزته

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(دیوار غصه بر سرم آوار شد حسین) *

3917
4

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(دیوار غصه بر سرم آوار شد حسین) دیوار غصه بر سرم آوار شد حسین

تاریخ رنج فاطمه تکرار شد حسین

آیینه صداقت قلب تمام شهر

مجروح تازیانه زنگار شد حسین

دیدم که دست بیعتشان بین آستین

با سحر سکه های طلا مار شد حسین

در سبزه ها به جای طراوت تنفر است

هر بره ای که خورد از آن هار شد حسین

این جا برای کشتن تان نقشه می کشند

زیر گـلوت مرکز پرگار شد حسین

مسلم نخورد لقمه ای از سفره کسی

اما به کل کوفه بدهکار شد حسین

حتی به جسم بی سر من سنگ می زنند

مسلم به جرم عشق تو بردار شد حسین

راس بریده ام سر یک میخ آهنین

سرگرمی جماعت بازار شد حسین

دیدم بر اُشتران سپاه حرامیان

چندین هزار نیزه فقط بار شد حسین

سنگ و کلوخ بر همه پشت بام ها

قدر

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:29
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(روی این خاک غم زده غم غربت داره دلم) *

2650
10

شعر روضه حضرت زینب(روی این خاک غم زده غم غربت داره دلم) روی این خاک غم زده غم غربت داره دلم
توی شهر کوفه شده کوچه گردی کار دلم
دیگه از غم پریشونم پای عشق تو می مونم با لب تشنه می خونم
یا حسین مولا
کوفه دنیای نیرنگه آسمونش پر از سنگه برای تو دلم تنگه
یاحسین مولا
توی کوچه، تک و تنها، میون شب زنده داری
مینویسم، روی دیوار،با خون دل یادگاری
مهمونه چشام بارونه هر طرف نگام حیرونه زندگی برام زندونه
آتیش بی وفاییه تو دلای سیاهشون
کینه و بی حیایی توی عمق نگاهشون
همه جا بوی غم داره دلم از غصه خون باره که رقیه شد آواره
یا حسین مولا
همه در جنگ احساسن دشمن لاله و یاسن فکر چشمای عباسن
یا حسین مولا
صورت من غرق خونه ولی رو، سفید عشقم
از تو دورم ولی اینجا اولین، شهی

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(گر سر ما به قدوم‌ تو دوان‌ خواهد شد) *

2482
2

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(گر سر ما به قدوم‌ تو دوان‌ خواهد شد) گر سر ما به قدوم‌ تو دوان‌ خواهد شد

دوش‌ ما راحت‌ از این‌ بار گران‌ خواهد شد

از خدا خواسته‌ام‌ ذبح‌ منای‌ تو شوم

زده‌ام‌ فالی‌ و امروز همان‌ خواهد شد

قسمتم‌ نیست‌ که‌ نوشم‌ قدحی‌ آب‌ روان‌

عید قربان‌ من‌ اکنون‌ رمضان‌ خواهد شد

به‌ دو ابروی‌ تو سوگند که‌ در مکه‌ بمان‌

ورنه‌ هر قبله‌نما رقص‌ کنان‌ خواهد شد

بر سر دار الاماره‌ جگرم‌ می‌سوزد

که‌ جگر گوشه ی‌ زهرا به‌ سنان‌ خواهد شد

سنگ‌ بر روی‌ هلال‌ تو نمایند حلال‌

سر تو بر سر دروازه‌ نشان‌ خواهد شد

چون‌ سر نی‌ سر گیسوی‌ تو بی‌ تاب‌ شود

"نفس‌ باد صبا مشک‌ فشان‌ خواهد شد"

زینب‌ خسته‌ هراسان‌ سکینه‌ بشود

"چشم‌ نرگس‌ به‌ شقایق‌ نگران‌ خ

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کوچه کوچه می روم شاید کسی پیدا کنم) *

3178
8

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کوچه کوچه می روم شاید کسی پیدا کنم) کوچه کوچه می روم شاید کسی پیدا کنم

ای دریغ از خانه ای تا لحظه ای مأوا کنم

کوچه گردیِ من از شهر مدینه باب شد

دست بسته اقتدا بر حضرت مولا کنم

گوئیا یک مرد از نامه نویسان نیست نیست

با که یا رب شکوه از این بی وفائی ها کنم؟

می زنم بر قلب لشگر از یسار و از یمین

یا علی می گویم و با رزم خود غوغا کنم

قطع سازم ریشه هر چه علی نشناس را

من حسینی مذهبم از خصم کی پروا کنم

سنگ ها مهمان شناس و دسته نی ها شعله ور

در هجوم زخم ها یاد گل زهرا کنم

باغ ها را هر چه گشتم تیر بود و نیزه بود

آب هم در کار نیست افطار خود را وا کنم

بر لب و دندان شکستن نیز راضی نیستند

یاد اطفال عزیزت صبح و شام آوا کنم

از هما

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(ای ماه من جان علی کوفه میاد) *

1814
1

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(ای ماه من جان علی کوفه میاد) ای ماه من جان علی کوفه میاد
هر جا میری برو ولی کوفه میاد
چون لاله ای خونین شده پیکرم
شکسته با سنگ ملامت سرم
کوفه میاد زمزمه ی آخرم
اگه می آی بیا ولی زینبت و نیاری
اگه می خوای که داغت و روی دلش نذاری
آقا آقام نیا نیا
می میرم و دارم به لب این زمزمه
کوفه میا ای نور چشم فاطمه
به روی این دارالعماره حسین
ذکرم شده با هر اشاره حسین
بیا نما بر من نظاره حسین
آرزوی دلم شده ببینمت دوباره
نام شما رو می برم با این لبان پاره
آقام آقام میا میا
خیره شده سوی مدینه دیده ام
شد سنگ کین سهم لب خشکیده ام

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(ای فخر دل غم زده از خاک در تو) *

1755

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(ای فخر دل غم زده از خاک در تو) ای فخر دل غم زده از خاک در تو
در غربت این شهر شدم در به در تو
از عشق تو سر می دهم این آخر عشق است
این هدیه نا قابل من نذر سر تو
ای کاش نسیمی برساند به تو پیغام
از عاشق در لجّه ی خون غوطه ور تو
بازار پر از نیزه و شمشیر و سنان است
ای کاش در این شهر نیفتد گذر تو
دیگر به لب مرد و زن اینجا سخنی نیست
غیر از سخن جایزه از بهر سر تو
برگرد از این راه،که ترسم بگذارم
داغ علی ِ اکبر تو بر جگر تو
این جا به همه حرمله با دست نشان داد
تیری که جدا کرده برای پسر تو
عهدی که شکستند دوباره همه بستند
این بار ولی عهده شکسته کمر تو
غوغاست برای زدن چشم اباالفضل
اینجا همه خارند به چشم قمر تو

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(دشمنان نقشه کشیدند و تفکر کردند) *

2757
4

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(دشمنان نقشه کشیدند و تفکر کردند) دشمنان نقشه کشیدند و تفکر کردند

تا مرا در به در و غرق تأثر کردند

کی گذارم که شود نقشۀ آنان عملی

گرچه بسیار درین باره تدبر کردند

م یکنم زیر و زبر دولت پوشالیشان

تا که بر عکس شود آنچه تصور کردند

من سفیرم که فرستاده مرا ثار الله

از ره جهل به من فخر و تکبر کردند

گفتۀ ما، همه احکام خدا بود و رسول

حرق حق را نشنیدند و، تمسخر کردند

میهمان را که به زنجیر گران می بندد؟

شامیان خوب پذیرائی در خور کردند

چون که غربت زده و خاك نشینم دیدند

با زر و زیور شان، ناز و تفاخر کردند

پیش چشم من غارت زده، همسالانم

زینت گوش خود آویزه ای از در کردند

آستین کرده ام از شرم، حجاب رویم

پیش آنان که به سر، معجر

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد