اشعار شهادت حضرت مسلم

مرتب سازی براساس

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(بر مشام مسلم آید) *

1769
2

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(بر مشام مسلم آید) بر مشام مسلم آید
زین سفر بوی جدایی
جان زهرا ای حسین جان
سعی کن کوفه میایی
سیدی جان زهرای اطهر
زینبت را بکوفه میاور
فاطمه جان ، جان زینب
از جنان بنما نظاره
مسلمت را دست بسته
می برند دارالاماره
مسلمی را که یاور ندارد
سر به دیوار کوفه گذارد
ای حسین ، ای حسین، ای حسین جان

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(در دریای ثارالله گردیده فدا مسلم) *

1405

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(در دریای ثارالله گردیده فدا مسلم) در دریای ثارالله گردیده فدا مسلم
جان داده غریبانه در راه خدا مسلم
آه با دست بسته قلب شکسته گفتا حسین جان
از کوفه به گوش آید با ناله و با افغان
گردیده شهید از کین مسلم به ره قرآن
آه غریب و تنها از جور اعدا آن جان جانان
بام و بر کوفه شد چون کوی منای او
با زادة زهرا گفت جانم به فدای تو
آه نایب مولا در دست اعدا با چشم گریان
با باد صبا گفتا کی باد صبا بگذر
بر گو به حسین من در کوفه میا دیگر
آه از جور عدوان بهر جوانان هستم پریشان
از مردم بی ایمان صد شکوه مرا برلب
سر بسته کنم عنوان بی یار و شود زینب
آه جان شد فدایت گریم برایت با قلب سوزان
شاعر:مصطفی جعفری

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه مسلم بن عقیل(کوچه های کوفه گشته قتلگاهم یا حسین) *

2449
1

شعر روضه مسلم بن عقیل(کوچه های کوفه گشته قتلگاهم یا حسین) کوچه های کوفه گشته قتلگاهم یا حسین
از تبار حیدرم این شد گناهم یا حسین
مرگ من باشد طلوع سرخ عاشورای تو
در ره تو من غلامی سر به راهم یا حسین
گوئیا در کوفه هم رسم مدینه آمده
خود ببین یک زن فقط داده پناهم یا حسین
من چه گفتم این چنین بر صورتم آتش زدند
من فقط یک بوسه از دست تو خواهم یا حسین
کاش کوفه هر چه دارد سنگ ریزد بر سرم
تا من از زخم سر زینب بکاهم یا حسین
شکر حق رفتم ندیدم دخترت سیلی خورد
یا بسوزد در میان قتلگاهم یا حسین

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه مسلم بن عقیل(برسر دارالاماره یا حبیبی یا حسین) *

3112
3

شعر روضه مسلم بن عقیل(برسر دارالاماره یا حبیبی یا حسین) برسر دارالاماره یا حبیبی یا حسین
پیکرم شد پاره پاره یا حبیبی یا حسین
از کنار خانه حق ای عزیز فاطمه
سوی مسلم کن نظاره یاحبیبی یا حسین
بر مسلم و جان نثاری اش باد سلام
بر خون وی از مردم آزاد سلام
بین روح بلندش که به زیر شمشیر
تنها به حسین بن علی داد سلام

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (ای به شهیدان خدا پیشتاز) *

2290
2

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (ای به شهیدان خدا پیشتاز) ای به شهیدان خدا پیشتاز
سینه به شمشیر بلا کرده باز
مسلم اسلامی و اسلام ناب
کوفه شب تیره و تو آفتاب
پیش قدم از شهدای حسین
کرده سر و جان به فدای حسین
حائر تو بر همه دارالامان
زائر قبر تو امام زمان
باب کرم، باب نجات همه
خانه به دوش پسر فاطمه
هم علی و فاطمه را نور عین
هم پدر پنج شهید حسین
پیش تر از لیلة میلاد تو
اشک فشان بوده نبی یاد تو
گفت ز ایثار و سر افرازی ات
بر پسر فاطمه جانبازی ات
مظهر صبر علوی، صبر تو
کوفه شرف یافته از قبر تو
عاشق حق، دل به تو بازد، به تو
یوسف زهرا به تو نازد، به تو
کوفة تو قطعه ای از کربلا
تشنه ولی تشنة صهبای لا
جد تو یار نبی از ابتدا
عم گرامی تو شیر خدا
نور دو قرص قمر فاط

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:20
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (کوفیان امروز بیعت با پیمبر می کنند) *

2169
2

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (کوفیان امروز بیعت با پیمبر می کنند) کوفیان امروز بیعت با پیمبر می کنند
روز دیگر عهد با اسلام دیگر می کنند
صبح تا ش سنگ دلبر را به سینه می زنند
شام از بی عاری خود ترک رهبر می کنند
مشکل بی غیرتان آزادی از قید خداست
بعد از این غیرت فروشان جنگ معجر می کنند
چونکه از دست علمداری علم افتد زمین
بر سر نیزه در این شهر یکی به یک سر می کنند
زیور آلات است کمیاب و فراوان مشتری است
محض یک حلقه طلا حمله به دختر می کنند
ریسمان بستن به دست مرد اینجا ساده است
پشت این دروازه مهمان را مکدر می کنند
هر که با دنیای کوفی بود با او همرهند
کوفیان با سلطنت دین را برابر می کنند
تا که یک ذره رفاه شهر بر هم می خورد
صحبت از ارزانی شمشیر و خنجر می کنند
وقت صلح

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:39
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(میا به کوفه کوفیان شرم و حیا ندارن) *

1496
0

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(میا به کوفه کوفیان شرم و حیا ندارن) میا به کوفه کوفیان شرم و حیا ندارن
داغ تو را به سینه ی زینب تو گذارن
میا به کوفه که رود به نیزه ها سر تو
اسیر کوفیان شود سه ساله دختر تو
میا به کوفه اصغرت پاره گلو نگردد
سه ساله ات کتک خور خیل عدو نگردد پی عمونگردد
میا به کوفه تاسرت تشت طلا نبیند
لب کبود وخشک توچوب جفا نبیند
پسر تورا نبیند
میا به کوفه تاسرت تشت طلا نبیند
لب کبود وخشک توچوب جفا نبیند
زینب تورا نبیند
میا به کوفه عاقبت به خاک گرم صحرا
سرت جدا شود ولی به پیش چشم زهرا
رود فراز نی ها
میا به کوفه خواهرت داغ تورا نبیند
گل محبت از رگ بریده ات نچیند

  • چهارشنبه
  • 23
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (کوچه کوچه می روم شاید کسی پیدا کنم ) *

3687
5

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (کوچه کوچه می روم  شاید کسی پیدا کنم ) کوچه کوچه می روم شاید کسی پیدا کنم
ای دریغ از خانه ای تا لحظه ای مأوا کنم
کوچه گردی من از شهر مدینه باب شد
دست بسته اقتدا بر حضرت مولا کنم
گوئیا یک مرد از نامه نویسان نیست نیست
با که یارب شکوه از این بی وفائیها کنم؟
می زنم بر قلب لشگر از یسار و از یمین
یا علی می گویم و با رزم خود غوغا کنم
قطع یازم ریشه هر چه علی نشناس را
من حسینی مذهبم از خصم کی پروا کنم
سنگها مهمان شناس و دسته نی ها شعله ور
در هجوم زخم ها یاد گل زهرا کنم
باغها را هرچه گشتم تیر بود و نیزه بود
آب هم در کار نیست افطار خود را وا کنم
بر لب و دندان شکستن نیز راضی نیستند
یاد اطفال عزیزت صبح و شام آوا کنم
از همان جایی که هستی جان زین

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:59
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (به شهر کوفه غریبم من و پناه ندارم) *

3043
3

مدح ومراثی حضرت مسلم (ع) (به شهر کوفه غریبم من و پناه ندارم) به شهر کوفه غریبم من و پناه ندارم
بغیر دربدریها پناهــــــــــگاه ندارم
شب گذشته به هر خانه جای بود مرا لیک
بهیچ خانه در این شام تیره راه ندارم
ز خستگی است بدیوار طوعه تکیه زدم من
و گرنه جز به خداوند تکیه گاه ندارم
کشند جانب دار الاماره با چه گناهم
عزیز فاطمه جز عشق تو گناه ندارم
به زیر تیغم و بالای بام وقت شهادت
حسین از تو جز امید یک نگاه ندارم
براه عشق تو سر می دهم که وای به حالم
اگر که حرمت عشق تو را نگاه ندارم
به اشتباه سوی کوفه خواندمت که بیایی
دریغ مهلت جبران اشتباه ندارم
غم تو کرده سیه روز من که در همه عمرم
قسم به خال تو یک نقطه سیاه ندارم
سلام بر تو دهم لیک با زبان اشارت
نگاه من به تو

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 08:36
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شب اول محرم مسلم(این دل برای دیدن روی تو تنگ است) *

1191

شعر شب اول محرم مسلم(این دل برای دیدن روی تو تنگ است) این دل برای دیدن روی تو تنگ است
در فکر این نامردمان تزویر و ننگ است
کوفه مهیای مهیا بهر جنگ است
آقا دل این کوفیان از جنس سنگ است
اینان حسین جان حرمت مهمان ندارند
کور وکرند این کوفیان درمان ندارند
من پیش بینی میکنم باران نیزه
این گرگها هستند همیاران نیزه
زینب شود غرق غم و حیران نیزه
فریاد واویلا رسد از جان نیزه
گریم برای خواهری در بین گودال
تا که ببیند بسملش را بی پر و بال
دانم که معجرها رود آقا به غارت
بر خواهرت مولا شود اینجا جسارت
بعد تو زینب میرود سوی اسارت
بر روی نیزه کم شود صبر و قرارت
کوفه بساط غم مهیا کرده آقا
کوفه میا کوفه میا ای جان زهرا

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر اول محرم مسلم(كاش از آمدن كوفه حذر مي كردي) *

1772

شعر اول محرم مسلم(كاش از آمدن كوفه حذر مي كردي) كاش از آمدن كوفه حذر مي كردي
از پي دفع خطر ترك سفر مي كردي
زير شمشيرم و از پرده دل مي گويم
كاش آهنگ سفر جاي دگر مي كردي
چاك مي كرد به تن پيرهن صبر ايوب
گر از اين شهر پر از فتنه گذر ميكردي
آب در دست من آغشته به خون مي گردد
كاش مي ديدي و احساس خطر مي كردي
روز پيش نظرت تيره تر از شب مي شد
گر بر احوال من خسته نظر مي كردي
پاره پاره بدنم گر ز ستم مي ديدي
جاري از ديده خود خون جگر مي كردي
قبل از آني كه شود كشته جوانت اي كاش
ديده را محو تماشاي پسر مي كردي
كاش از واقعه حرمله و تير و گلو
مادر غمزده اش را تو خبر مي كردي
ذكر روز و شب ((ژوليده)) بود بهر تو اين
كاش از آمدن كوفه حذر ميكردي
شاعر:ژولیده نیشابور

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه جانسوز شهادت حضرت مسلم به همراه سبک با صدای حاج سعید حدادیان *

7438
15

متن روضه جانسوز شهادت حضرت مسلم به همراه سبک با صدای حاج سعید حدادیان تا خبرآوردن مسلم كشته شده،گفتند:آقا نرو،فرمود:دیگه بعد از مسلم و هانی و قیس ابن مُسحر،تو بعضی از مقاتل خبر آوردن،یه برادر رضایی هم داشته امام حسین علیه السلام،چهارتا كشته شدن،خبر رسید،فرمود دیگه بعد از اینها، دیگه عیش و زندگی معنی نداره،اومد،فرمود دختر مسلم رو بگید بیاد،دختر غصه خوره،دختر رو تو دامن نشوند،

یا ابنتی،صدای گریه ی زن ها بلند شد،فهمیدند چی شده،دیدن اشك حسین داره می ریزه روی سر این دختر،فرمود:آی دخترم دیگه خودم باباتم،میوه ی دلم دیگه دخترام خواهرتن،وقتی از دامن حسین اومد سكینه بغلش كرد،تسلیت گفت:غصه نخوری ما دورتیم،نمی گذاریم غریب باشی،غصه نخوری عمه ام نمی ذاره یتیمی رو حس كنی،آی س

  • سه شنبه
  • 16
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 06:22
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر اول محرم حضرت مسلم(از این کوفه از این مردم از این تقدیر می ترسم) *

2199
1

شعر اول محرم حضرت مسلم(از این کوفه از این مردم از این تقدیر می ترسم) از این کوفه از این مردم از این تقدیر می ترسم
من از این آسمان تیره و دلگیر می ترسم
ز دست ناله های من شکسته قلب هر سنگی
من از این ناله و دل های بی تأثیر می ترسم
از این شهری که هر کوچه پر از خار و پر از سنگ است
از آن بانو که خواهد رفت در زنجیر می ترسم
ه یاد قامت اکبر که مثل سرو می ماند
از این بازار گرم نیزه و شمشیر می ترسم
سه شعبه ساختند اینجا به قد و قامت اصغر
از این تشبیه وحشتناک از این تصویر می ترسم
پدرها قول سوغاتی به دخترهایشان دادند
من از آن دختر نازت از این تدبیر می ترسم
تجسم می کنم زینب اگر اینجا رسد ای وای
من از آن حتک حرمت ها و از این تحقیر می ترسم
شاعر:موسی علیمردانی

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر نوحه همراه با سبک(ندیده شهر کوفه زمن خونین جگرتر) *

2807
7

شعر نوحه همراه با سبک(ندیده شهر کوفه         زمن خونین جگرتر) ندیده شهر کوفه زمن خونین جگرتر
ندیده کوچه هایش زمسلم در به در تر
خودم دانم دگر فردا به پیکر سر ندارم
به جسمم تا نفس دارم همین باشد شعارم
حسین کوفه میا
******
بسوز ای دل که باید بسوزی و بسازی
ز دست کوفیان و چنین مهمان نوازی
خودم دانم دگر فردا به پیکر سر ندارم
به جسمم تا نفس دارم همین باشد شعارم
حسین کوفه میا
*****
خودم آواره جائی دو طفلم جای دیگر
ببینم هر دو طفلم ولی دنیـای دیگر
دو دلبند و خودم هر سه فدای یك نگاهت
نیا كوفه كه دانم گردد اینجـــا قتلگاهت
­­­­­­­­حسین كوفه میا
شاعر:حیدر توکل

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شب اول محرم حضرت مسلم(می بارد از هر بام و در، سنگ ملامت) *

2953
3

شب اول محرم حضرت مسلم(می بارد از هر بام و در، سنگ ملامت) می بارد از هر بام و در، سنگ ملامت
از من گذشت اما سر زینب سلامت
تو ای خدیو انس و جان
بر او سلام من رسان
از کوفه بگذر
پیوند مهرت بسته دست و گردن من
بنگر تماشایی شده جان دادن من
با جسم پاره پاره ام
بین بر سر قناره ام
از کوفه بگذر
خون ریزد از باغ رخم، همچون شکوفه
با خون نویسم بر در و دیوار کوفه
این لحظه های آخر است
مسلم فدای رهبر است
از کوفه بگذر
این آتش حسرت مرا، سوزد سراپا
گفتم بیا اما میا ای پور زهرا
دل کرده احساس خطر
از کوفه کن قطع نظر
از کوفه بگذر

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 جابر عابدی

اشعار واحد شور برای حضرت مسلم(ع) -( کوفه نیا، کوفیا خیلی بی دردن آقا ) * جابر عابدی

3667
6

اشعار واحد شور برای حضرت مسلم(ع) -( کوفه نیا، کوفیا خیلی بی دردن آقا ) کوفه نیا، کوفیا خیلی بی دردن آقا
کوفه نیا، که همه اینجا نامردن آقا
کوفه نیا، منتظر یه نبردن آقا
سینه سپر کردن، شمشیر و نیزه میسازن حسین
قصد قربت کردن، تا تو رو از پا بندازن حسین
هم قسم شدن که روی تن تو بتازن حسین
غریب آقا، ثارالله ثارالله کوفه نیا
کوفه نیا، رسم مهمون نوازیشون بده
کوفه نیا، نقشهی قتلو رقم زده
کوفه نیا، حرمله با سه شعبه اومده
رحمی به زینب کن، نبار جدایی غصه هاش بشه
اینجا نیا میترسم آخر زینب بی داداش بشه
گریه سهم شب و روز بارونیه چشماش بشه
غریب آقا، ثارالله ثارالله کوفه نیا
کوفه نیا، دنبال غارت خیمه هاتن
کوفه نیا، همشون چش به راه عزاتن
کوفه نیا، به فکر بستن آب به راتن
اگه میای شی

  • شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 16:09
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(این جماعت به خدا قاتل و جنگ افروزند) *

1139

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(این جماعت به خدا قاتل و جنگ افروزند) این جماعت به خدا قاتل و جنگ افروزند
یار دیروز و نمکدان شکن امروزند
همه شان پیش شما نان و نمک می خوردند
روزگاریست به اولاد علی مقروضند
همه شان گرگ ولی هیبت انسان دارند
مست یوسف کشی و قاتل دست آموزند
جان تو نیزه در این شهر فراوان دیدم
بی گمان پیرهنت را به تنت می دوزند
دور از خیمه نشو شعله ی آتش دارند
دختران تو در این معرکه ها می سوزند
سی هزارند و تو هفتاد و دو تن آوردی؟
باخبر باش که مردان خدا پیروزند
راستی پیشتر ازاین به تو گفتم آقا؟
دختران تو در این معرکه ها می سوزند
شاعر:عبدالحسین مخلص آبادی

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار زمینه حضرت مسلم(ع) -( وای این شهر شهر جنگه ی پر حیله پر ننگه ) * عباس شاکری

163

اشعار زمینه حضرت مسلم(ع) -( وای این شهر شهر جنگه ی پر حیله پر ننگه ) وای این شهر شهر جنگه ی پر حیله پر ننگه

بغض تو دارن تو سینه ی دارن از تو کینه

مولا اگر بیای زنده نمی مونی

اوضاع این شهر و نمیدونی

شش ماهه میشه اینجا قربونی

مولا حسین فاطمه میا به کوفه

این مردم خیلی پستن ی دستامو از پشت بستن

این چشام میباره ی از دارالاماره

برگرد ، برگرد که دیگه داره دیر میشه

نیا که زینبت اسیر میشه

رقیه ی سه ساله پیر میشه

مولا حسین فاطمه میا به کوفه

من کارم بگذشت از کار ی فکر تو هستم ای یار

کوفیا نامردن ی دنبالت میگردن

ای وای در انتظار دیدنت هستند

اینا به فکر کشتنت هستند

به فکر سر بریدنت هستند

مولا حسین فاطمه میا به کوفه

شاعر : عباس شاکری

دانلود سبک

  • شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 07:28
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(من پشیمانم از این نامه کجایی آقا ؟ ) *

1451

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(من پشیمانم از این نامه کجایی آقا ؟ ) من پشیمانم از این نامه کجایی آقا ؟
کاش میشد بنویسم که نیایی آقا
میثم از عشق علی و منم از عشق شما
میکنم بر سر این دار صفایی آقا
سر شب بین سبو آب نبود، رویت بود
خنده ات گفت کز این عبد رضایی آقا
با سرت از سر نی بر سرمن مهمان شو
ا بدانند که دارم چه خدایی آقا
ولی حالا که تو راهی منای عشقی
ببر همراه خودت چند عبایی آقا
و اگر اهل و عیال همسفر قافله اند
گو که معجر ببرند یک دو سه تایی آقا

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه مسلم بن عقیل(منم سفیر عزیز زهرا) *

2476

شعر روضه مسلم بن عقیل(منم سفیر عزیز زهرا) منم سفیر عزیز زهرا
شدم به کوفه غریب وتنها
دلم شکسته ز بی وفائی
به روی دارم به عشق مولا
میا به کوفه میا به کوفه
ز مردمان این دیار
به گریه و تاب وتبم
به دست بسته دم به دم
فقط به فکر زینبم
نگاه مردمش حسین
ز کینه ها لبالبه
تموم سنگ کوفیان
به انتظار زینبه
میا به کوفه میا به کوفه
میا به کوفه
شدم اسیرش
نداره رحمی
جوان و پیرش
خدا میدونه
دلم می لرزه
ز حرمله و سه شعبه تیرش
میا به کوفه میا به کوفه
ز حال و روز کوفیان
شنو ز من تو روضه ها
چه رونقی گرفته است
دکان نیزه سازها
میان کوفه رسمیه
سراسرش رنج و محن
نمیدهند یه جرعه آب
به میهمان خویشتن
ز کودکی من اسیر عشقم
دخیل عشق امیر عشقم
خدای قلبم فقط حسینه
به روضه

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(چه بگویم ز عطر گیسویت) *

1405

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(چه بگویم ز عطر گیسویت) چه بگویم ز عطر گیسویت
چه نویسم ز خوبی رویت
گر به زلفش نمی‌رسد دستم
همه جا من به یاد او هستیم
از همان کودکی گرفتارم
عاشقم، عاشق رخ یارم
مسلمم، مسلم غریبم من
کشتۀ خنجر حبیبم من
نوبهارم غروب پاییز است
قصۀ غصۀ من غم‌انگیز است
خون بنوشم به جای آب، حسین
تا سلامم رسد جواب، حسین
کوفیان را دگر وفایی نیست
عهد آنان بجز ریایی نیست
با لب پاره بر سر دارم
بی‌سر از بام غم نگون‌سارم
اولین عاشق قتیلم من
پور رزمندۀ عقیلم من
هر که در راه من قدم برداشت
بر سر بام حق علم افراشت
راه من راه عشق و ایمان است
برگی از دفتر شهیدان است
چشم «عنقا» گُهر فشان گردید
در ره دوست بی‌نشان گردید
شاعر:عباس عنقا

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(به آل یس قسم قسم به حل و حرم) *

1421
2

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(به آل یس قسم قسم به حل و حرم) به آل یس قسم قسم به حل و حرم
که زنده روح کرم شد از مرام حسین
چه گویم از زینبش که در نماز شبش
شد از نضج لبش گل پیام حسین
حسین زهرا سرشت به خون پاکش نوشت
کلید باغ بهشت بود به نام حسین
الهی از ما مگیر محبت فاطمه
به حرمت زینب و به احترام حسین
توای دشمن مرا کشتی بیا بنویس با خونم
که من از مهمان نوازیهای اهل کوفه ممنونم
نه جای آنکه گل ریزند برسر خیل یارانم
همه کردند در این شهر غربت سنگ بارانم
نه بر خود نه برای لحظه قربا نیم گریم
نه بهر دو کبوتر بچه قربانیم گریم
اگر چه خون چکد بر رخ به یاد آل یاسینم
که من این جا سر اکبر به روی نیزه می بینم
تو که دست مرا بستی ندیدی زخم احسا سم
بیا دست مرا بشکن به فکر

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(بین من و دشمنانت آقا جنگ است) *

1245

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(بین من و دشمنانت آقا جنگ است) بین من و دشمنانت آقا جنگ است
خاموش نمی شوم که مردن ننگ است
مثل تو شکسته اند دندان مرا
همواره جواب عاشقان با سنگ است
***
نامردی و ازدحام بدتر باشد
نه … سنگ زدن ز بام بدتر باشد
ای وای اگر کوفه چنین است حسین
من می ترسم که شام بدتر باشد
***
در کوفه فقط عذاب دادند مرا
سایه نه … که آفتاب دادند مرا
آن روز که توی کوفه می پژمردم
رگ های بریده آب دادند مرا
***
دل های تمام کوفه سنگی شده است
یک رنگی شهر… چند رنگی شده است
به کوفه نیا حسین … چون می بینم
بازار پر از سلاح جنگی شده است
شاعر:مجتبی حاذق

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(گل ِ خونین گلزار عقیلم) *

2226
1

شعر روضه حضرت مسلم بن عقیل(گل ِ خونین گلزار عقیلم) گل ِ خونین گلزار عقیلم
براهت یا حسین اول قَتیلم
تنم شد پاره پاره 2
به مسلم کن نظاره2
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان 2
لبم خونین و دندانم شکسته
شدم زوار تو با دست بسته
بیا در قتلگاهم 2
نگاهم کن نگاهم2
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان 2
بیا از مکه ای جانم فدایت
گذارم رأس خونینم به پایت
گشا چشمی به سویم 2
تبسم کن به رویم2
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان 2
نه تنها در رهت جان می سپارم
دو قربانی برایت می گذارم
دو فرزندم فدایت 2
فدای خاک پایت 2
حسین جانم حسین جان، حسین جانم حسین جان 2
کجائی ای فروغ آشنایی
عزیز فاطمه داد از جدایی
زده در شهر کوفه 2
گل زخمم شکوفه 2
حسین جانم حسین جا

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(در سرش غیر از هوای دیدن دلبر نداشت) *

1404

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(در سرش غیر از هوای دیدن دلبر نداشت) در سرش غیر از هوای دیدن دلبر نداشت
در دلش غیر از غم پرورده ی حیدر نداشت
در غریبی دامن دیوار می شد مأمنش
آن رسول بی کسی در کوفه یک یاور نداشت
کودکانش را به دست دشمنش بسپرده بود
آرزوی دیدن آن ها به دل دیگر نداشت
با خودش می گفت: باید سر به راه یار داد
تحفه ای بهتر برای دوست غیر از سر نداشت
تشنه بود و از لبان زخمی اش خون می چکید
قطره آبی تا کند حلقوم خود را تر نداشت
خود طناب دار را افکند دور گردنش
تاب دیدار علی اصغر به نی دیگر نداشت
اشک او می ریخت و در هر نفس می گفت: آه
طاقت دیدار اشک زینب مضطر نداشت
شاعر:محمد سهرابی

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر شب اول محرم مسلم(تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست) * حسن لطفی

1434

شعر شب اول محرم مسلم(تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست) تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست
بین این قوم کسی تشنه ی آقایم نیست
هیچ کس نیست که سرگرم تماشایم نیست
نفسم مانده و جانی به سر و پایم نیست
من که شرمنده ام ای تشنه به اندازه ی شهر
چشم بر راه توام بر سر ِ دروازه يِ شهر
یک نفر بودم و یک شهر مرا زخم زدند
یک تن امّا همه از رسم و وفا زخم زدند
بی کس ام دیده ولی در همه جا زخم زدند
سنگ آورده و از بام و هوا زخم زدند
زخم بر من زده و کرده تماشا کوفه
امتحان کرده نوک نیزه ی خود را کوفه
تیری آماده شد و با بدنم تمرین کرد
تیغه ای ساخته شد، روی تنم تمرین کرد
پنجه ای سرزده با پیروهنم تمرین کرد
سنگ انداز ببین با دهنم تمرین کرد
خواستم تا بپرم از بدنم بال افتاد
کارم

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر اول محرم حضرت مسلم(آشفته ام آواره ام در پشت درها) *

1295
1

شعر اول محرم حضرت مسلم(آشفته ام آواره ام در پشت درها) آشفته ام آواره ام در پشت درها
کوه پر از دردم پر از خون جگرها
یکریز می بارم به روی جانمازم
دیگر خداحافظ خداحافظ سحرها
گفتم به دستت می رسد ای کاشهایم
نفرین به بال سنگی این نامه برها
دیروز با نان شماها قد کشیدند
حالا چه بی رحمند شمشیر پدرها
نقش و نگار صورتت حیف است برگرد
هرگز میا ای ماه من! این دور و برها
حالا تمام کوچه ها را گشته ام من
حالا تنم از کوچه ها دارد اثرها
این چندمین شب از کدامین ماه باشد؟
پس کی می آیی شهر کوفه شاه سرها
شاعر:علیرضا لک

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شب اول محرم مسلم(آقا سلام می دهم از جان و دل به تو) *

2540
1

شعر شب اول محرم مسلم(آقا سلام می دهم از جان و دل به تو) آقا سلام می دهم از جان و دل به تو
تا این که بشنوم «وَ علیک السّلام» را
آقا کمی اجازه بده درد دل کنم
امّا خودت بگو که بگویم کدام را؟
کوچه به کوچه می روم و گریه می کنم
از دست بی وفایی این نانجیب ها
گفتم بیا به کوفه پشیمان شدم حسین
کوفه میا امام غریب قریب ها
این مردمی که بنده ی دینار و درهمند
یک یک تمام بیعتشان را شکسته اند
این نان به نرخ روز خوران قسم فروش
دست مرا ز حیله و نیرنگ بسته اند
تّجار کوفه فکر ادای نماز شکر
از بس که کارشان سر و سامان گرفته است
فهمیدم از شلوغی بازارهای شهر
کار تمام نیزه فروشان گرفته است
این جا همه به فکر خرید لوازمند
اجناسشان شده سپر و خنجر و کمان
در انتظار روز پذیرایی ت

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر اول محرم حضرت مسلم(فرياد وا محمدا حسين من كوفه ميا) *

6124
30

شعر اول محرم حضرت مسلم(فرياد وا محمدا حسين من كوفه ميا) فرياد وا محمدا حسين من كوفه ميا
اي خامس آل عبا حسين من كوفه ميا
مظلوم حسين مظلوم حسين
**
دارم درون سينه ام سوزوگدازي يا حسين
هرگزنديده كس چنين مهمان نوازي يا حسين
مظلوم حسين مظلوم حسين
***
اي يوسف زهرا ببين مسلم تماشايي شده
مهمانم وبا سنگ كين ازمن پذيرايي شده
مظلوم حسين مظلوم حسين
***
اي سيد و مولاي من اي نام تو ذكرلبم
مي گردم اندر كوچه ها اما به ياد زينبم
مظلوم حسين مظلوم حسين
***
تا مي تواني بين ره رقيه ات رانازكن
ياكه ميا يا گوشواره را زگوشش باز كن
مظلوم حسين مظلوم حسين
شاعر:حسین میرزایی

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(تو ای قاتل مرا کشتی بیا بنویس با خونم) *

1408

شعر شب اول محرم حضرت مسلم(تو ای قاتل مرا کشتی بیا بنویس با خونم) تو ای قاتل مرا کشتی بیا بنویس با خونم
که از مهمان نوازی های اهل کوفه ممنونم
به جای آنکه گل ریزند بر سر خیلِ یارانم
همه کردند در این شهر غربت سنگ بارانم
نه بر خود نه برای لحظۀ قربانیم گریم
نه بهر دو کبوتر بچۀ زندانی ام گریم
اگر خونم چکد بر رخ به یاد آل یاسینم
که من اینجا سر قاسم به نوک نیزه می بینم
تو که دست مرا بستی ندیدی زخم احساسم
بیا دست مرا بشکن که من در فکر عباسم
در آب افتاد دندان من و لب تشنه جان دادم
خدا داند همان لحظه به یاد اصغر افتادم
هر آنچه سنگ داری کن نثار فرق من کوفه
دم دروازه فردا سنگ بر زینب نزن کوفه
لب من پاره شد اما به فکر ضربۀ چوبم
مبادا بشکند فردا دُرِ دندان محبوبم
الا ای ک

  • شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد