اشعار شهادت حضرت مسلم

مرتب سازی براساس

دانلود متن و سبک نوحه مسلم بن عقیل -( با چشای غرق خون ، می زنم تو رو صدا ) * مجتبی صمدی

3775
2

دانلود متن و سبک نوحه مسلم بن عقیل -( با چشای غرق خون ، می زنم تو رو صدا ) با چشای غرق خون ، می زنم تو رو صدا

هر طرف میری برو ، سمت کوفیا نیا

الهی ، بشه بی خطر سفرت

نشه کم ، یه تار مو از رو سرت

هستم کبوترت ، پرم افتاده

بر خاک راه تو ، سرم افتاده

کوفه میاحسین ، پسر زهرا

******

خون کام خشک من ، می چیکه تو ظرف آب

دلهره دارم برا ، نورسیده رباب

تو اینا ، یکی مثه حرمله هست

میزنه ، پر کبوترت روی دست

اینجا اگه بیای ، میشی سرگردون

با طفل غرق خون ، میمونی حیرون

کوفه میاحسین ، پسر زهرا

******

حرف آخرم اینه ، شاه پرده دارنیا

کوفیا اراذل اند ، زینب و نیار نیا

همه جا ، تو کوفه می پیچه خبر

میکشند ، حرمتتو بین گذر

از آه من آتیش ، داره میباره

دختر عموی من ، میشه

  • شنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 02:53
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 مرتضی محمودپور

متن نوحه زبان حال حضرت مسلم -( کوچه گردم غریب این شهرم ) * مرتضی محمودپور

1927

متن نوحه  زبان حال حضرت مسلم  -( کوچه گردم غریب این شهرم ) کوچه گردم غریب این شهرم
با تمامی شهرتان قهرم
من سفیرم سفیر اربابم
قطره ام با حسین چون بحرم

آسمان و زمین شرر بار است
یا حسین عاشق تو بر دار است
جرم من عشق تو بود آقا
تکیه گاهم شبانه دیوار است

همه ذکرم شدست کوفه میا
همه امید من گسست کوفه میا
من به فکر سر توام آقا
سر من گر شکست کوفه میا

عشق من را کشیده اینجا بعد...
شرح کوفه بماند آقا بعد...
سر بی تن در انتظار توام
سر بازار کوفه اما بعد

السلام ای مسافر صحرا
السلام ای امام بی همتا
آخرین یادگار فاطمه‌ای
جان زینب به سوی کوفه میا

حرف آخر فدایی تو شدم
نگران از جدایی تو شدم
پیشمرگ جوان لیلایم
دم آخر هوایی تو شدم

شاعر : مرتضی محمودپور

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:26
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

دودمه محرم حضرت مسلم (ع) -( بين اين مردم خداوندا سپر شد لازمم ) * پیمان طالبی

1378

دودمه محرم حضرت مسلم (ع) -( بين اين مردم خداوندا سپر شد لازمم ) ١
بين اين مردم خداوندا سپر شد لازمم
كوفيان من مسلمم (٢)
آمدم اينجا ولى از اعتمادم نادمم
كوفيان من مسلمم (٢)

٢
در ميان كوچه ها شد مثل گريه، خنده ام
يا حسين شرمنده ام (٢)
ياد طفل بى گناهت اصغرم تا زنده ام
يا حسين شرمنده ام (٢)

٣
سوى پيشانى من شد سنگ از هر سو روان
اى امان از كوفيان (٢)
اين جماعت شد خيانت در امانت كارشان
اى امان از كوفيان (٢)

٤
آب را پس مى زنم ياد گلوى اصغرت
من به قربان سرت (٢)
كوفيان شمشير مى سازند بهر اكبرت
من به قربان سرت (٢)

٥
غصه ام اين است سوى كوفه مى آيد حسين
كاش برگردد حسين (٢)
كاش مى زد بر پيام كوفه دست رد حسين
كاش برگردد حسين (٢)

٦
مرتضى را كه رها كرديد بين كوچه ها

  • چهارشنبه
  • 19
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:31
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

ترکیب بند شهادت حضرت مسلم(ع) -(آقا ببین که بر سر دارالاماره ام) * حسن ثابت جو

699

ترکیب بند شهادت حضرت مسلم(ع) -(آقا ببین که بر سر دارالاماره ام) ترکیب بند شهادت حضرت مسلم(ع)
آقا ببین که بر سر دارالاماره ام
اما به راه آمدنت در نظاره ام
بسته شده به سوی شما راه چاره ام
هر دم به فکر دختر بی گوشواره ام
اینجا میا، کویر وفا شهر کوفه است
اینجا دیارِ جور و جفا شهر کوفه است
کوفه سرای ظلمت و یوغ است یا حسین
میراثِ نامه های دروغ است یا حسین
کوفه بدون نور و فروغ است یا حسین
بازار مکرِ کوفه شلوغ است یا حسین
اینجا به کار نافله ی شب نمی خورد
دیگر به دردِ حضرت زینب نمی خورد
کوفه نظر به حرمت مهمان نمی کند
کوفه حیا ز معجر نسوان نمی کند
کوفه نگه به سنّ یتیمان نمی کند
رحمی به اشک طفل پریشان نمی کند
اینجا مسیر شیون و فریاد و هروله است
کارِ خریدِ تیر و کمان

  • سه شنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 19:14
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(نوحه)بنگر به مسلم ای قرص ماهم * محمود اسدی

692
1

(نوحه)بنگر به مسلم ای قرص ماهم بنگر به مسلم ای قرص ماهم
غرق آهم
در کوفه بی یار و بی پناهم
غرق آهم
کوفیان دندانم را شکستند
دستم بستند
دارالعماره شد قتلگاهم
غرق آهم
*****
شائق

  • یکشنبه
  • 20
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 05:01
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعر (حضرت مسلم ابن عقیل ع)محرم 98 -(من مسلمم پور عقیلم) * رضا یعقوبیان

2156
1

متن شعر (حضرت مسلم ابن عقیل ع)محرم 98 -(من مسلمم پور عقیلم) من مسلمم پور عقیلم
من قهرمانی بی بدیلم
سفیر مولایم حسینم
در کوفه من اول قتیلم
کوفه میا حسین زهرا۲

سفیر شاه کربلایم
او رهبر است و مقتدایم
اسیر نامردان کوفه
زندان کوفه گشته جایم
کوفه میا حسین زهرا۲

این کوفیان حیا ندارند
نامردها وفا ندارند
بر میهمان خود ز کینه
کاری به جز جفا ندارند
کوفه میا حسین زهرا۲

مردم کوفه بد و پستند
دستان مسلم تو بستند
آن ضد دین ها با شرارت
دندانم از کینه شکستند
کوفه میا حسین زهرا۲

شکر خدا با عز و جاهم
سوی تو باشد این نگاهم
گردیده از ظلم عدویت
دارالعماره قتلگاهم
کوفه میا حسین زهرا۲

در کوفه جان رسیده بر لب
ذکرم شده هر لحظه یا رب
سوزم از این غم یا حسین جان
بسته شود دستان

  • یکشنبه
  • 3
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه حضرت مسلم(ع)-(بلی، محرم شدن حال و هوای دیگری دارد) * محمود یوسفی

709
1

نوحه حضرت مسلم(ع)-(بلی، محرم شدن حال و هوای دیگری دارد) بلی، محرم شدن حال و هوای دیگری دارد
ولی حاجی ما سعیش صفای دیگری دارد

به قربانش که قبل عید قربانی قربان شد
به روی دار این حاجی منای دیگری دارد

پشیمان ها همه در دل دعاگوی نجات او
ولی مسلم به روی لب دعای دیگری دارد

دلیل اشک هایش نیست قطعا جان ناقابل
سفیر انگار در دل غصه های دیگری دارد

تو شاهد باش ای دارالاماره داستانش را
بگو در کوفه مسلم کربلای دیگری دارد

سرش را داد تن هم بر زمین افتاد، لب تشنه
هلا این مقتدا خود مقتدای دیگری دارد

سرانجام حدیث عاشقی وصلی ست جاویدان
به پای عشق جان دادن بهای دیگری دارد

  • جمعه
  • 8
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:41
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

نوحه حضرت مسلم(ع)-(مسلمم، دار و ندارم را به دار آویختند) * محمود ژولیده

1150

نوحه حضرت مسلم(ع)-(مسلمم، دار و ندارم را به دار آویختند) مسلمم، دار و ندارم را به دار آویختند
کینه های بدر و خیبر را سرِ من ریختند
دوست و دشمن ز یک وعده بهم آمیختند
کوفه را با دِرهم و دینار بر انگیختند
بشکند دستم، نوشتم نامه: ای آقا بیا
ای فدایت جان من، جان علی کوفه میا

مُلک ری آمال کوفی شد، رها شد اهلبیت
از مدارِ زندگی هاشان، جدا شد اهلبیت
بعد از این بر غصه و غم مبتلا شد اهلبیت
من چگویم، تا قیامت در عزا شد اهلبیت
وای اگر پایت رسد در کوفه ای آقای من
خود ز بالای قناره بشنوی آوای من

یاورم با خون و جانم مکتبت را یاحسین
نشنوم من نالۀ زیر لبت را یاحسین
آمدی! همره میاور زینبت را یاحسین
شیرخواره طفلِ بی تاب و تبت را یاحسین
گر بپرسد، من چگویم در جواب فاطم

  • جمعه
  • 8
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:48
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 علی اصغر خواجه زاده

متن شعر ایام مسلمیه در حرم سیدالکریم * علی اصغر خواجه زاده

957

متن شعر ایام مسلمیه در حرم سیدالکریم شکسته بال که دراین حریم می آیم
زلطف حضرت عبدالعظیم می آیم

بلورنوربه یادش زعین می آید
دراین حریم که بوی حسین می آید

هرآنکسی که به لطف شماست دلبسته
زنامرادی دنیا نمیشودخسته

هرآنکه گردشما گشته عزتش دادید
که نان سفره چه کم بودو برکتش دادید

کنارمضجعتان ما همیشه میمانیم
که قدر نعمت همسایگیت میدانیم

اگربه چشم همه اهل دل درخشیدیم
برای آنکه زهمسایگان خورشیدیم

همیشه شاکراین نعمتیم کزکرمت
عزای مسلمیه دعوتیم درحرمت

خداگواست هرآندم که دل اسیرغم است
کبوتردل زارم مسافرحرم است

حرم همیشه مرا عزتی دگر داده
دلم شکسته واوبازبال وپرداده

همیشه بغض گلویم دراین حرم شدباز
شداشک آه محرم دراین حرم آغاز

سلام بر

  • دوشنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 23:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت مسلم ابن عقیل(ع) -( شکنجه دیده ام و خسته و پریشانم) * مرضیه عاطفی

883

شهادت مسلم ابن عقیل(ع) -( شکنجه دیده ام و خسته و پریشانم) شکنجه دیده ام و خسته و پریشانم
از اینکه نامه نوشتم بیا پشیمانم

تو را به جان رقیه(س)؛ حسین(ع) کوفه نیا
فدای تو بشوم ای پسرعمو جانم

بیا و فرض کن اصلا که نامه ها گم شد
بیا و فرض کن اصلا که سست پیمانم

سرم به سردرِ دارالإماره نذر توست
ببین! فدای سرت که شکسته دندانم

نیا، تو را قَسَمت میدهم به جان رباب(س)
برای حالِ رقیه(س) عجیب حیرانم

برای طفلِ رضیع ِ تو حرمله(لع) امروز-
سه شعبه داده سفارش! اگر که گریانم

عصایِ کهنۂ پیرانِ کوفه نو شده است
دلیلِ این همه تغییر را نمیدانم

چه نقشه ها نکشیده برای پیکر تو
من از نگاه غضبناکِ شمر(لع) میخوانم-

که وعده داده به خنجر سرِ تو را ای وای...
خدا کند که نیایی! امیرِ عطشانم

به روی تل نزَند روی صورتش زینب(س)
به خون کشیده نبیند تو را... پریشانم!

  • سه شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 14:23
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

حضرت مسلم(ع) -(سلام ایزَد ‌مَنّان، سلام جَبرائیل) * سید محمد علی ریاضی یزدی

907
2

حضرت مسلم(ع) -(سلام ایزَد ‌مَنّان، سلام جَبرائیل) سلام ایزَد ‌مَنّان، سلام جَبرائیل
سلام شاه شَهیدان، به مُسلم ابن عَقیل

به آن نیابتِ عظمای سِیّد‌الشُهدا
به آن جلالِ خدایی، به آن جمالِ جَمیل

شَهید عِشق که سر در مِنای دوست گذاشت
به پیش پای خَلیل خدا، چو اِسماعیل

زِهی مَقام که فرش حَریم حُرمت تو
شِکنج طُرّۀ حُور است و بال میکائیل

شعاع پرتو مِهرت نَسیم پاک بِهشت
شرارِ آتشِ قَهرت، حجاره‌ء سجّیل

چنان شُعاع که گفتی کنارِ تیغ کَجَت
ستاده گوش به فَرمان، جَنابِ عَزرائیل

بر آستان درش، آفتاب سایه‌ نِشین
به طاق قبّۀ او، ماه آسمان، قَندیل

تو بر حقیّ و مَرام تو حقّ، امامِ تو حقّ
به آیه‌ آیه‌ء تُورات و مُصحَف و اِنجیل

زِهی دنائت دنیا که از تو بِیعت خواست
کسی که پیش مقامِ تو بَنده‌ ای است ذَلیل

مُحیط کوفه تو را کوچک است و رُوح، بزرگ
از آن به بام شدی کشته، ای سَلیل خَلیل

شُروع نِهضتِ خونین کربلا زِ تو شد
زِ نطق زینبِ کُبری به شام شد، تَکمیل

فراز بام، سلام امام دادی و گفت
میان لجّه‌ ای از خون، جواب، شاه قَتیل

زیارتِ تو مَلائک کنند در مَلکوت
به جای خواندن تَسبیح و گفتن تَهلیل

شَهیدِ راه امامی که طُور سیۀ او‌‌ست
زِ نُور، مَهبط جِبریل و مَطلع تنزیل

مَدیحت تو (ریاضی) کجا و حَضرت دوست
مَگر خدایْ عِنایت کند، جَزای جَزیل

  • دوشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 موسی  علیمرادی

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( گل بودم و به بزم خزان میهمان شدم ) * موسی علیمرادی

496

حضرت مسلم بن عقیل(ع) -( گل بودم و به بزم خزان میهمان شدم ) گل بودم و به بزم خزان میهمان شدم
پژمردم و شکستم و افسرده جان شدم

کوچه به کوچه خانه به دوشم در این دیار
همچون نسیم، طائر بی آشیان شدم

افتاده ام زچشم همه کوفیان حسین
در کوچه های شهر چو اشک روان شدم

هر صبح شاهد است نسیمی گذر نکرد_
از من مگر که دست به دامان آن شدم

دارد صدای قافله ات می رسد که من
با گریه های خود، جرسِ کاروان شدم

از بس که سنگ خوردم و آقا شکسته ام
سر تا به پا چو حجره ی شیشه گران شد

با دیدن سه شعبه ای اندازه علی
تیر آنچنان کشید دلم، تا کمان شدم

از بس که پاره های تنم بین شهر ریخت
چون دانه های سبحه* بی ریسمان شدم

ای کشتی نجات به دادم نرس برو
آخر تو را به موج بلا بادبان شدم

ای کاش کس اسیر نیاید در این دیار
من که چنین نیامده بودم، چنان شدم

  • شنبه
  • 8
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 16:04
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

در آستانه مسلمیه حرم سیدالکریم در شهرری میزبان سینه‌زنهای حسین هستند * مرتضی محمودپور

628
1

در آستانه مسلمیه حرم سیدالکریم در شهرری میزبان سینه‌زنهای حسین هستند ◾حرم حضرت عبدالعظیم(ع)
◾در مسلمیه
◾میزبان سینه زنهای حسینی

ما میزبان سینه زنهای حسینیم
در مسلمیه این چنین در شور و شینیم
ما خادمان این حرم تا روز محشر
از این عنایت تا ابد در زیر دینیم

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • دوشنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 23:14
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

نوحه شهادت حضرت مسلم(ع) -(به ظلمت كوفه ، غريب و تنهايم) * علی صالحی

415

نوحه شهادت حضرت مسلم(ع) -(به ظلمت كوفه ، غريب و تنهايم) به ظلمت كوفه ، غريب و تنهايم ۲
سرم به روى دار ، فداى آقايم ۲
شهادتين ميگويم - حسين حسين ميگويم ۲
(حسين حسين يا مولا) ۲

تمام درها را ، به روى من بستند ۲
ميا كه اين مردم ، پىِ سرت هستند ۲
سلالهء پيغمبر - ز خير كوفه بگذر ۲
(حسين حسين يا مولا) ۲

ببين گرفتارم ، اسير نيرنگم ۲
هر آنكه بيعت كرد ، رسيد و زد سنگم ۲
خدا كند يا مولا - نياورى زينب را ۲
(حسين حسين يا مولا) ۲

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت مسلم(ع) -(یه دل سیر گریه میکنم) *

13

زمینه حضرت مسلم(ع) -(یه دل سیر گریه میکنم) یه دل سیر گریه میکنم
که یه دل سیر میزننت
اونقده بغض از علی دارن
با پا میان روی بدنت

معلومه دنبال غارتن
حتی نمی مونه کفنت
اینجا سرت جایزه داره
نمی مونه سر روی تنت

جلوی من گودالی کندن کوفیا
یعنی تو گودال میری آقا ۲

اگه قراره آب نباشه سهم من
یعنی تو رو تشنه می کشن ۲

حالا که تنهام آخرش، تو هم میمونی تنها
آخ تو رو تحقیر میکنن، جلوی چشم زنها

حسین وایـــــــــــ

یه دل سیر گریه میکنم
که بی پناه میشه حرمت
نگاها خیره به خیمه هاست
وقتی که می‌افته علمت

دنبال رقیه می‌ره زجر
بد میگذره نباشه عمو
تو دلم آتیشه چون میشه
حرمله با رباب روبه‌رو

حالا که دستامو میبندن با طناب
یعنی میدن زینب و عذاب ۲

جام شراب و دست به دست میچرخونن
یعنی که نیست کوفه جای زن ۲

سفری رو کردی شروع، که ختمه به شهادت
کوفیای مهمون نواز، کم نمی ذارن واست

حسین وایـــــــــــ

  • پنج شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

شهادت حضرت مسلم (شب اول محرم) * حسن ثابت جو

7706
1

شهادت حضرت مسلم (شب اول محرم) اشعار شهادت حضرت مسلم بن عقیل که معمولا شب اول محرم روضه حضرت مسلم خوانده می شود این اشعار از وبلاگ حسن فطرس برداشته شده است.

قطعه و مفرد

وفا

وقتی که زمین خورد از آن بام چه می گفت؟

می گفت صفا نیست دلی را که وفا نیست

رباعی و دوبیتی

مرد

اینجا چه سرائیست که جز درد ندارد

در سینه جز افسونِ دلی سرد ندارد

شهریست که آغشته شده فتنه و کینه

این کوفه به جز طوعه مگر مرد ندارد

شهر شقاوت

اسیر گشته ام اینجا ز بغض این سینه

گرفته راه نفس را به پنجه ی کینه

برو به راه دگر ای ضیاء قلبِ رسول

میا به شهر شقاوت عزیزِ دیرینه

ذبیح القفا

به شهر کوفه نوای صفا نمی آید

ز نای سینه ی مردم وفا نمی آید

میان خ

  • سه شنبه
  • 17
  • آذر
  • 1388
  • ساعت
  • 10:14
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعری برای شهادت حضرت مسلم با عنوان سفير عشق ,(نمك خوردند نمكدان را شكستند) *

2198
3

شعری برای شهادت حضرت مسلم با عنوان سفير عشق ,(نمك خوردند نمكدان را شكستند) نمك خوردند نمكدان را شكستند
به روي پور حيدر آب بستند
همان هايي كه نامه مي نوشتند
چرا اينگونه بيعت را شكستند ؟

همان هايي كه دعوت كرده بودند
تو را اي نور رحمت،ماه تابان
چو مسلم را فرستادي به كوفه
كسي باقي نماند بر عهد و پيمان

تمام كوفيان خنجر كشيدند
به روي مسلم و تنها سفيرت
چنان بر دشمني اصرار كردند
سفير عشق شد اول شهيدت

در ايثار به روي عشق وا شد
تو سمت كربلا با سر پريدي
به معشوقت رسيدي آخر كار
مسير راه را بي سر دويدي

  • سه شنبه
  • 30
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 12:29
  • نوشته شده توسط
  • سجاد صادقي ابوزيدآبادي
ادامه مطلب

مرثیه شهادت حضرت مسلم(ع) (تماشایی شده مهمانی من) *

2258
1

مرثیه شهادت حضرت مسلم(ع) (تماشایی شده مهمانی من) تماشایی شده مهمانی من

دل آشفته و طوفانی من

همه در کوفه بیعت می شکستند

به مُهر سنگ بر پیشانی من

×××

نسیم آورده با خود بوی سیبی

نمانده از غمت در دل شکیبی

همین جا پرده ها افتاد و دیدم

به روی نیزه ها شیب الخضیبی

×××

سرم آقا به قربان سر تو

دو طفل من فدای اصغر تو

گرفته خواب را از چشمم این غم

که در بندِ اسارت خواهر تو

شاعر:یوسف رحیمی
منبع:سایت حسینیه

  • یکشنبه
  • 28
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)-(قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است) *

7180

شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)-(قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است) شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)

قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است

كار مسلم‌ وای‌ دست‌ اشقیا افتاده‌ است.
اشك‌ جاری‌ بر رخش‌ شرح‌ غمی‌ پنهان‌ دهد

گوشة‌ غربت‌ به‌ یاد كربلا افتاده‌ است‌.
باغ‌ شد مرداب‌ و گلها نیزه‌ و شمشیر شد

قاصد كرب‌ و بلایی‌ از نوا افتاده‌ است‌.

سر، سر پیمان‌ گذارش‌ روی‌ دار افتاده‌ است

دل‌ سر و كارش‌ به‌ خلقی‌ بی‌ وفا افتاده‌ است‌.
آه‌ گلچینان‌ كه‌ از هر بام‌ با سنگش‌ زنند

این‌ گل‌ طوباست‌ از شاخه‌ جدا افتاده‌ است.‌
دست‌ مهمان‌ بستن‌ و با كام‌ عطشان‌ كشتنش

از كجا در كوفه‌ این‌ رسم‌ خطا افتاده‌ است.‌
نامه‌های‌ دعوت‌ كوفه‌ بجز نیرنگ‌ نیست‌

بد مرامی‌، بد دلی‌ در كوف

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 09:11
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع) -( قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است‌) *

7931
3

شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع) -(  قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است‌) شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)

قهرمان‌ عشق‌ در چاه‌ بلا افتاده‌ است‌

كار مسلم‌ وای‌ دست‌ اشقیا افتاده‌ است.

اشك‌ جاری‌ بر رخش‌ شرح‌ غمی‌ پنهان‌ دهد

گوشة‌ غربت‌ به‌ یاد كربلا افتاده‌ است‌.

باغ‌ شد مرداب‌ و گلها نیزه‌ و شمشیر شد

قاصد كرب‌ و بلایی‌ از نوا افتاده‌ است‌.

سر، سر پیمان‌ گذارش‌ روی‌ دار افتاده‌ است

دل‌ سر و كارش‌ به‌ خلقی‌ بی‌ وفا افتاده‌ است‌.

آه‌ گلچینان‌ كه‌ از هر بام‌ با سنگش‌ زنند

این‌ گل‌ طوباست‌ از شاخه‌ جدا افتاده‌ است.‌

دست‌ مهمان‌ بستن‌ و با كام‌ عطشان‌ كشتنش

از كجا در كوفه‌ این‌ رسم‌ خطا افتاده‌ است.‌

نامه‌های‌ دعوت‌ كوفه‌ بجز نیرنگ‌ نیست

بد مرامی‌، بد دلی‌ د

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 18:07
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

حضرت مسلم علیه السلام(نوحه)-(نایب مصباح الهدی مسلم ابن عقیل ) *

5483

 حضرت مسلم علیه السلام(نوحه)-(نایب مصباح الهدی مسلم ابن عقیل ) حضرت مسلم علیه السلام(نوحه)
به همراه فایل صوتی سبک مداحی

نایب مصباح الهدی مسلم ابن عقیل
فدایی خون خدا مسلم ابن عقیل
ای عزیز زهرا علیهما سلام صاحب عزایت
جان ما فدایت جان ما فدایت

ای تنت از تیغ جفا شده پاره پاره
قتلگه تو بر روی دار الاماره
نقش خاک و خون شد قامت رسایت
جان ما فدایت جان ما فدایت
غریب کوفه تو چرا یاوری نداری
به جز دو طفل کوچکت لشکری نداری
می چکد به زندان اشک لاله هایت
جان ما فدایت جان ما فدایت
حریم تو شکسته شد ای امید کوفه
دست تو از چه بسته شد ای شهید کوفه
می کنم شب و روز گریه از برایت
جان ما فدایت جان ما فدایت
ای لب تو پاره شده پر ز خون دهانت
غبار غم به چهره در بین دشمنانت
قتلگه

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 18:15
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

خدا کند نیایی.... -(یار مسافرمن ،آقا بگو کجایی) *

6591
5

خدا کند نیایی.... -(یار مسافرمن ،آقا بگو کجایی) خدا کند نیایی....

یار مسافرمن ،آقا بگو کجایی
دعای آخرم هست خدا کند نیایی
هر کی برای قتلت یه نقشه ای کشیده
یا تیغ ونیزه یاکه تیر وکمون خریده

اینجا میون مردم صحبت منع آبه
دلشوره ام برای شیرخواره ی ربابه
با صحنه ای که دیدم آهی زدل کشیدم
رو دوش یک کموندار تیر سه شعبه دیدم

  • یکشنبه
  • 23
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 07:36
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

بر سَرِ دارالاماره -(از مکه ای پسر عمو بنما نظاره) *

4310
1

بر سَرِ دارالاماره -(از مکه ای پسر عمو بنما نظاره) بر سَرِ دارالاماره
به همراه فایل صوتی سبک

از مکه ای پسر عمو بنما نظاره
معراجِ من شد بر سَرِ دارالاماره
جانم حسین، جانم حسین ای حسین جانم (2)

ای زائِر بیت الحرام بر من نظر کن
قَسَم به جان مادرت ترکِ سفر کن
جانم حسین، جانم حسین ای حسین جانم (2)

ای خامس آل عبا جان بقربانت
همره میاور اصغر شیرین زبانت
جانم حسین، جانم حسین ای حسین جانم (2)

دانلود فایل صوتی سبک

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 18:34
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

یا حسین *

3323

یا حسین ز بام کوفه می کنم تو را نظاره یا حسین!
تو هم مرا نظاره کن به یک اشاره یا حسین!
سرو به خون نشسته ام، زائر دست بسته¬ام
سلام می فرستمت از لب پاره یا حسین!
لحظه به لحظه دم به دم، مرگ دوباره دیده ام
بس که رسیده بر تنم، زخم دوباره یا حسین!
میان خندة عدو بهر تو گریه می کنم
بلکه به اشک دیده ام کنی نظاره یا حسین!
تیر به چلة کمان، کمان به دست حرمله
میا به کوفه رحم کن به شیرخواره یا حسین!
پرده کنار رفته و می نگرم به دخترت
نه معجرش بود به سر، نه گوشواره یا حسین!
هدیة حاجیان بود به مسلخ ولا یکی
مرا بود در این منا دو ماه پاره یا حسین!
به آسمان دیده ام، نظاره کن که دم به دم
در آفتاب ریختم بر تو ستاره یا حسین

  • شنبه
  • 6
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

مانده ام تنها -(بارالها من کجا روم امشب) *

4539

مانده ام تنها -(بارالها من کجا روم امشب) مانده ام تنها
به همراه فایل صوتی سبک

بارالها من کجا روم امشب
مانده ام تنها رسیده جان بر لب
دسته گل های مرا از من جدا کردند
خون به قلب خامسِ آلِ عبا کردند
ای حسین جانم حسین جانم حسین جانم(2)

ای گل زهرا پسر عمو جانم
از غریبی من بر طوعه مهمانم
گر که در دار الاماره بسته اند دستم
من به یاد آن سه ساله دخترت هستم
ای حسین جانم حسین جانم حسین جانم(2)

پر و بال مرا در کوفه بشکستند
هر دو دست مرا با ریسمان بستند
بر سَر دارالاماره دست و پا می زد
با لبِ خونین حسینش را صدا می زد
ای حسین جانم حسین جانم حسین جانم(2)

به همراه فایل صوتی سبک

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 18:41
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

مسلم تنها در کوفه *

2915

مسلم تنها در کوفه وقت غروب بود و کسی در حرم نبود
وزخیل همرهان احدی یاورم نبود
کس نیست در برم بجز از سایه تنم
آن هم چو روزرفت دگر در برم نبود
امروز کوفیان همه کردند بیعتم
آمد غروب و نیست یکی,باورم نبود
درکوچه های کوفه روان گشته ام ولی
غیر از هوای یار دگر در سرم نبود
از فرط خستگی دگرم نای راه رفت
تا اینکه طوعه در به رخ مضطرم گشود
لطفش اگر چه با من دلخسته یار بود
بیش از شبی به خانه او سنگرم نبود
فر دا رسید وگشت مرا صبح رستخیز
خواندم به اشک دیده و خون لبم سرود
یارب زبام دار العماره رسان زمن
برساحت حسین و به میر حرم درود

  • شنبه
  • 6
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 13:53
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

سوی کوفه میا -(با لب غرق خون دارد این زمزمه) *

4996
2

سوی کوفه میا -(با لب غرق خون دارد این زمزمه) سوی کوفه میا
به همراه فایل صوتی سبک

با لب غرق خون دارد این زمزمه
سوی کوفه میا، پسر فاطمه
یا حسین، یا حسین
یا حسین، یا حسین

***
ای حسین جان ببین قلب سوزانِ من
گشته خون جاری از لب و دندانِ من
یا حسین، یا حسین
یا حسین، یا حسین
***
مسلم بن عقیل گفت و بالای بام
ای عزیز دل فاطمه السلام
یا حسین، یا حسین
یا حسین، یا حسین

فایل صوتی سبک

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 18:46
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

میا کوفه، میا کوفه -(حسین، ای یوسف زهرا! میا کوفه، میا کوفه ) *

9733
9

میا کوفه، میا کوفه -(حسین، ای یوسف زهرا! میا کوفه، میا کوفه ) میا کوفه، میا کوفه
به همراه فایل صوتی سبک

حسین، ای یوسف زهرا! میا کوفه، میا کوفه
امان از ظهر عاشورا، میا کوفه، میا کوفه‏

میا کوفه، میا کوفه، که لیلا بی پسر گردد
میا کوفه، میا کوفه، که زینب خون جگر گردد
میا کوفه که می ترسم سکینه بی پدر گردد
شود آواره در صحرا میا کوفه، میا کوفه

حسین، ای یوسف زهرا! میا کوفه، میا کوفه
امان از ظهر عاشورا، میا کوفه، میا کوفه‏

میا کوفه که از تن، دست عباسّت جدا گردد
میا کوفه که اصغر، بر سر دستت فدا گردد
میا کوفه که حقّت با دم خنجر ادا گردد
به جان زینبت مولا! میا کوفه، میا کوفه
حسین، ای یوسف زهرا! میا کوفه، میا کوفه
امان از ظهر عاشورا، میا کوفه، میا کوفه‏

میا کوفه

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 18:53
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

فرزند دلبند عقیل *

4270

فرزند دلبند عقیل فرزند دلبند عقیل
به همراه فایل صوتی سبک

فرزند دلبند عقیلم
حسین را اول قتیلم
‏ خون خداوند جلیلم‏
ما را شهادت، باشد سعادت‏

زائر اول حسینم
یار امام عالمینم ‏
ما را شهادت، باشد سعادت

این صورت در خون نشسته
دسته گلم فرق شکسته
جان می دهم با دست بسته ‏
ما را شهادت، باشد سعادت

سعادتم بود قیامم
ریزد اگر آتش ز بامم
فدایی راه امامم
ما را شهادت، باشد سعادت

مرا غریب کوفه دیدند
پرده¬ی حرمتم دریدند
با لب تشنه سر بریدند ‏
ما را شهادت، باشد سعادت

لب تشنه‌ی جام ولایم
عاشق شمشیر بلایم
کوفه شده کرب و بلایم‏
ما را شهادت، باشد سعادت

من دیده گریان حسینم
ذبیح عطشان حسینم
در کوفه قربان حسینم ‏
ما را شهادت، باشد

  • شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1389
  • ساعت
  • 18:59
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم(در شهر کوفه مردی غمگین نماز می کرد) * جعفر ابوالفتحی

6360
2

شعر شهادت حضرت مسلم(در شهر کوفه مردی غمگین نماز می کرد) به مناسبت شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع)

در شهر کوفه مردی ، غمگین نماز می کرد

با خالق دو چشمش ، راز و نیاز می کرد

افشاء برای دیوار، در کوفه راز می کرد

لب را برای شکوه، از کوفه باز می کرد

ای شهر بی وفایی، ای مردم منافق

بهر دو روز دنیا، دلبستگان عاشق

با نامه های بسیار، من را فریب دادید

حکم از برای مرگ، خدّالتّریب دادید

رفت و کنار بیتی، بنشست چون یتیمان

از تشنگی لبانش، خشکیده شد فراوان

ناگه زنی ز خانه، آمد برون و پرسید

ای خسته از زمانه، اینجا چرا نشستید؟

گفتا که من غریبم ، دشمن نِیَم حبیبم

بر درد دین مردم، حقا که من طبیبم

برخیز ای مسلمان، بگذار پا بدیده

برخیز کز دو چشمم، بهر تو خون چ

  • جمعه
  • 13
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 08:53
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد