اشعار شهادت حضرت مسلم

مرتب سازی براساس

حضرت مسلم ( نوحه اول ) به همراه فایل صوتی دانلود سبک-(امید ولایت، امید حسین) *

6596
2

حضرت مسلم ( نوحه اول ) به همراه فایل صوتی دانلود سبک-(امید ولایت، امید حسین) حضرت مسلم ( نوحه اول )
به همراه فایل صوتی دانلود سبک

امید ولایت، امید حسین
شهید ولایت، شهید حسین

ســر از تــن جدا به راه خدا
سلامٌ علی مسلم ابن عقیل
سلامٌ علی مسلم ابن عقیل

به زخم تن و بازوی بسته‌اش
لب پاره و فرق بشکسته‌اش

درود و ســـلام به هر صبح و شام
سلامٌ علی مسلم ابن عقیل
سلامٌ علی مسلم ابن عقیل

سلام خدا بر تن و جان او
به خون گلوی دو طفلان او

شعــار همــه بنـی فاطمـه
سلامٌ علی مسلم ابن عقیل
سلامٌ علی مسلم ابن عقیل
شهیدی که شد کشته پیش از همه
عزادار او حضرت فاطمه

امیــد حسین شهید حسین
سلامٌ علی مسلم ابن عقیل
سلامٌ علی مسلم ابن عقیل

تن پاک او سنگ باران شده
از این غصه، خون، قلب یاران

  • سه شنبه
  • 16
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 10:57
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

حضرت مسلم ( نوحه دوم ) به همراه فایل صوتی سبک-(یاحسین کن نگهم عاشقی شد گنهم) *

8999
16

حضرت مسلم ( نوحه دوم ) به همراه فایل صوتی سبک-(یاحسین کن نگهم عاشقی شد گنهم) حضرت مسلم ( نوحه دوم )
به همراه فایل صوتی سبک
یاحسین کن نگهم عاشقی شد گنهم
بـوی عطـر قـدمت خیـزد از قتلگهم
دورم از شمع ولی، بال و پرم می‌سوزد
«بی‌تو گر آب بنوشم، جگرم می‌سوزد»
یا ابا عبدالله، یا اباعبدالله
یا اباعبدالله، یا اباعبدالله

این تو این، زخم تنم خون چکد از دهنم
ذکر «ای وای حسین» شـده آخـر سخنـم
یا حسین مردم کوفه همه، پیمان شکنند
وای اگـر سنگ، بـه پیشانـی زینب بزنند
یا ابا عبدالله، یا اباعبدالله
یا اباعبدالله، یا اباعبدالله

من شـدم یاور تو بسمل بـی‌سر تو
چه کنم گر نکنم گریه بر اصغر تو
شـرر تشنگی و کودک بی شیر، کجا؟
گلوی کودک ششماهه کجا، تیر کجا؟
یا ابا عبدالله، یا اباعبدالله
یا اباعب

  • سه شنبه
  • 16
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 11:01
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

حضرت مسلم ( نوحه سوم ) به همراه فایل صوتی سبک-(سرباز پیش از نهضت کرب و بلایم) *

5464
1

حضرت مسلم ( نوحه سوم ) به همراه فایل صوتی سبک-(سرباز پیش از نهضت کرب و بلایم) حضرت مسلم ( نوحه سوم )
به همراه فایل صوتی سبک
سرباز پیش از نهضت کرب و بلایم
تنها سفیر و نایب خون خدایم

اولیــن قتیلــم زادۀ عقیلـــم
یا حسین یا حسین
یا حسین یا حسین

ای یوسف زهرا، به حالم کن نظاره
گویم سلامت، از لب دارالعماره

با دو دست بسته با سر شکسته
یا حسین یا حسین
یا حسین یا حسین

تنها، نه من سر می‌نهم، بر خاک پایت
جان من و جان دو طفلانم فدایت

ای همه قیامم تو هستی امامم
یا حسین یا حسین
یا حسین یا حسین

تقدیم خاکت، لاله‌های پرپر من
سیلی خورد، جای رقیه، دختر من

دلم بی‌قرارت منم جان نثارت
یا حسین یا حسین
یا حسین یا حسین

شهادت ما، از برای حفظ دین است
این خط زهرا و امیرالمؤمنین است

هدایت

  • سه شنبه
  • 16
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 11:05
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

حضرت مسلم ( نوحه چهارم ) به همراه فایل صوتی سبک *

5588
2

حضرت مسلم ( نوحه چهارم ) به همراه فایل صوتی سبک حضرت مسلم ( نوحه چهارم )
به همراه فایل صوتی سبک
این دهان پرخون، این سر شکسته
می‌دهم سلامت، با دو دست بسته

سیدی یا مولا یا اباعبدالله
سیدی یا مولا یا اباعبدالله

عاشقم، عاشقی، گردیده گناهم
بام شهر کوفه، شده قتلگاهم

سیدی یا مولا یا اباعبدالله
سیدی یا مولا یا اباعبدالله

می‌گریم برای علی اکبرت
ترک این سفرکن به جان مادرت

سیدی یا مولا یا اباعبدالله
سیدی یا مولا یا اباعبدالله

گر می‌آیی کوفه، ای عزیز داور
علی اصغرت را، همرهت نیاور

سیدی یا مولا یا اباعبدالله
سیدی یا مولا یا اباعبدالله

تو بر خلق عالم، امام و امیری
مبادا برود زینبت اسیری

سیدی یا مولا یا اباعبدالله
سیدی یا مولا یا اباعبدالله

بمیر

  • سه شنبه
  • 16
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 11:08
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

نسیم بود که می رفت تا رها برود *

3815
2

نسیم بود که می رفت تا رها برود نسیم بود که می رفت تا رها برود

نسیم بود که می رفت تا رها برود

به سمت مقصد هموار نا کجا برود

نسیم بود که از کوچه های شهری لال

بلند شد که به دنبال آن صدا برود

میان راه نگاهش به کوچه ای افتاد

و پلک زد که بیاید غریبه تا برود

نقابها پس دیوارها به هم خیره

کجاست خانه ی تو ؟ مرد پس کجا برود؟

غریبه منتظر یک نگاه یک همراه

...و ماه رد شد تا پشت ابرها برود

و ذ هن کوچه از اینجا به بعد آشفته است

چگونه دل بکند زین همه وفا برود !!!

*

چه اعتبار به آن بیعتی که پوسیده

چگونه دست خدا روی دستها برود ؟

عجب صراحت تلخی ست ظلمت کوفه

چگونه این خبر آخر به کربلا برود ؟؟؟

شاعر: رضا محمدی

  • پنج شنبه
  • 18
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 03:36
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(با اضطراب و دلهره از روی بام ها) *

2227
5

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(با اضطراب و دلهره از روی بام ها) با اضطراب و دلهره از روی بام ها

باشد از این سفیر به آقا سلام ها

در رو به روی دارالعماره ز کینه ها

باشد برای کشتن من ازدحام ها

حال و هوای شهر پر از بی وفایی است

بیعت شکسته اند همه بی مرام ها

این کوفیان بی خرد و تابع هوس

شرمی نکرده اند ز روی امام ها

اسفند توی کورۀ آهن بریختند

تا بوی کسب تازه رسد بر مشام ها

برخی برای گندم و برخی برای زر

حاضر شدند تا شکنند احترام ها

چندین هزار نامه برایت نوشته اند

بوی فریب می رسد از آن پیام ها

"مولا میا به کوفه" فقط ذکر مسلم است

شاید رسد به تو همۀ این کلام ها

« من سر بریدۀ سر دارالعماره ام »

پس جان من فدای لب تشنه کام ها

شاعر: سید سعید پور هاشمی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:30
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

مثنوی روان در مصیبت مسلم (ع) - (کسی کاو با بتی شیرین، زبان همراز و همدم شد) *

4570
1

مثنوی روان در مصیبت مسلم (ع) - (کسی کاو با بتی شیرین، زبان همراز و همدم شد) کسی کاو با بتی شیرین، زبان همراز و همدم شد
به غیر از حرف او از هر چه لب بر بست ابکم شد
فرو بربست گوش جان، ز حرف این و آن چندان
که بر اسرار جانان، از سروش غیب ملهم شد

به راه دوست، داد از شوق، جان، شد زنده جاویدان
ولی غمخوار جانان گشت و دیگر فارغ از غم شد
به صد وجد و طرب بگذشت از جان در ره جانان
به یک جان عاریت، چشم و چراغ اهل عالم شد
ز هستی در گذشت آن سان، که خود شد مالک هستی
زخود بیگانه شد تا در حریم یار محرم شد
طلبکار از دل و جان گشت پیکان محبت را
که تیر جانگزا در سینه­ی او عین مرهم شد
نشان آدمیت خاکساری باشد و زاری
همه دانند آدم، چونکه بود از خاک، آدم شد
ز نخل زندگی خرما تواند خورد تماری
که

  • شنبه
  • 14
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • ایمان
ادامه مطلب

در این دیار (باب الجنه) -(در این دیار هوای نفس کشیدن نیست) *

4528
2

در این دیار (باب الجنه) -(در این دیار هوای نفس کشیدن نیست) شهادت حضرت مسلم ع

در این دیار هوای نفس کشیدن نیست
برای هیچ پری فرصت پریدن نیست
خدا به داد دل لاله های تو برسد
به ذهن این همه گلچین به غیر چیدن نیست

هزار سرو روان در پی ات روانه شدند
بلند قامتشان حیف قد خمیدن نیست!
در این کویر خود ساقی آب می گردد
برای نو گل تو وقت قد کشیدن نیست
لطیف تر ز گل یاس کودکان تو اند
که حقشان به دل خارها دویدن نیست
به التماس بگویم بیا که بر گردیم
دل لطیف مرا تاب زخم دیدن نیست

**محسن عرب خالقی**

منبع:boyepirahanehoseyn.blogfa.com

  • شنبه
  • 14
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • ایمان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کارش میان معرکه بالا گرفته بود) *

2860
5

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کارش میان معرکه بالا گرفته بود) کارش میان معرکه بالا گرفته بود

‏شمشیر را به شیوه مولا گرفته بود

‏تنها میان مردم بیعت فروش شهر

‏انبوه کینه دور و برش را گرفته­بود

‏دلواپسی غریبی امروز خود نبود

‏اما دلش به خاطر فردا گرفته­بود

‏دیدی که از ارادت دیرینه حسین

‏یک کوفه زخم در بدنش جا گرفته­بود

‏با سنگ پای بیعت او مهر می زدند

‏باور نكرد از همه امضا گرفته­بود

‏این شهر خواب بود و ندانست قدر او

‏هو شب بوای مردمش احیا گرفته­بود

جرمش چه بود؟ نسبت نزدیک با علی

‏أن شعله­ها برای همین پاگرفته بود

شاعر: محمد ارجمند

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:32
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

مرثیه شهادت حضرت مسلم (ع) (تصویر ماه را کسی از چاه می کشد) *

2227
1

مرثیه شهادت حضرت مسلم (ع) (تصویر ماه را کسی از چاه می کشد) تصویر ماه را کسی از چاه می کشد

شب رو به کوفه می کند و آه می کشد

سمت وقوع فاجعه‌ای تازه پا گذاشت

مرد غریبه ای که به دروازه پا گذاشت

افتاد ماه روی زمین و جنازه شد

تاریخ زخم کهنه اش انگار تازه شد

این سوگ بادهاست که هی زوزه می‌کشند

در شهر، گرگ‌ها به زمین پوزه می کشند

حالا دوباره کوفه سراسر کبود شد

پهلوی نخل های تناور کبود شد

تو می رسی و فاجعه آغاز می شود

درهای دوزخ از همه سو باز می شود

بیهوده است موعظه در گوش مرده ها

این شهر، خواب رفته در آغوش مرده ها

در گوش، با صدای تو انگشت می کنند

فریاد می زنی و به تو پشت می کنند

افکار مرده در سرشان خاک می خورد

در خانه اند و خنجرشان خاک می خورد

  • یکشنبه
  • 28
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 15:37
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)-(این خلق نابكار به ما پشت پا زدند) * وحید قاسمی

2882
5

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)-(این خلق نابكار به ما پشت پا زدند) این خلق نابكار به ما پشت پا زدند
در ابتدای راه، حقیرانه جا زدند
ما را به چند كیسه ی درهم فروختند
مولا میا به كوفه،كه قید تو را زدند

از پشت بام بر سر این پیك نامه بر
با خنده سنگ های زمخت جفا زدند
هرسنگشان دقیق به لب می خورد حسین
از آن هزار سنگ،یكی را خطا زدند!؟
آن هم كه خورد گوشه ی پیشانیم،ولی
با قصد امتحان به جبین شما زدند
تا روی میخ جلوه نمایی كند سرم
از خون به گیسوان سپیدم حنا زدند
افتادم از بلندی و غضروف های من
با لحن جانگداز، شما را صدا زدند
ما سه هفته بعد شنیدم ز روی دار
طبل شروع غائله ی كربلا زدند

شاعر: وحید قاسمی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:34
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

نوحه سینه زنی در باره استقبال از محرم و شهادت حضرت مسلم به همراه سبک نوحه-(دوباره فصل غم اومد) *

17362
41

نوحه سینه زنی در باره استقبال از محرم و شهادت حضرت مسلم به همراه سبک نوحه-(دوباره فصل غم اومد) به همراه دانلود سبک

دوباره فصل غم اومد
ماه اشک و شبنم اومد
شهر ما مشکی به تن کرد
عاشقا محرم اومد
ممنونم ما رو خریدی
گناهامون رو ندیدی
امسالم راهم دادی ارباب
به تنم مشکی پوشیدی
حال ماها دیدنیه،اشکامون خندیدنیه
ماه عاشورا خوندن،رو تل زینبیه
(حسین ابا عبدالله،حسین ابا عبدالله،حسین ابا عبدالله) 2

ماه روضه های مقتل
زینب و روضه رو تل
میمیرم زنده میشم با
روضه های مشکِ یک یل
بزنید به سیم آخر
به یاد ارباب بی سر
یکی بین سینه زن ها
هی میگه غریبه مادر 2
رقیه بی قراره ، رباب آروم نداره
شبا میبینه تو خواب ، گلوی پاره پاره
(حسین ابا عبدالله،حسین ابا عبدالله،حسین ابا عبدالله) 2
کوچه ها تاریک و سرده
خالی از

  • جمعه
  • 27
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 16:23
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(در چشم­ها طراوت باغ ترانه نیست) *

2264
2

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(در چشم­ها طراوت باغ ترانه نیست) در چشم­ها طراوت باغ ترانه نیست

ا ینجا نگاه آینه هم صادقانه نیست

وقتی درختها همه سرنیزه می شوند

‏برگی برای ساختن آشیانه نیست

پشت سر عدا لت من حرف می زنند

این طایفه تشهدشان مومنانه نیست

ازکارگاه رونق آهنگران شهر

پرسیده ام ز عاطفه اینجا نشانه نیست

پوسیده است بیعت چوبین مردمش

قابل برای تعارف بر موریانه نیست

هم پشت بام شهر مرا سنگ می زنند

هم اعتماد تکیه به دیوار خانه نیست

این دستهای سخت و خشن راکه دیده ام

دندانه های کندن کیسوست، شانه نیست

شاعر: رضا جعفری

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

زمینه - حضرت مسلم (ع)-همراه با سبک *

3739
4

زمینه - حضرت مسلم (ع)-همراه با سبک بین اشک این چشمای من – ببین بغض این شبهای من

پشیمونم که گفتم آقا – بیا کوفه ای مولای من

ذکر وداع من امشب ِ میا حسین

دلم پریشون زینب ِ میا حسین

یه چند وقته که رو لبهایم -- نواهایی غریب می آید

گهی امن یجیب می خوانم – گهی شیب الخضیب می آید

همه سرگرم خیزران کندن – همه مشغول کعبه نی سازی

یه چند وقته که بازی طفلان – شده از بام ها سنگ اندازی

شب فراغ من امشب ِ میا حسین

دلم پریشون زینب ِ میا حسین

گمانم قصد حنجری را – چشم از چشم حرمله خوانده

به تو سوگند که زانوانم را – حجم تیر سه شعبه لرزانده

به کوفه هرکه رفته میداند – صدقاتی به رایگان دارد

بیا برگرد از سفر مولا – کوفه بازار بردگان دارد

دل

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 18:36
  • نوشته شده توسط
  • شاکرحق
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کی می شود سحر، شب تنهاییم حسین) *

2413
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کی می شود سحر، شب تنهاییم حسین) کی می شود سحر، شب تنهاییم حسین

کس نیست آگه از دل شیداییم حسین

‏پایم ز راه مانده و دستم به ریسمان

درکوچه­های کوفه تماشاییم حسین

‏من را نشان دهند به انگشت کوفیان

عشقت کشیده است به سوداییم حسین

‏از بسکه خون گریسته­ام از فراق تو

از دیده رفته قدرت بیناییم حسین

‏غم نیست گر بود به تن من هزار زخم

زخم زبان ربوده شکیباییم حسین

‏در زیر تیغ عشق چوگل خنده می­کنم

بالای دار گرم دل آراییم حسین

اینجا سخن ز نیزه و از جسم اکبر است

دلخون بیاد آن گل لیلاییم حسین

اینجا سخن زکودک و از گاهواره است

از دور من به نغمه لالاییم حسین

اینجا سخن ز سیلی و طفل سه ساله است

من هم بیاد صورت زهراییم حسین

شاعر:سید

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:46
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

سوگواره حضرت مسلم بن عقیل -( خدایا ببین که جوانی شکسته ) * امیر عظیمی

2187
3

سوگواره حضرت مسلم بن عقیل -( خدایا ببین که جوانی شکسته  ) خدایا ببین که جوانی شکسته
دعا می کند با زبانی شکسته
دل زخمی اش روی دارالعماره
نظر کرده بر آسمانی شکسته
دعا کرده با آن لب زخم خورده
دعا کرده با استخوانی شکسته

شه عالمینم نیاید به کوفه
خدایا حسینم نیاید به کوفه

سرش زیر تیغ و دلش پر شراره
نظر می کند روی دارالعماره
به دروازه ی کوفه گاهی وگاهی
به هر کوچه که می نماید نظاره
می افتد بیاد همان دم که یک زن
حرامی است دورش فزون از ستاره

خدا! زینبینم به کوفه نیایند
کنار حسینم به کوفه نیایند

حسین جان! زکوفی وفا رخت بسته
ز دلهای این ها صفا رخت بسته
حسین! کوفیان جمله شیطان پرستند
ز سجّاده هاشان خدا رخت بسته
مسلمان و غیر مسلمان ندارد
از این خیره سر ها حیا

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(امیر کوفه که یک آسمان جلالت داشت) *

2720
4

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(امیر کوفه که یک آسمان جلالت داشت) امیر کوفه که یک آسمان جلالت داشت

ندانم از چه به صورت غبار غربت داشت

به کوفه وارث یک کربلا مصیبت بود

کسی که در دل خود یک جهان محبت داشت

درون خانه هانی نکشت دشمن را

ز بس وفا و جوانمردی و مروت داشت

نهان ز مردم کوفه لبش به هم می خورد

در آن سیاهی شب با حسین صحبت داشت

ز خوردسالی خود در مدینه چون عباس

به سیدالشهدا الفت و ارادت داشت

شاعر:حاج غلامرضا سازگار

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:51
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(چه قدر فاصله دارد سر من و سر تو) *

2940
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(چه قدر فاصله دارد سر من و سر تو) چه قدر فاصله دارد سر من و سر تو

‏خدا کند که بیفتد دوباره محضر تو

به راه آمدن تو نشسته دلخسته

فراز دار الاماره سر کبوتر تو

اگر که نامه نوشتم بیا، پشیمانم

میا که کوفه گرفته بهانه سر تر

میا که نقشه کشیدند مردمان یهود

برای بردن خلخال پای دختر تو

‏ میا که نیزه فروشان شهر میخوانند

دعای رزق به پای گلو و حنجر تو

میا که نعره کشان سوی تو روانه شدند

برای هلهله پیش علی اکبر تو

عمود آهن و نیزه فراهم آوردند

برای فرق علمدار و چشم حیدر تو

میا که حرمله دارد سه شعبه می سازد

برای بوسه گرفتن ز حلق اصغر تو

شاعر:علی اشتری

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(گر بر سر دارم خبر از یار بیارید) *

2562
5

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(گر بر سر دارم خبر از یار بیارید) گر بر سر دارم خبر از یار بیارید

بر کشته من جان دگر بار بیارید

آرید اگر مژده از آن نرگس بیمار بیارید

بهر دل بیمار پرستار بیارید

با آن که گل باغ وفا بوی نکردید

بر من خبر از آن گل بی خار بیارید

بیهوده مرا سنگ زنید از در و از بام

من عاشق جان باخته ام دار بیارید

خواهید اگر عاقبت عشق ببینید

فردا چو شود روی به بازار بیارید

شاعر:علی انسانی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(چون میسر نشوم فرصت دیدار شما) *

2749
2

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(چون میسر نشوم فرصت دیدار شما) چون میسر نشوم فرصت دیدار شما

ما که رفتیم خداوند نگهدار شما

نامتان روی علم بود و ز دستم افتاد

کاش برداردش از خاک علمدار شما

جرم عشق است که صیاد چنین بسته مرا

او ندانست که مائیم گرفتار شما

خسته بودم اگرم دست به دیواری رفت

ور نه تکیه نکنم جز سر دیوار شما

دیده ی پنجره بسته است به دیدار بهار

دام پائیز کمین کرده به گلزار شما

باد هم از نفس افتاده و یاری نکند

شرح حالی دهد از پیک سرِ دار شما

جان آقا نکند تشنه بیایی این جا

آب هم نیست در این شهر طرف دار شما

پشت هر بام کمین کرده کسی منتظر است

سنگ ها دیده به راهند به دیدار شما

شاعر:محمد عظیمی

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(شـــب هم چو قلــب مردم ایـن جا ســیاه نیـست) *

2224
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(شـــب هم چو قلــب مردم ایـن جا ســیاه نیـست) شـــب هم چو قلــب مردم ایـن جا ســیاه نیـست

حال ســفیر بی کـس تــو رو بـــه راه نـــیست

جـــز مـــکــر از اهـــالی این جا نــدیــــده ام

دیــوار هــم سفیر تــو را تــکــیه گـاه نیــست

آوارگــی مـــن بـــه تـــماشـــا کشـــیده اســت

در ایـــن دیار بهـــر غــریــبان پنــاه نـیــست

تـــرسم بود کـــه ســاقی تان را نــظر زنــنـد

چشـــــمی برای دیـــدن رخـــسار مــاه نیست

این قدر گویمت که در این شهر خون پرست

مــُـثــــله نـــمودن تـــن کشـــته گـــناه نـیست

شاعر:محمد حسین رحیمیان

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:15
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم،(کوچه گردِ غریب میداند) *

1714
5

اشعار شهادت حضرت مسلم،(کوچه گردِ غریب میداند) کوچه گردِ غریب میداند

بی کسی در غروب یعنی چه

عابرِ شهرِ کوفه می فهمد

بارشِ سنگ و چوب یعنی چه

**

صف به صف نیتِ جماعت را

بر نمازِ امام می بستند

همه رفتند و بعد از آن هم

در به رویش تمام می بستند

**

در حکومت نظامیِ کوفه

غیرِ طوعه کسی پناهش نیست

همه در را به روی او بستند

راستی او مگر گناهش چیست

**

ساعتی بعد مردمِ کوفه

روی دارالعماره اش دیدند

همه معنای بی کسی را از

لب و ابرویِ پاره فهمیدند

**

داد میزد: حسین آقا جان

راهِ خود کج نما کنون برگرد

تا نبیند به کربلا زینب

پیکرت رابه خاک وخون برگرد

**

دست من بشکند ولی دستت

بهرِ انگشتری بریده مباد

سرِ من از قفا جدا بشود

حنجرت از قف

  • چهارشنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(داغ نشسته بر جگرم را شماره نیست) *

3464
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(داغ نشسته بر جگرم را شماره نیست) داغ نشسته بر جگرم را شماره نیست

شب هم شبیه چشم ترم پر ستاره نیست

خورشید من! به سبزی عمامه ات قسم

این جا هوا گرفته و اصلاً بهاره نیست

آقا بمان و حج خودت را تمام کن

چشمی به خیر مقدم تو در نظاره نیست

پای پیاده در دل هر کوچه دیده ام

حتی برای یاری تو یک سواره نیست

گیرم که شب سحر شود اما چه فایده

عمری برای نامه نوشتن دوباره نیست

حالا به پایِ دارم و دستم به دامنت

تنها حلال کن که دگر راه چاره نیست

حتماً سری به سر در دروازه ها بزن

دیدی اگر سرم سر دارالعماره نیست

شاعر:محمد امین سبکیار

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(دل من بر سر این دار صفایی دارد) *

4787
8

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(دل من بر سر این دار صفایی دارد) دل من بر سر این دار صفایی دارد

وه که این شهر چه بام و چه هوایی دارد

خانه ی پیرزنی خلوت زاویه من

هر که شد وحی به او، غار حرایی دارد

شب که شد داد زدم کوفه میا کوفه میا

مرغ حق در دل شب صوت رسایی دارد

پیکرم تا به زمین خورد صدا کرد حسین

شیشه از بام که افتاد صدایی دارد

پشت دروازه مرا فاتحه ای مهمان کن

تا بدانند که این کشته خدایی دارد

هم سرم بی بدن و هم بدنم بی کفن است

حالم از قسمت آینده نمایی دارد

در سر بی بدنم هست هزاران نکته

سورهٔ ما نیز بسم الله و بایی دارد

دید خورشید که در بردن این نامه شدم

دست بر دامن هر ذره که پایی دارد

شاعر:رضا جعفری

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)-(صبح شد یک طرف سرم افتاد) * علی اکبر لطیفیان

3519
6

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)-(صبح شد یک طرف سرم افتاد) صبح شد یک طرف سرم افتاد
یک طرف نیز پیکرم افتاد
از روی پشت بام افتادم
با علیک السلام افتادم
بدن من شکست خوشحالم
سر راهت نشست خوشحالم
بی سبب نیست اینکه خوشحالم
زن و بچه نبود دنبالم
آی مردم سپاه بی نفرم
صبح خالی نبود دور و برم
حرفی از زخم با پرم مزنید
این همه سنگ بر سرم مزنید
آی مردم گناه من عشق است
بهترین اشتباه من عشق است
آی مردم کمی حیا بد نیست
بی وفاها کمی وفا بد نیست
سنگ خوردم شکست گونه ی من
غصه خوردم شکست روزه ی من
نفسم را اسیر کردم و بعد
وسط کوچه گیر کردم و بعد...
کوچه هایی که تنگ و باریکند
روز هم چون شبند تاریکند
بدی کوچه های تنگ این است
می شود هر طرف رهت را بست
مثلاً کوچه ای که زهرا رفت

  • چهارشنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر شهادت مسلم بن عقیل از سید علی احمدی -( نیا به کوفه که بر قتلت افتخار کنند ) * سید علی احمدی

3338
3

شعر شهادت مسلم بن عقیل از سید علی احمدی -(  نیا به کوفه که بر قتلت افتخار کنند ) نیا به کوفه که بر قتلت افتخار کنند
برای سنگ زدن بر سرت، قمار کنند
نیا به کوفه که صیادهای گرگ صفت
غزال های بیابانتان شکار کنند
نیا به کوفه که تیرِ سه شعبه، زهرآلود
نصیب حنجر گلگون شیرخوار کنند
نیا که تشنه، میان دو رود، سیرابت
ز تیر و نیزه و شمشیرِ آبدار کنند
نیا که چشمِ تو از تشنگی و داغ جوان
شبیه عصر پر از التهاب، تار کنند
نیا که ساحل رود فرات را این قوم
ز خون اکبر و عباس، جویبار کنند
نیا که فرقۀ بی شرم، دخترانت را
بر اشتران اسیری خود سوار کنند
نیا که اهل و عیالت برای حفظ نقاب
گهی پناه به هم برده، گه فرار کنند
ببین، به زمزمه در گوشِ دختران و زنان
چگونه وعدۀ خلخال و گوشوار کنند
برای قاسمِ خود ج

  • جمعه
  • 11
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 05:13
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت مسلم (ع)-همره قافله‌ي كرب و بلا *

3153
3

شعر شهادت حضرت مسلم (ع)-همره قافله‌ي كرب و بلا همره قافله ي كرب و بلا
دختري بود ز مسلم به نوا
همه شب ذكري و حاجاتي داشت
صوت جانسوز و مناجاتي داشت

كاي خدا چشم اميدم به در است

تا كي آخر پدرم در سفر است
كاش بابم ز سفر مي آمد
زان سفر كرده خبر مي آمد
آن دل افسرده در آن شدت غم
ديد در بين غزالان حرم
پسر فاطمه همچون پدرش
ميكشد دست يتيمي به سرش
گفت اي سوخته عالم ز غمت
بر سرم سايه ي لطف و كرمت
شده از لطف تو خون بر جگرم
من مظلومه مگر بي پدرم
فاش برگو چه خبر آمده است
پدرم را چه به سر آمده است
گفت اي دسته گل زيبايم
من از امروز تورا بابايم
دختر كوچك من خواهر توست
خواهر غم زده ام مادر توست

شاعر:حاج غلامرضا سازگار

  • چهارشنبه
  • 1
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:08
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم،(ای حسین جـــــــانم، کوفه شد زنــــــــــــــــدان و من زندانی آنم) *

3923
7

اشعار شهادت حضرت مسلم،(ای حسین جـــــــانم، کوفه شد          زنــــــــــــــــدان و من زندانی آنم) ای حسین جـــــــانم، کوفه شد زنــــــــــــــــدان و من زندانی آنم
اولین قـــربانی این عید قربانم من فدایــــــی در ره اسلام و قرآنم
مُسلمت باشد، بی کس و بی یار ســــــــــــر نهد از غم در بر دیوار
در کــــــف اعدا، من گرفتارم مــــــــــــی کشد آخر، بر سر دارم
کوفیان کردند، بی کس و یارم شد فدای راه حق گویی سر و جانم
بوی خـوش آید، از در و دیوار از پـــــــــــــی قتلم، زد منادیِ جار
می شـــــود نعشم، بر فراز دار بعــــــــد من جان تو و جان یتیمانم
دشمنـان آخر، ره بــه من بستند دوستــــــــــــان عهدِ بسته بشکستند
پیکــــرم را با نگ کــین خستند غیر یک تــن کس نم اشد دگر یارم
پــــیروی کردم، خــ

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کوچه گردي نکن حبيب خدا) *

4380
3

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(کوچه گردي نکن حبيب خدا) کوچه گردي نکن حبيب خدا

ميهماني تو منزلت داري

دعوتت کرده اند اين مردم

تو از اين کوفه دست خط داري

**

رو نزن گوششان کَر است امشب

با غم بي کسي مداراکن

همه دارند ميروند آقا

بيصدا گريه کن تماشا کن

**

اي ولي فقيه دلخسته

اي ابَر مرد قهرمان چه خبر؟

....نامه دادي حسين برگردد؟

از امام زمانمان چه خبر؟

**

باز هم بي بصيرتي کردند

جهلشان کار دستشان داده

لقمه هاي حرام را خوردند

دل بريدند از شما ساده

**

چاله کَندَند بر سر راهت

تا که گودال را مَحَک بزنند

ريسمانِ جهالت آوردند

تا به زخم دلت نمک بزنند

**

کوفه بال و پر شما را بست

کُنج ديوارِ ِخسته افتادي

تنگي کوچه هاش باعث شد

ياد پهلو شکس

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(در شهر کوفه مردی ، غمگین نماز می کرد) *

2503
1

اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)،(در شهر کوفه مردی ، غمگین نماز می کرد) در شهر کوفه مردی ، غمگین نماز می کرد

با خالق دو چشمش ، راز و نیاز می کرد

افشاء برای دیوار، در کوفه راز می کرد

لب را برای شکوه، از کوفه باز می کرد

ای شهر بی وفایی، ای مردم منافق

بهر دو روز دنیا، دلبستگان عاشق

با نامه های بسیار، من را فریب دادید

حکم از برای مرگ، خدّالتّریب دادید

رفت و کنار بیتی، بنشست چون یتیمان

از تشنگی لبانش، خشکیده شد فراوان

ناگه زنی ز خانه، آمد برون و پرسید

ای خسته از زمانه، اینجا چرا نشستید؟

گفتا که من غریبم ، دشمن نِیَم حبیبم

بر درد دین مردم، حقا که من طبیبم

برخیز ای مسلمان، بگذار پا بدیده

برخیز کز دو چشمم، بهر تو خون چکیده

لب تشنه بود مسلم، آورد بهر او آب

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد