شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس
 مظاهر کثیری نژاد

واحد سنگین شب سوم محرم -( اگر چه آسمون گرفته، باغ دلا خزون گرفته ) * مظاهر کثیری نژاد

6914
14

واحد سنگین شب سوم محرم -( اگر چه آسمون گرفته، باغ دلا خزون گرفته ) اگر چه آسمون گرفته، باغ دلا خزون گرفته
رقیه تازه جون گرفته
آخه بابام مسافرت بود اومد
ولی پر از خاکستر و دود اومد
توی خرابه معطلم، بابا بیا کن بغلم، که غم شده قاتل من
گفتم بیا...نه با سرت، کجاس پس اون بال و پرت؟، بازی نکن با دل من
اونقده داد زدم که دیگه کم آوردن، صدات زدم آوردن، سرو واسم آوردن
زخم سر تو رو با نیزه هم آوردن، دیگه بدم آوردن، سرو واسم آوردن
(وای! ای یچه ها خبر خبر! بابام رسیده از سفر)(3)
********
مثل خرابه ام خرابه ، بی معجری واسم عذابه
روز شونه ها جای طنابه
من که از اول اینجوری نبودم
خوب نمی شه دیگه تن کبودم
افتادم از نای و نفس، می زدنم از پیش و پس، شکسته بال و پر من
تفریحشون بود

  • سه شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 07:56
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محمد مهدی عبدالهی

دیگر نمی آید صدایی از لبانم * محمد مهدی عبدالهی

2380
3

دیگر نمی آید صدایی از لبانم السلام علیک یا رقیه بنت الحسین
ابری شده چشمان من، ای آسمانم
دیگر نمی آید صدایی از لبانم
این زَجر ملعون زد مرا،چشمم شده تار
قرآن بخوان شیبُ الخضیب و همزبانم
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 10
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای سر که پر خونی به چشمم آشنایی)به همراه سبک سنتی *

3695
6

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای سر که پر خونی به چشمم آشنایی)به همراه سبک سنتی ای سر که پر خونی به چشمم آشنایی
گویا سر بابم حسین سر جدایی
سرت بنازم ای پدر
شبم ز رویت شد سحر

پدر حسین جان
از لطف خود شرمنده ام کردی پدر جان
گر مرده بودم زنده ام کردی پدر جان
اما چرا دیر آمدی
رفتی جوان، پیر آمدی
پدر حسین جان
چون تو مهی ویرانه را روشن نکرده
با سر کسی از دخترش دیدن نکرده
سرت شده مهمان من
کو پیکرت جانان من
پدر حسین جان
در جمع ما تا آشیان کردی پدر جان
با چشم دنبال که می گردی پدر جان
نگاهِ یاری می کنی
یا سرشماری می کنی
پدر حسین جان
در کوفه یک دم آمدی و زود رفتی
دیدی که زینب بی تحمل بود و رفتی
رفتی و امشب آمدی
چون اشک زینب آمدی
پدر حسین جان
من کار سقایی به اشک دیده دارم
مهمان نوازی

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:17
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار و مدایح طفل مظلوم کربلا حضرت رقیه(س) -( سر بریده ی بابای من کجا بودی ) * عباس شاکری

40

اشعار و مدایح طفل مظلوم کربلا حضرت رقیه(س) -( سر بریده ی بابای من کجا بودی ) سر بریده ی بابای من کجا بودی
خوش آمدی به روی پای من کجا بودی
چه زخم و زار و کبود و چه پر ورم هستی
شبیه صورت و سیمای من کجا بودی
برای دیدن تو بس که من کتک خوردم
شده چو فاطمه اعضای من کجا بودی
تو آمدی و خرابه ستاره باران شد
ستاره ی همه شبه ای من کجا بودی
بیا به خاطر من نه به خاطر عمه
همیشه خورده کتک جای من کجا بودی
ز بس تو را صدا زده ام من تو را ای سر
نفس نمانده در این نای من کجا بودی
لب تو زخم و شکسته ز کینه دندانت
چه آمده به سرت وای من کجا بودی
خدا تویی پدرم؟ بوی نان نمی دادی
مگر شقایق زیبای من کجا بودی
شاعر : عباس شاکری

  • شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(شب است و خورشید و خرابه و من)به همراه سبک سنتی *

4002
8

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(شب است و خورشید و خرابه و من)به همراه سبک سنتی شب است و خورشید و خرابه و من
سـرِ پـدر گرفتـه‌ام بــه دامــن
من و دو چشم پرستاره تو و گلوی پاره پاره
یا ابتا آجرک الله

****
ماه به خاکستر نشسته بابا
پیشانی‌ات چرا شکسته بابا
سر تو را به بر بگیرم دعا کن ای پدر بمیرم
یا ابتا آجرک الله
****
در خیر مقدم اشک و ناله دارم
از زلف خون گرفته لاله دارم
من که همای بام عرشم خاک خرابه شده فرشم
یا ابتا آجرک الله

من روضه خوان کوچک حسینم
طفلـم و لیکـن کـودک حسینم
اینجا حسینیه شام است برلب من خنده حرام است
یا ابتا آجرک الله
****
اگر چه مـا را لحظه‌ای امان نیست
قرآن بخوان اینجا که خیزران نیست
قرآن بخوان تا بزنم من بوسه به‌جای چوب دشمن
یا ابتا آجرک الله
****
هد

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:34
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر اربعین امام حسین (ع) -(عمه جان این سر منور را) * علی اکبر لطیفیان

11268
33

شعر اربعین امام حسین (ع) -(عمه جان این سر منور را) عمه جان این سر منور را
کمکم می کنی که بردارم؟!
شامیان ای حرامیان دیدید
راست گفتم که من پدر دارم!
***
ای پدر جان عجب دلی دارم
ای پدر جان عجب سری داری
گیسویم را به پات می ریزم
تا ببینی چه دختری داری
***
ای که جان سه ساله ات بابا
به نگاه تو بستگی دارد
گر به پای تو بر نمی خیزم
چند جایم شکستگی دارد
***
آیه های نجیب و کوتاهم
شبی از ناقه ها تنزل کرد
غنچه های شبیه آلاله
روی چین های دامنم گل کرد
***
دستی از پشت خیمه ها آمد
لا جرم راه چاره ام گم شد
د رهیاهوی غارت خیمه
ناگهان گوشواره ام گم شد
***
هر بلایی که بود یا می شد
به سر زینب تو آوردند
قاری من چرا نمی خوانی؟!
چه به روز لب تو آوردند؟!
***
چشمهای ستا

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 04:26
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ديشب كه خوابيدي، دوباره خواب ديدي)به همراه سبک سنتی *

3123
6

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ديشب كه خوابيدي، دوباره خواب ديدي)به همراه سبک سنتی ديشب كه خوابيدي، دوباره خواب ديدي...
لبخند تو ميگفت خوابِ آب ديدي
خاكي شده پيراهنت- آتش گرفته دامنت
لالا عزيزم- لالا عزيزم(تكرار)

*
تو آفتابي دخترم- بايد بخوابي دخترم
تا بچه هاي... خيمه بخوابند
لالا عزيزم- لالا عزيزم(تكرار)
2
از صبح عاشورا كه خوابيدي كنارم...
با گريه، مرگ لاله ها را مي¬شمارم
چَشمان مادر را ببين- گلهاي پرپر را ببين
لالا عزيزم- لالا عزيزم(تكرار)
*
تو آفتابي دخترم- بايد بخوابي دخترم
تا بچه هاي... خيمه بخوابند
لالا عزيزم- لالا عزيزم(تكرار)

3
خورشيد آمد، بوته هاي ياس رفتند
خوابيده بودي، اكبر و عباس رفتند
اي دختر من، فاطمه!- خالي شده جاي همه
لالا عزيزم- لالا عزيزم(تكرار)
*
تو آفتا

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:39
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(امشب آمد به برم آفتـاب سحرم)به همراه سبک سنتی *

4161
8

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(امشب آمد به برم آفتـاب سحرم)به همراه سبک سنتی امشب آمد به برم آفتـاب سحرم

همه بیدار شوید که رسیده پدرم

ای دو چشمـان پـر از اشک تو آیینه‌ی من

من روی خاک نشستم تو روی سینه‌ی من

ماه خاکستریم همرهت می‌بریم

آه از بــی‌پدری چــه مبــارک سحری

من به چشمت نگرم تو به اشکم نگری

کــی روا بــود مــرا قـاتلت آواره کند

فرق تو بشکند و گوش مـرا پـاره کند

ماه خاکستریم همرهت می‌بریم

روی تو خون آلود روی من گشته کبود

یابن زهرا تو بگو جرم ما و تـو چـه بود

هیچ دانی چه رسیده به تن عمّه‌ی من

جـای سالـم نبـود بـر بدن عمّه‌ی من

ماه خاکستریم همرهت می‌بریم

شامیـان رقصیدنــد اشـک مــا را دیدند

هم به ما سنگ زدند هم بـه مـا خندیدند

همـه از حکـم خــدا یک

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (کاروان رفت و من سوخته دل جا ماندم ) *

2546
4

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (کاروان رفت و من سوخته دل جا ماندم ) کاروان رفت و من سوخته دل جا ماندم
آه کز ناقه بیـــــــفتادم و تنها ماندم
همرهان بی خبر از من بگذشتند و دریغ
من و حشت زده در ظلمت صحرا ماندم
در پی قافله بســیار دویدم اما
پایم ازخار زرَه ماند و من از پا ماندم
کودکی خسته و شب تیره و این دشت مخوف
چکنم رو به که آرم که زره واماندم
ای پدر گر به سرم پا بگذاری چه خوش است
که در این بادیه از قافله بر جا ماندم
در میان اسرا مونس من زینب بود
که چنین دور هم از زینب کبری ماندم
زد مؤید به حریم رضوی بوسه و گفت
لله الحمد که بر درگه مولا ماندم
سید رضا مؤید

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:28
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای رخ تـو مـاه عــزاخانه‌ام ســرزده آمـدی بـه ویرانه‌ام)به همراه سبک سنتی *

3549
8

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای رخ تـو مـاه عــزاخانه‌ام ســرزده آمـدی بـه ویرانه‌ام)به همراه سبک سنتی ای رخ تـو مـاه عــزاخانه‌ام ســرزده آمـدی بـه ویرانه‌ام

همسفـر بـی سرم خوش آمدی در برم

مِنَ الّذی اَیْتَمَنی یا اَبا

شانه ندارم که به مویت زنم بوسه به رگ‌های گلویت زنم

به من نظر کن دمی نـوازشم کن کمی

مِنَ الّذی اَیْتَمَنی یا اَبا

ای به فدای لب عطشان تو بگـو چـرا شکسته دنـدان تو

بگـو که چوبت زده؟ بر لـب خـوبت زده

مِنَ الّذی اَیْتَمَنی یا اَبا

کنـار ویرانه‌ام امشب بمان ختم مرا بگیر و قرآن بخوان

بمـان مـرو از برم تـا نــفس آخـرم

مِنَ الّذی اَیْتَمَنی یا اَبا

سه ساله‌ام کـوه بلا برده‌ام در بغـل عمـه کتک خورده‌ام

هـم پـدرم عمه بود هـم سپرم عمه بود

مِنَ الّذی اَیْتَمَنی یا اَبا

کرب و

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:01
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (الا ای گل که پرپر زیر خاکی) *

2747
1

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (الا ای گل که پرپر زیر خاکی) از لحظه های اول شام غریبان
رنج اسارت دیده ام در این خرابه
وقت وداعت بوسه ای بر من ندادی
از کار تو رنجیده ام تا این خرابه
بعد از علی اصغرت سوگند بابا
تنها به تو خندیده ام تا این خرابه
از لحظه برگشت اسب بی سوارت
با عمه ام نالیده ام تا این خرابه
از خارجی بودن یتیمی یا اسیری
من حرفهای بشنیده ام تا این خرابه
از ترس اینکه از سر نیزه بیفتی!
من بارها ترسیده ام تا این خرابه
از دیدن روی خبیث شمر و أخنس
چون جوجه ای لرزیده ام تا این خرابه
بابا زبس دیر آمدی من پیر گشتم
من صد قیامت دیده ام تا این خرابه
از بعد توهینی که بر لعل لبت شد
قربان شدن شد ایده ام تا این خرابه
جواد حیدری

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:15
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت رقیه(ع) (ای ماه خون گرفته که امشب برآمدی) *

3042
4

مدح ومراثی حضرت رقیه(ع) (ای ماه خون گرفته که امشب برآمدی) ای ماه خون گرفته که امشب برآمدی
نازم سرت به سر کشی از دختر آمدی
تو باغبان عشقی و از دشت لاله ها
در پیش یک چمن گل نیلو فر آمدی
دشمن گرفته کلبه مارا زچار سو
ای دلنواز من زکدامین در آمدی
راضی به زحمت تو نبودم که این چنین
بر دیدن رقیه خود با سر آمدی
جالن منی که بر لب من آمدی پدر
عمر منی که گوشه ویران سر آمدی
ای از سفر رسیده چه آوردی ارمغان
دست تهی چرا به بر دختر آمدی
یادم بود که رفتی و اصغر به دوش تو
اینک چرا بدون علی اصغر آمدی
از بزم ما خرابه نشینان دگر مرو
ای ماه خون گرفته که امشب برامدی
سید رضامؤید

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:02
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع)- (كليم بي كفن كربلاي ميقاتي) * وحید قاسمی

2762
3

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع)- (كليم بي كفن كربلاي ميقاتي) كليم بي كفن كربلاي ميقاتي
خليل بت شكن كعبه ي خراباتي
چه فرق مي كند آخر به نيزه يا گودال؟
هميشه و همه جا تشنه ي مناجاتي
نخوان كه نور كتاب خدا ندارد راه
به قلب سنگي اين مردم خرافاتي
كنار نيزه ي تو گريه مي كند يحيي
شنيده معني ذبح العظيم آياتي
نگاه لطف تو يك دير را مسلمان كرد
مسيح من چقدر صاحب كراماتي!
توان ناقه نشيني به دست و پايم نيست
خدابه خير كند،واي عجب مكافاتي
شنيده ام كه سفر رفته اي ولي بابا
براي من نخري گوشواره سوغاتي

شاعر : وحید قاسمی

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:26
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (اي همسفر به نيزه مرا جز تو ماه نيست ) *

2749
3

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (اي همسفر به نيزه مرا جز تو ماه نيست ) اي همسفر به نيزه مرا جز تو ماه نيست
من را به غير روي تو شوق نگاه نيست
در اين سه ساله غير تو ذكري نگفته ام
شكر خدا كه عمر كم من تباه نيست
با شك نگاه موي سپيد از چه مي كني
آري رقيه تو منم اشتباه نيست
هر منزلي كه آمده ام زخم خورده ام
شام كسي چو شام تن من سياه نيست
ديگر مجاب رفتن با عمه ام مكن
دستم وبال گردن و پايم به ره نيست
فهميده ام ز سيلي و شلاق و سلسله
ما را به غير دامن عمه پناه نيست
با اينكه كودكان همه زخمي و خسته اند
اما تن كسي چو تنم راه راه نيست
بابا بگو كه چشم عمو غيرتي كند
اينجا غير طعنه و تير نگاه نيست
علي اشتري

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 12:32
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان)به همراه سبک سنتی *

3768
5

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان)به همراه سبک سنتی ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان

تو می‌دهی بوی مادرم! رقیّه جان! رقیّه جان

دخترم ای فروغ دیده! از چه جان تو پر کشیده؟

حــاجتت را مگـر گرفتی در کنار سر بریده؟

یا رقیّه، رقیّه جانم

ای همـۀ آرزوی مـن، بگـو سخن، بگو سخن

چگونه ای همسفر رَوی، بدون من؟ بدون من؟

شویم از اشک خود شبانه، جای سیلی و تازیانه

مثل من ای گلم تو داری، تو نشانه به روی شانه

یا رقیّه، رقیّه جانم

ای همـهْ دار و نــدار من، فدای تو! فدای تو

خـار مغیلان شکوفه زد، به پای تو، به پای تو

کف پایت آبله بسته، دیدگانت به خون نشسته

کن حلالم، ندیده بودم سنگ کینه سرت شکسته...

یا رقیّه، رقیّه جانم

مسافران صفر - امیر حسین

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 17:36
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (يادش به خير ناله اگر جوش مي گرفت) *

2608
1

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (يادش به خير ناله اگر جوش مي گرفت) يادش به خير ناله اگر جوش مي گرفت
دست عمو مرا به سر دوش مي گرفت
گاهي هم آفتاب نگاه پدر مرا
گلبوسه مي نشاند و در آغوش مي گرفت
آن گوشوار غرقه به خونم به جاي خود
سيلي هم انتقام من از گوش مي گرفت
گاه انتقام خصم ز ما بهر ناله بود
گاه يتقاص از لب خاموش مي گرفت
تنها شبيه مارد تو بود دخترت
دستي اگر به زخمي پهلوش مي گرفت
جواد زماني

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 12:39
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(دریا دریا ز دیـده‌ام مـی‌ریزد خون جگر)به همراه سبک سنتی *

5453
19

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(دریا دریا ز دیـده‌ام مـی‌ریزد خون جگر)به همراه سبک سنتی دریا دریا ز دیـده‌ام مـی‌ریزد خون جگر

صحرا صحـرا مرا بود در سینه داغ و شرر

روشن کردی تو ای پدر کنج ویرانۀ من

با سـرگشتی تـو از وفا مهمان خانۀ من

ای نور دو چشم‌ترم خاک غم تو به سرم ای خوب و نازنین

ای ماه شکسته جبین مهمــان خرابه‌نشین بابای مــه جبین

بـه دست بستـه بر زمین ز ناقه افتادم

بــه زیــر کعـب نـی و تازیانـه جان دادم

حسین حسین حسین حسین حسین حسین بابا

مـن مرغ پر شکستۀ غرق دریای غمم

بنگـر مـوی سپیـد مـن بنگر این قدّ خمم

گیرم گلبوسه امشب از رگهای نایِ تو من

از زخم گوش پاره خون ریزم بر پای تو من

از داغ تو بی‌رمقم قرآن ورق ورقم پیشم دمی بمان

تا آخـر خطِّ سفر با خود تو رقیه ببر

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 17:42
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (خرابه است مكانش ولي صفا دارد ) *

2552
2

شعر مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (خرابه است مكانش ولي صفا دارد ) خرابه است مكانش ولي صفا دارد
سه ساله است و لي عمر عشق را دارد
به قاب كوچك چشمش سر به نيزه پر است
به من بگو كه در اين چشم خواب جا دارد ؟
در اين خرابه غذا و لباس زيبا نيست
به جاي هر چه كه گفتم فقط خدا دارد
به نام عشق شبي ديد هر چه را مي خواست
به اسم بوسه فدا كرد هر چه را دارد
حديث خواب و سر و بوسه ابتدايش بود
تو فكر مي كني اين روضه انتها دارد
مگو چرا همه از گريه اش خبر دارند
دلي كه عشق شكستن دهد صدا دارد!
رضا جعفري

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهاد حضرت رقیه(س),(ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان)به همراه سبک سنتی *

2568
5

اشعار شهاد حضرت رقیه(س),(ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان)به همراه سبک سنتی ای همـه عشـق برادرم! رقیّه جان! رقیّه جان

تو می‌دهی بوی مادرم! رقیّه جان! رقیّه جان

دخترم ای فروغ دیده! از چه جان تو پر کشیده؟

حــاجتت را مگـر گرفتی در کنار سر بریده؟

یا رقیّه، رقیّه جانم

ای همـۀ آرزوی مـن، بگـو سخن، بگو سخن

چگونه ای همسفر رَوی، بدون من؟ بدون من؟

شویم از اشک خود شبانه، جای سیلی و تازیانه

مثل من ای گلم تو داری، تو نشانه به روی شانه

یا رقیّه، رقیّه جانم

ای همـهْ دار و نــدار من، فدای تو! فدای تو

خـار مغیلان شکوفه زد، به پای تو، به پای تو

کف پایت آبله بسته، دیدگانت به خون نشسته

کن حلالم، ندیده بودم سنگ کینه سرت شکسته...

یا رقیّه، رقیّه جانم

مسافران صفر - امیر حسین

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:02
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (پلكي مزن كه چشم ترت درد ميكند) *

11155
156

 مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (پلكي مزن كه چشم ترت درد ميكند) پلكي مزن كه چشم ترت درد ميكند
پر وا مكن كه بال و پرت درد ميكند
ميدانم اينكه بعد تماشاي اكبرت
زخمي كه بود بر جگرت درد مي كند
با من بگو كه داغ برادر چه كار كرد
آيا هنوز هم كمرت درد ميكند
مانند چوب خواهش بوسه نميكنم
آخر لبان خشك و ترت درد ميكند
لبهاي تو كبود تر از روي مادراست
يعني كه سينه پدرت درد ميكند
مي خواستم كه تنگ در آغوش گيرمت
يادم نبود زخم سرت درد ميكند
كمتر به اسب نيزه سوار و پياده شو از
این حجمه هاي سنگ سرت درد ميكند

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(دریا دریا ز دیـده‌ام مـی‌ریزد خون جگر)به همراه سبک سنتی *

2440
2

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(دریا دریا ز دیـده‌ام مـی‌ریزد خون جگر)به همراه  سبک سنتی دریا دریا ز دیـده‌ام مـی‌ریزد خون جگر

صحرا صحـرا مرا بود در سینه داغ و شرر

روشن کردی تو ای پدر کنج ویرانۀ من

با سـرگشتی تـو از وفا مهمان خانۀ من

ای نور دو چشم‌ترم خاک غم تو به سرم ای خوب و نازنین

ای ماه شکسته جبین مهمــان خرابه‌نشین بابای مــه جبین

بـه دست بستـه بر زمین ز ناقه افتادم

بــه زیــر کعـب نـی و تازیانـه جان دادم

حسین حسین حسین حسین حسین حسین بابا

مـن مرغ پر شکستۀ غرق دریای غمم

بنگـر مـوی سپیـد مـن بنگر این قدّ خمم

گیرم گلبوسه امشب از رگهای نایِ تو من

از زخم گوش پاره خون ریزم بر پای تو من

از داغ تو بی‌رمقم قرآن ورق ورقم پیشم دمی بمان

تا آخـر خطِّ سفر با خود تو رقیه ببر

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:09
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای یار سفر کرده گل از سفر آورده‌ی)به همراه سبک سنتی *

13078
38

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای یار سفر کرده گل از سفر آورده‌ی)به همراه سبک سنتی ای یار سفر کرده گل از سفر آورده‌ی

بـر دخترکـت لاله از زخم سر آوردی

مولا ابی عبدالله، مولا ابی عبدالله

ویرانه سـرا روشن گردیـده ز روی تو

سوغاتی من گشته رگ‌های گلوی تو

مولا ابی عبدالله، مولا ابی عبدالله

مهمـان منـی بابا جانـان منی بابا

گیرم به سر دستت قرآن منی بابا

مولا ابی عبدالله، مولا ابی عبدالله

ای دلبــر جانانــه برگشتــه غــریبانه

کی دیده به ویرانه شمع و گل و پروانه

مولا ابی عبدالله، مولا ابی عبدالله

بنشینم و بگذارم لب بر لب عطشانت

یــادآورم از چــوب و از آیـه قرآنت

مولا ابی عبدالله، مولا ابی عبدالله

یک صورت خون آلود با این همه زیبایی

در ایـن شـب ظلمانـی گردیده تماشایی

مول

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (زرد و کبود و سرخ شد اما هنوز هم) *

2253
2

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (زرد و کبود و سرخ شد اما هنوز هم) زرد و کبود و سرخ شد اما هنوز هم
دارد عزای دیدن بابا هنوز هم
تا تاول دوباره ای از راه می رسد
با گریه آه می کشد آن را هنوز هم
آهسته بغض می کند و خیس می شود ...
... زخم کبود گونه اش : « آیا هنوز هم
مهمان چوبدستی شهر جسارتی
من مانده ام به حسرت لب ها هنوز هم »
من درد های روسری ام را نگفته ام
با چشم های غیرت سقّا هنوز هم
از صحبت کنیزی مان گریه می کنم
می لرزم از خجالتش امّا هنوز هم
مُحرم شدم ، طواف کنم ، بوسه ها زنم
آنجا که هست کعبۀ دنیا هنوز هم
دلتنگ بود و رفت و نگفتید خوب شد
گوش بدون زینت او یا هنوز هم ... ؟!
علیرضا لک

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:48
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(از پاره‌های جگرم لاله افشانم)به همراه سبک سنتی *

3227
3

اشعار  شهادت حضرت رقیه(س),(از پاره‌های جگرم لاله افشانم)به همراه سبک سنتی از پاره‌های جگرم لاله افشانم
خوش آمدی، خوش آمدی، تازه مهمانم

یا ابتا یا ابتا ای حسین جانم

واویلتا که شامیان، بس‌که نامردند
به جای گل، سر پدر بر من آوردند

یا ابتا یا ابتا ای حسین جانم

امشب دگر مراد خود از تو می‌گیرم
تو را به بر می‌گیرم و بر تو می‌میرم

یا ابتا یا ابتا ای حسین جانم

من مثل زهرا خورده‌ام از عدو سیلی
تو گشته، یاقوت لبت، از چه رو نیلی؟

یا ابتا یا ابتا ای حسین جانم
قرآن بخوان، قرآن بخوان، بهر محبوبت
اینجا دگر نمی‌زنند دشمنان چوبت

یا ابتا یا ابتا ای حسین جانم

زخم سر زیبای توست، ارثی از حیدر
شکسته دندانت چرا، مثل پیغمبر

یا ابتا یا ابتا ای حسین جانم

گریه برای دخترت، بین ره کرد

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:33
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (غير از غبار چهره او هاله‏اى نداشت ) *

2066
2

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (غير از غبار چهره او هاله‏اى نداشت ) غير از غبار چهره او هاله‏اى نداشت
هر روز صبح روى مژه ژاله‏اى نداشت
از ضعف زخمهاى تنش خشك خشك بود
مى‏خواست باغ داغ شود، لاله‏اى نداشت
وقتى كه از بساط گلويش گلايه كرد
آهى به سينه داشت، ولى ناله‏اى نداشت
رفت از شب خرابه و تشييع هم نشد
تنهاترين ستاره كه دنباله‏اى نداشت
صياد از سهولت صيدت عجب مكن
اين ماهى كبود شده باله‏اى نداشت
با اضطراب آمد و با التهاب رفت
كوچكترين شهيده كه غساله‏اى نداشت
آن شب كه دفن شد،دل من نيز مى‏سرود
اين خاك مرتفع‏تر از اين چاله‏اى نداشت

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:00
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(دخترم گریه نکن، اشک چشمت زده بر دل شررم)به همراه سبک سنتی *

6365
14

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(دخترم گریه نکن، اشک چشمت زده بر دل شررم)به همراه سبک سنتی دخترم گریه نکن، اشک چشمت زده بر دل شررم
مادرم منتظر است، آمدم تا که تو را هم ببرم

نازنین دختر من گل نیلوفر من

این خرابه، قفس است، آمدم تا که کنم آزادت
با پدر حرف بزن، مانده در سینه چرا فریادت؟

نازنین دختر من گل نیلوفر من

علی اکبر به جنان، در فراق تو دلش تنگ شده
به پدر سنگ زدند، موی تو از چه، به خون رنگ شده

نازنین دختر من گل نیلوفر من

تو که یک طفل استی، قامت فاطمیت، از چه دوتاست
ترَکِ لب‌هایت، همه از تشنگی کرب و بلاست

نازنین دختر من گل نیلوفر من
دیدم از نوک سنان، به روی خار، دواندند تو را
از شتر افتادی، ز چه بر خاک، کشاندند تو را

نازنین دختر من گل نیلوفر من

بوی زهرا دمد از، گیسو و رشتۀ

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:39
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (در گوشه ويرانه ام) *

2606
4

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (در گوشه ويرانه ام) در گوشه ويرانه ام
شد بهترين كاشانه ام
چون به وصال بابايم
گر چه سر ببريده اش را ديدم
مظلوم حسين عليه السلام (6)
گر چه دخت سه ساله ام
رنج چهل سال و ديده ام
سيلى و تازيانه از بس خورده ام
چون غنچه نشكفته اى پژمرده ام
بابا حسين عليه السلام (6)
سر بر خاك غم مينهم
درس شهادت ميدهم
كى اسير دشمن بى مروتم
من اسير عشق و سوز و محبتم
مظلوم حسين عليه السلام (6)

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:03
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(عمّۀ مظلومه‌ام، دست خدا یار تو)به همراه سبک سنتی *

3180
5

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(عمّۀ مظلومه‌ام، دست خدا یار تو)به همراه سبک سنتی عمّۀ مظلومه‌ام، دست خدا یار تو
وقت جدایی شده، خدانگهدار تو

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

طایر عشق حسین، فتاده از زمزمه
شبانه دفنم کنید، چو مادرم فاطمه

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

گاه به من، مادر و گاه پدر، می‌شدی
گاه مرا سایه‌بان، گاه سپر، می‌شدی

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

الا اسیران همه من به سفر می‌روم
با رخ نیلی‌شده، پیش پدر می‌روم

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید
در این خرابه دلم، تنگ علی‌اکبر است
در نظرم دم‌به‌دم روی علی اصغر است

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

به گلسِتان جنان یاد کنم از همه
سلامتان را برم، به مادرم فاطمه

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

اگر چه م

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 04:46
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (اى بارگاه كوچك تو قبله اى عظيم) *

2549
1

مدح ومراثی حضرت رقیه (ع) (اى بارگاه كوچك تو قبله اى عظيم) اى بارگاه كوچك تو قبله اى عظيم
وى روضه مبارك تو روضه نعيم
باشد حريم اقدس تو قبله گاه دل
تا خفته چون تو جان جهانى در آن حريم
هم دختر امامى و هم خواهر امام
هم خود كريمه هستى و هم دختر كريم
قدرت همين بس است كه خوانند اهل دل
حق را به ابروى تو اى رحمت عميم
اى نور چشم زاده زهرا ((رقيه جان ))
هر چند كوچكى تو بود ماتمت عظيم
خواهم كه بر مزار تو گردم شبى دخيل
خواهم كه در جوار تو باشم شبى مقيم

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:09
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(بین الدمع و الحسره یا ابوالیمه خویه)به همراه سبک سنتی *

2527
4

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(بین الدمع و الحسره          یا ابوالیمه           خویه)به همراه سبک سنتی بین الدمع و الحسره یا ابوالیمه خویه
فـزت رقیـه ابعبـره یا ابو الیمه خویه
عبرتهه شجیه مظلومه رقیه

****
لــو للخرابـه مـاتجی دمعت رقیه اتجیبک
و لوردنه عطرک ینتشر حلمـک یعبّـر طیبک
والعلّاک اعله هالعدی فوگ الرمح تنصیبک
حلوه یا خویه طلعتک ومحلیهه ابتخضیبک

راسـک علـم جدامی او بی شفت دربی خویه
و بیک انمحت آلامی و اکشفت کربی خویه
ونتهه خفیه مظلومه رقیه

نــوّر جمـالک یـا بـدُر و خـل الخرابه تستر
وادری انته ماناسی وتجی بحلام اطفالک تفتر
ویلی لو رادتّـک طفلـه هالحـاله مـا تتصور
و دمعت رقیه من تهل لـون الفـلک یتغیر

لــو رادتـک یلـوالی شنهو اجوابی خویه
و من طفلتک یلغالی اسمع اعتابی خویه
و دمعتهه جریه

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:00
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد