شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس
کربلایی محسن پور جهانگیر

شور حضرت رقیه(س) -(مینازم یه عمره به منصب گدایی رقیه ) *کربلایی محسن پور جهانگیر

597

شور حضرت رقیه(س) -(مینازم یه عمره به منصب گدایی رقیه ) بند اول ؛

مینازم یه عمره به منصب گدایی رقیه
آرزومه رو قبرم حک بکنن فدایی رقیه
سر به هوایی خوبه باشی اگه هوایی رقیه

شه بانو
میزنم جلو پر علامتت من زانو
رونق زندگیمه روضتو وقتی میشکم من جارو
گره هام وا میشه قبل از اینکه حتی بزنم بی بی رو

معنی عفتی
با گریه هات تو دل شب کردی قیامتی
شامو بهم ریختی عجیب با چه صلابتی
تو نوه ی حیدری معنی شجاعتی

بند دوم ؛

خدا شکر یه عمره سایه روی سرمه رقیه
ان شالله ک به زودی شاملمون شه کرم رقیه
همدیگرو ببینیم گریه کنون تو حرم رقیه

بی بی جان
اسمتو من اسمهو دوای هر بی‌درمان
خیلی خاطر خواه داری علی الخصوص تو ایران
اونی که حتی ضعیفه اعتقادش به تو داره ایمان

امید آخری
برای تو مفتخرم به شغل نوکری
خوب و بد تو روضه رو بی بی تو می‌خری
جامونده های حرم کربلا میبری

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

غزل شهادت حضرت رقیه-(به صياد احتياجى نيست، من دل كنده از نهرم) * یاسین قاسمی

299

غزل شهادت حضرت رقیه-(به صياد احتياجى نيست، من دل كنده از نهرم) به صياد احتياجى نيست، من دل كنده از نهرم
يكى از ساكنان گوشه ويرانه شهرم

ميان اين محله با كسى بازى نخواهم كرد
نيايد تا كه بابايم به اينجا، با همه قهرم

براى اولين دفعه مرا با خود سفر آورد
نبايد اينچنين مى شد ولى شد اين سفر زهرم

شدم دلخون، شدم دلخور، شدم دلگير و دل مرده
چه آمد بر سرم آخر كه من مظلومه دهرم

نميدانم كجا هستم فقط ميدانم اين را كه
يكى از ساكنان گوشه ويرانه شهرم

ياسين قاسمى

  • دوشنبه
  • 16
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب

شور حضرت رقیه(س) -(آرامش دریا شهبانوی دنیا ای دلبر بابا بی بی یارقیه) *کربلایی رضا محیسنی

534

شور حضرت رقیه(س) -(آرامش دریا شهبانوی دنیا ای دلبر بابا بی بی یارقیه) بند اول
آرامش دریا،شهبانوی دنیا،ای دلبر بابا. بیبی یارقیه
ای تو جان سقا،زهرای عاشورا،هم دنیا هم عقبا،بیبی یارقیه
*
محبوب همه اوصیا
ای جان همه نوکرا
رحمت به ذاکری که گفت
شهزاده ی خیرالنسا

یارقیه ،اعتبار، مقتل عاشورایی
کل تاریخ، اینو میگه، که شما بی همتایی
تو سه ساله، ای که هستی ،سه بانو
بیبی زینب ،ام کلثوم ، زهرایی

(یارقیه یارقیه یارقیه)

✳️✳️✳️✳️✳️✳️
بند دوم

ای ماه عالم تاب،خدام تو اصحاب،ای کوثر ارباب،بیبی یا رقیه
هستی عشق رزاق،اشک چشم عشاق،بنت ام اسحاق، بیبی یا رقیه
*
زیبا شده تقدیر ما
بانوکری پای شما
میگن به‌شما عاشقا
ریحانه ی کرببلا

یارقیه،تاابد تو ،ساکن قلب مایی
بانی شور،بانی اشک،بانی کربلایی
آسمونها زیر پاته واللهه
وقتی بیبی،روی دوش،سقایی
یارقیه یارقیه یا رقیه
✳️✳️✳️✳️✳️✳️
بند سوم

.نافذالبصیره،قمرالعشیره،دل بی تو میگیره،آقا یا ابوالفضل
هم کاشف الکربی،هم قاتل الحربی،هم سلطان قلبی آقا یا ابوالفضل
*
ای عشق بنی هاشم و
فخر کل بنی کلاب
دستان تو شد شافع
عالم در روز حساب

یاابوالفضل اقتدار لشگر ثارالهی
و علمدار و سپهدار اباعبدالهی
یابقول پیر غلاما میگم که
شیر سرخ عربستان وزیرشاهنشاهی

یاابوالفضل یاابوالفضل یا ابوالفضل(ع)

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

شور حضرت رقیه(س) و قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(جانم به اون ، معجزه ی نگاه تو) * حسین رحمانی

798

شور حضرت رقیه(س) و قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع) -(جانم به اون ، معجزه ی نگاه تو) جانم به اون ، معجزه ی نگاه تو
شکر لله ، منم غلام سیاه تو
آرزومه ، بشم فدای راه تو
درد منم ، تو دوا درمونی
عبد منم ، تویی که خاتونی
تشنه منم ، بارونی ۳

دل و دلدار رقیه ، گل بی خار رقیه
تو سپاه عقیله ، تویی سردار رقیه
نور والا رقیه ، ذکر لبها رقیه
جان ارباب عالم ، عشق سقا رقیه
ای جانم یا رقیه

جانم به اون ، گنبد و بارگاه تو
شکر لله ، هستم در پناه تو
آرزومه ، بشم فدای راه تو

این منم ، که شدم شیدایی
این تویی ، که امید مایی
تا ابد ، لیلای لیلای لیلایی
همه عشقم رقیه ، شده مشقم رقیه
اونکه از دلها برده ، با نگاش غم رقیه
سایه سارم رقیه ، کس و کارم رقیه
چه غم از روز محشر ، تو رو دارم رقیه

ای جانم یا رقیه

جانم به اون ، برو بیای حرمت
هستم عمری ، سایه نشین علمت
روزی بردم ، از سفره های کرمت

پست منم ، تو شه والایی
عبد منم ، تویی که آقایی
تشنه منم ، دریایی ۳
ای علمدار ابالفضل ، شه کرار ابالفضل
با تو میشه بولله ، علی تکرار ابالفضل
قمر الله ابالفضل ، بهتر از ماه ابالفضل
علی میگه به رزمت ، طیب الله ابالفضل

ای جانم یا ابالفضل(ع)

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

حضرت رقیه سلام الله علیها -(یکی بگه خواب می ببینم ) * حسین رحمانی

434

حضرت رقیه سلام الله علیها -(یکی بگه خواب می ببینم ) یکی بگه خواب می ببینم
اینهمه آزار و بلا ، اینهمه درد ناتموم
یکی بگه خواب می بینم
سنگینه خیلی سلسله، زخمی شده دور گلوم

اگه خواب بود با سیلی ها ، بیدار می شدم
اگه خواب بود کی اینجوری ، بیمار می شدم
اگه خواب بود کی من دس به ، دیوار می شدم

همش حقیقته بابا ، ما‌رو کجا ها بردن
گرسنه بودیم و جلو ، ماها غذا میخوردن
همش حقیقته بابا ، ما رو کجا ها بردن
تو مجلس حرام جلو ، ماها شراب میخوردن

(من الذی ایتمنی بابا حسین مظلوم)

یکی بگه خواب می بینم
اینا همش دروغه ، این سر بابا جون نیس
یکی بگه خواب می بینم
موی سرم نسوخته ، رقیه قد کمون نیس

اگه خواب بود که با لگد ، بیدار می شدم
اگه خواب بود کی اینجوری ، تبدار می شدم
اگه خواب بود کی راهیه ، بازار می شدم

همش حقیقته ، سر بریده ی تو و
دندونای شکسته و موهای سوخته ی منو...

همش حقیقته بابا ، غربت اهل قافله
ماها رو خیلی می زدن ، میون سوت و هلهله

  • چهارشنبه
  • 19
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت رقیه(س) -(اومدی بی‌خبر از رو نیزه همسفر ) *

3

زمینه حضرت رقیه(س) -(اومدی بی‌خبر  از رو نیزه همسفر ) اومدی بی‌خبر
از رو نیزه همسفر
سر زدی به ما پدر

رفتی طاقت دل من کم شد
رفتی قامت رقیه‌ت خم شد

بعد از تو، دنیا رو سرم خراب شد
بعد از تو، همه نفسام عذاب شد
بعد از تو، دست و پا گیرم طناب شد

«وای ای وای از یتیمی»

تو آهمو ببین
این نگاهمو ببین
روی ماهمو ببین

من که این‌طوری نبودم، بابا
شد بی‌رحم بعد تو خیلی دنیا

تا رفتی، اون عزت و احترام رفت
تا رفتی، روشنایی چشام رفت
تا رفتی، همۀ قشنگیام رفت

«وای ای وای از یتیمی»

خسته و بی‌قرار
غصه‌هامه بی‌شمار
اما موندم استوار

بی تو من چه‌ها کشیدم اما
چادر از سرم نیفتاد بابا

امشب من، سرتو بغل می‌گیرم
امشب من، با دل شکسته می‌رم
امشب من، کنار سرت می‌میرم

«وای ای وای از یتیمی»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 19:22
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت رقیه(س) -(زانو هاشو تو بغلش گرفته) * مرتضی سراوانی گرگانی

556

حضرت رقیه(س) -(زانو هاشو تو بغلش گرفته) #بنداول

زانو هاشو توبغلش گرفته
تو دلشه درد و دله نگفته
بسکه پر از زخمه کفه دوتاپاش
نمیتونه راه بره هِی می افته2

خرابه رو روی سرش
گذاشته و همش دم داره

باباشو میزنه صدا
دلش ز شامیا غم داره
به روی صورت و سرش
جای اذیته و آزاره

خاطره های راهشو
میکنه با خودش مرور
دلداری میده خودشو
بابا میاد غصه نخور

برای دیدن بابا
میکنه حاضر خودشو
به سختی شونه میکنه
موهای نیمه سوختشو

بابا حسین بابا حسین 8

#بند_دوم

میلرزه دستاشو چشاش تاره
سره باباشو تو بغل داره
چشاش شبیه ابرا می باره
وقتی که لمس میشه لبه پاره 2

حالا که به باباش رسید
دیگه دنیا براش کابووسه

هی صدا میزنه بابا
جوابی نمیاد مایوسه

زخمای روی صورتو
دونه دونه داره میبوسه

میگه سر تو هم بابا
شکسته مثله سره من
یبار دیگه نازم بکن
بهم بگو دختره من

تو مجلس حرامیا
خیلی دیدم باباعذاب
با چوب میزد تو دهنت
روی سرت میریخت شراب

من الذی ایتمنی

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه حضرت رقیه(س) -(از سر نیزه اومدی به سر رسیده غصه‌هام) * حسین عباسپور

1

زمزمه حضرت رقیه(س) -(از سر نیزه اومدی به سر رسیده غصه‌هام) از سر نیزه اومدی به سر رسیده غصه‌هام
با گریه هی صدات زدم تا مستجاب بشه دعام
آخه توی شلوغیا بهت نمی‌رسید صدام

زندگی بی تو می‌ده عذابم
می‌خوام باز تو بغلت بخوابم
تو آتیشای خیمه دلم سوخت
برای حجابم
خشکی لب‌های غرق خونت
ببین کرده آبم

«بشم الهی، فدات بابایی»

شکوه نمی‌کنم چرا کبود شده همه تنم
گریه نمی‌کنم چرا با تازیانه بردنم
درد اینه دست حرمله طنابو بست به گردنم

قامتم مثل زهرا خمیده
می‌بخشی برق از چشمام پریده
خبر داری که بی تو رقیه‌ت
چه زجری کشیده
مثل گلوی تو شد نفس‌هام
بریده بریده

«بشم الهی، فدات بابایی»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 19:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت رقیه(س) -(خاطره های آشفته دارم) * مرتضی سراوانی گرگانی

388

زمینه شهادت حضرت رقیه(س) -(خاطره های آشفته دارم) #بند_اول

خاطره های آشفته دارم
هزارتا رازه نگفته دارم
خوش اومدی به خرابه بابا
هزارتا درده نگفته دارم

بس که کتک خوردم از قوم بی رحما
میسوزه زخمام تو گرما و تو سرما
شکسته دندونام لبام پر از زخمه
میسوزه این لبهام وقتی میگم بابا

آه میونه راه میزدن
آه گاه و بیگاه میزدن
آه بدو بیراه رو لبو
آه منو هرگاه میزدن

آه بابا بابا بابایی 8

#بند_دوم

ازمردم شام من گله دارم
از سنگای بام من گله دارم
میدونی چی کرد دخترتو پیر
از ملٵ عام من گله دارم

خیلی عذاب دیدم تو کوچه توبازار
دوره مارقصیدن نامحرم و اشرار
تاکه مارو بردن تو بزم می بابا
رو نی سفید میشد محاسنه سردار

آه دله منو کرد کباب
آه ناسزا گفت بی حساب
زد بر لب تو خیزران
آه روی سرت ریخت شراب

آه بابا بابا بابایی 8

#بند_سوم

قاتل سرت رو چه بد شکسته
رو صورتت رد_ده خون نشسته یا(پلاکاتو انگار با نیزه بسته)
دارم میمیرم از داغه لبهات
بدجوری آخه از هم گسسته

باور نمیکردم این باشه تقدیرم
سه سالمه اما از داغ تو پیرم
وضع سرت بابا عمرم رو سر آورد
دیگه دارم بابا از غصه میمیرم

ای راس به خون تپیده
آه دلم رو غم دریده
آه محاسنت خضابه
آه کی رگاتو بریده

آه بابا بابا بابایی

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

غزل حضرت رقیه(س) -(سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم) * محمد رسولی

5

غزل حضرت رقیه(س) -(سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم) سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم
سرت کو؟ سرت کو؟ به دامان بگیرم

سراغ سرت را من از آسمان و
سراغ تنت از بیابان بگیرم

تو پنهان شدی زیر انبوه نیزه
من از حنجرت بوسه پنهان بگیرم...

قرار من و تو شبی در خرابه
پیِ گنج را کنج ویران بگیرم...

هلا! می‌روم تا که منزل به منزل
برای تو از عشق پیمان بگیرم

نغمه پیشنهادی در قالب شور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

روضه حضرت رقیه(س) -(مثل کبوتری که اسیر قفس شده) * مرتضی سراوانی گرگانی

479

روضه حضرت رقیه(س) -(مثل کبوتری که اسیر قفس شده) مثل کبوتری که اسیر قفس شده
روحم دچار حبس هوا و هوس شده
در این هوای سرد گناهان بزن مرا
تا گل دهم شبیه درخت هرس شده
مانند رودخانه که ریزد به شوره زار
عمرم تباه و حاصل آن خار و خس شده
چون مهبط الذنوب شده صحن سینه ام
اعجاز کن که دلم چون طبس شده
میخواستم که نوکر خوبی شوم ولی
باهرگناه چهره ی یارم عبس شده
آموختم که هر که کند گریه برشما
در روز حشر مادرتان داد رس شده
راهم بده به روضه و عذر مرا نخواه
کین روضه ها برای حیاتم نفس شده
اشکی روان بده که مرا طاهرم کند
حتی به قدر ذره ی بال مگس شده
سوگند میدهم به همان دم که دخترت
در بین راه یکه و بی کار و کس شده
برلحظه ای که به ناقه عریان نشسته و...
هم ناله اش زمزمه های جرس شده
بر آن دمی که از روی ناقه سقوط کرد
بر استخوان پُر وَرم و پیشو پس شده

عیبم بپوش و نفس سیه را عذاب کن
در روضه های رقیه مرا ناب ناب کن

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت رقیه(س) -(رسیدی از نیزه بغل من ) * حسین عباسپور

1

زمینه حضرت رقیه(س) -(رسیدی از نیزه بغل من ) رسیدی از نیزه بغل من
رسیدی و چشمم شده روشن
ببین دیگه دستام نمی‌لرزن

مهمونم شدی نمی‌شه باورم
عمه می‌گه من شبیه مادرم
تو جسارتا نیفتاد چادرم از سرم

بمون کنارم می‌خوام کنار تو خوابم بره
برات بمیرم موهات چرا پر خاکستره
برات بمیرم لب تو از منم خونین‌تره

«امان امان ای دل، امان ای دل»

رو نیزه‌ها دیدم تو رو اما
نمی‌رسید دستم به تو بابا
تو رفتی و عمه شده تنها

رفتی آب و نون دخترت غمه
مثل مادر تو عمر من کمه
از رو ناقه افتادم رو دامن فاطمه

منو ببر که کنار تو ندارم دلهره
ببین که خسته‌م دل کوچیکم از دنیا پره
می‌خوام نبینم که عمه تازیانه می‌خوره

«امان امان ای دل، امان ای دل»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت رقیه(س) -(هلال ماه اشک و ماتم دمیده) * مرتضی سراوانی گرگانی

379

حضرت رقیه(س) -(هلال ماه اشک و ماتم دمیده) سربند
هلال ماه اشک و ماتم دمیده
"الا نوحوا" بر گوش عالم رسیده
عزا می گیرد مادری قد خمیده
حسین جان، حسین جان
بین روضه وزیده شمیم بوی سیب
می رسد روزیِ گریه از دست حبیب
السلام یا حسین - السلام یا غریب
لطف زهرا شده / شامل حال ما
السلام علی / ساکن کربلا
"سیدی یا حسین" ۴

کجا رفتی از داغ تو قد خمیدم
بدون تو یک روز خوش هم ندیدم
ببین از این دنیا دگر دل بریدم
پدر جان، پدر جان
روضه ی دختر تو سراسر گله شد
روضه ام روضه پای بر آبله شد
روضه قافله و - روضه ی سلسله شد
لخته ی خون شده / گُلِ موی سرم
مثل زهرا شده / بازویم پر ورم
"ابتا یا حسین" ۴

ببین آثار سیلیِ ظالمانه
عدو می زد بابا مرا بی بهانه
امان از آتش وای از آن تازیانه
پدر جان، پدر جان
پیکرت کو چرا آمدی تو با سرت؟
جان بابا نظر کن به حال دخترت
دست من شده کبود - مثل دست مادرت
می دویدم من و / زجر هم می دوید
تا صدایت زدم / موی من را کشید
"ابتا یا حسین" ۴

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد حضرت رقیه(س) -(خرابه چراغونه امشب) *

1

واحد حضرت رقیه(س) -(خرابه چراغونه امشب) خرابه چراغونه امشب
چشم من خیس بارونه امشب
دیگه نوبتی هم که باشه
بابا پیش ما مهمونه امشب
میاد و می‌مونه کنارم، تا خود صبح
واسه دخترش، بابا لالایی می‌خونه امشب

بابا یه ماهه، که چشم به راهم
تا که بیایی از سفر
طاقت ندارم، دوریتو دیگه
امشب منم همرات ببر
بابای خوبم

«بابای عزیز رقیه»

بیا و ببین دختر تو
شد باباجون مثه مادر تو
گل یاستو دیده بودی
من شدم حالا نیلوفر تو
تویی کعبۀ آرزوهام، بابا می‌خوام
بگردم تا صبح مثل پروانه دور سر تو

صورت گذاشتم، رو صورت تو
تا که دلم آروم بشه
شُستم با اشکام، از صورتت خون
تا غربتت معلوم بشه
بابای مظلوم

«بابای عزیز رقیه»

شاعر: جمعی_از_شاعران

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد حضرت رقیه(س) -(ای سر رو نیزه منم شبیه تو،چشامو بت میدوزم) * یوسف زندیه

472

واحد حضرت رقیه(س) -(ای سر رو نیزه منم شبیه تو،چشامو بت میدوزم) ای سر رو نیزه منم شبیه تو،چشامو بت میدوزم
بگو سر بابامی یا سرعمو.نشناختمت هنوزم
وقتی میبینم همه جا باهامی
یه حسی تو دلم میگه بابامی
بذار برات یه خورده درد دل کنم ، تو همدم شبامی
توی آتیش و غارت خیمه .هی صدا زدم بابا کجایی؟
چادری رو که خریدی واسم.زیر دست و پا گم شد بابایی

تموم دنیای منی
من الذی ایتمنی
______

باید برم کنار نیزه ی عمو ،بابا خدا نگهدار
قصه ی این کبودیه صورتمو،بگم برا عملدار
سلام عمو،به صورتم نیگا کن
فکری برا،بی کسیه ماها کن
تورو خدا .برا منو سکینه و ،این بچه ها دعا کن
جز تو من به کی بگم عمو جون ؟ دلیل غمو بغض صدامو
دست دختر حرمله دیدیم.هم النگو هم گوشواره هامو

عمو تو دنیای منی
من الذی ایتمنی
______

خدارو شکر ندیدی از دست همه ،چقدر کتک میخوردم
نبودی خار توی پاهامو عمو، تنهایی در آوردم
دلم میخواد،روشونه هات بشینم
سایتو باز،روی سرم ببینم
خیلی عمو از بعدِ مجلس شراب،ناراحت سکینم (سکینه ام)
یه عمریه رو،دوش تو بودم،از حالا باید ،برم اسیری
دستاتو اگه پیدا کنم من ،باز منو عمو ،بغل میگیری ؟!

عمو تو دنیای منی
من الذی ایتمنی

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت رقیه(س) -(بابا ناامید نمی‌شم تویی همه امید من) * رضا خورشیدی‌فرد

3

زمینه حضرت رقیه(س) -(بابا ناامید نمی‌شم تویی همه امید من) بابا ناامید نمی‌شم
تویی همه امید من
بی تو سحر نمی‌شه غم‌هام
با تو می‌رسه عید من

پاییز زرد دوری از تو، می‌گذره
شبای سرد دوری از تو، می‌گذره
غصه و درد دوری از تو، می‌گذره

میون این غربت جانکاه
ذکر لبم با ناله و آه
«لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحمَةِ الله»

از تو این قفس پریدن
می‌شه بابا نصیب من
عمه گفته میای کنارم
گفته میای حبیب من

به این کویر تشنه بارون، می‌رسه
خبر دارم که دیگه مهمون، می‌رسه
روزای خوبمون باباجون، می‌رسه

نفس نفس تو همۀ راه
گفتم از این آیۀ کوتاه
«لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحمَةِ الله»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه واحد حضرت رقیه(س) -(کوری چشمِ آل امیه) * رضا خورشیدی‌فرد

0

نوحه واحد حضرت رقیه(س) -(کوری چشمِ آل امیه) کوری چشمِ آل امیه
صاحب حرم شد بی‌بی رقیه

کاخ یزید، گشته خراب
با اشک تو شده نقشه‌هایش نقش برآب

قطره قطره از دوچشم خود حرم می‌ریزی
گریه کن! کاخ ستم را تو به هم می‌ریزی

«ای قرارِ دل زینب، ای عزیز زهرا»

ناموس عصمت، کوه وقاری
خورشید دین را آیینه‌داری

اشک تو شد، فتح الفتوح
هرگز ندیده‌ام اینچنین اشکی با شکوه

جلوه دارد در قیامت، شعر ناب گریه
همچنان فاطمه داری، انقلاب گریه

«ای قرارِ دل زینب، ای عزیز زهرا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه حضرت رقیه(س) -(الهی بمیرم، چقدر غریبونه سفر کرد) *

1

زمزمه حضرت رقیه(س) -(الهی بمیرم، چقدر غریبونه سفر کرد) الهی بمیرم، چقدر غریبونه سفر کرد
یه جوری سفر کرد، که عالَمی رو خون‌جگر کرد

مگه می‌تونم، ببرم از یاد
نیمه‌شب از رو ناقه افتاد
هر دفعه می‌دید، تو رو، رُو نیزه
گفتم ای وای رقیه جون داد

ای وای، تو گوشمه هنوز صداش
ای وای، ناله‌های بابا باباش

همین شب آخر، می‌گفت خواب بابامو دیدم
می‌گفت توی خوابم، عمه به آرزوم رسیدم

بغلم کرد و بغلش کردم
همۀ غصه‌هام یادم رفت
عمو عباسم، پیش بابا بود
زخمای دست و پام یادم رفت

ای وای، خرابه پر شد از صداش
ای وای، سرت رو آوردن براش

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه حضرت رقیه(س) -(شب غم گذشت، دمیده سحر) *

0

نوحه حضرت رقیه(س) -(شب غم گذشت، دمیده سحر) شب غم گذشت، دمیده سحر
دلم تنگ توست، بیا ای پدر

«رواق منظر چشم من آشیانۀ توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانۀ توست»

بابا! بی‌تو شدم، من هر شب نیمه‌جان
حالا که آمدی، یک امشب را بمان

«یابن الزهرا حسین»

اگر سهم من، همین گریه‌هاست
چنان مادرم، سلاحم بُکاست

«رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند»

با اشک من شده، کاخ فتنه خراب
نقش ظلمت شده، دیگر نقش برآب

«یابن الزهرا حسین»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه حضرت رقیه(س) -(زینت دوش سقا رقیه) * حسین عباسپور

2

نوحه حضرت رقیه(س) -(زینت دوش سقا رقیه) زینت دوش سقا رقیه
کشتۀ داغ بابا رقیه
جانم اُمّ اَبیها رقیه

اشک چشمانش خطبۀ غَرّا بود
چادرش مثل چادر زهرا بود

از انتظار بابایش سوخت
جان عالم بر غم‌هایش سوخت

«کوثر بابا، یا رقیه»

تا پدر سر گذارد به پایش
محشری کرده با گریه‌هایش
گشته «عَجّل وفاتی» دعایش

دلش آزرده از غم دنیا بود
همۀ دردش دوری بابا بود

سر را در آغوشش تا فشرد
بر دامان زهرا جان سپرد

«کوثر بابا، یا رقیه»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمینه شهادت حضرت رقیه(س) -(بیا دلتنگم - دلم آغوش بابا رو میخواد) * رضا تاجیک

555

زمینه شهادت حضرت رقیه(س) -(بیا دلتنگم - دلم آغوش بابا رو میخواد) بیا دلتنگم - دلم آغوش بابا رو میخواد
بیا دلتنگم - بهترین جای دنیا رو میخواد
بیا دلتنگم
نمی دونی / که یتیمی چه بلایی سر من آورده
نمی دونی / چقدر سنگ به صورت رقیه خورده
نمی دونی
بابایی // مردم از این تنهایی بابایی ۳

بیا دلگیرم - کاری از دست کسی برنمیاد
بیا دلگیرم - دلم آرامش چشماتو میخواد
بیا دلگیرم
نمی دونی / که سفر با حرمله چه دردسرها داره
نمی دونی / مگه زجر یه خواب راحت برا من میذاره ؟!
نمی دونی
شرمندم // من به عشق تو زندم، شرمندم ۳
بابایی // مردم از این تنهایی بابایی ۳

بیا دلخونم - دیگه این پا برا من پا نمیشه
بیا دلخونم - وقت خوابم کمرم تا نمیشه
بیا دلخونم
نمی دونی / که چه سخته بشینی رو ناقه های عریان
نمی دونی / مارو می زنن تو هر وقت که می خونی قرآن
نمی دونی
می میرم // بوسه از تو می گیرم، می میرم ۳
بابایی // مردم از این تنهایی بابایی ۳

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

نوحه زمینه شب سوم محرم حضرت رقیه(س) -(به کنج ویرونه اسیرم ابتا) * امیرحسین سلطانی

3

نوحه زمینه شب سوم محرم حضرت رقیه(س) -(به کنج ویرونه اسیرم ابتا) بند اول

به کنج ویرونه اسیرم ابتا
سرِ تورو بغل میگیرم ابتا
اومدی امشبو کنار دخترت
اومدی تا آروم بگیرم ابتا

خسته امو/نیمه جونم بابایی
ببین چقدر/پریشونم بابایی
سه سالَتم/قد کمونم بابایی

پیر و زمینگیرم و مضطرم بابا
شکسته مثه سرِ تو سرم بابا
نشسته خون رو چشمای ترم بابا

مَنِ الَّذی اَیتَمَنی یا ابتا

بند دوم

مثه لبت بابایی خونیه لبام
شبیه موی سر تو کمه موهام
از تازیانه ها کبود شده تنم
از سیلی بابایی نمیبینه چشام

دیدی خودت/افتادم از ناقه ها
رو خارا من/دویدم برهنه پا
یه عده پست/کتکم زدن بابا

تو معبرا اون بی حیاها رسیدن
دیدن یتیمم سرِ من داد کشیدن
به زور بابا معجرمو میکشیدن

مَنِ الَّذی اَیتَمَنی یا ابتا

  • پنج شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمزمه شهادت حضرت رقیه(س) -(الهی من فدای / دلِ پُر التهابِت) * بهمن عظیمی

429

زمزمه شهادت حضرت رقیه(س) -(الهی من فدای / دلِ پُر التهابِت) الهی من فدای / دلِ پُر التهابِت
دیدم که بی قراری / من اومدم به خوابت
سلام عزيزم - دختر خوبم
بدو بیا توو بغلم غنچه ی یاسم
می‌شینم اینجا - کنار تو تا
شِعرایی که حفظ بودی رو بخونی واسم
زهرای بابا ۴

راستی بذار ببینم / این دم دمای آخر
چه خانومی شدی تو / چقد شدی بزرگتر
عروسک من - بامن نکن قهر
منو ببخش رفتم سفر تو رو نَبُردم
خودت می دونی - چه حالی داشتم
منم شبیه تو رو نیزه غصه خوردم
زهرای بابا ۴

〰️〰️〰️〰️〰️〰️ @Bipelak_ir

بازم برای بابا / بپوش لباس رنگی
با اینکه سوخته موهات / اما هنوز قشنگی
بیا قشنگم - بشین رو پاهام
موهای خوشگلِ تو رو شونه کنم باز
ببین برا تو - هدیه خریدم
یه روسری یه گلِ سر؛ مثل خودت ناز
زهرای بابا ۴

غصه نخور بابایی / که من طاقت ندارم
بازم برات عروسک / می‌خرم و میارم
از روی خاکا - بلندشو عشقم
دختر باید رو سینه ی بابا بخوابه
پاشو با عمه - خدافظی کن
امشب تو رو می‌بَرَمت ازین خرابه
زهرای بابا ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت رقیه(س) -(ریحانه رقیه حنانه رقیه) *

3

شور حضرت رقیه(س) -(ریحانه رقیه حنانه رقیه) ریحانه رقیه حنانه رقیه
میگم از ته دل جانانه رقیه
رقیه اسم یه فرشته است که
رو شونه ی حسینه
رقیه اسمش نمک
سفره ی خونه ی حسینه
رقیه ترونه ی حسینه
دردونه ی حسین
جای زهرا بوسه بزن رو گونه ی حسین
دلداده ی حسین شهزاده ی حسین
اسم ما رو ببر سر سجاده ی حسین

طوفانه رقیه بی کرانه رقیه
باید حرف حق زد به زبان رقیه
رقیه معنیش اینه نهضت حسین
داره ادامه
رقیه رمز عملیات عقیله
توی شامه
رقیه کمک حال قیامه
تو لشکر علی تو محور علی
همتون درس پس میدید در محضر علی
ای دختر حسینت با دختر علی
تو هم برو خطبه بخون رو منبر علی

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:07
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه شهادت حضرت رقیه(س) -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) * بهمن عظیمی

416

زمینه شهادت حضرت رقیه(س) -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) سربند:
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک
آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک
گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسين
هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین
هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین
گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان
گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان
یا حسین یا ثارالله ۴

به شوق دیدار تو ، گذشته روز و شبم
حتی یک لحظه اِسمِت ، نیفتاده از لبم
کاش می شد سرم باشه روی دامنت بابا
آویزون بشم دوباره از گردنت بابا
خیلی خوب بودی چرا تو رو کُشتنِت بابا
بازم چشماتو واکن / درد و بلات به جونم
رقیه قربونت شِه / بابای مهربونم
یا ابتا یا حسین ۴

می‌دونی خیلی خیلی ، دوسِت دارم بابایی
موهامو شونه کردم ، می‌دونستم می‌آیی
رفتی بعد تو بدجور دل دخترت شکست
بین قتلگاه دیدم که بال و پرت شکست
کی تو رو زده با چی زده که سرِت شکست
دیگه سربارِ عمّه / هستم می‌دونم بابا
بعیده بیشتر از این / زنده بمونم بابا
یا ابتا یا حسین ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت رقیه(س) -(هوای این شهر انگاری ازم نفس گرفته) * امیر رضایی

0

زمینه حضرت رقیه(س) -(هوای این شهر انگاری  ازم نفس گرفته) هوای این شهر انگاری
ازم نفس گرفته
دیدی بابا دختر تو
سرت رو پس گرفته

امشب دیگه تموم میشه
تموم دردای من
سیلی نمیخوره دیگه
عمه دیگه جای‌ من

از روی نیزه ها ، تو ما رو میدیدی
ما نون نخورده بودیم و ، تو بوی نون میدی

بعد تو بابایی ، حرمتمم شکست
یه جور زدن منو بابا ، گوشوارمم شکست

بابای حسین من

شبیه مادرت شدم
خسته از این فراقم
میترسم که گریه کنم
زجر بیادش سراغم

ای کاش توی بیابونا
منو اونقد نمیزد
حالا زدش کاشکی دیگه
حرفای بد نمیزد

سرم رو میزارم ، من به روی سرت
بابا میشه به من بگی ، چی شده پیکرت
ما رو بردن یه روز , محله یهود
به زیر دست و پا هاشون, تنم شده کبود

بابای حسین من

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:22
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه شهادت حضرت رقیه(س) -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) * بهمن عظیمی

583

زمینه شهادت حضرت رقیه(س) -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) سربند:
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک
آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک
گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسین
هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین
هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین
گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان
گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان
یا حسین یا ثارالله ۴

چشم انتظاری سخته ، چشم انتظارت هستم
هیچ دردی نمی مونه ، وقتی کنارت هستم
هر شب از غمت سرمو رو زانو می ذارم
تا خودِ سحر با چشمای ابری می بارم
قَدّ آسمون بابایی جونم دوسِت دارم
با اینکه وقتی هستی / هیچ دردی نمی مونه
اما تسکین نداره / قلبی که غرق خونه
ابتا یا ابتا ۴

فکر نمی کردم بیای ، توی ایّام پیریم
فدای سرت شکست ، حتی دندونِ شیریم
قربونت بشم تو دیگه چرا شکست سرِت
قربونت بشم بگو کجا مونده پیکرت
قربون تو و زخمای سر تو دخترت
ممنونم از تو بابا / سخته واسم این باور
توی آغوشم هستی / این لحظه های آخر
ابتا یا ابتا ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:06
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه یا زمینه حضرت رقیه(س) -(منو از تو جدا کرده) * رضا شریفی

3

زمزمه یا زمینه حضرت رقیه(س) -(منو از تو جدا کرده) منو از تو جدا کرده
ای خدا مرگش بده خولی عجب شری به پا کرده
تا خودش خسته شده واسه کتک شمر رو صدا کرده
بابا جونم

منو راحت نمیذاره / همش میگه با فریاد / چرا پیشت نمیاد/ اگه بابات دوست داره

منو راحت نمی‌ذاره/ امون از تازیونه‌اش/ اینم بابا نشونش/ ببین بازوم ورم داره
بابا جونم

یه شب راحت نخوابیدم
این شبا تا صبح از درد لگدهاشون می‌نالیدم
لحظه‌ای بابا اگه خوابم می‌برد خوابت رو می‌دیدم

تو خوابم داداش اکبر بود / تو بودی و رباب انگار/ تو چشماش اشک شوق بود و/ رو دستاش علی اصغر بود

تو خوابم داداش اکبر بود /ولی با ضربه‌های شمر / پریدم از خواب و گفتم / اگه می‌مردی بهتر بود
باباجونم

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت رقیه(س) -(جان سنه قوربان ، دختره سلطان) *

6

شور حضرت رقیه(س) -(جان سنه قوربان ، دختره سلطان) بند اول:

جان سنه قوربان ، دختره سلطان
تبارتون هست ، ازبیشه‌ی شیران
برهر دردی ، هستی تو درمان
میکشه مارا ، آخر غم هجران
رقیه...

بتاب به قلبم
خانوم دورت بگردم
تو تنهاییام هستی
برام تو همدم
به زیره سایت
عمریه سربلندم

توعشقو کردی معنا رقیه
دانارقیه مهنا رقیه
شیرین زبون بابا رقیه
رعنا رقیه جانا رقیه

"سیدتی یارقیه..."

بند دوم:

بانوی احساس ، آخره اخلاص
عطره ضریحت ، خوش بوتره ازیاس
چی میتونم من ، بگم‌ در شانت
وقتی که هستی ، دلبره عباس
رقیه...

بده حواله
امشب خانوم۳ساله
جدایی از تو
یک لحظشم محاله
در راه عشقت
خون دادنم حلاله

رمزه جنون این دل رقیه
عادل رقیه عاقل رقیه
روزی رسونه سائل رقیه
کامل رقیه فاضل رقیه

"سیدتی یارقیه..."

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت رقیه(س) -(مستم به نام رقیه) *

4

شور حضرت رقیه(س) -(مستم به نام رقیه) مستم به نام رقیه
هستم غلام رقیه
پُرسن که چه دینی داری
دینم اسلام رقیه
ای ذکر تو نمازم
ای مَحرم رازم
با عشق تو خانوم
آیندمو می‌سازم
ذکر جنونم ای آب و نونم
بی تو نمونم جان سنه گوربان
ای ثانی زهرا ای عصمت الله
بِت گفته مولا جان رقیه جان
جانم رقیه۳

ای جان به اون قد و بالات
ای جان به اون ناز چشمات
زیبا ترین نام علی اکبر
ای جان جوون آل سادات
ای در وصف تو گفتا
آن ارباب دنیا
خَلقاً خُلقاً و منطقاً
اشبه به نبیا
جوون ام لیلا بالا بلندا
جان سینه زن‌ها نور عوالم
تو غم گساری مرد روزگاری
بده دست یاری شیر هواشم
جانم علی اکبر۳

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 23:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد