شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس

بی بی رقیه س *

4957
13

بی بی رقیه س بی بی رقیه س

من رقیه ام همون شیرین زبونه بابا

آواره ی کوچــــه و صـــــحــرا

غم دیده ی کوچک و تنها

من رقیه ام شاهزاده ی ویران نشینم

من دختر سلطان دینم

بدی از آدما که دیدم

من رقیه ام من نوگل افسرده حالم

از دوری بابام مینالم

برای دیدنش میبالم

وقتی بابا منو توآغوش میگرفتی

نگاه می کردی و می گفتی

همش تو قلب من نهفتی

بابا جونم اینا منو یتیتم میدونن

بیا که من میخام بدونن

دارم هنوز یه همزبونم

برا مستی آدم بدا شراب می خوردن

دوره سره تو تاب می خوردن

جلو منم هی آب می خوردن

من سه سالم قد خمیده رویم نیلی

موهام سفیدو تو می بینی

عدو زده به من یه سیلی

((بی بی جان رقیه خاتون))

  • شنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • محمد حسن
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

من نخل شکستۀ حسینم... *

5008
4

من نخل شکستۀ حسینم... من نخل شکستۀ حسینم...

من نخل شکستۀ حسینم
در سوگْ نشستۀ حسینم
هم اختر آسمان عصمت
هم ماه خجستۀ حسینم

دریا شده تشنه‌کامِ اشکم
پیغمبـرخون، امام اشکم

من سورۀ کوثر حسینم هم‌سنگر مادر حسینم
مانند عمو، گره‌گشایم
والله! قسم در حسینم

آزاده یتیمــه‌ای صغیــرم
صد قافله دل، بوَد اسیرم
قرآنِ فتاده زیر پایم
هر چند، غریبم، آشنایم
هم لالۀ سرخ باغ خونم
هم یاس بهشت کربلایم

با مصحفِ روی لاله‌گونم
پیغمبــرِ قتلـگاه خـونم

آیینۀ روی سیّدالناس
سرتا به قدم، صفا و احساس
بوده است همیشه جایگاهم
دامان حسین و دوش عباس

هم بـوده حسیـن، سرفرازم
هم دخت علی، کشیده نازم

ویرانه، اگر چه جای من بود
عالم، همه کربلای من بود
چ

  • پنج شنبه
  • 2
  • دی
  • 1389
  • ساعت
  • 17:52
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

وجه ذوالجلال-(جسمم، ضعیف و روحم، سرگرمِ بالُ‌‌بال است) *

4538
2

وجه ذوالجلال-(جسمم، ضعیف و روحم، سرگرمِ بالُ‌‌بال است) وجه ذوالجلال

جسمم، ضعیف و روحم، سرگرمِ بالُ‌‌بال است
دور فراق، طی شد، امشب، شبِ وصال است
تا یافتم طبق را، دیدم جمال حق را
باید به سجده افتم، این وجه ذوالجلال است

هنگام شب، که دیده، خورشید در خرابه؟
این قرص آفتاب است یا ماه، یا هلال است؟
اکنون که یارم آمد، از ره نگارم آمد
هم ماندنم، حرام است، هم رفتنم، حلال است
افتادم از صدا و سر، مانده روی قلبم
جانم، ز دست رفت و چشمم، بر این جمال است
سر روی سینۀ من، مانند سورۀ نور
تن، از سم ستوران، قرآنِ پایمال است
عمر سه‌سالۀ من، کوتاه بود، چون گل
دوران انتظارم، هر دم هزارسال است
هر شب، به خواب دیدم، جان دادنِ خودم را
امشب، شهادت من، نه خواب، نه خیال است
در

  • پنج شنبه
  • 2
  • دی
  • 1389
  • ساعت
  • 17:53
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

زبان حال حضرت رقیه (س) (خدا را شاکرم امشب پدر جان ، که من بار دگر دیدم نگاهت) *

39804
120

زبان حال حضرت رقیه (س) (خدا را شاکرم امشب پدر جان  ، که من بار دگر دیدم نگاهت) زبان حال حضرت رقیه (س) زمانی که یزید ملعون سر امام حسین (ع) را در جلو چشمان او نهاد.

........

خدا را شاکرم امشب پدر جان

که من بار دگر دیدم نگاهت

اگرچه همچو قبلا نیستی تو

شکسته گشته آن رخسار ماهت

به من میگفت هرآن عمه زینب

پدر رفته سفر رو سوی جایی

کجا رفتی سفر بابای خوبم ؟

نمی شد زودتر پیشم بیایی ؟

نمی گفتی سه ساله طاقتش نیست ؟

نمی دیدی که چشمش اشکبار است ؟

به دل این را نمی گفتی که اکنون

هنوز این چشم او چشم انتظار است ؟

مگر بابا کجا رفتی که اینسان

سرت از تن جدا گردیده حالا ؟

مگر هرکه سفر کرده همین طور

سرش از تن جدا گردیده بابا ؟

پدر آن کافر ملعون خونخوار

همان را که سرت از تن ب

  • چهارشنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 20:17
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

جام وصال-(نفس در سینه از آهمم شرر شد) *

4308
2

جام وصال-(نفس در سینه از آهمم شرر شد) جام وصال

نفس در سینه از آهمم شرر شد
تمام قوت من، خون جگر شد
چه ایامی که از شب، تیره‌تر بود
چه شب‌هایی، که با هجرت سحر شد

چه سود از گریه، هر چه گریه کردم
شرار دل، ز اشکم بیشتر شد
تن صد پاره‌ات در کربلا ماند
سرت بر نیزه با من، هم‌سفر شد
خمیدم، در سنین خردسالی
به طفلی، قسمتم، داغ پدر شد
لب من از عطش، خشکیده بابا
چرا چشمان تو از گریه تر شد؟
زبان عمه، شمشیر علی بود
ولی او بر دفاع من، سپر شد
نگه کردم به رگ‌‌های گلویت
از این دیدار، داغم تازه‌‌تر شد
اجل، جام وصال آورده بر من
خدا را شکر، هجرانت به سر شد
سرشک دوستانم، دانه‌دانه
تمام نخل «میثم» را ثمر شد

غلامرضا سازگار

  • پنج شنبه
  • 2
  • دی
  • 1389
  • ساعت
  • 17:54
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

روضه حضرت رقیه(س),(دختر كوچولو برا باباش ناز می كنه،خودش و برا بابا لوس می كنه،) *

7430
18

روضه حضرت رقیه(س),(دختر كوچولو برا باباش ناز می كنه،خودش و برا بابا لوس می كنه،) دختر كوچولو برا باباش ناز می كنه،خودش و برا بابا لوس می كنه،خدا نكنه یه خورده انگشتش زخم بشه،بذار برات یه حرفی رو بزنم،تا حالا نگفتم، خار مغیلان یه خاریه،اگه یه بچه ،این استحسان در روضه است،ارتفاع خار تقریباً یك متره،خیلی هم به هم فشرده و چسبیده،فقط با ناقه و محمل می شه رد شد،با

شتر می شه رد شد،هركی بیافته،اگه بچه باشه،تا كمرش زخم می شه،تمام بدن خون می اد،بدن عین بدن بابا شده،دیگه برات بگم از خار مغیلان،برو تحقیق كن،یه موادی سر این خار هست،تو بدن هركی بره،سه روز تشنج می كنه،این بچه رو دست عمه می لرزید،دیگه نمی تونست بگه بابا،فقط لباش به هم می خورد،چشماش می رفت،حسین.......... فقط پا زخمی نشد،

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 06:34
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

حضرت رقیه ( نوحه دوم ) به همراه دانلود فایل صوتی سبک *

6118
6

حضرت رقیه ( نوحه دوم ) به همراه دانلود فایل صوتی سبک حضرت رقیه ( نوحه دوم )
به همراه دانلود فایل صوتی سبک
دخترم گریه نکن، اشک چشمت زده بر دل شررم
مادرم منتظر است، آمدم تا که تو را هم ببرم

نازنین دختر من گل نیلوفر من

این خرابه، قفس است، آمدم تا که کنم آزادت
با پدر حرف بزن، مانده در سینه چرا فریادت؟

نازنین دختر من گل نیلوفر من

علی اکبر به جنان، در فراق تو دلش تنگ شده
به پدر سنگ زدند، موی تو از چه، به خون رنگ شده

نازنین دختر من گل نیلوفر من

تو که یک طفل استی، قامت فاطمیت، از چه دوتاست
ترَکِ لب‌هایت، همه از تشنگی کرب و بلاست

نازنین دختر من گل نیلوفر من
دیدم از نوک سنان، به روی خار، دواندند تو را
از شتر افتادی، ز چه بر خاک، کشاندند تو را

نازن

  • پنج شنبه
  • 2
  • دی
  • 1389
  • ساعت
  • 17:59
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

حضرت رقیه ( نوحه سوم ) به همراه دانلود فایل صوتی سبک *

5442
10

حضرت رقیه ( نوحه سوم ) به همراه دانلود فایل صوتی سبک حضرت رقیه ( نوحه سوم )
به همراه دانلود فایل صوتی سبک
عمّۀ مظلومه‌ام، دست خدا یار تو
وقت جدایی شده، خدانگهدار تو

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

طایر عشق حسین، فتاده از زمزمه
شبانه دفنم کنید، چو مادرم فاطمه

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

گاه به من، مادر و گاه پدر، می‌شدی
گاه مرا سایه‌بان، گاه سپر، می‌شدی

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

الا اسیران همه من به سفر می‌روم
با رخ نیلی‌شده، پیش پدر می‌روم

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید
در این خرابه دلم، تنگ علی‌اکبر است
در نظرم دم‌به‌دم روی علی اصغر است

گریه به حالم کنید دگر حلالم کنید

به گلسِتان جنان یاد کنم از همه
سلامتان را برم، به ما

  • پنج شنبه
  • 2
  • دی
  • 1389
  • ساعت
  • 18:01
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

گوهر نایاب (به همراه دانلود سبک) *

2713
6

گوهر نایاب  (به همراه دانلود سبک) سوره‌ی غم داره یه آیه// لعن الله بنی امیه
هر کس رو بهر کاری ساختن// کار ما گریه به رقیه.

کوثر بابایی // خَلقاً و خُلقاً شبیه زهرایی
با دل دریایی// میوه‌ی دل، ریحانه‌ی بابایی.

به ابالفضل نور عینی// چش روشنی حسینی
با همون دستای کوچیکت// کلید بین الحرمینی.

گوهر نایابی// تو اولین روضه‌خوان اربابی
نگین مه‌تابی// کی گفته تشنه ؟‌ تو دختر آبی.

تشنه‌ی اشک چشات دریا// خجل ز آبله‌هات صحرا
تا چادرت رو سر می‌کنی// زینب میگه جانم زهرا

رشک ملک داری// فاطمه‌ای اما نه فدک داری
با سر بابایت// قباله‌ی کل این فلک داری.

سه ساله‌ی شهره‌ی ارباب// زهرایی و زهره‌ی ارباب
نمک سفره‌ی خدا حسین// تو نمک سفره‌ی ارباب.

  • چهارشنبه
  • 21
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 12:11
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

آمدی با رأس خونین ای پدر *

1453

آمدی با رأس خونین ای پدر آمدی با رأس خونین ای پدر
لاله ای در دست گلچین ای پدر
خیر مقدم دیدن ماه رُخت
بر دلم بخشیده تسکین ای پدر
می شود با چلچراغ اشک من
امشب این ویرانه تزیین ای پدر
اشک سرخ و چهره زرد، و تن سیاه
سفره ام گردیده رنگین ای پدر
از غمت هر شب نخفتم تا سحر
شاهد من بود پروین ای پدر
من گل نشکفته، پرپر گشته ام
وای از بیداد گلچین ای پدر
هر چه تلخی دیده ام از راه شام
شور عشقت کرده شیرین ای پدر
رونمای روی تو جان می دهم
چون مرا نَبْوَد به از این، ای پدر
شاعر:علی انسانی

  • پنج شنبه
  • 30
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

دشمنان اثر استاد حسان - (دشمنان نقشه کشیدند و تفکر کردند) *

5708
5

دشمنان اثر استاد حسان - (دشمنان نقشه کشیدند و تفکر کردند) اشعار مسلمیه

دشمنان نقشه کشیدند و تفکر کردند
تا مرا در بدر و غرق تأثر کردند
کی گذارم که شود نقشة آنان عملی
گرچه بسیار درین باره تدبر کردند
می‌کنم زیر و زبر دولت پوشالیشان
تا که بر عکس شود آنچه تصور کردند

من سفیرم که فرستاده مرا ثار الله
از ره جهل به من فخر و تکبر کردند
گفتة ما، همه احکام خدا بود و رسول
حرق حق را نشنیدند و، تمسخر کردند
میهمان را که به زنجیر گران می‌بندد؟
شامیان خوب پذیرائی در خور کردند
چونکه غربت زده و خاک نشینم دیدند
با زر و زیور شان، ناز و تفاخر کردند
پیش چشم من غارت زده، همسالانم
زینت گوش خود آویزه ای از در کردند
آستین کرده ام از شرم، حجاب رویم
پیش آنانکه به سر، معجر و چاد

  • شنبه
  • 14
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 13:37
  • نوشته شده توسط
  • ایمان
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

زبان حال حضرت رقیه-(دیگر نفسم به سینه شد تنگ) * محمد مهدی عبدالهی

8475
11

زبان حال حضرت رقیه-(دیگر نفسم به سینه شد تنگ) دیگر نفسم به سینه شد تنگ
پیشانی تو،خورده چرا سنگ
ای باب غریب و شاه بی سر
شد روی نکوی تو، زخون رنگ
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

دانلود شعر زمینه شهادت حضرت رقیه به همراه فایل صوتی-(می گم با گریه که دنیا این جور نمی مونه) *

15810
27

دانلود شعر زمینه شهادت حضرت رقیه به همراه فایل صوتی-(می گم با گریه که دنیا این جور نمی مونه) زمینه به همراه دانلود سبک

می گم با گریه که دنیا این جور نمی مونه
یه روزی پایان می رسه غم های من
می بینید از راه می رسه بابای من

میاره مرهم برای زخمای من
میاد و سوغات برای من میاره
یه چادر رنگی و یک کفش یه گوشواره
موهام و شونه می زنه باز دوباره
بابا بابا2
ای وای بابا
سلام ای سر،ای سر زخمی،ای سر بابا
صفا دادی خونه ی ما رو اومدی اینجا
دلم رو بردی با سرت بابا بابا
کجا رفتی بی دخترت بابا بابا
منم مدیون خواهرت بابا بابا
چهل منزل بی بال و پر سخته بابا
چهل منزل بی تو سفر سخته بابا
سفر با دشمن ای پدر سخته بابا
نمی شناسی دختری رو که صورت کبوده
همون که روزی توی گوشش گوشواره بوده
خیالی مونده از تنم بابا

  • چهارشنبه
  • 2
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • سید حامد فیض
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

شهادت حضرت رقیه(س)-(شانه های زخمی و طفل حزین) * محمد مهدی عبدالهی

2792
5

شهادت حضرت رقیه(س)-(شانه های زخمی و طفل حزین) شانه های زخمی و طفل حزین
مو سپید و دشمن او در کمین
آمد و سیلی چنان زد یا حسین
بر زمین خورد و صدا زد این چنین
فاطمه، آرامش چشمان من
قد خمیده، قامت من را ببین
این جسارت ها دگر تکراری است
وای من دشمن تو را می زد ز کین
امشبی را من کنار آن سرت
تا ابد راحت بخوابم، دل غمین
صوت قرآن تو، مرهم بر دلم
مجلس ختم رقیه شد همین
آه از ایمان و دین سستشان
بی بصیرت کشته اند مولای دین
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 19:54
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

شعری برای حضرت رقیه (س)-(ای نجم شام حادثه جانم فدای تو) *

3869
2

شعری برای حضرت رقیه (س)-(ای نجم شام حادثه جانم فدای تو) ای نجم شام حادثه جانم فدای تو
ناقابل ارچه در محک گرد پای تو

ترک فلک که دست به یغمای دیده هاست
خود ره نشین پرتوی نور سهای تو

چون پیش می روی به نظرگاه شاهدان
سرها بود که می رود اندر قفای تو

عاقل نظر به سوی رفائیل کی کند
تا شهره ی کرم شده دست شفای تو

شوری به پا شدست ز شیرینی لبت
نرخ نمک شکست ز ناز و ادای تو

زنجیر و تازیانه ی زلف از برای چیست
رامست خود به خود سگ کوی و سرای تو

روی سمندم از سر چوگان زلف توست
گوی سرم فتاده به دشت بلای تو

در کور آتش آهن دل چشم پر ز آب
در حسرت نمی اثر کیمیا تو

جای شگفتی است که با اسپه آمدی
این ها کجا و صید من بی بهای تو

آن مدعی که طعنه زند بی خبر بود
جن و ملک

  • دوشنبه
  • 7
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 08:31
  • نوشته شده توسط
  • امین مقامی
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

شهادت حضرت رقیه(س)-شهر شام * محمد مهدی عبدالهی

2981
12

شهادت حضرت رقیه(س)-شهر شام شهر شام و شروع ماتم بعد

همه در دست نیزه و نیرنگ

چه شده شهر غرق در شادی

آن طرف آتش و هزاران سنگ

............

ای امان از دل رباب حزین

دل زینب هماره بی تاب است

بید سرها ، سری بود کوچک

بر سر نی، علی که در خواب است

..............

کاروانی اسیر آمده است

هلهله، شادی و جسارت ها

بهر این قافله شده تکرار

قتل و غارت پی اسارت ها

.................

گویمت من هماره تکراریست

داستان سه ساله، زخم نمک

میخ در پشت فاطمه لرزاند

مادر و شهر شام و باغ فدک

....................

دختری که عزیز سقا بود

این رقیه همش زمین خورده

تا که نام عمو به لب آورد

تازیانه ز دست کین خورده

.....................

آه دو

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 19:58
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

زمزمه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها بهمراه فایل سبک *

4127
1

زمزمه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها بهمراه فایل سبک یا حسین علیه السلام

سلام وعرض تسلیت بمناسبت ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

تقویم و که ورق بزنید ایام گم شدن خانم رقیه س در بیابان وجسارت زجر ملعون..... وای از ضرب دست!

انشاالله که به همین زودی زود بیاد و انتقام خون جدشو بگیره .

زمزمه زبان حال حضرت رقیه (س)

همراه با دانلود سبک

شده کوتاه چادرم یعنی خویش را بین شعله ها دیدم

دختران گرم بازی امام من با عمو حرف میزنم آرام

گله ازچشمهای نامحرم از یتیمی از آنهمه دشنام

....بابا

دختری که مقابلم انداخت بازهم نان پاره خو را

جان تو روی گوش او دیدم هر دو تا گوشواره خودرا

لکنتم بیشتر شده خوب است لکنت دختران شیرین است

لحجه ام را ببین عوض کرد

  • جمعه
  • 2
  • دی
  • 1390
  • ساعت
  • 19:35
  • نوشته شده توسط
  • ایمان
ادامه مطلب

زمزمه شهادت خانم رقیه س بهمراه سبک(باب الجنه) *

4046
0

زمزمه شهادت خانم رقیه س بهمراه سبک(باب الجنه) سلام دوست عزیز جناب احمد زاده

باپوزش فراوان جهت ناتوانی در ارسال قطعه مورد نظر بصورت

های فیکس و استدیو ایی در حال حاضر بصورت اکتیو ضبط شده تا در اختیار دوست داران

قرار بگیره انشا الله رفریگیتور تعمیر شد قطعه ها رو بصورت کیفیت کامل در اختیارتون قرار میدم ممنون از

قبول زحماتتون یا علی غلامی باب الجنه

یا حسین علیه السلام

زمزمه زبان حال حضرت رقیه (س)

همراه با دانلود سبک

در ادامه مطلب

شده کوتاه چادرم یعنی خویش را بین شعله ها دیدم

دختران گرم بازی امام من با عمو حرف میزنم آرام

گله ازچشمهای نامحرم از یتیمی از آنهمه دشنام

....بابا

دختری که مقابلم انداخت بازهم نان پاره خو را

جان تو روی گوش

  • دوشنبه
  • 5
  • دی
  • 1390
  • ساعت
  • 13:39
  • نوشته شده توسط
  • ایمان
ادامه مطلب

غزلی زیبا در باره حضرت رقیه (س) - غنچه ی یاس *

5308
5

غزلی زیبا در باره حضرت رقیه (س) - غنچه ی یاس دوش در خاطرم آن سرو گل اندام آمد
باز فارغ دلم از آتش در جام آمد

دانه بر گونه نهادست و به دورش زلفی
همچو صیّاد که با دانه و با دام آمد

مصحف رو ، خَجَک خال و خم گیسوی جیم
بین که قدّ الف یوسف از آن لام آمد

صلح خواهست اگر پس به چه کارش آید
جنگ افراز که با ناوک و صمصام آمد

اول عشق اگر این بوده سرانجامش چیست
راضی استم به خدا هر چه که فرجام آمد

نو گلان چمن آسیمه پریشان گشتند
آه ، از خار مغیلان که به اقدام آمد

اختران از پی و خورشید هدایت در پیش
سنگ باران چو شهاب است که در شام آمد

چشم ها خیره بر آن سلسله ی مشکین بود
به نظرگاه عدو زاده ی ضرغام آمد

ز سخنرانی شهدخت علی نالان کفر
بی گمان رفت و پی ا

  • سه شنبه
  • 6
  • دی
  • 1390
  • ساعت
  • 08:29
  • نوشته شده توسط
  • امین مقامی
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

غزل مصیبت رقیه (س) سه ساله -( من بی تو تنها می شوم، تنها مگر نه ) * امیر عظیمی

3805
4

غزل مصیبت رقیه (س) سه ساله  -( من بی تو تنها می شوم، تنها مگر نه ) من بی تو تنها می شوم، تنها مگر نه
تنها تر از هر کس در این دنیا مگر نه
تو می توانی بی من و عمه بمانی
کنج تنور و بر سر نی ها مگر نه
اما سه ساله پیر شد با رفتن تو
پیری شده از قامتم پیدا مگر نه
دریای گیسوی مرا که یاد داری
یک برکه ای مانده از آن دریا مگر نه
عمه سحر دستی به موهایم کشیده
خیلی شبیه تو شدم بابا مگر نه
گاهی شبیه تو پر از زخمم و گاهی
هستم شبیه مادرت زهرا مگر نه
روزی که زجر آمد مرا تا قافله برد
بابا، عموی من نبود آنجا مگر نه
آری عموی من نبود آنجا که دشمن
می کرد غارت معجر ما را مگر نه
تو خوب می دیدی که چون خلخال عمه
انگشترت هم می رود یغما مگر نه

شاعر : امیر عظیمی

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر حضرت رقیه ( س) (امشب از عشق تو من دیوانه ام ) *

1876
1

شعر حضرت رقیه ( س) (امشب از عشق تو من دیوانه ام ) امشب از عشق تو من دیوانه ام
همنشین باده و پیمانه ام
ساقی امشب داده جام و باده ام
بر امیری عاشق و دلداده ام
مست مست مست از بویش شدم
ناخوداگاه عاشق رویش شدم
ماه در حسرت که او ماهش شود
یک شبی تا صبح همراهش شود
حضرت موسی عصایش دست اوست
عیسی مریم دمش از هست اوست
یوسف مصری پی دیدار اوست
حاتم طایی که خدمتکار اوست
او حسین است و منم دلداده اش
گردنم انداخته قلاده اش
جلوه ی مهتاب امشب دیدنیست
شادی ارباب امشب دیدنیست
اشبه الناس آمده بر مادرش
بوسه می گیرد ز روی دخترش
زینت دوش عمو عباس اوست
ساقی صد خضر و صد الیاس اوست
بوسه بر رویش زند ارباب ما
شانه بر مویش زند ارباب ما
نازدانه دختری آمد بر او
خنده ی تلخ حسی

  • شنبه
  • 25
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:40
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(هجر تو ای پدر جان مرا دیوانه کرده)به همراه سبک سنتی *

3530
4

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(هجر تو ای پدر جان مرا دیوانه کرده)به همراه سبک سنتی هجر تو ای پدر جان مرا دیوانه کرده
دختر تو مکان گوشةِ ویرانه کرده
مانده بر پیکرم بابا نشانه
جای سیلی و نقشِ تازیانه

ای حسین جان، حسین جانم حسین جان (2)
صورتم را ببین ای پدر گردیده نیلی
گشته رُخساره ی من سیه از ضرب سیلی
مانده بر پیکرم بابا نشانه
جای سیلی و نقش تازیانه
ای حسین جان حسین جانم حسین جان (2)
مَنِ خونین جگر میوه ی قلب رسولم
پاره ای از تن و جانِ زهرای بتولم
مانده بر پیکرم بابا نشانه
جای سیلی و نقش تازیانه
ای حسین جان حسین جانم حسین جان (2)

حاج مهدی خرازی

دانلود سبک

منبع:سایت مدایح

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر حضرت رقیه ( س) ( پريوشي كه غزل خوان مهرباني هاست) *

1819
1

شعر حضرت رقیه ( س) (  پريوشي كه غزل خوان مهرباني هاست) پريوشي كه غزل خوان مهرباني هاست
سه ساله دخترك خانواده ي زهراست
شب ولادت او روز مرگ نوميدي
شروع لحظه ي تحويل سال خورشيدي
شكوفه هاي بهاري مريد خنده ي او
شكفتن گل مريم نويد خنده ي او
چه انعكاس شگرفي نگاه او دارد!
از آسمان نگاهش ستاره مي بارد
نماز پنجره ها سمت كعبه ي چشمش
حواس آينه ها پرت جذبه ي چشمش
ستاره ها به رقيه سلام مي كردند
براي ديدن او ازدحام مي كردند
رجال اهل كهف،خواب ناز امشب را
به پلك منتظر خود حرام مي كردند
زنان پاك سرشت قبيله ي مريم
به احترام مقامش؛ قيام مي كردند
و شاعران علي دوست تمام جهان
قصيده گفتن خود را تمام مي كردند
فرشته ها به قماتش دخيل مي بندند
فقيرهاي بهشتي چه آبرومندند!
طوا

  • شنبه
  • 25
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:44
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(خرابه ي شام گشته عزا خانه)به همراه سبک سنتی *

8346
5

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(خرابه ي شام گشته عزا خانه)به همراه سبک سنتی خرابه ي شام گشته عزا خانه
طفل يتيمي گرفته بهانه
گويد كجايي اي ماه تابانم
جان جانانم بابا حسين جانم

بر پيكر دارد اين كودك نشانه
آثار سيلي و هم تازيانه
گويد كجايي اي ماه تابانم
جان جانانم بابا حسين جانم

تا پدر را ديد زد ناله و فرياد
كنج ويرانه مظلومانه جان داد
گويد كجايي اي ماه تابانم
جان جانانم بابا حسين جانم

حاج مهدی خرازی

دانلود سبک

منبع:سایت مدایح

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:06
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت رقیه(س),(خبر آمد که ز معشوق خبر می آید) *

3929
2

شعر شهادت حضرت رقیه(س),(خبر آمد که ز معشوق خبر می آید) خبر آمد که ز معشوق خبر می آید

ره گشایید که یارم ز سفر می آید

کاش می شد که ببافند کمی مویم را

آب و آیینه بیاریید پدر می آید

نه تو از عهده این سوخته بر می آیی

نه دگر موی سرم تا به کمر می آید

جگرت بودم و درد تو گرفتارم کرد

غالباً درد به دنبال جگر می آید

راستی! گم شده سنجاق سرم دست تو نیست

سر که آشفته شود حوصله سر می آید

هست پیراهنی از غارت ان شب به تنم

نیم عمامه از آن به تو در می آید

به کسی ربط ندارد که تو را می بوسم

که بجز من ز پس کار تو بر می آید

راستی!هیچ خبر ار شدی تب کردم؟

راستی لاغری من به نظر می آید

راستی هست به یادت دم چادر گفتی:

دختر من!به تو چادر چقدر می آید

سرمه ای را

  • سه شنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 13:09
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار دردانه ی امام حسین حضرت رقیه(س) -( شد دلم ویرانه گرد ماتمت ) * محمود شریفی

32

اشعار دردانه ی امام حسین حضرت رقیه(س) -( شد دلم ویرانه گرد ماتمت ) شد دلم ویرانه گرد ماتمت
میکشد آخر مرا حجم غمت
غنچه ی نشکفته ی باغ حسین
لالهی پژمرده از داغ حسین
ای سه ساله دختر زهرا نسب
از تبار عشقی و دریا نسب
ماه مجنون نگاه خستهات
مهر میسوز ز آه خستهات
آه تو بر هم زن نظم فلک
وارث زخم جگر سوز فدک
یاد زهرا زنده شد در روی تو
بی سبب دشمن نزد بر روی تو
ای به شام غم سفیر آفتاب
در خرابه ناله ات فصل الخطاب
نالهات ویرانگر قصر ستم
مرگ تو شد شاهد عصر ستم
آنشب آنشب روح تو بیتاب شد
قلب تو از داغ بابا آب شد
تا سر بابا گل ویرانه شد
جان تو بر گرد او پروانه شد
گفتی ای بابا منم دردانه ات
غنچه ی پژمرده ی گلخانه ات
آمدی اما چرا با سر پدر
بی عمو بی اکبر و اصغر پدر
چشمهای خستها

  • شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 06:26
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(گل ناز پـدر دل پریشان مکن)به همراه سبک سنتی *

2947
4

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(گل ناز پـدر دل پریشان مکن)به همراه سبک سنتی گل ناز پـدر دل پریشان مکن

آمدم از سفر دیده گریان مکن

گلهـای اشکت دارد نشانم

لیلۀ القدر من با تو دارد صفا

محنت کشیدی از دشمنانم

کوچکِ مصحف کربلا

مرغ عشق منی که شکسته پرت

شرح هجران مگـو آمدم در برت

چون تـو خرابه شد آشیانم

آرام جانم

تو بگو «یا اَباَ» من نگاهت کنم

همرهــی بــا دل بیگناهت کنم

با گریه بردی تاب و توانم

آرام جانم

از غـم زینب و از اسارت بگو

از دل خسته و بی‌قرارت بگو

خوش‌نغمه داری ای همزبانم

آرام جانم

مسافران صفر - جعفر رسول زاده ( آشفته ).

دانلود سبک

منیع:سایت مدایح

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:27
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

متن روضه حضرت رقیه(س),(زگونه های دخترت ترك خورده) *

8769
31

 متن روضه حضرت رقیه(س),(زگونه های دخترت ترك خورده) زگونه های دخترت ترك خورده

زخم قلب من پدر نمك خورده

......

یاد داری تو روی نی بودی،من هم از پشت ناقه افتادم

یه عالم عاشقانه ای داشت این سه ساله

یاد داری تو روی نی بودی،من هم از پشت ناقه افتادم

گریه كردی برای من،من هم به تو از دور بوسه می دادم

بابا من از پشت ناقه افتادم كاروان رفت،من ماندم و تاریكی و یك غول بی شاخ و دم،آثار اون شبو می خوای ببینی،بابایی ببین

گونه های دخترت ترك خورده

زخم قلب من پدر نمك خورده

چرا؟كتك زد دیگه،شما هم كه آماده بودی برای این حرفا،برا چی به زخمت نمك زد؟،بابا خیلی بد دهن بود،خیلی بی تربیت بود،من دارم كد می دم،تو خودت باید تفسیرش كنی،

گونه های دخترت ترك خورده

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 06:22
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

روضه شهادت حضرت رقیه(س),(بابا،دخترت از دنیا بریده.) *

8930
41

روضه شهادت حضرت رقیه(س),(بابا،دخترت از دنیا بریده.) بابا،دخترت از دنیا بریده.

حالا كه زبون ،زبون دخترونه است،دل سنگ آب می شه،دختر دارا.

بابا،دخترت از دنیا بریده

بدون تو خوشی ندیده

این راسته ،زبون حال نیست.

ببین همه موهام سفیده

زین العابدین علیه السلام گفت: نه یه جای سالم تو بدنش داشت،بابا

این دلم افروخته بابایی

چشام به در دوخته بابایی

خیلی دلم سوخته بابایی

یه چیزای دیگه اشو نگفتم،یه خورد نرم گفتم،خیلی اذیت نشی،والا شاعر می تونست بگه.

چشام به در دوخته بابایی

دامن من سوخته بابایی

گریه داری دیگه؟

بابا مگه نگفتی بر می گردم

بیا می خوام دورت بگردم

عمه رو خیلی خسته كردم

وای وای.

بابا خوشی به قلبم دست رد زد

یه بی حیا بهم لگد زد

بدی

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 06:29
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای سفیر سه ساله‌ی ولایت دخت زهرا سُلاله‌ی ولایت)به همراه سبک سنتی *

2554
5

اشعار شهادت حضرت رقیه(س),(ای سفیر سه ساله‌ی ولایت دخت زهرا سُلاله‌ی ولایت)به همراه سبک سنتی ای سفیر سه ساله‌ی ولایت دخت زهرا سُلاله‌ی ولایت

قبله‌ی حاجتی فاطمه طلعتی

السلام علیکِ یا رقیّه

نازنین دختـرِ خـون خدایی بلکه مصباحِ مصباح الهدایی

گرچه دردانه‌ای کنـج ویرانه‌ای

السلام علیکِ یا رقیّه

یاس نیلـی شـده از تازیانه بر گل رویت از سیلی نشانه

آرزوی حسین آبروی حسین

السلام علیکِ یا رقیّه

رویت از فاطمه دارد نشانه ارثت از مادرت دفن شبانه

ناله‌ی غربتت خیزد از تربتت

السلام علیکِ یا رقیّه

کعبه‌ی عاشقان ویرانه‌ی تو سر بابا چـراغ خانـه‌ی تـو

مسافران صفر - غلامرضا سازگار

دانلود سبک

منبع:سایت مدایح

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد