شهادت حضرت رقیه

مرتب سازی براساس
 امیر فرخنده

رباعی حضرت رقیه (س) -( بادست کوچکش گره ها باز می کند ) * امیر فرخنده

7918
10

رباعی حضرت رقیه (س) -( بادست کوچکش گره ها باز می کند ) بادست کوچکش گره ها باز می کند
طفل سه ساله یست که اعجاز می کند
بال وپرش شکسته ولی او بدون بال
باذکرنام فاطمه پرواز می کند

شاعر : امیر فرخنده

  • یکشنبه
  • 18
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 07:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 مجتبی خرسندی

شعر مدح و مرثیه حضرت رقیه(س) -( بیست سالش شده ، چه محشر شد ) * مجتبی خرسندی

2403
8

شعر مدح و مرثیه حضرت رقیه(س) -( بیست سالش شده ، چه محشر شد ) بیست سالش شده ، چه محشر شد
خانمی دلربا و دلبر شد
درحجاب و وقار ودین داری
از تمامی دختران سر شد
مثل عمه مـفـسّر قرآن
بر زنان مدینه سرور شد
خواهر وتکیه گاه اصغر شد
عمه ی بچه های اکبر شد
هر زمان خنده بر لبش آمد
خستگی از تن پدر در شد
شب جشن عروسیش بود
آسمان روشن و منور شد...
***
شاعری خواب های خوش میدید
ناگهان خواب ها مکدّر شد
یادش آمد سه ساله ی ارباب
گوشه ای از خرابه پرپر شد
سنّ کم ، موسپید ، قامت خم
اندک اندک شبیه مادر شد
منتظر بود تا پدر آید
با سری در طبق برابرشد
درد و دل کرد با سر ، اما حیف
قصه و عمر هر دو تا سر شد . . .

شاعر : مجتبی خرسندی

  • سه شنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 07:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مرثیه حضرت رقیه(س) -( هر آنچه پيش آمده ديگر گذشته است ) * امیر فرجی

3341
4

شعر مرثیه حضرت رقیه(س) -( هر آنچه پيش آمده ديگر گذشته است ) هر آنچه پيش آمده ديگر گذشته است
گريه نكن كه قِصه ی معجر گذشته است
گوشم اگر كه پاره شده خوب ميشود
ديگر زمان غارت زيور گذشته است
من حرفِ خاتم يمنت را نميزنم
تو هم بگو كه حرف گُل سر گذشته است
چادر عبا ، عمامه ي تو روسری من
هرچه گذشته است برابر گذشته است
گفتم به عمه ام پیِ غسّاله ای رود
كار از طبيب و مرهم و بستر گذشته است
امشب به غُسل، گيسوی من خيس ميشود
آن گيس كه ز شانه ی اكبر گذشته است
اصلاً بيا و صحبتمان را عوض كنيم
هر آنچه پيش آمده ديگر گذشته است

شاعر : امیر فرجی

  • پنج شنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 07:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

از گردنت جدا شو بگو یا رقیه جان(س) * جعفر ابوالفتحی

3199
0

از گردنت جدا شو بگو یا رقیه جان(س) یا رقیه بنت الحسین (علیهما السلام)

از خود بیا رها شو بگو یا رقیه جان (س)
با عشق آشنا شو بگو یا رقیه جان(س)
ای سر بیا به خاک کف پاش بوسه زن
از گردنت جدا شو بگو یا رقیه جان(س)
عالم تمام ، وقف عزای سه ساله اند
وقف همین عزا شو بگو یا رقیه جان(س)
مانند ما که کلب حریم رقیه ایم
کلب حرمسرا شو بگو یا رقیه جان(س)
چون کل انبیای عظامند سائلش
همرنگ انبیا شو بگو یا رقیه جان(س)
چشمان خویش زیر قدمهای او گذار
قالی نخ نما شو بگو یا رقیه جان (س)
گفتی: زمین کرببلا را ندیده ای ؟ !!!!!
راهیّ کربلا شو بگو یا رقیه جان(س)
هر کس غزل بگوید از او اهل جنت است
جعفر غزلسرا شو بگو یا رقیه جان(س)
سروده جعفر ابوالفتحی

  • سه شنبه
  • 10
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

اشعار ماه محرم با سبک دشتی برای حضرت رقیه(ع) -( اگر دست پدر بودی به دستم ) *

77641
154

اشعار ماه محرم با سبک دشتی برای حضرت رقیه(ع) -( اگر دست پدر بودی به دستم  ) اگر دست پدر بودی به دستم
چرا من در خرابه می نشستم
اگر می بود بابای نکویم
نمی زد شمر دون سیلی به رویم
***
بابا چرا سر از خاك یک لحظه بر نداری
حق داری ای پدر جان زیرا که سر نداری
ما را رسوا کردند با ضرب تازیانه
بابا مگر تو با ما ، عزم سفر نداری
***
بیاای عمه جان کامشب زمرگ خودخبردارم
هوای دیدن رخسار زهرا را به سر دارم
خبر کن دختران شام را از بهر دیدارم
که تا ثابت کنم من هم در این عالم پدر دارم
***
من دختر سه ساله ی حسینم
در باغ دین آلاله ی حسینم
نامم به لوح عشق جاویدانست
دیباچه ی رساله ی حسینم

  • چهارشنبه
  • 8
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 15:34
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) با سبک حاج محمود کریمی -( گفتن ندارد،گفتن ندارد،گفتن ندارد ) *

3744
3

اشعار شهادت حضرت رقیه(س) با سبک حاج محمود کریمی -( گفتن ندارد،گفتن ندارد،گفتن ندارد ) گفتن ندارد،گفتن ندارد،گفتن ندارد
كوچه شلوغ و جای یك سوزن ندارد
نامرد مردم حق علی و فاطمه خوردن ندارد
مادر به خود گفت:شاید كسی كاری به كار زن ندارد
من از نبی ام حتماً كسی كاری به كار من ندارد
افتادن زن در پیش چشم دیگران دیدن ندارد
برخیز مادر برخیز مادر زینب پناهی غیر این دامن ندارد
وقتی حسینت در لحظه ی گودال پیراهن ندارد

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 8
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 15:41
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) با سبک حاج مهدی -( بابا جونم السلام، خوب نمیبینه چشام ) *

3250
11

متن سینه زنی زمینه شهادت حضرت رقیه (س) با سبک حاج مهدی -( بابا جونم السلام، خوب نمیبینه چشام ) بابا جونم السلام، خوب نمیبینه چشام
فقط میگم یک کلام،کودکی پیرم،میخوام بمیرم
خمیده قدمو زمین گیرم،حالا که نیستی از جونم سیرم
واسه مُردن بهونه میگیرم،شد عمر کوتاه، خرج غم و اه
سلسله ی موی تو، سُرخی گیسوی تو
شکافه ابروی تو، زده شرارم، برده قرارم
دور و بَرَم یه دنیا نامرده، تو اوج غم دلم پر از درده
دنبال یک بهونه میگرده، که دل پریشون، جون بده آسون
خون خدایی، شدم هوایی، تازه رسیده ابن الشهیده
مثل تو خون از چشام چکیده
یا اباالمظلوم
با آه و اشک روون، واسَت میگیرم زبان
ای بابای مهربون، ای مو پریشون، ماهِ پر از خون
ببین که ناله و پریشونی، برده دلم رو، رو به ویرونی
پیشت میمیرم، آروم میگیرم
خرابه حالم شک

  • شنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 13:46
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن سینه زنی شور شهادت حضرت رقیه (ع) شب سوم محرم با سبک محمد رضا طاهری -( ارتفاع ناقه برای دخترت بلنده ) *

8088
6

متن سینه زنی شور شهادت حضرت رقیه (ع) شب سوم محرم با سبک محمد رضا طاهری -( ارتفاع ناقه برای دخترت بلنده ) ارتفاع ناقه برای دخترت بلنده
هرموقع میفتم رو زمین
دشمنت میخنده
نوه حیدرم روزای اخرم
دیگه بی معجرم بابا
میدونه خواهرت که مثله مادرت
چی اومد سرم بابا
حسین حسین حسین بابا
لابه لای سنگا دویودم
سر تا پام کبوده
هیچ کی نیست توی این دنیا
بگه جرم من چی بوده
پریشونه موهام خونی شده لبام
نمیبینه چشام بابا
خسته و نیمه جون بدون هم زبون
فقط تورو می خام بابا
حسین حسین حسین بابا

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 23
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 16:27
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن سینه زنی واحد شهادت حضرت رقیه (س) با حسن خلج -( چشم یعقوبی من بابا هنوزم به دره ) *

5971
11

متن سینه زنی واحد شهادت حضرت رقیه (س) با حسن خلج -( چشم یعقوبی من بابا هنوزم به دره ) چشم یعقوبی من بابا هنوزم به دره
بوی پیراهن تو داره دلم رو می بره
یه دسته گل بنفشه دارم برات می چینم
اگه بیای کنار درد دلات می شینم
دردای منو نگاه تو باید شفا بده
تا که حاجت دل منو امشب خدا بده
مثل همیشه توی آغوشت من رو جا بده
مردم از جدایی، ای پدر کجایی
کاش یه جفت گوشواره از بهشت برا من بیاری
دستای کبودم و تو دست زهرا بزاری
زخمای صورتت رو اشکای من می شوره
بابا چرا رو پلکات خاکستر تنوره
قربون چشات یه بار دیگه تو عمه رو ببین
خیلی دلتنگه روی دامن عمه هم بشین
خیلی توی راه برا خاطر من زمین
مردم از جدایی، ای پدر کجایی
وقتی تو تشت طلا به دندونات چوب می زدن
کاشکی پر خون می شدن به جای تو لب های من
خشت

  • دوشنبه
  • 20
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 06:08
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار زمزمه حضرت رقیه(س) 2 * رضا باقریان

12

اشعار زمزمه حضرت رقیه(س) 2 نبودی پشت ناقه دویدم نشستم از پاهام خوار کشیدم
نبودی موهامو میکشیدن بابا طعم یتیمی چشیدم
کجایی عزیز من دیگه بریدم من
توی این یکی دو روز خوبی ندیدم من
پیر شدم نیومدی خسته شدم، نیومدی
نبودی ببینی دستامو بستن تو کوفه ساق پامو شکستن
بابا از سفر بیا منو با خودت ببر
پیش عمه می زنم شب و روزا بال و پر
پیر شدم، نیومدی خسته شدم نیومدی

شاعر : رضا باقریان

  • سه شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 07:23
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار حضرت رقیه (س) -( نیمه ی شب سر به روی دامنم ) * علی محلاتی

75

اشعار حضرت رقیه (س) -( نیمه ی شب سر به روی دامنم ) نیمه ی شب سر به روی دامنم
می کنی گریه به حالم
ساز ماتم، می زند هر
بغض گریه میان جمله هایم
یا ابتا یا ابتا
آمدی ای،میهمانم
از چه اما نیامد پیکر تو
لااقل دستی بیاور
تا کشد بر سر خود دختر تو
یا ابتا یا ابتا
تکیه گاهم گشته دیوار
درد پهلو امانم را بریده
بی تو بابا، در بیابان
آبله ردّ پایم را کشیده
یا ابتا یا ابتا

شاعر : علی محلاتی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:36
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

نوحه حضرت رقیه (س)-(غنچه باغ لاله ام ) * رضا باقریان

12

نوحه حضرت رقیه (س)-(غنچه باغ لاله ام ) غنچه باغ لاله ام

من یتیمی سه ساله ام

روی ناقه دسته بسته همسفر با سنان شدم

بسکه خوردم تازیانه نیلی و قد کمان

وای من الذی ایتمنی 2

ارغوانی تنم شده

رگ به رگ گردنم شده

آتش افتاده به مویم مو پریشانم ای پدر

جان زهرا مادر خود از خرابه مرا ببر

وای من الذی ایتمنی 2

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 08:21
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

اشعار شب سوم محرم با سبک حاج محمود کریمی -( به تنم دیگه جونی ندارم ) *

4730
8

اشعار شب سوم محرم با سبک حاج محمود کریمی -( به تنم دیگه جونی ندارم ) به تنم دیگه جونی ندارم ********* تو که نمیدونی کجا رفتم
تو رگام دیگه خونی ندارم ********* تو که نمیدونی کجا رفتم
من و عمه و چشمای خونبار ********* تو بیابون و کوچه و بازار
من خسته و معجر پاره ام ********* تو که نمیدونی کجا رفتم
میدونی چقدر طعنه شنیدم ********* میدونی چقدر خوابتو دیدم
میدونی که بی تو چی کشیدم ********* تو که نمیدونی کجا رفتم
دلم شده پر از شرر بابا بیا منو ببر
تب و تاب یه قافله بودم ********* تو که نمیدونی کجا رفتم
با یه پای پر آبله بودم ********* تو که نمیدونی کجا رفتم
تو که دردسرامو ندیدی ********* تو که همسفرامو ندیدی
سفری که با حرمله بودم ********* تو که نمیدونی کجا رفتم
مید

  • یکشنبه
  • 2
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 05:06
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

متن اشعار شهادت حضرت رقیه (س) از رضا باقریان -( بال و پرم را نگاه کن ) * رضا باقریان

12

متن اشعار شهادت حضرت رقیه (س) از رضا باقریان -( بال و پرم را نگاه کن ) بال و پرم را نگاه کن
آتش گرفتن جگرم را نگاه کن
زخم کنار چشم ترم را نگاه کن
از عمه ام اگر که گلایه نمی کنی
ای سر شکسته ، بال و پرم را نگاه کن
خواهی بگویمت چه قدر ضربه خورده ام؟
دست کبود همسفرم را نگاه کن
آتش میان خمیه غرور مرا شکست
طاقت بیار و موی سرم را نگاه کن
ماننده مادرت شده طفل سه ساله ات
باور نمی کنی کمرم را نگاه کن
عمه تمام راه ، به جایم کبود شد
پایین پای نی سپرم را نگاه کن
قرآن بخوان ولی ز بلندای نیزه ها
کنج خرابه دور و برم نگاه کن
خون می چکد ز نیزه و یا گریه می کند
عمه بیا کمی پدرم را نگاه کن
دستم ، سرم دو چشم ترم درد می کند
از تازیانه ها اثرم را نگاه کن
کاخ یزید بر سرش آوار میکنم
بنشی

  • سه شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:06
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعری از بانو اکرم بهرامچی در باب مصائب دختر سه ساله اباعبدالله -( آری بغل کن این سر باباست ) * اکرم بهرامچی

2883
5

شعری از بانو اکرم بهرامچی در باب مصائب دختر سه ساله اباعبدالله -( آری بغل کن این سر باباست ) آری بغل کن این سر ِ باباست ، در این خرابه بزم و مهمانیست
لالا ئی ِ باباست میخواند .... امشب سروش ِ عرش عرفانیست

بابا چه آرام است و پُر لبخند ، چشمان او بسته ست خوابیده
هرچند خشکیده ست لبهایش ، اما هوای عشق بارانیست

بابا برایت قصه میگوید ، آغوش تو لبریز لبخند است
ای دختر نازم بخواب آرام ، خوابی که از آغاز طولانیست

خوا ب برادر را ببین امشب ، اصغر شراب ِ شیر می نوشد
قنداقه ی شیرین بابا هم ، با خنده ها غرق ِ غزلخوانیست

آری عمو عباس هم در خواب ، مَشکی پر از دریا ست بر دوشش
دست خدا در دست او رقصان، امشب از آن شبهای رَبانیست

زنجیرها را دور کن از خود ، تا نینواها دورتر باشند
در این کویر وحشت و تا

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 08:14
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

متن اشعار حضرت رقیه(س) از رضا باقریان -( میان معرکه آتش گرفت گیسویم ) * رضا باقریان

11

متن اشعار حضرت رقیه(س) از رضا باقریان -( میان معرکه آتش گرفت گیسویم ) میان معرکه آتش گرفت گیسویم
نشست دست پلیدی به روی مینویم
از آن شبی که ز ناقه فتادم ، ای بابا
رمق نمانده در این دست و پا و پهلویم
سر تو را به همین قطره اشک چشمانم
کنار عمه ماتم کشیده می شویم
کمی نگاه کن ای سر بریده ام ، بنگر
به چشم های سیاه و کبود و کم سویم
کمی نگاه کن این صورت مرا و ، ببین
چگونه دست یهودی نشستعه بر رویم
به شام ، هر که مرا دید گفت خارجی است
همین سبب شد اگر که شکست ابرویم
تمامی بدنم تیر می کشد بابا
ضعیف تر شده از روز قبل بازویم
سر تو سوخت میان تنور ، اما من
میان معرکه آتش گرفت گیسویم

شاعر : رضا باقریان

  • سه شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 14:58
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار زمینه حضرت رقیه (3) -( بیا بابای مهمانم ـــ نشین چون مه به دامانم ) * علی محلاتی

68

اشعار زمینه حضرت رقیه (3) -( بیا بابای مهمانم ـــ نشین چون مه به دامانم ) بیا بابای مهمانم ـــ نشین چون مه به دامانم
ببین قد کمانم را بیا بابا
بهاری کن خزانم را بیا بابا بیا بابا بیا بابا ...
نبودی غارت گهواره را بینی
هجوم آتش یکباره را بینی
وجای دست بر رخساره را بینی
نبودی زخم گوشه پاره را بینی
بیا در این سفر بابا ـــ مرا با خود ببر بابا
فراق تو در این ویران اسیرم کرد
سه ساله بودم و داغ تو پیرم کرد
بیا بابا بیا بابا ...
چرا خون بر لبانت روضه می خواند
چرا چشمت به گوشم خیره می ماند
چرا با سر تنت کو پس؟ خدا داند
سکوت تو دل من را بسوزاند
بیا پیشم بمان بابا ـــ و یا از خود مران بابا
نمی مانم پس از تو من نمی مانم
بیا بابای مهمانم به دامانم
بیا بابا بیا بابا ...

شاعر : ع

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:40
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از محمد میرزایی -( هیچ کس در شام با دردانه ات همدم نشد ) * محمد میرزایی

14

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از محمد میرزایی -( هیچ کس در شام با دردانه ات همدم نشد ) هیچ کس در شام با دردانه ات همدم نشد
هیچ کس جز عمه زینب همدم دردم نشد
حرف های عمه مرهم بود بر زخمم، ولی
هیچ کس بر زخم های عمه ام مرهم نشد
الأمان از كوفه و از شام، از غربت، پدر!
طاقت ما کم شد اما سنگ باران کم نشد
قد من کوتاه بود و نیزه ها خیلی بلند
خواستم بر زخم هایت بوسه بگذارم، نشد

شاعر : محمد میرزایی

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

نوحه حضرت رقیه (س) 2 -( یتیمی که دیگه از زمونه دلش بریده ) * رضا باقریان

15

نوحه حضرت رقیه (س) 2 -( یتیمی که دیگه از زمونه دلش بریده ) یتیمی که دیگه از زمونه دلش بریده تو فراق پدرش جونش به لبش رسیده
سه سالشه و لی قامتش کوچیکش خمیده تو سفر بلا رنگ روی ماهش پریده
غم بی پدری بد جور ی دل و خون می کنه (تمومه شبا رو شام غریبون میکنه)2
خدا نکنه کسی بدون پدر بمونه یه دختر سه ساله بگیره دلش بهونه
خدا نکنه بمونه رو بدن نشونه آثار ضربه های کعب نی و تازیونه
وای اگه به روی زخم کسی نمک بخوره (وای اگه یه سه ساله همیشه کتک بخوره)2
داره می سوزه از غصه همه بال و پرش جوونه زده غم از گوشه چشای ترش
زبونه می کشه آتیشه دل شعله ورش تا برسه میونه خرابه از در پدرش
سیه سالشه ولی خیلی شبیه مادرشه (سایه پدر سر بریده روی سرشه)2

شاعر : رضا باقریان

دانلود

  • سه شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:28
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( فرقی ندارد دیدنم با سر بیایی ) * سید محمد بابا میری

16

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) -( فرقی ندارد دیدنم با سر بیایی ) فرقی ندارد دیدنم با سر بیایی
بابا! مهم این است که آخر بیایی
هر چند همواره توقع داشتم تا
دیدار من با حالتی بهتر بیایی
روشن شود تا چشم های سرخ و تارم
ای ماه خونین چهره، باید در بیایی
چه خوب تر می شد که در این شام غربت
منت نهی با ساقی لشکر بیایی
از بام ها هی سنگ پشت سنگ خوردم
باید به امداد دل دختر بیایی
می خواهی امشب دیدن دردانه ی خود
یا دیدن آیینه ی مادر بیایی؟
دیگر ندارم طاقت این زندگی را
ای عمر کوتاهم الهی سر بیایی

شاعر : سید محمد بابا میری

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از سید محسن حسینی -( نیمه شب ای سر پر خون سر ناز آمده ای ) * سید محسن حسینی

12

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از سید محسن حسینی -( نیمه شب ای سر پر خون سر ناز آمده ای ) نیمه شب ای سر پر خون سر ناز آمده ای
از دل من چه بجا مانده که باز آمده ای؟
آنقدر باش که من از سر جان برحیزم
چون به دیدار من ای بنده نواز آمده ای
کنج ویرانه شده طور، تو موسای منی
که در این طور پی راز و نیاز آمده ای
بوی زهرا ز خم گیسوی تو می آید
مگر ای یوسف زهرا ز حجاز آمده ای
خستگی از سر و وروی تو چرا می بارد؟
به گمانم ز ره دور و دراز آمده ای
تو هم ای سر مگر از مُردن من با خبری؟
که به بالای سرم بهر نماز آمده ای
تا بگویم به تو از سیلی نامحرم ها
زان سبب سوی من ای مَحرم راز آمده ای

شاعر : سید محسن حسینی

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:51
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از احمد علوی -( دیگر شکستن ندارد ، بال و پر کوچک من ) * احمد حسین پور علوی

20

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از احمد علوی -( دیگر شکستن ندارد ، بال و پر کوچک من ) دیگر شکستن ندارد ، بال و پر کوچک من
میترسم از هم بپاشد ، این پیکر کوچک من
آه ای سر روی زانو ، ای ماه آشفته گیسو
دیشب خودت روضه خواندی ، بر منبر کوچک من
این درد درمان ندارد ، میدانم امکان ندارد
زخم سرت را ببندی ، با معجر کوچک من
غارتگران دل نکندند ، از گوش و از گوشواره
انگشت و انگشتر تو ، انگشتر کوچک من
آتش به جان جهان زد ، دستی که با خیزران زد
یا برلب خونی تو یا بر سر کوچک من
بابا برایم دعا کن ، شام مرا کربلا کن
یکبار دیگر صدا کن : ای دختر کوچک من!

شاعر : احمد علوی

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از احمد علوی -( ای دختر سه ساله ی من، نازنین من ) * احمد حسین پور علوی

22

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از احمد علوی -( ای دختر سه ساله ی من، نازنین من ) ای دختر سه ساله ی من، نازنین من
ای یادگار سوخته سرزمین من
دستی نبود تا که نوازش کنم تو را
وقتی که در خرابه شدی همنشین من
دیدی چگونه لشگر دشمن نشسته بود
یا در کمین گوش تو یا در کمین من
دیدی سرم جدا شده و پیکرم رهاست
دور از هم است فاصله « حاء » و « سین » من
عمع هنوز پشت سرت ایستاده است
این خواهر شکسته مرد آفرین من
ای کهکشان شیری چشم تو دلنواز
خورشید من ستاره من مه جبین من
جبریل هم ملازم پا در رکاب توست
ای بر رکاب سرخ شهادت نگین من

شاعر : احمد علوی

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

متن اشعار حضرت رقیه(س) از علیرضا خاکساری -( یتیمی درد بی درمان" نخوانید ) * علیرضا خاکساری

10

متن اشعار حضرت رقیه(س) از علیرضا خاکساری -( یتیمی درد بی درمان" نخوانید  ) یتیمی درد بی درمان" نخوانید
"یتیمی خواری دوران" نخوانید
"الهی طفل بی بابا نباشد "
کنار دختری گریان نخوانید
دوباره گریه اش میگیرد امشب
بیایید از غم هجران نخوانید
شب سوم شب خانم رقیه ست
به غیر از روضه ی ایشان نخوانید
تقاضا میکنم سربسته باشد
ز نامردی نامردان نخوانید
"رقیه جان "فقط مخصوص باباست
دگر اورا به این عنوان نخوانید
زمین خورد از بلندی را بگویید
ولی از تاول سوزان نخوانید
خبر داریم پهلویش شکسته
مقاتل را برایمان نخوانید
اگر از روسری پاره گفتید
محبت کرده بیش از ان نخوانید
نگویید از سر بر روی نیزه
از ان زخم لب و دندان نخوانید
تنش پامال چکمه گشت اما
از ان غساله ی حیران نخوانید
بیایید امشبی را رو

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از علیرضا خاکساری -( از خرابه میرسد اوای دختر بچه ای ) * علیرضا خاکساری

11

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از علیرضا خاکساری -( از خرابه میرسد اوای دختر بچه ای ) از خرابه میرسد اوای دختر بچه ای
میکشد اخر مرا غم های دختر بچه ای
در میان غصه ها یک روز خوش بر خود ندید
پر شداز درد و بلا دنیای دختربچه ای
با یقین میگفت بابایم میاید از سفر
عالمی در حیرت از رویای دختربچه ای
من نفهمیدم چرا شد همچو دندانش سپید
گیسوان مشکی زیبای دختربچه ای
هر چه در ذهنم دو دو تا میکنم انصاف نیست
بشکند یک مرد جنگی پای دختربچه ای
زیر دست شوم بی ناموس ها از دست رفت
صورت زیبا تر از زیبای دختربچه ای
با اشاره بعد از این با عمه میگوید سخن
در نمی اید صدا از نای دختربچه ای
گیرم اغوش پدر هم سلب شد دیگر چرا
گوشه ی ویرانه ای شد جای دختر بچه ای
بگذرم از روضه هااین خط اخر کافی است
میرسد در یک ط

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از وحید کردلو -( مثل ستاره بود و نگاهش به راه بود ) * وحید کردلو

14

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از وحید کردلو -( مثل ستاره بود و نگاهش به راه بود ) مثل ستاره بود و نگاهش به راه بود
پژمرده از ندیدن خورشید و ماه بود
با آنکه رنگ چادر او رفت در مسیر
ازهرطرف اسیر هجوم نگاه بود
درانزوای غربت و در انحصار اشک
مستلزم کشیدن یک ذره آه بود
پشت ستم شکست ز شمشیر گریه اش
اویک تنه برای خودش یک سپاه بود
با آنکه نور ماه به چشمش نمی رسید
گلدسته های نیزه برایش پناه بود
آیینه بود و هر قدم ازکینه ها شکست
این سنگ ها تقاص کدامین گناه بود؟
مرگ رقیه خورد رقم در خرابه! نه!
شاید زمان رد شدن از قتله گاه بود...

شاعر : وحید کردلو

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از مسعود یوسف زاده -( ظهر یک پنجشنبه ی غمگین ) * مسعود یوسف زاده

6

متن اشعار شهادت حضرت رقیه(س) از مسعود یوسف زاده -( ظهر یک پنجشنبه ی غمگین ) ظهر یک پنجشنبه ی غمگین
اتفاقی گذشتم از جایی
داشت از انتهای یک کوچه
میوزید عطر روضه و چایی
گریه ی اهل خانه آنلحظه
در دل من سر و صدایی کرد
بی توجه گذشتم اما باز
بوی روضه مرا هوایی کرد
جلوی در نشستم و قدری
روضه خوان روضه خواند و باریدم
ناگهان بین روضه خوانی ها
پیرمردی شکسته را دیدیم
پیرمردی که مینشاند سریع
پشت هر گریه اش تبسّم را
با همان دست خسته ی خود داشت
جفت میکرد کفش مردم را
در همین حین از مقابل او
کودکی بسیار بازیگوش
رد شد از روی کفش ها و پرید
خون آن پیرمرد آمد جوش
پیرمرد عبوس و ناراحت
گفت چیزی و بچّه ساکت ماند
ناگهان روضه خوان گریز زد و
روضه را برد جای دیگر، خواند:
آی مردم چرا حوالی دشت
پای

  • یکشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:34
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار حضرت رقیه -( دلشوره های دخترکت را نگاه کن ) * رضا باقریان

12

اشعار حضرت رقیه  -( دلشوره های دخترکت را نگاه کن ) دلشوره های دخترکت را نگاه کن
بال کبود شاپرکت را نگاه کن
گریه مکن، که بال و پرم خوب می شود
کنج لبان خود ترکت را نگاه کن

شاعر : رضا باقریان

  • سه شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:04
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار حضرت رقیه -( صحرای کربلا جگرم را کباب کرد ) * رضا باقریان

10

اشعار حضرت رقیه  -( صحرای کربلا جگرم را کباب کرد ) صحرای کربلا جگرم را کباب کرد
دستی میان خیمه ما انقلاب کرد
باران تازیانه که بارید درحرم
رویای خوب کود کیم را خراب کرد

شاعر : رضا باقریان

  • سه شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:08
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار حضرت رقیه -( پدر جان آتش افتاده به جانم ) * رضا باقریان

9

اشعار حضرت رقیه  -( پدر جان آتش افتاده به جانم ) پدر جان آتش افتاده به جانم
سه ساله هستم اما قد کمانم
از آن شب که من از ناقه فتادم
ببین لکنت نشسته بر زبانم

شاعر : رضا باقریان

  • سه شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:19
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد