حضرت علی اصغر (ع)

مرتب سازی براساس

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( برای آب آبِ ما، در این صحرا جوابی نیست ) *

1671

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( برای آب آبِ ما، در این صحرا جوابی نیست ) برای آب آبِ ما، در این صحرا جوابی نیست
خجالت می‌کشم وقتی میان خیمه، آبی نیست
خجالت می‌کشم مادر میان سینه شیری نیست
غروب عمر مجروح تو دیگر آفتابی نیست
از این دریا که حتی اسبهای کوفه سیرابست
برای خشکی لب‌های تو غیر از سرابی نیست
برای قطره آبی به هر کس رو زدم مادر
ولی این‌جا کسی مادر پی کسب ثوابی نیست
روی سرنیزه‌ها جای گلوی کوچکت تنگ است
روی نی‌ها جای این‌که تو بخوابی نیست

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شب هفتم حضرت علی اصغر(ع) -( سر دادتا سرود غم انگیز چلچله) * قنبر سماچی

2527
0

شعر شب هفتم حضرت علی اصغر(ع) -(  سر دادتا سرود غم انگیز چلچله) سر دادتا سرود غم انگيز چلچله
تنها دو گام مانده به پرواز فاصله
باريد با بهانه رفتن به هاي هايس
كم داشت طاقت عطش و تاب و حوصله
در خون نشست صورت زيباي آفتاب
افتاد در زمين و زمان شور و هلهله
پر ها گشود رو به افق هاي بي كران
همراه زه كشيدن ملعون حرمله

شاعر : قنبر سماچی

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت علی اصغر(ع) -( سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات ) *

2567
0

شعر حضرت علی اصغر(ع) -( سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات ) سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات
چه زود این همه تغییر کرد آب فرات
چه کرد با جگر تشنه‌ها نمی‌دانم
رباب را که زمین‌گیر کرد آب فرات
رباب را چقدر در حرم خجالت داد
همان دو لحظه که تأخیر کرد آب فرات
همان که آبرویت را ز گریه‌اش داری
سه‌شعبه در گلویش گیر کرد، آب فرات
دوباره آب رسید و به سینه شیر آمد
ولی چه زود، کمی دیر کرد آب فرات

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مجلس سی و یکم: شهادت حضرت علی اصغر(ع) *

383

مجلس سی و یکم: شهادت حضرت علی اصغر(ع) مجلس سی و یکم:
شهادت حضرت علی اصغر(ع)
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم نخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم نخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم نخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نماند حال دوران غم نخور
« متی ترانا و نراک » آقا جانم کی می شود که تو را ببینم
ای کاش کسی راه دیدن تو را به من نشان بدهد.
« هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی »
یا صاحب الزمان آیا برای زیارت شما راه ملاقاتی هست یا نه؟ وقتی به عملم نگاه می کنم خودم هم خجالت زده می شوم. وای بر من راهی برای دیدنت باقی نگذاشته ام.
آنقدر معصیت کردم که بین خودم و شما فاصله ی زیادی ایجاد کرد

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 21:12
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( کمان باز شد / فراتر ز حد توان باز شد ) * مهدی رحیمی زمستان

266
2

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( کمان باز شد / فراتر ز حد توان باز شد ) کمان باز شد / فراتر ز حد توان باز شد
چنان‌که حسین / پس از ضربه تیر جانباز شد
ببین روضه را / گلو تیر خورد و دهان باز شد
به خون علی / سر بغض هفت آسمان باز شد
نه حق می‌دهم / اگر روضه روضه‌خوان باز شد
که در وقت دفن / سر از شانه با یک تکان باز شد

شاعر : مهدی رحیمی

  • چهارشنبه
  • 8
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

حضرت علی اصغر (ع) -( ای غنچه ی بیخواب من ـ طفل نخورده آب من ) * روح اله گائینی

51

حضرت علی اصغر (ع) -( ای غنچه ی بیخواب من ـ طفل نخورده آب من ) ای غنچه ی بیخواب من ـ طفل نخورده آب من
دارد رباب با چشم پر اشکش نظاره
دائم تلظی می کنی در گاهواره
لالا علی جان

ای آخرین سرباز من ـ کوچکترین همراز من
بر روی دستم می بری او سوی میدان
شاید که سیرابت کنند اینها علی جان
لالا علی جان

پرپرمزن بردست مزن ـ رفتی زدستم هست من
من ماندم و قنداقه ی از خون تر تو
تیر سه شعبه کرده پاره حنجر تو
لالا علی جان

مانده ز خون تو نشان ـ بر شانه ام آرام جان
دادم ز کف از داغ تو صبر و قرارم
من روی برگشتن به خیمه را ندارم
لالا علی جان

شاعر : روح اله گائینی

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 8
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:48
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

حضرت علی اصغر (ع) -( از کوچیکی پای غمت پیر شدم ) * روح اله گائینی

42

حضرت علی اصغر (ع) -( از کوچیکی پای غمت پیر شدم ) از کوچیکی پای غمت پیر شدم
غیر از تو از هر دو جهان سیر شدم
آقا چایی روضه تو خورده ام
به خدا قسم که نمک گیر شدم
خیلی بدم می دونم ـ در حقم کن آقایی
یک شب جمعه منو ـ تو نما کربلایی
سیدی مولا حسین (4)
لالایی بخونم بزرگت کنم
شبیه عموت شی سترگت کنم
لالایی می خونم صد ساله باشی
نیاد روزی که تو از من جدا شی
حاجی کوچک من ـ سوی منا می روی
تشنه لبی تو علی ـ سوی دوا می روی
سیدی مولا حسین (4)
روی دست بابا زدی دست و پا
می بینم سر تو روی نیزه ها
تیر سه شعبه دردتو چاره کرد
خنده ی تو بابارو بیچاره کرد
بعد تو موندن علی ـ توی دنیا عذابه
خوشبختی بی تو علی ـ بهر بابا سرابه
یا علی اصغر من (4)

شاعر : روح اله گائینی

  • چهارشنبه
  • 8
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:53
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( فرزند وقتی که پسر باشد، از ذوق مادر می شود فهمید ) * مهدی نور قربانی

3055
2

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( فرزند وقتی که پسر باشد، از ذوق مادر می شود فهمید ) فرزند وقتی که پسر باشد، از ذوق مادر می شود فهمید
سرّ "علی" نامیدن او را، از دیده ی تر می شود فهمید
آمد...ولی مولا دلش خون بود، لب های او را بوسه باران کرد
آنجا که حرف عاشقی باشد، با بوسه بهتر می شود فهمید
دستان او را خواهرش بوسید، پرسید: مادر؟ او شبیه کیست؟
در پاسخش مادر به نرمی گفت: شش ماه دیگر می شود فهمید
شش ماه دیگر آه...می گرید، کودک دوباره شیر می خواهد
آینده را از سرخی رنگ لب های اصغر می شود فهمید
سرباز آخر فاتح جنگ است، پیغمبری در دامن مولا
اعجاز او را می توان در آن روزی که پرپر می شود... فهمید

شاعر : مهدی نور قربانی

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

حضرت علی اصغر (ع) -( طفلم ـ درون خیمه بیقراره ) * روح اله گائینی

30

حضرت علی اصغر (ع) -( طفلم ـ درون خیمه بیقراره ) طفلم ـ درون خیمه بیقراره
دلم شده پر از شراره
خدا کنه بارون بباره
در خیمه دیگر آبی نمانده
در جسم اصغر تابی نمانده
حسین وای

حال ـ علی اصغرم خرابه
لباش ز تشنگی کبابه
میون خیمه قحط آبه
رفت از خیمه همراه نگارم
مادر جان اینجا چشم انتظارم
حسین وای

تابی ـ نمانده تا ز جا بخیزم
بگو چگونه ای عزیزم
رو صورت تو خاک بریزم
خوابیدی مادر بی لایی لایی
تو مُهر طومار کربلایی
حسین وای

شاعر : روح اله گائینی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:08
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

حضرت علی اصغر (ع) -( خیزد ز هر خیمه امشب از تشنگی طفلان شراره ) * روح اله گائینی

27

حضرت علی اصغر (ع) -( خیزد ز هر خیمه امشب از تشنگی طفلان شراره ) خیزد ز هر خیمه امشب از تشنگی طفلان شراره
خیره شده چشم سقا به کودکان و گاهواره
لب تشنه ی یک جرعه آب است ؛ اصغر
این طفل دلبند رباب است ؛ اصغر
لای لای علی لای لای لای علی جان لالا

آید به میدان عزیز زهرا به همراه طفل مشتش
قنداقه ی کوچکش را بالا گرفته بر روی دستش
کوچک ترین سرباز لشگر ؛ اصغر
گردد ز تیر کینه پرپر ؛ اصغر
لای لای علی لای لای لای علی جان لالا

درخیمه باچشم گریان چشم انتظاراست چشمان مادر
پشت حرم می کَند قبر حسین زهرا برای اصغر
با ناله گوید مادری ؛ ای وای
قدری تأمل کن عزیز زها
لای لای علی لای لای لای علی جان لالا

شاعر : روح اله گائینی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 10:03
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

دانلود سبک زمینه حضرت علی اصغر(ع) -( مادر، نکن اينقد آخه بي تابي/ مي دونم که تشنه ي آبي/ چي ميشه يه کم بخوابي 2 ) * احسان جاودان

374

دانلود سبک زمینه حضرت علی اصغر(ع) -( مادر، نکن اينقد آخه بي تابي/ مي دونم که تشنه ي آبي/ چي ميشه يه کم بخوابي 2 ) مادر، نکن اينقد آخه بي تابي/ مي دونم که تشنه ي آبي/ چي ميشه يه کم بخوابي 2
لالا لالا لايي- بخواب جون بابايي
یه امروز در حق من - بکن مادر آقایی
چقد دستات تب داره - چقد چشمات غمباره
بخواب آروم عشق من- کمی توی گهواره 2
دل مادر از غمت پر خونه دیگه خشکی رو لبهات مهمونه
تو این گرما عزیز جون من فقط درمون دردت بارونه
مادر، اگه آب فراتم باشه/ نمونده مردی که سقا شه/ بعیده دردت دوا شه 2
برو مادر با بابا- شاید بین این صحرا
فقط یه کم بسوزه- دل سنگ نامردا
شاید سیراب شد لبهات- گرفت جونی باز دستات
شاید افتاد تصویر- یه قطره آب تو چشمات
دل مادر از غمت پر خونه دیگه خشکی رو لبهات مهمونه
تو این گرما عزیز جون من فق

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

حضرت علی اصغر (ع) -( بسته احرام خون حاجی کوچکم ) * روح اله گائینی

26

حضرت علی اصغر (ع) -( بسته احرام خون حاجی کوچکم ) بسته احرام خون حاجی کوچکم
رو به میدان روم همره کودکم
طفل شیرین من بیتاب است
تشنه یک جرعه آب است
لایی لایی لالایی اصغر

می زنی دست و پا بر سر دست من
گشته ای غرق خون ای همه هست من
آخرین سرباز من اصغر
می شود روی دستم پرپر
لایی لایی لالایی اصغر

مانده چشم انتظار در حرم مادرش
دیده گریان اوست دیده خواهرش
پشت خیمه با قلبی صد چاک
می گذارم جسمش را در خاک
لایی لایی لالایی اصغر

شاعر : روح اله گائینی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( اين طفل كه لب تشنه ي يك قطره آب است ) * علی اکبر لطیفیان

4694
4

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( اين طفل كه لب تشنه ي يك قطره آب است ) اين طفل كه لب تشنه ي يك قطره آب است
يك قطره از اشكش چو فيض صد شراب است
كرب و بلا حالا دو تا خورشيد دارد
بر روي دست آفتابي آفتاب است
اين كه جلوي خيمه ها زانو زده كيست؟!
شايد زبانم لال بيچاره رباب است
اصلاً بيا و فكر كن كه آب خورده
اصلاً بيا و فكر كن يك گوشه خواب است
اينكه نميخوابد علي تقصير تو نيست
به جاي لالا بر لب تو آب آب است
گيسو نكش اينقدر تو تازه عروسي
اي كاش ميشد زودتر دست تو را بست
حالا دلت كه سوخته ما را دعا كن
خانم دعاي تو يقيناً مستجاب است

شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

حضرت علی اصغر (ع) -( لالایی بخونم، بزرگت کنم من ) * روح اله گائینی

35

حضرت علی اصغر (ع) -( لالایی بخونم، بزرگت کنم من ) لالایی بخونم، بزرگت کنم من
شبیه عموت شی، سترگت کنم من
لالایی می خونم ـ که صد ساله باشی
نیاد روزی از من جدا شی
لا لایی علی جان

بگو یا علی تا ، بلند شی روی پا
ولی نه علی جان ، می ترسم از اینجا
علی توی کوفه ـ داره خیلی دشمن
می زاره داغت رو دل من
لا لایی علی جان

روی دست بابا، زدی دست و پا هی
چگونه بدون ، تو روزام میشه طی
سرت روی نیزه ـ پی تو دوونم
ببین که لالایی می خونم
لا لایی علی جان

شاعر : روح اله گائینی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

بحر طویل حضرت علی اصغر علیه السلام -( شب ۷ محرم شده و یار نیامد ) * روح اله گائینی

23

بحر طویل حضرت علی اصغر علیه السلام -( شب ۷ محرم شده و یار نیامد ) شب ۷ محرم شده و یار نیامد
که دلدار نیامد
و غمخوار نیامد
کجایی که کنم هستی خود را فدایت
به قربان تو و لطف و صفایت
الهی نکنم در همه ی عمر رهایت
بیا یوسف زهرا
بیا قبله ی دلها
بیا کار و کس ما
شب ۷ محرم
دل شیعه پر از غم
شب باب حوائج علی اصغر ارباب
همان گوهر نایاب
لبش خشک چو صحرای کویر است
و لب تشنه ی یک جرعه ی شیر است
عمو رفته که از نهر فرات آب بیارد
از ان جاری نایاب بیارد
عمو آب نیارورد...
علی تاب نیاورد...
و یاران حسینی همگی از دم شمشیر گذشتند
حسین ماند تک و تنها
حسین یار ندارد
علمدار ندارد
سپهدار ندارد
مدد کار ندارد
سوی خیمه گه آمد که کند باز وداعی
که دید تشنه لبش تشنه ی آب است
دگر در تب و تاب ا

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

مجلس دهم شهادت حضرت علی اصغر(ع) *

179

مجلس دهم شهادت حضرت علی اصغر(ع) مجلس دهم
شهادت حضرت علی اصغر(ع)
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم نخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم نخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم نخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نماند حال دوران غم نخور
« متی ترانا و نراک » آقا جانم کی می شود که تو را ببینم
ای کاش کسی راه دیدن تو را به من نشان بدهد.
« هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی »
یا صاحب الزمان آیا برای زیارت شما راه ملاقاتی هست یا نه؟ وقتی به عملم نگاه می کنم خودم هم خجالت زده می شوم. وای بر من راهی برای دیدنت باقی نگذاشته ام.
آنقدر معصیت کردم که بین خودم و شما فاصله ی زیادی ایجاد کردم. اما

  • جمعه
  • 10
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 09:00
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

بحر طویل حضرت علی اصغر (ع) از زبان عمر سعد (لعنة الله عليه) -( همه ي دشت پر از واهمه گشته ست و ) * روح اله گائینی

27

بحر طویل حضرت علی اصغر (ع)      از زبان عمر سعد (لعنة الله عليه) -( همه ي دشت پر از واهمه گشته ست و ) بحر طویل حضرت علی اصغر (ع)
از زبان عمر سعد (لعنة الله عليه)
همه ي دشت پر از واهمه گشته ست و
بين همه ي لشکريان زمزمه گشته ست… کمي همهمه گشته ست
و انگار کسي نيست که آرام کند لشکريان را… خدايا چه کنم؟!
ملک ري از دست پريده ست
اگر باخته باشم جريان را…
چه گشته است درين دشت
پس از ساعتي از جنگ
سپاه عمر سعد ز کف داده عنان را…
رها کرده چرا پس هيجان را؟!
چه گشته ست مگر؟!
آه حسين آمده و
روي دو تا دست خودش نور گرفته ست…
پسرِ آخر خود را به دستان خودش برده به بالا و سرها همه افتاده به پايين
و قلب همه گشته ست چه غمگين…
و گلوي همه از بوسه ي بغضي شده سنگين
و دل لشکريان من بدبخت
چه بدجور گرفته ست…
خدايا چه کنم ؟

  • پنج شنبه
  • 9
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

شعر و روضه برای هفتم محرم و شهادت حضرت علی اصغر (ع) -( امروز و فردا عالمی در التهاب است ) * اصغر چرمی

2642
2

شعر و روضه برای هفتم محرم و شهادت حضرت علی اصغر (ع) -( امروز و فردا عالمی در التهاب است ) امروز و فردا عالمی در التهاب است
از این مصیبت کوه صبر من خراب است
بیمار گشتم از هوای بی تو بودن
روضه برای درد من داروی ناب است
امشب که می سوزم ز داغ شیرخواره
تصویر او روی دلم گویا که قاب است
در هر حسینیه که جای ذکر مولاست
اَمّن یُّجیبِ درد مندان مستجاب است
بر روی لب امشب نوای لای لایِ
یک مادر دلخسته با نام رباب است
باید عمو از علقمه بیرون بیاید
در گاهواره کودکی محتاج آب است
یک کودک شش ماهه در دستان بابا
با لای لایِ تیر انگاری که خواب است
پاچید خون بر روی بابای غریبش
تصویر خورشید زمان گویا خضاب است
آرام شد بعد از کمی بی تاب بودن
حالا زمان ناله های آب آب است
با خنده وُ کف حرف او را قطع کردند
ارب

  • جمعه
  • 10
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 11:26
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

شعر عاشورایی حضرت علی اصغر (ع) -( مشام جان شده لبریز عطر پیرهنت ) * اسماعیل شبرنگ

6

شعر عاشورایی حضرت علی اصغر (ع) -( مشام جان شده لبریز عطر پیرهنت ) باب الحوائج (ع)
مشام جان شده لبریز عطر پیرهنت
ربوده صبر مرا روضه های دلشکنت
شبیه شیشه ی عطری که سر برایش نیست ...
وزیده در همه جا عطر و بوی یاسمنت
همان سه شعبه که از پا نشاند... سقّا را
نشانده زخم غریبانه ای به روی تنت
من الورید برید و الی الورید رسید
چه ها کشید پدر وقت دست و پا زدنت
به پیش چشم پدر از گلوت می جوشد
هزار چشمه ی خونابه از لب و دهنت
به روی سینه ی مجروح و زخمی بابا
میان مرقد شش گوشه جاشده بدنت
تو هم به نوبه ی خود صاحب ضریح شدی
ولی ضریح ندارد هنوز ... عمو حسنت
تویی که حضرت باب الحوائج مایی
کرم کن و برس امشب به داد سینه زنت
به دست های تو امشب ... دخیل می بندم
همیشه من به تو اغلب ...

  • جمعه
  • 10
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 16:12
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

شعر عاشورایی حضرت علی اصغر (ع) -( ای کاش می شد زندگی جریان بگیرد ) * اسماعیل شبرنگ

7

شعر عاشورایی حضرت علی اصغر (ع) -( ای کاش می شد زندگی جریان بگیرد ) حضرت علی اصغر (ع) :
دعای باران
ای کاش می شد زندگی جریان بگیرد
یا مرگ تدریجیّ ما پایان بگیرد
حالا که آبی نیست ... ای کاش این بیابان
رحمی کند ؛ بر ما کمی آسان بگیرد
یعنی که مادر جان مرا سیراب گردان
طفلی اگر انگشت در دندان بگیرد
طفل صغیرم تشنه ی یک جرعه آب است
یک قطره هم کافی ست ... تا او جان بگیرد
رفته عمو تا از فرات و موج هایش
حقّ تو را با مشک خود ... الآن بگیرد ...
شاید میان آسمان خشک امروز
ابری نمایان گردد و باران بگیرد
شش ماهه ام ، درد تلظّای تو آخر
باید به دست حرمله درمان بگیرد
شش آیه ی عمر تو را باید سه شعبه
از روی دست خسته ی قرآن بگیرد
بعد از تو دیگر با چه رویی مادر تو
گهواره ات را بر سر

  • جمعه
  • 10
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 16:09
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( حالا براي خنده كه دير است گريه كن ) * حسن لطفی

3229
3

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( حالا براي خنده كه دير است گريه كن ) حالا براي خنده كه دير است گريه كن
بابا نخواب...موقع شير است...گريه كن...
در مانده ام ميان دوراهي...كجا روم؟
چشمم كه رفته است سياهي...كجا روم؟
جانِ رباب، من به همه رو زدم نشد
دنبال آب، من به همه رو زدم نشد...
عمه تو را ز دور نشان ميدهد نخواب
هي شانه ي رباب تكان ميدهد نخواب
شد وقت بازي ات كمرت را گرفته ام
با احتياط زير سرت را گرفته ام
قنداقه ات كه بست لبت باز شد علي؟
خنديد مادرت... چقدر ناز شد علي
افسوس مادرت شب شادي ات نديد
چشم رباب حجله ي دامادي ات نديد...
در خيمه گرم كرده خودش مجلست علي
جاي نفس بلند شده "خس خست " علي
تا پشتِ خيمه كار ِ پدر سر به زيري است
تازه زمان ديدن دندان شيري است
همبازي ت

  • شنبه
  • 11
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

زمزمه حضرت علی اصغر (ع) -( وای ـ پراز ترک شده لب تو ) * اسماعیل شبرنگ

14

زمزمه حضرت علی اصغر (ع) -( وای ـ پراز ترک شده لب تو ) وای ـ پراز ترک شده لب تو
شبیه این تاب و تب تو
دل بی قرارم
دل ـ محو غم کشنده مادر
از تو شدم شرمنده مادر
شیری ندارم
گلوت به موج تشنگی اسیره
الهی که مادر برات بمیره
بااین زبون بی زبونی مادر
دعا بخون شاید بارون بگیره
وای ـ دووم بیار شاخه گل یاس
رد خور نداره حرف عباس
آب و میاره
وای ـ با خنکای مشک سیراب
روی لب زخم تو با آب
مرهم می ذاره
اما به خیمه ها خبر رسیده
سه شعبه مشک عمو رو دریده
آبی که گفتم میاره سراب شد
دلم دیگه به کلی ناامیده
وای ـ توی دلم وحشت و رعبه
مقصد نیزه ی سه شعبه
بین گلوته
وای ـ کشته منو بی پر و بالی ت
رفتی و گهواره ی خالی ت
غرق سکوته
چشم ترم شبیه اشک ابره
دل بی طاقتم دیگه بی صبره
می

  • شنبه
  • 11
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 09:48
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( تیر آمد و از لانه ی بی آب پرش داد ) * علیرضا لک

2280

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(  تیر آمد و از لانه ی بی آب پرش داد ) تیر آمد و از لانه ی بی آب پرش داد
یک فاصله در بین گلوگاه و سرش داد
بغض همه آوار شد آن وقت که کودک
یک دسته گل سرخ به دست پدرش داد
می خواست که از بین گلویش بکشد تیر
آن قفل سه شعبه چقدر دردسرش داد
خندید و خجالت زده تر شد پدر از او
خندید و غم تازه تری بر جگرش داد
یک آیه ی کوچک به لب عرش رسیده است
یک کفتر کوچک که خدا بال و پرش داد

شاعر : علیرضا لک

  • یکشنبه
  • 12
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( بر لب دریا، لب دریادلان خشکیده است ) * سید فضل الله قدسی

7801
36

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( بر لب دریا، لب دریادلان خشکیده است ) بر لب دریا، لب دریادلان خشکیده است
از عطش دل ها کباب است و زبان خشکیده است
کربلا بستان عشق است و شهامت، ای دریغ
کز سموم تشنگی این بوستان خشکیده است
سوز بی آبی اثر کرده است بر اهل حرم
هر طرف بینی لب پیر و جوان خشکیده است
آه از مهمان نوازانی که در دشت بلا
میزبان سیراب و کام میهمان خشکیده است
دامن مادر چو دریا اصغرش چون ماهی است
کام ماهی بر لب آب روان خشکیده است
نازم این همّت که عباس آید از دریا ولی
آب بر دوش است و لب ها همچنان خشکیده است
گر ندارد اشک تا آبی به لب هایش زند
چشمه چشم رباب از سوز جان خشکیده است

شاعر : سید فضل الله قدسی

  • یکشنبه
  • 12
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

دانلود سبک زمینه حضرت علی اصغر(ع) -( کودک نخورده شیرم/ خواب و، تشنگی، بمیرم/ از چشات گرفته ) * مجید نصیری

3304
0

دانلود سبک زمینه حضرت علی اصغر(ع) -( کودک نخورده شیرم/ خواب و، تشنگی، بمیرم/ از چشات گرفته ) کودک نخورده شیرم/ خواب و، تشنگی، بمیرم/ از چشات گرفته
با دلم چه کردی مادر/ بسکه که گریه کردی مادر/ این صدات گرفته
بسه یکم آروم بگیر تاج سرم آروم بگیر
تو گهواره نه، لااقل تو بغلم آروم بگیر
لالالالا گریه نکن جون بابا گریه نکن
ببین رقیه رو گلم تو رو خدا گریه نکن 2
لای لای لای لای به التماس رباب
لای لای لای لای ببند چشات و بخواب

شاعر : مجید نصیری

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 12
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 10:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر روضه ی حضرت علی اصغر(ع) -( به روی دست من اینگونه که تقسیم شدی ) * محمود ژولیده

2279
3

شعر روضه ی حضرت علی اصغر(ع) -( به روی دست من اینگونه که تقسیم شدی ) به روی دست من اینگونه که تقسیم شدی
پیش اهل حرمم خوب تو تکریم شدی
آشکارا شده قرآنِ تنت جزء به جزء
مثل شق القمر ای ماه به دو نیم شدی
از حرم آمدنت آیت جاء الحق بود
زَهَق الباطلت آنجاست که تعظیم شدی
رزم دشمن کُش تو بر عطشت می ارزید
گرچه از آب فرات این همه تحریم شدی
سند غربت و مظلومیِ این فتح تویی
فاتح قلّه تاریخ تو ترمیم شدی
همچنان روز علی روز جهانی داری
کربلا خم غدیر است و تو تقویم شدی
اکبر م حیدر و تو محسنِ این صحرایی
این چنین بود که بر فاطمه تقدیم شدی
با سر تیر سه شعبه تو چه اُنسی داری
خنده ات داد نشان دور زِ هَر بیم شدی
سخت پاشیدی و چون مشک تلظّی کردی
در دل خاک بلافاصله ترسیم شدی
پاسخِ تشنگی ا

  • دوشنبه
  • 13
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر نوحه زمینه حضرت علی اصغر(ع) -( دریا دل شش ماهه ام رزمندۀ شیر خواره ام ) * محمود ژولیده

3244
2

شعر نوحه زمینه حضرت علی اصغر(ع) -( دریا دل شش ماهه ام      رزمندۀ شیر خواره ام ) واویلا واویلا
دریا دل شش ماهه ام رزمندۀ شیر خواره ام
ای شیرِ مادرم حلال داده بمن شهد وصال
دل را به دلبر باخته رزمنده از من ساخته
کی می کشم منّت ز آب آری منم طفل رباب
دل را به دریا می زنم ضربه به اعدا می زنم
جایی که رؤیای من است آغوش بابای من است
آرامشم بر دوش اوست چون مقتلم آغوش اوست
من تشنۀ شهادتم کشته شدن سعادتم
من را به جبهه ها بَرید تیر سه شعبه آورید
این قامتم این حنجرم این گوش تا گوشِ سرم
شد خطبۀ بابای من لالای من لالای من
حالا تبسّم می کنم با حق تکلّم می کنم
این سینۀ سینای من این دیدۀ بینای من
با این گلوی پاره ام آغوش زهرا چاره ام
از خون من یا بو تراب بابا محاسنش خضاب
دفنم کنید پشت حرم م

  • دوشنبه
  • 13
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

شعر نوحه حضرت علی اصغر(ع) -( قهرمان،کودک من – قرآن ِ کوچک من ) * امیر عباسی

3124
5

شعر نوحه حضرت علی اصغر(ع) -( قهرمان،کودک من – قرآن ِ کوچک من ) قهرمان،کودک من – قرآن ِ کوچک من
ای تمام بود و هستم – دست و پا زدی بر دستم
ولدی علی علی جان
دل به غمت آکنده – عطش از تو شرمنده
چون نمودی پرسش آب – تیر کین شد بر تو جواب
ولدی علی علی جان
از حلقت ای مَهپاره – خون می زند فوّاره
بین خیمه چون کبوتر – مادرت می زند پرپر
ولدی علی علی جان

شاعر : حاج امیر عباسی

  • سه شنبه
  • 14
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( مرا خاک پای شما بهتر است ) * علیرضا عنصری

2010

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( مرا خاک پای شما بهتر است ) مرا خاک پای شما بهتر است
به دنبال پای شما بهتر است
نمی ماسد از دیگران لقمه ای
بمانم گدای شما بهتر است
من هر جا که باشم به تو نوکرم
ولی کربلای شما بهتر است
ندادم دلم را به کس جز حسین
فقط دل برای شما بهتر است
اگر سرنوشتی رقم می زنی
بزن در عزای شما بهتر است
تمام جهان را نخواهم حسین
نخی از عبای شما بهتر است
من و آخر کاری و اضطراب
نشستم بِگِریَم فقط با رباب
نشستم بگویم که آبی نخورد
فلک کودکش را به گردون سِپُرد
نشستم بگویم پدر مضطر است
خجالت زده از روی مادر است
نشستم بگویم گلو پیچ خورد
به دست پدر موی او پیچ خورد
نشستم بگویم علی کودک است
شهیدش نمودند ولی کودک است
الهی بمیری تو ای حرمله
وَ آتش بگیری ت

  • دوشنبه
  • 13
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

زمینه حضرت علی اصغر (ع) -( علی مادر تو بی قراره ) * اسماعیل شبرنگ

12

زمینه حضرت علی اصغر (ع) -( علی مادر تو بی قراره ) حضرت علی اصغر (ع) :
علی مادر تو بی قراره
مثه حال تو آروم نداره
ببین گریه های تو عزیزم
داره گریه مونو در میاره
کرده اشکای چشم تو/ دل ما رو خون
شده محو نگاه تو/ چشمای گریون
کاشکی می شد به داد تو/ برسه بارون
( لالا– علی )
دیگه بی صدا شدی قناری
چرا آروم و قرار نداری
عمو رفته تا که آب بیاره
گلم ، کاش یکم دووم بیاری
مادرر غصّه دار تو / خیلی غمگینه
رو دلم کوهی از درد و / غصّه می شینه
وقتی که حرمله از دور/ تورو می بینه
( لالا– علی )
شدی روی دست باباپرپر
دیگه بعد تو می میره مادر
دواشد غم لبای خشک ِ
توبا بوسه ی سه شعبه اصغر
چقدَر زود پر کشیدی / طفل شش ماهه
رفتی و روی لب من/ آتیش آهه
بعد تو دیگه برا من/

  • دوشنبه
  • 13
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:10
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد