حرم از العطش اهل حرم می سوزد
آسمان هر دم از این غصه و غم می سوزد
ساقی تشنه لبان خشک دهان نعره به لب
روبه دریا زده تکیه به علم می سوزد
آتش افتاد به نیزار دل زار حسین
عازم علقمه شد حضرت سردار حسین
زیر لب زمزمه دارد برو و اما برگرد
و توکلت علی الله علمدار حسین
یارو سپهدارم ای علمدارم
بعد خدا عباس من تورا دارم .غمی ندارم
هیهات هیهات .من الذله .هیهات هیهات من الذله
نور چشمان ترمن بیا تا برویم
مرغک خسته پر من بیا تا برویم
علی اکبر من رفت و به معراج رسید
علی اصغر پسر من بیا تا برویم
تو روح دریایی
چه وقت لالایی ؟ پرچم مایی
تو روح طوفانی . موج دریایی
توعشق بابایی
ماهی معرکه سقا شده م
- چهارشنبه
- 1
- آذر
- 1391
- ساعت
- 04:58
- نوشته شده توسط
- مرتضی پارسائیان








