در سینه شوری به پا شد
قلب آسمان پر از سوز و نوا شد
شد عالم، سرای ماتم
دل دوباره راهی کرببلا شد
وای، فاطمه زار و نالان ـ در جنان مو پریشان
وای، ذکراهل سماوات ـ یاحسین¬جان حسین جان
مظلوم حسین جان
از سوزِ تشنگیِ آب
شده لبریز عطش تمام صحرا
غرقِ غم، در آسمان¬ها
همه¬ی ملائکه محو تماشا
وای، عرشیان در تب و تاب ـ از مناجات ارباب
وای، غرق غصه اباالفضل ـ خیمه در قحطیِ آب
مظلوم حسین جان
از فکر، جدایی یار
قلب زینب غرق شور و اضطراب است
در بین، خیمه¬ی پر غم
طفل شش ماهه در آغوش رباب است
وای، چشم زینب شده زار ـ چه کند با غم یار
وای، می¬شود عصر فردا ـ بی کس و بی علمدار
مظلوم حسین جان
ای وای از، دمی که فردا
بین
- یکشنبه
- 10
- شهریور
- 1398
- ساعت
- 20:17
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور