باز هم رخت عزا بر تن كنید
آه ای زنجیرها شیون كنید
دسته های سینه زن! جاری شوید
واژه ها، گرم عزاداری شوید
روی نعش ماه، با حالی حزین
می چكد از آسمان گل بر زمین
عشق آمد بر بر دلم مجنون نوشت
اربعین را با خطی از خون نوشت
روی لب فریاد حیدر حیدر است
اربعین آغاز شوری دیگر است
اربعین آیینه ای از كربلاست
انتها نه! ابتدای ماجراست
کربلا هرچند ما را مقصد است
اربعین آغاز راهی ممتد است
باز هم صحرای محشر می شود
كربلا در دل مكرر می شود
ناله ها چون آه در دل مانده اند
ناقه ها از گریه در گل مانده اند
چشم ها، سرچشمه بیداری اند
اشك ها، تفسیر زخمی كاری اند
ابرهای غصه در تاب و تب اند
لاله های دشت، اشك زینب اند
آه، زین
- دوشنبه
- 24
- آذر
- 1393
- ساعت
- 13:17
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار











