اربعین حسینی

مرتب سازی براساس

اربعین حسینی (ع) -( گریه کن تو را به قیامت حساب نیست ) * کرامت نعمت زاده

5182
1

اربعین حسینی (ع) -( گریه کن تو را به قیامت حساب نیست ) گریه کن تو را به قیامت حساب نیست
آنجا که هست نام تو حرف از عذاب نیست
شرط و شروط در کرم تو ندیده اند
در بخشش کریم، حساب و کتاب نیست
اى راه اتصال خلایق به آسمان
اصلا دعاى بى تو مرا مستجاب نیست
جنت براى اوست، برادر خطا مکن
کارش کرامت است به فکر ثواب نیست
یک روضه با کنایه نوشتم براى تو
جعده به هیچوجه شبیه رباب نیست

شاعر : کرامت نعمت زاده

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:00
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار حسین الشهید-اربعین-شور ، واحد -( بازم، تو رویای شبم خواب حرم دیدم ) *

4954
6

اشعار حسین الشهید-اربعین-شور ، واحد -( بازم، تو رویای شبم خواب حرم دیدم ) بازم، تو رویای شبم خواب حرم دیدم
دیدم، سلامی به تو با چشم ترم میدم
بازم، به سر سربند لبیک یاحسین بستم
دیدم، بازم پای پیاده زائرت هستم
دوباره زائری با چشم گریونم میون موکبای عشق سردرگم
صدای آشنا آید به گوش دل حَلَبیکُم لِزُوّارِ حَلَبیکُم
بده قولی، بگو باشه قرار اربعینمون سر جاشه
این دل تنگم، عقده ها داره گمونم باز میل کربلا داره 2

قلبم، یه عمریه توی کربلا جا مونده
مونده، دوباره حسرتش رو قلب وامونده
آقا، بگو که اربعین براتو می میرم
گیرم، اگه جا بمونم همینجا می میرم
میون راه با پای پیاده باز رسد از ما سلام از تو علیکم
صدای آشنا آید به گوش دل حَلَبیکُم لِزُوّارِ حَلَبیکُم
این دل تنگم، عقده ها دا

  • چهارشنبه
  • 11
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

اربعین حسینی (ع) -( تا انتهای مرز جاده گریه کردم ) * علی کاوند

1559
2

اربعین حسینی (ع) -( تا انتهای مرز جاده گریه کردم ) تا انتهای مرز جاده گریه کردم
این جاده را پای پیاده گریه کردم
کل مسیر از اشک هایم مست می شد
انگار چندین جرعه باده گریه کردم

پای برهنه راه می رفتند و من هم
این صحنه ها را فوق‌العاده گریه کردم
بوی غذای گرم باعث شد که هر روز
موکب به موکب بی اراده گریه کردم
مردی صدا میکرد “اُشرُب مای زائر”
آنقدر با این حرف ساده گریه کردم
روی قلم دوش عمو ها دختری بود
پشت سر این خانواده گریه کردم
روز چهلم روبروی گنبد شاه
جای رقیه ایستاده گریه کردم
بالای سر بر شاه بی سر روضه خواندم
پایین پا بر شاهزاده گریه کردم

شاعر : علی کاوند

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:02
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

اربعین -( اربعین آمد ومن آمده ام کرببلا ) * اسماعیل تقوایی

1958

اربعین -( اربعین آمد ومن آمده ام کرببلا ) اربعین آمد ومن آمده ام کرببلا
به مشامم برسد بوی حسینم اینجا
سر او همره من آمده در طول سفر
مدفن پیکر او بوده در این خاک بلا
اربعین آمده و بعدچهل روزی سخت
آمدم تا که کنم مجلس سوگی بر پا
آمدم در دلم را به برادر گویم
گویمش بوده یه یادم همه آن عهد ووفا
ای برادر بنگر زینب تو آمده است
تر بتت بر دل غمدیده ی او هست شفا
آمدم تا که بگویم به تو بر من چه گذشت
آمدم شرح دهم قصه چل روز جفا
بعد تو جان برادر حرمت غارت شد
بر من وجمله زنان ظلم بسی، گشت روا
ای حسین بعد تو ما را به اسیری بردند
وای از کوفه واز ولوله ی شام بلا
یاد داری که سرت کوفه بیامد به برم
بود در تشت طلایی نگران خیره به ما
سخت بگذشت به ماشام، عجب

  • دوشنبه
  • 24
  • خرداد
  • 1395
  • ساعت
  • 09:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 ایمان دهقانیا

اربعین حسینی (ع) -( من مشتریِّ عشقم و دلّال بازارم ) * ایمان دهقانیا

1622

اربعین حسینی (ع) -( من مشتریِّ عشقم و دلّال بازارم ) من مشتریِّ عشقم و دلّال بازارم
جانم بدهکار و نگاهت را طلبکارم
دنبال یک نیمه نگاهم،میفروشی؟؟
هرچند باشد قیمتش،نقداً خریدارم
برعکسِ هر دلداده ای که میشناسی
ازصبح تاشب خواب و شب تاصبح بیدارم
من دردمندم...درد دارم...درد دوری
گفتم که دور از کربلا هرروز بیمارم
جاماندن از هم هیئتیها حق من نیست
با هم برایت نوکری کردیم، اِی یارم
هرسال من را اربعین جا میگذارند
هرسال تا به سال بعدش اشک میبارم
دلخور مشو ازاین به بعد گرکه شنیدی
«آقا به جان مادرت» را روی لب دارم
خسته شدم از این سؤال و از جوابش
امسال عازم میشوی؟...نه...من گرفتارم

شاعر : ایمان دهقانیا

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:03
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات-بعد از اربعین -( سیاهیه غمت از این دل سیاه نرفت ) * رضا قربانی

1829
1

مناجات-بعد از اربعین -(  سیاهیه غمت از این دل سیاه نرفت ) سیاهیه غمت از این دل سیاه نرفت

بخاطر غم تو از گلویم آه نرفت

به جرم عشق مرا پیش یار دار زدند

سر کسی به روی دار بی گناه نرفت

میان راه وصالش رود به بیراهه

هر آنکه در دل شب زیر نور ماه نرفت

خودت دو قطره ز چشمان من بکش بیرون

که سطل گریه ی چشمم درون چاه نرفت

به زائران شما غبطه میخورد فردا

به سمت کرب و بلا هرکسی که راه نرفت

پیاده رفتم و پای پیاده برگشتم

در اربعین حسینی سرم کلاه نرفت

فقیر آمدم و پادشاه برگشتم

کسی بدون عنایت ز بارگاه نرفت

دروغ روضه بخوانید... مادرش غش کرد

به روی پیکر عریان او سپاه نرفت

به فاطمه برسانید که خیالش جمع

خدانکرده سنان در دهان شاه نرفت

عزیز کرده اش از آب علق

  • سه شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 12:07
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محسن عرب خالقی

اربعین حسینی (ع) -( پریده‌ام به هوایت پریدنی که مپرس ) * محسن عرب خالقی

1653
2

اربعین حسینی (ع) -( پریده‌ام به هوایت پریدنی که مپرس ) پریده‌ام به هوایت پریدنی که مپرس
رسیده‌ام سر خاکت، رسیدنی که مپرس
اگرچه خم شدم اما کشید شانه‌ی من
به دوش بار غمت را کشیدنی که مپرس

نفس‌بریده بریدم امان دشمن را
به ذوالفقار حجابم، بریدنی که مپرس

به طعم کعب نی و سنگ و تازیانه‌شان
چشیده‌ام غم غربت چشیدنی که مپرس

غروب بود و رمیدند بچه‌آهوها
ز چنگ گله گرگان، رمیدنی که مپرس

مپرس از چه نماز نشسته می‌خوانم
شکسته خسته دویدم دویدنی که مپرس

نه اینکه دیده فقط دید، آن‌چه کس نشنید
شنیدم آن‌چه نباید، شنیدنی که مپرس

شاعر : محسن عرب خالقی

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:06
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

هوای عشق عجیب است و دردسر دارد -( خبر رسیده عزیزی که چشم تر دارد ) * نعیمه امامی

1487
1

هوای عشق عجیب است و دردسر دارد -( خبر رسیده عزیزی که چشم تر دارد ) یا صاحب الزمان عج

خبر رسیده عزیزی که چشم تر دارد

هوای رفتن از این کوچه و گذر دارد

غریب ترین زائر پیاده ی عشق

به شوق کرب و بلا نیت سفر دارد

ز ناله های پر از درد حضرت یوسف (عج)

ستون مسجد حنانه هم خبر دارد

عمودها همه در سجده اند و بی تابش

که بوسه بر قدمش حالتی دگر دارد

به یاد دخترکی گوشه ی خرابه ی شام

که از تمام پدر یک بریده سر دارد

طلایه دار غم حضرت اباالفضل (ع) است

ز روضه های عمو، داغ بر جگر دارد

چقدر صبر بر این ظلمت و جهالت و کفر...!

در انتظار فرج قلب پر شرر دارد

اگر چه با خبر است از سیاهی اعمال

به حال و روز دل شیعیان نظر دارد

خدا کند که بگویند آخرین سفریست

عزیز فاطمه چشمان م

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

اربعین حسینی (ع) -( تپش تپش زدن قلب ما حسین حسین ) * سید پوریا هاشمی

2123
2

اربعین حسینی (ع) -( تپش تپش زدن قلب ما حسین حسین ) تپش تپش زدن قلب ما حسین حسین
پناه نوکر بی دست و پا حسین حسین
کسی که گریه کنش شد دگر چه میخواد؟!
نوشته ایم به جای دعا حسین حسین
خدا سپرده همه چیز را بدستانش
سر قنوت بگو باخدا حسین حسین
بگو ب حرمت نام حسین یا عباس
بگو به حرمت عباس یا حسین حسین
اگر نبود که دنیای ما جهنم بود
رفیق بی کلک هرگدا حسین حسین
تمام لذت گهواره تا شب قبرم
چه ابتدا و چه در انتها حسین حسین
صدای من که بگیرد فدای نام شما
همیشه میزنم آقا صدا حسین حسین
به طوس رفتم.و ناله زدم غریب غریب
ندا رسید ز سوی رضا حسین حسین
خودت بگو چه کند خواهر تو بعد از تو
تنت به خاک و سرت نیزه ها حسین حسین

شاعر : سید پوریا هاشمی

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اربعین حسینی (ع) -( یک اربعین گذشت زداغ پدر چه سخت ) * علیرضا شریف

1679
1

اربعین حسینی (ع) -( یک اربعین گذشت زداغ پدر چه سخت ) یک اربعین گذشت زداغ پدر چه سخت
بااشک وآه ومویهءشب تا سحر چه سخت
یک اربعین چکید به دامان حسرتم
از دید اشک همره خونِ جگر چه سخت

یک اربعین فراق و دلِ دخترش شده
در خاطرات بی کسی اش، دربه درچه سخت
یک اربعین عمامهٔ خونین ،گرفته ام
با روسریِ سوخته ازدر، به بر چه سخت

یک شمع هم نسوخت سر قبرمخفی اش
خورشید میگریست در آن دور و بر چه سخت
سی سال در سکوت فقط ریخت در خودش
ُبُغضی که میکشید به جانش، شرر چه سخت

از استخوان در گلو و خار بین چشم
قدری به چاه گفت و به چندین نفر چه سخت
از راز چشم کاسهٔ خونش، امیر شهر
حتی نخواست نسیم شود باخبر چه سخت
صد کوه غم به سینه،تلمبار دارم و
ریزم ز کوفه خاک یتیمی به سر چه سخت

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:58
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اربعین حسینی (ع) -( اربعین آمد و رفتند همه اما من ) *

1784
2

اربعین حسینی (ع) -( اربعین آمد و رفتند همه اما من ) اربعین آمد و رفتند همه اما من
مانده از آنهمه دیوانه فقط تنها من
هیئتی ها همگی راضی قسمت بودند
هیئتی ها همگی اهل رضا حتی من

لوح تقدیر برای رفقا ویزا بود
همگی لایق دیدار شدند الا من

دلخوشم باز به تکرار همین جمله تلخ
نوبتی باشد اگر نوبت فردا با من

دوستم خنده کنان گفت به من با طعنه
چه تفاوت تو بیایی به زیارت یا من

جسمم اینجاست ولی روح و روانم آنجا
چقدر فاصله انداخته از من تا من

حسرت و بغض گلوگیر و امیدی بر آب
گریه من ،هروله من، نامه بی امضا من

باشد آقا گله ای نیست که تنها شده ام
نوکر بی سراپاتان شده ام هرجا من

گرم این شعر که بودم دم گوشم گفتند
مشکلت حل شده گفتم آقا… آقا من!

محمد میلانی

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:18
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اربعین حسینی (ع) -( برگشته ام به کرببلا یا اخاالغریب ) *

1589
2

اربعین حسینی (ع) -( برگشته ام به کرببلا یا اخاالغریب ) برگشته ام به کرببلا یا اخاالغریب
بی تو دگر فتاده ام از پا اخاالغریب
قدّم زغصه های تو شد تا اخاالغریب
بعد از تو نیست خیر به دنیا اخاالغریب

یک اربعین پس از تو بلا دیده خواهرت
ای مه جبین پس از تو بلا دیده خواهرت

آورده ام کنار مزارت سر تو را
از ساربان گرفته ام انگشتر تو را
دق داده اند بی صفتان مادر تو را
از بس زدند در همه جا خواهر تورا

یکدم نظر نما که تن من شده کبود
رفتم به شام و دربر من محرمی نبود

از دوریت حسین گریبان دریده ام
رفتی و بعد تو چه بلایی کشیده ام
من ناسزا زدشمن زهرا شنیده ام
مبغض تر از یهود به حیدر ندیده ام

از آتش یهود به سر ها نشانه است
بر گونه هایمان اثر تازیانه است

آنشب که آم

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:12
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اربعین حسینی (ع) -( یک اربعین نبودم اگر، حال آمدم ) * رضا باقریان

1619
1

اربعین حسینی (ع) -( یک اربعین نبودم اگر، حال آمدم ) یک اربعین نبودم اگر، حال آمدم
از کوفه پر شکسته و بی بال آمدم

قدَّم رشید بود زمانی، ولی حسین
در زیر بار ماتم تو دال آمدم

بعد از تو رفتم هر طرفی، سنگ خورده ام
بعد از تو رفتم و چه بد اقبال آمدم

پیشِ رویم سر تو و عباس هم که بود
پس دیده ای که من به چه منوال آمدم

آنقَدر بد گذشت به من که، از این سفر
یک اربعین نه، بعد چِهِل سال آمدم

یادت که هست تشنه و بی بال و پر شدی؟
یادت که هست تا دمِ گودال آمدم؟

حالا دوباره بعد چِهِل روز، پیش تو
زخمی و سرشکسته و بی حال آمدم

حق تو را ز دشمن ظالم گرفتم و
تا کربلا، خمیده، سبکبال آمدم

شاعر : رضا باقریان

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:25
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

اربعین حسینی (ع) -( سرخاک تو بی خبر آمدم. ) * سید پوریا هاشمی

1874
1

اربعین حسینی (ع) -( سرخاک تو بی خبر آمدم. ) سرخاک تو بی خبر آمدم.
عزادارمو خون جگر آمدم
درست است بی بال و پرآمدم
به شوق تو اما به سر آمدم
سرآمد غم هجر ،دوری بس است
صبوری صبوری صبوری بس است
رسیدم که با یار صحبت کنم
شه بی سرم را زیارت کنم
نگاهم کنی و نگاهت کنم
اگر اذن دادی شکایت کنم
به نیزار قلبم جزآتش نبود
سفر رفتی ای دوست، رسمش نبود
تو رفتی و دنیا به من بد گذشت
وهرلحظه هرجا به من بدگذشت
در این روز و شبها به من بدگذشت
خلاصه که آقا به من بد گذشت
نگو گریه کافیست، صبرت کجاست؟
عزیز دلم سنگ قبرت کجاست؟
چهل روز یاد تنت سوختم
به یاد زمین خوردنت سوختم
ز داغ به نی رفتنت سوختم
و با کهنه پیراهنت سوختم
همینکه دلم سمت گودال رفت
دوباره زغم زینب از حال

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:16
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اربعین حسینی (ع) -( کاروان راهی‌ست ای جامانده‌ها راهی شویم ) * مصطفی کارگر

1498

اربعین حسینی (ع) -( کاروان راهی‌ست ای جامانده‌ها راهی شویم ) کاروان راهی‌ست ای جامانده‌ها راهی شویم
جاده‌ی عشق است تا عرش خدا راهی شویم

مقصد این کاروان همواره همراه نسیم
سرزمینی نیست غیر از کربلا راهی شویم

قصه‌ی دلدادگی را می‌نویسد اشتیاق
پا برهنه تا حریم با صفا راهی شویم

روضه‌خوان چشم است در باران احساسات ناب
پا به پای اشک‌های بی‌ریا راهی شویم

پرچم سرخ اباالفضل آفتاب دوش ماست
با نوای یا حسین و یا اخا راهی شویم

همنوا با نوحه‌خوانان عزادار و نجیب
رخصت از زینب گرفته با عزا راهی شویم

تربتش کار هزاران شیشه دارو می‌کند
ای گرفتاران مشتاق دوا راهی شویم

با توکل بر خدا با گام‌های استوار
تا زیارت در حریم دلربا راهی شویم

فکر مهمان کرده قطعا میزبان مهربان
ب

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:27
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

اربعین حسینی (ع) -( هوای شهر پر از نفخه ی رهایی هاست ) * مجتبی خرسندی

843

اربعین حسینی (ع) -( هوای شهر پر از نفخه ی رهایی هاست ) هوای شهر پر از نفخه ی رهایی هاست
پر از نسیم دل انگیز کربلایی هاست

خدا کند که به امید کربلا باشد
که این جداشدن از بهترین جدایی هاست

برای خرج زیارت گدا شدن خوب است
که پادشاهی ما در همین گدایی هاست

چه خوب وبد ، چه سیاه و سفید یکسانند
همین بهانه ی آغاز آشنایی هاست

چه شور و شوق عجیبی به پا شده، انگار
که روز اول تحصیل ابتدایی هاست

رسیده ناله ی هل من معین به گوش همه
اگرچه دوره ی ما عصر نارسایی هاست

چقدر بیدل از این شهر می رود بیرون
گمان کنم حرم استاد دلربایی هاست

مگر حرارت آن ها به دادمان برسد
امید هر دل یخ کرده ای به چایی هاست

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:32
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اربعین حسینی (ع) -( خیلی برایت ای برادر گریه کردم ) * رضا باقریان

1859
4

اربعین حسینی (ع) -( خیلی برایت ای برادر گریه کردم ) خیلی برایت ای برادر گریه کردم
با هر حسینم وایِ مادر، گریه کردم

خیلی صبوری کردم اشکم در نیاید
از تو که پنهان نیست، آخر گریه کردم

می خواستم اشک مرا هرگز نبینی
در خلوتم بر عون و جعفر گریه کردم

هر جا که خوردم تازیانه گریه کردی
هر جا که خوردی سنگ، خواهر، گریه کردم

در بینِ صحرا باد از هر سو می آمد
از نیزه که افتاد اصغر، گریه کردم

در کوفه خیلی ناسزا گفتند بر ما
هر جا که آمد نامِ حیدر گریه کردم

پیرِزنی که چنگ بر موی تو می زد
هر وقت آمد سمت معجر گریه کردم

تو روی نی بودی و من بالای نیزه
با زخم های مانده بر سر گریه کردم

هر دفعه که از نیزه افتادی، برایت
با خنده های شمر کافر گریه کردم

دروازه ی ساع

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اربعین حسینی (ع) -( این همه راه آمدم حالا بیا با من بگو ) * حنیف منتظرقائم

1839
6

 اربعین حسینی (ع) -( این همه راه آمدم حالا بیا با من بگو ) این همه راه آمدم حالا بیا با من بگو

آن عبای کهنه و انگشتر دست تو کو؟

قتله گاهت را حسین با سنگ ها پر کرده اند

سخت پیدا می شود این تکه هایت ای سبو!

راستی اصلا حسین من تویی؟…حرفی بزن

یا اخا! دیگر ندارد چشم خواهر هیچ سو

این سرازیری تل را با سر و پا آمدم

دیدم آخر جان زینب، ماجرا را مو به مو

مُهر غربت خورده بر هر صفحه این چادرم

پا نهاده بر دلم با چکمه هایش آن عدو

او نشست و من نشستم، او کجا و من کجا!!

او به روی سینه و من هم هراسان روبرو

بوسه بر رگ های گردن میزنم، هرچند…آه

دردسر بوده برایت بوسه ام زیر گلو

کاش برخیزد ز جایش غیرتی سقای من

مانده بهر زینبت تنها همین یک آرزو

شاعر : حنیف منت

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:36
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اربعین حسینی -( این روزها پر از تبِ مولا کجایی‌ام ) * حسن بیاتانی

2012
3

اربعین حسینی  -( این روزها پر از تبِ مولا کجایی‌ام ) این روزها پر از تبِ مولا کجایی‌ام
اما هنوز کوفه‌ای از بی‌وفایی‌ام

هم زخم می‌زنم به تو هم دوست دارمت
در گیرودار تیرگی و روشنایی‌ام

گم کرده‌ام مسیر تو را در غبار شهر
اما اسیر توست دل روستایی‌ام

گفتند کربلای زمینی... نیامدم
حالا که راه بسته شده من هوایی‌ام

این بار چندم است که تا مرز آمدم
آه از شکسته‌بالی و بی‌دست و پایی‌ام...

پلکم که گرم می‌شود از خواب می‌پرم
با سُرفه‌های همسفر شیمیایی‌ام

آورده ام بضاعت مزجاة قوم را
انگشتر «عزیز»م و تسبیح «دایی»‌ام

آورده‌ام پناه به شش‌گوشهٔ غمت
برگشته‌ام به اصلیَتِ نینوایی‌ام

دستت همیشه روی سر ما پیاده‌هاست
این اربعین به لطف خدا کربلایی‌ام...

شاعر : حسن

  • سه شنبه
  • 11
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 14:57
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

اربعین راجهانی کنیم -( اربعین ای کاش میلیونها نفر ) * قاسم نعمتی

1700
2

اربعین راجهانی کنیم -( اربعین ای کاش میلیونها نفر ) اربعین ای کاش میلیونها نفر
بالباس مشکی و چشمان تر

باظهور مهدی صاحب زمان
همچونان سیلی خروشان،بی امان

راه را سوی مدینه واکنند
روبه سوی وادی الزهراکنند

لرزه اندازند برجان یهود
زیرپاها له کنند آل سعود

پرکنند از دسته های سینه زن
گنبدالخضراء تاصحن حسن

گل دهد باغ و بهار فاطمه
تاشود پیدا مزار فاطمه

بعداز آن بااقتداری بی نظیر
میکند جلوه نگاری بی نظیر

میشود درسرزمینها حجاز
پرچم جانم حسن دراحتزار

شاعر : قاسم نعمتی

  • شنبه
  • 15
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اربعین حسینی (ع) -( رسیده کاروان گل از راه پرخطری ) * حسین رضائیان

1727
4

اربعین حسینی (ع) -( رسیده کاروان گل از راه پرخطری ) رسیده کاروان گل از راه پرخطری
کبود و نیلی و زخمی به منزل دگری

به روی ساقه وگلبرگشان پر از خاشاک
چه شبنمی است به چشمانشان،چه چشم تری

دراین میان گلی از غنچه ها به جا مانده
صبارسانده از او از خرابه ای خبری

رسیده باغ گلی در میان باغستان
کجاست بلبل شیرین سخن بخواند او اثری

کجاست ساقی این بوستان که پژمرده
نمانده غنچه ای، نه شکوفه ای،ثمری

رسیده از ستم خارها به این گلزار
چه آتشی و چه سوزی،چه شعله ای، شرری

رسیده خواهرت از شام غم برادر من
نما به قامت همچون هلال من نظری

چه سرنوشت عجیبی، عجیب تر این بود
کنار حرمله وشمر ،با تو همسفری

به شهر شام چه خونها به دل شد از داغت
شراب وچوب ولب و بزمِ خونجگری

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:35
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اربعین -( نشسته سایه ای از آفتاب بر رویش ) * فاضل نظری

1847
5

اربعین -( نشسته سایه ای از آفتاب بر رویش ) نشسته سایه ای از آفتاب بر رویش
به روی شانه طوفان رهاست گیسویش

ز دوردست سواران دوباره می آیند
که بگذرند به اسبان خویش از رویش

کجاست یوسف مجروح پیرهن چاکم
که باد از دل صحرا می آورد بویش

کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم
کسی چنان که به مذبح برید چاقویش

نشسته است کنارش کسی که می گرید
کسی که دست گرفته به روی پهلویش

هزار مرتبه پرسیده ام زخود او کیست
که این غریب نهاده است سر به زانویش

کسی در آن طرف دشت ها نه معلوم است
کجای حادثه افتاده است بازویش

کسی که با لب خشک و ترک ترک شده اش
نشسته تیر به زیر کمان ابرویش

کسی است وارث این دردها که چون کوه است
عجب که کوه ز ماتم سپید شد مویش

عجب که کوه شده چون ن

  • شنبه
  • 15
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 14:29
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

هلا بیکم یا ضیوف العباس -( مدد از علی گرفتم ، من و جاده ، کربلا ) * حمید ضیاء یزدی

3023
6

هلا بیکم یا ضیوف العباس -( مدد از علی گرفتم ، من و جاده ، کربلا ) مدد از علی گرفتم ، من و جاده ، کربلا

حمد لله که خدا اجازه داده ، کربلا

سفری که حمله دار آن فقط خود خداست

سفری پر از صفا و فوق العاده کربلا

من و این مسیر و این عمودهای منتظر

من و این جمعیت و خاکی و ساده ، کربلا

به همین جاده قسم تمام طول جاده را

همه را خودش کشانده بی اراده ، کربلا

سفره کرامتی که پهن کرده دیدنی است

چه قیامتی در این جاده نهاده ، کربلا

و هوالجنة مأوا و هو الشرب الطهور

تا حسین هست چه حاجتی به باده ، کربلا

هلا بیکم هلا بیکم یا ضیوف العباس

هلا بیکم بمدینة الشهادة ، کربلا

به خدا بهتر از این عشق میسر نشود

از نجف پر بکشی پای پیاده ، کربلا

شاعر : حمید ضیاء یزدی

  • یکشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

چهل روز -( چهل روز را بی تو سر کرده ام ) * اسماعیل تقوایی

3230
10

چهل روز -( چهل روز را بی تو سر کرده ام  ) چهل روز
چهل روز را بی تو سر کرده ام
به هجران تو دیده تر کرده ام
چهل روز بوده چوشبهای تار
به راه اسیری گذر کرده ام

چهل روز درحصر نامردمان
به شام وبه کوفه سفرکرده ام
زنان،کودکان،ضرب شلاقها
چهل روز خود را سپر کرده ام
چه شبها به یاد تن بی سرت
به گریه شبم را سحر کرده ام
ولی در مصاف عدویت حسین
ز زاری وناله حذر کرده ام
به بزم شراب یزید لعین
نظر بر سر و تشت زر کرده ام
به شام بلا موی من شد سپید
به ویرانه دفن گهر کرده ام
چهل روز بگذشته از روز خون
تحمل قضا وقدر کرده ام
زبعد چهل روز باز آمدم
ببین خاک قبرت بسر کرده ام
برادر سرت را بیا ورده ام
تن بی سرت وصل سر کرده ام
برادر دعا کن بمیرم کنون
از این خاک عزم

  • دوشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 04:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

کربلا امام حسین علیه السلام -( کعبه دی کربلا منه ، مروه صفانی نینیرم ) *

1556
1

کربلا  امام حسین علیه السلام  -( کعبه دی کربلا   منه ،   مروه صفانی نینیرم ) کعبه دی کربلا منه ، مروه صفانی نینیرم
جنته باشدی شانیده،طوف ومنانی نینیرم

زینت خلقتدی اورا، یتمیش ایکی اولدوزی وار
مست الیور حرم منی،سعی وصفانی نینیرم

دوزدی که خلاق جهان ،بدویده خلق ائتدی اونی
خادمی وهابی اولان ،بیت خدانی نینیرم

خیل ملائک دولانار، شوقیله اکبرباشینا
ثانی یاتان یئرده داخی ،ورد ودعانی نینیرم

گر چه وئریلارحاجیلار،اهرمنی داشلاریلان
شیطان حکومت ائلین ،یئرده وفانی نینیرم

کعبه نی ایستیسن اگر،کرب و یلایه فکر ائله
طوف ائله بین الحرمی، سسله حرانی نینیرم

ظلمیله وهابی اولوب ، خادم شهر نبوی
شهر پیمبرده اولان ،ظلم وجفانی نینیرم

شیعه نین حجی باشلانارمحرم آیی حاجیلار
منانی مقتل ایلین، ا

  • شنبه
  • 15
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 14:50
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

چهل روز -( چهل روزه غمین وبیقرارم ) * اسماعیل تقوایی

2807
2

چهل روز  -( چهل روزه غمین وبیقرارم  ) چهل روزه...
چهل روزه غمین وبیقرارم
بیفتاده گره هایی به کارم
چهل روزه برادر دادم از دست
زنم با اشک وناله دست بر دست
چهل روزه گلی گم کرده دارم
چهل روزه به هجرانش دچارم
چهل روزه به همراهم سر یار
تنش بی سر به خاک غم گرفتار
چهل روزه عدو را من اسیرم
شب وروزش دعا کردم بمیرم
چهل روز روم منزل به منزل
میان مردمی بی رحم وجاهل
چهل روزه که زینب زاروخسته
همی خواند نمازش را نشسته
چهل روزه که زینب بیکس وکار
زنان وکودکان را کرده تیمار
چهل روزه گذشته چون چهل سال
شده مویم سپید وتیره اقبال
چهل روزی گذشت وباز گشتم
به خاک قبرتو دمساز گشتم
شمیم جنت از خاک تو آید
غم ورنج از دل زینب زداید
سرم را روی خاکت می گذارم
دعاک

  • دوشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 04:28
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اربعین -( عشق آتشُ این برگ و برم سوخته بهتر ) * حبیب نیازی

2219
0

اربعین -( عشق آتشُ این برگ و برم سوخته بهتر ) عشق آتشُ این برگ و برم سوخته بهتر
از دور دلِ در به درم سوخته بهتر

خاکسترِ وقتِ سَحرم سوخته بهتر
آهِ نفسِ شعله ورم سوخته بهتر

از گریه دوتا چشمِ تَرم سوخته بهتر
پروانه شدم ، بال و پرم سوخته بهتر

یادِ عطش ِ تو جگرم سوخته بهتر
ارباب ، دلم یادِ حرم سوخته بهتر

در سینه زنی ها ، سِپَرم سوخته بهتر
یعنی که بساطِ سفرم سوخته بهتر

چه خوب که نوکری ثمر داشته باشد
این سینه شبِ قبر اثر داشته باشد

___

از عالَمِ زَر بود دلم مستِ شما شد
وقتی وطنِ مادری ام کربُ بلا شد

ممنونم از این حال و هوایی که عطا شد
آقا شده هر کس ، درِ این خانه گدا شد

با درد رسیدیم . وَ دیدیم دوا شد
با گوشه نگاهت .همه حاجات روا شد

تا

  • شنبه
  • 15
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 15:53
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

پیاده روی اربعین -( میل دارد مرغ دل هرلحظه سوی اربعین ) * اسماعیل تقوایی

1725
3

پیاده روی اربعین  -( میل دارد مرغ دل هرلحظه سوی اربعین  ) پیاده روی اربعین
میل دارد مرغ دل هرلحظه سوی اربعین
شهرها گیرد دوباره رنگ وبوی اربعین
هرکه را بینی به شوق شاه مظلومان حسین
می کند پای پیاده قصد کوی اربعین
ازنجف تا کربلا دریای انسانی شود
جمله مستانی که مستند از سبوی اربعین
مردم دنیا همه حیران این شور عظیم
گرم باشد بین آنها گفتگوی اربعین
هرکه را بینی شود خدمتگزار زایرین
تا که گیرد آبرو از آبروی اربعین
درمسیر راهپیمایی بسوی کربلا
هرچه بینی هست اوصاف نکوی اربعین
ای خدا حق حسین بن علی بنما روا
حاجت هرکس که دارد آرزوی اربعین

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 04:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

پیاده روی اربعین -( مرحبا بر راه پیمایان روز اربعین ) * اسماعیل تقوایی

2305
6

پیاده روی اربعین  -( مرحبا بر راه پیمایان روز اربعین  ) اربعین
مرحبا بر راه پیمایان روز اربعین
رهسپاران نجف تا کربلای شاه دین
شیعیانی عاشق از اطراف واکناف جهان
رود مواجی زعشاق حسینی برزمین
برحسین بن علی لبیک گویان عازمند
حک شده برقلبشان حیدر امیرالمومنین

هیبت این واقعه خاری به چشم دشمنان
مایه ی امید خیل شیعیان ومومنین
اربعین یاد آور جنگ حسین(ع)است ویزید
بین عشاق حسین و داعشی های لعین

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 04:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اربعین * حمید ضیاء یزدی

1895
1

اربعین اربعین آمد که در حیرانی عشق حسین
دعوتند عشاق در مهمانی عشق حسین

سفره ای گسترده ارباب کریم بن کریم
سفره ای از نذری و قربانی عشق حسین

هرکه از دستش هرآنچه می رسد آورده است
خدمتی ارزنده و ارزانی عشق حسین

هر کسی مشغول خدمت می شود با شوق و شور
با لباس خدمت عرفانی عشق حسین

عده ای رزمنده مشغول دفاع از این مسیر
خادمان موکب پنهانی عشق حسین

هر که می آید در این جا می شود بیمار دوست
هست اینجا مکتب درمانی عشق حسین

آن صراط مستقیمی که به قرآن آمده
هست بی شک جاده نورانی عشق حسین

شاعر : حمید ضیاء یزدی

  • دوشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد