روز عاشوراشده روز جنون
کربلا گردیده چون دریای خون
**
شاه دین باچهره ای افروخته
از غم اصحاب ویاران سوخته
**
کربلا چون صحنۀ محشر شده
لاله های باغ دین پرپر شده
**
ارباًاربا پیکر اکبر شده
غرقه در خون حنجر اصغر شده
**
پیکر عباس او نقش زمین
یوسف زهراست بی یار و معین
**
یکّه و تنهاست بی یار و حبیب
بین لشگر گشته تنها و غریب
**
آمده بهر وداع اخرش
درکنار غم رسیده خواهرش
**
گفت ای نوردلم زینب بیا
ای که جان تو بود بر لب بیا
**
آمده وقت جدایی خواهرم
لحظه ای بنشین گل من در برم
**
من چو حیدر شاه دین آزاده ام
بهر بذل جان خود آماده ام
**
تاکنم بر عهدو پیمانم وفا
می روم میدان به اذن کبریا
**
زینبم صدپاره پیکر م
- دوشنبه
- 12
- شهریور
- 1397
- ساعت
- 13:10
- نوشته شده توسط
- سجاد




