روز عاشورا

مرتب سازی براساس

مرثیه روز عاشورا -(خنجر به حنجر ای وای از این غم) * رسول چهارمحالی

397

مرثیه روز عاشورا -(خنجر به حنجر ای وای از این غم) خنجر به حنجر ای وای از این غم
صد پاره پیکر ای وای از این غم
بر نیزه شد سر ای وای از این غم
با دیده ی تر ای وای از این غم
چه بوی سیبی ای وای از این غم
خُلْدُ التَّریبی ای وای از این غم
بر ما طبیبی ای وای از این غم
شیب الخضیبی ای وای ازاین غم
با لب عطشان ای وای از این غم
با چشم گریان ای وای از این غم
در سوگ یاران ای وای از این غم
پیر و جوانان ای وای از این غم
به دست اعدا ای وای از این غم
شد کشته مولا ای وای از این غم
مظلوم و تنها ای وای از این غم
بر خاک صحرا ای وای از این غم
روضه ی مادر ای وای از این غم
حسین بی سر ای وای از این غم
گریه ی خواهر ای وای از این غم
ناله ی دختر ای وای از این غم
ماه محرم ای وای از این غم
پرچم و علم ای وای از این غم
حسرت حرم ای وای از این غم
اشک تو مرحم ای وای از این غم

  • شنبه
  • 24
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 16:19
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

نوحه واحد روز عاشورا -(اگه تو بری حسین دنیای من دلگیره) * مرتضی شاهمندی

613

نوحه واحد روز عاشورا -(اگه تو بری حسین دنیای من دلگیره) بسبک : واویلا حرم آواره شده (محمود کریمی)

اگه تو بری حسین دنیای من دلگیره
نفسم بسته به تو ، اگه بری می گیره
دختر سه ساله ات ، دق میکنه می میره

نرو برادر ، جون زینب

واویلا ، نرو مسافرم
واویلا ، تویی بال و پرم

دلبر زینبی و تو گل زهرایی
نرو جان خواهرت وای از این تنهایی
شیون اهل حرم ببین ، شده غوغایی

بشنو صدایِ ، آهِ زینب

واویلا ، جونِ زینب به لبه
واویلا ، دل شکسته زینبه

صبر کن جان حسین که دلم در برِ توست
غُصه ی خواهر تو بوسه از حنجر توست
آخه این حرف دل و وصیت مادرِ توست

بذار ببوسم ، جایِ مادر

واویلا ، منم یه خواهرم
واویلا ، نرو کبوترم

  • سه شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 23:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مرثیه روز عاشورا -(الهی بنده ای مستم،به دریای محبت ها) * رسول چهارمحالی

359

مرثیه روز عاشورا -(الهی بنده ای مستم،به دریای محبت ها) الهی بنده ای مستم،به دریای محبت ها
اگر جان را فدا کردم،شدم من عاشقت هر جا
اگر در روز عاشورا،به قر بانگه سر آوردم
نگر ای بهتر از جانم،علی اکبر آوردم
الهی بهر قربانی،علی اصغر آوردم
پی ابقا دین تو،گلی را پر پر آوردم
لبانش تشنه و مدهوش،دراین صحرای وا غربت
برای آبیاری،درخت دین گل آوردم
نگر یک کاروان عاشق،همه مست جمال یار
برای گفتن ذکر انا المظلوم،اینک حنجر آوردم
سری دارم که سودای،وصالت را به سر دارد
نگر بهر بریدن از قفا،یک گردن آوردم
امیدم باشد اینک این،که راضی بر قضا باشم
چو صید دست و پا در خون،زده بر تو رضا باشم
فدا کردم عزیزانم،که دینت جاودان باشد
بدن بر زیر سم اسب ها،اینک فدا باشد
لبان خشک را کردم،به نام تو کنون چرخان
به یک الحمدالله شکر، این لطف تو را کردم
لبانی را که زد بوسه،پیمبر هر کجا هر دم
برای چوب خیزر مهربانم،من لبانی در سر آوردم
الهی روز عاشورا،فدایی بهرت آوردم
عزیزانم همه یکجا،به قربانگه بیاوردم
الهی بهر احیا،تمام دین و آئینت
برادر زاده ای چون ،قاسم گلگون تن آوردم
الهی بهر استغفار،در این دین پر رحمت
چو حربن یزید ،یک نآدم و یک دلبر آوردم
اگر دین تو می گردد،تنومند بعد از این یارب
عزیزانی پر از امید،فدایی تو آوردم
سری دارم که سودای،تو را دارد به سر هر جا
برای طشت زر اینک،سرم را هدیه آوردم
برای شام پر از،حیله و نیرنگ یا الله
رقیه دختری بر زینت شهر غم آوردم
دگر ساقی نگو از غم،دلم پر گشته از ماتم
به امید فرج اینک،دعایی در لب آوردم

  • دوشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

روز عاشورا -(آه از آن روز که دَر دَشتِ بَلا غُوغا بود) *حجة الاسلام نیر تبریزی

1374

روز عاشورا -(آه از آن روز که دَر دَشتِ بَلا غُوغا بود) آه از آن روز که دَر دَشتِ بَلا غُوغا بود
شُورشِ روزِ قیامَت به جَهان بَرپا بود

خَصم چون دائره، گِردِ حَرم و شاهِ شَهید
در دلِ دائره، چون نُقطهء پا برجا بود

عرصهء دشت چو دیبای مُنقّش از خون
وان همه صُورتِ زیبا که در آن دِیبا بود

جان به قُربانِ ذِبیحی که به قُربانگهِ دوست
با لبِ تِشنِه رَوان می شد و خود دَریا بود

تو مَپندار که شاهنشهِ دین، در گهِ رَزم
در بیابانِ بَلا، بی مَدد و تَنها بود

اَنبیا و رُسُل و جِنّ و مَلائک، هر یک
جان به کف در برِ شَه، مُنتظرِ اِیما بود

خونِ هابیل که شد رِیختِه از سنگِ جَفا
گر به عِبرت نگری، کُشتهء آن صَحرا بود

پردِه پُوشانِ نَهانخانهء مُلک و مَلکُوت
همه پَروانهء آن شمعِ جَهان آرا بود

قَتلِ عَبّاس و علی اَکبر و قاسم زِ ازَل
بو فرامینِ قَضایای فلَک، طُغرا بود

ور نه اندر نظرِ قهرِ شَهنشاهِ شَهید
عَدمِ هر دو جَهان بسته به حرفِ لا بود

علی اَکبر به رُخِ چون گُل و یا قدّ چو سَرو
فرد و تنها به سوی رزمگهِ اَعدا بود

عَلَم الله که شَقایق نه بِدان لُطف و سَمن
نه بدان سَروِ صُنوبَر، نه بدان بالا بود

گِردِ شمعِ رُخِ اکبر، به گهِ صُبحِ وِداع
لیلی سُوخته، پَروانهء بی پَروا بود

زخم بر جسمِ علی اَکبر و لیلی دِلخون
خون زِ مَجنُون رود، آری چو رَگِ از لیلا بود

در همه مُلکِ بَلا، نیست به جز ذِکرِ حسین
قاف تا قافِ جَهان، صُوتِ هَمین عَنقا بود

#نیر آن روز که طُغرای قَضا می بَستند
سَرنِوِشتِ من از این نامِه هَمین طُغرا بود

  • شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 22:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

قتلگاه -(عَکسِ ساقی در بُلورین جامِ آب اُفتاده بود) *حاج صمد قاسمپور

496

قتلگاه -(عَکسِ ساقی در بُلورین جامِ آب اُفتاده بود) عَکسِ ساقی در بُلورین جامِ آب اُفتاده بود
پیرِ مِیخوارانِ عاشُورا خَراب اُفتاده بود

تازه مَستی در خَراباتِ نَفس گیرِ عَطش
سَر گِران بَر اُوجِ مَهدِ نِی بِخواب اُفتاده بود

تَشنه سیرابی که از داغِ لَبِ او در فَرات
مُوجها هم از عَطش در پیچ و تاب اُفتاده بود

شَه زِ فَرطِ جَذبهء بَرقِ تَجَلّی مَحوِ حال
در سُکوتِ مَحض مَقتل بی جَواب اُفتاده بود

از نَوای ناله های نای نِی در نِینَوا
زَخم چَنگی بَر دِلِ تارِ رُباب اُفتاده بود

نیمی از خُورشید بر بالای نِی در شَعشعِه
در دِلِ گُودال نِصفِ آفتاب اُفتاده بود

ازدِحامی بود در بازارِ قُدسی گُوئیا
بینِ مُشتاقانِ یُوسِف اِنقلاب اُفتاده بود

عَقل حِیران بود و مَنطق ماُت و اِستدلال لال
عشق هم گُویی به حالِ اضطراب اُفتاده بود

ذِکر خون تا شد بُلَند از خانقاهِ قَتلگاه
رُعب و وَحشت بر وُجودِ شِیخ و شاب اُفتاده بود

با نگاهِ نَرگسِ مَخمُور مَستی مِی پَرست
هر چه زیباییست از حَدَّ نِصاب اُفتاده بود

در میانِ عاشق و مَعشوق عِشقی هَم نَماند
عشق اَگر در بِینشان بُودی حِجاب اُفتاده بود

ظُهرِ عاشُورای خُون دُردی کِشِ صُبحِ اَلَست
خُورده بُود آنجا که صَهبای شَراب اُفتاده بود

  • شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 22:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

احوالات روز عاشورا -(آه از آن دَم که سَر از پیکرِ اِنسانی چند) * سیّد محسن رجائی

494

احوالات روز عاشورا -(آه از آن دَم که سَر از پیکرِ اِنسانی چند) آه از آن دَم که سَر از پیکرِ اِنسانی چند
شد جُدا پیشِ رُخُ جَمعِ پَریشانی چند

آن چه از ظلم و ستم گشت به یک روز پَدید
چشمِ آفاق ندیده است به دورانی چند

با که این نُکته تَوان گُفت در آغوشِ فَرات
سُوخت از داغِ عَطش، غُنچهء عَطشانی چند

آهِ اَطفال در آمیخت چو با اشگِ رُباب
خود بر انگیخت در آن بادیه، طُوفانی چند

وه که از تیشهء بیداد، دراُفتاد به خاک
بر لبِ آبِ رَوان، سَروِ خُرامانی چند

ریگِ تَفتیدهء صَحرای بلا، جای پَرَند
بَستری شد، به تَنِ خَستهء عُریانی چند

آسمان شد خِجل از ماهِ خود، از بس به زمین
دید بر نیزه، سَرِ ماهِ دِرخشانی چند

مُحنتِ روز نشد بس؟ که به شَب اَفروزند
آتَشی بر خیَمِ بی سَر و سامانی چند

زینب، آن پَرده نِشینِ حَرمِ عِفّت و ناز
کُو به کُو شد به رهِ کُوه و بیابانی چند

تا اَبد خاطرهء آن همه جان بازی را
خَلق گُویند به هر بَزم، به دَستانی چند

هم نَوا با دَمِ #مجنون نه عَجب خَلق کنند
شعر را زَمزَمه با ناله و اَفغانی چند

#صائب و #سائل و #عابد به همین قافیه، شعر
ثُبت کردند به دیباچهء دیوانی چند

  • شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 22:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور جانسوز عاشورا -(سرت بالای نیزه هاس بمیره خواهرت) * مجید آقاجانی

470

شور جانسوز عاشورا -(سرت بالای نیزه هاس بمیره خواهرت) بند 1

سرت بالای نیزه هاس بمیره خواهرت
تن تو زیر دستو پاس بمیره خواهرت

بانیزه میزد تو رو نامردی که رحمی نداشت
خودم دیدم ای وای من پاشو روسینت گذاشت

حسین چقدر شلوغه سر تو
حسین شکسته بال و پر تو
حسین فدای چشم تر تو

حسین سالار زینب

⬇️ بند ۲

قدم قدم دارم میرم کنار این نا محرما
سخته برای من داداش ازت شدم جدا

کجایی که ببینی این دستای من بسته شده
زینب تو از این همه درد و بلا خسته شده

حسین منو بازار برده ها
حسین خنده تلخ شامیا
حسین طاقت ندارم بخدا

حسین سالار زینب

⬇️ بند ۳

نمیدونی که خواهرت چقدرعذاب کشید
چه حرفایی از دشمنای بی حیا شنید

صدای آه من داداش رفته تا آسمون
دلم مثل حال و هوام شده پریشون

حسین به دام غمها اسیرم
حسین آرزومه که بمیرم
حسین غصه توکرده پیرم

حسین سالار زینب(س)

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 03:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه روضه غارت -(کجایی ای برادرم) * مجید آقاجانی

326

زمینه روضه غارت -(کجایی ای برادرم) بند ۱

کجایی ای برادرم
داره میسوزه خیمه ها
نمیتونم کاری کنم
پاشو کنار من بیا

افتادم از نفس دیگه
نامردا دورو بر من
حلقه رو هی تنگ میکنن
میشکنه بال و پر من

خودم زمینگیرم ولی
دلم برات پر میزنه
اومده بالا سر من
پاش روی سینه منه

غنچه باغ دل من
نمیدونم الان کجاس
شاید توی بیابونه
یا میون نا محرماس

خدا به حق مادرم
بده پناه به دخترم

حسین آقام حسین آقام
___________________________
بند ۲

بانیزه و شمشیراشون
دارن میان به سوی تو
دیدم تورو بالای نی
آشفته بوده موی تو

همون جا بود دنیای من
خراب شدش روی سرم
دیگه به کی تکیه کنم
ای پناه اهل حرم

مشک تو پاره پاره شد
فرق سرت غرقه خونه
رقیه میگف که عموم
تک یل و پهلوونه

باور نمیکنم دیگه
رفتی تواز پیشه همه
حالا توچشم بچه ها
قد یه آسمون غمه

خدای کل آسمون
آبو به خیمه برسون

عباس من عباس من

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 20:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه وداع عاشورا -(با پای خسته نمیرسم به تو قرارم) * احسان جاودان

707

زمزمه وداع عاشورا -(با پای خسته نمیرسم به تو قرارم) با پای خسته
نمیرسم به تو قرارم
آخه بدونِ تو چطور - طاقت بیارم
دلواپسم
به همین بوسه به حنجرت قسم
داره بسته میشه راه نفسم
یه کم آروم برو یار بی کسم
دلواپسم
مهلا مهلا / نور نگاه من
آهسته / پشت و پناه من ۲
جانم حسین ۴

نگو قراره
این آخرین حرف تو باشه
قرار نبود که راهمون - از هم جدا شه
ای وای خدا
یه دم آروم نمیشه دلم چرا
تنها داری میری یار با وفا
نکنه بشه سر از تنت جدا
ای وای خدا
مهلاً مهلا / بگیره دل آروم
آقای / بی یاور و مظلوم ۲
جانم حسین ۴

ندیده رفتی
رقیه‌اتو که رفته از حال
خیره شده چشمات فقط - به سمت گودال
دلشورمه
دلیل خواهش و موج اشکمه
با اینی که معجر ما محکمه
این بیابون پره از نامحرمه
دلشورمه
دل آشوبم / تشنه لبِ خواهر
ایستاده / دیده به رات مادر ۲
جانم حسین ۴

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

شور عاشورا -(داره مثل قلب خواهرت ) * بهمن عظیمی

560
3

شور عاشورا -(داره مثل قلب خواهرت ) داره مثل قلب خواهرت
خیمه هامون می‌سوزه حسین
سرِ لیلا روی نیزه و
دل مجنون می‌سوزه حسین
بدن تو روی خاکه و
شده خاک عالَم بر سرم
غیرت الله پاشو از زمین
عده ای مَست ریختن توو حَرَم
حالا که وقتِ / جُداییمونه
آتیش تمام زندگیمو می‌سوزونه
لشکر دشمن / چه کینه توزه
پیکر پاک شهدا داره می‌سوزه
مظلوم حسینم ۲ مظلوم حسین ۲ مظلوم حسینم

ای عزیز قلب مادرم
من فدای زخمای سرت
دَه سواره از راه اومدن
واسه ی تشییعِ پیکرت
برنداشتن دست از رو سرت
اینا خیلی نامَردن حسین
زیر سُمِّ اسبا بدجوری
بدنت رو لِه کردن حسین
توو این دقایق / غَمَم همینه
ساربونو دیدم یه گوشه در کمینه
برات بمیرم / ای وای به حالِت
اگه بیفته چشم ساربون به شالِت!
مظلوم حسینم ۲ مظلوم حسین ۲ مظلوم حسینم

خداحافظ ای صدپاره تن
خداحافظ ای عُریان بدن
من می‌مونم با داغ غمت
تو می‌مونی بی غسل و کفن
اسیریِ خواهرت دیگه
توی شأن و قاموسِت نبود
به خدا که بعد از رفتنت
کسی فکرِ ناموسِت نبود
توقع داری / گریون نباشم
که بَعدِ پنجاه سال باید ازت جداشَم
توقع دارم / بلند شی از جا
با دستای بسته دارم میرم از اینجا
مظلوم حسینم ۲ مظلوم حسین ۲ مظلوم حسینم

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:04
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

شور عاشورا -(از توو مقتلت برادر - می‌رسه صدای ناله) * بهمن عظیمی

305

شور عاشورا -(از توو مقتلت برادر - می‌رسه صدای ناله) از توو مقتلت برادر - می‌رسه صدای ناله
داره میده زجرت اون نانجیب - سه ساعته توو گوداله ۲
نامَردیِ محضه / نیزه روی نیزه
زمین کربلا چرا / داره می‌لرزه
مادر شده مضطر / بیچاره برادر
خودم دیدم رو حنجرت / می‌کوبه خنجر
ای صاحبِ ، عرش برین ، پا می‌کوبی ، روی زمین
نامَحرما ، رو می‌بینی ، به دورِ این ، پرده نشین
ای وای حسین

هرکس که رسید تو رو زد - با هر چی که توو دستش بود
انقد زدنت که از خون تو - جاری شده توو صحرا رود ۲
می‌زد تو رو از پشت / با نیزه و با مُشت
با پا که برگردوند تو رو / خواهرتو کُشت
دلخسته و رنجور / دیدم من از اون دور
توو سینه ی تو نیزه شو / جا کرده با زور
تو رو خدا ، نَزَنیدِش ، دیگه نفس ، نمی‌کِشه
نمی‌دونم ، چیکار کنم ، که شمر ازت ، دست بِکِشه
ای وای حسین

انقده زد تو رو یه لشکر - خسته نشد از ضرب و شتم
این غائله کاش که می‌شد فقط - به بُریدنِ یک سر ختم ۲
اسبا رو آوردن / با نعلای تازه
اومدن انگار واسه ی / تشییع جنازه
دست که بر نداشتن / از رو پیکر تو
تازه رسیده نوبتِ / انگشترِ تو
نمی‌گذرم ، از ساربون ، که اشکای ، منو ندید
اونکه نمک،گیرِ تو بود ، انگشتتو ، چرا بُرید
ای وای حسین

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

شور عاشورا -(همه دارن می‌خندن بهم) * بهمن عظیمی

383

شور عاشورا -(همه دارن می‌خندن بهم) همه دارن می‌خندن بهم
هیشکی فکر دردای تو نیست
جایگاهت آغوش منه
روی نیزه که جای تو نیست
بی پناهم بعد از تو حسین
طعنه خیلی قلبم رو سوزوند
دورم هستن این نامَحرما
مَحرمی که واسه من نَموند
به روی نیزه / کرده تجلّی
سری که غرق خونه و زخمیه خیلی
بایدم این سر / شکسته باشه
انگاری که خورشید به خون نشسته باشه
مظلوم حسینم ۲ مظلوم حسین ۲ مظلوم حسینم

پیکر مجروح شاه دین
روی خاکه بی غسل و کفن
پاره پاره جسم اطهرت
من بمیرم ای عریان بدن
هنوزم از گودال می‌رِسه
ناله های مادرم، حسین!
کاش میذاشتن که خاکت کنم
خاک عالم بر سرم حسین
اطراف گودال / ناله کشیدم
هرچی پِیِت گشتم حسین تو رو ندیدم
ظرف سه ساعت / شد خواهرت پیر
مدفون شده بودی زیر نیزه و شمشیر
مظلوم حسینم ۲ مظلوم حسین ۲ مظلوم حسینم

گریه می‌کرد به حال دلم
هرکسی که اشکامو می‌دید
مگه یادم میره که چطور
با قساوت رگهاتو بُرید
لحظه ای چشم توو چشمت شدم
وقتی می‌زد با خنجر شدید
تا من از بالای تل بیام
زنده زنده رگهاتو بُرید
با اینکه جسمِ / تو رو دریدن
انگاری که منو به صُلّابه کشیدن
تهِ یه گودال / یه عده دشمن
فقط تو نه، بلکه منم همونجا کُشتن
مظلوم حسینم ۲ مظلوم حسین ۲ مظلوم حسینم

تازیونه اجبارم شده
فکر نکن که معمولی میرم
با اباالفضل و تو اومدم
حالا با شمر و خولی میرم
با همونایی که کُشتنت
با همون که بودم دشمنش
به خدا جون دادم صد دفه
پیرهنت رو دیدم توو تنش
هیشکی به فکر / چشم ترت نیست
محمل بی پرده که جای خواهرت نیست
به فکر من باش / ای نازنینا!
حرف از شراب و بزم می می‌زنن اینا
مظلوم حسینم ۲ مظلوم حسین ۲ مظلوم حسینم

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:49
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

شور عاشورا -(مُردم پای غُربتت ، غرق خونِ هِیبتت) * بهمن عظیمی

371

شور عاشورا -(مُردم پای غُربتت ، غرق خونِ هِیبتت) مُردم پای غُربتت ، غرق خونِ هِیبتت
گریونَن ملائکه ، از داغ مُصیبتت
مُردم بسکه داد زدم ، سمت مقتل اومدم
اون ظالم تو رو می‌زد ، من خودم رو می‌زدم
ای وای ای وای حسین

اومدم چه سود حسین ، این حَقِّت نبود حسین
بی رحمانه کُشتنت ، این قوم حسود حسین
ای آب و گِلَم حسین ، بی تابه دلم حسین
می‌خواستم ولی نشد ، پیشمرگت بِشَم حسین
ای وای ای وای حسین

ای وای از عذاب و درد ، توو گودال نبود یه مَرد
جسم مجروح تو رو ، با نیزه بلند می‌کرد
موهاتو رها نکرد ، از مادر حیا نکرد
یک لحظه از بدنت ، نیزه ش رو جدا نکرد
ای وای ای وای حسین

گُرگا که دریدنت ، بدجور سر بُریدنت
روی خاک قتلگاه ، با نیزه کِشیدنت
ذره ذره کُشتنت ، تکه تکه بُردنت!
هر شمشیر و نیزه ای ، سهمی بُرده از تنت
ای وای ای وای حسین

قربون سرت حسین ، زخمِ پیکرت حسین
نامَحرم ها رو ببین ، دور خواهرت حسین
صبرِ خواهرت رو بُرد ، جونِ دخترت رو بُرد
قبل از اینکه من بیام ، توو خُورجین سرت رو بُرد
ای وای ای وای حسین

چشمم سوی نیزه ها ، رفتی روی نیزه ها
پاره تر شد حنجرت ، اینه خوی نیزه ها
کاش می‌شد بشم فدات ، بیچاره شدم به پات
لابلای خیمه ها ، سوختن چندتا بچه‌هات
ای وای ای وای حسین (ع)

  • چهارشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه عاشورا -(میون گودال پناه عالم) * بهمن عظیمی

448

زمینه عاشورا -(میون گودال پناه عالم) میون گودال پناه عالم
غرقابه ی خونِ شاه عالم
تشنه و غریب زیر دست و پاست مادرش داره می بینه
شمر بی حیا بین قتلگاه پا گذاشته روی سینه ۲
حسین ، وای

دل زمین و زمان شکسته
رو حنجری خشک خنجر نشسته
تیر و نیزه مونده کنار یک خواهری که رفته از حال
رفت به روی نیزه سر و جامونده تنش میون گودال ۲
حسین ، وای

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه عاشورا -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) * رضا تاجیک

385

نوحه عاشورا -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) سربند
يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم
عشق تو شد بهانه ى زندگيم ٢
آب حيات / برس به داد من كشتى نجات
محتاجم من به هواى كربلات / عالم به فدات
من اسمه دواء - حسين
و ذكره شفاء - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

اى برادر حسين - نگو به خواهرت خدانگهدار
نگو تو از روضه ى كوچه بازار
چه بگذرد به من بى علمدار
چگونه من / ببينمت به قتلگاه بى كفن
شوى تو كشته ى بی پيرُهن / ای جان من
به روى نيزه ها - حسين
تو مى كشى مرا - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

اى برادر بگو - چگونه بى تو بروم تا به شام
شنيده ام ز سنگ از پشت بام
كه مى شويم بى تو بى احترام
پر التهاب / شنيدم كه مى روم بزم شراب
و مى كُشد مرا غم اشک رباب / می کشم عذاب
صداى قلب من - حسين
اى شه بى كفن - حسين
اى پاره پاره تن - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:34
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مصیبت امام حسین (ع) -(حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار) * ابوالفضل عظیمی بیلوردی(دادا بیلوردی)

609

مصیبت امام حسین (ع)  -(حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار) « حسینه یئرلر آغلار گؤیلر آغلار

بتول و مرتضی ، پیغمبر آغلار »

حسینین نوحه سین « *خازن » یازاندا

قلم جوشه گله ر چون، دفتر آغلار

گؤره ر اولاد ِ پیغمبرده ماتم

تأسّفله خدای داور آغـلار

باخار عطشانلارا زهرای اطهر

داشیب معناده حوض ِ کوثر آغلار

عدالت مولکونون شاهی اؤز اوغلون

تاپار میدانیده بی یاور آغلار

بو گون یئر گؤی دؤنوب ماتمسرایه

سیزیلدار کائناتی یکسر آغلار

رباب اوخشارکی ای وای اصغریم وای

تیکه ر گؤز قانلی مشکه اکبر آغلار

دوشنده یاره لی آتدان ابوالفضل

عَلَم اوخشار، یئر اوسته اَللر آغلار

پوزولدوقجا حسینین گول جمالی

یاس آغلار نرگس آغلار اختر آغلار

قوجاقلار قارداشین مقتلده زینب

قیزیل قانه بَله نمیش معجر آغلار

یانار اخیامی یانغی سینه لر تک

چاپار نعش اوسته لشگر، حیدر آغلار

دییه نده خارجی قوم ِ رسوله

اولار بو کائناتی محشر ، آغلار

اسیرلر یاندیرار ارض و سمانی

باش آغلار، روح آغلار، پیکر آغلار

شهین باشین قویارلار داشین اوسته

داش آغلار، نیزه آغلار، خنجر آغلار

دییه نده مرثیه کرب و بلادن

حسینه مسجد آغلار منبر آغلار

یانار خازن تکی یالقیز دادانی

حسینین ماتمینده مضطر آغلار

دادا بیلوردی

۱۴۰۳/۰۴/۱۷

«خازن» = مرحوم میرعبدالحسین خازن تبریزی

از شاعران دلسوز زمان مشروطه

  • یکشنبه
  • 17
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:04
  • نوشته شده توسط
  • دادا بیلوردی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شور روز عاشورا امام حسین(ع) -(رسد ز هر سو آوای قرآن) * یوسف رحیمی

3

شور روز عاشورا امام حسین(ع) -(رسد ز هر سو آوای قرآن) رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ

رسد ز هر سو آوای قرآن
همه بیایید ای اهل ایمان
نوای لبیک برلب بیایید
رسیده وقت تجدید پیمان

بیایید، نرود دوباره بر سر نی قرآن
بیایید، نشود عزیز فاطمه سرگردان

وای اگر که نیزه‌ها، منبر قرآن خدا،
شود شبیه نینوا، وای حسین

«وای حسین بکربلا، وای حسین»

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ

رسد خدایا، بانگ غریبی
رسد نوایِ أمَّن یُجیبی
رسد ندای هَل مِن مُعینی
رسد صدای أینَ الحبیبی

بیایید، نشود دوباره مصحف حق پامال
بیایید، نرود عزیز فاطمه در گودال

وای اگر کتاب حق، شود شبیه ما سَبَق،
غرق به خون ورق ورق، وای حسین

«وای حسین بکربلا، وای حسین»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:29
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

متن شعر در عزای شب دهم محرم الحرام شب عاشورای حسینی نذر_ظهور_و_تسلای_دل_امام_زمان_عج -(داغدارِ توام ای خونِ خدا؛ یا جدّاه) * مرضیه عاطفی

277

متن شعر در عزای شب دهم محرم الحرام شب عاشورای حسینی نذر_ظهور_و_تسلای_دل_امام_زمان_عج -(داغدارِ توام ای خونِ خدا؛ یا جدّاه) داغدارِ توام ای خونِ خدا؛ یا جدّاه
سوختم از غم تو صبح و مسا؛ یا جدّاه

نه محرم! که همه عمر عزادارِ توام
هست بر شانهٔ من شال عزا؛ یا جدّاه

من هم از منتظرانم به خدا خوردم زخم
غیرِ یک عده قلیل و شهدا؛ یا جدّاه...

یار کم دارم و بیتاب شده منتقمت
فرَجم را بطلب حینِ دعا؛ یا جدّاه

گوشهٔ خیمهٔ تنهاییِ خود میسوزم
از غریبیِ تو در کرب و بلا؛ یا جدّاه

نیزه ها نقشه برای بدنت ریخته اند
در وجودم شده آشوب به پا؛ یا جدّاه

آب را بسته و این وضعِ پذیرایی نیست
تیرباران شده جسم تو چرا؟! یا جدّاه...

تا که بر سینهٔ تو حرمله(لع) زد تیرِ سه پر
گریه کردم! زدم از سینه صدا: یا جدّاه...

"زینتِ دوش نبی(ص)روی زمین جای تو نیست"
پیکرِ دَرهم تو کشت مرا؛ یا جدّاه

شمرِ ملعون چه بلایی به سرت آورده
ریخت بر صورتِ تو خونِ قفا؛ یا جدّاه

مادرت دید به سرنیزه سرت را بردند
پیکرت ماند به گودال رها؛ یا جدّاه

یک نفر کاش کمی داشت حیا...وقت غروب-
بر تنت کاش می انداخت عبا؛ یا جدّاه

پیرمردی وسطِ معرکه خیرات آورد
سخت میزد به تنت سنگ و عصا؛ یا جدّاه

عمه-جان زینبِ(س)من طاقتِ دشنام نداشت
رفت و شد با چه غمی از تو جدا؛ یا جدّاه

رفت و با قهقههٔ قاتل تو جان میداد
وای از شام بلا، شام بلا؛ یا جدّاه

داغدیده وسطِ هلهله دق خواهد کرد
پایکوبی شده برپا همه جا؛ یا جدّاه...

سرِ بازار پُر از مردِ تماشاچی بود
وای...نامحرم و ناموس خدا؛ یا جدّاه!

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر عزای عاشورای حسینی نذر_شهادت_جانسوز_اربابم_حسین_علیه_السلام -(روضه خوانِ ناب و خیلِ سینه زن حاضر کنید) * مرضیه عاطفی

483

متن شعر عزای عاشورای حسینی نذر_شهادت_جانسوز_اربابم_حسین_علیه_السلام -(روضه خوانِ ناب و خیلِ سینه زن حاضر کنید) -لطفا لطفا حق روضه ادا شود-

روضه خوانِ ناب و خیلِ سینه زن حاضر کنید
یک حسینیه برایِ حالِ من حاضر کنید

زینتِ دوش نبی افتاده بینِ قتلگاه
نیزه را بد ميزنند و لطمه-زن حاضر کنید

پاره کردند عاقبت آن یادگارِ کهنه را
تا بسوزد عالمی؛ داغِ کهن حاضر کنید

با نوک شمشیرِ زهرآلوده کَندند از تنش
پیرهن رفته به غارت! پیرهن حاضر کنید

پشتِ هم؛ از جای جای پیکرش خون میچکد
مرهمی فوراً برای زخم تن حاضر کنید

مرهم زخم تنش اشکِ مدام است و سریع-
گریه کُن هایی برایِ این بدن حاضر کنید

تا بر این جسم به خون آغشته برگردد نفس
از مدینه! مُشتی از خاکِ وطن حاضر کنید

زودتر تابوتِ اربابِ مرا کنجِ بقیع
نیمه شب، آهسته؛ با ذکرِ حسن(ع) حاضر کنید

جسم عریانِ حسینش(ع) را نبیند غرقِ خون
مادرش دارد می آید! یک کفن حاضر کنید!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

واحد روز عاشورا -(از خود گذشت، از جان گذشت) *

4

واحد روز عاشورا -(از خود گذشت، از جان گذشت) از خود گذشت، از جان گذشت
از این جهان، آسان گذشت

از پارۀ تن هم گذشته بین میدان
غوغای عاشوراست این یا عید قربان

ای روزگار! ای دهر! ای دنیای تکراری!
غیر از حسین آیا دگر مرد این‌چنین داری؟

«یَابنَ اَمیرِالمُؤمِنین، یَابنَ رَسُولِ اللَّه»

از تن گذشت، از سر گذشت
از هرچه بود، آخر گذشت

آن‌کس که بوده خود نگین خاتم دین
بخشیده با دست خودش خاتم به مسکین

با سر به روی نیزه‌ها خورشید تابان شد
هر روضه‌اش تفسیری از آیات قرآن شد

«یَابنَ اَمیرِالمُؤمِنین، یَابنَ رَسُولِ اللَّه»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

زمینه عاشورا امام حسین(ع) -(مثه قرآن خدا، جای تو رو سینۀ پیغمبر بود) * یوسف رحیمی

5

زمینه عاشورا امام حسین(ع) -(مثه قرآن خدا، جای تو رو سینۀ پیغمبر بود) مثه قرآن خدا، جای تو رو سینۀ پیغمبر بود
روز عاشورا چرا، مصحف جسم شریفت پرپر بود؟
اونا که نفهمیدن، آیۀ «مَوَدَّةَ فِی القُربی» رو
به اسارت می‌برن، آیه‌های نور و قدر و طاها رو

سر تو رو نیزه قاری بود
اشک خواهر تو جاری بود
قرآن خدا روی نیزه
به خدا تشنۀ یاری بود

«وَ سَيَعلَمُ الّذِينَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُون»
سر تو می‌تابه روی نیزه‌ها، رنگ خونته غروب آسمون
«وَ سَيَعلَمُ الّذِينَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُون»
تویی قرآن خدا و می‌مونم، پای تو تا آخرین قطرۀ خون

«حسین، قرآن ناطق»

مثه قرآن خدا، نور تو به آسمونا می‌تابه
برای بوسیدنت، دل دختر تو خیلی بی‌تابه
کی دیده تا به حالا، قرآن خدا رو گوشۀ تنور
کی دیده تا به حالا، میون طشت طلا سورۀ نور

سر تو یا سر یحیی بود؟
که توی دیر و کلیسا بود
چقدر تازه‌مسلمون داشت
لب خشک تو مسیحا بود

«وَ سَيَعلَمُ الّذِينَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُون»
تا رقیه از غمت دق نکنه، آیه‌های قدر و کوثرو بخون
«وَ سَيَعلَمُ الّذِينَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُون»
تو بخون تا زینبت کم نیاره، میون این همه داغ بی‌امون

«حسین، قرآن زینب»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 19:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه روز عاشورا -(اَلحَمدُلِله الّذی اَکرَمنا بِنَصرِک) * علی مویدی

4

نوحه روز عاشورا -(اَلحَمدُلِله الّذی اَکرَمنا بِنَصرِک) اَلحَمدُلِله الّذی اَکرَمنا بِنَصرِک
آمادۀ جان دادنیم در راه تو یکایک

ما امت صبر و وفاییم
ما وارثان کربلاییم
ما ملت امام حسینیم
ما مرد میدان بلاییم

«لبیکَ داعِیَ الله»

ما کشتگانِ قتلگاهِ ماتمِ حسینیم
ما پا پرهنگانِ وادیِ غمِ حسینیم

ما تشنگانِ بی‌قراریم
موجیم و آرامش نداریم
حسین اگر قابل بداند
به عشق او جان می‌سپاریم

ای دشمنانِ دینِ حق اگرچه بی‌شمارید
زهیر کربلا منم ای تیرها ببارید

غم‌ها اگرچه بی‌امان است
چشمم به سوی آسمان است
این سینه خیمهٔ حسین است
آماجِ تیر دشمنان است

سنگر و سجّاده بهشتِ عرشیانِ خاک است
فدا شدن عاقبتِ عاشقِ سینه‌چاک است

با تو به مقصدم رسیدم
ای سرپناهم ای امیدم
در دل من همیشه زنده‌ست
یاد رفیقانِ شهیدم

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:29
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه روز عاشورا -(یا أیتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه) * حسین حاجی

3

زمینه روز عاشورا -(یا أیتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه) «یا أیتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه
اِرجِعی إلَی رَبِّكِ»
اِرجِعی الی المصطفی
صدای جدم میاد:
حسین پیش ما بیا

تو خون خدا، خدا خون‌بهات
زیارت قبول، قبول شد دعات

تو رفتی توی گودال، تو رفتی زیر خنجر
با قطره قطره خونت، شفیع بشی تو محشر

«اِرجِعی راضِيَةً مَرضيَّه»

«یا أیتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه
اِرجِعی إلَی رَبِّكِ»
اِرجِعی الی فاطمه
تو قتلگاه مادرت
رسیده قبل از همه

مثه خواهرت، مثه دخترت
می‌بوسم منم، رگِ حنجرت

آبت ندادن مادر، برا تو آب آوردم
برای هر زخم تو، هزار دفعه من مُردم

«اِرجِعی راضِيَةً مَرضيَّه»

«یا أیتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه
اِرجِعی إلَی رَبِّكِ»
اِرجِعی الی المرتضی
سرت روی نیزه و
تنت رو خاكا رها

یتیم دخترت، اسیر خواهرت
شهید اصغرت، غریب همسرت

گذشتی از انگشت و، گذشتی از انگشتر
به فكر اُمَّت بودی، تا نفسای آخر

«اِرجِعی راضِيَةً مَرضيَّه»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:34
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه روز عاشورا -(حَیَّ علی الصلاة، جا نمونید از خیرالعمل) *

3

زمینه روز عاشورا -(حَیَّ علی الصلاة، جا نمونید از خیرالعمل) حَیَّ علی الصلاة، جا نمونید از خیرالعمل
روی لب امام، جمله‌ای احلی من العسل:
إنّی اُحِبُّ الصَّلاة، إنّی اُحِبُّ الصَّلاة

برای اقتدا به این آقا، دارن میان ملائکه از راه
ببین «سعید» سپر شده واسه‌ش، تو هم اگه مردشی بسم‌الله

عجب شکوهی! انگار به پا شد قیامت
دو رکعت نماز عشق، قربة الی الله
عزیز زهراست، اینجا امام جماعت
دو رکعت نماز عشق، قربة الی الله

«الله اکبر، الله اکبر، عجّلوا بالصّلاة»

قد قامت الصلاة، تکبرة الاحرامِ حسین
تو آخرین نماز، مهم‌ترین پیغامِ حسین:
إنّی اُحِبُّ الصَّلاة، إنّی اُحِبُّ الصَّلاة

تا راه ما همیشه روشن شه، می‌خونه «اِهدِنا الصّراط» آقا
همین نماز رو هم نمی‌تونن، ببینن آخه نامسلمونا

تو بارون تیر سپر شدن رو کی دیده
سبحان ربی العظیم و بحمده
این آخرین سجدۀ نماز شهیده
سبحان ربی الاعلی و بحمده

«الله اکبر، الله اکبر، عجّلوا بالصّلاة»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه روز عاشورا وداع امام -(می‌بینی به هم ریخته دنیای من) *

4

زمینه روز عاشورا وداع امام -(می‌بینی به هم ریخته دنیای من) می‌بینی به هم ریخته دنیای من!
چه‌جوری می‌شه بی‌تو فردای من؟
یه لحظه خودت رو بذار جای من

برای دلم، آخه صبح نمی‌شه شب بی‌حسین
چقدر سخت می‌شه، اسیری واسه زینب بی‌حسین

تویی که می‌خوای عزم رفتن کنی
می‌شه قبل رفتن عزیز دلم
یه فکری به حال دل من کنی

نمونده نه اکبر نه سقای من
تو هم که داری می‌ری آقای من
یه لحظه خودت رو بذار جای من

چه سخته برام، ببینم آخه روز تنهایی‌تو
چه سخته برام، نمی‌بینن این مردم آقایی‌تو

حالا که داری می‌ری تنها نرو
آخه زینبت رو که داری هنوز
بیا بی من امروز از اینجا نرو

می‌باره بدون تو چشمای من
نمونده رمق دیگه تو پای من
یه لحظه خودت رو بذار جای من

بیا روی تل، بیا قتلگاهو از اینجا ببین
بیا جای من، خودت رو روی خاک صحرا ببین

شب بی‌کسی‌های من نیستی
ببینی که من بی‌تو چی می‌کشم
چه خوبه که تو جای من نیستی

سکینه می‌گه وای من وای من
رقیه می‌گه پس کو بابای من
یه لحظه خودت رو بذار جای من

بیا تا حرم، ببین که چه آتیشی برپا شده
بیا خیمه‌گاه، ببین زینبت خیلی تنها شده

تویی که نصیبت شهادت شده
کجایی ببینی که با رفتنت
حالا قسمت من اسارت شده

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد