بمون که
بودنت آروم جوونه زینبه
پس از تو
یک سیاهی آسمون زینبه
روی نیزه دائما میبینمت
برنگردون روتو من میبینمت
تو رفتی
آخرِ این قصه آوارگیه
میدونم
واسه من بعد تو بیچارگیه
دسته گلهامو به پات دادم حسین
پای عشقت آخر افتادم حسین
آخر به جرم عشق تو میرم اسیری
تنها به عشق اینکه جونم رو بگیری
حتی منو بعد تو عبدالله نشناخت
توو راه عشق تو چقدر می ارزه پیری
جانم حسین جانم حسین جانم برادر
بند دوم
برادر
حسرت یک بوسه موند روی دلم
نرو که
خاطراتت میشه آخر قاتلم
یادته موی تورو شونه زدم
ریخته شمر این خاطراتم رو بهم
بمیرم
نیزه دار با نیزه میزد به تنت
منو کشت
وقتی که عده باهم کشتنت
ببخشش تو داره خیلی مشتری
من میترس
- پنج شنبه
- 15
- شهریور
- 1397
- ساعت
- 21:47
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور









