شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
سید ناصر ولائی زنجانی

حضرت مهدی(عج) -(کی می شود که این شب تیره سحر شود) *سید ناصر ولائی زنجانی

620

حضرت مهدی(عج) -(کی می شود که این شب تیره سحر شود) کی میشود که این شب تیره سحر شود
خورشیدمکّه در دل شب جلوه گر شود

کی میشود که دیده شود روشن از وصال
ایّام غم ز دوری رویش به سر شود

کی می شود ز پرده در آید وجود گل
دست صبا ز صورت او پرده در شود

کی میشود که مژده رسد میرسد بهار
هر بوته ای ز آمدنش با خبر شود

کی میشود که تازه شود روزگار عشق
وصف بهار و فصل چمن تازه تر شود

هرچند روشن است از او چهرة زمان
کی ابر غم فرو فتد و در به در شود

چشم ولایی از غم هجران به خون نشست
تا کی به راه آمدنش دیده تر شود

  • پنج شنبه
  • 27
  • خرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 16:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
سید ناصر ولائی زنجانی

حضرت مهدی(عج) -(ندیده ناز نگاه تو را خریدارم) *سید ناصر ولائی زنجانی

558

حضرت مهدی(عج) -(ندیده ناز نگاه تو را خریدارم) ندیده ناز نگاه تو را خریدارم
به خال روی تو تا زنده ام گرفتارم

به عشق دیدن روی تو دیده می بندم
ولی چه سود که شب را همیشه بیدارم

به درد دوری تو جز تو هیچ درمان نیست
بیاد چشم طبیبت همیشه بیمارم

به روز روشن دیدار توست امّیدم
تویی ستارة خورشید در شب تارم

فدای غنچة لبخند تو هزاران جان
مرا تویی گل زیبا و من تورا خارم

بیاد دوری تو عاشقانه می گریم
چه گویم از دو جهان من فقط تورا دارم

به گرد حسن تو گردد تمامی سخنم
به دور روی تو درگردشی چوپرگارم

برای دلشده چون انتظار زیبا نیست
من از امید و ز شوق وصال سرشارم

چه گویم از تو که بر مدح تو سخن نارس
تمام عمر اگر وصف تو شود کارم

خمار نرگس مست تو کی شود سیراب
که سوزم از عطش و تشنه کام دیدارم

بجز محبّت تو در دلم ولایی نیست
بیاد دوریت از دیده اشک می بارم

نگاه ناز تو را هر که دید عاشق شد
ندیده ناز نگاه تورا خریدارم

  • شنبه
  • 29
  • خرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 21:10
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت مهدی(عج) -(جانا ندیده روی تو کی ترک جان کنم) * محمد علی منتظری شریف آباد

1968

حضرت مهدی(عج) -(جانا ندیده روی تو کی ترک جان کنم) جانــــا ندیده روی تو کی ترک جان کنم
یا وصـــف تو چگــــونه و با چه زبان کنم

دیدار تــــو تلافی یک عمـر حسرت است
تا کی نظـــــر به پرده چـو نا محرمان کنم

هر صبحــــــدم نسیم سحر گه که سِتر گل
بالا زنـــــد نظـــــاره نمــــــوده فغان کنم

حتما خطـــــاست روی تــــرا گل مثال زد
از گُل وفــــــا ندیده چـــو در داستان کنم

راهــــــم تو داده ای به چمنـــــزار معرفت
امر امرِ توست هـــر چه تو گویی همان کنم

می عشــــق تو خمـــــــاری ِ من از فراق تو
حاشا هــــــوس به جـــــام میِ ارغوان کنم

کسب رضـــــا ز حضرت تو فوق لذت است
دیده فــــدای روی ز دیـــــده نهــــان کنم

اما چرا چــــگونه و تــــــا کــــی برای چه
غمدیــــــــده دل به تیر ملامــت نشان کنم

باشذ اگـــــر تراست چنیـــــن میل حاضرم
نجــوا شبــــــانه روز به اشک روان کنـــم

رنج فراق و صـــــبر ، یکی آزمــایش است
یا رب کمـــــک تحمــــلِّ این امتحان کنم

پیرانـــــه سر (زمنتظـــــــــرانم) به صد امید
یاد تــــرا همیشـــه در آخــــــــر زمان کنم

  • یکشنبه
  • 20
  • تیر
  • 1400
  • ساعت
  • 15:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت مهدی(عج) -(منِ بی مایه که باشم که خریدار تو باشم) * سعدی شیرازی

3016
4

حضرت مهدی(عج) -(منِ بی مایه که باشم که خریدار تو باشم) منِ بی مایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم

تو مگر سایه لطفی به سرِ وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدارِ تو باشم

خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
که تو هرگز گُلِ من باشی و من خارِ تو باشم

هرگز اندیشه نکردم که کَمندت به من اُفتد
که من آن وَقع ندارم که گرفتارِ تو باشم

هرگز اَندر همه عالم نشناسم غم و شادی
مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشم

گذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت
مگر آن وقت که در سایهء زِنهارِ تو باشم

گر خداوند تعالی به گناهیت بگیرد
گو بیامرز که من حاملِ اوزار تو باشم

مردمان عاشق گفتار من اِی قبلهء خوبان
چون نباشند که من عاشقِ دیدار تو باشم

من چه شایسته آنم که تو را خوانم و دانم
مگرم هم تو ببخشی که سزاوار تو باشم

گر چه دانم که به وَصلت نرسم باز نگردم
تا در این راه بمیرم که طلبکارِ تو باشم

نه در این عالم دنیا که در آن عالم عُقبی
همچنان بر سر آنم که وفادارِ تو باشم

خاک بادا تن (سعدی) اگرش تو نپسندی
که نشاید که تو فخرِ من و من عار تو باشم

  • یکشنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 17:06
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

جمعه‌های بیقراری * مرتضی محمودپور

2572
1

جمعه‌های بیقراری جمعه‌های بیقراری

گرچه با نفس هر زمان جنگیست
رنگ دنیای ما ز بی‌ رنگیست
لیک چشمان من به در مانده
جمعه‌ها جمعه‌های دلتنگیست

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • جمعه
  • 17
  • دی
  • 1400
  • ساعت
  • 19:06
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

سالگرد امامت حضرت بقیه‌الله(عج) * مرتضی محمودپور

608

سالگرد امامت حضرت بقیه‌الله(عج) سالگرد امامت منتقم آل‌الله
برهمه‌منتظران‌حضرتش‌مبارکباد

این زمانه زمان خوش عهدیست
شور شیرین به کام ما شهدیست
فاش گویم به جمله منتظران
سالگرد امامت مهدی ست

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • پنج شنبه
  • 14
  • مهر
  • 1401
  • ساعت
  • 04:28
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

زمینه امام زمان(عج) -(تموم مردم این شهر ) * مجید آقاجانی

405

زمینه امام زمان(عج) -(تموم مردم این شهر ) بند ۱

تموم مردم این شهر
تورو ازیاد آقا بردن
برای کارو باراشون
غمو غصه زیاد خوردن

تو این روزای پرآشوب کسی فکرتو آقا نیست
همه قطرن ولی افسوس نگاهاشون به دریانیست
بهشتم باشه این دنیا بدون تو که زیبا نیست

دیگه بی معنیه
روزا و شبامون
با حسرت میگذره
آقا جمعه هامون

لبیک مهدی صاحب زمان

بند ۲

آقا رفتیم تو بی راهه
مسیر اصلو گم کردیم
داریم تو تاریکی مولا
به دنبال تو میگردیم

چی شدقافل شدیم ازتوهمین غفلت خطرداره
همین اشک و همین ناله میدونم که اثر داره
چقدر نزدیکه توئه آقا اونیکه چشم تر داره

ما چشم انتظاریم
بغضه تو صدامون
با حسرت میگذره
آقا جمعه هامون

لبیک مهدی صاحب زمان

بند ۳

مادر حق تو بد کردیم
شدیم درگیر این دنیا
گره تو کارمون افتاد
نفهمیدم چرا آقا

شدیم یه مهره ی سوخته تو بازیه بد دنیا
حالا فهمیدم اینوکه چرا خوردیم زمین آقا
همین جور میگذره روزا دعاکن تو برای ما

بی تو که گرفته
این حالو هوامون
باحسرت میگذره
آقا جمعه هامون

لبیک مهدی صاحب زمان

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 02:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا صاحب الزمان_ای یوسف فاطمه گل نرگس * اسماعیل تقوایی

886

یا صاحب الزمان_ای یوسف فاطمه گل نرگس ای یوسف فاطمه، گل نرگس
ای ملجأ عاشقان، بهارانم

بازآ تو و غیبتت ببر پایان
ای حجت بی مثال پنهانم

طاقت نبود دگر فراقت را
بنمای ظهور، جان جانانم

  • یکشنبه
  • 14
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 00:22
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( کاش تا خیمۀ سبزت برسد فریادم ) * عباس احمدی

4233
4

شعر مناجات امام زمان(عج) -( کاش تا خیمۀ سبزت برسد فریادم ) کاش تا خیمۀ سبزت برسد فریادم
"من از آن روز که در بند توأم آزادم"
عاشقم دست خودم نیست بگو تا چه کنم
دل به یک یوسف گمگشتۀ زیبا دادم
باز من ماندم و پروندۀ امضا نشده
کاش با یک نظر لطف کنی دلشادم
شدم آن تیر که در چله ای از وسوسه هاست
شده ام صید و گناهان جهان صیادم
عافیت در دل من راه بصیرت بسته
شد هوس جای تو موعود من و میعادم
در دلم ذوق گناه و به لبم نام شماست
بنده ای بی صفت و هر چه که بادا بادم
تشنۀ روی توأم رفع عطش می خواهم
گفتم از تشنگی و یاد لبی افتادم
بعد یک عمر حسین است فقط ذکر لبم
"چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم"
بُوَد آیا که دَرِ میکده را بگشایید
بر من مست که یک نوکر هیئت زادم
نام تو حرز نجا

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( چه می شود که شبی بشنوم صدایت را ) * حسن لطفی

3337
3

شعر مناجات امام زمان(عج) -( چه می شود که شبی بشنوم صدایت را ) چه می شود که شبی بشنوم صدایت را
به درد، گریه کنم زخم روضه هایت را
بگو کجا زده ای خیمه در کدامین دشت
به این دو چشم که طی کرده رد پایت را
زمان بدون تو امشب چه سرد می گذرد
بیا که گرم کنی مجلس عزایت را
جسارت است ولی می شود همین شب سرد
کشی به روی سرم لحظه ای عبایت را
گمان کنم که صدایت گرفته چون زینب
میان بغض صدا می زنی خدایت را

شاعر : حسن لطفی

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( چه تلخ می شود این لحظه ها بدون شما ) *

2053
5

شعر مناجات امام زمان(عج) -( چه تلخ می شود این لحظه ها بدون شما ) چه تلخ می شود این لحظه ها بدون شما
چه تلخ تر همه ی عمر ما بدون شما
منم غریبه و شب تیره و مسیرم سخت
کجا روم چه کنم بی شما بدون شما
کجاست خیمه سبزت که راه گم کردم
مرا بخوان نروم هیچ جا بدون شما
تمام لطف نفسهای ما حضور شماست
چگونه بال زنم تا خدا بدون شما
قسم به شال عزایی که بسته ای به کمر
چه سرد می شود این روضه ها بدون شما

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان)(عج) -( آقا بیا که پیش قدمهات پا شوم ) *

2258
4

شعر مناجات امام زمان)(عج) -(   آقا بیا که پیش قدمهات پا شوم ) آقا بیا که پیش قدمهات پا شوم
در محضرت نشینم و مست از لقاء شوم
یادم اگر کنی به دعای سحرگَهَت
من نیز می شود که ز عصیان جدا شوم
من نذر کرده ام که به صبح ظهور تو
آیی و پیش مقدم پاکت فدا شوم
حیف است با دلی که به تو خو گرفته است
بر غیر مهر فاطمی ات مبتلا شوم
گفتی ز حال و روز تو غفلت نمی کنم
من دائما ز یاد تو غافل چرا شوم
می آمدی و می طلبیدم تو را چو آب
اما نشد که طالب آب بقا شوم
آزرده خاطر از گنه عاشقان شوی
شرمنده ام که باعث اخم شما شوم
ماه محرم است بگو روضه ات کجاست؟
تا میهمان هیئت آل عبا شوم
گریه کنان به سینه زنم در غم حسین
بلکه کمی شبیه تو صاحب عزا شوم
یک شب مرا به شوق زیارت صدا نما
تا آنکه زائر

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دیدم به خواب آن آشنا دارد می آید ) * عباس احمدی

7396
20

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دیدم به خواب آن آشنا دارد می آید ) دیدم به خواب آن آشنا دارد می آید
دیدم كه بر دردم دوا دارد می آید
دیدم كه با شال عزا و چشم گریان
مولایمان صاحب عزا دارد می آید
تو بانی این روضه ای دریاب ما را
آغوش خود بگشا گدا دارد می آید
امشب نمی دانم چه سریّ هست كاین جا
بوی شهیدان خدا دارد می آید
در این دهه خط مقدم هیئتِ ماست
از جبهه بوی كربلا دارد می آید
این جا صدای گریه و عطر و مناجات
از سنگر رزمنده ها دارد می آید
آقا سوالی داشتم، از سمت گودال
آوای وا اُمّا چرا دارد می آید
آقا بگو جدّت مراقب باشد آخر
یك خنجر تیز از قفا دارد می آید
آتش به جان خیمه ها افتاده از درد
پایان تلخ ماجرا دارد می آید
همراه با آن قافله با دست بسته
یك خانم چادر سیا دا

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( شد فصل ندبه و دل خانه ی غم است ) * احسان محسنی فر

2459
2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( شد فصل ندبه و دل خانه ی غم است ) شد فصل ندبه و دل خانه ی غم است
صاحب عزا بیا، ماه محرّم است
مأنوسی ای حبیب، با روضه ی غریب
از بعد قرن ها، حال تو درهم است
امروز اگر تنم، احرام عاشقی ست
فردا گواه ما، این رَخت ماتم است
تا عادت شما، احسان و رأفت است
سائل کجا پیِ، دینار و درهم است
جز خانه ی کریم، حاجت کجا بریم؟
ای آن که از دمت، روزی فراهم است
ای ساحل نجات، سر منشاء حیات
بی تو نفس زدن، مثل جهنّم است
موعود هل اتی، در راه مانده را...
نیمه نگاه تو، فیض دمادم است
این روزها بُود، مهر تو شاملم
در بزم روضه ها، لطفت مسلّم است
یک کربلا بیا، ما را حواله کن
آن جا که مهبط، ارباب عالم است

شاعر : احسان محسنی فر

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( آقا دوباره برق نگاهت پر از غم است ) *

2813
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( آقا دوباره برق نگاهت پر از غم است ) آقا دوباره برق نگاهت پر از غم است
تندیس نور، بر تنتان رخت ماتم است
ای ماه مهر و عاطفه، ماه عزا شده
اوضاع آسمان و زمین سخت در هم است
در این دهه به یک دو سه روضه رضا مشو
یک عمر نوح گریه به جان شما کم است
هر جا که هیئتی ست به پا کعبه ی دل است
هر جا که دیده ای ست خروشان چو زمزم است
اول صدای ناله ی زهرا شود بلند
مادر یقین به گریه ز هرکس مقدم است
رخصت بده ظهور شما را طلب کنیم
از آن کسی که اشرف اولاد آدم است
یک کربلا نصیب دل سنگمان کنید
این آرزوی سینه زنان در دو عالم است

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

جمعه ای دیگر -( این جمعه هم گذشت نیامد حبیب ما ) * اسماعیل تقوایی

2136
5

جمعه ای دیگر -( این جمعه هم گذشت نیامد حبیب ما ) این جمعه هم گذشت نیامد حبیب ما
بیمار او شدیم نیامد طبیب ما
ما داغ مهر او به دل خود گذاشتیم
کی می شود نظر به رخ او نصیب ما
از هجر روی او همه بیتاب گشته ایم
پایان رسیده است قرار وشکیب ما
یارب مباد عمر به پایان رسد ولی
دیدارروی دوست نگردد نصیب ما

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 27
  • دی
  • 1393
  • ساعت
  • 09:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

بی تو این دل میل غم دارد بیا / دیدگانم باز نم دارد بیا *

2468
9

بی تو این دل میل غم دارد بیا /  دیدگانم باز نم دارد بیا بی تو این دل میل غم دارد بیا
دیدگانم باز نم دارد بیا

بسته راه سینه را بغضی عجیب
نه دم و نه بازدم دارد بیا

بی تو این دل بی خبر با تو ولی
حالتی از جام جم دارد بیا

در غیابت چشم من در هر شبی

شکوه ها تا صبحدم دارد بیا

در هوای تو که می لرزد دلم
حالتی چون شهر بم دارد بیا

بی تو این شب های تاریک و سیاه
آسمانم ماه کم دارد بیا

  • سه شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:16
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

ای صبح سپیده ،جان زهرا برگرد * محمد مهدی عبدالهی

2222
13

ای صبح سپیده ،جان زهرا برگرد یاصاحب الزمان
ای روح بلند عرش اعلی برگرد
ای صبح سپیده ،جان زهرا برگرد
عیدی عروسی علی و زهرا
آرامش شیعیان مولا برگرد
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • سه شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 19:09
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( یارم به جلوه آمد و ما را به ناز کُشت ) * مجید خضرائی

1864
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( یارم به جلوه آمد و ما را به ناز کُشت ) یارم به جلوه آمد و ما را به ناز کُشت
با خنده زنده کرد و به یک غمزه باز کُشت
خورشید پشت ابر شد و غایب از نظر
ما را فراق یکّه سوار حجاز کُشت
یکبار پشت او ننمودیم اقتدا
ما را به حسرتی ز دو رکعت نماز کُشت
آخر کجا شکایت این ماجرا بریم
بیچاره آمدیم ولی چاره ساز کُشت
هر کس به او رسید زبانش خموش شد
هر کس که خواست فاش کند رمز و راز کُشت
هرکس دوید در پی او رفت و بر نگشت
او را میان غربت راهی دراز کُشت
هرکس که آمد از در دنیا ز خویش راند
هرکس که آمد از در راز و نیاز کُشت
در بین آتشیم ، ولی دل خوشیم که
از اوست گرچه جمله ما را گداز کُشت

شاعر : مجید خضرائی

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بیمار دو چشم تو به دنبال دوا نیست ) * مجید خضرائی

2511
4

شعر مناجات امام زمان(عج) -(  بیمار دو چشم تو به دنبال دوا نیست ) بیمار دو چشم تو به دنبال دوا نیست
غیر از تو کسی یار دل خسته ما نیست
ما را که به جز یار نداریم اگر که
از درگه دلدار برانند روا نیست
امر همه عالم به سر زلف تو بند است
کو پادشهی که سر کوی تو گدا نیست
خوشبخت تر از ما چه کسی هست که رزقش
از سفره معشوق به جز جام بلا نیست
تو از جگر سوخته ما خوشت آید
در آنچه بود میل دلت چون و چرا نیست
ما بادیه نوشیم و همه دار بدوشیم
یک لحظه دل ما ز غم دوست جدا نیست
بدتر زمن روسیه پست کسی نیست
بهتر ز تو ای خسرو خوبان به خدا نیست

شاعر : مجید خضرائی

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رحمان نوازنی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( امشب ز خواب های پریشان که بگذریم ) * رحمان نوازنی

2458
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( امشب ز خواب های پریشان که بگذریم ) امشب ز خواب های پریشان که بگذریم
این نیمه را به نیمه ی شعبان که بگذریم
بُن بست شهر را بپریم و سپس کمی
این کوچه را به سمت خیابان که بگذریم
از کثرتی که هست فراری شویم و بعد
از جاده های خلوت ایمان که بگذریم
مجنون برای دیدن لیلا گذشت و ما
این شهر را به سمت بیابان که بگذریم
مانند ابرهای ترک خورده ی فراق
از گریه ها به مقصد باران که بگذریم
بر جانماز خشک و کویری دهیم آب
آن گاه مثل رود خروشان که بگذریم
دریا همیشه مقصد هر رودخانه نیست
پس ما شبیه موج سواران که بگذریم
با همرهی سیصد و سیزده سوار عشق
از مکّه و مدینه ی ایمان که بگذریم
زیباترین یقین خدا پیش روی ماست
با یوسفی که یک سره در آرزوی ماست
طرحی دوبار

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

یک شعر امام زمانی زیبا - (قطره ای عاشق دریاست .... اگر بگذارند ...) * جعفر ابوالفتحی

2268
2

یک شعر امام زمانی زیبا - (قطره ای عاشق دریاست ....  اگر بگذارند ...) یا صاحب الزمان (عج)

قطره ای عاشق دریاست .... اگر بگذارند ...

نوکری عاشق مولاست .... اگر بگذارند ...

صبح در حال مناجات ، و شب سینه زنی

زندگی ...آه ... چه زیباست .... اگر بگذارند ...

لحظه ی اشک فشاندن وسط هر روضه

لحظه ی مردن غمهاست .... اگر بگذارند ...

وسط کار خطایم به خودم می آیم

پس خدا مالک دلهاست .... اگر بگذارند ...

جمعه ی هفته ی بعدی بخداوند قسم

جمعه ی مهدی زهراست .... اگر بگذارند ....

سروده جعفر ابوالفتحی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0

  • پنج شنبه
  • 27
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

مشک علمدار *

2792
4

مشک علمدار اگر از سینه ی بیمار نگویم چه کنم

اگر از وصل تو دلدار نگویم چه کنم

از پس پرده رخت هوش و هواسم برده

اگر از وصف رخ یار نگویم چه کنم

روح عشاق تویی ، مونس و غمخوار تویی

اگر از مونس و غمخوار نگویم چه کنم

کرم از توست که من همنفس روضه شدم

اگر از یار وفادار نگویم چه کنم

صاحب تیغ دو دم جلوه ی حیدر داری

اگر از صفدر کرار نگویم چه کنم

تا قدم رنجه نمایی و بیایی آقا

اگر از مشک علمدار نگویم چه کنم

www.habibalbakin.blogfa.com

  • چهارشنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1390
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • vahid
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

غزل برای امام عصر -( روی بنما که دلم غرق تمنا شده است ) * روح اله گائینی

34

غزل برای امام عصر -( روی بنما که دلم غرق تمنا شده است ) روی بنما که دلم غرق تمنا شده است
بنگر عاشق تو بی کس و تنها شده است
روی بنما و ببین عاشق زارم کردی
دل من از پی تو راهی صحرا شده است
روی بنما و ببین شیعه سراپا شاد است
غم نادیدن تو آن غم عظما شده است
روی بنما و بن تکیه به کعبه آقا
که جهانی به سویت دست تمنا شده است
روی بنما و نما رو به سوی کرببلا
مشک بر دوش عمو جانب دریا شده است
طفل بر دست رباب مثل هاجر مضطر
چشم امید سکینه سوی سقا شده است
ساقی تشنه شهید و همه گشتند اسیر
منتظر بهر ظهور حضرت زهرا شده است

شاعر : روح اله گائینی

  • دوشنبه
  • 14
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

توسل به امام زمان در ایام فاطمیه -( می آیم و در سینه عطر یاس دارم ) * روح اله گائینی

21

توسل به امام زمان در ایام فاطمیه  -( می آیم و در سینه عطر یاس دارم ) می آیم و در سینه عطر یاس دارم
بر مادر خود غیرتی حساس دارم
هر کس ولای مادرم در سینه دارد
بهرش هزاران گوهر و الماس دارم
از مادر خود یادگاری توی خانه
یک چادر خاکی و یک دستاس دارم
در کوچه سیلی زد به روی مادر من
بد کینه ای از آن خدا نشناس دارم
تا انتقام صورت زهرا بگیرم
روی سرم سربند یا عباس دارم

  • دوشنبه
  • 14
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

رباعی مهدوی -( صد بغض شکسته بی صدا برگشته ) * اسماعیل شبرنگ

209

رباعی مهدوی -( صد بغض شکسته بی صدا برگشته ) صد بغض شکسته بی صدا برگشته
از روی دلم خوشی چرا برگشته؟؟

صبح آمد و بین ندبه خواندم آقا
خورشید دوباره بی شما برگشته

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • دوشنبه
  • 14
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار مهدوی عج -( هر کسی با سر زلف تو قراری دارد ) *

1201
3

 اشعار مهدوی عج  -( هر کسی با سر زلف تو قراری دارد ) هر کسی با سر زلف تو قراری دارد
همه ایام دلش حال بهاری دارد
آن که دل کنده ز دنیا و تعلق هایش
مثل تو دلبر و دلدار و نگاری دارد

بیت بیتم همه بوی تو گرفته آقا
از همین است اگر شور و شعاری دارد
حاجت این است شود فیض شما شامل من
و بگویید که این نوکر عیاری دارد

آمدم مقصدم این است که نوکر باشم
نوکر دائمی آل پیمبر باشم

هفت اقلیم وجودم شده شیدایی تو
آسمان ها و زمین محو دل آرایی تو
گر چه آن عارض یوسف کش تو پنهان است
ولی این دل شده مجذوب به زیبایی تو
منم آن سائل بیچاره و درمانده و پست
به امید آمده ام بر در آقایی تو
آتشی هست در این سینه که وصفش نتوان
و دلم مشتعل از جلوه ی طاهایی تو

گره خورده است دل دلشدگ

  • پنج شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 11:31
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

اشعار مهدوی عج -( ناله هایت می رسد تا مشقِ زینب می‌کنم ) * حسن لطفی

1752
1

 اشعار مهدوی عج  -( ناله هایت می رسد تا مشقِ زینب می‌کنم ) ناله هایت می رسد تا مشقِ زینب می‌کنم
اشکهایت می چکد تا گریه هرشب می‌کنم

دستمالِ گریه ات را رویِ چشمم می کشی؟
تا ببینی چشم خود از خون لبالب می‌کنم

عشق هم از جانبِ لیلاست مجنون شهره شد
دوست می‌میرد برایم من فقط تب می‌کنم

می‌زنی رویِ سرت تا یاد آن سَر می‌کنی
می‌زنم روی لبم تا یاد آن لب می‌کنم

بر کفن هِی می نویسم دوستت دارم حسین
این لباسِ عشق را غرق مُرَکَب می‌کنم

می‌رسم در روضه ها و چای می‌ریزم فقط
گرچه بی چیزم خودم را اهلِ منصب می‌کنم

مجلسِ روضه گره از زندگی وا می کند
بچه هایم را در این روضه مودب می‌کنم

بر گلو شام غریبان دست دارد می کشد
گفت رگهای گلویت را مرتب می‌کنم

شاعر : حسن لطفی

  • پنج شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 11:13
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار مهدوی عج -( زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی ) * محمد جواد شیرازی

1349

 اشعار مهدوی عج -( زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی ) زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی

کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی

تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی

مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی

دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد

میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟!

چه نذرها نکرده ام که زیر و رو شود دلم

به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی

اسیر ظلمت دلم شدم عزیز فاطمه

به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی؟!

اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود

چرا مرا نمی کشی و راحتم نمی کنی؟!

کسی من خراب را به سوریه نمی برد

در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی؟!

**

فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد

برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟!

بزرگ این قبیله ام... مرا نزن عقیله ام

  • پنج شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 11:28
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شعری زیبا برای امام زمان (عج) *

21765
32

شعری زیبا برای امام زمان (عج) وردى بخوان قرار دل بى شکیب را
اشکى ببار سنگ مزار غریب را

یک نوبهار اگر بشکوفد لبان تو
پر مى شود تمام زمین، عطر سیب را

تنها به اشتیاق سلامى گذاشتم
در پشت سر هر آنچه فراز و نشیب را

آتش گرفت روح کویرانه ام، زلال
روزى بیا و آب بزن این نهیب را

این کیست؟ این که با دل من حرف مى زند
نشنیده اید هیچ صداى عجیب را؟

آرام مى شود دل طوفانى اى عجب!
خاصیتى است آیه امن یجیب را

شاعر : آرش شفاعی بجستان

  • چهارشنبه
  • 18
  • آذر
  • 1388
  • ساعت
  • 10:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد