کیسـتم من ای که در هـر روز و شب؟
مـی کـنی از حـق ظـهـورم را طـلـب
کیستم من دیدی آیا روی من
یامشـامـت حـس نمودی بـوی مـن؟
کیســتم مـن غرق احسان منی
میــهمــان ســفـره و خــوان مـنی
کیسـتم من؟ لاف عشـقم می زنـی
نام مـن بر لـوح قلـبـت می کَنـی
کیسـتم من، می کُنـی گه یـاد من
گه بسـوزانی دل ناشاد مـن
کیسـتم من، ساعـتی با من خـوشی
سـاعتی با نفـس و اهـریمن خوشی
کیسـتم مـن که تـوئی در کـوی مـن
گاه خنـجر می کشـی بر روی مـن
کیسـتم مـن؟ قـدر مـن نشـنـاخـتـی
آمـــدی تو در حــریــمـم تـاخــتـی
کیسـتم مـن، ای به حقـم ناسـپـاس
با تـوام مـن ای همـیشه ناشـنـاس
بــارهـا در غـصـه ام انـداخـــتـی
بــارهـ
- چهارشنبه
- 20
- فروردین
- 1399
- ساعت
- 16:11
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور




















