شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

شعری از مرتضی موحدی در مورد امام زمان *

7600
26

شعری از مرتضی موحدی در مورد امام زمان ای دل بشارت می‌دهم، خوش روزگاری می‌رسد
یا درد و غم طی می‌شود، یا شهریاری می‌رسد

گر کارگردان جهان، باشد خدای مهربان
این کشتی طوفان زده، هم بر کناری می‌رسد

اندیشه از سرما مکن، سر می‌شود دوران دی
شب را سحر باشد ز پی، آخر بهاری می‌رسد

ای منتظر غمگین مشو، قدری تحمل بیشتر
گردی به پاشد در افق، گویی سواری می‌رسد

یار همایون منظرم، آخر در آید از درم
امید خوش می‌پرورم، زین نخل باری می‌رسد

«مفتون» منال از یار خود، گر بر تو گاهی تلخ شد
کز گل بدان لطف و صفا، گه نیش خاری می‌رسد

  • چهارشنبه
  • 18
  • آذر
  • 1388
  • ساعت
  • 10:57
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شهر ما اسیر شب *

6590
12

شهر ما اسیر شب شهر ما اسیر شب، اهل کوچه ها در خواب
می رسد ولی مردی، کوله بار او مهتاب

ما کویریان: تشنه... او: اسیر پنهانی
...قطره قطره تردید است استخاره های آب

ای نوای زندانی!... نای خسته ی هابیل!...
...ساقه ی نی ای مانده، در کرانه ی مرداب

لاله های سر در پیش، بیقرار باران اند
باد آشنا برخیز!... ابر مهربان! بشتاب!

زانوان من لرزان، بار دوری ات سنگین...
... دست سبز آرامش! شانه ی مرا دریاب

  • چهارشنبه
  • 18
  • آذر
  • 1388
  • ساعت
  • 10:59
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج)و ماه رمضان(نماز و روزه و افطار عشق است ) *

7993
7

اشعار امام زمان(عج)و ماه رمضان(نماز و روزه و افطار عشق است ) نماز و روزه و افطار عشق است سحر خوردن کنار یار عشق است

نه یکبار از کنار خیمه گاهش گذشتن بل هزاران بار عشق است

شنیدم هاتفی در اسمان گفت غم دل گر خورد غمخوار عشق است

بیا مهدی که بی تو روزه سخت است ضیافتخانه با دلدار عشق است

گلستان جهان همراه خار است گل نرگس بود بی خار عشق است

خدایا جان ما گردان فدایش شهادت در بر سردار عشق است

نه یک تن بل هزاران تن فدایش فداییّش به روی دار عشق است

دل و مهدی دل و دوری هجران گل زهرا ییم دیدار عشق است

دلم وصل تو جانا ارزو داشت ولی شد فاصله بسیار عشق است

بیا در ماه روزه یاریم کن کنارت مهدیا افطار عشق است

  • شنبه
  • 31
  • تیر
  • 1391
  • ساعت
  • 17:33
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعری برای امام زمان (عج) *

10293
21

شعری برای امام زمان (عج) در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد!

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه

  • شنبه
  • 19
  • دی
  • 1388
  • ساعت
  • 18:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( امشبم مانند هر شب دارمت ساقی سلام ) * سعید مازندرانی

1335

شعر مناجات امام زمان(عج) -( امشبم مانند هر شب دارمت ساقی سلام ) امشبم مانند هر شب دارمت ساقی سلام
گر جسارت می کنم ساقی ببخشا این غلام
بی درنگ گویم تو را یک جام می خواهم همین
نی از آن می که بود در شرع و دین حکما حرام
ده از آن می تا جگر سوزنده تر از این شود
تا که از نار دلم پخته شود هر آنچه خام
ساقیا بر من مباشد شوکران نوشی خطر
پس بکن مملو تو جامم را از آن شرب مدام
اختیارم دست تو باشد به هر شب ساقیا
کل جانم فرش راهت این تو و این هم زمام
چون که گردیده سعید اندر خم یک قطره می
تا ابد باشد غلامت وسلام ختم کلام.

شاعر : سعید مازندرانی

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( ساغر به جوش آمد و ساقی خبر نکرد ) * سعید مازندرانی

1388

مناجات امام زمان(عج) -( ساغر به جوش آمد و ساقی خبر نکرد ) ساغر به جوش آمد و ساقی خبر نکرد
در جام سفالم می از آن جام زر نکرد
گفتم بر نــــظر هـــدف تـــیــر او شـوم
رویش به من نکردو ز تیرش هدر نکرد
از روی عاشقــی بشــدم فــرش راه او
ره کج نمود و بر من مسکین گذر نکرد
گفتم برای مرکبی اش تن دهـــم ولــی
ساکن به خانه گشت و دمی هم سفر نکرد
من را خمـــار خود بنمـــود و برفته است
بـــاده ز ذر بـــداده و جـــامی دگر نکرد
دریـــای اشـــک از دل غــم دیده شد پدید
قــدری به دل ســـاقی مستان اثر نکرد
ای ساقی جنان نظری برســـــعیـــد کن
او جز به وصــل تو وجــبی بال و پر نکرد

شاعر : سعید مازندرانی

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دیر وقتیست که دل در خم ابروی تو دادم ) * سعید مازندرانی

1314

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دیر وقتیست که دل در خم ابروی تو دادم ) دیر وقتیست که دل در خم ابروی تو دادم
و همه جان و تنم را به سر کوی تو دادم
جان مجنون شده من فارق از پهنه گیتیست
ز همان روز ازل پر به فرا سوی تو دادم
ساغرو باده و خمّار ، مکند مست سرم را
چو سرم تحفه به آن نرگس جادو ی تو دادم
قلب من در قفس سینه دگر نیست نگارا
روزگاریست دلم را گره بر موی تو دادم
در قمار غمت ای دوست رود شور جوانی
همه ایّام خوشم ، در هوس روی تو دادم
دست بر دامنت ای دوست چو فردای قیامت
همه اعمال و حسابم به ترازوی تو دادم
دل درویش سعید است به سوی حرم تو
پلک من فرش رهت جان به دم هوی تو دادم

شاعر : سعید مازندرانی

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( از دست فراقت، چه بگویم، چه بگویم ؟ ) *

1369
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( از دست فراقت، چه بگویم، چه بگویم ؟ ) از دست فراقت، چه بگویم، چه بگویم ؟
ماندم که کجا مانده بجویم، چه بگویم؟
عمریست در میکده ات خسته نشستم
تا پر شود از عشق، سبویم، چه بگویم؟
آمار شب و روز خود از دست خودم رفت
آشفته تر از پیچش مویم، چه بگویم؟
کارم شده هر جمعه فقط ناله و گریه
اشکم که شده آب وضویم، چه بگویم؟
گفتند صبوری کنم امّا به خدایت
مُردم سرِِِِِِِ ِ این بغض گلویم، چه بگویم؟
شرمنده ام از روی شما غرق گناهم
ریزد عرق شرم ز رویم، چه بگویم؟
مبهوت جمال تو شوم گر که بیایی
آن وقت ندانم،
چه نگویم،
چه بگویم...؟!

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بنــد آمـــــــده زبــــــــان غــــــزلهـــا ) *

1015
-1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بنــد آمـــــــده زبــــــــان غــــــزلهـــا ) بنــد آمـــــــده زبــــــــان غــــــزلهـــا
خشکیده مـــــــاند ظرف عسلهــــــا
قرآن که سوخت ، ذائقه هم سوخت
خاکـــــسترند شـــــــــیخ اجــــــلهــا
بیـــــــــــرون زده جهــــــالت پرویــــــز
از لابـــــه لای چــــــــرک دمــلهـــــــا
تیره شــــد آســـــــــــــــمان فتـــــوّت
پس کو ؟ چه شـد قـیام بطـلهـــــا ؟
ناز تــــــــو و نیـــــاز همه ، سخـــــت
افــــــتاده در مـــــیان مـثــــلهـــــــــا
کنعان پیــــر ، چشــم به راه اســــت
ای پیرهـــــــــن بیا به بغــــلهـــــــــا
از ما فـــــــراق ، حوصله ســـر بــــرد
تا انحــــــــــنای گــــــــود اجلهـــــــا
جــــــــــدّی نگـــــــیر

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

یک شعر زیبا در فراق امام عصر (عج) *

20389
26

یک شعر زیبا در فراق امام عصر (عج) الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی

تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی

شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید

سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی

دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید

الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی

ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی

نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی

تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی

تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی

دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته

تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی

به سینه ها تو سروری به

  • پنج شنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1388
  • ساعت
  • 10:59
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعری زیبا در باره امام زمان *

9342
13

شعری زیبا در باره امام زمان چشمم به جز بروی تو بینا نمی شود

مایل به سیر و گشت و تماشا نمی شود

عالم اگر به طنز شود چون تو نیستی

لبهای من به خنده دگر وا نمی شود

خواهان حرکتیم ولی غیر ممکن است

پایی که سست گشت توانا نمی شود

با جان و دل قبول نموديم بار عشق

گفتيم پشتمان که دگر تا نمی شود !

غافل از اینکه عارضه عشق در جهان

تنها غمی بود که مداوا نمی شود

آنگه به اشتباه خود آگه شدم که هیچ

راهی برای فیصله پیدا نمی شود

حالا نه اينکه پشت من از دوريت خميد

طوری خميده است که بالا نمی شود

يار غريب ، اين کلام تو در خاطرم پريد

حق با تو بود ، فاصله معنا نمی شود

شاعر؟؟؟

منبع : سایت شیعتی

  • جمعه
  • 9
  • بهمن
  • 1388
  • ساعت
  • 13:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر امام زمانی (گلی گم کرده ام می جویم او را) *

34513
133

شعر امام زمانی (گلی گم کرده ام می جویم او را) گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را

به هر گل می‌رسم می‌بویم او را

گل من نی بود این و نه آنست

گل من مهدی صاحب زمان است

دلم اندر هوایش می‌زند پر

شرر افکنده بر جانم چو آذر

خوش آن روزی که با شم یاور او

بمانند گدایان بر در او

خوش آن روزی که من پروانه باشم

فدای آن گل یکدانه باشم

خوش آن روزی که من بر عهد دیرین

نثار او کنم این جان شیرین

الا ای گل کجایی جان فدایت

چه باشد گر که گردم خاک پایت

ز درد انتظارت جان به لب شد

تن فرسوده‌ام در تاب و تب شد

بسی رفتند و مردند از فراقت

ندیدند در جهان آن روی ماهت

"نبوی گرگانی"

  • پنج شنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1388
  • ساعت
  • 09:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( عمري است كه با عشق تو در قيد حياتم ) * محمد هاشم مصطفوی

1436
2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( عمري است كه با عشق تو در قيد حياتم ) عمري است كه با عشق تو در قيد حياتم
عمري است كه از دست تو خواهان براتم
عمري است كه هم چون گل ياسي به در و دشت
تو جلوه گري، من همه محو وجناتم
عمري است كه من محو تماشاي تو هستم
عمري است كه از ناز تو در شور و نشاطم
عمري است كه من وصف صفات تو نويسم
اندر خم يك كوچه ي آن شهر صفاتم
عمري است كه در ميكده و مسجد و منبر
دنبال تو هستم همه جا شاخه نباتم
عمري است كه مانده به ره ميكده هايم
من هم چو فقيري كه تلف شد به صراطم
عمري است كه در كوي شما عبد و غلامم
چون خار و خسي در ره رود بركاتم
گفتم من اگر كافرم از من تو نرنجي
من برگم و بازيچه ي باد كلماتم.

شاعر : محمد هاشم مصطفوی

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( برای دیدن رویت چقدر لک زده ام ) *

1147
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( برای دیدن رویت چقدر لک زده ام ) برای دیدن رویت چقدر لک زده ام
به حجم تنگ دلی که ... به خون شَتَک ،زده ام
دخیل بسته به نامت قنوت هر شبه را
برای صبح ظهورت،"یقین شک زده ام "
سماع می کنمت بی هراس فاصله ها
منی که طعنه به پرهای شاپرک زده ام
نقاب روی نقابم کشیده ام، افسوس!
همیشه اول قصه به خود کلک زده ام
برای از تو سرودن هنوز نا کوکم
اگرچه زخمه به " یا لیتنی معک " زده ام
تمام سهم خیالم پُر از هوای تو شد
تمام ثانیه های دلِ فلکزده ام
بیا ترنم خیس بهار را بچکان
به التماس دعای لب ترک زده ام
***
دلم عقیق یمن می شود ، یقین دارم
اگر که سنک دلم را شما محک بزنی !

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( سکوت جاده لبریز است از اعجازهای سرخ ) * محمد مرتضایی

1363
-1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( سکوت جاده لبریز است از اعجازهای سرخ ) سکوت جاده لبریز است از اعجازهای سرخ
وروح حادثه در حسرت پروازهای سرخ
گلوی فاجعه تصنیف های تازه می خواند
شروع سانحه پیدااست از آوازهای سرخ
زمین در انتظار مبهمی بی تاب می گردد
زمان حادثه دردست دست اندازهای سرخ
صداها در گلو خفتند از هول نهیب شب
اسیر دشنه های مرگ مانده رازهای سرخ
شکاف شانه های زخمی مردان این قریه
نشان زخمه ی مضراب ها بر سازهای سرخ
اگرچه گشت مصلوب توهّم باور این قوم
ولی انگار نزدیک است آن اعجاز های سرخ
دو چشم جاده بی تاب عبوری سبز تا بیند
شروع حادثه پایان آن آغازهای سرخ

شاعر : محمد مرتضایی

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( تا گل نفسی دارد این دل پیِ شیدایی ست ) *

1092
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( تا گل نفسی دارد این دل پیِ شیدایی ست ) تا گل نفسی دارد این دل پیِ شیدایی ست
تا لاله کسی دارد این شهر تماشایی ست
گر اهل دلی بشنو قد قامت بلبل را
کین نغمه نه از بلبل کزعالم بالایی ست
آن کس که بهشتی را در ناز گلی بیند
در حلقه ی مژگانش یک جام اهورایی ست
جانی که جهان دارد از بوی گل یاسی ست
یاسی که نفسهایش انفاس مسیحایی ست
دیدم که به پروانه می گفت گل سرخی
کز حال تو ای مجنون گل جلوه ی شیدایی ست
هرجا که دلی مرده است گلها همه پژمرده است
دل جلوه به گل چون داد گل مظهر زیبایی ست

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

بوی گل نرگس *

9924
27

بوی گل نرگس اباصالح(عج) اباصالح(عج) اباصالح(عج) یااباصالح(عج)

اباصالح(عج) اباصالح(عج) اباصالح(عج) یااباصالح(عج)

فضای این دل دیوانه، گرفته بوی گل نرگس

دلم نشسته چو پروانه، در آرزوی گل نرگس

سزد ز غصه بمیرم من، ز درد و غربت و تنهایی

همیشه ذکر فرج دارم، ولی چرا تو نمی آیی؟

اباصالح(عج) اباصالح(عج) اباصالح(عج) یااباصالح(عج)

اباصالح(عج) اباصالح(عج) اباصالح(عج) یااباصالح(عج)

منم که زشت و سیه چهره، تو در نهایت زیبایی

منم فقیر ِ فقیرانم ، تو در نهایت دارایی

چه می شود بشود روزی، سراغ خیمه ی سبزِ تو

که روزیم بشود روزی، طعام ِ خیمه ی سبز ِ تو

اباصالح(عج) اباصالح(عج) اباصالح(عج) یااباصالح(عج)

اباصالح(عج) ا

  • یکشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1388
  • ساعت
  • 20:53
  • نوشته شده توسط
  • محسن جعفری
ادامه مطلب

بخشی از تضمین نامه قائم (عج) *

3661
9

بخشی از تضمین نامه قائم (عج) مژده ظهور

"بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی"

این چنین در عهد سامانی سخن رودکی را بر زبان آید همی

از ظهور ماه عصمت مژده ای کز زمان باستان آید همی

یادگار دین حق, ایمان ما کاروان را ساربان آید همی

گو برای بوستان دین ما گل تر از گل, باغبان آید همی

گوهری تابنده از سوی خدا قیمتی دری گران آید همی

از میان آنهمه اسطوره ها قهرمان راستان آید همی

مصلحی از آسمان وعده ها قائم کون و مکان آید همی

آفتاب روی یوسف گونه اش بر رخ حورالجنان آید همی

  • یکشنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1389
  • ساعت
  • 18:34
  • نوشته شده توسط
  • مهدی مقدم راد
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( غروب جمعه شدن ها برایمان تاکی ؟ ) *

8361
12

شعر مناجات امام زمان(عج) -( غروب جمعه شدن ها برایمان تاکی ؟ ) غروب جمعه شدن ها برایمان تاکی ؟
سحر نگشتن شب های آسمان تاکی ؟
تمام سال و تمامیِ هفته ها رفتند
ندیدن رخ تو در طی زمان تا کی ؟
برای جمعه ی هر هفته گریه ای داریم
((بیا بیا گل زهرا)) زعمق جان تا کی ؟
ز دوری تو به صد راه پر خطا رفتیم
هزار جرم و گنه از منِ جوان تا کی ؟
تمام حاجتمان شد جمال چون ماهت
برای دیدن تو اشک ما،روان تا کی ؟
بیا بهار زمان و زمین گل زهرا
که خستگیِ در این دوره ی خزان تا کی ؟
محلّمان نگذارد کسی بدون شما
بگو که گوشه نشینیِ مومنان تا کی ؟
اگر تمام زمین ریزه خوار خوان تو اند
ندیدن تو سر سفره میزبان ! تا کی ؟
بیا برای همه خطبه ای بخوان آقا
شنیدن سخن تو از این و آن تا کی ؟
منم که (محس

  • سه شنبه
  • 25
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بسیار گله داری و تردید ندارم ) *

1371
4

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بسیار گله داری و تردید ندارم ) بسیار گله داری و تردید ندارم
افتاده ام از چشم تو تمجید ندارم
چشمان سیاهم که سیاهی رود انگار
بی جلوه ی چشمان تو خورشید ندارم
تنها تو مگر راه نشانم بدهی باز
این جاده مه آلود شد و دید ندارم
تنها تو مگر خوب مرا بار بیاری
از خود عمل مورد تأیید ندارم
باید که فقط دل به عنایات خدا بست
در امر فرج جز به این امید ندارم
لبخند زدن تلخ زمانی که نباشی
بی لطف ظهورت چه کنم؟ عید ندارم
من در خور نوکر شدنت نیستم اما
هر قدر بدم حکم به تبعید ندارم

  • سه شنبه
  • 25
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( زمین گرفته دلش آسمان ما به کنار ) *

1192
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( زمین گرفته دلش آسمان ما به کنار ) زمین گرفته دلش آسمان ما به کنار
دویده در پی پای تو پا به پا به کنار
در این زمانه پی انتظار با عمل است
قنوت، نافله ی نیمه شب، دعا به کنار
چه قدر طعنه ی اغیار را بگو بکشیم؟
نگاه های پر از نیش آشنا به کنار
لگد شده سند احترام عصمت حق
و اَنگ خوردن بر عاشق شما به کنار
چه خنده ها زده این خلق تا که حرف تو شد
نکرده است تو را قدری اعتنا به کنار
سقیفه زنده هنوز و به زیر سایه ی کفر
چه خوار گشته محبان مرتضی به کنار
کنار خود سفر تا مدینه قسمت کن
سحرگهی حرم شاه کربلا به کنار
<< به امید فرجش به زودی زود... >>

  • سه شنبه
  • 25
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( هستم گدای کوی تو ، چشمم بود بر سوی تو ) *

8265
15

شعر مناجات امام زمان(عج) -( هستم گدای کوی تو ، چشمم بود بر سوی تو ) هستم گدای کوی تو ، چشمم بود بر سوی تو
شاید ببینم روی تو ، یابن الحسن یا بن الحسن
گیرم سراغت را کجا ، در مروه ای یا در صفا
در سامرا یا کربلا، یابن الحسن یا بن الحسن
عشقت نهفته در دلم ، مهرت سرشته با گلم
کی میشود حل مشگلم ، یابن الحسن یا بن الحسن
یک شب به دیدارم بیا ، تا من به اشک دیده ها
شویم کف پای تو را ، یابن الحسن یا بن الحسن
تو خوب خوبی من بدم ، گفتی بیا من امدم
از درگهت مکن ردم ، یابن الحسن یا بن الحسن
مولا به جان مادرت ، آن مادر غم پرورت
ما را مرانی از درت ، یابن الحسن یا بن الحسن

  • سه شنبه
  • 25
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر انتظار امام زمان (عج)-(اي امانت دار كوثر كي تو مي‏آيي ز در؟) *

6273
1

شعر انتظار امام زمان (عج)-(اي امانت دار كوثر كي تو مي‏آيي ز در؟) اي امانت دار كوثر كي تو مي‏آيي ز در؟

وي وصي آل حيدر كي تو مي‏آيي ز در

مصحف زهراست نزدت، تيغ‏حيدر همچنين

وارث بابا و مادر كي تو مي‏آيي ز در

چشم اميد تمام انبياء و اولياء

بر ظهور تست آخر كي تو مي‏آيي ز در

هستي از هست‏تو هستي‏يافت اي هست‏خدا

وي همه هست پيمبر كي تو مي‏آيي ز در

ديدگان اشكبار شيعيان مي‏خواندت

كاي به عالم ميرو رهبر كي تو مي‏آيي ز در

هر سحر گويد مؤذن با نواي تازه‏اي

مجري احكام داور كي تو مي‏آيي ز در

كربلا، مكّه، مدينه، كاظمين، مشهد، نجف

سامرا، گويند يكسر كي تو مي‏آيي ز در

روشني بخش قلوب مؤمنين و مؤمنات

منجي دلهاي مضطر كي تو مي‏آيي ز در؟

شاعر؟؟؟

  • شنبه
  • 8
  • خرداد
  • 1389
  • ساعت
  • 18:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

عاشقان بی قرار *

6199
16

عاشقان بی قرار تو خورشیدی و من دنبال فانوس جهان خسته ز زاهدهای سالوس توئی بر ظلمت شبهای تاریک انیس و مونس و ناموس مانوس

نشد روزی که من سوی تو آیم زدرگاهت برانی یم تو مایوس

همیشه غیر تو تعریف کردم

شدم غافل ز تو افسوس ، افسوس

به هر جابنگرم دنیا و عقبا وجودت میشود همواره محسوس

غبار از ذولفقارت پاک بادا نشانه رفته بر بی دین و جاسوس

کدامین جمعه می آئی تو ماهم؟ که بر جای قدم هایت زنم بوس

اگر آئی تمام حق پرستان کنند جان را فدا از غرب تا روس

همیشه عاشقانت بی قرارند غریبی تا به کی باشد محسوس؟

نشانه ها همه گشتند ظاهر ظهورت بین ما گردیده ملموس

ندای دلربا سرده زکعبه برهنه پا دوانیم ما به پابوس

اگر آئی جلوی زو

  • شنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1389
  • ساعت
  • 01:00
  • نوشته شده توسط
  • عباس پناه
ادامه مطلب
 محمد جواد پرچمی

امام زمان(عج)-فاطمیه -( امسال هم گذشت ولی یار بر نگشت ) * محمد جواد پرچمی

1631
2

امام زمان(عج)-فاطمیه -( امسال هم گذشت ولی یار بر نگشت ) امسال هم گذشت ولی یار بر نگشت
آشفته ام که ماه شب تار بر نگشت
گفتم دوای درد من از راه می رسد
امّا طبیب این دل بیمار بر نگشت
وقتی کسی به دیدن یوسف نمی رود
حق می دهم که بر سر بازار بر نگشت
چشم انتظار چشم ترم رو به جاده ماند
پنجاه و چند جمعه و دلدار بر نگشت
من چه غروب ها که نشستم به پای تو
آیه، قسم، بهانه و اصرار بر نگشت
یک سال در گناه دلم را نظاره کرد
شکر خــــــدا ز ما نظر یار بر نگشت
با خود حساب کردم و دیدم که سال ها
بیراهه رفت این دل و یکبار بر نگشت
او سال هاست آبرویم را خریده است
ابر کَرَم ز عبد گنهکار بر نگشت
اصلاً بدون او چه بهاری؟ چه لذّتی؟
بی او نسیم هم سوی گلزار بر نگشت
این روزها به ماتم

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

مناجات امام زمان-فاطمیه -( وای بر حالم اگر از تو جدا باشم من ) * قاسم نعمتی

3461
0

مناجات امام زمان-فاطمیه -( وای بر حالم اگر از تو جدا باشم من ) وای بر حالم اگر از تو جدا باشم من
همۀ عمر گرفتار بلا باشم من
شک ندارم همۀ خواستۀ تو این است
لحظه ای هم که شده عبد خدا باشم من
تا زمانیکه دلم خانۀ این و آن است
جا ندارد که پذیرای شما باشم من
چقدر غرق گنه بودم و تو می دیدی
همه عمرم خجل از روی شما باشم من
تا به کی در پی گیسوی تو آواره شوم
دردمندانه به دنبال دوا باشم من
گوئیا قسمت من این همه سرگردانی است
همچونان زلف به هم خورده رها باشم من
کاش می شد به دل و جان بکشم ناز تو را
یار تو مثل امام و شهدا باشم من
کاش می شد که به همراه تو یک فاطمیه
میهمان حرم کرب و بلا باشم من
ای عزیز دل زهرا به کجا خیمه زدی
زائر خیمۀ سبزت به کجا باشم من
جان آن مادر غمدید

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( با التفات خود دل ما را خراب کن ) *

1165

مناجات امام زمان(عج) -( با التفات خود دل ما را خراب کن ) با التفات خود دل ما را خراب کن
پرده گشا دعای مرا مستجاب کن
خورشید اهل بیتِ طهارت گدات را
قابل که نیست بهر خودت انتخاب کن
من نه مقدس(ره)هستم و نه شیخ جعفرم(ره)
دستی بکش به دیده و کشف حجاب کن
یا چون مفیدها(ره) و چو بحرالعلوم ها(ره)
با من بیا دمی تو سوال و جواب کن
آری حجاب رؤیت رویت همین خودم
با آتشت وجود خرابم مذاب کن
یا لاأقل قدم به روی چشم من بنه
یا روبروی دیده ی من فتح باب کن

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر مولا امام زمان(عج) -(جمعه آمدبیقرارم بیقرار) * رضا یعقوبیان

1154

شعر مولا امام زمان(عج) -(جمعه آمدبیقرارم بیقرار) ((جمعه آمد))

جمعه آمدبیقرارم بیقرار

بهردیدار توام چشم انتطار

جمعه آمد،مهدی صاحب زمان

کی شود آن چهره ماهت عیان

جمعه آمد،ای گل باغ ولا

ذکر من یابن الحسن مهدی بیا

جمعه آمد،بازمن یاد تو ام

شکر لله خانه آباد تو ام

جمعه آمد،دلشکسته آمدم

بیقرار و زار و خسته آمدم

جمعه آمد،کن نظر بر حال من

از غم هجرت شکسته بال من

جمعه آمد،آمدم من سوی تو

تا بگیرم یابن زهرا بوی تو

جمعه آمد،برتو ام مولا پناه

دردمندم،مستمند یک نگاه

جمعه آمد،نورتابد بردلم

نام تو حل می کند هر مشکلم

جمعه آمد،برگل رویت قسم

بی تو ای مهدی زهرا بی کسم

جمعه آمد گشته ام مهمان تو

مهدیا،درد من و درمان تو

جمعه آمد آمده سویت فقیر

  • شنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 21:40
  • نوشته شده توسط
  • رضا الله وردی
ادامه مطلب

همه جا بروم به بهانه تو که مگر برسم در خانه تو مولا *

100461
1415

همه جا بروم  به بهانه تو که مگر برسم در خانه تو مولا همه جا بروم به بهانه تو
که مگر برسم در خانه تو

همه جا دنبال تو می گردم
که تویی درمان همه دردم

یا ابا صالح مددی مولا

نشوم به جز از تو گدای کسی
بی ولای تو من نکشم نفسی

که تو لیلای من مجنونی
همه هست من دلخونی

یا ابا صالح مددی مولا

اگرم نبود دل لایق تو
نظری که دلم شده عاشق تو

به خدا هستی همه هستم
به تو دل بستم به تو دل بستم

یا ابا صالح مددی مولا

دل خود زده ام گره بر در تو
چه شود که رسم بر محضر تو

من نا قابل به تو دل بستم
نکشی دامان خود از دستم

یا ابا صالح مددی مولا

همه درد و غمم، تو دوای منی
تو صفای صفا، تو منای منی

تو گل زیبای منی مهدی (عج)
تو مه شبهای منی مهدی (عج)

یا ابا صالح مددی مولا

  • پنج شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1389
  • ساعت
  • 17:23
  • نوشته شده توسط
  • محسن جعفری
ادامه مطلب

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد *

13067
5

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی‌‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم
ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر می‌کشد با بیقراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید
آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

  • یکشنبه
  • 31
  • مرداد
  • 1389
  • ساعت
  • 00:39
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد