شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

شعر امام زمان مهدي عج بيا *

22746
45

شعر امام زمان مهدي عج بيا مهدي بيا

اي جان جانانم بيا، روح و روان من بيا

تا كي جدا از ما بيا، جانا بيا جانا بيا

اي روح من مشتاق تو، اي روح من مايل به تو

تا كي تمنايت كنم ،مهدي بيا مهدي بيا

گر بينمت خندان شوم ، ناديده من گريان شوم

تا كي فراقت را سزا ،يابن الحسن مهدي بيا

گر تو بيائي كاخها، ويران شود چون كوخها

اي جانشين اوليا،اي حافظ قران بيا

كوس ان الحق را بزن ، دجال ناحق را بزن

ما را رجا ،ما را رجا ،صاحب زمان آقا بيا

خوبان ندايت مي كنند ، مستان صدايت ميكنند

بيدار هوشياران بيا، اي مرد روحاني بيا

مستم بيا هوشيار كن، خوابم بيا بيدار كن

گر ميكنم بازم گنه ،معصوم رباني بيا

نامت بيايد چون شوم ، سرگشته و حيران شوم

  • پنج شنبه
  • 5
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • رضا صدري علمداري
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

در وصف حضرت مهدي -(غصه روزي نخور خدا روزي رسانه) *

6111
9

در وصف حضرت مهدي -(غصه روزي نخور خدا روزي رسانه) غصه روزي نخور خدا روزي رسانه

روزي كرب و بلا هم دست امام زمانه

اگه با ترك گناه خنده نشوني رو لب گل فاطمه

به خدا اون روزي كه ميشه اجابت اللهم الرزقني علقمه

عجل لوليك الفرج بخوانيم

اگر عاشق شديم عاشق بمانيم

بياين با هم دعا كنيم

خدا خدا خدا كنيم

براي تعجيل فرج آقامون و صدا كنيم

داد بزنيم حمزه به فرياد بزنيم

خسته ز آزارم بيا-چشم انتظارم بيا-

بي كس و كارم بيا-بيا دورت بگردم يا مهدي

  • جمعه
  • 6
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 12:29
  • نوشته شده توسط
  • جواد میرزایی
ادامه مطلب

واگویه *

2984
1

واگویه چندین چه گویی اگر مرد ره نئی
رنجور اختر و مطرود مه نئی

هرگز نگو از آنچه نداری تو آگهی
دانای ژرفی ظلمانه چه نئی

ساقی خانه ی می خوارگان مشو
آگه به راز دل این قدح نئی

بر خاطیان به چشم مذلت نگه مکن
زیرا که خود بری از این گنه نئی

بی توشه ی بصیرت و فانوس عشق او
فارغ ز حیله ی دزدان ره نئی

مشگین سمای دلت می شود اگر
روشن ز ماه رخ چار و ده نئی

سرکش مشو که سراپا خجل شوی
بی لطف یک نظرش فوق که نئی

مستیم و ره شده چندین به پیش و پس
مایل به روشنی حکم شه نئی؟

شاها ((امین)) دل عاشقان شدی
حتی چنین که به قاب نگه نئی

شاعر : امین مقامی

  • دوشنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 08:22
  • نوشته شده توسط
  • امین مقامی
ادامه مطلب

شعر با عنوان سه شنبه ها *

3091
1

شعر با عنوان سه شنبه ها سه شنبه ها برای من بوی ظهور میدهند هر(نفس)ی به دل مرا مژده ی نورمیدهند

صبرو قرار تا به کی؟امید وعشق عالمین بیا که جان فدا کنیم تو صحن بین الحرمین

  • پنج شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 08:41
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

چاره مرا ، چاره مرا *

3147
3

چاره مرا ، چاره مرا چاره مرا ،چاره مرا

بين كه چنين كرد مرا

عشق جگر سوز توآ

واله و ديوانه شدم

بر در ميخانه شدم

مي كه نه ،خم هم نبود

چاره من ، چاره مرا

كف زده ،تنبور زدم

تار و دف وني بزدم

شعر و غزل خوان بشدم

ليك نشد ،چاره مرا

ره زن آدينه شدم

ره رو اين مسجد و آن خانه شدم

سائل هر عاقل و ديوانه شدم

هيچ نشد چاره مرا ،چاره مرا

كهف بديدم نبدي

طور كه رفتم نشدي

كعبه نديدم اثري

از تو چرا ، چاره مرا

گفت نبي اين سخني

او ولدي من ولدي

كي ولدي من ولدي

گو تو به من ، چاره مرا

من چه نمايم صنما

گر ننمائي تو نما

راه نما ،راه نما

چاره مرا ،چاره مرا

12/12/89 بي قرار

رضا صدري علمداري

  • جمعه
  • 13
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 04:36
  • نوشته شده توسط
  • رضا صدري علمداري
ادامه مطلب

نغمه ی ازلی *

2632
3

نغمه ی ازلی یکی به روز ازل نغمه ای خدایی زد

بدان دو لعل گرامش عجب ندایی زد

چو این دل سیهم دست رحمتش را دید

ز مهر و از کرمش بر سرش گدایی زد

از این دیار فسونی چه شکوه ها دارم

که بین لیلی و مجنون چرا جدایی زد

دلم به غمزه ای از او بشد پریشان حال

ولی امید رخش خود چه شانه هایی زد

دلم گرفت و به خود پیشه ی خموشی کرد

نوای دلبرت ای دل به دل صفایی زد

هر آنچه داری ((امین)) چون گلی به پایش ریز

که خالقش به سرش تاج پادشاهی زد

شاعر : امین مقامی

  • یکشنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 12:01
  • نوشته شده توسط
  • امین مقامی
ادامه مطلب

بی تو به کی دل خوش کنم؟ *

3336
3

بی تو به کی دل خوش کنم؟ ماه نهان من تویی، آرام جان من تویی

سرو روان من تویی، بی تو به کی دل خوش کنم؟

من بی تو در تاب و تبم، بیگانه با خواب شبم

جانم رسیده بر لبم، بی تو به کی دل خوش کنم؟

چشم انتظاری تا به کی؟ دل بیقراری تا به کی؟

افغان و زاری تا به کی؟ بی تو به کی دل خوش کنم؟

باز آی ای رفته سفر، اشک دو چشمانم نگر

وز هجر تو خون شد جگر، جانم به قربانت بیا

حق خدای مهربان، قلب مرا کن شادمان

الغوث الغوث الامان، جانم به قربانت بیا

شاعر: کیان

  • چهارشنبه
  • 18
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 19:14
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی
ادامه مطلب

یا مهدی عج -(آب حيات منست خاك سر كوى دوست) *

4585
12

یا مهدی عج -(آب    حيات   منست   خاك  سر  كوى  دوست) یا مهدی عج

آب حيات منست خاك سر كوى دوست
گر دو جهان خرميست ما و غم روى دوست
ولوله در شهر نيست جز شكن زلف يار
فتنه در آفاق نيست جز خم ابروى دوست

داروى مشتاق چيست زهر ز دست نگار
مرهم عشاق چيست زخم ز بازوى دوست
دوست به هندوى خود گر بپذيرد مرا
گوش من و تا به حشر حلقه هندوى دوست
گر متفرق شود خاك من اندر جهان
باد نيارد ربود گرد من از كوى دوست
گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل
روز قيامت زنم خيمه به پهلوى دوست
هر غزلم نامه ايست صورت حالى در او
نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوى دوست

  • پنج شنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 18:31
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

یار کجاست؟ *

4816
7

یار کجاست؟ یار کجاست؟

روز و شب فکر و خیالم شده آن یار کجاست؟

آن ذخیره گوهر عالم اسرار کجاست؟

آن سفر کرده چرا از سفرش بازنگشت؟

وان که ما را به غمش کرده گرفتار کجاست؟

بی جمالش همه جا تیره بوَد تار بوَد

روشنی بخش جهان، منبع انوار کجاست؟

داد مظلوم که باید بستاند ز ستم؟

یار مظلوم چه شد؟ دشمن کفار کجاست؟

تشنه عدل بوَد این بشر روی زمین

یادگار علی آن حیدر کرّار کجاست؟

کاظمین و نجف و کرببلا نیست مگر؟

سامرا هم نبوَد؟ آن شه ابرار کجاست؟

جمکران، مشهد و قم است بقیع یا که حراء؟

بارالاها تو بگو آن گل بی خار کجاست؟

کار عشاق گره خورد خدایا مددی

آن که باید بگشاید گره کار کجاست؟

داغ وصلش به دل منتظران ماند

  • پنج شنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1389
  • ساعت
  • 12:23
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی
ادامه مطلب

خدا کند که بیاید... *

9680
2

خدا کند که بیاید... خدا کند که بیاید...

دلم گرفته برایش خدا کند که بیاید
کنم همیشه دعایش، خدا کند که بیاید

فراق یار نهانم، ربوده تاب و توانم
ز من که کرده جدایش؟ خدا کند که بیاید

و عمر من به سر آمد، نگارم ازچه نیامد؟
کنم دو دیده سرایش، خدا کند که بیاید

قدم ز غصه کمان است، سرشک دیده روان است
بریزم اشک برایش، خدا کند که بیاید

جهان به شوق ظهورش، به عشق تابش نورش
گشوده بال برایش، خدا کند که بیاید

طبیب کل مریضان یقینا اوست عزیزان
امیدم است به شفایش خدا کند که بیاید

کیان شود به فدایش و خاک زیر دو پایش
غزل سروده برایش خدا کند که بیاید

کیان

  • دوشنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی
ادامه مطلب

ای نگین پادشاهی ولا / آینه دار حریم مصطفی *

8210
3

ای نگین پادشاهی ولا / آینه دار حریم مصطفی ای نگین پادشاهی ولا آینه دار حریم مصطفی
ای دل دریایی بی انتها ای حبیب من وصی مرتضی

ای تو اشک غربت بنت النبی پاره پاره های قلب مجتبی
ای تو امید اباالفضل علی سلسله دار شهید کربلا
ای تو راز سجده سجاد ها ای تو صیاد همه بیداد ها
تو برای علم باقر باقری ساغر عشقی ز رحمت وافری
تو امیر مذهب صادق شدی جملگی بر عاشقان عاشق شدی
ای تو موسای جلیل کردگار ای رضا در راضی پروردگار
ای تقی و ای نقی ای هست من جان زهرا گیر آخر دست من
ای فروغ بی دریغ عسگری عشق را فرمانروای لشگری
شهریار ملک سلطان بقا یادگار یازده نور خدا
ای طلوع فجر ای شاه سخا معنی طاها و یاسین هل اتی
تا به کی اندر پی‌ات بهر لقاء بنگرد هر سو دو چشم ب

  • دوشنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 18:26
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

درد دل با شیعه -(ای شیعه اگر دلت شده خون کاردل توست بسان مجنون) *

6008
11

درد دل با شیعه -(ای شیعه اگر دلت شده خون               کاردل توست بسان مجنون) درد دل با شیعه

ای شیعه اگر دلت شده خون کاردل توست بسان مجنون

اززخم بون شدی تو محزون ازکرده ی دل مشو پشیمون

چون عشق حسین به سینه داری در دل هوس مدینه داری

برموج بلا به روز محشر چون مادر او سفینه داری

ای شیعه اگر دلت غمینه بردرد دلت دوا همینه

یا پرکشی بر دیار عشاق یابال زنی سوی مدینه

ای شیعه اگر تو ناامیدی! دردو محن و به جون خریدی

برتو بدهم من این بشارت بعد شب تار رسد سپیدی

ای شیعه اگر تو چشم براهی برعالمیان تو پادشاهی

برگرد وجود حضرت عشق اوشمس بود تو قرص ماهی

نفس

  • پنج شنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

در فراق یار *

3390

در فراق یار در فراق یار

شب غمم را سحر نیامد
ز آفتابم خبر نیامد
امید دل از سفر نیامد
به دیده ام اشک، به سینه ام آه
بقیه الله، بقیه الله

فراق برده ز دل شکیبم
تویی حبیبم تویی طبیبم
به تنگ آمد، دل غریبم
ز طول غیبت ز عمر کوتاه
بقیه الله، بقیه الله

به لب دعایم، به سینه آمین
منم ضعیف و غم تو سنگین
به دیده دارم سرشک خونین
به سینه دارم شرار جانکاه
بقیه الله، بقیه الله

به زخم دل ها دواست مهدی
به درد جان ها شفاست مهدی
کجاست مهدی کجاست مهدی
که گشته روزم غروب بی ماه
بقیه الله، بقیه الله

شراره خیزد ز بیت داور
بیا که تنهاست هنوز حیدر
بیا که سوز سینة مادر
کند دعایت به هر سحرگاه
بقیه الله، بقیه الله

شب مدینه سحر ندا

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 18:12
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

سایه دیوار تو *

3040
2

سایه دیوار تو سایه دیوار تو

حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشم
بگذار که از دور گرفتار تو باشم
من مایه ندارم که خریدار تو گردم
باشد که گدای سر بازار تو باشم

گر راه ندارم به حریمت نظری کن
تا معتکف سایة دیوار تو باشم
با آنکه تو را عاشقم از خود نپسندم
تو یار به من باشی و من عار تو باشم
دستی، که به جز دامن لطف تو نگیرم
چشمی، که فقط طالب دیدار تو باشم
زخمم به جگر زن که دوایی نپذیرد
دردی به دلم بخش که بیمار تو باشم
از همچو تویی پاک تر از گل همه حیف است
تا همچو منی عبد خطاکار تو باشم
سوزم به درون ریز که پیوسته بسوزم
خوابم ببر از دیده که بیدار تو باشم
آن رتبه ندارم که نهی پای به چشمم
بگذار که خاک ره زوار تو باش

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 18:24
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

یا بقیة الله *

4121
1

یا بقیة الله یا بقیة الله

ای تمام ایام روز انتظارت
قلب آفرینش گشته بی قرارت
بر لبم ثنایت در دلم شرارت
بی تو در وجودم هر نفس شده آه
یا بقیة الله، یا بقیة الله

با تو فصل پاییز خوش تر از بهارم
بی تو لحظه لحظه حال احتضارم
مانده در گلویم نالة سحرگاه
یا بقیة الله، یا بقیة الله

شادی دو عالم بی تو محنت ماست
جاری از دو دیده اشک حسرت ماست
صبح جمعة ما شام غربت ماست
ای همه کس ما کی می آیی از راه
یا بقیة الله، یا بقیة الله

ای چراغ بزم هر سحرگه ما
این دو غصه گشته بی تو همره ما
طول غیبت تو عمر کوته ما
ماه مصر عالم سر زن از دل چاه
یا بقیة الله، یا بقیة الله

فاطمه زند از پشت در صدایت
زیر تازیانه می کند دعایت
کز کنار ک

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 18:25
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

3 شنبه ها *

843

3 شنبه ها

  • پنج شنبه
  • 1
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 07:35
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

آخرین ستاره *

2704

آخرین ستاره ای آخرین ستاره جمعه اومد دوباره

دل سیاه وتنگم دیگه طاقت نداره

شده همه دعایم دعاکنی برایم

زنوکران دربار مکن آقا جدایم

به عشق تو اسیرم زهجر تو میمیرم

نفس-به سینه گر هست زلطف تو میگیرم

نفس

  • پنج شنبه
  • 1
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 13:02
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

آخرین ستاره *

2928
1

آخرین ستاره ای آخرین ستاره جمعه اومد دوباره

دل سیاه وتنگم دیگه طاقت نداره

شده همه دعایم دعاکنی برایم

زنوکرای دربار مکن آقا جدایم

به عشق تو اسیرم زهجرتو میمیرم -نفس- به سینه گر هست زلطف تو میگیرم

نفس

  • پنج شنبه
  • 1
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

بقیه الله *

4005
1

بقیه الله ای غریب مدینه کی میایی

ای که از ما ای که بامایی کی می ایی

دل تنگ و غریب من دارد تمنا

پس بگو تو در کجایی ای غریب اشنا

ما به تو توسل می کنیم بقیه الله

تو اجابت کن دعای ما را بقیه الله

از توگفتن بهترین حرف دنیاست

در کنار تو بودن بهترین دعای ماست

میلاد عظیمی

  • سه شنبه
  • 6
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 07:36
  • نوشته شده توسط
  • miladazimi
ادامه مطلب

رونمایی *

2601

رونمایی دل تنگ دلبرم، نگران جدایی ام
چشم انتظار جلوه ای از رونمایی ام
ای کاش بین ما ننشیند به غیر وصل
آغوش باز می طلبد دلربایی ام

در کوی عشق تو قدمی بر نداشتم
با تو رفیق راه نشد آشنایی ام
تاریک مانده ام، تو به داد دلم برس
دلداده ی تولد یک روشنایی ام
یاران به کوی وصل تو نائل شدند و من
عمرم گذشت و در غم تو ابتدایی ام
در کوله بار خویش ندارم به جز طلب
در راه تو نشسته ام و در گدایی ام
جام توسلات دلم خشک و خالی است
شهدی رسان که طالب وجه خدایی ام
با مرگ سرخ، زندگی ام را کمال بخش
لب تشنه ی شهادت با سر جدایی ام
جامانده را به جان شهیدان ترحمی
تا کی جفا کشیده ز یک بی وفایی ام
آری هنوز در غم یک کوچه مانده ام
آن

  • جمعه
  • 16
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 15:29
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

اول و آخر عشقا خودتی (به همراه فایل صوتی) *

10740
40

اول و آخر عشقا خودتی (به همراه فایل صوتی) اول و آخر عشقا خودتی

سبکی از جواد مقدم به همراه دانلود فایل صوتی

اول و آخر عشقا خودتی
واسه من تموم دنیا خودتی
برا یــوسف جایی‌پیدا نمیشه
وقتی که یــوسـف زهـرا خودتی

من ازت یه خـــــواب ببینم بسمه
توی خــــــواب تـــــو رو ببینم بسمه

...

لینک دانلود اول

لینک دانلود دوم

  • چهارشنبه
  • 21
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 12:28
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

عصر یک جمعه ی دلگیر *

8753
27

عصر یک جمعه ی دلگیر عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت:
بگویم، بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیدست؟
چرا آب به گلدان نرسیدست؟

وهنوزم که هنوز است،
غم عشق به پایان نرسیدست؟
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید، بنویسد
که چرا هنوزم که هنوز است،
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست؟
و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست؟
عصر این جمعه ی دلگیر،
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس
تو کجایی گل نرگس؟

  • جمعه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 17:01
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

آفتاب پنهانی *

3034

آفتاب پنهانی برون بیا زپرده ای آفتاب پنهانی

درآکه آیینه ای زنور یزدانی

دست من گیرکه مستحقم من

نیست درچنته ام به جز پریشانی

همچوموری به درگهت هستم

کی رود مور بهر قربانی؟

دست من کوتاه و خرما برنخیل

کرمی کن به من هرآنچه بتوانی

آنقدَرقصه ی مرا خوردی

نیست درنامه ام نه جرم وعصیانی

هرچه گویم هرآنچه ات خوانم

هرچه مدحت کنم،توبه زانی-زآنی-

من کجامدح توتوانم کرد؟

توکه تفسیرآیه های قرآنی

جمله دنبال تو همی گردم

غافلم زآنکه درجانی

گرکه گویند که کافرم،گویم:

توخدانه،خدای انسانی

-نفس- تومرا شاعرکرد

ورنه آنم،همانکه میدانی

نفس

  • پنج شنبه
  • 29
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 15:18
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

جمعه ، مختار *

3300
0

جمعه ، مختار این جمعه ها که ختم به مختار میشود
بدجور دلم طالب دلدار میشود
ای منتقم بیا که به عالم خبر دهیم
شیعه عزیز و هرچه جز او خوار میشود

  • پنج شنبه
  • 29
  • اردیبهشت
  • 1390
  • ساعت
  • 22:17
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن *

5467
3

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن ای آشنای غربت جمعه ظهور کن
یک مرتبه زکوچه ما هم عبور کن
حک شد به روی بال قنوت نمازمان
این خواهش قدیمی آقا ظهور کن
چشم انتظار قایق صیاد مانده ام
محض خدا بیا و مرا صید تور کن
من را که دور ماندهام از خاک کربلا
اقا بیا و همسفر بال نور کن
یک شب بیا میان حسینیه عزا
یادی زروضه های کنار تنور کن
شمس

  • چهارشنبه
  • 11
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

شعری درباره امام زمان (عج) *

5336
7

شعری درباره امام زمان (عج) در گوشه یِ تنهایی ام، زانویِ غم دارم بغل
من را رهایی بایدم ، زان پیش برآید اجل

من را تو آرامم کنی، ای راحتِ روح و دلم
بازآی و کامِ تلخِ من،شیرین نما همچون عسل

بر گریه ام تدبیر کن تا خنده بازآید به لب
از بس ترا خوانده دلم بی شک شدی ضرب المثل

من منتظر بنشسته ام تا کی سفر پایان کنی
آمد دگر جانم به لب ،از بس که گوید العجل

گر خرده گیرند طاعنان ، بر قصه یِ دلدادگی
گویم نه تقصیر از منست،او دلستاندست از ازل

این خاطراتِ خوب و بد ، کز دل نوشتم با قلم
من دلسرایی گویم و دیگر کسان گویند غزل

  • پنج شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 07:51
  • نوشته شده توسط
  • سید احد شیرین نژاد اردبیلی
ادامه مطلب

سلطان جهان *

3581
3

سلطان جهان گفتم که تو سلطانِ جهانی ، نظری کن

بر کویِ خراباتیِ ما هم گذری کن

گفتا که نظر می کنمت هردم و ساعت

از راه به غیر از رهِ ما محتذری کن

گفتم که اسیرِ غم و زنجیرِ بلایم

بر این دلِ غمدیده یِ زارم نظری کن

گفتا غم و اندوه دمی هست و زمانی

زندانِ بلا را به دعا مختصری کن

گفتم که عدالت ندهد غیرِ تو معنی

باز آي و جهان را خبر از عدل علی کن

گفتا که بدستور حق آیم به زمانی

آنروز جهان را خبر از بی خبری کن

گفتم چه کنم تا که ببینم رخت از پیش

گفتا که نمازِ شب و وردِ سحری کن

  • پنج شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 07:59
  • نوشته شده توسط
  • سید احد شیرین نژاد اردبیلی
ادامه مطلب

همچوکیان *

2817
1

همچوکیان ایکاش که برتوماهمه یارشویم

دردام نگاه توگرفتارشویم

ایکاش که در سپاهت ای مهدی جان!

آیینه ای ازکیان مختارشویم

نفس

  • چهارشنبه
  • 8
  • تیر
  • 1390
  • ساعت
  • 06:42
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

سرود میلاد امام زمان عج -(ای تو سر آغازِ همه روشنی، در شبِ تردید چراغِ منی) * هستی محرابی

1219

سرود میلاد امام زمان عج -(ای تو سر آغازِ همه روشنی، در شبِ تردید چراغِ منی) ‍ السّلام عَلیکَ یااَباصالِحَ المَهدی ع

ای تو سر آغازِ همه روشنی
در شبِ تردید چراغ منی
باز کن آن پنجره را سوی ما
دیده فکن باز تو بر روی ما

از قدحِ عشق بنوشان مرا
جامه ی دیدار بپوشان مرا
شمّه ی حسِ تو مرا باور است
باورِ حسِ تو مرا آخر است

روزی اگر قربِ تو نائل شوم
فارغ از این سرزنشِ دل شوم
هر که تو را داشت دگر غم نداشت
هیچ در آن زندگی اش کم نداشت

کیست که از آمدنت خوش نداشت
از لبِ آن چشمه تراووش نداشت
ای نفست پاک و نگاهت چمن
گوشه ی چشمی نظری کن به من

ای همه ی روح مناجاتِ ما
زمزمه ی جاری حاجات ما
مشکل ما مشکلِ هجران توست
هر شب ما شامِ غریبان توست

یوسفِ دلخسته کجایی بیا
قفل درِ بسته کجایی بی

  • دوشنبه
  • 10
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 12:57
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

تکیه گاه آسمان *

3238

تکیه گاه آسمان آسمان راتکیه گاهی

برتودارم تکیه،گاهی

میشوم بهرنگاهت

معتکف درتکیه؛گاهی

دیگرفتادم ازنفس

من گم شدم دراین قفس

برحال من بنمانظر

من رارهاکن ازهوس

نفس

  • چهارشنبه
  • 22
  • تیر
  • 1390
  • ساعت
  • 08:22
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد