شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

در فراق یار,(من گريه مي ريزم به پاي جاده ات، تا) *

2048

در فراق یار,(من گريه مي ريزم به پاي جاده ات، تا) من گريه مي ريزم به پاي جاده ات، تا
آئينه کاري کرده باشم مقدمت را

اوّل ضمير غائب مفرد کجائي؟
اي پاسخ آدينه هاي پر معمّا

بي تو سروديم آنچه بايد مي سروديم
يعني در آورديم باباي غزل را

حتمّي ِ بي چون و چرای سبز برگرد...
راحت شويم از دست اما و اگرها

آب و هواي خيمه ي سبزت چگونه است؟
اينجا گهي سرد است و گاهي نيست گرما

بهر ظهور امروز هم روز بدي نيست
اي تکسوار جاده هاي رو به فردا

آقا، صداي پاي سبز مرکب توست
تنها جواب اينهمه "مي آيد آيا؟"

يک جمعه مي بينيد نگاه شرقي ِ من
خورشيد پيدا مي شود از غروب دنيا

آقا نماز جمعه ي اين هفته با تو
پاي برهنه آمدن تا کوفه با ما

از وبلاگ روضه

  • سه شنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:43
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

در فراق یار,(در پی گریه های شبانه) *

2057
1

در فراق یار,(در پی گریه های شبانه) در پی گریه های شبانه

میخورد بر تنم تازیانه

نیست در شهر ما راد مردی

اهل عشق و صفا اهل دردی

عده ای غرق فقر ونداری

عده ای مرد از دین فراری

دیگر اینجا کسی با خدا نیست

در خیابانو کوچه حیا نیست

غیرت از شهر ما رخت بسته

حرمت نا خدایان شکسته

عده ای در نوا و خروشند

دین خود را به زر میفروشند

چهره ها را ببین در نقاب است

عقلشان در پی یک سراب است

سینه خسته مان پر ز آه است

دم زدن از خدا هم گناه است

گوئیا عصر هوش و نبوغ است

این همه ادعاها دروغ است

بخت بر ما اگر رو نماید

گیرم این جمعه آقا بیاید

.....

او بیاید همه ناتوانیم

منکر اوی صاحب زمانیم

از ظهور ولی می خروشیم

زود او را به زر می فرو

  • سه شنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:57
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

در فراق یار,(فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم) *

2785
2

در فراق یار,(فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم) فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم

به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم

چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــــــرانی

نیا نیا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گوییـــــــــم

تمام چشـــــــــم براهی و انتظـــــــــــــــــــار و فراق

و ندبـــــــه های فـــــــــــــــــــــرج را دروغ می گوییـــم

دلی که مامن دنیــــــــــاست جـــــــــــــای مولـا نیست

اسیــــــــر شـهــــــــــــــــــــــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم

زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــــــــــــــــــــــرای مقــــــــام

به پیش چـشم خـــــــــــــــدا هم دروغ می گوییـــــــــم

کدام نالـــــه غـربـــــــ

  • سه شنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 05:01
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

در فراق یار,(گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست) *

8328
15

در فراق یار,(گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست) گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گير نيست

سر بر زمين افكند و گفت خود كرده را تدبير نيست

اشكي به زير مقدمش انداختم رحمي كند

گفتا كه اشك بي ورع در رتبه تاثير نيست

گفتم بيا در بند كش اين بنده فرار را

گفتا اگر عاشق شوي كاريت با زنجير نيست

گفتم كه ديگر گوييا افتاده ام از چشم تو

با غم نگاهم كرد وگفت مهدي زنوكر سير نيست

منیع:اشعار مذهبی

  • سه شنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 05:07
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

در فراق یار,(شب تار من خدایا زچه رو سحر ندارد) *

2561
3

در فراق یار,(شب تار من خدایا زچه رو سحر ندارد) شب تار من خدایا زچه رو سحر ندارد

مگر این عزیز زهرا ز دلم خبر ندارد

تو به من مگر نگفتی , غم دل به او بگویم

غم دل بگفتم اما به من او نظر ندارد

همه دم زنم صدایش شنوم مگر نوایش

چه کنم که آه سردم به دلش اثر ندارد

تو بگو کجا روم من که جمال او ببینم

که دلم به جز جمالش هوس دگر ندارد

تو بده نشانم او را که جز او دگر نبینم

که ندیده هر که او را به یقین بصر ندارد

منبع:شیعه مهدی(عج)

  • سه شنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 05:43
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

در فراق یار,(فرض کن که حضرت مهدی به توظاهر گردد) *

2078
4

در فراق یار,(فرض کن که حضرت مهدی به توظاهر گردد) فرض کن که حضرت مهدی به توظاهر گردد

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟

خانه ات لایق اوهست که مهمان گردد؟

لقمه ات درخور اوهست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت داری آنقدر که هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟

باچنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی در عمل خویش تو بیش از دگران؟

می توان گفت تو را شیعه ی اثنی عشر

منبع:شیعه مهدی(عج)

  • سه شنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 05:49
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر ماه محرم-امام زمان(عج) -( صدای گریه تان پیر کرده عالم را ) *

6675
13

شعر ماه محرم-امام زمان(عج) -( صدای گریه تان پیر کرده عالم را ) صدای گریه تان پیر کرده عالم را
بیا که با تو بپوشم لباس ماتم را
هزار شکر نمردم که باز میبینم
کتیبه های عزا ؛ مشکی محرّم را
برای عمه خود تا که روضه میخوانی
به گریه شعله زنی دودمان آدم را
دخیل بسته ام امسال قبل جان دادن
ببینم اشک تو را روضه مجسّم را
به نور خویش عزاداری مرا پُر کن
به سایه ات بپذیر از گدات این کم را
مرا شبیه شهیدان شهید عشقت کن
به بال شوق و بصیرت بگیر دستم را
بیا ؛به رفیقان رفته ام سوگند
که با تو بگریم تمام این غم را
**

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد فردوسی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( آه آه از دام غفلت که دو بالم را گرفت ) * محمد فردوسی

1527

شعر مناجات امام زمان(عج) -( آه آه از دام غفلت که دو بالم را گرفت ) آه آه از دام غفلت که دو بالم را گرفت
فرصت پرواز تا اوج وصالم را گرفت
باز هم تکرار روز جمعه و دلواپسی
مثل یک بغضی شد و قال و مقالم را گرفت
کار دستم داد این چشم انتظاری های من
مو سفیدم کرد و سبزی نهالم را گرفت
آتش عصیان وجودم را گرفت و بعد از آن
شعله های سرکشش اشک زلالم را گرفت
مشکلم این است که دنبال دنیا می روم
حرص دنیا بیشتر مال و منالم را گرفت
پیروی از خواهش نفسی که امّاره بُوَد
فرصت رشد و رسیدن به کمالم را گرفت
گاه گاهی در فرازم گاه گاهی در نشیب
عاقبت افراط و تفریط اعتدالم را گرفت
چند روزی می شود که فکر آقا نیستم
غصّه های غربت دلدار حالم را گرفت
تا که گفتم «یا حسین» یک مادر قامت کمان
انتخابم

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ای چراغ عارفان ، شمع رخ زیبای تو ) *

2894
7

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ای چراغ عارفان ، شمع رخ زیبای تو ) ای چراغ عارفان ، شمع رخ زیبای تو
ای بهشت جاودان آنصورت و سیمای تو
با وجودت در همین کوکب پس از خورشید و مه
عالم آرا شد جمال آسمان آرای تو
تا قدم بر عالم امکان نهادی از کرم
خاک شد اهل همه عالم بزیر پای تو
توتیای چشم عیسی شد غبار مقدمت
مات و حیران ماند موسی از ید بیضای تو
معجز باقی بود قرآن توئی معنای او
اکثر آیات قرآن نیست جز معنای تو
ای کلام ناطق حق ، حجّت باقی توئی
هست ابقای جهان تا هست با ابقای تو
همچو احمد بر رسالت بر امامت خاتمی
مرتر امخصوص شد این منصب عظمای تو
حسن یوسف در جهان مشهور ومردم غافلند
زانکه حسن او بود یکقطره از دریای تو
ای جمالت را و یبقی وجه ربک بس دلیل
ای بحق مرآت آن روی بهشت

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( شک کرده‌ام ؟ به آمدنش شک نمی‌کنم! ) *

1445

شعر مناجات امام زمان(عج) -( شک کرده‌ام ؟ به آمدنش شک نمی‌کنم! ) شک کرده‌ام ؟ به آمدنش شک نمی‌کنم!
یا این‌که به نیامدنش شک نمی‌کنم؟
این یوسف من است که در باد می‌وزد
هرگز به عطر پیرهنش شک نمی‌کنم
یک صبح با نسیم می‌آید به دیدنم
به عطر یاس و نسترنش شک نمی‌کنم
خورشید گفته است که یک صبح می‌رسد
هرگز به صحّت سخنش شک نمی‌کنم
بی او پرنده‌ای که به فردای کوچ رفت
آوارگی شده وطنش شک نمی‌کنم
این چشم انتظاری هر روز غرق اشک
یعنی به صبح آمدنش شک نمی‌کنم
شک کرده‌ام که پشت در خانه‌ام کسی‌ست
اما به طرز در زدنش شک نمی‌کنم

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( مثل کبوتری که به او دانه می‌دهی ) *

1449

شعر مناجات امام زمان(عج) -(   مثل کبوتری که به او دانه می‌دهی ) مثل کبوتری که به او دانه می‌دهی
از دست‌های خویش به او لانه می‌دهی
یا مثل آن دقیقه‌ی سبزی که در قنوت
بالی به پر‌گشودن پروانه می‌دهی
یا مثل آن‌کسی که خراب نگاه تو‌ست
لحظه به لحظه دستش پیمانه می‌دهی
یا مثل آن‌که بید پریشان باغ را
هدیه به دست باد سحر ‌شانه می‌دهی
من نیز دل‌خوشم به جواب سلام خود
آیا جواب می‌دهی‌ام یا نمی‌دهی؟

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ز كعبه عزم سفر كن، به اين ديار بيا! ) *

1184
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ز كعبه عزم سفر كن، به اين ديار بيا! ) ز كعبه عزم سفر كن، به اين ديار بيا!
چو عطر غنچه نهان تا كى؟ آشكار بيا!
حريم دامن نرجس شد از تو رشگ بهار
گل يگانه گلزار روزگار، بيا!
تويى، تو نور محمّد، تو جلوه اى ز على
تو سيف منتقمى، عدل پايدار بيا!
زاشك و خون دل، اين خانه شستشو داديم
بيا به مشهد عشّاق بى قرار! بيا!
زمان، گذرگه پژواكِ نام نامى تست
زمين ز رأى تو گيرد مگر قرار، بيا!
ميان شعله غم سوخت هجرنامه ما
بيا كه گويمت آن رنج بى شمار، بيا!
زلال چشمه تويى، روح سبزه، رمز بهار
بيا كه با تو شود فصل ها، بهار بيا!
براى آن كه نشانى تو اى مبشّر نور
درخت خشك عدالت به برگ و بار، بيا!
براى آمدنت، گرچه زود هم ديرست!
شتاب كن كه برآرى ز شب دمار، بيا!
بي

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( سوز هجران تو داريم كجايى اى دوست! ) * رحیم کارگری

1922
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( سوز هجران تو داريم كجايى اى دوست!  ) سوز هجران تو داريم كجايى اى دوست!
جمله بى صبر و قراريم كجايى اى دوست!
شمع ميقات بيفروز به تنگ آمده ايم
در شب تيره و تاريم كجايى اى دوست!
زمزم ديده ما چشمه خوناب شده
بى تو دل خسته و زاريم كجايى اى دوست!
شفق چهره تو آينه صلح و صفاست
واله خال عذاريم كجايى اى دوست!
سال ها منتظر روى دل آراى توايم
حسرت وصل تو داريم كجايى اى دوست!
بهر ديدار تو و رايت زهرايى تو
جملگى لحظه شماريم كجايى اى دوست!
گلشن شادى ما رو به خزان است خزان
طالب فيض بهاريم كجايى اى دوست!
آتش درد فراق تو جهانسوز شده
بانگ و فرياد برآريم: كجايى اى دوست!

شاعر : رحیم کارگری

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

در فراق یار(کسی در این جهان دگر تو را دعا نمی کند) * جعفر ابوالفتحی

2032
1

در فراق یار(کسی در این جهان دگر تو را دعا نمی کند) در فراق یار

کسی در این جهان دگر تو را دعا نمی کند

ترانه های ما دگر تو را صدا نمی کند

کسی به خیمه ی دلت دگر قدم نمی زند

کسی به عشق تو دگر سری فدا نمی کند

خدا نمای با خدا به قلب من نظر نما

کسی مرا چو حب تو ز خود جدا نمی کند

ز چه عزیز جان من در این زمانه ماه من

کسی به عشق تو دگر خدا خدا نمی کند

در این زمانه ی بد و پر از گناه عشق من

خدا رو شکر عشق تو مرا رها نمی کند

چه فیلم های بد که پخش، ز ماهواره ها نشد

نظر، نگاه کرده و دگر نگا نمی کند

و زید بازی و همش نگه به جسم دختران

کسی که یاد از تو و، دل شما نمی کند

ملاک تو که ریش نیست، ملاک ، ترس از خداست

و ریش های من مرا خدا نما نمی کند

د

  • جمعه
  • 8
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 08:16
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شعر در فراق یار,(عمرم به سر رسید نشد یارتان شوم) *

6149
4

شعر در فراق یار,(عمرم به سر رسید نشد یارتان شوم) عمرم به سر رسید نشد یارتان شوم
آقا نشد که لایق دیدارتان شوم

غفلت بساط کرد سر راه طفل دل
وایَم نشد که راهیِ بازارتان شوم

واصل اگر به عَرضه حسن تو می شدم
چیزی نداشتم که خریدارتان شوم

باری ز دوش حضرتتان بر نداشتم
شرمنده ام که تا به کجا بارتان شوم

ای حیدر زمانه غریبت گذاشتیم
در روز غم ولی نشد عمارتان شوم

با آنکه سر شکسته و سر خورده مانده ام
اذنم بده فدایی و سردارتان شوم

ماه خدا رسید و دلم آرزو نمود
مهمان کنار سفره افطارتان شوم

در روز انتقام شهیدان کربلا
آقا اجازه هست ز انصارتان شوم

در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین
یک ذکر مستجاب بگویم فقط حسین

منبع:سایت اشعار امام زمان

  • شنبه
  • 9
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:25
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

در فراق یار,(کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت) *

2105
1

در فراق یار,(کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت) کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت

اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت

چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید

تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت

به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم

یواشکی من و این چشم های مانده به راهت

هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم

صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت

چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت

نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت

چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت

چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت

چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت

به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت

شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی

خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت

تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند

به

  • شنبه
  • 9
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

در فراق یار,(جمعه یعنى یک غزل دلواپسى***جمعه یعنى گریه هاى بى کسى) *

2130
2

در فراق یار,(جمعه یعنى یک غزل دلواپسى***جمعه یعنى گریه هاى بى کسى) جمعه یعنى یک غزل دلواپسى***جمعه یعنى گریه هاى بى کسى

جمعه یعنى روح سبز انتظار***جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراریهاى آب***جمعه یعنى انتظار آفتاب

جمعه یعنى ندبه اى در هجر دوست***جمعه خود ندبه گر دیدار اوست

جمعه یعنى لاله ها دلخون شوند***از غم او بیدها مجنون شوند

جمعه یعنى یک کویر بى قرار***از عطش سرخ و دلش در انتظار

انتظار قطره اى باران عشق***تا فرو شوید غم هجران عشق

جمعه یعنى بغض بى رنگ غزل***هق هق بارانى چنگ غزل

زخمه اى از جنس غم بر تار دل***تا فرو شوید غم هجران دل

جمعه یعنى روح سبز انتظار***جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار

بى قرار بى قراریهاى آب***جمعه یعنى انتظار آفتاب

لحظه ل

  • شنبه
  • 9
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:37
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر امام زمان(عج)-محرم -( همیشه کوچه ما عطری از شما دارد ) * حسن لطفی

4208
5

شعر امام زمان(عج)-محرم -(  همیشه کوچه ما عطری از شما دارد ) همیشه کوچه ما عطری از شما دارد
که آشنا به دلش میل آشنا دارد
بگو که جسم که را در بغل گرفتی که
دوباره روضه ما بوی بوریا دارد
هزار شکر که مژگان به ما حواله شده
غبار پای تو تأثیر کیمیا دارد
شبیه چشم شما سرخ میشود چشمش
کسی که چشم بر آن ریشه ی عبا دارد
علاج تشنگی ام را فرات هم نکند
تنور سینه من داغ کربلا دارد
به سینه میزنم و حلقه میزنم بر در
در این معامله یک دست هم صدا دارد
دلم هوای حرم کرده خوب میدانم
برات کرب و بلا را فقط رضا دارد
دوباره خرجی ما بی حساب زهرا داد
همیشه سفره ی گرمش هوای ما دارد

شاعر : حسن لطفی

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بگو خزان بنشيند‚ بهار سر برسد ) * سعید بخشنده

1520
2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بگو خزان بنشيند‚ بهار سر برسد ) بگو خزان بنشيند‚ بهار سر برسد
كوفه هاي درخت انار سر برسد
در ايستگاه قديمي نشسته ام شايد
شبي دوباره به اينجا قطار سر برسد
وَ ابر هاي سياه لجوج پس بكشند
که آفتاب تو از كوهسار سر برسد
چقدر بايد از اين انتظار شكوه كنم؟
چقدر مانده كه اين انتظار سر برسد؟
هواي صيد تو دارد دل شكسته ي من
كمين گرفته كه وقت شكار سر برسد
دعاي عهد اهالي شهرمان اين ست:
خدا كند كه همين جمعه يار سر برسد

شاعر : سعید بخشنده

  • چهارشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( بی تو در زندگیم رنگ خدا نیست که نیست ) *

2525
4

مناجات امام زمان(عج) -( بی تو در زندگیم رنگ خدا نیست که نیست ) بی تو در زندگیم رنگ خدا نیست که نیست
بین عشّاق چو من بی سر و پا نیست که نیست
با غم دوری تو سوخته و ساخته ام
اثری از چه در این سوز و نوا نیست که نیست
نیمه شب وقت مناجات بگویم با خویش
گوییا قلب تو، بند رضا نیست که نیست
من گنهکارم و آلوده قبول است قبول
بی محّلی ز کریمان که روا نیست که نیست
بی جهت ناز طبیبان نکشم چون دردم
درد یار است و بجز وصل دوا نیست که نیست
هر کجا رو زده ام آبرویم را بردند
هیچ کس غیرِ شما فکر گدا نیست که نیست
در دعا فکر گرفتاری خود بودم و بس
یاد تو در دل ما وقت دعا نیست که نیست
بهر درمان گرفتاری این نوکرها
چاره ای جز سفر کرب و بلا نیست که نیست

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( دلدار زهرا راحت جانم تو هستی ) *

1434
2

 شعر مناجات امام زمان(عج) -( دلدار زهرا راحت جانم تو هستی ) دلدار زهرا راحت جانم تو هستی
تنها دلیل اینکه می خوانم تو هستی
آنروزهایی که کسی دور و برم نیست
آقا خدا را شکر، می دانم تو هستی
از دامن چرک گناهانی که کردم
آنکس که می گیرد به دامانم تو هستی
هر هیئتی رفتم به خود گفتم که لابد
شاید میان روضه مهمانم تو هستی
هر بار بغض گریه هایم می شکافد
در قطره های سرخ بارانم تو هستی
با حال خوش یکبار قرآن باز کردم
دیدم همه آیات قرآنم تو هستی
بی تو کی از دین خدا بو برده بودم
سر منشا اینکه مسلمانم تو هستی
درد مرا فن اطبا کارگر نیست
داروی این قلب پریشانم تو هستی
دل را گرفتار دوایت کردم آقا
در کربلا خیلی صدایت کردم آقا

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( دلداده باید بود از دلدار باید خواند ) *

1687
3

مناجات امام زمان(عج) -( دلداده باید بود از دلدار باید خواند ) دلداده باید بود از دلدار باید خواند
مانند مرغی دور از گلزار باید خواند
از گفتن یکبار نام تو هزاران حیف
یعنی تو را تکرار در تکرار باید خواند
یک عمر از درد فِراقت شعر باید گفت
از شادی وصلت دو صد طومار باید خواند
تکبیرة الِاحرام ما کِی میزند آقا
حرف نمازی را که پشت یار باید خواند
این روضه ها امّا به همراه نگاه تو
با گریه از احوال یک بیمار باید خواند
ما را ببخش آقا کمی بشنو، تحمّل من
این روضه ها سخت است پس خونبار باید خواند
یا حرف از سیلی یک نامرد باید زد
یا از جراحات در و دیوار باید خواند
این روزهای آخری از درد باید گفت
از غصّه ی تنهایی یک مرد باید گفت

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج)ب -( تو مانده اي عزيز دل براي قلب يك زمين ) * علیرضا پیش بین

1885
1

شعر مناجات امام زمان(عج)ب -( تو مانده اي عزيز دل براي قلب يك زمين ) تو مانده اي عزيز دل براي قلب يك زمين
غريق، ناجيان ما، تمام عابران غمين
تو ابرهاي غصّه را به دست باد مي دهي
بيا نگاه خسته را زچهره هايمان بچين
به اين طرف به آن طرف چو كاه فكرمان سبك
بيا كه از تو پر شود شيارهاي علم و دين
سلام پشت ابريت به شاخه ها كه مي رسد،
به برگ برگ لحظه ها اميد مي شود قرين
دلي تپنده بوده اي براي رگ رگ زمان
چه خون دل كشيده اي ز پنجه هاي اين زمين
سياه و سرخ و قهوه اي به سفره هاي آتشند
بگير دوده هايمان ، سپيد بخت كن ، همين
زتنگناي قافيه به ته كشيده خواهشم
بيا غزل سرا شوم به بارگاهت اي

شاعر : علیرضا پیش بین

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( کوهم ولی بپای تو چون کاه گشته ام ) * نصیر مجاب

1242
1

مناجات امام زمان(عج) -( کوهم ولی بپای تو چون کاه گشته ام ) کوهم ولی بپای تو چون کاه گشته ام
من هرچه گشته ام نه به دلخواه گشته ام
سوز مرا زمین و زمان میدهد گواه
در انتظار آمدنت آه گشته ام
نور ترا به اهل زمین قصه کرده ام
خورشید من! برای تو من ماه گشته ام
بیگانه است با تو شب ای صبح بی غروب!
پروانه وار گرد تو هر گاه گشته ام
ازبس به انتهای زمان می کشم سرک
در راهم و مسافر بی راه گشته ام
شطرنج روزگار به وفق مراد نیست
در انتهای بازی ام و شاه گشته ام
کز کرده ام به گوشه و از جمع می رمم
من متهم به درد روانکاه گشته ام
جای تو در دل است ولی ناشیانه من
در اوج بوده ای و من ، چاه گشته ام

شاعر : نصیر مجاب

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

در فراق یار,(اوّل نامه «السّلام علیك») *

2375
2

در فراق یار,(اوّل نامه «السّلام علیك») اوّل نامه «السّلام علیك»

محضر عالی و شریف شما

نامه ای می نویسد از غمتان

بنده ی عاصی و ضعیف شما

نامه ای از محلّه ی غم و رنج

كوچه ی بی كسی، پلاك بلا

شهر بدبختی و فلاكت و درد

كدپستی ش...نیست خاطر ما

چشم بد دور، چشم این مردم

به هر آنجا كه می شود باز است

توی Mp4 و موبایل همه

پر آهنگ و رقص و آواز است

گوش ها عادت همیشگی اش

تكنو و جاز و رپّ و راك و متال

معذرت! این قبیله می گویند:

گور بابای این حرام و حلال

جای تصویر قاب نام «علی»

اكثرا ماهواره می بینند

پر دود است آسمان امّا

به گمان كه ستاره می بینند

مسجد و هیئت و نماز و دعا

كه نپرسید،‌ ور شكسته شده

بال های اجابت مردم

با گناه كبیر

  • یکشنبه
  • 10
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:35
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

در فراق یار-(ما منتظريم از سفر، برگردی) * علی اکبر لطیفیان

2597
2

در فراق یار-(ما منتظريم از سفر، برگردی) ما منتظریم از سفر برگردی
یکروز شبیه رهگذر بر گردی
با کاسه آب و مجمری از اسپند
ما آمده ایم پشت در برگردی
وقتی سر شب که رفتنت را دیدیم
گفتیم نمی شود سحر برگردی
ما منتظر تو ایم آقا نکند
یک جمعه غروب بی خبر برگردی
من گوشه نشین کوچۀ بر گشتم
ای کاش که از همین گذر برگردی
پرواز نمی کنیم از اینجا باید
در فصل نبود بال و پر بر گردی
وقتش نرسیده است ای مرد ظهور
با سیصد و سیزده نفر بر گردی؟!

شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • یکشنبه
  • 10
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:42
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

در فراق یار,( امروز آقا، بي تو جور ديگري بود) *

2124

در فراق یار,( امروز آقا، بي تو جور ديگري بود) امروز آقا، بي تو جور ديگري بود
حتي نگاه ياسها، نيلوفري بود

خورشيد مثل پنج شنبه پا نمي شد
انگار بين رختخوابش بستري بود

برشانه هاي شمع ها در اول صبح
تابوت يک پروانه ي خاکستري بود

وضعيت آب و هوا مثل هميشه
مثل هواي جمعه ي پشت سري بود

چشم زمين جاهليت خيز دنيا
دنبال خطّ کوفي پيغمبري بود

اينکه غروب است و کمي بارانيم، نه
از اولش همه روز گريه آوري بود

در چشمايم ، التماس آخرينم
ما را به سمت "چشمهايت مي بري" بود

وبلاگ روضه

  • یکشنبه
  • 10
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:47
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

غزل فاصله ها *

1816

غزل فاصله ها سحر از بند دلم بند علایق وا شد

سر خط فاصله در پیش دلم رسوا شد

چشم سر بستم و با دیده دل می دیدم

رد پای غزل لیلی من پیدا شد

خط به خط فاصله ها کمتر و کمتر می شد

من و او فاصله بی فاصله من لیلا شد

هاتفی گفت کسی محرم راز است کنون

که در این میکده بی چون و چرا شیدا شد

شرح این واقعه را از دل نی می پرسند

شوق وصلی است که از فاصله در دلها شد

بیستون بر سر راه است – و فرهاد کنون

قصه اش از غزل فاصله ها زیبا شد

هفت خان غزل از واژه ی مستی بگذشت

دل سودا زده ام هم نفس دریا شد

بیخود از خود شدم و فاصله ها کمتر شد

سر خط فاصله در پیش دلم رسوا شد

www.beithayesookhte.blogfa.com

  • شنبه
  • 16
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 05:14
  • نوشته شده توسط
  • vahid
ادامه مطلب

در فراق یار,(اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري) *

4914
9

در فراق یار,(اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري) اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي
اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::

اگر چه روز من و روزگار مي گذرد
دلم خوش است که با ياد يار مي گذرد

چقدر خاطره انگيز و شاد و رويايي است
قطار عمر که در انتظار مي گذرد

به ناگهانيِ يک لحظه عبور سپيد
خيال مي کنم آن تک س

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:08
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج),(گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام) *

1929
2

اشعار امام زمان(عج),(گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام          بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام) گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام

گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام

از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام

پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام

پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام

همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 03:58
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد