ماه مبارک رمضان

مرتب سازی براساس
 سیروس بداغی

ماه دوست -( السلام ای ماهِ رحمت ماه رضوان ماه دوست ) * سیروس بداغی

2230
1

ماه دوست -( السلام ای ماهِ  رحمت ماه رضوان ماه دوست ) السلام ای ماهِ رحمت ماه رضوان ماه دوست
جانِ مولا فهمِ شب هایت برایم آرزوست

هر که این شب ها خرامان مستِ در میخانه گشت
آبرو گیرد دمادم گر بسا بی آبروست

گر دلی آلوده داری زود بر دار و بیار
زانکه کارِ خواجه مخصوصا در این جا شستشوست

بی خبر باشم که یاران جامشان پُر یا تهی است
مالِ ما دیوانه ها الحمدلله در سبوست

من چه گویم ای خدا از مهرتان در ماهِ عشق
با تو در آن کنجِ خلوت کم ترینش گفتگوست!

شاعر : سیروس بداغی

  • جمعه
  • 14
  • خرداد
  • 1395
  • ساعت
  • 16:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا باقریان

شعر مناجات با خدا در ماه مبارک رمضان -( مهمونی رفتنِ گدا پیش خدا لیاقته ) * رضا باقریان

2515
2

شعر مناجات با خدا در ماه مبارک رمضان -( مهمونی رفتنِ گدا پیش خدا لیاقته ) مهمونی رفتنِ گدا پیش خدا لیاقته
یه بار دیگه پیش خدا بشی گدا سعادته

هر کی بودی، هرکی شدی اگه دوباره اومدی
خدا رو شاهد می گیرم شک نکنی عنایته

هر کاری کردی زیر ذره بینِ حق بودی ولی
اگه که رسوا نشدی تا به حالا کرامته

خدا تو رو ببخشه و بازم بری گناه کنی
قسم به ذات کبریا این عملت خیانته

باید که عمری بسوزی شاید که بخشیده بشی
چاره ی درد بخششت پیش خدا سماجته

ماه رمضون که می رسه، شبای جمعه که میاد
جا نمونی از کاروان درِ خونش قیامته

اگه که گریه های تو جواب نداد بگو حسین
ذکر حسین تو این شبا وسیله ی شفاعته

بدون ذکر او دلی عاشق و شیدا نمی شه
موندن پای پرچمش، عاقبتش شهادته

شاعر : رضا باقریان

  • یکشنبه
  • 16
  • خرداد
  • 1395
  • ساعت
  • 12:14
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

ماه رمضان -( به به که بیامدست ماه رمضان ) * اسماعیل تقوایی

1786
3

ماه رمضان -( به به که بیامدست ماه رمضان ) ماه رمضان
به به که بیامدست ماه رمضان
ماهی که بود اشرف ایام زمان
ماهی که درآن شدست واجب روزه
ازروزه شود سیاه روی شیطان
ماه رمضان خدای مهماندار است
دعوت شده بنده برسر سفره وخوان
ماه رمضان دعا پذیرفته تر است
فصلی چو بهار آمده برقرآن
ماه رمضان زخوردن امساک شود
همراه دهان روزه بود چشم وزبان
ماه رمضان لیله ی قدری دارد
نازل شده قرآن پیمبر در آن
این شب به یقین بهترین شب باشد
همسنگ هزار ماه این شب را دان
ماه رمضان چوگیرد آرام دلت
با یاد خدا گناه خود را سوزان
باران زسحاب رحمت حق ریزد
لبریز شود جام وجود از ایمان
در موقع افطار ملایک گویند
تبریک به روزه دار، از پیروجوان
ای بنده مده فرصت این ماه زدست
راضی ت

  • چهارشنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1395
  • ساعت
  • 08:01
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات رمضانیه -( کاش در این ماه من هم لایق رحمت شوم ) * محمود یوسفی

2434

مناجات رمضانیه -( کاش در این ماه من هم لایق رحمت شوم ) کاش در این ماه من هم لایق رحمت شوم
کاش در این ماه با دست تو تربیت شوم

سوی در گاهت گنهکار و پشیمان آمدم
تا اگر قابل بدانی باتو هم صحبت شوم

ماه مهمانی ست آیا میشود من هم خدا
بر سر این سفره با لطف شما دعوت شوم

غیر از آغوش تو جایی را ندارم یا غفور
دعوتم کن قبل از اینکه غرق معصیت شوم

دوست دارم مثل قبلا نیمه شب ها تاسحر
اهل استغفار و ذکر و ندبه و خلوت شوم

من که یک عمر است نان روضه ها را میخورم
باید آخر هم نمک گیر همین هییت شوم

هییتی که باب حاجات تمام انبیاست
هییتی که شاهراه عبد عاصی تا خداست

شاعر : محمود یوسفی

  • دوشنبه
  • 24
  • خرداد
  • 1395
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات رمضانیه -( بازهم بزم عطا و بخشش و رحمت بپاست ) * محمود یوسفی

2840
2

مناجات رمضانیه -( بازهم بزم عطا و بخشش و رحمت بپاست ) بازهم بزم عطا و بخشش و رحمت بپاست
جمع، جمع عشق بازی ز پا افتاده هاست

ماه مهمانی ست خوب و بد همه دورهمند
ماه، ماه آشتی عبد عاصی با خداست

یک نفر مشغول استغفار و اشک و ربناست
یک نفر روی لبش ذکر و مناجات و دعاست

یک نفر مست ابوحمزه، یکی غرق کمیل
یک نفر هم مثل من در حسرت کرب و بلاست

دلخوشی ما فقط حب حسین بن علی ست
او که کشتی نجات خلق و مصباح الهداست

گرچه شش گوشه نشد روز ششم قسمت ولی
روز هشتم مرغ دل صحن علی موسی الرضاست

آن علی موسی الرضایی که عنایت میکند
آخرش می آید و ما را شفاعت میکند

شاعر : محمود یوسفی

  • دوشنبه
  • 24
  • خرداد
  • 1395
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات رمضانیه(روز دهم) * محمود یوسفی

2229
1

مناجات رمضانیه(روز دهم) مناجات رمضانیه(روز دهم)

ای رمز نجات هر گرفتار حسین(ع) ای همدم و ای مونس و غمخوار حسین(ع)

عمری ست به نام پاک تو مینازیم ای بر لب ما افضل الاذکار حسین(ع)

صدبار گره ز کار این دل وا شد گفتیم به زیر لب چو یک بار حسین(ع)

غیر از تو نداریم امیدی به کسی ای دلخوشی عبد گنهکار حسین(ع)

مهر تو ملاک جنت است ودوزخ ای حب تو آمنٌ من النار حسین(ع)

روز دهم است و شب جمعه یارب ذکر لب ما لحظه ی افطار حسین(ع)

شاعر : محمود یوسفی

  • چهارشنبه
  • 2
  • تیر
  • 1395
  • ساعت
  • 11:35
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

ماه رمضان -( غروب ماه پیمبر طلوع ماه دعا شد ) * اسماعیل تقوایی

1426
1

ماه رمضان -( غروب ماه پیمبر طلوع ماه دعا شد  ) ماه رمضان
غروب ماه پیمبر (ص)طلوع ماه دعا شد
بهار دلکش قرآن خزان غیر خدا شد

ضیافتی شده برپا زسوی خالق هستی
که ضیف آن زهرآنچه به غیراوست جدا شد

بیامده مه روزه، درآن گناه بسوزد
مه جلای قلوب وگه ظهور رجا شد

بیامده مه ذکرونماز وزمزمه در شب
که بنده در سحرش غرق عاشقی وصفا شد

مه نزول بیامد برای مصحف قرآن
که بر پیمبر حق درشبی خجسته عطا شد

هرآنکه آیه بخوانده یکی به ماه صیامی
به ختم کامل قرآن ثواب خیر سزا شد

بخواه حاجت خود را به وقت لیله قدرش
همان شبی که حوایج برای بنده روا شد

به طول سال دلی را که گشته معدن امراض
بگو طبیب صیام آمدست و وقت شفا شد

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:33
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شکر -( آمد رمضان ماه خوبی ها ) * مریم موسوی

1672

شکر -( آمد رمضان ماه خوبی ها ) آمد رمضان ماه خوبی ها

آمد رمضان ماه خوبی ها، شکر

باز شد ره نای آسمانی ها، شکر

همچون دم عیسوی وزید بر دل ها

بست راه تمام خودپسندی ها، شکر

پ.ن:

وزن: مستفعل فاعلات مفعولن فع

شاعر : مریم موسوی

  • دوشنبه
  • 8
  • خرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:04
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

وداع با ماه عاشقی -( الا ای ماهِ رحمت ماهِ رضوان ) * سیروس بداغی

1406
1

وداع با ماه عاشقی -( الا ای ماهِ رحمت ماهِ رضوان ) الا ای ماهِ رحمت ماهِ رضوان
نباشد باورم...رفتی به پایان

چه شب ها تا سحر ما را خریدی
چه شب ها جلوه کردی نزدِ مستان

عجب مهمان نوازی کردی ای ماه
مرا کردی دمادم مستِ قران

هر آن چیزی که دارم از تو دارم
تو دادی عاشقان را دین و ایمان

فراوان از دلم ماتم زدودی
مرا کردی مهیا بهرِ غُفران

گرفتی دست من را هر دم ای ماه
رها کردی مرا از بندِ عصیان

همه مدیونت ای ماهِ مناجات
رساندی زان که ما را نزدِ یاران

به چشمانم دمادم اشک دادی
همین شد گر شدم من غرقِ باران

تو دادی آبرو ما را دمادم
تو کردی زشتی ام را پاک و پنهان

از آن وقتی که دستم را گرفتی
کشیدم دستِ خود، از دستِ شیطان

برای پرکشیدن تا به افلاک
تو کرد

  • پنج شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

وداع با رمضان -( کجا عازم شدی ماه خدایی ) * اسماعیل تقوایی

1830
1

وداع با رمضان -( کجا عازم شدی ماه خدایی  ) وداع با رمضان
کجا عازم شدی ماه خدایی
چرا کردی زما قصد جدایی

به تو ای ماه زیبا خو گرفتیم
مس دلهای ما را کیمیایی

سحرهایت چه زیبا بود وبودیم
به افطارت همه غرق صفایی

جلا دادی قلوب بندگان را
دل بیمار ما دادی شفایی

نمودی عاصیان روزه دارت
بسوی لطف قادر رهنمایی

بدادی هرمسلمان را دوباره
به قران خدایش آشنایی

وجودت مایه ی امیدما بود
بتاباندی به ما نور رجایی

نباشد چاره ای بر رفتن تو
بسی سخت است برما این جدایی

همه مشتاق میمانیم ای ماه
که یکسال دگر بر ما برآیی

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 31
  • خرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 22:46
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

اشعار و غزلیات مناجات با خدا رد ماه مبارک رمضان -( سفره داری که به من اذن ضیافت داده ) * امیر عظیمی

2012

اشعار و غزلیات مناجات با خدا رد ماه مبارک رمضان  -( سفره داری که به من اذن ضیافت داده ) سفره داری که به من اذن ضیافت داده

بار دیگر به گدا لقمه ی عزت داده

ماه شعبان و رجب رفت و به من گفت کسی

رمضان آمده و حق به تو فرصت داده

ای گنهکار! پشیمان شو، خدا در این ماه

به خلاصی تو از نار رضایت داده

روزه و نافله و ذکر و دعاهای سحر

من چه کردم به من این قدر لیاقت داده

ماه میلاد امام حسنم این ماه است

رمضان را پسر فاطمه برکت داده

به شب قدر که آیینه ی زهراست قسم

شیعه را حب علی بر‌گ برائت داده

روزه داری و لب تشنه و قرآن خواندن

اثر چیست به من فیض تلاوت داده؟!

به فدای لب عطشان اباعبدالله

او به قرآن خداوند حلاوت داده

این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست

این حسین است به من حال عبادت

  • شنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:22
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

وداع با ماه رمضان -( بر سفره خالی ماهم نان ببخشید ) * محمود یوسفی

1202

وداع با ماه رمضان -( بر سفره خالی ماهم نان ببخشید ) وداع با ماه مبارک رمضان

******

بر سفره خالی ماهم نان ببخشید

یعنی که بر این جسم مرده جان ببخشید

اهل کویریم و بیابان زاده هستیم

ای ابرها بر ما کمی باران ببخشید

اینجا نهال بندگی مان زرد و خشک است

بر ریشه هامان جرعه ای ایمان ببخشید

ما آشکارا معصیت کردیم هرچند

اما شما دور از همه پنهان ببخشید

تنها امیدمان فقط ذکر حسین است

مارا به حق حضرت سلطان ببخشید

یک ماه مهمان سر این سفره بودیم

خوبی، بدی، دیدید از این مهمان، ببخشید

..................

ماه مبارک هم بدون تو گذشت و...

کوتاهی از ما بود آقاجان ببخشید

شاعر : محمود یوسفی

  • شنبه
  • 7
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 13:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مجتبی صمدی شهاب

اشعار مناجات با خدا در ماه مبارک رمضان -( هرجوری بود خدایا به مهمونیت رسیدم ) * مجتبی صمدی شهاب

2488
2

اشعار مناجات با خدا در ماه مبارک رمضان -( هرجوری بود خدایا به مهمونیت رسیدم ) هرجوری بود خدایا به مهمونیت رسیدم
با همه روسیاهی ماه رمضونو دیدم

دادی اجازه تا که صدات کنم دوباره
بنده تو جز گناه ره توشه ای نداره

پیش تو از خجالت ببین که سر بزیرم
اگه منو نبخشی باید برم بمیرم

خدا چقدر کریمی گناهامو پوشوندی
با همه نالایقی م به مهمونیت رسوندی

دوستت دارم خدایا با فطرت و غریزی
وای آگه این ماه بره گناهامو نریزی

من تو رو می خونم با شرار آه سردم
عمرم تموم شد و من بندگی ت نکردم

کجا برم از اینجا هیچ کسی رام نمیده
جز در خونه تو هیچ کسی جام نمیده

خوب میدونم دلم رو به غیر تو سپردم
شرمنده ام هزار بار من آبروت بردم

صدبار میون دنیا تا که شدم گرفتار
با بی مرامی محض کردم خدا رو انکار

  • شنبه
  • 6
  • خرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:42
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات بعد از شب قدر -( رو به اتمام می‌رود رمضان ) * حسین کریمی

1784

مناجات بعد از شب قدر -( رو به اتمام می‌رود رمضان ) رو به اتمام می‌رود رمضان

فرصت قدر هم ز کف رفته

کاروان می‌شود مهیا، من

دست و پایم به صد گنه بسته

خوب‌هایت نیامده رفتند

برگه‌ی عفو دست تک‌تکشان

از کرم داده‌ای و این منِ بد

هیچ سودی نبرده از رمضان

تا سحر من تمام شب‌ها را

گریه کردم ولی کسی نشِنید

بس که عمرم به معصیت رفته

سوز آهم به آسمان نرسید

بر‌نمی‌آید از چو من توبه

مثل هر سال من عوض نشدم

روز از نو دوباره روزی من

شد خجالت ز روزگار خودم

شرم دارم ز خواندن اسمت

بس که پوشانده‌ای وجودم را

هی جری‌تر شدم گنه کردم

من نفهمیده‌ام فرودم را

التماس دعا به من گفتند

مردم بی‌خبر ز روز و شبم

بس که از من تو منتشر کردی

حسناتی که کرده‌ای لقبم

  • چهارشنبه
  • 31
  • خرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 22:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

وداع بارمضان (ترک ما را می کند ماه خدای دادگر) * اسماعیل تقوایی

761

وداع بارمضان (ترک ما را می کند ماه خدای دادگر) وداع با رمضان
ترک ما را می کند ماه خدای دادگر
واگذارد عاشقان خویش تا سالی دگر

بهره ها بردیم ازاین ماه پرفیض ونکو
خیربادا یاد هر افطار وهر صبح سحر

به به ازآن ختم قرآنهای فرد روزه دار
از شکوفایی قرآن در بهاری پرثمر

شامهای قدر والطاف خدا یادش بخیر
یاد جوش، لحظه ربانی قرآن بسر

طی شده ماهی که کار خیر رونق داشته
رحم بوده در تمام روزهایش جلوه گر

خوان پر فیض الهی لاجرم برچیده شد
هر که بوده بر سر این سفره، باشد معتبر

بندگان دلتنگ این ماه الهی می شوند
درهوایش می زند مرغ دل ما بال وپر

کاش باشیم ودوباره صائم این مه شویم
دیده ها روشن شود از نور آن بار دگر

شعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 16:28
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

وداع با رمضان-رفتی ز نظر چه زود ای ماه خدا * مریم موسوی

2031
1

وداع با رمضان-رفتی ز نظر چه زود ای ماه خدا در وداع با ماه مبارک رمضان

رباعی اول:

رفتی ز نظر چه زود ای ماه خدا

تنها شده ایم چه سود ای ماه خدا

از ما تو مگر وفا ندیدی رمضان

محروم شده ایم ز جود ای ماه خدا

رباعی دوم:

سرمست توایم بهار قرآن رمضان

از هست توایم بهار قرآن رمضان

هرچند که می شوی ز ما دور، ولی

پیوست توایم بهار قرآن رمضان

رباعی سوم:

پنهان شدی ز دیده هامان رمضان

آه! بی نگهی به برده هامان رمضان

هرچند کنی ثواب اعمال زیاد

صد حیف کم است کرده هامان رمضان

رباعی چهارم:

در وادی عشق باز تو را خواسته ایم

با اشک دو دیده باز وضو ساخته ایم

ای ماه خدا چگونه باز تاب فراق

پس زود بیا که در فراق باخته ایم

رباعی پنجم:

آه! بعد رحیل

  • سه شنبه
  • 6
  • تیر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

وداع با ماه مبارک رمضان -( کربلا آغوش خود بگشا که مهمان می رسد ) * مصطفی هاشمی نسب

1412

وداع با ماه مبارک رمضان -( کربلا آغوش خود بگشا که مهمان می رسد ) ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسد
لحظه‌ی تودیع مهماندار و مهمان می رسد

آسمان چشم های عاشقان ابری شده
مثل این سی شب دوباره بوی باران می رسد

پشت پایش از دو چشمم رودی از خون می رود
از هراس دوری اش دارد به لب جان می رسد

گوئیا دیروز بود این سفره را انداختند
طرفة العینی گذشت و وقت هجران می رسد

با مجیر و با ابو حمزه چه حالی داشتیم
زود دارد افتتاح ما به پایان می رسد

بی سر و پا آمدم ، حالا سراپا ثروتم
آری آری بر فقیران لطف سلطان می رسد

مثل من بی آبرویی را به کویش راه داد
این فقط از خلق نیکوی کریمان می رسد

آنقَدَر بخشید از خیل گناه آلوده گان
تا که آوای فغان از بند شیطان می رسد

تا به قدر ذره ای

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:43
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

وداع با ماه مبارک رمضان -( عباس چون علیست جبینش شکافته ) *

847

وداع با ماه مبارک رمضان -( عباس چون علیست جبینش شکافته ) ما را در اوج دل نگرانی نگاه کن
بر این بهار رو به خزانی نگاه کن

امشب غریبه نیست میان من و شما
قدری به نوکرت خودمانی نگاه کن

مثل خدا که در رمضان خوب می خرد
آقا تو هم به ما رمضانی نگاه کن

این دل برای آمدنت زیر و رو شده
این دل شده است خانه تکانی نگاه کن

بد کرده ام اگر که جوانی نموده ام
جرم مرا به دید جوانی نگاه کن

عجل علی ظهورک یابن الحسن، بیا
حیف است پشت ابر بمانی نگاه کن

نیمی زعمر، در هوس کربلا گذشت
نیمی دگر به مرثیه خوانی نگاه کن

عباس چون علیست جبینش شکافته
زینب چو فاطمه است کمانی نگاه کن

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:46
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

وداع با ماه مبارک رمضان -( در پیش چشم فاطمه بر سینه اش نشست ) * مهدی مقیمی

1109

وداع با ماه مبارک رمضان -( در پیش چشم فاطمه بر سینه اش نشست ) ماه خدا برای تو دلتنگ می شوم
یکسال در هوای تو دلتنگ می شوم
هر روز وقت مغرب و هنگامهء اذان
با یاد ربنای تو دلتنگ می شوم
دارند سفره های تو را جمع می کنند
با دوری از فضای تو دلتنگ می شوم
سی ، نیمه شب دعای سحررا شنیده ام
ای ماه ، بی دعای تو دلتنگ می شوم
نزدیکتر شدم به ابالفضل با عطش
پس بهر روزه های تو دلتنگ می شوم
این حال خوش که سرزده در تار و پود من
ای کاش ماندگار شود در وجود من

تا اسمه دواست، دوا را گرفته ایم
تا ذکره شفاست ، شفا را گرفته ایم
این رحمت خداست که یاری نموده تا
دامان لطف شیر خدا را گرفته ایم
شکر خدا که نیمهء ماه خدا به لب
ذکر کریم آل عبا را گرفته ایم
با یاد لحطه لحطهء ارباب بی کفن
ح

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

وداع با ماه مبارک رمضان -( زمان توبه من هم نریخت گریه من ) * علی اکبر لطیفیان

1039

وداع با ماه مبارک رمضان -( زمان توبه من هم نریخت گریه من ) به پاى درد و دلِ بنده چاه کم آورد
مقابل جگر من که آه کم آورد

به پیش هیچ کسى کج نگشت گردن من
ولى مقابل این بارگاه کم آورد

تمام شد رمضان تازه ما شروع شدیم
به شب نشینى عشاق ماه کم آورد

به بارگاه کریمت گناهکار آمد
ولى ببخش اگر که گناه کم آورد

شدم شبیه به ”جون” غروب عاشورا
کنار نور تو رنگ سیاه کم آورد

اگر نگاه کنى کم میاورم حتما
زهیر در قبل یک نگاه کم آورد

براى کوه گناهى به کاه راضى شد
بدا به حال هر آنکس که کاه کم آورد

خدا زیاد کند بین توبه ها کم را
زمان توبه چه خوب ست گاه کم آورد

زمان توبه من هم نریخت گریه من
همینکه رفت دم قتلگاه کم آورد

خودت بیا و بگو یاعلى بلندم کن
دوباره بنده تو بین را

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:48
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رحمان نوازنی

وداع با ماه مبارک رمضان -( آقا دعا کنید که شب‌های آخر است ) * رحمان نوازنی

888

وداع با ماه مبارک رمضان -( آقا دعا کنید که شب‌های آخر است ) آقا سلام! ماه مبارک تمام شد
شب‌های آخر من و ماه صیام شد

درهایی از ضیافت حق بسته شد ولی
پشت در نگاه شما ازدحام شد

سفره دوباره جمع شد و دیر آمدیم
دیر آمدیم و قسمت ما فیض عام شد

بین دعای آخر سفره دعا کنید
شاید که سال، سالِ ظهور امام شد

آقا دعا کنید که شب‌های آخر است
شاید که مهمانی ما هم به کام شد

شاعر : رحمان نوازنی

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:49
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

وداع با ماه مبارک رمضان -( مرکبش خونی و بی صاحب و گریان برگشت ) * مصطفی هاشمی نسب

1250

وداع با ماه مبارک رمضان -( مرکبش خونی و بی صاحب و گریان برگشت ) آخر ماه شد و ماه نیامد آخر
سی سحر ناله زدیم آه نیامد آخر

با کلافی سر بازار نشستیم ولی
حیف شد یوسفم از چاه نیامد آخر

جان ما از غم دوریش به لب آمده است
صاحب غیبت جانکاه نیامد آخر

شام هجران رخش از سر ما رخت نبست
فجر امید سحرگاه نیامد آخر

ترسم این است دوباره به تباهی بروم
مشعل و روشنی راه نیامد آخر
***

روضه قتلگه جد غریبش سخت است
ای خدا حضرت خونخواه نیامد آخر!

مرکبش خونی و بی صاحب و گریان برگشت
ذوالجناحا، ز چه رو شاه نیامد آخر؟

شاعر : مصطفی هاشمی نسب

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:51
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

وداع با ماه مبارک رمضان -( بگذشت مجال و باز نشناختمت ) * قیصر امین پور

1183

وداع با ماه مبارک رمضان -( بگذشت مجال و باز نشناختمت ) با روزه و با نماز نشناختمت
با آن همه رمز و راز نشناختمت

یک ماه اگر چه میهمانت بودم
بگذشت مجال و باز نشناختمت

شاعر : قیصر امین پور

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:52
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

وداع با ماه مبارک رمضان -( آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت ) * صائب تبریزی

1464

وداع با ماه مبارک رمضان -( آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت ) افسوس که ايام شريف رمضان رفت
سي عيد به يک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سي پاره اين ماه مبارک
از دست به يکبار چو اوراق خزان رفت

ماه رمضان حافظ اين گله بد از گرگ
فرياد که زود از سر اين گله شبان رفت

شد زير و زبر چون صف مژگان، صف طاعت
شيرازه جمعيت بيداردلان رفت

بيقدري ما چون نشود فاش به عالم؟
ماهي که شب قدر در او بود نهان، رفت

برخاست تميز از بشر و ساير حيوان
آن روز که اين ماه مبارک ز ميان رفت

تا آتش جوع رمضان چهره برافروخت
از نامه اعمال، سياهي چو دخان رفت

با قامت چون تير درين معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد، سبک آمد و چون کوه، گران رفت

چو

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 09:04
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار وداع با ماه مبارک رمضان -( دیر هم حتی بیاید زود و آسان می خرند ) *

1324
1

اشعار وداع با ماه مبارک رمضان  -( دیر هم حتی بیاید زود و آسان می خرند ) رفت و آمدهای سائل را کریمان می خرند
دیر هم حتی بیاید زود و آسان می خرند

التماس چشمهایت را بکن تا تَر شود
بیشتر از هر چه اینجا چشم گریان می خرند

دستهایی که به بالا رفته را پُر می کنند
دستگیرند و ز ما دست به دامان می خرند

بُشرِ مطرب را به حرفی بُشر حافی می کنند
گاه مور قصر را همچون سلیمان می کنند

ای فدایِ سفره داری که به ما هم راه داد
میزبان ها این حوالی ناز مهمان می خرند

وقت خوبی آمدی امشب امان نامه بگیر
آخرین شبها گدایان را فراوان می خرند

اهل ایران به داین رضا شهرت شدن
اهل ایران را به آقای خراسان می خرند

گر هوایِ کربلا داری بگو جانم حسین
آرزومندِ زیارت را دو چندان می خرند

شامیان رسم بد

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:42
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار وداع با ماه مبارک رمضان -( تا اینکه ماه لطف خدا می شود تمام ) * حبیب باقرزاده

1311
2

اشعار وداع با ماه مبارک رمضان -( تا اینکه ماه لطف خدا می شود تمام ) دارد غروب ماه خدا می رسد رفیق
پایان اشک و سوز و نوا می رسد رفیق

تا اینکه ماه لطف خدا می شود تمام
اتمام کار اهل بکا می شود رفیق

ماه خدا تجلی پرواز بنده است
پایان پر زدن به هوا می رسد رفیق

قطع یقین بدان که در این ماه؛ عاقبت
با افتخار عیدی ما می رسد رفیق

فردا گدا برای گدایی کجا رود؟
پایان کار شاه وگدا می رسد رفیق

این گریه های ما به خدا بی نتیجه نیست
برگ ضمانتی ز رضا می رسد رفیق

هرکس که راه وشیوه اوخط رهبری است
محشر به خدمت شهدا می رسد رفیق

هم عاقبت به خیرو هم اینکه شود عزیز
هر کس به محضر علما می رسد رفیق

باور کنید با نظر لطف فاطمه
روزی برات کرب و بلا می رسد رفیق

بعد از سه ماه گریه برآن ش

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:44
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار ماه رمضان -( باز می خوانم شب اول دعای افتتاح ) *

3059
9

اشعار ماه رمضان  -( باز می خوانم شب اول دعای افتتاح ) بوی آش نذری ماه مبارک میرسد
باز وقت خواندن قدر و تبارک میرسد

باز می خوانم شب اول دعای افتتاح
باز میگیرم به زیر سایه قرآن پناه

باز می خوانم میان گریه ها جوشن کبیر
ذکر العفو و مناجات و اجرنا یا مجیر

باز از فرط عطش چشمم سیاهی میرود
از وجودم در همین حالت تباهی میرود

باز می گویم پس از افطار با نان و نمک
رو به سوی کربلا یا لیتنا کنا معک

محمد قاجار

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 10:39
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار وداع با ماه مبارک رمضان -( دست ما را بده در دست خدا این شبها ) *

1422
1

اشعار وداع با ماه مبارک رمضان  -( دست ما را بده در دست خدا این شبها ) فیض بردیم ز احسان و عطا این شبها
پُر شود با کرمت دست گدا این شبها

تو بیا واسطه شو توبه ی ما رَد نشود
مستجاب است به نام تو دعا این شبها

آبرو دار ؛ بخر آبروی رفته ی ما
دست ما را بده در دست خدا این شبها

پسر فاطمه محتاج دعائیم همه
می روی وقت مناجات کجا این شبها

در شب قدر که تقدیر همه خورد رقم
چه نوشتند برای شهدا این شبها

در همه عمر همه حاجت ما دیدن توست
لحظه ای پرده ز رخسار گشا این شبها

عده ای در نجف و صحن علی مهمان اند
مست حیدر دَم ایوان طلا این شبها

بر سر سفرهی سلطان چقدر می چسبد
طعم افطار ز دستان رضا این شبها

به همان چادر خاکی شده در کوچه قسم
یک سحری مجلس ما نیز بیا این شبها

تا سحر ذکر

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:46
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار وداع با ماه رمضان -( بعد از این دست تو باشد دل و چشمم یا رب ) *

1799
1

اشعار وداع با ماه رمضان  -( بعد از این دست تو باشد دل و چشمم یا رب ) سفره را جمع نکن آمده ام پشت دَرَم
من همان بی سر و سامان شده ی خون جگرم

با تو مأنوس شدم خوب رفیقی هستی
چقدر حرف زدم با تو ز شب تا سحرم

دست مردم پُر دست من اما خالی ست
کاسه ام را به کجا غیر همین در ببرم

بعد از این دست تو باشد دل و چشمم یا رب
نکند باز بیافتد به گناهان نظرم

شب آخر نکند قهر کنی می میرم
وای اگر دست نوازش نکشی روی سرم

علی آمد برکت داد به این بندگی ام
علی آمد اثری داد به اشک بصَرم

هیچ کس مثل علی پشت من زار نماند
جز علی نیست کسی پشت و پناهم،سپرم

مزد این سی شبه یک کرببلایم ببرید
چند وقتی است که من منتظر این سفرم

رمضان رفت ولی فکر محرم هستم
می خورد باز به این روضه ی رضوان گذرم

ب

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:47
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

آماده شویم برای ماه مهمانی خدا -(ماه رمضان الکریم) * مرتضی محمودپور

769

آماده شویم برای ماه مهمانی خدا -(ماه رمضان الکریم) آماده شوید

ماه صیام در راه است

گرچه این ماه خداوند عظیم است عظیم

صاحب سفره در این‌ماه کریم است کریم

ماه بخشش ز گناهان و خطا پوشی‌هاست

هر تراوت به سحرگه ز نسیم است نسیم

سحرم دولت اقبال به بالین آمد

گفت این حال که داری‌تو، وخیم است وخیم

دست بر دامن پیغمبر و آلش بزنید

گرچه این دُّرگران‌مایه، یتیم است یتیم

دیگر از این همه تقصیر به تنگ آمده‌ام

برمشامم ز تواین طُرفه شمیم‌است‌شمیم

هرکجا پا نهم آنجاست همه ملک خدا

لیک کوی تو مرا بیت و حطیم است حطیم

هر که با این سر سودا زده همرنگ شود

پیش عشاق جگر سوز زعیم است زعیم

لیله قدر مرا زلف تو تفسیر نمود

عاشقان دوست به عشاق،رحیم‌است‌رحیم

کوله‌با

  • یکشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 09:26
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد