مناجات با خدا

مرتب سازی براساس

مناجات(غزل) -(ما خیل بندگانیم، ما را تو می‌شناسی) *آیت الله سید علی خامنه ای

929
1

مناجات(غزل) -(ما خیل بندگانیم، ما را تو می‌شناسی) ما خیل بندگانیم، ما را تو می‌شناسی
هر چند بی‌زبانیم، ما را تو می‌شناسی

ویرانه‌ایم و در دل گنجی ز راز داریم
با آن‌كه بی‌نشانیم، ما را تو می‌شناسی

با هر كسی نگوییم راز خموشی خویش
بیگانه با كسانیم ما را تو می‌شناسی

آیینه‌ایم و هرچند لب بسته‌ایم از خلق
بس رازها كه دانیم ما را تو می‌شناسی

از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از این و آنیم ما را تو می‌شناسی

از ظن خویش هركس، از ما فسانه‌ها گفت
چون نای بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

در ما صفای طفلی، نفْسُرد از هیاهو
گلزار بی‌خزانیم ما را تو می‌شناسی

آیینه‌سان برابر گوییم هر چه گوییم
یک‌رو و یک‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

خط نگه نویسد حال درون م

  • جمعه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 17:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 سید پوریا هاشمی

شعر مناجات با خدا -(گدای سفره ی مردم‌ شدم غلط کردم) * سید پوریا هاشمی

1813
2

شعر مناجات با خدا -(گدای سفره ی مردم‌ شدم غلط کردم) گدای سفره ی مردم‌ شدم غلط کردم
جدا شدم زدرت!گم شدم غلط گردم

مرا صدا زدی و رد شدم نفهمیدم
تو خوب بودی و من بد شدم نفهمیدم

به آن زبان که تو دادی چه ها نکردم‌ من
مرا ببخش شمارا صدا نکردم من

رفیق بودی و من نارفیق! شرمنده
شکسته ام دلتان را!رفیق!شرمنده

بیا و دیده خود را ز من ندید بگیر
مرا گناه زده!تو نزن ندید بگیر

مرا ببخش تو حالا بخاطر زینب
بغل بگیر گدارا بخاطر زینب

دوباره یک شب جمعه! دوباره آه حسین!
رسیده ست به ری بوی قتلگاه! حسین!

دوباره فاطمه دارد بنی میخواند
گرفته زمزمه دارد بنی میخواند

بنی!موی سرت را که چنگ زد مادر؟
به صورت تو عزیزم که سنگ زد مادر؟

لباس دوخته بودم کجاست پیرهنت؟!
گرفت‌

  • چهارشنبه
  • 8
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر غزل مناجات -(گرچه با کوه گران‌سنگ گناه آمده‌ایم) * صائب تبریزی

1275
1

شعر غزل مناجات -(گرچه با کوه گران‌سنگ گناه آمده‌ایم) گرچه با کوه گران‌سنگ گناه آمده‌ایم
لیک چون سنگ نشان بر سر راه آمده‌ایم

بر سیه‌کاری ما هر سر مویی‌ست گواه
گر چه خاموش ز اقرار گناه آمده‌ایم...

شب ظلمانی ما نامه‌سیه چون مانَد؟
که به جولان‌گه آن رویِ چو ماه آمده‌ایم

سبز کن بار دگر مزرع بی‌حاصل ما
گر چه مستوجب آتش چو گیاه آمده‌ایم...

جان ما را به نگهبانی عصمت دریاب
که ز کوته‌نظری بر لب چاه آمده‌ایم

رحم کن بر نفَس سوختۀ ما یارب!
که در این راه، عنان‌ریز چو آه آمده‌ایم

نیست ممکن که شود خدمت ما پا به رکاب
با قدِ خم شده آخر همه راه آمده‌ایم...

پاک کن از خودی، آیینۀ خودبینی ما
که به درگاه تو از خود به پناه آمده‌ایم...

نیست انصاف، نظربسته گذشتن

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

غزل مناجات با خدا -(رو سیاهم ، بی پناهم آمدم) * حسین رحمانی

1750
1

غزل مناجات با خدا -(رو سیاهم ،  بی پناهم آمدم) رو سیاهم ، بی پناهم آمدم
سربه زیرم غرق آهم آمدم

دست خالی نه ... که دست پر ببین
این من و بار گناهم آمدم

از همه جا رانده و وامانده ام
میدهی آیا تو راهم ؟ آمدم

راه گم کردم که اینجا آمدم
می کنی تو سر براهم آمدم

منکه از چشم همه افتاده ام
تو ولی کردی نگاهم آمدم

از سر جهلم جسارت کرده ام
بنده ی پر اشتباهم آمدم

خسته از دنیا و از نفسم شدم
می کند دنیا تباهم... آمدم

تو خودت گفتی بگویم بالحسین
می گْذری از اشتباهم آمدم

بالحسین ، گفتم دلم رفته حرم
زائر آن بارگاهم آمدم

تشنگی روزه اشک روضه شد
روضه خوان قتلگاهم آمدم

**

گفت با لشگر برای خود که نه
بهر طفل بی گناهم آمدم...

... رو زدم آبی بگیرم ... ناگه

  • پنج شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر غزل مناجاتی -(الهی الهی، به حقّ پیمبر) * شیخ بهایی

910

شعر غزل مناجاتی -(الهی الهی، به حقّ پیمبر) الهی الهی، به حقّ پیمبر
الهی الهی، به ساقی کوثر

الهی الهی، به صدق خدیجه
الهی الهی، به زهرای اطهر

الهی الهی، به سبطین احمد
الهی، به شُبّیر الهی! به شَبّر

الهی به عابد! الهی به باقر
الهی به موسی، الهی به جعفر

الهی الهی، به شاه خراسان
خراسان چه باشد! به آن شاه کشور

شنیدم که می‌گفت زاری، غریبی
طواف رضا، چون شد او را میسّر

من این‌جا غریب و تو شاه غریبان
به حال غریب خود، از لطف بنگر

الهی به حق تقی و به علمش
الهی به حق نقی و به عسکر

الهی الهی، به مهدیِّ هادی
که او مؤمنان راست هادی و رهبر

که بر حال زارم دمی کن نگاهی
به حق امامان معصوم، یک‌سر

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:27
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

شعر مثنوی مناجات -(ای دوای درون خسته‌دلان) * هلالی جغنایی

772

شعر مثنوی مناجات -(ای دوای درون خسته‌دلان) ای دوای درون خسته‌دلان
مرهم سینۀ شکسته‌دلان

مرهمی لطف کن که خسته‌دلم
مرحمت کن که بس شکسته‌دلم

گرچه من سر به‌ سر گنه کردم
نامۀ خویش را سیه کردم

تو در این نامۀ سیاه مبین
کرَم خویش بین، گناه مبین...

با وجود گناه‌کاری‌ها
از تو دارم امیدواری‌ها

زآن‌که بر توست اعتماد همه
ای مراد من و مراد همه

تو کریمی و بی‌نوای توام
پادشاهی و من گدای توام

نی گدایی که این و آن خواهم
کام دل، آرزوی جان خواهم

بلکه باشد گدایی‌ام دردی
اشک سرخی و چهرۀ زردی

تا به راهت ز اهل درد شوم
برنخیزم، اگر چه گَرد شوم

چون به خاک اوفتم، به صد خواری
تو ز خاکم ز لطف برداری

گرچه در خوردِ آتشم چو شرر
نظری گر به من رسد چه ضرر...

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 16:22
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

مطالب شب جمعه -(شيخ صدوق از پدرش از سعد بن عبد اللَّه از محمد بن حسين بن ابو الخطاب از) *

658

مطالب شب جمعه -(شيخ صدوق از پدرش از سعد بن عبد اللَّه از محمد بن حسين بن ابو الخطاب از) و قال: حدّثنا أبي قال: حدّثنا سعد بن عبد اللَّه قال: حدّثنا محمّد بن الحسين ابن أبي الخطّاب عن محمّد بن سنان عن المفضّل بن عمر عن الصادق عليه السلام قال: كان فيما ناجى اللَّه به موسى عليه السلام أن قال: يا ابن عمران كذب من زعم أنّه يحبّني فإذا جنّه اللّيل نام عنّي، أليس كلّ محبّ يحبّ خلوة حبيبه؟ ها أنا ذا يا ابن عمران، مطّلع على أحبّائي إذا جنّهم اللّيل حوّلت أبصارهم في قلوبهم و مثلت عقوبتي بين أعينهم يخاطبوني عن المشاهدة و يكلّموني عن الحضور يا ابن عمران، هب لي من قلبك الخشوع، و من بدنك الخضوع، و من عينيك الدموع، و ادعني في ظلم اللّيل، فإنّك تجدني قريبا مجيبا.

شيخ صدوق از پدرش از سعد بن عبد

  • یکشنبه
  • 6
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا باقریان

شعر مناجاتی شب جمعه -(شبهای جمعه سوختن را دوست دارم) * رضا باقریان

1521
6

شعر مناجاتی شب جمعه -(شبهای جمعه سوختن را دوست دارم) شبهای جمعه سوختن را دوست دارم
گریه به شاه بی کفن را دوست دارم

  • یکشنبه
  • 14
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 19:27
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

مطالب شب جمعه -(حفص بن غياث گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود:) *

572
1

مطالب شب جمعه -(حفص بن غياث گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود:) حفص بن غياث گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: هر گاه يكى از شما بخواهد (دعايش‏ به اجابت رسد و) هر چه از خدا خواهد به او بدهد بايد از مردم يكسره اميدش را قطع كند و هيچ اميدى نداشته باشد جز بدان چه در نزد خداى عز ذكره است و چون خداى عز و جل چنين حالى از دل او بيند هر چه از او بخواهد به او عطا كند. پس خودتان حساب خود را بكشيد پيش از آنكه حسابتان را بكشند زيرا براى قيامت پنجاه موقف (بازداشتگاه) است كه مقدار هر موقفى هزار سال است. سپس اين آيه را خواند: «در روزى كه اندازه‏ اش هزار سال است از آنها كه شمار مي كنيد» (سوره سجده آيه ۵)

منبع:
الروضة من الكافي؛ ترجمه رسولى محلاتى؛ ج‏ ۱؛ ص ۲۱۰

  • پنج شنبه
  • 28
  • آذر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیررضا فرجوند

متن شعر مناجات -(من آن عبد خطا کارم الهی) * امیررضا فرجوند

3147
2

متن شعر مناجات  -(من  آن  عبد  خطا  کارم  الهی) من آن عبد خطا کارم الهی
که شرم از فعل خود دارم الهی
خدایا بلبلی بی آشیانم
همی نامت بود ورد زبانم
الهی در شبِ شب زنده داری
به سویت آمدم با آه و زاری
نگاهی کن به قلب پر ز دردم
ببخشا هر چه بودم هر چه کردم
خدایا بنده ات از پا فتاده
سرش اکنون به دامانت نهاده
الهی ای امید نا امیدان
به حق حرمت شاه شهیدان
ز افعال بدم امشب تو بگذر
به حق فاطمه بر حق حیدر
چو نابینا بسویِ روشنایی
(فرج) بر درگهت آمد گدایی
خدایا بنده ای شرمنده هستم
گنه کار و غمین و خوار و پستم
بگریم تا گل اشکم بروید
غبار سینه ام اشکم بشوید
ز لطفت بنده را مسرور فرما
عذابت را ز جانم دور فرما
خدا بر حق پهلوی شکسته
به فرق حیدر در خون نشسته
به ا

  • شنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نجوای عاشقانه با اهل بیت(ع) * مرضیه عاطفی

721

نجوای عاشقانه با اهل بیت(ع) ?? نجوای با اهل بیت(ع)؛ به امید آمرزش...
#نذر_تعجیل_در_ظهورحضرت_مهدی_عج ??

مستحقّم به من پناه دهید
حال و احوالِ روبراه دهید

بینِ خوبانِ خود مرا هم نیز-
بپذیرید و باز راه دهید

ببَریدم سریع تر به حرم
پای بوسیِ دلبخواه دهید

کربلا، مشهد و نجف، یا قم...
آبرویی به روسیاه دهید

زیر ایوان مرا نگاه کنید
سر سپردم که سرپناه دهید

در کنارِ امید و آمرزش
ترس از هر چه اشتباه دهید

وسطِ روضه ها به دستانم
یک امان نامه از گناه دهید

رزق اشکِ مرا زیاد کنید
جانِ من را به قتلگاه دهید!

#أللهم_صل_علی_محمدوآل_محمدوعجل_فرجهم
#أللهم_عجل_لولیک_ٱلفرج
#بالحسین_ع_إلهی_العفو

  • پنج شنبه
  • 18
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 17:22
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
استاد محسن کرم پور(ناجی هشترودی)

مناجات با خدا -(الهی کن عنایت گر چه عمری رو سیاهم) *استاد محسن کرم پور(ناجی هشترودی)

1796
6

مناجات با خدا -(الهی کن عنایت گر چه عمری رو سیاهم) الهی کن عنایت گرچه عمری روسیاهم
به حق فاطمه بگذر ز هر جرم و گناهم
منم دریای عصیان تویی معنای احسان
منم عبد گنهکار تویی ستارو رحمان
سر افکنده ام به تو بنده ام
تویی پشت و پناهم
دلم سوی تو کرم خوی تو
نظر کن غرق آهم

ز درگاهت خدایا رشته ی الفت گسستم
تو بخشیدی مکرر،من ولی توبه شکستم
توایی یکتا نگارم صفای قلب تارم
گشودی باب رحمت زمهرت شرمسارم
سر افکنده ام به تو بنده ام
تویی پشت و پناهم
دلم سوی تو کرم خوی تو
نظر کن غرق آهم

  • دوشنبه
  • 1
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 22:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مناجات باخدا -(میشود از منِ افتاده ز پا درگذری؟!...) * محسن راحت حق

530

مناجات باخدا -(میشود از منِ افتاده ز پا درگذری؟!...) می شود از منِ افتاده ز پا در گذری
معصیت کارم و از جرم و خطا در گذری

تو مگر دوست نداری که شوم پاک و زلال
کافی است از همه ی عُجب و ریا در گذری

بخشش از نامِ تو پیداست خداوندِ کریم
جای دارد که از این بی سر و پا در گذری

تو خدایی..تو بزرگی تو پناهی به همه..
آمدم گردنِ کج ...تا ز وفا در گذری

رجبیّه است منم غافل از این ماهِ عظیم
می شود خالقِ هستی ز گدا در گذری

وَ به مولودِ همین ماه قسم خسته شدم
به علیآً چه شود باز خدا در گذری؟

آبروی منِ بیچاره الهی نرود یاالله...
می شود از منِ افتاده ز پا در گذری

  • پنج شنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 15:58
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

مناجات_خداوندا تورا من دوست دارم * اسماعیل تقوایی

509

مناجات_خداوندا تورا من دوست دارم مناجات
خداوندا تو را من دوست دارم
در این دنیا تویی دار وندارم

برایت بنده ی خوبی نبودم
ولی بر لطف تو امیدوارم

امیدم آیه ی لا تقنطو یت
رحیما رحمتت را انتظارم

سریعی در رضا از بندگانت
ازاین‌رو بخششت را خواستارم

بگیر از بنده عاصی خود دست
بپرور جان من، پروردگارم

برانی گر زدرگاهت چسازم
تویی تنها پناهم شهریارم

غیاث المستغیثینی، خدایا
به فریادم برس ای کردگارم

پذیرا توبه ام را باش مولا
که با لطفت نمایی رستگارم

شعر :اسماعیل تقوایی

  • پنج شنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 13:34
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

مناجات -(روز و شب در ذکر یا رب یا ربم) * ناشناس ؟؟؟

542

مناجات -(روز و شب در ذکر یا رب یا ربم) روز و شب در ذکر یارب یاربم
عاشق ذکر دعا های شبم

شب برای عاشقان زیباتر است
آشنای ناله های حیدر است

مرتضی راشاهد غمهاست شب
باخبر از مدفن زهراست شب

شب در رحمت به روی بنده ها
می گشاید مالک پرونده ها

پردۀ شب ها ز روی حکمت است
این سیاهی هم دوای خجلت است

ظلمت شب پوشش شرمندگیست
ناله های شب نشان بندگیست

گوش کن شبها ز عرش کبریا
میرسد هر دم صدای آشنا

کی شکسته دل بیا شیون مکن
این همه بیگانگی با من مکن

  • جمعه
  • 29
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 11:10
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات -(خم شدم از بار عصیان بارالها توبه کردم) * مفتون همدانی

679

مناجات -(خم شدم از بار عصیان بارالها توبه کردم) خم شدم از بار عصیان، بارالها توبه کردم
گشتم از کرده پشیمان، بارالها توبه کردم

نَفس سَرکش حِرص غالب فِکر اَندک وهم اَفزون
رفته ام دنبال شِیطان، بارالها توبه کردم

رِطب و یا یَس را نوشتی در کتاب خویش، قرآن
گر نخواندم بنده قرآن، بارالها توبه کردم

اَنبیا و اُولیا گفتند هر خوب و بدی را
گر نمودم ترک آنان، بارالها توبه کردم

در اصول و در فروع دین اگر اِهمال کردم
برخلاف حکم و فرمان، بارالها توبه کردم

گر به نفس خود ستم کردم و یا بر بنده گانت
می کنم من بعد جبران، بارالها توبه کردم

گر که کردم ترک بیعت، ای خدا، مَعذور دارم
یا شکستم عهد و پیمان، بارالها توبه کردم

گر زدم بر خلق تُهمت یا که هستم اَهل غیبت
یا که بودم اَهل بُهتان، بارالها توبه کردم

از غرور و کبر، نافرمانیی گر سر زد از من
مست بودم، قول رِندان، بارالها توبه کردم

بایدم برتر شوم من از مَلَک، امّا نگشتم
بل شدم بدتر زِ حیوان، بارالها توبه کردم

از در دربار شاهی گر شدستم من فراری
آمدم با آه و افغان، بارالها توبه کردم

  • پنج شنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(یا رب اگر ز کرده ما پرده واکنی) * صامت بروجردی

695

مناجات با خدا -(یا رب اگر ز کرده ما پرده واکنی) یا رب اگر زِ کرده ما پرده واکنی
ما را به خجلت اَبدی مبتلا کنی

اِبلیس وار جامه طغیان ببر کنید
گر یک نفس به خویش کسی را رها کنی

هر کس به جانِ خویش جفا بیشتر کند
به روی تو بیشتر زِ ترحم وفا کنی

روزی دهی به مردم بیگانه صد هزار
کز صد هزار یک نفری آشنا کنی

از فعلِ خویش عارف و عامی کنند شرم
روزی که دستگاه عدالت بپا کنی

کسرا مجالچون و چرا در بر تو نیست
با بندگان هر آنچه نمایی بجا کنی

گر گبر رو کند بدرت بهر التجا
هر دم ز مهرذ حاجت او را روا کنی

هر کس بهر لباس که با عجز و التماس
در حضرت تو رو کند او را رضا کنی

چندین هزار مجرم و عاصی و روسیاه
در یک نفس زِ آتش دوزخ رها کنی

غیر از تو نیست راه پناهی برای خلق
باید تو روی لطف به احوال ما کنی

جز تو طبیب نیست امید است هر دو کُون
این دردهای بی حدِ ما را دوا کنی

یا رب تو قبله گاه امیدی و چون کنم
گر دستِ ما زِ دامنِ لطف جدا کنی

باشد امید ما بدرت آن که جمله را
از دوستانِ درگه آلِ عَبا کنی

اندر شمار ما همه را در صفِ شمار
از شیعیانِ پادشه لافتی کنی

در روزِ رستخیزِ قیامت شفیعِ ما
سر خیل کائنات و شه انبیاء کنی

شایستهء محبتِ لطف تو گر نِه ایم
رَحمی به ما به خاطرِ شیرِ خدا کنی

یا رب همین بس است تمنای ما که تو
هنگامِ مرگ مَدفن ما کربلا کنی

در آفتابِ گرمِ قیامت مَقام ما
زیرِ لوای اَحمد صاحب لوا کنی

از لطفِ بی حسابِ تو یا رب بعید نیست
گر رحمتی به (صامت) بی دست و پا کنی

  • دوشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 16:19
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

بیچاره و فقیرم، یارب الهی العفو * مرضیه عاطفی

1154
1

بیچاره و فقیرم، یارب الهی العفو بیچاره و فقیرم، یارب الهی العفو
از دست خود اسیرم، یارب الهی العفو

این نفْس ِ لاأبالی حال مرا گرفته
از اشتباه سیرم، یارب الهی العفو

کم معصیت نکردم! کافیست خبط و خسران
ابلیس کرده پیرم، یارب الهی العفو

درمانده ام! ندارم جز آه در بساطم
از شرم سربه زیرم، یارب الهی العفو

دادی بها به این بد! اما به جای جبران
دائم بهانه گیرم! یارب الهی العفو

ممنون که راه دادی! حالا که نیمهٔ شب-
-خورده به تو مسیرم، یارب الهی العفو

هر طور هست باید رزق شهادتم را
از دست تو بگیرم، یارب الهی العفو

تا اینکه بین روضه، رو به ضریح ارباب
در کربلا بمیرم، یارب الهی العفو!

  • پنج شنبه
  • 25
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(تنها نه که نظاره بر آهم نمی کنی) * محمد جواد شیرازی

518

مناجات با خدا -(تنها نه که نظاره بر آهم نمی کنی) تنها نه که نظاره بر آهم نمی کنی
آنقدر دلخوری که نگاهم نمی کنی

آتش زدم به توشه ی عمرم، مرا ببخش
فکری برای عمر تباهم نمی کنی؟

در چاه نفس خویش اسیرم، ولی مرا
هرگز رها به ظلمت چاهم نمی کنی

با این بزرگواری تو آب می شوم
وقتی مؤاخذه به گناهم نمی کنی

بی منت است لطف کثیرت، نظاره بر
اعمال کمتر از پَر کاهم نمی کنی

تا بر دلم نوای علی نور می دهد
دیگر نظر به روی سیاهم نمی کنی

خیری ندیدم از سفری غیر کربلا
خیر مرا دوباره فراهم نمی کنی؟
**

رو کرد سوی نیزه و زینب به گریه گفت:
بالانشین! نگاه به ما هم نمی کنی؟

دیدی که همسفر شده ام با سنان و شمر!
فکری برای سختی راهم نمی کنی؟

  • پنج شنبه
  • 8
  • اردیبهشت
  • 1401
  • ساعت
  • 15:51
  • نوشته شده توسط
  • احسان مشفق
ادامه مطلب

مناجات با خدا درزمینه قتلگاه امام حسین (ع) -(حالم به حال عبد مُکَدَّر نمی خورد) * بردیا محمدی

633

مناجات با خدا درزمینه قتلگاه امام حسین (ع) -(حالم به حال عبد مُکَدَّر نمی خورد) حالم به حال عبد مُکَدَّر نمی خورد
وضعم به وضع بنده ی مضطر نمی خورد

نفرین به من که اشک دُرُستی نریختم
این گریه ها به درد من آخر نمی خورد

عاشق به عشق یار ز اغیار می بُرد
عاشق غمی به جز غم دلبر نمی خورد

اقدام کرده‌ام بپرم بارها..،نشد
بال و پرم به بال کبوتر نمی خورد

در می زنم رئوف..،جواب مرا بده
در می زنم رئوف..،مگر در نمی خورد؟!

اصلاً قد و قواره ی من را نگاه کن
باور بکن به بنده ی خودسر نمی خورد

گرچه بدم ولی به علی دوست دارمت
این لب قسم..،دروغ..،به حیدر نمی خورد

ما را به جان حضرت زهرا قبول کن
ما را قبول کن..،به کسی بر نمی خورد

بی حُبِّ فاطمه بخدا کارنامه ام
مُهر امان وادی محشر نمی خورد

نان تنور فاطمه را هرکسی چشید
جز دستپخت حضرت مادر نمی خورد

افطارها به خاطرِ عطشانِ فاطمه
یک جرعه آب خوش لب نوکر نمی خورد
▪️
▪️
با چکمه روی سینه ی او پا نمی نَهَند
لب تشنه را که نیزه به خوردش نمی دهند

  • سه شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1401
  • ساعت
  • 10:54
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

مناجات با خدا -(خدایا من گنهکارم، خودت گفتی که می بخشی) * امیر عظیمی

446

مناجات با خدا -(خدایا من گنهکارم، خودت گفتی که می بخشی) خدایا من گنهکارم، خودت گفتی که می بخشی
خودت گفتی که غفارم، خودت گفتی که می بخشی

خدا، بازار خوبانت از آن سمت است من اینجا
بساط معصیت دارم، خودت گفتی که می بخشی

مرا از مسجدت زاهد، مرا از میکده ساقی
برون کردند آواره ام، خودت گفتی که می بخشی

در این عالم که دزد دین لباس دوست پوشیده
کسی را جز خودت دارم؟! خودت گفتی که می بخشی

گنه کردم، غلط کردم! خطا کردم، نفهمیدم!
نده این قدر آزارم، خودت گفتی که می بخشی

دو راهی بهشت و دوزخ سمت صراط و قبر
به دست توست افسارم، خودت گفتی که می بخشی

خدا در ترکشم یک تیر ماند، آن هم حسین توست
حسین را دوست می دارم، خودت گفتی که می بخشی

دعای فاطمه روز جزا با دست عباس است
به دستان علمدارم، خودت گفتی که می بخشی

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1402
  • ساعت
  • 15:22
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(دلى خسته دارم الهى الهى) * کمیل کاشانی

248

مناجات با خدا  -(دلى خسته دارم الهى الهى) دلى خسته دارم الهى الهى
ندارم بجز تو پناهى الهى

چه‌گويم برايت چه بودم چه هستم
كه بر حال و روزم گواهى الهى

قنوت و ركوع و سجودم بهانه‌ست
كه يابم به‌كوىِ تو راهى الهى

تو كوهى به كاهى ببخشى ولى من_
نياورده‏‌ام پَرِّ كاهى الهى

تُهيدستم و غير آهى ندارم
ز من آهى، از تو نگاهى الهى

(قَد اَفنَيتُ فى شِرَّةِ السَّهوِ عُمرى)*
كنون آمدم عذرخواهى الهى

(اَعوذ بِكَ مِن حُلولِ سَخَطِك)**
الهى الهى الهى الهى

مگر تو ببخشى گناهم وگرنه
«كميل» است و اين روسياهى الهى

  • پنج شنبه
  • 31
  • فروردین
  • 1402
  • ساعت
  • 11:38
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(شنیدم توبهٔ بی ادعا را زود می‌بخشی) * مرضیه عاطفی

351

مناجات با خدا  -(شنیدم توبهٔ بی ادعا را زود می‌بخشی) شنیدم توبهٔ بی ادعا را زود می‌بخشی
گنهکارانِ با حُجب و حیا را زود می‌بخشی

همان‌هایی که اهلِ اشک و اقرارند؛ نه طغیان
به قرآن! عاصیانِ با صفا را زود می‌بخشی

طلبکارانِ از تو؛ حیف که این را نمی‌دانند
بدهکارانه نیکوکارها را زود می‌بخشی

دعای افتتاحِ تو، عجب حالِ بکا دارد
سحرگاهان که اشکِ بی‌صدا را زود می‌بخشی

به «أُدعوني» قسم، حاجاتِ اهل سجده را فوراً
اجابت کرده و اهلِ دعا را زود می‌بخشی

برای توبه گرچه دیر می‌آییم اما تو
دقیقاً لحظهٔ افطار، ما را زود می‌بخشی

به اَمراضِ وجودی بی تعلّل می‌دهی درمان
گرفتارِ به انواعِ بلا را زود می‌بخشی

همین «أَلعفو» می‌گویند مرهم می‌گذاری و
به بیمارانِ نفساني شفا را زود می‌بخشی

نمی‌دانم چه سرّی هست بینِ این همه سائل
گدایانِ علي-موسی الرضا را زود می‌بخشی

به عشقِ آن سلام ِ اولینِ رو به شش‌گوشه
همیشه زائرانِ کربلا را زود می‌بخشی!

  • پنج شنبه
  • 31
  • فروردین
  • 1402
  • ساعت
  • 12:13
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 محمد زوار

زمینه مناجات با خدا -(ظلمت نفسی/ من به خودم جفا کردم) * محمد زوار

293
1

زمینه مناجات با خدا -(ظلمت نفسی/ من به خودم جفا کردم) ظلمت نفسی/ من به خودم جفا کردم
ظلمت نفسی/ تو خلوتام گناه کردم
ظلمت نفسی/ میدونم افتضاح کردم
ظلمت نفسی/ به نامحرم نگاه کردم
ظلمت نفسی/ جوونیمو تباه کردم
ظلمت نفسی/ بخدا اشتباه کردم

بدم ولی جون حسین، بیا، بده پناهم یامجیر
ببین پشیمون اومدم، خدا، منو در آغوشم بگیر

به عظمتت اگه بدی آخرت اذن سخنم
وقتی که بین شراره‌ی آتیشت میسوزه تنم
التماس میکنم به‌جون حسین ضجه میزنم

یاغیاث‌المستغیثین

**************

الهی العفو/ دلمو مبتلا کردم
الهی العفو/ نمازامو قضا کردم
الهی العفو/ جلو مردم ریا کردم
الهی العفو/ پی معصیتم هردم
الهی العفو/ غیبت مردمو کردم
الهی العفو/ جون زهرا نکن طردم

مگه نگفتی که جوون، بیاد، خودم حلالش میکنم
من اومدم روتو ازم، نگیر، خدایا خواهش میکنم

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ‏
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ‏
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ

یاغیاث المستغیثین

**************

هواتو کردم/ یه بار دیگه هواییم کن
هواتو کردم/ راحت از این جداییم کن
هواتو کردم/ دوباره کربلاییم کن
هواتو کردم/ آلوده‌ام زلالم کن
هواتو کردم/ جون حسین حلالم کن
هواتو کردم/ یه کربلا حوالم کن

اگه حرم راهم ندی، خدا، رسوای هر عالم میشم
بذار بیام تا کربلا آخه، حرم بیام آدم میشم

خدایا میدم قسم تورو جون اون شاه کربلا
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لي الذُّنُوبَ الَّتي تَحْبِسُ الدُّعاءَ
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتي تُنْزِلُ الْبَلاء

یاغیاث المستغیثین

  • دوشنبه
  • 24
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه مناجات -(لنگون لنگون تا به اینجای کار خودمو کشوندم) * عبدالله باقری

321

زمزمه مناجات -(لنگون لنگون تا به اینجای کار خودمو کشوندم) لنگون لنگون
تا به اینجای کار خودمو کشوندم
گریون گریون
به شبای اِحیا خودمو رسوندم ۲
ای خدای خوبیا / تو خودت گفتی بیا
رو سیاهیمو به روم نیاریا
من فقط توو این شبا / تو رو میزنم صدا
اُمیدم رو نااُمید نکن خدا
اومدم دل نگرون // برای آشتی‌کُنون
پشیمونی رو تو از چشام بخون
اومدم به مهمونی /‌/ تو با این مهربونی
منو دیدی روتو بر نگردونی ۲

گفتی گفتی
هر کی سمتت بیاد کنارش می‌شینی
جدی جدی
دیگه کم آوردم حالمو می‌بینی ۲
لطف تو زبونزده / ببین اون بنده بَده
اون که باز توبه شکسته اومده
گر چه پستم و حقیر / به فقیربن‌فقیر
یه نگاهی کن و دستشو بگیر
آره من نامَردم // خیلی بد تا کردم
مثل «حُر» بذار منم برگردم
شنیدم امام رضا // گفته که پرونده‌ها
پاک میشن با روضه‌های کربلا ۲

نیزه نیزه
فاتحه‌خون شده روی تن ارباب
دیگه دیگه
جای سالم نداشت پیرهن ارباب ۲
ولی با این احوال / باز میون گودال
سر کهنه پیرْهَنش شد جنجال
دستور حرمله بود / همه جا هلهله بود
بین سر با بدنش فاصله بود
به روی خاک عریان // سپرش دست سنان
عقیق خونیش دست ساربان
غروبِ محنت شد // قحطی غیرت شد
خیمه هاش بعد خودش غارت شد ۲

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمزمه مناجات -(چقدر زود گذشت - دهه‌ی اول ماه خدا ) * رضا تاجیک

195

زمزمه مناجات -(چقدر زود گذشت - دهه‌ی اول ماه خدا ) چقدر زود گذشت - دهه‌ی اول ماه خدا
چقدر زود گذشت - شبای عاشقی کردن با دعا
چقدر زود گذشت ۲
چقدر زود گذشت - روضه‌های گریز به کربلا
چقدر زود گذشت - با حسین می گفتیم ربّنا
چقدر زود گذشت ۲
با حسین پیش خدا دیده میشیم
با حسین همه بخشیده میشیم ۳
یا الهی باالحسین ۴

کربلا خونه‌ی ماست - کربلا راه رسیدن به خداست
کربلا دارالشفاست - مسیر برگشت گناهکاراست
کربلا خونه‌ی ماست ۲
کاسمو پر می کنه - دل سنگ منو هم دُر می کنه
اونقدر کرم داره - عبد رو سیاهشو حُر می کنه
کاسمو پر می کنه ۲
خدا رو شکر با قتیل العبرات
سیئات همه میشه حسنات ۳
یا الهی باالحسین ۴

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور مناجات -(شبای مناجات و دعا وسط این اشک و گریه ها) * حسین فتحی

253

شور مناجات -(شبای مناجات و دعا وسط این اشک و گریه ها) (شبای مناجات و دعا
وسط این اشک و گریه ها) ۲
صدات اگه برسه کربلا
(آغوششو وا می کنه حسین
بی تردید امضا می کنه حسین) ۲
آقایی که نیس توو دنیا بدلش
یه دل سیر گریه کن توو بغلش ۳
بحق الحسین الهی العفو ۳

(ذکر علی رو بگو با شعف
عمرتو نکن جایی تلف) ۲
برو دم ایوون نجف
(حالت رو شیدا میکنه علی
آغوششو وا می کنه علی) ۲
میشه دل با حب حیدر منجلی
نیست امیرالمومنینی جز علی ۳
به حق علی الهی العفو ۳

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:59
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شعر مناجاتی از شمس تبریزی *

20343
46

شعر مناجاتی از شمس تبریزی ما در دو جهان غیر خدا یار نداریم

جز یاد خدا هیچ دگر کار نداریم

ما مست سبوحیم زمیخانه توحید

حاجت به می و خانه خمار نداریم

در دروی زمین چون دل ما گنج معانی است

دینار چه باشد غم دینار نداریم

مایم و گلیم و نمد کهنه و کنجی

بر سر هوس جبه و دستار نداریم

ما شاخ دختیم پر از میوه توحید

هر رهگذری سنگ زند عار نداریم

گر یار وفادار نداریم ولیکنت

ما یار به جز حضرت غفار نداریم

بشنو زدل زنده شمس الحق تبریز

از دوست به جز وعده دیدار نداریم

شمس تبریزی

  • پنج شنبه
  • 19
  • آذر
  • 1388
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

دانلود فایل صوتی + یک شعر مناجات با سبک دشتی *

15980
44

دانلود فایل صوتی + یک شعر مناجات با سبک دشتی شبانگاهان چو برخیزم ز بستر

بخوانم دوست را بادیده تر

بگیرم دامن مولی الموالی

نشانش می دهم این دست خالی

بگویم مهربان مهربانان!

تو هستی گوهر این چشم گریان

چو گردی روبرو با بنده خود

ببینی بنده شرمنده خود

تو هرچه می شوی بر من خطا پوش

محبت های تو گردد فراموش

چه شیرین است یا رب گفتگویت

که یک ساعت نشینم روبرویت

چو رحمت بر دلم جاری نمایی

دگر من هم شوم عمری خدایی

خداوندا به آه و سوز مولا

به حق ناله جانسوز زهرا

مرا در بندگی نصرت کن ای دوست

قبول درگه لطفت کن ای دوست

به آه سینه ی زخم اسیران

به آن ویران نشین شام ویران

دل ما را تسلی کن ز هر غم

بیا ما را بخر ای دوست درهم

شاعر : محمود ژول

  • دوشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1389
  • ساعت
  • 00:05
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن شعر مناجات با خدا - (خوشا آن دل که سوزان تو باشد ) *

12360
15

متن شعر مناجات با خدا - (خوشا آن دل که سوزان تو باشد ) خوشا آن دل که سوزان تو باشد
پناهش دین و ایمان تو باشد
به هر محفل دلی بشکسته باشد
در آن دل جود و احسان تو باشد
به هر جا دل بود جای تو آنجاست
که این آب و گل از آن تو باشد

ز چشم دل اگر آبی روان است
به یاد عهد و پیمان تو باشد
سراپا سوختم در آتش دل
که سوزان دل ز هجران تو باشد
شود جانم فدای صاحب دل
که آن دل تحت فرمان تو باشد
بگو آرام دل با خالق دل
که این دلداده از آن تو باشد
دل دیوانه ام سامان ندارد
به جز دیدار تو درمان ندارد
خیال دیدن تو گر گناه است
گناه من یقین پایان ندارد
خوشم ای پرده پوشا بر گناهم
به جز تو آگهی کس زان ندارد
خریدار گناهان من ای دوست
به جز تو دیگری امکان ندارد
اگر چون شمع سوزان د

  • سه شنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 10:33
  • نوشته شده توسط
  • feiz
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد