مناجات با خدا

مرتب سازی براساس

مناجات زمزمه خوانی -(باز آمدم تا بیابم، دردآشنای دلم را) * محمد حسن مهدویانی

1

مناجات زمزمه خوانی -(باز آمدم تا بیابم، دردآشنای دلم را) باز آمدم تا بیابم، دردآشنای دلم را
باز آمدم تا ببینم، ویرانه‌های دلم را

از هرکه جز تو گسستم، صد بار در خود شکستم
فرصت بده تا بسازم، از نو بنای دلم را

هستم اسیر تباهی، جا مانده‌ام در سیاهی
از دست دادم الهی، بی تو بهای دلم را

تنها تو نِعمَ الحبیبی، تنها تو نِعمَ الطبیبی
تنها خودت می‌شناسی، درد و دوای دلم را

هرچند غرق گناهم، اما تویی تکیه‌گاهم
دلخوش به اینم که این عشق دارد هوای دلم را

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:01
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

زمزمه مناجات -(به درد من دوا تویی) * سید علیرضا شفیعی

2

زمزمه مناجات -(به درد من دوا تویی) به درد من دوا تویی
دوا تویی شفا تویی

تویی جواب خواهشم
اجابت نیایشم
می‌خوام که وقف تو بشم

یارب
امشب بی‌قرارم
گرم استغفارم
یا رب مَن لی غَیرُک
جز تو کیو دارم

«یا رب، اِغفِر لَنا یا رب»

امید من پناه من
تو بگذر از گناه من

می‌لرزه پیش تو صدام
نمونده چاره‌ای برام
خودت می‌دونی چی می‌خوام

دریاب
شکسته بالی‌مو
آشفته حالی‌مو
یا کریم و یا رب
این دست خالی‌مو...

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

مناجات زمزمه خوانی -(مرغ سحرم، دانۀ اشکم شده دانه) *استاد حاج غلامرضا سازگار

9

مناجات زمزمه خوانی -(مرغ سحرم، دانۀ اشکم شده دانه) مرغ سحرم، دانۀ اشکم شده دانه
پیوسته کِشد از جگرم شعله زبانه
تن خسته و... کوهِ گنهم بر روی شانه
من عبد گنه‌کارم و تو حیّ یگانه

مشتاق توام ورنه گدایی‌ست بهانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه..

بیچاره و درمانده‌ام ای دوست! نگاهی
با کوه گنه آمده سویت پر کاهی
غیر از سر کوی تو مرا نیست پناهی
سُبحانَکَ یا سَیّدی، العفو الهی

العفو که جز عفو توام نیست بهانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه

سوگند به اشک سحر فاطمه، یا رب
سوگند به جان پدر فاطمه، یا رب
سوگند به سوز جگر فاطمه، یا رب
سوگند به خون پسر فاطمه، یا رب

با اشک، مرا پاک کن ای حیّ یگانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه

«یا مَن سَبَقَت رَحمتُکْ» ای خالق داور
سوگند به العفوِ شب ساقی کوثر
سوگند به پیشانی مجروح پیمبر
العفو، که از وعدۀ عفو تو مکرّر

در باغ دلم زد گل امید جوانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه..

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:01
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه مناجات -(صدات زدم خدای من) * رضا ابوذری

3

زمزمه مناجات -(صدات زدم خدای من) صدات زدم خدای من
گرفته باز صدای من

می‌بینی اشک و آهمو
فقط تویی پناهم و...
به روم نیار گناهمو

امشب
حال خوشی دارم
تا سحر بیدارم
با دلِ شکسته
تا سحر می‌بارم

«یا رب، اِغفِر لَنا یا رب»

به سر رسیده طاقتم
ببین که غرق حاجتم

تو خوب می‌دونی ای خدا
دلم گرفته این شبا
منو ببر به کربلا

امشب
حال گریه دارم
از روضه سرشارم
به یاد لب‌هایی
خشکیده می‌بارم

شاعر: رضا_ابوذری
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

زمزمه مناجات -(وای از شبی که سر شد، در ظلمت و تباهی) * یوسف رحیمی

2

زمزمه مناجات -(وای از شبی که سر شد، در ظلمت و تباهی) ای از شبی که سر شد، در ظلمت و تباهی
از هر گناه و ظلمی، العفو یا الهی

از هر خطای کوچک، از هر گناه و طغیان
از هر گناه پیدا، از هر گناه پنهان

از سهو و عمد یا رب، از هر زیاد هر کم
از هر چه بردم از یاد، از هر چه که شمردم

از هر خطا و عصیان، یا رب الهی العفو
ای اهل فضل و احسان، یا رب الهی العفو

«یا رب الهی العفو، یا رب الهی العفو»

دردا که بین گلشن، من رو به خار کردم
گفتی عزیز باش و، خود را چه خوار کردم

سهمم شد از گلستان، خاشاکِ بوستانت
دردا که خوار گشتم، در چشم دوستانت

رسوا شدم دوباره، افتاد تشتم از بام
بستند هر دری را، بر این گدای بدنام

غفلت از آستانِ ربّ جلیل کردم
هی رو زدم به مردم، خود را ذلیل کردم

«یا رب الهی العفو، یا رب الهی العفو»

باید که می‌رسیدم، من تا بهشت دیدار
می‌شد نصیبم آخِر، دیدار حضرت یار

از آسمانِ قربت، از چه هبوط کردم؟
من چاه را ندیدم، یک آن سقوط کردم

گردابی از هلاکت، گِردم به پیچ و تاب است
دریاب بنده‌ات را، فضل تو بی‌حساب است

دار و ندار خود را، یک‌جا به آب دادم
با کشتی نجاتت، کی می‌رسی به دادم؟

«یا رب الهی العفو، یا رب الهی العفو»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 21:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات -(از در مرانم که یه عمری خانه زادم) *

3

مناجات -(از در مرانم که یه عمری خانه زادم) از در مرانم ک ی عمری خانه زادم
از آن أزل هستىِ خود دست ت دادم
از در مرانم ک ب ت عمری أسيرم
عمرى ب درگاه ت مولا من فقیرم

از در مرانم
ترسم ک بیچاره شوم
از در مرانم
ترسم ک آواره شوم
رسوا مسازم
در بین دیگر مردمان
کن بی نیازم
از منت نامحرمان

ای سالارم
ای دلدارم
ای غمخوارم
ای یارم

از در مرانم ک ت هستی تکیه گاهم
در هر مکان در هر زمان هستی پناهم
از در مرانم ک بدون ت نمانم
با لطفو هم بارحمت ت جاودانم

از در مرانم
ترسم ک درمانده شوم
ترسم ک روزی
گمراهو جامانده شوم
من را نگهدار
در زیر چتر رحمتت
غرقم نما در
آغوش لطفو نعمتت

ای سالارم
ای دلدارم
ای غمخوارم
ای یارم

شاعر : سلمان اسفندآبادی

  • یکشنبه
  • 27
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:13
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

مناجات زمزمه خوانی -(چرا تو ای شکسته‌دل! خدا خدا نمی‌کنی) *استاد محمد جواد غفورزاده

3

مناجات زمزمه خوانی -(چرا تو ای شکسته‌دل! خدا خدا نمی‌کنی) «چرا تو ای شکسته‌دل! خدا خدا نمی‌کنی
خدای چاره‌ساز را، چرا صدا نمی‌کنی»
برای درد بی‌دوا، چرا دعا نمی‌کنی
بیا چو مرغ شب بخوان، ترانۀ خدا خدا

الا که نامه‌ای سیه، به دست خالی‌ات بود
سر شک تو نشانه‌ای، ز خسته حالی‌ات بود
دل شکسته شاهدِ شکسته‌بالی‌ات بود
شکسته بال من بیا، سفر کنیم تا خدا

شبی بیا و تا سحر به هر ستاره سر بزن
از این قفس به آسمان، کبوترانه پر بزن
به خاک عجز و بندگی، گلاب چشم تر بزن
شتاب کن که می‌خرد، سِرشکِ توبه را خدا

خدا به اشک نیمه‌شب، ثواب می‌دهد بیا
خدا به نالۀ سحر، جواب می‌دهد بیا
خدا براتِ دوری از عذاب می‌دهد بیا
بیا و آشتی کن ای دل رمیده با خدا

الا که بذر معرفت، به سینه کاشتی بیا
شبی که اشک حسرتی، به دیده داشتی بیا
بیا به درگه خدا، برای آشتی بیا
بیا که می‌خرد ز ما‌، طاعت بی‌ریا خدا

بیا و شست‌وشو بده، ز دل غبار کینه را
چرا صفا نمی‌دهی، حریم پاک سینه را
چرا صدا نمی‌زنی، شهیدۀ مدینه را
به حرمت حبیبه‌اش، نظر کند به ما خدا

چرا به خیل عاشقان، تو اقتدا نمی‌کنی؟
چرا به یاد نینوا، چو نی، نوا نمی‌کنی
چرا به پای دل سفر به کربلا نمی‌کنی
حسین اگر رضا شود، شود ز ما رضا خدا

اگر که جام دیده‌ات، ز گریه لب به لب شود
اگر به رسم عاشقی، دلت خدا‌طلب شود
سفینة‌النجات ما، حسین تشنه‌لب شود
خداست با حسین ما، حسین ماست با خدا

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه مناجات -(از لطف خودت می‌دونم) * عباس همتی

1

زمزمه مناجات -(از لطف خودت می‌دونم) از لطف خودت می‌دونم
خیری اگه شامل حالم می‌شه
از چشم خودم می‌بینم
هرچی بلا وِزر و وَبالم می‌شه

من چوب بدی‌مو خوردم
عمریه از دست خودم عاصی‌ام
اشکای چشمام می‌باره
با دل سنگم بازم احساسی‌ام

تو این هجوم غم
تو این همه بلا، تنها تویی پناهم
بیا و رحمی کن
خدا خدا خدا، بگذر از اشتباهم

می‌شه از بار غصه‌ها کم
می‌شه قلب منم یه حرم
بِعَلی بِعَلی که بگم
الهی یا الهی

اللّهُمَّ اغفِر لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنزِلُ البَلاَء

انقده از تو دورم که
انگاری به چشم تو ناآشنام
بار گناهم سنگینه
واسه همین بالا نمی‌ره دعام

خواهش هر روزم اینه
حال خوش و اشک زلالی بده
کنج قفس شد زندونم
واسه پریدن پر و بالی بده

پر از سیاهی‌ام
شدم به غم دچار، قلبی نمونده واسه‌م
بارون رحمتو
روی سرم ببار، این شده التماسم

پر جرمم و غرق خطا
ندارم چیزی غیر دعا
نگیر اینو ازم ای خدا
الهی یا الهی

اللّهُمَّ اغفِر لِيَ الذُّنوبَ الّتِي تَحبِسُ الدُّعَاء

غصه گرفته دنیامو
تاریکه تاریکه و بی‌روزنه
حس جدا موندن از تو
آره منو داره زمین می‌‌زنه

عمری صدام کردی اما
چی شده به لطف تو بی‌اعتنام
درگیر کار دنیامم
خالی شده از تو همه لحظه‌هام

با اینکه توبه هم
برام فراهمه، این همه از تو دورم
از این جهنمی
که دور تا دورمه، کاش که بدی عبورم

ندونم‌کاریامو ببخش
تو بیا و گنامو ببخش
می‌شنوی تو صدامو ببخش
الهی یا الهی

اللّهمَّ اغفِر لِيَ الذُّنوبَ الّتِي تَهتِكُ العِصَم

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه مناجات -(قسم به اسماءِ‌ حُسنی، به آل یاسین و طاها) * محمدرضا رضایی

1

زمینه مناجات -(قسم به اسماءِ‌ حُسنی، به آل یاسین و طاها) قسم به اسماءِ‌ حُسنی، به آل یاسین و طاها
به اشک توی چشمام، تو دستمو می‌گیری، می‌دونم
به یاد شب‌های مشهد، نوایی رو لبم اومد
چه حالی داشتم اون شب، همون مناجاتو باز می‌خونم

«من آمدم ای خدا درد خود دوا کنم
رخصت بده ای کریم تا خدا خدا کنم
مهر من، ماه من، مهربان اله من
جان مولا علی بگذر از گناه من»

به حیدر بیا دستامو بگیر
اَجِرنا مِنَ النّار یا مُجیر

قسم به اسماءِ حُسنی، به حرمت نام زهرا
به قبر پنهونی که، با حسرت دیدارش دلخونم
قسم به عمر کوتاهش، به اشک و گریه و آهش
به حرمتش تُو محشر، تو دستمو می‌گیری، می‌دونم

شرمنده از غفلت و غرق در خجالتم
محبت فاطمه‌ست توشۀ قیامتم
پر شد از، اشکِ غم، هر سحر نگاه من
جان زهرا بیا بگذر از گناه من

به زهرا بیا دستامو بگیر
اَجِرنا مِنَ النّار یا مُجیر

قسم به اسماءِ حُسنی، به خامس آل طاها
به ساکن کربلا، که عمریه از داغش گریونم
قسم به روز میقاتش، به لحظۀ مناجاتش
به آیۀ رو لب‌هاش، تو دستمو می‌گیری، می‌دونم

به روی دوشم ببین کوله‌بار سیئات
بیا نجاتم بده با سفینة النجات
یا رحیم، یا رئوف، رب من پناه من
بالحسین، بالحسین، بگذر از گناه من

به حق حسین دستامو بگیر
اَجِرنا مِنَ النّار یا مُجیر

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 23:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات -(چون از خطاهام نشدم پشیمون) *

0

مناجات -(چون از خطاهام نشدم پشیمون) چون از خطاهام نشدم پشیمون
میخوای بسوزونی منو بسوزون
زیادی از حد دیگه سرکش شدم
منو یه مقدار از خودت بترسون

ای مهربونی که میدونی - پیش خودت چکارا کردم
ملائکه‌ت کاش ننویسن - امید دارم که بر میگردم

(یارب الهی یا الهی)

تویی که هم میدونی ، هم میتونی
میگیرم از بخشش تو نشونی
اگه خطایی میکنم نه اینکه
از تو نترسم ، آخه مهربونی

خودت منو اینجا رسوندی - مگه منو مهمون نکردی؟
یه فرصت دوباره دادی - هنوز منو بیرون نکردی

(یارب الهی یا الهی)

تو همه کاره ای و من چه کارم؟
خوب میدونم برا تو کم میذارم
بهونه دارم واسه بخشیدنت
واسطه عباس‌و حسین‌و دارم

همون حسینی که کنار - علقمه قامتش خمیده
تا به حالا حالِ حسین‌و - هیچ‌کسی اینجوری ندیده

(آه ای ابالفضل ، ای ابالفضل)

  • جمعه
  • 8
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 21:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

مناجات -(مگه هست از تو بخشنده‌تر؟) * یوسف رحیمی

2

مناجات -(مگه هست از تو بخشنده‌تر؟) مگه هست از تو بخشنده‌تر؟
مگه هست از ما شرمنده‌تر؟
مگه هست از علی بنده‌تر؟

اومده باز گدایی اسیر
خدایا دست ما رو بگیر
بذار تُو دست نعم الامیر

می‌تونه که خداشناس شه
هر کسی که شناخت ولی رو
رها نمی‌کنیم یه لحظه
عبای رحمت علی رو

يَا جَمِيلَ الثَّنَاء، يَا كَثِيرَ الوَفَاء

خدایا من که خیلی بدم
می‌دونی با امید اومدم
اومدم باز به تو رو زدم

اومدم تا پناهم بشی
اومدم تکیه‌گاهم بشی
اومدم نور راهم بشی

اگه که عدلت باشه حاکم
توی آتیش باید بسوزم
اما با امیدِ به لطف و
رحمت تو سر می‌شه روزم

اَحکَم الحاکِمین، اَرحَم الرّاحِمین

منم و کوله‌بار گناه
منم و غصه و اشک و آه
منم و حسرت یک نگاه

اومدم دل رو دریا کنم
اومدم با تو نجوا کنم
اومدم راهو پیدا کنم

منم یه عبد رو سیاه که
به غیر تو کسی نداره
تویی خدای ذوالجلالی
که عبدی مثل علی داره

یا سَریعَ الرِّضا، یا سَمیعَ الدُّعا

جز تو کی غصه‌مو می‌دونه
دردمو از چشام می‌خونه
رو سر من سایه‌ش می‌مونه

جز تو کی محرم رازمه
مرهم غم‌های تازه‌مه
یه نگاش بال پروازمه

اگه تو رو یه روز نداشتم
کجا باید پناه می‌بردم
کی می‌گرفت دستامو مولا
وقتایی که زمین می‌خوردم

یا علی یا علی

کرم و جود تو دائمه
نگاهت لطف بی‌خاتمه
برسون ما رو تا علقمه

می‌گیریم ذکر یا فاطمه
تا بشیم کربلایی همه
حرمت قبلۀ عالمه

کی می‌شه که یک شب جمعه
کنار شش‌گوشه بشینم
دلتنگ خاک کربلا و
دلتنگ صبح اربعینم

یا حبیبی حسین

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 23:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمزمه مناجات -(ای پناه قلبم - به تو‌ پناه آوردم) * رضا تاجیک

0

زمزمه مناجات -(ای پناه قلبم - به تو‌ پناه آوردم) ای پناه قلبم - به تو‌ پناه آوردم
عبد سر به زیرم - بار گناه آوردم

نادم و‌ پشیمان شدم من / به درگه تو مستجیر
باز دوباره مثل همیشه / بیا منو بغل بگیر

ارحمُ الراحمین * حال زارم ببین
یا غیاث المستغیثین ۲

روسیاهم از این - گناه بی شمارم
من امید به عفو و - به بخشش تو دارم

دیده ای همیشه تو بار / خطا به روی دوش من
دیده را ندیده گرفتی / خدای پرده پوش من

غافر المذنبین * ملجا الخائفین
یا غیاث المستغیثین ۲

یا علی به پیش - خدا شفاعتم کن
چون همیشه مولا - مرا اجابتم کن

بی قرار عشقم دوباره / شدم هوایی نجف
حاجت دلم را روا کن / شوم فدایی نجف

شاه مردان علی * شیر یزدان علی
ای پناه بی پناهان ۲

  • جمعه
  • 8
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 21:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات ترکی -(پروردگارا رحم ائله چوخدی گناهیم) * مهدی شریفی

0

مناجات ترکی -(پروردگارا رحم ائله چوخدی گناهیم) پروردگارا رحم ائله چوخدی گناهیم
شرمندیم چوخدی خطا و اشتباهیم
رحم ایله الله مولایه خاطر
پهلو شکسته زهرایه خاطر
الله یا الله

رحم ائتمسن بو اشک و آهه نیلیوم من
لطف ائتمسن بو روسیاهه نیلیوم من
ای تکیه گاهیم رحم ایله الله
چوخدی گناهیم رحم ایله الله
الله یا الله

یا رب ضعیفم من عذابه طاقتیم یوخ
ای مهربان اصلا عذابه طاقتیم یوخ
جسم ضعیفه رحم ایله الله
ذکریم اولوبدور استغفرالله
الله یا الله

  • سه شنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 22:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات -(شب قدر اومدو بازم چشامون خیسه بارونه ) *

1

مناجات -(شب قدر اومدو بازم چشامون خیسه بارونه ) شب_قدر اومدو بازم، چشامون خیسه بارونه
به غیر تو کسی حال ،گنهکارو نمیدونه

ببین بندت پُرِ درده ، گناه بیچارمون کرده
نمونده راهی جز اینکه، به آغوش تو برگرده

گرفتارم گرفتارم گره اُفتاده توو کارم
باید از خرمن لطفت دوباره توشه بردارم

به امید خدا امشب کار و بارم ردیف میشه
ایشالا این گنهکارم با خوبا همردیف میشه

تو سختی‌های این دنیا ، هوای بندتو داری
اصن هر چی بدم باشم ، منو تنها نمیذاری

تو گفتی که دوسم داری ، بیا پیشم کارت دارم
ولی من بی ادب بودم ، همش رفتم پی کارم

دیگه چی بهتر از اینکه، خدا همراه مظلومه
خدا با ماست آی مردم ، دلا آرومه آرومه

اگه میبینی این روزا ، سپاهِ دشمن آوارس
بدون کارِ خدامونه ، خدا قطعا همه کارس

خدا رهبر رو دوست داره ، خدا کشور رو دوست داره
خدامون گریه‌کن‌های ، یل خیبر رو دوست داره
.
.
.

بمیرم واسه اون مردی که توی بستر اُفتاده
نگو توو مسجد کوفه بگو توو کوچه جون داده

همون روزی که توو کوچه، جلوش زهرا زمین افتاد
همون جا بود همه دیدن امیرالمومنین افتاد

بمیرم واسه اون مردی ، که سی ساله دلش خونه
شب آخر شد و داره ، وصیت نامه میخونه

شاعر محسن بصیری

  • شنبه
  • 9
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 01:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه مناجاتی -(دوباره اومده گدای بی وفا) * هاشم محمدی آرا

0

زمینه مناجاتی -(دوباره اومده گدای بی وفا) دوباره اومده گدای بی وفا
یکم محل بزار به عبد روسیاه
دوباره اومدم نگاهم کن خدا_یا ربنا

الهنا الهنا یا ربنا

میشه منو صدا کنی ای مهربون
برا منم دعا کنی ای مهربون
نگاه به این گدا کنی ای مهربون_یا ربنا

آهای کسی که مهربونیت بی حده
ببین که بنده ی فراری اومده
با بی حیایی خونتو هی در زده

بیا گدای این شبا رو رد نکن
اسیر پنجه ی گنا(ه)رو رد نکن
دیوونه ی امام رضا رو رد نکن

منم همون که غرق در گمراهیه
پُر از غرور بی حد و خودخواهیه
ولی دلش بسمت خونت راهیه

یه کوله بار معصیت رو دوشمه
اگه بمیرم از خجالت باز کمه
منو بیا ببخش به حق فاطمه

به زائرای کربلا مارو ببخش
بیا به عشق مجتبی مارو ببخش
به عزت امام رضا مارو ببخش

روزا که تشنه میشم از سوز عطش
به یاد کربلا پریشونم همش
به یاد شیرُخواره ای که کرده غش_آقام حسین

  • پنج شنبه
  • 14
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 20:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات -(دوباره اومدم پیشت) * امیر آهمند

0

مناجات -(دوباره اومدم پیشت) دوباره اومدم پیشت
با این چشمای بارونی
با یک دنیا بدهکاری
با یک دنیا پشیمونی

نگو که خسته ای از من
نگو که دلخوری داری
از این توبه شکستن ها
از این حرفای تکراری

توی دیوان عدل تو
باید محکوم بشم حتما
چقد بد سابقه م اره
چقد پرونده دارم من

روزایی رو که بی نامت
گذر کردم هدر کردم
شبایی رو که بی یادت
سحر کردم ضرر کردم

من هرجایی بگی رفتم
من هرکاری بگی کردم
نمیدونم با چه رویی
به آغوش تو بگردم

من از شب‌های بی زاری
خودت میدونی بیزارم
به عشق درد دل با تو
شبا تا صبح بیدارم

فقط از کل سرمایم
همین اشکا برام مونده
این اشکا هدیه ی زهراس
همین تنها برام مونده

ندارم ترسی از محشر
نگاه لطف زهرا هست
کسی که سوخت پشت در
به فکر سوختن ما هست

من هر جا حرفی از در شد
جلو تر از همه سوختم
با هیزم های پشت در
برای فاطمه سوختم

اگه اتیش گرفت اون در
نه از تاثیر هیزم بود
بنای این همه اتیش
همش از جهل مردم بود

همون در که قرار بودش
پناه فاطمه باشه
توی اون بی کسی تنها
سپاه فاطمه باشه

ولی از شدت اتیش
نشد واسش سپر باشه
نشد که مانع راهه
یه عده خیره سر باشه

ادای حق این روضه
فقط چشمای خونباره
اگه فضه خذینی گفت
بدون تقصیر مسماره

نوشتن بین دیوارو
در سوخته شرر افتاد
نه تنها فاطمه جون داد
پسر افتاد پدر افتاد

  • دوشنبه
  • 11
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمد مبشری

مناجات -(یه گدا با بی نوایی ، اومده برا گدایی) * محمد مبشری

0

مناجات -(یه گدا با بی نوایی ، اومده برا گدایی) یه گدا با بی نوایی ، اومده برا گدایی
می دونم من بدم اما ، تو خدایی تو خدایی

تو خدای مهربونی ، درد دل ها رو می دونی
اینو از همه شنیدم ، هیچ کسی رو نمی رونی

می دونی دلم سیاهه ، کوله بار من گناهه
فاصله بین من و تو ، تو خودت گفتی یه آهه

اشک و آه رمز وروده ، کار تو رحمت و جوده
اگه گفتم یا اللهی ، همه از لطف تو بوده

منم و یه قلب پر غم ، منم و یه اشک نم نم
من کی ام ، که میگم هر دم ، ذکر تو تموم عالم

عالمو تو آفریدی ، همه رحمت و امیدی
تو تموم اهل دنیا ، جز گناه از من ندیدی

از گناهِ چشم و گوشم ، از خطای عقل و هوشم
بگذر از تموم جرمم ، ای خدای پرده پوشم

ندارم چشم بهاری ، ندارم یه اشک و زاری
ای همه معصیت از من ، تو به رومَم نمیاری

مهربونیت بی نظیره ، دل به مهر تو اسیره
تا یکی میگه خدایا ، عاشقت برات می میره

چی شد اون ندای یارب ، چی شد اون ذکرِ روی لب
کجا رفت راز و نیاز و ، گریه های نیمه ی شب

من با این بارِ گناها ، جا ندارم بین خوبا
روسیاه روسیاهم ، از تو دور شدم خدایا

حالا قلب خسته دارم ، گره های بسته دارم
همراه کوه گناهم ، توبه ی شکسته دارم

حالا که پشیمونم من ، می بینی پریشونم من
من و ببخش ای خدایا ، هر چی باشه مهمونم من

ای تو از همه کریم تر ، از گناه همه بگذر
قسمت میدم خدایا ، حق زهرا حق حیدر

  • سه شنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 22:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

مناجات با خدا -(یا نعم الحبیب - یا نعم الامیر) * رضا تاجیک

3

مناجات با خدا -(یا نعم الحبیب - یا نعم الامیر) یا نعم الحبیب - یا نعم الامیر
دستام خالیه - دستامو بگیر
بازه روی من - آغوشت خدا
خوبه حال من - توو بزم دعا

می دونم / که توی این ماه تو منو می بخشی
تا میگم / استغفرالله تو منو می بخشی
با دلمی همراه / تو منو می بخشی

هستم بنده ای - که گم کرده راه
رنجورم خدا - از زخم گناه
حالم میشه خوب - با القابِ تو
کاری کن که باز - برگردم به تو

می دونم / که روتو از من برنمی‌گردونی
می بخشی / پای مناجات منو به آسونی
از خودمم بهتر / دردمو می دونی

  • یکشنبه
  • 17
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 03:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد