اشعار محرم

مرتب سازی براساس

ورود به ماه محرم -( ابرای رحمت میشینن) * منصوره محمدی مزینان

749

ورود به ماه محرم -( ابرای رحمت میشینن) ابرای رحمت میشینن
دوباره رو‌ دوش نسیم
گلا همه سیراب میشن
به لطف ابرای کریم

سلام... به شورِ ماتمت
به موج دریای غمت
که دسته دسته عاشقات
میان به زیرِ پرچمت

شکر خدا یه بار دیگه
چشام دیده محرّمو
بغضای تو روضه هاتو
بارون اشکِ نَم نَم و

تپش،تپش ، قلب منه
که داره تندتر میکوبه
آقا برایِ شیرخواره ات
تمومِ قلبم ،آشوبه

از چشِ خیس آسمون
خون شده قلب عاشقات
تموم دریا ها میگن
چه بی وفایی ای فرات

برای نوکریت ...حسین
یه ذره کم نمیزارم
خرج تو کاش بشه فقط
تمومِ دار و ندارم

سنگ محبتِ تو رو
عمری به سینه میزنم
کاش که یه روزی جون بدم
به پای پرچم و علم

اراده کن ...تو راه تو
فدات میشم ، بدونِ شک
همش با حسرت بخونم
یا لَیْتَنٰا کُنّا مَعَک

  • شنبه
  • 8
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 17:22
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

نوحه ماه محرم -(از سوی کربلا آید صدای عشق ) * رسول چهارمحالی

332

نوحه ماه محرم -(از سوی کربلا آید صدای عشق ) اللهم عجل لولیک الفرج (2)
-------------------------------
از سوی کربلا،آ ید صدای عشق
گویا حسین بود ،جان مه دمشق
سردار بی سر ،در زیر خنجر
حنجر بریده ،آ ن پاره پیکر
با کام عطشان ،با جسم عریان
قاری قرآن ،ذکرش به دوران (2)
------------------------------
قرص ماه هاشمیون ،عباس
اشبه الناس به علی ،خیر الناس
با دو دستان بریده بی مشک
دیدگانش شده از شرم پر اشک
آن علمدار و سپهدار وفادار حسین
گوید از علقمه آ ن نور دو عین (2)
-------------------------
خیمگه تا قتلگه دخت علی
بر زمین می خورد و می گفت یا علی
یا علی دست من و دامان تو
از چه رو خونین بدن جانان تو
جسم او در زیر مرکب سر به نی
می رسد آ ن منتقم بر گو تو کی؟
-------------------
آوایی از شام ،با اشک و ناله
اندر خرابه ،طفل سه ساله
دارد به سینه ،رأس پدر را
گوید سخن ها ،از درد و غم ها
او روضه خوان شد از بهر بابا
می خواند این ذکر ،بانوی شیدا (2)
-------------------------------
آ ید به گوشم ،از درد سینه
پهلو شکسته ،آ مد از مدینه
با حالت زار ،محزون و غمبار
گوید بنَّی،چشمان در انتظار
ام ابیها،شافع روز جزا
می گوید هر دَم ،فی فرج مولانا
----------------------------
آ وای مهدی ،آ ید با هدف
از صحن طلا ،ایوان نجف
حیدر کرار،صاحب ذوالفقار
فاتح خیبر و فاتح جنگ کفار
با فرق خونین ،کرده زمزمه
ذکر فرج را ،به یاد فاطمه
----------------------------------
اللهم عجل لولیک الفرج (2)

  • جمعه
  • 23
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 00:52
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

یک دهه نوحه سینه زنی کامل محرم * مرتضی محمودپور

910

یک دهه نوحه سینه زنی کامل محرم ◾نوحه ی سینه زنی
◾شب دوم(ورودیه)

◾بنداول
کاروان از ره آمد با علمدار لشکر
با علی اکبر و باطفل ششماهه اصغر
همرهش زینب آمد
جان من بر لب آمد(۲)
واغریبا غریبا (۳)

◾بنددوم
کاروان تا رسیده سینه را غم گرفته
فاطمه در جنان هم شور ماتم گرفته
گفته نور دوعینم
غصه دار حسینم(۲)
واغریبا غریبا (۳)

◾نوحه شب چهارم
◾حضرت طفلان زینب

◾بنداول
دسته گلهای زینب گشته اند تا کفن پوش
میرسد صوت لبیک با لب تشنه برگوش
هر دو با بانگ تکبیر
همچو مرغ سحرخیز (۲)
یاحبیبی حسینجان (۳)

◾بنددوم
ما به اشک دو دیده رو به سوی تو کردیم
مادرم داده پیغام تا فدای تو گردیم
ما که در سوز و آهیم
هر دو تن یک سپاهیم (۲)
یاحبیبی حسینجان (۳)

◾بندسوم
ما دو سرباز کوچک آشنای غریبیم
هردو سرباز کوچک برتو آقا حبیبیم
کن عنایت ز رحمت
تا به خط شهادت (۲)
یاحبیبی حسینجان (۳)

◾نوحه ی سینه زنی
◾شب ششم
◾توسل حضرت قاسم(ع)

◾بنداول
قاسمم من یتیم و زاده ی مجتبایم
با لب لعل عطشان کشته در کربلایم
زیر سم ستوران
ذکر لبهام عموجان(۲)
ای عمو ای عموجان (۳)

◾بنددوم
از فرس تا فتادم در دل این بیابان
استخوانم شکسته زیر سم ستوران
صورتم شد دگرگون
قامتم گشته گلگون (۲)
ای عمو ای عموجان (۳)

◾بندسوم
من فدایی اکبر گشته ام ای عموجان
جسمم افتاده بیجان بر روی خاک سوزان
کن نگاهی ز رحمت
بابا آمد ز جنت(۲)
ای عموجان عموجان (۳)

◾نوحه ی شب چهارم
◾توسل حضرت عبدالله (ع)

◾بنداول
چون عمویم ابوالفضل دستم از تن جدا شد
جان ناقابل من در ره تو فدا شد
مقتلم قتلگاهت
من فدای نگاهت
ای عموجان عموجان (۲)

◾بنددوم
من یتیم کریمیم جز تو بابا ندارم
اشک غربت به یاد درد و داغش ببارم
یادگار مدینه م
وارث زخم سینه م
ای عموجان عموجان (۲)

◾نوحه ی سینه زنی
◾شب ششم
◾توسل حضرت قاسم(ع)

◾بنداول
قاسمم من یتیم و زاده ی مجتبایم
با لب لعل عطشان کشته در کربلایم
زیر سم ستوران
ذکر لبهام عموجان(۲)
ای عمو ای عموجان (۳)

◾بنددوم
از فرس تا فتادم در دل این بیابان
استخوانم شکسته زیر سم ستوران
صورتم شد دگرگون
قامتم گشته گلگون (۲)
ای عمو ای عموجان (۳)

◾بندسوم
من فدایی اکبر گشته ام ای عموجان
جسمم افتاده بیجان بر روی خاک سوزان
کن نگاهی ز رحمت
بابا آمد ز جنت(۲)
ای عموجان عموجان (۳)

◾نوحه سینه زنی
◾شب هفتم محرم
◾توسل حضرت علی اصغر(ع)

◾بنداول
کربلا قحط آب است شیرخواره بخواب است
از عطش بین خیمه روی پای رباب است
کودکان گرد اصغر
همچو گلهای پرپر(۲)
واعلیا علیا (۳)

◾بنددوم
ساقی تشنه کامان سر به زانو نهاده
از خجالت ز طفلان بین خیمه فتاده
گرچه در پیچ و تاب است
فکر طفل رباب است(۲)
واعلیا علیا(۲)

◾بندسوم
حلق اصغر نشان تیر کین شد به میدان
قلب زهرا از این غم گشته زار و پریشان
خیمه در پیچ و تاب است
خون به قلب رباب است(۲)
واعلیا علیا(۲)

◾نوحه شب تاسوعا

◾بند اول
در رهت ای حسین جان دستم از تن جدا شد
جان ناقابل من در ره تو فدا شد
مشک من پاره پاره
کن به حالم نظاره(۲)
سیدی ای حسین جان(۳)

◾بند دوم
سایه ی لطفت اینجا تا که گشته پناهم
عاقبت علقمه شد یاحسین قتلگاهم
زائر روی زهرا
گشته ام من در اینجا(۲)
سیدی ای حسین جان(۳)

◾بندسوم
پیش چشمان زهرا گشتم از کینه پرپر
گفته مادر بگویم بر تو آقا برادر
یا اخا ای حسین جان
جان من بر تو قربان(۲)
سیدی ای حسین جان(۳)

◾نوحه سینه زنی
◾روز عاشورا

◾بنداول
من ز خیمه به سویت ای حسین جان دویدم
وای به حال دل من از چه رو دیر رسیدم
حنجرت را بریده
قامتم شدخمیده(۲)
ای برادر حسین جان(۳)

◾بنددوم
شد جدا راس پاکت پیش چشمان زارم
با لب خشک و عطشان لب به رگها گذارم
ای فتاده به میدان
بیکفن ماه تابان(۲)
ای برادر حسین جان(۳)

◾بندسوم
پیش چشمان مادر راس پاکت بریدن
از قفا خنجر از کین دیده‌ام میکشیدن
با لب خشک و عطشان
زیر لب گفت حسین جان(۲)
ای برادر حسین جان(۳)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • دوشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 17:33
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

ذکر سینه زنی و شور شبهای محرم * مرتضی محمودپور

751

ذکر سینه زنی و شور شبهای محرم ◾ذکر محرم سال۱۴۰۲

◾بنداول
من عاشقتم. ...زیر سایه‌ی مادرتم
دلداده‌ی تو.....سینه چاک آب آورتم
من منتظر....وارث خون اصغرتم
من گریه کنه.....قاسم و عون و جعفرتم
ز کوثر تو مستم
براه تو نشستم
با همه‌ی رفیقام
نوکر کویت هستم

◾بنددوم
ارباب منی.....غلام علی اکبرتم
مهتاب منی....گدای کوی خواهرتم
بیچاره شدم....ز داغ علی اصغر و من
سرگردونم و ....گریون گل پرپرتم
بیا در امشب آقا
نوکر و مهمونت کن
زائر قتلگاه و
حنجر گلگونت‌ کن

◾بندسوم
روضه‌خونتم....با همه وجودم میخونم
تا آخر عمر.....به سر کوی تو میمونم
هرچی تو بگی....به من آقا منهم همونم
پیرم یاحسین.....ولیکن به عشقت جوونم
کرببلات برا من
آخر خط دنیاست
زائر قبرت آقا
شبای جمعه زهراست

#محرم ۱۴۰۲
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • چهارشنبه
  • 28
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 01:45
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

نوحه تک یا واحد شبهای محرم -(بگرید زمین و بنالد سماء) * مرتضی شاهمندی

476

نوحه تک یا واحد شبهای محرم -(بگرید زمین و بنالد سماء) بگرید زمین و بنالد سماء
فلک نوحه خوان سینه زن نینوا
سلامُ ن علی ساکن کربلا

حسین یا حسین یا حسین یا حسین (۳)

دوباره شده ماه خون خدا
زند هر دلی پر سوی کربلا
شرر زد غم او به جانهای ما

حسین یا حسین یا حسین یا حسین

پریشون شده مادرش فاطمه
برای حسین قامت او خَمه
دلِ جن و اِنس و مَلَک پر غمه

حسین یا حسین یا حسین یا حسین

  • سه شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 23:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

ورود ماه محرم -(به نام حضرت عشق رسید عزای ارباب ) * مجید آقاجانی

316

ورود ماه محرم -(به نام حضرت عشق رسید عزای ارباب ) ?بند 1

به نام حضرت عشق رسید عزای ارباب
سنگ تموم میزارم تو روضه های ارباب
بوی حرم گرفته پیرن سیای ارباب

پیرن سیاه تن میکنم به اذن زهرا
بوی گلاب و عطر سیب پیچیده اینجا

دوباره برپا شده این تکیه و پرچم
اومده ماه بندگی ماه محرم

غریب حسین شاه دو عالم

? بند 2

خدارو شکر به ماه محرمت رسیدم
دوباره طعم چای روضه هاتو چشیدم
با چشم تر آقاجون کتیبه ها رو دیدم

به روضه ها گیره دلم عزیز زهرا
اومدمو دست منو گرفتی آقا

من آرزومه زائر کربلا باشم
نمیتونم به لحظه ایی ازتو جداشم

غریب حسین شاه دو عالم

? بند 3

میدونی آرزومه پای علم بمیرم
همیشه روزیمو من از تو آقا میگیرم
تو پادشاهی و من یه نوکره حقیرم

غروب کربلای تو چه حسی داره
دلم بهونه ی حرم داره دوباره

ببین که دل خونه از این فراق و دوری
آخه چقد گریه کنم بسه صبوری

غریب حسین شاه دو عالم

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

محرم -(جانِ جانان آمده، بهرِ پیمان آمده) * هستی محرابی

963

محرم -(جانِ جانان آمده، بهرِ پیمان آمده) #شب_دوم_محرم_ورود_کاروان_به_کربلا
#مرثیه_به_سبک_سینه_زنی_سنتی
#صلی_الله_علیک_یااباعبدالله_الحسین_ع

ای زمینِ کربلا بهرِ تو مهمان آمده
انتظارِ لحظه ها دیگر به پایان آمده

جانِ جانان آمده، بهرِ پیمان آمده

ای زمینِ کربلا دستِ ادب بر سینه نِه
میوه ی جانِ نبی فرزندِ قرآن آمده

با جوانان آمده، بهرِ قربان آمده

ای زمینِ کربلا ای قبلگاهِ مرسلین
بر طوافت شاهِ دین از بیتِ سبحان آمده

عطرِ رضوان آمده، نورِ یزدان آمده

آسمان در صیحه وُ سر در عزا تا دیده است_
کوفه با خنجر به استقبالِ مهمان آمده

شمر میدان آمده ، جنگِ قرآن آمده

کربلا ای سرزمینِ تشنه در بینِ دو رود
زخمِ جانت با تبِ یاران به درمان آمده

شاهِ خوبان آمده، رکنِ ایمان آمده

ذره ذره خاکِ تو در بانگِ لبیک یا حسین(ع)
هستیِ کان و مکان بر عهد و پیمان آمده

عقل حیران آمده، اوجِ عرفان آمده

سر به زیر افکنده ای شرم از نگاهِ زینبی
مقتل و گودال و تل بر او چه بحران آمده

سر به دامان آمده، عرش گریان آمده

عصرِ عاشورا بمیرم چی کشیده خواهرش
از صدای ضجه اش عالم به ویران آمده

بس به جولان آمده، زار و نالان آمده

کوفه وُ شامِ اسارت سدِّ راهِ معبرش_
خیزران و خنجر و خارِ مغیلان آمده

با یتیمان آمده، اشک ریزان آمده

اربعین بر تربتِ پاکِ حسینِ سرجدا
بی رقیه دلغمین بر دیدنِ جان آمده

دیده گریان آمده ، سینه کوبان آمده

(ای که روحت تا قیامت شاد باد ارباب من
کربلایت تا ابد آباد باد ارباب من

#حسین_علیه_السلام_تشنه_عشق
#هستی_محرابی
#عصر_چهارشنبه_۲۸_تیر_۴۰۲
#بداهه

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 09:59
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

ورود ماه محرم شب اول -(بازم هلال ماه غم دمیده) * مرتضی سراوانی گرگانی

357

ورود ماه محرم شب اول -(بازم هلال ماه غم دمیده) بازم هلال ماه غم دمیده
دوباره عطر و بوی سیب پیچیده
مرغه دلا به کربلا پریده
ماهه محرم حسین رسیده 2

ماه محرم حسین
رسیدو باز دلامیجوشه

ماه محرم حسین
آقام میده به نوکر توشه

ماه محرم حسین
ایشالا بنویسن شش گوشه

مادره پیره من میده
پیرهن مشکیموبه من
دعاش اینه تاعمردارم
باشم غلام بی کفن

میگه ایشالا اجرتو
فاطمه میده ای شبا
ایشالا راهیت میکنه
یک شبه جمعه کربلا

کرببلا کرببلا 8

#بند_دوم

دله سیاهه من پر از امیده
میگن خدا بدا رو هم خریده
با دعای مادری قد خمیده
ماه محرم حسین رسیده

ماهه محرم حسین
درای رحمته خدا بازه

بندهدهاشو خدا داره
میوونه هیئتا میسازه

خدا به اشکو آهه ما
میوونه روضه ها مینازه

غم فراق کربلا
بادلا بازی میکنه
این ناله ها برای ما
زمینه سازی میکنه

همین حسین حسین ما
خدا رو راضی میکنه
ایشالا اربعین خدا
بنده نوازی میکنه

آقام حسین آقام حسین(ع)

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

طلیعه محرم -(شُکر خدا زندگی مو از تو دارم حسین جانم ) * بهمن عظیمی

407

طلیعه محرم -(شُکر خدا زندگی مو از تو دارم حسین جانم ) شُکر خدا زندگی مو از تو دارم حسین جانم
پای تو و روضه ی تو سر می‌ذارم حسین جانم
خدا رو شکر - توی ظلمت شب زده بازم سپیده
خدا رو شکر - منِ روسیاه و بی‌بی زهرا خریده
خدا رو شکر - یا ثارالله
عزیز الله یا ثارالله ۳

اسم تو رو میگه دلم هر ضربان حسین جانم
ذکر لب سینه زنا هر دو جهان حسین جانم
حسین جانم - الهی که خدا تو رو ازم نگیره
حسین جانم - هرکسی نمی‌خواد تو رو بِرِه بمیره
حسین جانم - یا ثارالله
عزیز الله یا ثارالله ۳

جون دادن از غصه ی تو آرزومه حسین جانم
نوکریِ تو همه ی آبرومه حسین جانم
تو آقامی - من که جز تو کسی رُو توو دنیا ندارم
تو آقامی - بمیرم نبینم پیش تو جا ندارم
تو آقامی - یا ثارالله
عزیز الله یا ثارالله ۳

سائلم و عُمریه در محضرتم حسین جانم
هرکی می‌خواد هرچی بگه نوکرتم حسین جانم
خدا رو شکر - زیر سایه ی لطف تو بودم و هستم
خدا رو شکر - که همیشه رسیدی و گرفتی دستم
خدا رو شکر - یا ثارالله
عزیز الله یا ثارالله ۳

من به غمِ دربدریم مُعترفم حسین جانم
کرببلات کعبه و من مُعتکفم حسین جانم
حسین آقام - حرمِ توئه درمون و علاجم آقا
حسین آقام - به هوای حریم تو محتاجم آقا
حسین آقام - یا ثارالله
عزیز الله یا ثارالله ۳

حال دلم با غم تو خوبه فقط حسین جانم
من نمی‌خوام جز حرمت چیزی ازت حسین جانم
تو رو زهرا - بذار تا بگم این خواهشِ آخرینو
تو رو زهرا - امضا کن از الان برات اربعینو
تو رو زهرا - یا ثارالله
عزیز الله یا ثارالله ۳

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه طلیعه محرم -(با اذن زهرا ، پیرهن سیاه پوشیدم آقا) *سید حمیدرضا حسینی

587

زمینه طلیعه محرم -(با اذن زهرا ، پیرهن سیاه پوشیدم آقا) (با اذن زهرا ، پیرهن سیاه پوشیدم آقا
الحمدالله ، محرمت رو دیدم آقا)۲
حی علی العزا - حی علی البکا
اینه وصیتِ - آقام امام رضا
کشته شد حسین / تشنه لب و غریب
(فابک للحُسَین / ریّان ابن الشبیب) ۳

(گَرد و غبارِ ، داغ تو بر قلبم نشسته
روضه به روضه، آقا شدم پیر و شکسته)۲
سیدنا الغریب - سیدنا الشهید
توو روضه هات آقا - میشه موهام سفید
السلامُ یا / شاه شیبُ الخضیب
(فابک للحُسَین / ریّان ابن الشبیب) ۳

(در بین گودال ، زهرا صدا میزد: بُنیَّ
با خنجر کُند ، شمر از قفا میزد ... بُنیَّ)۲
ای بی کفن حسین - دور از وطن حسین
مظلوم کربلا - عریان بدن حسین
السلامُ یا ، مَضروبٍ بالقَضیب
(فابک للحُسَین / ریّان ابن الشبیب) ۳

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

زمینه شور پیشواز محرم -(فقط تو می دونی چقد دلواپسم / چقد دلم خونه) * احسان نرگسی رضاپور

527

زمینه شور پیشواز محرم -(فقط تو می دونی چقد دلواپسم / چقد دلم خونه) فقط تو می دونی چقد دلواپسم / چقد دلم خونه
یعنی دوباره به محرم می رسم / کسی چه می دونه
اگه نبودم جای من گریه کنین / توو شب تاسوعا
اگه نبودم جای من دس بکشین / رو علم سقا ۲
یعنی میشه باز توی حرم بگم حسین حسین حسین
یه دهه دیگه زیر علم بگم حسین حسین حسین ۲

خودم خجالت می کشم از این همه / توبه ی تکراری
کرمتو قربون که بی حیاییمو / به روم نمیاری
من اگه روزی دو سه بار از تو نگم / زندگیم بیهوده س
تا وقتی روضت خونه ی امیدمه / خیالم آسوده ست ۲
توو اربعین میخوام هر قدم بگم حسین حسین حسین
یه دهه دیگه زیر علم بگم حسین حسین حسین ۲

کجایی عباس که یه عده بی حیا / دنبال خلخالن
اونایی که کینه ی حیدرو دارن / به فکر گودالن
مگه یه پیکر که توو گوداله چقد / تیر و سنان می خواد
مگه بریدن سر آقای ما / چقد زمان می خواد ۲
همه عالم با سوز و آه میگه حسین حسین حسین
یه خواهری توی قتلگاه میگه حسین حسین حسین ۲

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:07
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه طلیعه محرم -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) * رضا تاجیک

410

نوحه طلیعه محرم -(يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم) سربند
يا حسين - با توام - يا قديم الاحسان از قديم
عشق تو شد بهانه ى زندگيم ٢
آب حيات / برس به داد من كشتى نجات
محتاجم من به هواى كربلات / عالم به فدات
من اسمه دواء - حسين
و ذكره شفاء - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

شكر حق - گشته ام - سياه پوش ماتم اعظمت
مى كشم آه از غم و ماتمت
خوشبختم به سايه ى پرچمت
ماه حرام / بسته شود آب به سومين امام
بر آن لب خشک تو مى دهم سلام / مى دهم سلام
عزيز مصطفى - حسين
سرور سر جدا - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

مى رسد - ناله ى - فاطمه مادرش پر از اضطراب
كه كشته مى شود مه بوتراب
با لب تشنه بين دو نهر آب
مِنَ القَفا / خنجر كند و چكمه ى بى حيا
شود حسين مُرَمَّلٌ بِالدّماء / واغربتا
نوحه ى ماسوىٰ - حسين
به زير دست و پا - حسين
غريب كربلا - حسين
(غريب كربلا - حسين) ۳

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

محرم. امام حسین ع -( خبر آمد محرم شد ، دوباره ماهِ ماتم شد که از داغ گلِ زهرا، شرر بر قلبِ عالم شد) * هستی محرابی

874

محرم. امام حسین ع -( خبر آمد محرم شد ، دوباره ماهِ ماتم شد که از داغ گلِ زهرا، شرر بر قلبِ عالم شد) #کم_کم_کاروان_امام_حسین_ع
#به_کرب_و_بلا_نزدیک_میشود
#نگرانی_خواهراز_وقایع_پیش_رو
#زبانحال_حضرت_زینب_س_با
#برادرش_امام_حسین_ع

خبر آمد محرم شد ، دوباره ماهِ ماتم شد
که از داغ گلِ زهرا، شرر بر قلبِ عالم شد

به گوشم می رسد هر دم صدای آه و واویلا
خروش از کربلا آید. سیه پوش است محملها

دمیده روحِ غم هر جا جهان یکسر سیه پوش است
هزار و چارصد سال است صدای بانگِ چاووش است

سلامِ من به ماهِ غم سلامَم بر شهِ بی سر
به خونِ حنجرِ اصغر. به جسمِ پرپرِ اکبر

(حسین جانم حسین جانم، حسین ای جانِ جانانم
حسین ای روح و ریحانم، تویی والفجرِ قرآنم)

ببین دلشوره افتاده به جانم، در دلِ این شب
سراپای وجود من بسوزد در شرارِ تب

قدم ها را بیا جانا کمی آهسته برداریم
تو می دانی در این غربت که ما تنها وُ بی یاریم

تصوّر می کنم بی تو چه می آید به تقدیرم
برادر جان ببین دارم من از دلشوره می میرم

دلم از کربلا وُ صحنه های تلخش آگاه است
بیا برگردیم ای جانا هنوز این نیمه ی راه است

(حسین جانم. حسین جانم، حسین ای جانِ جانانم
حسین ای روح و ریحانم، تویی والفجرِ قرآنم)

حسین جان دردم از آن است مبادا شمرِ لامذهب
سرَت را از قفا بُرّد به پیشِ دیده ی زینب

تصوّر می کند خواهر سرت بر نیزه بالا رفت
تو مایل سمتِ من گشتی و روح از جانِ زهرا رفت

دلم شعله ور از دردِ نگاهِ ظهرِ عاشوراست
میانِ این همه لشکر حسینم یکه و تنهاست

که آسان نیست این دیدن ببینم شیرخوار اصغر
که با تیرِ سه شعبه می شود آغوشِ تو پرپر

(حسین جانم حسین جانم، حسین ای جانِ جانانم
حسین ای روح و ریحانم، تویی والفجرِ قرآنم)

مرا طاقت نباشد این که بینم تا به روی تل
ببُرّد شمرِ دون راسِ تو را در گودیِ مقتل

زمین و آسمان در خون از این آهِ جگر سوزم
که من با ناله و حسرت دو دیده در رهَت دوزم

چگونه بر زمین بینم به خاک اُفتاده سرداری
برایت نه علم ماند و نه سقا و علمداری

چو داغی وسعتِ داغِ علی اکبر کجا باشد
ببینی اِرباً اربا نعشِ او فرشِ عبا باشد

(حسین جانم حسین جانم، حسین ای جانِ جانانم
حسین ای روح و ریحانم، تویی والفجرِ قرآنم)

بماند داغِ عبدالله و عون و قاسم و جعفر
بماند اشکِ طفلانت بماند ناله ی اصغر

بماند عصرِ عاشورا ، بماند صحنه ی محشر
که تنها خواهرت باشد میانِ این همه لشکر

فقط ماندم اگر دختر ز من گیرد سراغِ تو
رقیه مضطرِ در تب بگرید از فراقِ تو

مگر غیر از تو می پرسد کسی احوالِ دختر را
مداوا می کند درد و غم این یاسِ پرپر را

(حسین جانم حسین جانم، حسین ای جانِ جانانم
حسین ای روح و ریحانم، تویی والفجرِ قرآنم)

و آن روزِ غریبانه که نامش عصرِ عاشوراست
و آن غمگین ترین روضه به نامِ مادرت زهراست

گواهی می دهد خونت که شرحِ ماجرا عشق است
که ظهرِ روزِ عاشورا وُ درد کربلا عشق است

دوباره ماهِ ماتم شد، بساط غم فراهم شد
ز پیکِ غم خبر آمد، محرم شد ، محرم شد!

(حسین جانم حسین جانم، حسین ای جانِ جانانم
حسین ای روح و ریحانم، تویی والفجرِ قرآنم)

#محرم_۱۴۰۳
#هستی_محرابی
#بیستم_ذی_الحجه_۱۴۴۵

  • چهارشنبه
  • 13
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:19
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

محرم. امام حسین -(دوباره ماهِ ماتم  شد، بساط غم فراهم شد تمام عالم هستی سیه پوش محرم شد! #) * هستی محرابی

1023
2

محرم. امام حسین  -(دوباره ماهِ ماتم  شد، بساط غم فراهم شد تمام عالم هستی سیه پوش محرم شد!  #) #کم_کم_کاروان_امام_حسین_ع
#به_کرب_و_بلا_نزدیک_میشود
#نگرانی_خواهراز_وقایع_پیش_رو
#زبانحال_حضرت_زینب_س_با
#برادرش_امام_حسین_ع
#محرم_۱۴۰۳

خبر آمد محرم شد، دوباره ماهِ ماتم شد
که از داغِ گلِ زهرا، شرر بر قلبِ عالم شد

به گوشم می رسد هر دم صدای آه و واویلا
خروش از کربلا آید. سیه پوش است محملها

دمیده روحِ غم هر جا جهان یکسر سیه پوش است
هزار و چارصد سال است صدای بانگِ چاووش است

سلامِ من به ماهِ غم. سلامَم بر شهِ بی سر
به خونِ حنجرِ اصغر. به جسمِ پرپرِ اکبر

ببین دلشوره افتاده به جانم، در دلِ این شب
سراپای وجود من بسوزد در شرارِ تب

قدم ها را بیا جانا کمی آهسته بر داریم
تو می دانی در این غربت که ما تنها وُ بی یاریم

تصوّر می کنم بی تو چه می آید به تقدیرم
برادر جان ببین دارم من از دلشوره می میرم

دلم از کربلا وُ صحنه های تلخش آگاه است
بیا برگردیم ای جانا هنوز این نیمه ی راه است

حسین جان دردم از آن است مبادا شمرِ لامذهب
سرَت را از قفا بُرّد به پیشِ دیده ی زینب

تصوّر می کند خواهر سرت بر نیزه بالا رفت
تو مایل سمتِ من گشتی و روح از جانِ زهرا رفت

دلم شعله ور از دردِ نگاهِ ظهرِ عاشوراست
میانِ این همه لشکر حسینم یکه و تنهاست

که آسان نیست این دیدن ببینم شیرخوار اصغر
که با تیرِ سه شعبه می شود آغوشِ تو پرپر

مرا طاقت نباشد این که بینم تا به روی تل
ببُرّد شمرِ دون راسِ تو را در گودیِ مقتل

زمین و آسمان در خون از این آهِ جگر سوزم
که من با ناله و حسرت دو دیده در رهَت دوزم

چگونه بر زمین بینم به خاک اُفتاده سرداری
برایت نه علم ماند و نه سقا وُ علمداری

چو داغی وسعتِ داغِ علی اکبر کجا باشد
ببینی اِرباً اربا نعشِ او فرشِ عبا باشد

بماند داغِ عبدالله و عون و قاسم و جعفر
بماند اشکِ طفلانت بماند ناله ی اصغر

بماند عصرِ عاشورا ، بماند صحنه ی محشر
که تنها خواهرت باشد میانِ این همه لشکر

فقط ماندم اگر دختر ز من گیرد سراغِ تو
رقیه مضطرِ در تب بگرید از فراقِ تو

مگر غیر از تو می فهمد کسی احوالِ دختر را
مداوا می کند درد و غم این یاسِ پرپر را

و آن روزِ غریبانه که نامش عصرِ عاشوراست
و آن سوزان ترین روضه به نامِ مادرت زهراست

گواهی می دهد خونت که شرحِ ماجرا عشق است
که ظهرِ روزِ عاشورا وُ درد کربلا عشق است

دوباره ماهِ ماتم شد، بساط غم فراهم شد
ز پیکِ غم خبر آمد، محرم شد ، محرم شد!

#محرم_۱۴۰۳
#هستی_محرابی
#بیستم_ذی_الحجه_۱۴۴۵

(اللهم اجعل وفاتی فی روضهً الحسین ع)

  • چهارشنبه
  • 13
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:21
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

امام حسین ع -(از روزِ ازل این شده آویزه ی گوشم من عشقِ حسین(ع) را به عالم نفروشم!) * هستی محرابی

708

امام حسین ع -(از روزِ ازل این شده آویزه ی گوشم من عشقِ حسین(ع) را به عالم نفروشم!) #محرم_۱۴۰۳
#سلام_بر_محرم

از روزِ ازل این شده آویزه ی گوشم
من عشقِ حسین(ع) را به عالم نفروشم!

#هستی_محرابی

  • شنبه
  • 16
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 23:03
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

زمینه و زمزمه بسیار زیبا طلیعه محرم ۱۴۰۳ * اصغر چرمی

886
2

زمینه و زمزمه بسیار زیبا طلیعه محرم ۱۴۰۳ یه ساله برای امشب
آروم و قرار نداشتم
شکر حق با اذن زهرا
پا تو خیمتون گذاشتم
زیر بیرقت اومدم
برای عرض ارادت
از رو سر ما نوکرا
کم نشه یه روزی سایت
بین نوکرا ، سینه می زنم
تا بشه کبود همه بدنم
کاش لباس سیات، بشه کفنم
حسین
افتخارمه چشای ترم
این مدالمه آره نوکرم
این رو مدیون شیر مادرم
حسین
ثارالله یا مولا ثارالله یا مولا
حسین

یه ساله که لحظه ها رو
میشمارم برا محرم
الهی نیاد یه روزی
سایت از سرم بشه کم
گمون کنم باز آقا جون
گداتو داری می خری
آخه اجازه دادی که
بیام برای نوکری
می بینی برات ، غرقه محنم
وقف روضه هات ، همه ی تنم
کشته مرده ی ، کربلا منم
حسین
التماسم و این شبا ببین
نندازی رومو ، آقاجون زمین
کربلام ببر ، شب اربعین
حسین
ثارالله یا مولا ثارالله یا مولا
حسین

گریه می کنم برای
ساعتی که رفتی از حال
ضجه می زنم برای
غربت تو بین گودال
مقاتل نوشتن چطور
پیکر تو رفته از حال
با نعل مرکبها حسین
پیکرت شده لگدمال
کاش نمی اومد بالای سرت
شمر بی حیا جلو مادرت
تیغ نمی گذاشت روی حنجرت
حسین
تا ابد برات روضه می گیرم
از زمونه ی بی تو دلگیرم
اینو بدون که بی تومی میرم
حسین
ثارالله یا مولا ثارالله یا مولا

  • چهارشنبه
  • 13
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 22:18
  • نوشته شده توسط
  • charmi
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

دودمه -(گرچه آواره شدم خانه ات آباد حسین) * قاسم نعمتی

652

دودمه  -(گرچه آواره شدم خانه ات آباد حسین) گرچه آواره شدم خانه ات آباد حسین
یااباعبداله
بین راه تو و زینب سرم افتاد حسین

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:30
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

ورود ماه محرم -(باز این چه شورش است که در خلقِ عالم است) *مرحوم محتشم کاشانی

1698

ورود ماه محرم -(باز این چه شورش است که در خلقِ عالم است) باز این چه شورش است که در خلقِ عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخِ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبحِ تیره باز دمید از کجا کزو
کارِ جهان و خلقِ جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرّات عالم است

گر خوانمش قیامتِ دنیا بعید نیست
این رستخیزِ عام که نامش محرّم است

در بارگاهِ قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جِن و مَلک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اَشرفِ اولّاد آدم است

خورشیدِ آسمان و زمین، نُور مَشرقین
پروردهء کنارِ رسولِ خدا، حسین

کشتی شکست خوردهء طوفانِ کربلا
در خاک و خون طپیدهء میدانِ کربلا

گر چشمِ روزگار بر او زار میگریست
خون می گذشت از سر ایوانِ کربلا

نگرفت دستِ دهر گلابی به غیرِ اشک
زآن گل که شد شکفته به بستانِ کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حُرمتِ مهمانِ کربلا

بودند دیو و دَد همه سیراب و می مکند
خاتم زِ قحطِ آبِ سلیمانِ کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق میرسد
فریاد العطش زِ بیابانِ کربلا

آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمهء سلطانِ کربلا

آن دم فلک بر آتشِ غیرت سپند شد
کز خوفِ خَصم در حرم افغان بلند شد

کاش آن زمان سرادقِ گردون نگون شدی
وین خرگهِ بلندِ سُتون بی سُتون شدی

کاش آن زمان در آمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیر گون شدی

کاش آن زمان زِ آهِ جهان سوزِ اهل بیت
یک شعله برق خرمنِ گردونِ دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سُکون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جانِ جهانیان همه از تن بُرون شدی

کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه به دریای خون شدی

آن انتقام گر نه فِتادی به روزِ حشر
با این عمل معاملهء دهر چون شدی

آل نبی چو دستِ تظلم بر آورند
ارکان عرش را به تلاطم در آورند

بر خوانِ غم چو عالمیان را صَلا زدند
اوّل صَلا به سلسلهء اَنبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طَپید
زان ضربتی که بر سرِ شیرِ خدا زدند

آن در که جبرئیلِ امین بود خادمش
اَهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند

بس آتشی زِ اخگر الماس ریزه ها
اَفروختند و بر حسنِ مُجتبی زدند

وآنگه سرادقی که مَلک مُجرمش نبود
کَندند از مدینه و در کربلا زدند

وز تیشهء ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخل ها زِ گلشن آل عَبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مُصطفی درید
بر حلقِ تشنهء خَلف مُرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بر درِ حرمِ کبریا زدند

روح الّامین نهاده به زانو سرِ حجاب
تاریک شد زِ دیدن آن چشمِ آفتاب

چون خون زِ حلق تشنهء او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانهء ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکانِ دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان زِ غُبار زمین رسید

باد آن غُبار چون به مزارِ نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خُمِ گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک زِ غلغله چون نوبتِ خروش
از انبیا به حضرتِ روح الّامین رسید

کرد این خیالِ وهمِ غلط کارِ کان غُبار
تا دامنِ جلالِ جهان آفرین رسید

هست از ملال گر چه بری ذاتِ ذُوالجَلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال

ترسم جزای قاتلِ او چون رقم زنند
یک باره بر جریدهء رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعانِ روزِ حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حقّ به در آید زِ آستین
چون اهلبیت دست در اهل ستم زنند

آه از دمی که با کفنِ خون چکان زِ خاک
آل علی چو شعلهء آتش علم زنند

فریاد از آن زمان که جوانانِ اهلبیت
گلگون کفن به عرصهء محشر قدم زنند

جمعی که زد به هم صفشان شورِ کربلا
در حشر صف زنان صفِ محشر به هم زنند

از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غُبارِ گیسویش از آبِ سلسبیل

روزی که شد به نیزه سرِ آن بزرگوار
جورشید سر برهنه بر آمد زِ کوه سار

موجی به جنبش آمد و بر خاست کوها
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتادِ از حرکت چرخ بی قرار

عرش آن زمان به لرزه در آمد که چرخِ پیر
افتاد در گمان که قیامت شد آشکار

آن خیمه ای که گیسوی حُورش طناب بود
شد سرنگون زِ باد مخالف حُباب وار

جمعی که پاسِ محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی عماری محمل شتر سوار

با آنکه سر زد آن عمل از اُمّت نبی
روح الّامین زِ روحِ نبی گشت شرمسار

وانگه زِ کوفه خیلِ الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد

بر حربگاه چون رهِ آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در کمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فکند

هر جا که بود آهویی از دشت پا کشید
هر جا که بود طایر از آشیان فتاد

شد وحشتی که شورِ قیامت به باد رفت
چون چشمِ اهل بیت بر آن کشتگان فِتاد

هر چند بر تنِ شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاری تیغ و سنان فِتاد

ناگاه چشمِ دختر زَهرا در آن میان
بر پیکرِ شریفِ امامِ زمان فِتاد

بی اختیار نعرهء هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فِتاد

پس با زبانِ پر گله آن بضعهءالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

این کشتهء فِتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این نخل تر کز آتش جان سوزِ تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فِتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این غرقهء محیط شهادت که روی دشت
از موجِ خون او شده گلگون حسین توست

این خشک لب فِتادهء دور از لبِ فرات
کز خونِ او زمین شده جیحون حسین توست

این شاهِ کم سپاه که باخیلِ اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالبِ طپان که چنین مانده بر زمین
شاهِ شهید نا شده مدفون حسین توست

چون روی در بقیع به زَهرا خطاب کرد
وحشِ زمین و مرغِ هوا را کباب کرد

کای مونسِ شکستهِ دلان حال ما ببین
ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین

اولاد خویش را که شفیعانِ محشرند
در وَرطهء عقوبتِ اهلِ جفا ببین

در خلد بر حجابِ دو کُون آستین فِشان
واندر جهان مصیبتِ ما بر ملا ببین

نیّ ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیانِ سیل فتنه و موجِ بلا ببین

تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سر های سروران همه بر نیزه ها ببین

آن سر که بود بر سرِ دوش نبی مدام
یک نیزه اش زِ دوشِ مخالف جدا ببین

آن تن که بود پرورشش در کنارِ تو
غلطان به خاکِ معرکهء کربلا ببین

یا بضعهءالرسول زِ ابنِ زیاد داد
کو خاکِ اهلبیتِ رسالت به باد داد

خاموش #محتشم که دلِ سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهء طاقت خراب شد

خاموش #محتشم که از این حرف سوز ناک
مرغِ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش #محتشم که از این شعرِ خون چکان
در دیده اشگِ مُستمعان خونِ ناب شد

خاموش #محتشم که از این نظمِ گریه‌ خیز
روی زمین به اشگِ جگر گون کباب شد

خاموش #محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حُباب شد

خاموش (محتشم) که بسوزِ تو آفتاب
از آهِ سردِ ماتم یان ماه تاب شد

خاموش (محتشم) که زِ ذِکر غم حسین
جبریل را زِ روی پیمبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد

ای چ

  • چهارشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 22:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

تفسیر عاشورا - شعر زلال عاشورا -(عشق معنا می شود - شعر در سبک زلال) * ابوالفضل عظیمی بیلوردی(دادا بیلوردی)

363

تفسیر عاشورا - شعر زلال عاشورا -(عشق معنا می شود - شعر در سبک زلال) تفسیر عاشورا ( شعر در سبک زلال )

بسم ربّ العالمین

با سپاس و شکر بر اهل یقین

با درودی بیــکران بــر خاتـم پیغمبـران (ص)

بــا سلامـی داغ بـر آل امیـن

صالحین و عارفین

*

حرف، حرف مَرد هست

بـا من افتــاده، اینـها درد هست

فرصتی شد از سخن ها یک قدح، گلچین کنیم

لیک این دل،شرمسار و زرد هست

همچنان شبگرد هست

*

ساعتی باران شدم

خویش را کُشتم دوباره جان شدم

عــشق در معنـا بـرای مـن بهــــار آورده بــود

عشق بر گل رفت من حیران شدم

عاقبت عطشان شدم

*

عشق یعنی چیست؟گـو!

عـــشق بــاشـــد جُــز حیـــا و آبـرو ؟!

«عشق» غیـر از حـرفی از آزادی و مــردانگی ست؟!

عشق کی شد با «هوا» هم گفتگو؟!

عشق با «هو»بوده «هو».

*

«عشق» معنا می شود

عشق بـر عالـم، هویــدا می شود

عــشق یعنــی اینکه: هفتاد و دو جانی سَر دَوان.

عشق در انسان چـو پیـدا میشود،

تـوی دل،جــا می شود.

*

این سخن،بشنیدنی ست

عـالــم ِ آزاد مــــردان ، دیـدنی ست

هـــر که چشم تیــز بینش صاف، سهمش بیـشتـــر.

میــوه هـــای رازداران، چیــدنی ست

حاصلش، نوشیدنی ست

*

مَردی از اهل یقین

عـشقبـازی کرد در روی زمین.

روزگــــاری «عـشق» از یـاد غـــــریبـان رفتـــه بـود،

لیــک آن فــرمــانـده آزاد دیـن

بُـرد بــالا آستـیـن

*

روزگـــــــاری آن حـبیـب،

میـهمان می رفت بــر شهــرِ فـریب،

مَــــردی و مـــردانـگی ها بیش و کم افسرده بود.

میـــزبـانـهــــــای زمیـنــی، نـانـجیب،

نقشه ی شیطان،عجیب.

*

شرم ها در خواب بود

یک طرف خون بود و یکسو آب بود.

از خـدا تـنــها خـدا جـویـان خجالت می کشند.

آه، مَــــردم! این زمیـن، کـذّاب بود،

آسمان،بی تاب بود.

*

در زمیـن،یک اتّفاق

اتّفاقی حاصل از شرک و نفاق

روزگــــاری خــون فـرزنـد پیـمبـــر را مکیــد.

عبرتی شد لیک بر اهل وفاق

رویش آن طمطراق.

*

عبرتی شد ماه را،

تـا کــــه بینـد انتـهــای چــاه را.

عبــرتــی شد خلق از تــاریخ گیـرد درس ها،

تــا شنـاسد بیشه های راه را،

فتنــه ی روبـاه را.

*

عبـرتی شد اهل پند،

حرف را از یاور حق ، بشنوند.

شمس را در شب هم از آیینه ی مه بنگرند،

محتــرم دارنــد نور ِ ارجمنـد،

مستطیع و مستمند.

*

بر خدا نزدیک کیست؟!

در میان مدّعی ها،نیک،کیست؟!

آل بـوسفیــــان، یــــا ، آل رســــول الله (ص) را ؟!

آه، اینجا روشن و تاریک کیست؟!

لایق تبریک کیست؟!

*

آن یکی بُت ساز بود،

این یکی استـاد ِ نـو پرداز بود.

آن یکی خُفاش در شب بود و چون روباه روز،

این یـکی شیـــر خدای راز بود

صاحـب اعـجــاز بود.

*

آن یکی مست شراب

مست جامی حاصل از انگور ِ خواب

ایــن یـکی ســرمست زیـغـال بـهشت جـــاودان.

آن یـکـی آغـوش عالـم ،چون حباب

این یکی دریای ناب.

*

آن یکی اندر لجن

نـوکـر نفس خبیث خویشتن

این یکی در موج هـای داغ نـفس مطمئـن

محضر خالق،خدای شیفتن

سرفرازی ممتحن.

*

آن یکی شهرت پرست

بستــری آمـاده بـر زهـر و کبست

آن یــکی در محبـس تــاریــک ، فـرزنـد غـــــرور

این یـکی عـارف بـه دوران الست

بـا میِ اســـرار مست

*

آن یکی غرقِ من است

دشمـن ِ حیثیـّتِ مـــرد و زن

ایـن یکی امـا عدالت گستـــــر و مـــردم نـواز

عاشق و عطشان به خدمت کردن است

راهکارش روشن است

*

صحبت از یک مرد هست

صحبت از یک درد و صد بی درد هست

صحبت از آیـیـنــــه ی شفّـاف عـــــاشـــوراست ، آه

کاوشِ یـک فصلِ سـردِ ســــرد هست

حـرفِ برگی زرد هست

*

کــربـلا آیینــه هست

کربـلا،فـاروق ِ دین و کینـه هست

خوش بـه حال آنکه در پیش حسیـن ابن علی(ع)

مثل زینب،عاشقی دیرینه هست

پُر ز داغ سینه هست

*

ای دلم بر تو فدا!

آی زینب (س)! ای شریفه بر خدا!

کـوهـهــای راه شـام ای از حضــورت داغــــدار !

آسمــــان کــــــــرده بـرایـت اقتـدا

در نماز و در دعا.

*

گشته ام چون پیرها

مانـده ام در پلّه ی تصویــرها

باز صوت العطش از دور می آیـد بـه گوش

باز می بینم غُل و زنجیـــرها

در پــی ِ درگیــرها

*

بر لب ِ دریـا سلام

بـر گلـوی زخمی مــولا ســلام

تشنه های معرفت را هـــر دم و هــر آن درود

بر نگاه حضرت زهرا(س)سلام

بر دل ِ سقّا سلام

*

عشق را من یافتم

مثل حاصل که به خرمن یافتم

عشق یعنی: همسفر بودن، همیشه باخـدا

دل،برای عشق مَسکن یافتـم

بس مبرهن یافتم

*

عشق یعنی چه؟ بگو!

عشق را بر من تو وا کن مو به مو

عشق، آیا جز به وجدان، نوکری و بندگی ست؟!

عشق آیـا نیست حق را جستجو؟!

عشق یعنی چه؟ بگو!

*

عشق یعنی اینکه: شور

داغ اکبـــــر(ع)،محضـر دریـــای نـور

عشق یعنی: ناز اصغر(ع)،تشنه،آغوش رباب(س)

جوشِ سقّا(ع)،محضر مَـردی صبور

تـن ندادن هــــا بـه زور

*

بی صلاحیّت نبـود

«کربـلا» دور از «زُلالیّت» نبـود

عشق عادت کرده بود احساس هــای صاف را

جُـز رسیـدن بر خدا،نیّت نبود

قطره ای ذلّت نبود.

*

حیــرتی دارم فزون

با دلی زخمی که افتاده به خون.

کـــار بـوسفیـانیـان در کــربـلا پـایــان نیـافت.

آه، ای دنیــا بسوزی ســـرنگون،

تـا دم محشر،زبون

*

ای گروه مرد و زن!

عــشق یـعنـی: آستـیـن بـالا زدن.

عشق یعنی اینکه: چون زینب(س) عَلَم افراشتن.

عشق یعنی اینکه : عبّاسی شدن

عمق آتش سوختن.

*

راه شام، ای راه شام!

واله و مست از می ِ سُرخِ قیــــام !

داستــــــان پـــردازِ دیـریـنِ کبـوتـرهـــــای عـشق!

کاش دریــــــا می شدی نــزد امــام

بیش می دادی سلام

*

راه شام! افسوس، آه

رفت بر بـالای نیـزه، شمس و ماه

دست ناز خویش بر سرها کشیدی نرم نرم؟!

کاش در دنیــــا نمی بود این گناه

راه شام! افسوس، آه

*

آه ، از بی آدمی.

جـز خـدا بـر حـق نیـــامـد همدمـی.

هـــر کسی در فـکــــر دنیـــا و مقام خـویش بود.

سخت دل میشد جهان ِ بی غمی

آه ، از بی آدمی.

*

آی آدم ها! چرا؟!

با چه قصدی اوفتاد آن ماجرا؟!

مشکل و تقصیــر فرزنـدان پیـغمبـر چـه بــود؟!!

مانعی بر مسند ِ هرچه گدا

سدّ بر ظلم و ریا

*

ای خدای مهربان!

میشود آیا تمام، این داستان؟!

قصد خود از داغ و از آتش چه داری،نوش باد.

عاشقان را باز و کاملتر بخوان

قصّه ی راز نهان.

*
ناز کردی بر حسین(ع) ؟

طرح نــو آغاز کردی بر حسین(ع) ؟

خــواستـی عالم شنـاسد خوبی و بـد را ، وَ لیـک

طفل را سرباز کردی بر حسین(ع) ؟

آز کردی بر حسین(ع)؟

*

ای خـدای آشنـا!

بـر حـق ِ مظلوم دشت کــربـلا

هیــــچ مــــردی پـای نامردان نباشد دستگیر

دل، نبینی گشته بر جهلی فدا

لطف،تنها،از شما!

*

دادا بیلوردی

  • سه شنبه
  • 26
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • دادا بیلوردی
ادامه مطلب

شعر ورود به ماه محرم الحرام -(هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست ) *

17031
31

شعر ورود به ماه محرم الحرام -(هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست ) هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست
عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست
خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک
روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست
پریده رنگ ز رخسار احمد و حیدر
شراره ی دل زهرا، صدای وا ولداست
سرشک دیده ی زهرا، روان زقلب افق
قدخمیده ی زینب، هلال ماه عزاست
قسم به جان حسین ای هلال خون برگرَد
که در تو زخم علمدار کربلا پیداست
بگو فرات نجوشد که آب تشنه لبان
در این طلیعه ی خون اشک دیده ی سقاست
بگو به لاله نروید که چند روز دگر
ورق ورق به روی خاک، لاله ی لیلاست
بگو به مهر نتابد که راس پاک حسین
فراز نیزه چو خورشید روز عاشوراست
زگوش دخترکی خون روان بود گویا
که گوشواره ی او یادگاری زهراست
حسین بود خدا

  • چهارشنبه
  • 10
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 21:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر طلوع ماه محرم -( یک‌شب رسد که شام فراقت سحر شود) *

7575
4

شعر طلوع ماه محرم -( یک‌شب رسد که شام فراقت سحر شود) شعر طلوع ماه محرم
یا مهدی
یک‌شب رسد که شام فراقت سحر شود
خورشید عارضت، ز حرم جلوه‌گر شود
با طول غیبتت، نشود کم امید ما
این روزگارتلخ، زمانی به سر شود
گردد ز کعبه، بانگ «انا المهدی»‌ات بلند
یک‌دم جهان ز آمدنت با خبر شود
آیا شود که بگذرد این روزگار تلخ؟
«آری شود، ولیک، به خون جگر شود»
از گریۀ زیاد، شود اشکِ دیده کم
زین گریه، اشک دیدۀ ما بیشتر شود
روزی به بحر رحمت حق، غرق می‌شوم
کاین سینه پیش تیر بلایت سپر شود
آمینی از تو، کار هزاران دعا کند
دستی گشا، وگرنه دعا بی اثر شود
تا بشکنیم، فرق بتان را، خلیل‌وار
هر مشت ما به روز ظهورت، تبر شود
پروانه‌وار دور سرت گردد آسمان
خورشید بر تو پرچم فتح و ظفر شود

  • دوشنبه
  • 15
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 16:10
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
 وحید محمدی

شعری بسیار زیبا در باره حلول ماه محرم از وحید محمدی - (آقا سلام ماه محرم شروع شد) * وحید محمدی

36081
92

شعری بسیار زیبا در باره حلول ماه محرم از وحید محمدی - (آقا سلام ماه محرم شروع شد) آقا سلام برغزل اشک ماتمت
بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت
چندی گذشت در غم هجران اشک تو
پرمی کشید دل به هوای محرّمت
آقا سلام ماه محرّم شروع شد
آمد بهار زخم دل ما و مرهمت
خون می شود دل همه عالم زه قصه ی
آن لحظه های آخر و گودال و آن غمت
در بین روضه غم دل من را گرفته بود
وقتی رسید روضه به انگشت و خاتمت
ما بین این همه غم و اشک وفراق وداغ
ای زینب آمدم که شوم یار و همدمت
زینب چه قدر شکل جوان مادرت شدی
با صورت کبود و همان قامت خمت
دل گفته ای از : وحید محمدی

  • دوشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 11:19
  • نوشته شده توسط
  • vahid
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 7 ـ ذکر / شور ـ بهشت -(به دل نوشته کرب و بلا برای ما مثل بهشته) * حسن ثابت جو

1164
0

سبک 7 ـ ذکر / شور ـ بهشت  -(به دل نوشته کرب و بلا برای ما مثل بهشته) سبک ۷ ـ ذکر / شور ـ بهشت
به دل نوشته ـ کرب و بلا برای ما مثل بهشته(۳)
اللهم الرزقنا ـ کربلا کربلا(۳)
* * *
ميون روضه، تا ناله‌ي شكستنِ دل و شنيدم
با گريه گفتم، آقا ضريح تازه تو هنوز نديدم
مث هر دفعه‌ها آقا
بيا امشب آقايي كن
دل من خيلي دلتنگه
اون و كرب و بلايي كن
* * *
شباي جمعه، دلم براي كربلات آتيش مي‌گيره
تا نيمه شبهاش، بايد بگم حسين حسين آروم بگيره
مي‌دونم هر شب جمعه
حريمت غرق احساسه
عصاي مادرت آقا
دو تا بازوي عباسه
* * *
زائر قبرت، وقتي مي آد مي‌گه به اين دلي كه تنگه
نبودي اونجا، شيش گوشه با ضريح نو خيلي قشنگه
ندارم طاقت موندن
منو مجنون امشب كن
بيا و پاي اين رفتن
يه امضاء جون زينب كن

  • شنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:43
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

باز اين چه آتش است که بر جان عالم است؟ *

4003
1

باز اين چه آتش است که بر جان عالم است؟ باز اين چه آتش است که بر جان عالم است؟
باز اين چه آتش است که بر جان عالم است؟
باز اين چه شعله‌ي غم و اندوه و ماتم است؟
باز اين حديث حادثه‌ي جانگداز چيست؟
باز اين چه قصه ايست که با غصّه توام است؟
اين آه جانگزاست که در ملک دل بپاست
يا لشگر عزاست که در کشور غم است؟
آفاق پر زشعله‌ي برق و خروش رعد
يا ناله‌ي پياپي و آه دمادم است؟
چونچشمه چشم مادر گيتي زطفل اشک
روي جهان چو موي پدر گشته درهم است
زين قصّه سر بچاک گريبان کروبيان
در زير بار غصّه قد قدسيان خم است
گلزار دهر گشته خزان از سموم قهر
گويا ربيع ماتم و ماه محرم است
ماه تجلّي مه خوبان بود به عشق
رو به روز جذبه‌ي جانباز عالم است
مشکوه نور و کوب درّ

  • شنبه
  • 5
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار استقبال از ماه محرم-(در طریقت زحمت بسیارها باید کشید) * علی اکبر لطیفیان

10002
17

اشعار استقبال از ماه محرم-(در طریقت زحمت بسیارها باید کشید) در طریقت زحمت بسیارها باید کشید
تا تقرب منت جام بلا باید کشید
یار ما بد نیست از ما یک ملاقاتی کند
گه کریمان را به بالین گدا باید کشید
در مسیر دلبر ما چشم پاکی واجب است
گر نظر خورد انتقامش را ز ما باید کشید
نیست توجیه قبولی دیدگان خشک را
ازمیان چاه،گاهی آب را باید کشید
وقت روضه زودتر از هر چه باید گریه کرد
سفره که آماده شد،فورا غذا باید کشید
الدواء عند الحسین و الشفاء عند الحسین
بهر درمان یافتن دست از دوا باید کشید
رفته رفته وقت ما دارد به پایان می رسد
تاکه عمری هست ناز یار را باید کشید
رو به قبله کردن ما بین قبر انصاف نیست
صورت ما را به سمت کربلا باید کشید
عاشقان بی کفن ها ،با کفن بیگانه اند
ب

  • چهارشنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار استقبال از ماه محرم-(فصل عزا آمد و دل غم گرفت) * محمدرضا آقاسی

18501
34

اشعار استقبال از ماه محرم-(فصل عزا آمد و دل غم گرفت) فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خیمه دل بوی محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسین
کشته افتاده به صحرا حسین
دست صبا زلف تو را شانه کرد
بر سر نی خنده مستانه کرد
چیست لب خشک و ترک خورده ات
چشمه ای از زخم نمک خورده ات
روشنی خلوت شبهای من
بوسه بزن بر تب لبهای من
تا زغم غربت تو تب کنم
یاد پریشانی زینب کنم
آه از آن لحظه که بر سینه ات
بوسه نشاندند لب تیرها
آه از آن لحظه که بر سینه ات
بوسه نشاندند لب تیرها
آه از آن لحظه که بر پیکرت
زخم کشیدند به شمشیرها
آه از آن لحظه که اصغر شکفت
در هدف چشم کمانگیر ها
آه از آن لحظه که سجاد شد
همنفس ناله زنجیر ها
قوم به حج رفته به حج رفته اند
بی تو در این بادیه کج رفته اند
کعبه تویی

  • یکشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 16:46
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

غزلی درمورد ماه محرم(ازداغ توکه برجگراهل عالم است) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4781
4

غزلی درمورد ماه محرم(ازداغ توکه برجگراهل عالم است) تمام سال
ازداغ توکه برجگراهل عالم است
هرسینه ای که داغ نداردجهنم است
بعدازچهارده سده درماتمت هنوز
همچون هلال نوکمراسمان خم است
فریادها قصیده شده دررثای تو
هرناله گشته نوحه وهرآه یک دم است
جایی که اشک مهدی توبرتوخون شود
گرخون بجوشدازجگرآسمان کم است
پوشیده کعبه رخت سیه درتمام سال
یعنی تمام سال به یادت محرم است
ماگریه رابرای توآموختیم وبس
زیراکه زخم های توراگریه مرهم است
ماکیستیم تاکه بگیریم درعزات
صاحب عزات اشرف اولادآدم است
توازپیمبری وپیمبربودزتو
این گفته اززبان رسول مکرم است
یک قطره اشک بهرتوازهزاربحر
یک گوشه ازبهشت غمت قلب عالم است
تاگل به رنگ سرخیزخون گلوی توست
سرسبزازبهشت غمت نخل میثم است

  • یکشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

شرح لا ابالی -( تو را گم کردم و بی تو به یک سو راه افتادم ) * سید علی رکن الدین

1570

شرح لا ابالی -( تو را گم کردم و بی تو به یک سو راه افتادم ) تو را گم کردم و بی تو به یک سو راه افتادم
همین که راه افتادم درون چاه افتادم...
شبیه کوه پشتم بودی و حالا ببین بی تو
کنار کوهی از غم ها شبیه کاه افتادم
دوباره دیر فهمیدم دوباره زود گم کردم
دوباره من زمین خوردم دوباره... آه افتادم
شب غم بود ماتم بود چشمانم سیاهی رفت
کنار حوض خوابیدم کنار ماه افتادم
سر کوچه حسینیه صدایی بی قرارم کرد
کسی میگفت : یا مظلوم ثارالله... افتادم
شب شام غریبان بود شمع کوچکی دیدم
دلم روشن شد و آخر به سویت راه افتادم

شاعر : سید علی رکن الدین

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 08:20
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رسول میثمی

سبک ورودیه محرم از رسول میثمی -( بهار ماتمت رسیده ماه دم و شور محرم ) * رسول میثمی

4103
1

سبک ورودیه محرم از رسول میثمی -( بهار ماتمت رسیده  ماه دم و شور محرم ) زمینه _شور (شب اول محرم)

بهار ماتمت رسیده
ماه دم و شور محرم
قسمت ماشده بپوشیم
پبرهن مشکی محرم
دوباره بیرق عزا برپا شد
در حسینیه غمها واشد
ذکر و نوای همه واویلا شد
هوا هوای نوحه و دم
(آقام آقام آقام حسین ثارالله) 3
(عزیز فاطمه حسین جان)
********

دوای درد نوکر تو
فقط یه ذکر یا حسینه
قرار ما لحظه ی آخر
همه بدونن با حسینه
تمام هستیم تویی ثارالله
جنون و مستیم تویی ثارالله
همیشه حامیم تویی ثارالله
فدایی توام حسین جان
(آقام آقام آقام حسین ثارالله) 3
(عزیز فاطمه حسین جان)
********
مادر تو کنار مقتل
رسیده با یه قامتی خم
روضه میخونه با دلی خون
جاری اشکاش مثه شبنم
تموم خیمه ها هنوز بی آبه
سکینه در فراق

  • یکشنبه
  • 27
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر ورود ماه محرم(شکر خدا ماه محرم رسید) *

2365
1

شعر ورود ماه محرم(شکر خدا ماه محرم رسید) شکر خدا ماه محرم رسید
بهر دلم مونس و همدم رسید
شکر خدا اهل بُکا می شوم
سینه زن ماه عزا می شوم
شکر خدا خیمه غم پا گرفت
دست مرا حضرت زهرا گرفت
شکر خدا من به دعای حسین
سینه زنم باز برای حسین
شکر خدا باز کنم نوکری
نوکری اما به جهان سروری
باز شده هم دمم این روزها
پیرهن مشکی و شال عزا
باز حسینیه و باز این چه شور
باز همان قصۀ اشک و بلور
باز شب سوم این ماجرا
باز رقیه نمک این عزا
باز عطش باز نوا بهر آب
باز غم روضه ی طفل رباب
باز دلم در یَم غم گُم شود
باز شب هفتم و هشتم شود
باز موذن علی اکبر است
باز پدر پشت سرش مضطر است
باز وفای گل ام البنین
باز عزای گل ام البنین
باز دو صد تیر ز کین می خورد
باز به صورت

  • پنج شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد