سایر اشعار

مرتب سازی براساس

شعر نو انتظار * قیصر امین پور

972

شعر نو انتظار وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما
چونان که بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می‌خورم
عمری‌ست
لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می‌کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه‌های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می‌داند؟
شاید
امروز نیز روز مبادا
باشد!

وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما
چونان که بایدند
نه بایدها...
هر روز بی‌تو
روز مبادا است!

  • چهارشنبه
  • 5
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:00
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 مرتضی محمودپور

معراج پیامبر مکرم اسلام(ص) * مرتضی محمودپور

603

معراج پیامبر مکرم اسلام(ص) معراج پیامبر گرامی اسلام(ص)

بارعامی شد مهیا بهر ختم‌المرسلین
آسمانها شد مزین تا سوی عرش برین
شد براق آماده از سوی خدا روی زمین
بهر همراهی رسیده حضرت روح‌الامین
خواست‌تامهمان‌‌‌شوداحمد سوی معراج‌شد
بر سر اهل زمین و آسمانها تاج شد

رفت در بیت‌المقدس رفت تا بیت‌الحرام
رفت تا در مسجدکوفه شده ماه تمام
هرکجا برپا نموده وان نمازی با قیام
محترم گردیده آنجاگشت بر عالم مقام
بعد سیر انجم و آفاق کردن مصطفی
در تمام آسمانها و زمین شد مقتدا

رفت بالا رفت بالا تا به چرخ چهارمین
چون رسید آنجا محمدهمره روح‌الامین
گفت پیک حق که نتوانم بیایم بعد این
گر قدم بردارم از اینجا پرم سوزد یقین
باید از اینجا به تنهایی رو

  • چهارشنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 03:01
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 علی صمدی

سبک: هوای این روزای من هوای سنگره -(خمینی ای امام و مقتدا و بت شکن) * علی صمدی

813

سبک: هوای این روزای من هوای سنگره -(خمینی ای امام و مقتدا و بت شکن) خمینی ای امام و مقتدا و بت شکن
خمینی با تو عزت و شرف گرفت وطن

خمینی ای روح خدا تو اسم و جسم تو
تمامی مستکبران شدند طلسم تو

تو حبس و تبعیدم شده کلام تو رثا
موسایی و یه امتم برای تو عصا

صادر شد انقلاب تو به عرصه ی ملل
برای حاکمین جور اجل نوشت غزل

تو مردی از جنس خدا که پاک و طاهری
سربازای پیش مرگ تو چمران و باکری

جوونای سپاه تو نماد غیرت اند
شبیه کاوه و جهان آرا و همت اند

تو مکتبت بزرگ شدند غیورایی رشید
که روی سنگ قبرشون نوشته شد شهید

لبیک یا روح الله .....

هنوز ادامه داره نهضت تو ای امام
از دستمون نمیفته این پرچم قیام

امروز شیر بچه های تو، تو عراق اند و شام
فردا ایشاالله از تو قدس به تو

  • دوشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 20:51
  • نوشته شده توسط
  • علی صمدی
ادامه مطلب
 میلاد عرفان پور

شعر غزل رهایی -(مرگ باید سجده باشد، سجدۀ پیش از قیام) * میلاد عرفان پور

818

شعر غزل رهایی -(مرگ باید سجده باشد، سجدۀ پیش از قیام) مرگ باید سجده باشد، سجدۀ پیش از قیام
اشهدم را خوانده‌ام ای مرگ زیبا السّلام

من چه دارم؟ یک دل دیوانه و یک جان مست
می‌توانم رفت تا عرش خدا با هرکدام

باید از این پس مرا در یادها پیدا کنند
شاعرم گم کرده دل، گم کرده جان، گم کرده نام

روز و شب با کربلا هم‌داستان بودم ولی
عاقبت در روضۀ آخر نیاوردم دوام

زندگی یعنی به روی نیزه لبخند حسین
مرگ یعنی کاروان عاشقان در راه شام

زندگی شعری‌ست محکم با ردیف مرگ من
وای اگر این شعر با ماندن بماند ناتمام

می‌روم اما بمان، ای عشق! با یاران من
سایۀ تو بر سرِ سرگشتگی‌ها مستدام

  • پنج شنبه
  • 6
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(خاموشی تو رنگ فراموش شدن نیست) * پروانه نجاتی

1043
1

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(خاموشی تو رنگ فراموش شدن نیست) مرا هر قدر ذوق رفتن و پرواز شاعر کرد
تو را اندیشه‌ات مانای تاریخ معاصر کرد

میان آیۀ والفجر یا بعد از لیالٍ عشر
تو را باید کجا خواند و کجا بایست حاضر کرد؟!

تو را با کشتی نوح و تو را در نیل با موسی
تو را هم‌پای ابراهیم می‌باید مجاور کرد

پیمبروار در اطراف تو پروانه پروانه
کلامت مردم این شهر را عمار یاسر کرد

جوان‌ها را مرامت کربلا در کربلا قاسم
کهنسالان عاشق را حبیب بن مظاهر کرد

به راه افتادی و با تو بیابان‌ها خیابان شد
جهان را هر خیابان در مسیر نور عابر کرد

سپاه فیل آورده‌ست دنیا و نمی‌فهمد
ابابیل آنچه را با لشکر بی‌دین و کافر کرد

به تحریف تو در ذلت نشستند و نمی‌دانند
که عزت را همین نام خم

  • پنج شنبه
  • 6
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:59
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(هنوز این کوچه‌ها این کوچه‌ها بوی پدر دارد) * علیرضا قزوه

718

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(هنوز این کوچه‌ها این کوچه‌ها بوی پدر دارد) هنوز این کوچه‌ها این کوچه‌ها بوی پدر دارد
نگاه روشن ما ریشه در باغ سحر دارد

هنوز ای مهربان! در ماتمت هر تار جان من
نیستان در نیستان، زخمه‌های شعله‌ور دارد

نمی‌گویم تو پایان بهاری؛ بعد تو امّا
بهار عیش ما لبخند از خون جگر دارد

اگر خورشید رفت، این آسمان خورشید می‌زاید
اگر خورشید رفت، این آسمان قرص قمر دارد

در این بازار، عاشق‌تر کسی کز خود نمی‌گوید
همیشه مرد کم‌گو دردهای بیشتر دارد

مخواه از نابرادرها که یار و مونست باشند
عزیز مصر بودن، یوسف من! دردسر دارد

دو روزی مهربانا! غربت ما را تحمّل کن
می‌آید آن که از درد تمام ما خبر دارد

  • پنج شنبه
  • 6
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:02
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(ای آفتابی که زمین شد مدفن تو) * سید محمد جواد شرافت

718

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(ای آفتابی که زمین شد مدفن تو) ای آفتابی که زمین شد مدفن تو
هفت آسمان راه است تا فهمیدن تو

هفت آسمان راه است تا درک نگاهت
راه است تا مفهوم چشم روشن تو

از تو چه باید گفت ای روح خدایی
از تو چه... وقتی محو شد در او «من» تو

قلبی جوان در سینهٔ تو در تپش بود
حس کرد این را سال‌ها پیراهن تو

دل را به اوج آسمان‌ها برد روحت
روحت نشد هرگز زمین‌گیر تن تو

در راه تو ای آفتاب سبز ماندیم
در سایهٔ ماهیم بعد از رفتن تو

  • پنج شنبه
  • 6
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:04
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(تیره شد آینهٔ صبحِ درخشان بی‌تو) * زکریا اخلاقی

1184
3

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(تیره شد آینهٔ صبحِ درخشان بی‌تو) تیره شد آینهٔ صبحِ درخشان بی‌تو
تار شد مشرق روحانی ایمان بی‌تو...

جنگل عاطفه را دست تو وسعت می‌داد
می‌رود قوّت زانوی درختان بی‌تو

چه شود رونق بازار تهجّد پس از این؟
چه رسد بر دل سجاده و قرآن بی‌تو؟

ناله‌ها می‌دمد ای نور دل شب‌خیزان
از ستون‌های سیه‌پوش شبستان بی‌تو

ضجّه‌ها می‌زند از داغ جگرسوز فراق
در و دیوار غم‌آلود جماران بی‌تو

بی‌جمال تو دل آینه و آب گرفت
آتشین شد نفس باد پریشان بی‌تو

پاره شد رشتهٔ نورانی منظومۀ شوق
گشت آفاق، همه کلبهٔ احزان بی‌تو

من چه گویم که چه‌سان آینهٔ روز گرفت
رنگ دلگیرترین شام غریبان بی‌تو

کاش پیش از شب اندوه سفر می‌کردیم
تا نبودیم در این خانه غزل‌خوان بی‌تو

  • پنج شنبه
  • 6
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:06
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت) * سلمان هراتی

880

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت) پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت

بسیار بود رود در آن برزخ کبود
اما دریغ، زَهرهٔ دریا شدن نداشت

در آن کویر سوخته، آن خاک بی بهار
حتی علف اجازهٔ زیبا شدن نداشت

گم بود در عمیق زمین شانهٔ بهار
بی‌تو ولی زمینهٔ پیدا شدن نداشت

دل‌ها اگرچه صاف، ولی از هراس سنگ
آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت

چون عقده‌ای به بغض فرو بود حرف عشق
این عقده تا همیشه سرِ وا شدن نداشت

  • یکشنبه
  • 9
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(هلا روز و شب فانی چشم تو) * سیدحسن حسینی

1157
1

شعر غزل امام خمینی قدس سره -(هلا روز و شب فانی چشم تو) هلا روز و شب فانی چشم تو
دلم شد چراغانی چشم تو

به مهمان شراب عطش می‌دهد
شگفت است مهمانی چشم تو...

پر از مثنوی‌های رندانه است
شب شعر عرفانی چشم تو

تویی قطب روحانی قلب من
منم سالك فانی چشم تو

دلم نیمه‎شب‌ها قدم می‌زند
در آفاق بارانی چشم تو

شفا می‌دهد آشكارا به دل
اشارات پنهانی چشم تو

هلا توشۀ راه دریا دلان
مفاهیم طولانی چشم تو

مرا جذب آیین آیینه كرد
كرامات نورانی چشم تو

از این پس مرید نگاه توام
به آیات قرآنی چشم تو

  • یکشنبه
  • 9
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
 میلاد عرفان پور

شعر غزل شهدای منا -(هنوز گرم مناجات و گریۀ عرفاتم) * میلاد عرفان پور

818

شعر غزل شهدای منا -(هنوز گرم مناجات و گریۀ عرفاتم) هنوز گرم مناجات و گریۀ عرفاتم
چقدر بوی شهادت گرفته است حیاتم

هنوز تشنه‌ام آری، قسم به اشک دمادم
دمی به چشمۀ زمزم، دمی کنار فراتم

در امتحان منا، شرمسار طفل حسینم
به لطف کُندی چاقو اگر دهند نجاتم

نفس نمانده برایم در این هوای مقدّس
ولی به کوری اهل نفاق، در صلواتم

خبر دهید به شیطان، خیال خام نبندد
که من شهیدم و در رمی دائم جمراتم

خبر دهید به مردم لباس سوگ نپوشند
خبر دهید به مردم که عید بوده وفاتم

  • دوشنبه
  • 10
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:29
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
 میلاد عرفان پور

شعر غزل مثنوی مقاومت اسلامی -(به این آتش برس، هیزم مهیا کن، مهیاتر) * میلاد عرفان پور

1265

شعر غزل مثنوی مقاومت اسلامی -(به این آتش برس، هیزم مهیا کن، مهیاتر) به این آتش برس، هیزم مهیا کن، مهیاتر
گلستانیم ما، در آتش نمرود، زیباتر

مهیا کن که ما از آتش شیطان نمی‌ترسیم
که در آغوش آتش می‌شود ققنوس ماناتر

خبر، از دود آه ما به دل‌ها می‌رود مادام
تو با هر شعله نفرینی‌تری هر شعله رسواتر

صدای تو به غیر از گوش دوزخ را نمی‌گیرد
و ما را ناله‌ای مانده‌ست صدها بار گیراتر

دریغا پیرو بودا به کار زنده سوزاندن
دریغاتر از این غوغای خاموشی، دریغاتر!

شما را مردگانی هست سر تا پای در آتش
و خود در زندگانی نیز می‌سوزید، پیداتر

بسوزانیدمان، خورشید محشر نیز در راه است
خدا، تنها خدا با ماست با مایی که تنهاتر

اغثنا یا غیاث المستغیثین! راه دشوار است
اگرچه نیست در رنج سفر،

  • دوشنبه
  • 10
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل احمد بن موسی(ع) -(اذانی تازه کرده در سرم حسّ ترنم را) * عبدالرضا کوه مال جهرمی

795

شعر غزل احمد بن موسی(ع) -(اذانی تازه کرده در سرم حسّ ترنم را) اذانی تازه کرده در سرم حسّ ترنم را
ندای ربّنا را، اشک در حال تبسم را

تجلی‌خانه برپا کرده با گلدسته‌های نور
تداعی می‌کند صحن و سرایش مشهد و قم را...

مفاتیح‌الجنان بر لب، در و دیوارها شاعر
عوض کرده‌ست این تصویر‌ها طرز تکلم را

دلی اندازهٔ دریا برایش با خود آوردم
که با لبخندی آرامش دهد روح تلاطم را...

هماره قدسیان بر سفرهٔ اکرام او مُنعِم
خدا بخشیده بر خوان کریمان این تنعّم را

پدر«باب الحوائج» او خودش «شاهچراغ» اما
زیارت‌نامه می‌خواند دمادم نور هشتم را

تصور می‌کنم در طوس هستم، چشم می‌بندم
و حس می‌گیرم از شیراز این اوج تبسم را

به خود می‌آیم از اشکی که در هر من بیت جاری‌ست
چه باران خوشی، من د

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل تعلیمی -(گر به اخلاص، رخ خود به زمین سایی صبح) * صائب تبریزی

1301

شعر غزل تعلیمی -(گر به اخلاص، رخ خود به زمین سایی صبح) گر به اخلاص، رخ خود به زمین سایی صبح
روشن از خانه چو خورشید برون آیی صبح

به تو از دست دعا کشتی نوحی دادند
تا از این قلزم پرخون به کنار آیی صبح

بندگی، کار جوانی‌ست به پیری مفکن
در شب تار به ره رو که بیاسایی صبح

چون به گِل رفت تو را پای، به دل دست گذار
این حنایی‌ست که شب بندی و بگشایی صبح

نخل آهی بفشان در دل شب‌های دراز
تا به همدستی توفیق به بار آیی صبح

صبر بر تلخی بیداری شب کن «صائب»
تا چو خورشید جهانتاب شکر خایی صبح

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 17:16
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

شعر قضیده برای مدینه *استاد محمد جواد غفورزاده

716

شعر قضیده برای مدینه جلوهٔ جنت به چشم خاکیان دارد بقیع
یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع...

گرچه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

گرچه محصولش به‌ ظاهر یک نیستان ناله است
یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع

گرچه می‌تابد بر او خورشید سوزان حجاز
از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع

می‌توان گفت از گلاب گریهٔ اهل نظر
بی‌نهایت چشمهٔ اشک روان دارد بقیع

بشکند بار امانت گرچه پشت کوه را
قدرت حمل چنین بار گران دارد بقیع

تا سر و کارش بود با عترت پاک رسول
کی عنایت با کم و کیف جهان دارد بقیع

این مبارک بقعه را حاجت به نور ماه نیست
در دل هر ذره خورشیدی نهان دارد بقیع

اینکه ریزد از در و دیو

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 17:08
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل تعلیمی -(ندارد خواب، چشم عاشق دیوانه در شب‌ها) * صائب تبریزی

863

شعر غزل تعلیمی -(ندارد خواب، چشم عاشق دیوانه در شب‌ها) ندارد خواب، چشم عاشق دیوانه در شب‌ها
نمی‌افتد ز جوش خویشتن میخانه در شب‌ها...

به غفلت مگذران چون شمع شب را از سیه‌کاری
که دل روشن شود از گریۀ مستانه در شب‌ها...

ز روی انجم از شب‌زنده‌داری نور می‌بارد
تو هم چون شمع، قدّی راست کن مردانه در شب‌ها...

مکن پهلو به بستر آشنا «صائب» چو بی‌دردان
سری چون غنچه بر زانو بِنِه رندانه در شب‌ها

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر دوبیتی توحیدی -(دگر این دل سر ماندن ندارد) * قیصر امین پور

833
1

شعر دوبیتی توحیدی -(دگر این دل سر ماندن ندارد) دگر این دل سر ماندن ندارد
هوای در قفس خواندن ندارد
چنان در دوزخ دنیا دلم سوخت
که دیگر بار، سوزاندن ندارد

شدم تر دامن از دیروز و امروز
ندارم خفتن از دیروز و امروز
همه ترسند از فردا، شگفتا
که می‌ترسم من از دیروز و امروز(۱)

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر رباعی پایدار -(در تیررس است، گرچه از ما دور است) * صادق میرصالحیان

730

شعر رباعی پایدار -(در تیررس است، گرچه از ما دور است) در تیررس است، گرچه از ما دور است
این مشت فقط منتظر دستور است
پرسیدی حیفا و تل آویو کجاست؟
در نقشه درست پشت «دیر الزور» است

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر چارپاره پایداری -(ما را نترسانید از طوفان) * عالیه مهرابی

2548

شعر چارپاره پایداری -(ما را نترسانید از طوفان) ما را نترسانید از طوفان
ما گردباد آسمان گردیم
در برف‌ریز ظلمت و بیداد
زخم تبر خوردیم و گل کردیم

با خون خود هر لاله زد فریاد
تا پای جان بر عهد و پیمانیم
یعنی که صلح با خزان هرگز
ما خار چشمان زمستانیم

از هشت فصل داغ می‌آییم
از سال‌های آب و آیینه
از فصل‌های لاله‌باران‌ها
از روزهای بغض در سینه

از پیلهٔ تحریم‌ها رستیم
در پیله‌ها پروانه‌تر گشتیم
ما در مصاف صخره‌های سخت
چون موج‌ها کوبنده برگشتیم

داغ شهیدان زمان هرگز
در سینه‌ها پرپر نمی‌ماند
از کاخ ظلمت‌خیز استکبار
جز مشت خاکستر نمی‌ماند

با خون خود هر لاله زد فریاد
تا پای جان بر عهد و پیمانیم
یعنی که صلح با خزان هرگز
ما خار چشمان زمستانیم

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر رباعی پایدار -(کی غیرت مردانۀ ما بگذارد) * محمدرضا سهرابی‌نژاد

749
1

شعر رباعی پایدار -(کی غیرت مردانۀ ما بگذارد) کی غیرت مردانۀ ما بگذارد
دشمن به حریم خانه پا بگذارد؟
هر کس که قدم به خاک ما بگذارد
باید سر خویش را به جا بگذارد

تيغيم که در فراز، رعب‌انگيزيم
هنگام فرود، خون دشمن ريزيم
بی‌پشت بُوَد جوشن ما روز نبرد
يعنی که نيامديم تا بگريزيم

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل تعلیمی * محمد مهدی سیار

834
0

شعر غزل تعلیمی آری همین امروز و فردا باز می‌گردیم
ما اهل آنجاییم، از اینجا باز می‌گردیم

با پای خود سر در نیاوردیم از این اطراف
با پای خود یک روز اما باز می‌گردیم

چون ابرها صحرا به صحرا برد ما را باد
چون رودها صحرا به صحرا باز می‌گردیم

این زندگی مکثی‌ست مابین دو تا سجده
استغفراللهی بگو، ما باز می‌گردیم

بین جماعت هم نماز ما فرادا بود
عمری‌ست تنهاییم و تنها باز می‌گردیم*

ما عاقبت «انا الیه راجعون» بر لب
از کوچۀ بن‌بست دنیا باز می‌گردیم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* «و لقد جئتمونا فرادا کما خلقناکم اول مرة؛ همانا تنها به سوی ما آمدید، آن سان که در آغاز آفریدیمتان.» سوره انعام، آیه۹۴

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:50
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر رباعی پایداری * سیدحسن حسینی

1164

شعر رباعی پایداری از خیل دلاوران گسستن نتوان
با روح خدا عهد شکستن نتوان
این است پیام خون یاران شهید:
جنگ است برادران نشستن نتوان

چون ابر که آرام و روان می‌گذرد
این قافله با همسفران می‌گذرد
هنگامۀ جنگ است، نه هنگام درنگ
برخیز که بی‌امان زمان می‌گذرد

صحرای خطر گام مرا می‌خواند
صهبای سحر جام مرا می‌خواند
وقت خوش رفتن است، هان گوش کنید
از عرش کسی نام مرا می‌خواند

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:13
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر ترکیب‌بند امام خمینی قدس‌سره -(ای آسمان به راز و نیازت نیازمند) * سید عبدالله حسینی

660

شعر ترکیب‌بند امام خمینی قدس‌سره -(ای آسمان به راز و نیازت نیازمند) ای آسمان به راز و نیازت نیازمند
آه ای زمین به سوز و گدازت نیازمند

پرواز کرده‌ای به افق‌های سبز نور
حال آنکه ما به دیدۀ بازت نیازمند

قرآن غریب مانده و سجاده بی‌سجود
ای نیمه‌شب به صوت نمازت نیازمند

برخیز ای که هست زمین و زمان هنوز
بر دست‌های حادثه‌سازت نیازمند...

جان تو را گرفت از آن رو که بود و هست
روح‌الامین به گلشن رازت نیازمند...

قرآن بخوان بلند که هستیم تا سحر
بر آن صدای روح نوازت نیازمند

دستی که بود پر ز گل ابتهاج رفت
چشمی که داشتیم بدان احتیاج رفت

ای آنکه در دلت غم دیرینه داشتی
و از آب، روبروی دل آیینه داشتی

همراه با تو رفت دریغا به زیر خاک
آن دردهای کهنه که در سینه داشتی

مانده‌س

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:50
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر قصیده‌واره حضرت ابوطالب * مرتضی امیری اسفندقه

690

شعر قصیده‌واره حضرت ابوطالب سلام، حامیِ پیک و پیام، ابوطالب!
سلام، ای ملکوتِ کلام، ابوطالب!

نبود اگر کَرَم کامل تو، گُم می‌شد
یتیمِ آمنه در ازدحام، ابوطالب!

به کیش خویش، خدا را نظاره می‎کردی
فراتر از همهٔ ننگ و نام، ابوطالب!

کتیبه‎ای‌ست نگاهت به قدمت انسان
سلام ای جبروتِ تمام، ابوطالب!

نداشت کعبه اگر حفظ حرمتِ تو، نبود
میان آن‎همه بت احترام، ابوطالب!

چه گفت با تو بُحَیرا در آن شب شفّاف
چه گفت با تو؟ کجا؟ از کدام؟ ابوطالب!...

چه گفت با تو محمد به او چه گفتی تو؟
که گفته بود سخن از قیام، ابوطالب!؟

پدربزرگِ مُدارا! مُروّت خالص!
کهن‎تر از همه هرچه مرام، ابوطالب!

حسین خون تو دارد به رگ که می‎جوشد
علی گرفته به نام تو نا

  • پنج شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:39
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر مربع ترکیب اعتکاف -(اهل دل را شد نصیب از لطف جانان، اعتکاف) * جعفر رسول زاده

913

شعر مربع ترکیب اعتکاف -(اهل دل را شد نصیب از لطف جانان، اعتکاف) اهل دل را شد نصیب از لطف جانان، اعتکاف
فیض حق باشد برای هر مسلمان، اعتکاف
می‌برد از دل غبار جرم و عصیان، اعتکاف
می‌دهد پیوند، جانت را به ایمان، اعتکاف

جستجو کن گوهر گنجینهٔ اخلاص را
تا بیابی در حضور دوست، لطف خاص را

جرعه‌ای تسلیم از پیمانهٔ ایمان بنوش
چند روزی از پی کسب رضای حق بکوش
فارغ از تزویرِ نفسِ خودپسند خودفروش
چون گلاب از شعلهٔ شوق عبادت‌ها بجوش

معتکف شو در سرای دوست تا مهمان شوی
بندهٔ حق باش تا آسوده از شیطان شوی

هم‌صدا شو با مَلَک تا نغمه‌پردازت کنند
با خدا دم‌ساز شو تا از خودی بازت کنند
بال و پر بگشا که تا مرهون پروازت کنند
تا کلیم‌آسا مقیم کوی اعجازت کنند

چند روزی پا به دامان

  • پنج شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل پایداری -(ای یکه‌سوار شرف، ای مردتر از مرد!) * علیرضا قزوه

959

شعر غزل پایداری -(ای یکه‌سوار شرف، ای مردتر از مرد!) ای یکه‌سوار شرف، ای مردتر از مرد!
بالایی من! روح تو در خاک چه می‌کرد؟

می‌گفت برو، عشق چنین گفت که بشتاب
می‌گفت بمان، عقل چنین گفت که برگرد

دیروز یکی بودیم با هم، ولی امروز
تو نورتر از نوری و من گردتر از گرد

یک روز اگر از من و عشق تو بپرسند
پیغمبرتان کیست، بگو درد، بگو درد

ای سرخ‌تر از سرخ! بخوان سبزتر از سبز
آن سوی، درختان همه زردند، همه زرد

ای دست و زبان شهدا، هیچ زبانی
چون حنجره‌ات داغ مرا تازه نمی‌کرد

  • پنج شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:00
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل حضرت موسی مبرقع(ع) -(کجا شبیه تو آخر کدام همسایه...؟) *سید محمدرضا شرافت

2200
5

شعر غزل حضرت موسی مبرقع(ع) -(کجا شبیه تو آخر کدام همسایه...؟) کجا شبیه تو آخر کدام همسایه...؟
عزیز کوچۀ بالا! سلام همسایه!

دوباره روز من از نو... سلام می‌دهمت
و باز رو به تو با احترام همسایه

همیشه خسته و همواره درد دل دارم
همیشه مرهمی و التیام همسایه

تو مهربانی و لطف تو بوده است مدام
همیشه سایۀ تو مستدام همسایه

کنار تو ولی انگار کاظمینم من
تو ارتباط منی با امام، همسایه

یقین شده‌ست برایم به غیر لطف تو نیست
اگر که شعر شود واژه‌هام همسایه

مرا ببخش برایت نداشتم چیزی
به‌جز همین غزل ناتمام همسایه...

  • شنبه
  • 15
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:27
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر پایداری امام خمینی قدس‌سره -(تقویم در تقویم؛ این فصل‌ها سرشار باران تو خواهد شد) * زکریا اخلاقی

1473
2

شعر پایداری امام خمینی قدس‌سره -(تقویم در تقویم؛ این فصل‌ها سرشار باران تو خواهد شد) تقویم در تقویم؛ این فصل‌ها سرشار باران تو خواهد شد
مجلس به مجلس باز؛ پیمانه‌ها، لبریز پیمان تو خواهد شد

این فصل‌های سبز؛ انگار تفسیر غزل‌های بدیع توست
این عشق‌های پاک؛ مجلس‌نشین درس عرفان تو خواهد شد

این بادها چندی‌ست؛ عطر تو را در باغ بیداری پراکنده‌ست
این باغ بی‌پاییز؛ دلبستهٔ لب‌های خندان تو خواهد شد

این کاروان اما؛ منزل به منزل می‌رود تا بانگ بیداری
نسلی که در راه است؛ در آستان صبح مهمان تو خواهد شد

گفتی خدا با ماست؛ گفتی که فردای جهان فردای توحید است
فردا تمام خاک؛ جغرافیای سبز ایمان تو خواهد شد

تو زنده‌ای و عشق؛ در جلوهٔ اندیشه‌های روشنت زنده‌ست
یک روز این دل‌ها؛ پروانهٔ شمع شبستان

  • شنبه
  • 15
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:59
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل پایداری -(نعره‌زنان ایستاد بر سر میدان شهر) * مهدی جهاندار

795
1

شعر غزل پایداری -(نعره‌زنان ایستاد بر سر میدان شهر) نعره‌زنان ایستاد بر سر میدان شهر
رِند خیابان عشق، شیخ شهیدان شهر

حیله و ترفند را، مکر و زد و بند را
کیست که رسوا کند در بِده بِستان شهر!

شیخ شبی با چراغ آمد و پیدا نکرد
گفت کجا گم شدی ایّهاالانسان شهر

زاهد خلوت‌نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت بر سر پیمان شهر

این‌همه نیرنگ چیست؟ قصّۀ امروز نیست
دوش به ما گفته بود پیر جماران شهر...

غیرت اگر گل کند، زین برِ دُلدُل کند،
بر سرِ نی کی رود قاری قرآن شهر

«سلسلۀ موی دوست حلقۀ دام بلاست
هر که در این حلقه نیست» نیست مسلمان شهر

شیردلان بعد از این از تو حکایت کنند
از تو روایت کنند تعزیه‌خوانان شهر

  • شنبه
  • 15
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر رباعی مقاومت اسلامی -(هی چشم به فردای زمین می‌دوزی) * فائزه زرافشان

627

شعر رباعی مقاومت اسلامی -(هی چشم به فردای زمین می‌دوزی) هی چشم به فردای زمین می‌دوزی
افتاد سرت به پای این پیروزی
هر چند که امروز شهیدت کردند
ای شیخ نمر، زنده‌تر از دیروزی

  • شنبه
  • 15
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:08
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد