مدايح حضرت زینب سلام الله علیها

مرتب سازی براساس

مدح حضرت زینب(س)(گوهر بحر ولایت پاسدار دین، توئی) *

1912
1

مدح حضرت زینب(س)(گوهر بحر ولایت پاسدار دین، توئی) گوهر بحر ولایت پاسدار دین، توئی
در سپهر روشن روحانیان پروین، تویی
دختر شیر خدایی نور چشم فاطمه
پیکر مهر و وفا را زیور و آذین، تویی
چشمۀ علم و فضیلت اسوۀ حلم و حیا
مذهب عشق و صفا را مکتب و آئین، توئی
سینه ات گنجینۀ اسرار قرآن مبین
ای کلام الله ناطق، دختر یاسین، تویی
پشتبان سنگر تقوائی و روح حجاب
عطر جانبخش حیاء را نافۀ مشکین، توئی
در بلاغت یادگار مرتضائی زینبا
آتشین نطق علی را شیوۀ شیرین، تویی
یکه تاز عرصۀ ملک صفات و عصمتی
بانوان را رهبر و سر حلقۀ تمکین، تویی
بهر احقاق حقوق سرور آزادگان
در میان قوم باطل دیدۀ حق بین، تویی
چوبۀ محمل شد از خون سرت رنگین ز عشق
شادی "عنقا" را نشاید تا دل غمگین، تویی

  • دوشنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 17:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

مدح و مصائب حضرت زینب(س)(مادرت آسمان خوبی ها) *

2109

مدح و مصائب حضرت زینب(س)(مادرت آسمان خوبی ها) مادرت آسمان خوبی ها
پدرت از اهالی بالا
ای که شاگرد اشک تو آدم
ای هوادار عشق تو حوّا
گوشه ای از نجابتت مریم
شمّه ای از عروج تو عیسی
متحیّر ز صبر تو ایوب
متوسل به طور تو موسی
همه شاگرد مکتبت هستند
از مسیحی گرفته تا بودا
پرچم کربلا به شانه ی توست
ای علمدار عصر عاشورا
فتنه ها را تو بر ملا کردی
کربلا را تو کربلا کردی
روح مضمون ناب یعنی تو
رمز پاکی آب یعنی تو
وامدار تلألؤ ات خورشید
حضرت آفتاب یعنی تو
ملأت کلّ شی یا زینب
همه با این حساب یعنی تو
صاحب رأیت القیام حسین
واژه ی انقلاب یعنی تو
منجی تنگنای آخرتی
پس حساب و کتاب یعنی تو
غیر محرم کسی ندیده تو را
جلوه ی در حجاب یعنی تو
جنس نوری عقیله ی عشقی
تو

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 12:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(استقامت در لغت صبر است و معنا زینب است) *

4887
2

مدح حضرت زینب(س)(استقامت در لغت صبر است و معنا زینب است) استقامت در لغت صبر است و معنا زینب است
صبر باشد قطره ای ناچیز و دریا زینب است
در جهان آفرینش بهترین زن فاطمه است
بین زن ها بهترین زن بعد زهرا زینب است
زینت دوش نبی باشد حسین بن علی
آنکه باشد زینت دامان بابا زینب است
آنکه نطق آتشینش کوفه را زیر و زبر
کرد و شد آینده ساز خلق دنیا زینب است
آنکه در تاریخ نامش می درخشد تا ابد
فارغ التحصیل دانشگاه مولا زینب است
آنکه سر خط جهاد فی سبیل الله را
با اسارت رفتن خود کرد امضا زینب است
ژولیده نیشابوری

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 12:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(ع)(زينب آمد شام را تسخير كرد) *

1708
4

مدح حضرت زینب(ع)(زينب آمد شام را تسخير كرد) زينب آمد شام را تسخير كرد
با زبانش كار صد شمشير كرد
زينب آن علامه والا مقام
كربلا را مو بمو تفسير كرد
تا طلسم سا يه ها را بشكند
آيه هاي نور را تقرير كرد
پادشا ه بي سپا ه شا م شد
عالمي را ما ت از اين تدبير كرد
زينب آن ميرا ث دار كربلا
صحنه ها را یک به یک تصو ير كرد
روز ها را روز عا شو را نمود
كربلا را نيز عا لمگير كرد

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

مدح حضرت زینب(س)(عاشق شدیم و عاشق حیران ماشدند) * علی اکبر لطیفیان

2232

مدح حضرت زینب(س)(عاشق شدیم و عاشق حیران ماشدند) عاشق شدیم و عاشق حیران ماشدند
قومی اسیر زلف پریشان ما شدند
آنقدر عاشقیم که عشاق روزگار
مبهوت اشتیاق گریبان ما شدند
روح القدس شدیم وتمامی شاعران
گرم غزل سرایی دیوان ما شدند
یوسف شدیم وبهر تماشای حال ما
صدها عزیز راهی زندان ما شدند
آنقدر آمدیم ومسلمان او شدیم
آنقدر آمدند ومسلمان ما شدند
ما عاشقیم عاشق حیران زینبیم
تکفیرمان کنید مسلمان زینبیم
مارا نوشته اند برای گدا شدن
سائل شدن ، اسیر شدن ، مبتلا شدن
از آنطرف خلاصه دری باز میشود
می ارزد انتظار به این آشنا شدن
عشاق سنگ خورده ی دیوار زینبیم
پس واجب است غرق تماشای ما شدن
وقتی مسیر جای قدمهای زینب است
میلی نمیکنیم به جز خاک پا شدن
اول طواف بعد منا پ

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 12:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(بالش شکسته بود ، پریدن نداشت که) *

1613

مدح حضرت زینب(س)(بالش شکسته بود ، پریدن نداشت که) بالش شکسته بود ، پریدن نداشت که
آن زن که نای و پای دویدن نداشت که
با کاروان خسته به سمت چه می دوید؟
هر قدر می دوید رسیدن نداشت که!
هر روز پر فراق ، پر از درد ، مثل شمع
می سوخت لحظه لحظه و دیدن نداشت که
آن چادری که کرد تیمم به خاک راه
کی از سرش کشید؟ کشیدن نداشت که!
هی ناله ، ناله ، ناله و فریاد و اشک و آه
هی مویه ، مویه ، مویه ، شنیدن نداشت که!
وقتی سر عزیز دلش روی نیزه رفت
حتی توان جامه دریدن نداشت که.
**
آن زن نگفته های دلش را به شام گفت
«آنجا که شهر ، گوش شنیدن نداشت که...»
***نیره قاسمی***
(گرمه)

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زینب(س)(اربعین)(عذار نیلی و قدّ خم و چشم تر آوردم) *

1896

شعر حضرت زینب(س)(اربعین)(عذار نیلی و قدّ خم و چشم تر آوردم) عذار نیلی و قدّ خم و چشم تر آوردم
گلاب اشک بهر لاله های پرپر آوردم
ز جا برخیز ای صد پاره تر از گل! تماشا کن
که از جسم شهیدانت، دلی زخمی تر آوردم
تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم
چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم
مسافر از برای یار سوغات آورد اما
من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم
اگر چه سر نداری یک نگه بر سیل اشکم کن
که با چشمان خود آب از برای اصغر آوردم
تو بر من از تن بی سر خبر ده ای عزیز دل!
که من بر تو خبرهای فراوان از سر آوردم
چهل منزل سفر کردم به شهر شام و برگشتم
خبر از چوب و از لعل لب و طشت زر آوردم
ز اشک چشم و سوز سینه ی مجروح و خون دل
همانا مرهمت بر زخم های پیکر آوردم
قد خم، مو

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(دل بـــاده بـنوش است سر خان عقیله) *

2143

مدح حضرت زینب(س)(دل بـــاده بـنوش است  سر خان عقیله) دل بـــاده بـنوش است سر خان عقیله
خـورده شب و روز از نمک و نان عقیله
هر قـلب حسینی که شده واله و شیـدا
در بزم حـسینی شـده مـــهمان عقیله
ما عبد و غلامیم به احـسان ابـــاالفضل
مجنون حـسینیم بـه احـســــان عقیله
خود یک تنه زهرا شد و حیدر شد و حالا
ارباب بود گـــوش بــه فــــرمان عقیله
در حوزه علمیّـه زهـــراییــه ، عبـــاس
زانو زده بــر مــنبر عـــرفـــــان عقیله
آنجا که شد آقای دو عالم تــک و تنهـــا
ســـرباز طـــراویـــده ز دامــــان عقیله
تفسیر شد از آه حـزینی که رهـــا کـرد
در کــــرببـــلا مــــریم قــــرآن عقیله
از غصّه معجر نه فقط قــلب حـــسینـش
در عرش، خـدا گـــشته پـــریشان عقیله
ای جن

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(تازه فهمیدم دلم از خاک پای زینب است) *

3147
1

مدح حضرت زینب(س)(تازه فهمیدم دلم از خاک پای زینب است) تازه فهمیدم دلم از خاک پای زینب است
اشکهای دیده ام از اشکهای زینب است
تازه فهمیدم دلم عصیان نمی گیرد چرا
این دل شوریده ام مست ولای زینب است
تازه فهمیدم که چشمانم چرا بی اشک نیست
از ازل آب و گلم غرق نوای زینب است
تازه فهمیدم که فریادم ز امداد کجاست
نعره های جانم از جنس صدای زینب است
«انتمُ المنصور» می دانید ای عشّاق کیست؟
این شما هستید، یاریتان برای زینب است
نسل عاشورا به صُلب کیست؟ در صلب شماست
ضامن نسل شما سوز دعای زینب است
ای برادرهای پیغمبر به دلهاتان سلام
سینه ی گرم شما مهد عزای زینب است
صورت زخم شما همچون اسیران بلاست
تا ابد عالم پر از درد و بلای زینب است
خیمه ی پر شورتان از خیمه های کربل

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(گر چو ماهى به شب تار بر آيى زينب) *

1610

مدح حضرت زینب(س)(گر چو ماهى به شب تار بر آيى زينب) گر چو ماهى به شب تار بر آيى زينب
عاشق خسته كند عقده گشايى زينب
پادشاهى دو عالم به جُويى بفروشد
آنكه در كوى تو آمد به گدايى زينب
غصه جز سينه تو خانه ندارد بى‏بى
عشق را جز دل تو نيست سرايى زينب
خستگان را به قدمگاه شهادت برسان
اى كه ممتازترين راهنمايى زينب
لحظه مرگ ندا از دل زارم خيزد
اى گل عاطفه و عشق، كجايى زينب
منسب نوكرى ام مورد تأييد شود
گر به بالين من خسته بيايى زينب
در نماز غمِ عشاق كه بر سينه زند
كربلا كعبه و تو قبله نمايى زينب
نه فقط بانوى دلهاى حسينى هستى
عصمت اللَّهى و محبوب خدايى زينب
سرخى خون شهيدان ز تو پاينده بُود
كه گل نيلى صحراى بلايى زينب
اُختِ ثاراللهى و بنت ولى اللّهى
عمه منتق

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مصائب حضرت زینب(س)(چشمش گریست دشت به آتش کشیده را) *

1660

مصائب حضرت زینب(س)(چشمش گریست دشت به آتش کشیده را) چشمش گریست دشت به آتش کشیده را
بی تـاب گشت ســـــرخی حلـــق بریده را
آرام بر لبــــان عطشـــناک بوســـــــه زد
در بر گرفـت قامـــــــت در خون تپیــــده را
زینب! عمود خیـــمه عالم شکسته شد
وقتی که کوفه بر تو فرو بســـت دیده را
زینب! به گوشه گوشه صحرا صبور باش
گل های نوشکفتـــــه از شاخه چیـــده را
پیراهنــــی که بوی حسین تو می دهد
زینب! صبـــــور باش دو دست بریـده را
آنک بگو به پســـــتی و نامردمـــی بگو
آن سینه سرخ های به مقصد رسیده را
زینب بگو به پستــــی و نامردمـی بگو
این گرگــــهای وحشی یوسف دریده را
زینب بگو که از پس این شام می رسد
یک دست مهـــربان که بر آرد سپیده را

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

خطبه حضرت زینب(س)(در شام(می گوید از شکستن سرو تناورش) *

1911

خطبه حضرت زینب(س)(در شام(می گوید از شکستن سرو تناورش) می گوید از شکستن سرو تناورش
این شیرزن که مثل پدر، مثل مادرش.
این زن درست مثل پدر حرف می زند
میراث مادر است دلِ داغ پرورش!
می گوید از سپید و سیاهی که دیده است
از قتل عام چلچله ها در برابرش
می گوید از زمانه، زمین آه می کشد!
خورشید ابر تیره کشیده ست بر سرش
از پاره پاره های جگر حرف می زند
از کاروان خسته ی بی یار و یاورش
این خطبه نیست! تیغه ی شمشیر این زن است
وقتی خرابه های دمشق است سنگرش
شمشیر از نیام دهان می کشد، ببین
این شیرزن که مثل پدر، مثل مادرش

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(وجودش مثل دریا بود عمه) *

2124
1

مدح حضرت زینب(س)(وجودش مثل دریا بود عمه) وجودش مثل دریا بود عمه
دقیقا مثل زهرا بود عمه
اگرچه کربلا جا مانده بودی
حسین دوم ما بود عمه
هجوم یک سپاه تازیانه
ولی افسوس تنها بود عمه
خدا خیرش دهد این خواهرت را
کسی سیلی نخورد تا بود عمه
و بعداز ساقی آب آور ما
علم بر دوش و سقا بود عمه
تمام راه را مشغول ذکر
حسینم وا حسینا بود عمه
در اوج عاطفه چون مرد جنگید
اگر چه قامتش تا بود عمه
سرش بشگست اما دشمنش دید
سرش بالای بالا بود عمه
وبعد از این همه رنج و مصیبت
خدا را شکر بر پا بود عمه
یاسر مسافر

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(كربلا دارالنعیم زینب است) *

3868
2

مدح حضرت زینب(س)(كربلا دارالنعیم زینب است) كربلا دارالنعیم زینب است
کعبه خود تحت حریم زینب است
عمر زینب وقف مولا بود و بس
او به زهرا المثنی بود و بس
چهره‌ي حیدر چو حق آئینه زد
سنگ زینب را حسین بر سینه زد
عشق؛ با زینب تبانی کرده است
رنگ گل را ارغوانی کرده است
هست و کیش رهبریت کیش او
صبر زانو می‌زند در پیش او
شاخص شخصیت زینب حیاست
گر بگویم دومین زهرا سزاست
کیست زینب؟ قدرت کل امم
عرش را با فرش می‌دوزد به هم
هم تراز زینب کبری کجاست؟
هر زنی را زینبی خواندن خطاست
زینب کبری ذلیل و خوار نیست
از زنان کوچه و بازار نیست
در رگ سرخ شهیدان شط اوست
حضرت عباس هم در خط اوست
مدعی رسوا شدی گر تافتی
عرشیان چون بر حسین دل باختند

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب کبری(س)(هرکه شد کرببلایی در پناه زینب است) *

2421
1

مدح حضرت زینب کبری(س)(هرکه شد کرببلایی در پناه زینب است) هرکه شد کرببلایی در پناه زینب است
رحمت مطلق تمامش در نگاه زینب است
عزت و آزادگی مدیون شاه کربلاست
عفّت حُجب و حیا مدیون راه زینب است
هیچ جا بی اسم زینب روضه ای برپا نشد
نوکری محتاج تسبیح و گواه زینب است
روضه خوانان بهره دارند از همان صوت حزین
بهترین اسباب گریه سوز و آه زینب است
تار و پود عفّتش غارت نشد تکثیر شد
بیرق اسلام از چادر سیاه زینب است
خیمه اش هم گر بسوزد باز او فرمانرواست
قصرهای آسمانی پایگاه زینب است
کاخ ظلم شامین ویرانه شد با همّتش
کرد ساکت ملتّی را که سپاه زینب است
هیچ کس جرات ندارد بند بر دستش زند
این اسارت رفتن او دلبخواه زینب است
آن گلوی پاره ای که زینت دوش خداست
بوسه گاه فاطمه

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن) *

1947
1

مدح حضرت زینب(س)(تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن) تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن
تویی که منتخب هستی به نیزه سر دیدن
بگو برای من از خاطرات خود بانو
کنار مقتل عشق و گلو و بوسیدن
ز بعد کرب و بلا کودکان بی بابا
شنیده ام که همیشه گرسنه خوابیدن
الا مفسر قرآن چقدر لذت داشت
صدای قاری قرآن زنیزه بشنیدن؟
بجز شما چه کسی می تواند ای خانم
شبیه ابر بهاری ز غصه باریدن
و ما رایتُ و الا جمیلتان یعنی
تویی که دیده نیالوده ای به بد دیدن
یاسر مسافر

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

قصیده حضرت زینب(س)(ای یاد تو قد قامت «قول» ست و «قصیده») *

2418

قصیده حضرت زینب(س)(ای یاد تو قد قامت «قول» ست و «قصیده») ای یاد تو قد قامت «قول» ست و «قصیده»
نام تو تجلّای عقیق ست و عقیده
عنوان تو نورست که از نور می‌آید
تصویر تو «ماه» ست که از «مِهر» دمیده
ای وصف تو دریا به کفِ دست گرفتن
ای دیدن رویِ تو «ملاقات دو دیده»
توفان به نگاه تو امان‌نامه گرفته
ای خشم تو زانوی زمین‌لرزه بریده
هنگام اذان ست و تو ناموس اذانی
نام تو بلندست در این عرش خمیده
مثل تو کسی جانب حق را نگرفته
مثل تو کسی «دار اَناالحق» نخریده
مثل تو کسی مَحرم اسرار نگشته
مثل تو کسی میوه‌ی ممنوعه نچیده
مثل تو کسی «دَم» نزد از «خونِ» سرِ نور
مثل تو کسی سر نزد از سمت سپیده
مثل تو کسی در جلووِ مرگ ناِستاد
مثل تو کسی پشتِ سرِ خون ندویده
در حادثه تنها سفر

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(زصبرت در شگفتی اسمان شد) *

1942

مدح حضرت زینب(س)(زصبرت در شگفتی اسمان شد) زصبرت در شگفتی اسمان شد
ز وصفت ناتوان وصف وبیان شد
چه کردی روزعاشورا که چشم
تمام افرینش خونفشان شد
در ان روز بلا غارت حرم شد
و پشت اسمان یکباره خم شد
تو بودی راست قامت در حوادث
اگر چه سینه ات کانون غم شد
زمین لرزید وقتی قلب محزون
گذشتی از لب گودال پر خون
تو چشم خویش خورشید ان زمان بست
نبیند انچه تو دیدی به هامون
اگر زینب تو عاشورا نبودی
نشان از کربلا و ما نبودی
تو روح صبر و ایثار و عفا فی
حقیقت بی تو پا بر جا نبودی
گهی زهرا به را در طشت دیدی
زمانی از سری قران شنیدی
اسارت تازیانه چوب و طعنه
تو هر چه درد و غم بوده چشیدی
غم از تو اشناتر گل ندیده
صبوری چون تو کجا جایی شنیده
خجالت می کشد از چهره ات

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح و مرثیه حضرت زینب(س)(هرگز ندیده کس به دو عالم زن این‌چنین) *

2716
2

مدح و مرثیه حضرت زینب(س)(هرگز ندیده کس به دو عالم زن این‌چنین) هرگز ندیده کس به دو عالم زن این‌چنین
خون خوردن آن‌چنان و سخن گفتن این‌چنین
در قصر ظالمان به تظلم که دیده است
شیرآفرین‌زنی که کند شیون این‌چنین
هر گونه‌اش پناه یتیمی دگر شده‌ست
آری بود کرامت آن دامن این‌چنین
زندان به عطر نافله‌ی خود بهشت کرد
زینب چراغ نامه کند روشن این‌چنین
پیش حسین اشک و به قصر یزید لعن
با دوست آن‌چنان و بَرِ دشمن این‌چنین
در دشت بیند آن تن دور از سر آن‌چنان
بر نیزه خواند آن سر دور از تن این‌چنین
آه ای سر حسین! چو سر در پی توام
خورشید من! به شام مرو بی‌من این‌چنین
از خون حجاب صورت خود کرده یا حسین
جز خواهرت که بوده به عفت زن این‌چنین؟
شاعر:محمد سعید میرزایی

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(ستر ناموس نبوت چون حجاب زینب است) *

18435
58

مدح حضرت زینب(س)(ستر ناموس نبوت چون حجاب زینب است) ستر ناموس نبوت چون حجاب زینب است
محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب است
دانش آموز علی خواهر ناموس دین
کی دهد معجر زسر ، قرآن کتاب زینب است
از مزارش گر صدای سوز و سازی بشنوی
آن صدای سوزش قلب کباب زینب است
از میان تربتش بوی حسین آید برون
کهنه پیراهن گمانم در مزار زینب است
جامه ی یاران سیاه و محمل و پرچم سیاه
آری آری این سیاهی یادگار زینب است
پرچم ات گر سرنگون شد من نگه می دارمش
غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است
ملجا اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود
شب نگه بان در کنار نهر علقم زینب است

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(ای خوشا حرف عاشقانه زدن) *

1968

مدح حضرت زینب(س)(ای خوشا حرف عاشقانه زدن) ای خوشا حرف عاشقانه زدن
تیر بر گُرده‌ی نشانه زدن
سر نهادن به شانه‌ی معشوق
گیسوی خاطرات شانه زدن
نیست جز شرح ماجرای فراق
حرفی از تلخی زمانه زدن
دل ما خانه‌ی محبت اوست
مستحب است سر به خانه زدن
ما سیه‌مست جام توحیدیم
حدّ ما نیست تازیانه زدن
بس كن ای مرغ بازمانده ز باغ
تا به كی حرف آب و دانه زدن
تا به كی بال شوق را بستن
تا به كی دم ز آشیانه زدن
می‌رسد فصل رویشی تازه
می‌رسد لحظه‌ی جوانه زدن
فصل ما چون بهار، رنگین است
فصل بیداریِ فلسطین است
سوخت در هُرم شعله‌ها غزّه
ننشسته ولی ز پا غزّه
همه شب از ستم به لب دارد
ناله‌های خدا خدا غزّه
هست امروز، شمر، اسرائیل
هست امروز، كربلا، غزّه
وقت «لبّیك یا حسین»

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

فتوای حضرت زینیب(س)(اهل عالم بشنويد اين مطلبم/بي خودازخود گشته درتاب وتبم) *

1993

فتوای حضرت زینیب(س)(اهل عالم بشنويد اين مطلبم/بي خودازخود گشته درتاب وتبم) اهل عالم بشنويد اين مطلبم/بي خودازخود گشته درتاب وتبم
مجتبايي(ع) من مسلمان گشته ام / حقّ پرستم مدّعايم يا ربم
رهرو راه محمد(ص) هستم و / حيدريم(ع) شيعه ي اين مكتبم
لطف زهرا(س) شامل حالم شده / نوكري آل احمد(ص) منصبم
مِي پياپي تا گلو نوشيده ام / آن چنان كه مي چكد مِي از لبم
مِي كه مي گويم مِي ثارالَّهيست / آري آري از حسين(ع) لبالبم
جنّت من هيات و شكرخدا/با حسين(ع)طي مي شودروزو شبم
به وفاي قمر هاشميان / فاش مي گويم حسيني(ع) مذهبم
سر براي غم بي سر شكنم / پيرو فتواي بي بي زينبم(س)
شاعر:حمیدرضا گلرخی

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

مدح حضرت زینب(س)(ای که بی تو حقیقت زبان نداشت) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1734
1

مدح حضرت زینب(س)(ای که بی تو حقیقت زبان نداشت) ای که بی تو حقیقت زبان نداشت
خون آبرو، محبّت و ایثار، جان نداشت
بی تو حیا به خاک زمین دفن گشته بود
بی تو شرف ستاره به هفت آسمان نداشت
در باغ وحی بین دو ریحانه ی رسول
رعناتر از تو فاطمه سرو روان نداشت
تو عاشقی چو یوسف زهرا نداشتی
او چون تو عاشقی به تمام جهان نداشت
بی تو شکوفه های شهادت فسرده بود
بی تو ریاض عشق و وفا باغبان نداشت
آگاه بود عشق، که بی تو غریب بود
اقرار داشت صبر، که بی تو توان نداشت
در پهن دشت حادثه، با وسعت زمان
دنیا سراغ چون تو زنی قهرمان نداشت
تاریخ صابران جهان جان گداز تر
از قصّه صبوری تو داستان نداشت
هفتاد داغ بر جگرت بود و باز خصم
تنها نه از سخن، ز سکوتت امان نداشت
گر پای صبر

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت زینب(س)(هیچ حرفی نزنی تا گله از غم باشد) *

1805

غزل حضرت زینب(س)(هیچ حرفی نزنی تا گله از غم باشد) هیچ حرفی نزنی تا گله از غم باشد
چشم هایت نکند چشمه ی زمزم باشد
از سفر می رسی امّا چه بگویی، سخت ست
ارمغان سفرت غصّه و ماتم باشد
شبی از داغ دو فرزند جوان پیر شدن
شبی از داغ برادر کمرت خم باشد
همه رفتند کسی نیست که بازوی تو را.
جز خدا هیچ کسی نیست که محرم باشد
تا کجا قافله را... قافله را... قافله را
تا کجا راه چنین تیره و مبهم باشد؟
زخم آنقدر زیادست که باید بر آن
دست های علی و فاطمه مرهم باشد
آمدی تا زنی ازکوفه به تیغ سخنش
راوی سرخ ترین قصّه ی عالم باشد
خواهر کوچک خورشیدی، نامت باید
به یقین ماه ترین ماه محرّم باشد
شاعر: ساجده جبارپور

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زینب(س)(داری دوباره در دل ما غم می آوری) *

1953
1

شعر مدح حضرت زینب(س)(داری دوباره در دل ما غم می آوری) داری دوباره در دل ما غم می آوری
بغضی پر از غریبی و ماتم می آوری
حالا که بزم روضه بنام تو زینب است
حال و هوای ماه محرم می آوری
دلداده ی حسینی و با عشق خود به او
اصلا تویی که عشق مجسم می آوری
تو دخت مرتضایی و با تیغ خطبه ات
پیوسته لرزه بر همه عالم می آوری
ارث از علی گرفته و طوفان غیرتی
در موج هر بلا تو مگر کم می آوری؟
اما هلال غرق به خون با دلت چه کرد
در پیش او دو دیده زمزم می آوری
بی خود نبود بعد غم دلبرت حسین
دستی به زانو و کمر خم می آوری
" مرتضی شاهمندی "

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(دل گرفتار بلاي زينب است) *

2384

مدح حضرت زینب(س)(دل گرفتار بلاي زينب است) دل گرفتار بلاي زينب است
تا قيامت مبتلاي زينب است
او خودش ثاراللهي در پرده است
پس خدا هم خونبهايِ زينب است
در مناجاتت فراموشم مكن
چشم ِآقا بر دعاي زينب است
روز عاشوراست آنچه ميرسد
در همه عالم صداي زينب است
قيمت اين اشكها گر شد بهشت
چون فقط در اقتداي زينب است
نيست قبرش در مدينه يا كه شام
كربلا كرب و بلاي زينب است
سربلندي مثل ماهِ كربلا
سر به زير خاك پاي زينب است
مبدأ فيض است چشمانِ ترش
گريه ها از گريه هاي زينب است
ما همه تحت لوايِ كربلا
كربلا تحتِ لواي زينب است
اينهمه ماتم به رويِ يك جگر؟
روز عاشورا عزاي زينب است

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح حضرت زینب(س)(اندوه های قلب تو از سرمه رنگ داشت) *

1757

مدح حضرت زینب(س)(اندوه های قلب تو از سرمه رنگ داشت) اندوه های قلب تو از سرمه رنگ داشت
از زخم ، صبح آینه ات شام زنگ داشت
خون بود لخته لخته به چشم تو می نشست
لختی اگر وداع برادر درنگ داشت
از روی تل برای پیمبر سخن بگو
این گیسوان کیست که قاتل به چنگ داشت؟
دیدی که از دلت عطشِ بوسه می چکد
از آن گلو که از شفق و لاله رنگ داشت
خطبه شکن شده است کسی که به نیزه ها
آیات وحی بر لبش آغوش تنگ داشت
سر را بزن به چوبه ی محمل که روی نی
پیشانی برادرت ، اندوه سنگ داشت

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زینب(س)(ای بتول علی نما زینب) *

5312
3

شعر مدح حضرت زینب(س)(ای بتول علی نما زینب) ای بتول علی نما زینب
دومین عصم خدا زینب
جامع افتخار آل الله
مرکز اقتدار ها زینب
هر چه خوبی که آفریده خدا
همه حاصل بود تو را زینب
علی دیگر و حسین دگر
آفرید از تو کبریا زینب
حق اُخت الحسین بودن را
خوب آورده ای به جا زینب
نهضتی کز حسین شد آغاز
تو رساندی به انتها زینب
در رسانیدن پیام حسین
ای تو جبریل کربلا زینب
وارثان قیام عاشورا
همه گویند یک صدا زینب
عدد شصت و نه که هست یکی
در حساب حروف با زینب
زان سبب گفته اند هر کس را
حاجتی هست از تو یا زینب
شصت و نه سکه را به نام شما
به مساکین کند عطا زینب
تا که از پنجۀ خدایی تو
حاجت او شود روا زینب
ای شهادت به صبر تو مدیون
مرد میدان هر بلا زینب
یک زن و اینهمه

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زینب(س)(کیست زینب آنکه عالم واله و حیران اوست) *

5071
4

شعر مدح حضرت زینب(س)(کیست زینب آنکه عالم واله و حیران اوست) کیست زینب آنکه عالم واله و حیران اوست
نور عصمت جلوه­گر از چهره تابان اوست
گوهر پاکی که از پستان عصمت خورده شیر
جان بقربانش که جان عالمی قربان اوست
زهره­ای کاندر سپهر عزت و جاه وجلال
روشنی بخش کواکب شمسة ایوان اوست
رونق رضوان ز انفاس نسیم گلشنش
نکهت جنت ز گیسوی عبیر افشان اوست
سیل نطق آتشینش کند کاخ کفر را
کاخ ایمان متکی بر پایه ایمان اوست
کیست این آشفته کز او عالمی آشفته است
کیست این سر گشته کاینسان چرخ سرگردان اوست
میوه بستان زهراء پارة قلب علی
آنکه عالم خوشه چین خرمن احسان اوست
آفتاب برج عصمت آنکه اهل فضل را
دیده روشن از فروغ دانش و عرفان اوست
جلوة حق کرد روشن کوفة تاریک را
گرمی بازار شام از

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 15:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زینب(س)(غرق گل شد کربلا، چون رهگذار زينب است) *

4356
7

شعر مدح حضرت زینب(س)(غرق گل شد کربلا، چون رهگذار زينب است) غرق گل شد کربلا، چون رهگذار زينب است
يا که خونين مقتل يار و تبار زينب است
قامت موزون اکبر، سرو ناز کربلاست
چشمة اين باغ، چشم اشکبار زينب است
گلبن قاسم دهد بر اين گلستان خرمي
يادگار مجتبي، در روزگار زينب است
لالة عطشان اين گلشن، علي اصغر بود
شاهد اين گفته، قلب داغدار زينب است
در کنار علقمه، سروي مگر آتش گرفت
يا سراپا غرقه در خون، جان نثار زينب است؟
اين گلستاني که پامال سم اسبان شده
جسم و جان احمد و، دار و ندار زينب است
با چنين طوفان گلريزي، چه گلهايي شکفت
کس نمي‌داند، خزان يا نوبهار زينب است
تا بياموزد رقيه، راه و رسم زينبي
در تمام صحنه ها، او هم کنار زينب است
گلشن آل خليل از آتش بيداد سوخت
عقل

  • سه شنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1392
  • ساعت
  • 15:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد