شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مِن بعد انیس آسمان باش ای خاک) *

3098
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مِن بعد انیس آسمان باش ای خاک) مِن بعد انیس آسمان باش ای خاک

با شیون و اشک همزبان باش ای خاک

پهلوش شکسته، بازویش مجروح است

با یاس بهشت مھربان باش ای خاک

**

افسوس خزان شده بهارم ، عید‌م

گفتم که فراق را نبينم ديدم

تابوت تو را به روی دوشم بردم

آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

**

در شیون و ناله و خروشم زهرا

خونبار، دو چشم گریه پوشم زهرا

دیدی که گذاشت جور این قوم آخر

تابوت تو را به روی دوشم زهرا

**

اندوه ‌فراق ، غربتي ديرين است

پيشاني صبر بعد تو پُر چين است

از قد شکسته علي روشن شد

تابوت سبک ولی ‌غمت سنگين ا‌ست

**

این تربت بی نشانه راز من و توست

هم ناله‌ي این سوز و گداز من و توست

بر دوش ببر شبانه زهرا را ، این

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:11
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(ای مرتضای خسته فراموش چشمهات) *

2695

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(ای مرتضای خسته فراموش چشمهات) ای مرتضای خسته فراموش چشمهات

از من فرار میکند آغوش چشمهات

دلتنگم آنقدر که به یک پلک قانعم

پلکی بزن ز صفحه ی گلپوش چشمهات

سرد است این فضای غم انگیز پر شرار

دور از فروغ پرتو خاموش چشمهات

افتاده بار گریه ی بر غربت علی

ای یار خسته پلک ؛روی دوش چشمهات

زهرا منم ، همان که به من خیره میشدی

بودم همیشه واله و مدهوش چشمهات

حاجت روا شده ست دلم سالهای سال

بانوی من ز مرحمت گوشه چشمهات

افتاده پیش بسترت امشب جنازه ام

پلکی بزن که باز دهی جان تازه ام

ای سایه ی نگاه تو بر روی چشم هام

دلتنگ توست پرتو کم سوی چشم هام

از دامِ بی وفاییِ دنیا گریخته

صیاد دلربای من آهوی چشم هام

در گیرودار چشم تو لبریز

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(از سینه دگر آه شرر بار نکش) *

3848
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(از سینه دگر آه شرر بار نکش) از سینه دگر آه شرر بار نکش

برخیز ولی منت دیوار نکش

من شانه نخواستم به جان بابا

از دست شکسته این قدر کار نکش

**

با اشک دلیل اشک مهتاب شدی

هر نیمه ی شب همین که بیتاب شدی

از بس که غذا نمیخوری مادر من

در عرض سه ماه این همه آب شدی

**

ای کاش که درد سینه غوغا نکند

خیلی نفست فاصله پیدا نکند

پهلوی تو را همین که دیدم گفتم

این زخم خدا کند دهن وا نکند

**

امروز یکی دو رنج مبهم داریم

از چیست که ناخواسته ماتم داریم

در بقچه روبرویمان دقت کن

من فکر کنم که یک کفن کم داریم

**

بیتاب حسین آمده تابش بدهی

انگار بنا نیست جوابش بدهی

اصلاً تو خودت بگو دلت می آید

او تشنه شود نباشی آبش بدهی

شاعر:ع

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:14
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(اینچنین بعد از تو "غربت" نیز معنا میشود) *

2837
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(اینچنین بعد از تو "غربت" نیز معنا میشود) اینچنین بعد از تو "غربت" نیز معنا میشود

چاه،تنها محرم یک مرد تنها میشود

هیچکس در پشت حیدر نیست دیگر،فاطمه!

بعد تو حتی نماز او فرادی میشود

قطره قطره اشک از چشمان حیدر میچکد

سهم او وقتی فقط رنج تماشا میشود

آب میریزد ولی گاهی توقف میکند

زخم های پیکرت دارد معما میشود

هر قَدَر شب باشد و چیزی نبیند همسرت

هر ورم زیر لباست زود پیدا میشود

آخرش این چوبها گهواره ی محسن نشد

حداقل قسمت تابوت زهرا میشود...

سینا نژاد سلامتی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در راه علی درد همان درمان است) *

3202

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در راه علی درد همان درمان است) در راه علی درد همان درمان است

این درد غریب هدیه جانان است

این روح بزرگ ضربه گیر است هنوز

تا روی کبود از علی پنهان است

در هر ستمی بلا کشیدن سخت است

در راه علی درد و بلا آسان است

یاری علی هیبت کوثر می خواست

اینکار نه حدّ بوذر و سلمان است

هر چند گل لاله گوشم پاچید

غم نیست مرا که فصل گلریزان است

رویی که شفق ز پرتوش وا ماند

در کوچه تنگ طعمه طوفان است

با یا ابتای خویش گفتم به نبی

این شهر پس از تو شهر نامردان است

این امت مرحومه چه بی درد شدند

این اجر رسالت است یا تاوان است

تنها سپر علی شکسته اما

شمشیر زبان هنوز در میدان است

از پا ننشست هر که زهرایی شد

اسلام مگر که بی سر و سامان است

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:32
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هی بال بال می زند این روز آخری) *

2966

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هی بال بال می زند این روز آخری) هی بال بال می زند این روز آخری

گشته هوای خانه مادر کبوتری

آغوش باز کرده به دنبال بچه هاست

گل کرده باز در دلش احساس مادری

دست شکسته اش به قنوت دعا شده

مشغول بچه ها شده با دست دیگری

پا شد که باغ پیرهنش را بشوید از

گل های زخم خورده ی ایام بستری

گاهی میان گریه ی خود حرف می زد و

می گفت آه ای پدر آیا دم دری؟

اسپند دود می کند اسما برای او

کوری زخم چشم مدینه که بهتری

اسما غروب شد دل خانم گرفته است

باید لباس رفتن او را بیاوری

رحمان نوازنی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:33
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا بيايد اجلش ذكر هوالهو دارد) *

3169
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا بيايد اجلش ذكر هوالهو دارد) تا بيايد اجلش ذكر هوالهو دارد

بانويي كه همه شب دست به پهلو دارد

چند وقتي ست كه پنهان شده زير چادر

تا نفهميم چه رازي به گُل رو دارد

اصلا انگار نه انگار تنش خرد شده

بسکه این یار فداکار علی تو دارد

اين سوالي است كه زينب ز حسن ميپرسد

دستش آيا رمق بافتن مو دارد؟

اشتباه است گمان کردی اگر رفته رکوع

کار پیری است چنین دست به زانو دارد

قاتل محسنش امروز عيادت آمد

اي خدا كافر ملعون چقدر رو دارد

آمده بود بفهمد كه چه شد ؟ آيا مُرد؟

بي حيا نيت دق دادن بانو دارد

پر و پا قرص ترين يار ولايت زهراست

سندش هست مدالي كه به بازو دارد

باز اگر پاش بيفتد به خدا آماده است

قدر مردن به ره يار كه نيرو دارد؟

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در روضه های آل عبا قد کشیده ام) *

5707
5

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در روضه های آل عبا قد کشیده ام) در روضه های آل عبا قد کشیده ام

این خانواده را ز ازل برگزیده ام

همچون کبوتری که به دنبال دانه است

هرجا که روضه ای شده بر پا پریده ام

این جا گدا شدن به خدا اوج عزت است

این را من از کلام سلیمان شنیده ام

من اهل روضه ام به دعاهای مادرم

گفته تو را برای همین پروریده ام

دست خودم نبوده که اینجا نشسته ام

ممنون لطف بانوی قامت خمیده ام

لبخند من به عرش خدا میرسد اگر

زهرا بگویدم که تو را من خریده ام

یا فاطمه به چادر تو میدهم قسم

با گریه بر شماست به جایی رسیده ام

از برکت همین دهۀ فاطمیه است

عمری به زیر بیرقتان آرمیده ام

شاعر:؟؟؟

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:36
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد) *

2685
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد) این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد

از صحنه ی شکستن یک در شروع شد

وقتی چهل نفر به درخانه می زدند

درد شدید پهلوی مادر شروع شد

می خواست تا دفاع کند از علی،ولی

باران تازیانه به کوثر شروع شد

پا در میان گذاشت غلاف و بهانه شد

تا خون سرخ بال کبوتر شروع شد

افتاد کنج بستر و دیگر مریض شد

ازاین به بعد،روضه ی دخترشروع شد

دستی رسید و صورت مادرکبودشد

اینبار روضه از سوی دیگر شروع شد

چندیست روی مادرخود را ندیده ام!

دیگر بهانه های برادر شروع شد

کم بود داغ محسن و ازهرکجای شهر

زخم زبان وطعنه به حیدر شروع شد

وقتی امان فاطمه را زخم هابرید

دیگر وصیت شب آخر شروع شد

جای کفن به بی کفنی پیرهن رسید

تا درد ر

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( فدای گریه ی خونین چشم بیمارت) *

2619
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( فدای گریه ی خونین چشم بیمارت) فدای گریه ی خونین چشم بیمارت

چه سخت میگذرد لحظه های تبدارت

تمام شهر دعا می کنند جان بدهی

تمام شهر ندارند چشم دیدارت

کسی به خانه ما سرنمی زند دیگر

مگر به نیت سوزاندن دلِ زارت

پدر رسیده و در می زند ولی تنها

چگونه می روی این راه را پیِ یارت

دو دست روی زمین می کشی به جای نگاه

تو می روی و به سر می زند پرستارت

دوباره پهلوی تو درد میکند مادر؟

که سرخ تر شده امشب لباس گل دارت

برای نیم نفس هم نمیشوی آرام

که می دهد ترک کنج سینه آزارت

حسن لطفی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س),(می آمد از آن دور و به دستش تبری بود) *

2958
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س),(می آمد از آن دور و به دستش تبری بود) می آمد از آن دور و به دستش تبری بود

انگار در آن كوچه خاكی خبری بود

دیری نگذشت از غم خاتم كه زمانه

آبستن پیشامد جانسوز تری بود

ای كاش مسیرت سر آن كوچه نمی خورد

آن كوچه كمین كرده كفتار نری بود

از سرخی سیمای شما فال گرفتم

در فال شما شعله و دیوار و دری بود

بین در و دیوار...علی... گفتی و تاریخ

خود شاهد ترتیب عروج پسری بود

هر لحظه هلالی تر و هر لحظه مدینه

مبهوت تماشای افول قمری بود

مجروح به دیدار پدر رفتی و آن شب..

فرخنده شبی بود و مبارك سحری بود

بادی به در ختی زد و برگی به هوا برد

بادی كه پی یافتن همسفری بود

علی آمره

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:09
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در سینه ناله ای ست شرر بار ای پدر) *

3225
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در سینه ناله ای ست شرر بار ای پدر) در سینه ناله ای ست شرر بار ای پدر

هر ناله ای ست حاوی اسرار ای پدر

از رازهای من احدی با خبر نشد

نه بچه ها نه حیدر کرار ای پدر

باز آمدم که با تو کمی درد دل کنم

از روزگار و مردم بی عار ای پدر

یادت که هست از همه بودم عزیزتر

حالا ببین چگونه شدم خار ای پدر

دیگر کسی سری به یتیمت نمیزند

از یاد رفته دخترت انگار ای پدر

داماد تو ،وصیّ تو خانه نشین شده

اصلاً وصیتت شده انکار ای پدر

حتی جواب هم به سلامش نمیدهند

افتاده مثل اشک ز انظار ای پدر

آن مهر و رأفتی که تو گفتی حقوق ماست

تبدیل شد پس از تو به آزار ای پدر

شهری که تا تو بودی امان داشت کافرش

یکباره شد به فرق من آوار ای پدر

هیزم رسید و در

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چشمم ز گريه حسرت درياست مادر) *

5966
3

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چشمم ز گريه حسرت درياست مادر) چشمم ز گريه حسرت درياست مادر

قلبم به سينه گرم واويلاست مادر

بي مادري سخت است سنگين است آري

مادر كه باشد زندگي زيباست مادر

هرچند از كوچه به من چيزي نگفتي

اين چشم هاي بسته خود گوياست مادر

يعني كه دستي بر رخت كرده جسارت

آثار سيلي بر رخت پيداست مادر

اين كه نهاده سر به زانوي غريبي

ميگريد اما بي صدا باباست مادر

از گريه چشمان حسينت ارغواني است

يك كربلا غم در دلش پيداست مادر

تا فرصتي باقيست چون گل در برش گير

چون مهلت ما تا همين فرداست مادر

تابوت و لبخندت برايم كرده روشن

فردا اجل در غم سراي ماست مادر

سيد محمد جوادي

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:13
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت) *

3142
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت) نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت

سرو علی دگر کمر پا شدن نداشت

این بر همه طبیب ، ز خود دست شسته بود

کی گفته او توان مسیحا شدن نداشت

آب از سرش گذشته ، علی را خبر کنید

کوثر که میل راهی دریا شدن نداشت

پیچیده است اگر، کمرش درد می کند

او هیچ گاه قصد معما شدن نداشت

امروز کار خانه خود را تمام کرد

گویا که قصد عازم فردا شدن نداشت

حتی حسین آب ز دستش گرفت و خورد

گویا خبر ز راهی گرما شدن نداشت

می شست رخت خویش ، ولی طول می کشید

چون دست لاغرش رمق واشدن نداشت

اسماء کمی خلاصه بینداز بسترش

تصویر فاطمه که غم جا شدن نداشت

می خواست دختر پدر خویشتن شود

گویا که میل حضرت زهرا شدن نداشت

با قصد قربت از

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:14
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(از بازی غریب فلک آه می کشید) *

3151
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(از بازی غریب فلک آه می کشید) از بازی غریب فلک آه می کشید

از زخم های خورده نمک آه می کشید

آن چهره ای که تاب نسیم سحر نداشت

حتی ز باد بال ملک آه می کشید

حالا چه آمده به سرش که تمام شب

از جای زخم های فدک آه می کشید

او بار شیشه داشت که در کوچه خرد شد

آئینه بود و غرق ترک آه می کشید

وقتی که می برید لباس حسین را

تنها خودش بدون کمک - آه می کشید

حسن لطفی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:16
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چشم تو کعبه ی همه حاجات حیدر است) *

3027
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چشم تو کعبه ی همه حاجات حیدر است) چشم تو کعبه ی همه حاجات حیدر است

گلخنده ات صفای مناجات حیدر است

مادر ، تو گفته ای که فدائی حق شدن

راه رسیدن به ملاقات حیدر است

ای ذوالفقار شیر خدا ، قدرت علی

نام تو رمز هر عملیّات حیدر است

صبر علی... به پای غمی... چون فراق تو

یک ذره از تمام کمالات حیدر است

از این غریب خسته چه دیدی که هر سحر

چشم کبود و زخمی تو مات حیدر است

در اوج گریه ات به علی خنده می زنی

این خنده هم برای مراعات حیدر است

در عشق ورزی به علی بی بهانه ای

این مایه ی غرور و مباهات حیدر است

هم سینه ات شکسته و هم دست و هم دلت

گویا وجود تو همه خیرات حیدر است

مجتبی روشن روان

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:17
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شخادت حضرت زهرا(س)،(ای گل یاسم که در گلزار پرپر گشته ای) *

4034
1

اشعار شخادت حضرت زهرا(س)،(ای گل یاسم که در گلزار پرپر گشته ای) ای گل یاسم که در گلزار پرپر گشته ای

در جوانی باعث پیری حیدر گشته ای

در همین آغاز غسلت از نفس افتاده ام

مثل یک باغ بنفشه رنگ و رو برگشته ای

آب میریزم ولی خون میچکد از پهلویت

با علی هرگز نگفتی از چه مضطر گشته ای

زخمهایت شرح یک لحظه به پشت در که نیست

گوییا از غزوه ی بدر و احد برگشته ای

زخمهایت از نود زخم تن من بدتر است

تازه با یک زخم خود با من برابر گشته ای

ای ودیعه رفتی از دستم خجالت میکشم

اینچنین مهمان چشمان پیمبر گشته ای

با لحد چیدن بساط عمر من برچیده شد

کوثر من قاتل ساقی کوثر گشته ای

جواد حیدری

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(بانوی خانه پر پر زدنش می افتد) *

2815
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(بانوی خانه پر پر زدنش می افتد) بانوی خانه پر پر زدنش می افتد

اشک از چشم ز طرز سخنش می افتد

از همان کوچه برای پسری عادت شد

قبل افتادن مادر حسنش می افتد

به خدا بر اثر سرفه و کار خانه است

لکه خونی که روی پیرهنش می افتد

جگر حضرت حیدر به خدا می سوزد

با نگاهی که به روی کفنش می افتد

با شتابی دو برابر به رویش در افتاد

پس عجب نیست که زهرا بدنش می افتد

لحظه ی شانه کشیدن به سر زینب خود

یاد آن روز و در و سوختنش می افتد

فکر پرواز به سر دارد و اما صد حیف

بانوی خانه پر پر زدنش می افتد

مسعود اصلانی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(خورشیدم و زمان غروبم رسیده است) *

3036
0

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(خورشیدم و زمان غروبم رسیده است) خورشیدم و زمان غروبم رسیده است

ابری سیاه هاله به رویم کشیده است

بعداز پدر بلای دو عالم شد ارث من

قسمت به سفره ام غم صد داغ چیده است

روز و شب از غریبی و غم گریه می کنم

اشکم به روی گونه سرخم چکیده است

هرکس عیادتم برسد آه می کشد

معلوم می شود که ز من دل بریده است

شبها ز درد سینه نفس تنگ میشوم

چون پیله درد و غصه تنم را تنیده است

پیش علی قیام من از روی غیرت است

ورنه قد مرا غم بی حد خمیده است

این سهم روز ختم شه ختم الانبیاست

این مزد و اجر شاه به خاک آرمیده است

من آن گلم که پای چهل تن به پشت در

از روی شاخ و برگ تن من دویده است

باور نمی کنید؟ قیامت خدا گواست

زیرا که او به عرش فغانم شنی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:23
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)،(آئینه دار ام ابیها صبور باش) *

6929
6

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)،(آئینه دار ام ابیها صبور باش) آئینه دار ام ابیها صبور باش

زینب در این دو روزه‌ی دنیا صبور باش

دنیا اسیر درد و غم بی ملالی است

در این سکوت سرد تماشا صبور باش

بابا که نیست هر چه دلت خواست گریه کن

اما کنار غربت بابا صبور باش

این روزهای غرق محن با برادرت

یا صحبتی ز کوچه مکن یا صبور باش

حرفی نزن ز پهلوی زخمی مادرت

در این غروب عاطفه تنها صبور باش

کار من از طبیب و مداوا گذشته است

انگار رفتنی شده زهرا صبور باش

گاهی دلت بهانه‌ی مادر که می کند

بر سر بگیر چادر من را صبور باش

امروز تازه اول راهست دخترم

فردا که پر کشیدم از اینجا صبور باش

یک روز می روی به بیابان کربلا

بر تل بیقراری و غمها صبور باش

خورشید خون گرفته‌ی من

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(نگاه مبهمی امشب به آسمان داری) *

2974
2

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(نگاه مبهمی امشب به آسمان داری) نگاه مبهمی امشب به آسمان داری

خدا به خیر کند نیتی نهان داری

چه دیده ای که شدی سیر از من و بابا

که قصد شعله کشیدن به باغ مان داری

حسین این طرف و آن طرف حسن انگار

خدا نکرده سر ترک این و آن داری

بس است دسته دستاس هم پر از خون شد

اگر غلط نکنم قصد پخت نان داری

هزار شکر که دست تو لرزشی دارد

دلم خوش است عزیزم کمی تکان داری

نه زخم بسترت این روزها رهایت کرد

نه از حرارت و از سرفه ها توان داری

نوازشم مکن از طرز شانه ات پیداست

میان سینه خود درد بی امان داری

که چند دنده فقط سالم است باقی نه

چقدر زخم و ترک روی استخوان داری

شکست دست تو را قنفذ و نفس میزد

هنوز نام علی باز بر زبان داری

مغیره

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(چه خوب مي‌شد اگر ما بزرگتر بوديم) *

3042

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(چه خوب مي‌شد اگر ما بزرگتر بوديم) چه خوب مي‌شد اگر ما بزرگتر بوديم

شبيه مادرمان ياور پدر بوديم

درون خانه نشستيم و رفت مادرمان

به جاي مادرمان كاش پشت در بوديم

هنوز خاطرمان هست شب به شب وقتي

كنار مادرمان زير بال و پر بوديم

چگونه تاب بياريم كوچه ديدن را

هميشه گرم عبور از همين گذر بوديم

فقط به خاطر او با پدر نمي‌گفتيم

كه از سياهي بازوش با خبر بوديم

نيامده ، دلمان تنگ محسن است ايكاش

كه با كبوتر اين خانه همسفر بوديم

به ذوالفقار پدر هم كه دستمان نرسيد

نبوده‌ايم مخيّر ولي اگر بوديم...

خدا كند كه بميريم بعد مادرمان

كه ديگران ننويسند ما پسر بوديم

محسن ناصحی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هر چند بر وفاي دل فضه شك نداشت) *

3602

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هر چند بر وفاي دل فضه شك نداشت) هر چند بر وفاي دل فضه شك نداشت

بانوي خانه بود و نياز كمك نداشت

نان پخته بود تا كه نگويند فاطمه

دستش براي مردم دنيا نمك نداشت

پيش تنور صورت او سرخ تر كه شد

ديگر كسي به داغ گل سرخ شك نداشت

خم شد كه نان را بزند بر دل تنور

بغضش شكست ؛ صورت گلها كه چك نداشت

دستش به گريه رفت كه نان را درآورد

كاش استخوان بازوي خانم ترك نداشت

ناني براي سائل فرداي خويش پخت

با اينكه گندمي به حساب فدك نداشت

رحمان نوازنی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(امروز روضه از در و دیوار جاری است) *

3213
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(امروز روضه از در و دیوار جاری است) امروز روضه از در و دیوار جاری است

دنیا شبیه مجلس یک سوگواری است

نشنیده اش بگیر،ولی بی دلیل نیست

کار زن جوانی اگر گریه زاری است

گاهی به دوش بابا،گاهی به پشت در

گاهی میان کوچه،عجب روزگاری است

یک تیر و دو نشان ،تو فقط روضه گوش کن

این خانه حول محور همسر مداری است

من را ببخش روضه اگر باز می شود

زیرا که حال مادرمان اضطراری است

ضربه،فشار،دلهره بر بچه خوب نیست

پرهیز ماه آخری بارداری است

ترسم علی زغصه خودش را تلف کند

می بینم اینکه فاطمه از او فراری است

گیرم که رو بگیری از این بچه ها، عزیز

من دیده ام که گوشه ی چشمت اناری است

از میخ و چوب سوخته تابوت ساخته است

این روز ها علی در کار نجاری

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(درتـب لاله ای بــی نشـــانــم) *

3691

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(درتـب لاله ای بــی نشـــانــم) درتـب لاله ای بــی نشـــانــم

مرغ دل در تکــاپوی گلــهاست

طبــع من تاب جوشــش نـدارد

فصــل پاییز بانوی گلـهاست

**

باغ گـل در غــم باغــبان بود

همـنشین با فراقی دگر شد

جای مرهـم به زخم شقایق

داغ آلاله ها تازه تـر شد

**

شعله در جستجوی گل سرخ

تا گلسـتان کشـــیده زبانه

رفته حتی به چشم ملائک

دود این غـربت بی کـرانه

**

آتش جهل دنـــیا پرســتان

شــعله ور دامن آســمان کرد

آه مظلوم چـاه مدیــنه

شکوه از خلق نامهربان کرد

**

با شبیـخون دونان تاریــخ

خلوت جمع خوبان بهـم خورد

آمـدند و شکـستند و رفتـند

برگ خونین دیگر رقم خورد

**

با کنـایه چگونه بگویــم

تا کــه آتش به جان در افتاد

ن

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(آه! خورشید محک داشت؟ نداشت) *

3853
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(آه! خورشید محک داشت؟ نداشت) آه! خورشید محک داشت؟ نداشت

روز روشن به تو شک داشت ؟ نداشت

توی این باغ به هم سوخته؛آه

گل هوای شاپرک داشت ؟ نداشت

آسمانی که فلک می بخشید

احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت

غیر دیوار و در و آوارش

شانه ی وحی کمک داشت ؟ نداشت

ظاهراً بال فرشته می سوخت

شعله کاری به ملک داشت ؟ نداشت

مردم شهر به هم می گفتند :

در این خانه ترک داشت؟ نداشت

شب شد و باز دل ماه شکست

دست این مرد نمک داشت ؟ نداشت

رحمان نوازنی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(باور نداشت زينب كبري‌ كه مادرش) *

3174
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(باور نداشت زينب كبري‌ كه مادرش) باور نداشت زينب كبري‌ كه مادرش

رفته است وجاي خالي او در برابرش

چادر نماز فاطمه لالايي شبش

دستان پر ز مهر علي بالش سرش

چشمان پرستاره ي زينب به در هنوز

يادي كند زمادر و محسن برادرش

هرنيمه شب به كنج دلش روضه ميگرفت

باخاطرات كوچه و سيلي و مادرش

وقتي دلش بهانه ي مادر گرفته است

چادرنماز مادر خود را كند سرش

مادركبوترانه پريده به آسمان

بابا دلش گرفته براي كبوترش

محمدجواد قدرتي

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:24
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا چند دسته گل شود امشب نثار تو) *

4270
3

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا چند دسته گل شود امشب نثار تو) تا چند دسته گل شود امشب نثار تو

خون گریه میکنم سر خاک مزار تو

برخیز و موج چشم ترم را نگاه کن

شمعی نداشتم جگرم را نگاه کن

مادر ز جای خیز که مهمانت آمده

مهمان دلشکسته و گریانت آمده

اینکه نشسته است کنارت حسین توست

این بی قرار گرم زیارت حسین توست

برخیز و حالی از پسر کوچکت بپرس

حال بقیه را هم از این کودکت بپرس

رفتی و نیستی که ببینی برادرم

هر روز آب میشود از غصه در برم

بر سینه اش گرفته حسن چادر تو را

گوید مدام زیر لب ای وای مادرم

ار لحظه ای که رفتی از این خانه تاکنون

شانه نخورده است به گیسوی خواهرم

از اینکه بغض کرده و خانه نشین شده

ترسم که جان دهد پدرم در برابرم

آیا تو بر حسین جواب

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:27
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(بعد از دو ماه دوری بسیار دخترم) *

2793

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(بعد از دو ماه دوری بسیار دخترم) بعد از دو ماه دوری بسیار دخترم

دلداده ای رسید به دلدار دخترم

دیدی که راست گفتم و ملحق شدی به من

دیدی رسید وعدۀ دیدار دخترم

طوبای قد کمانی بابا خوش آمدی

اتمام یافت سختی و آزار دخترم

دلتنگ مادرت شده بودی نگاه کن

چشمش به راه تو شده خونبار دخترم

ریحانه ای و قلب بهشت است جای تو

نه زیر دست و پای چهل خار دخترم

ای وای با امانتم آخر چه کرده اند

نفرین بر این جماعت بی عار دخترم

با آن همه سفارش و توصیه باورش

سخت است یک عزیز شود خوار دخترم

ماندم چه کینه ای مگر از تو وجود داشت

تا شهر را کند سرت آوار دخترم

ماندم چگونه شیر خدا دست بسته شد

جرمش چه بود حیدر کرار دخترم

والله من که اجر رسالت نخو

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:30
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مادر فداي زمزمه ي عاشقانه ات) *

3213

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مادر فداي زمزمه ي عاشقانه ات) مادر فداي زمزمه ي عاشقانه ات

جان سوخت از براي غم بي کرانه ات

در حسرت نواي خوشت مانده ام هنوز

خاموش گشته اي ز چه رو از ترانه ات

اي بلبلي که زخم ز پاييز خورده اي

آتش گرفته است چرا آشيانه ات؟!

رفتي و غم به خانه ي ما پرسه مي زند

مادر بيا شبي نظري کن به خانه ات

رفتي و داغ تو به دلم ماندگار ماند

رفت از دلم قرار و دلم بي قرار ماند

رفتي و غرق آتشم و سوختن هنوز

چون شمع آتش است سراپاي من هنوز

پروانه هاي سوخته دل را نظاره کن

آيينه ي غمند حسين و حسن هنوز

اي آشناي غربت و مظلومي علي

رفتي و اوست بي تو غريب وطن هنوز

رفتي و خاطرات تو در خانه باقي است

ياد تو هست پرتو اين انجمن هنوز

بس ناشنيده

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد