شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(دست دشمن بر ستم وا شد نمی دانم چرا) *

2280

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(دست دشمن بر ستم وا شد نمی دانم چرا) دست دشمن بر ستم وا شد نمی دانم چرا

بسته بیت حقّ تعالی شد نمی دانم چرا

روبهان بر گرد پیر خویش گردیدند جمع

شیر حقّ تنهای تنها شد نمی دانم چرا

سرو قدّ مادر طاووس علیّینِ وحی

در جوانی چون کمان تا شد نمی دانم چرا

قتل محسن، خانه ی آتش زده، روی کبود

اجر احمد ص سهم زهرا س شد نمی دانم چرا

داغ زهرا س ، داغ محسن، اشگ غربت، خونِ دل

مزد زحمت های مولا شد نمی دانم چرا

صورتی کز شرم در محراب می انداخت گُل

نیلگون از جور اعدا شد نمی دانم چرا

در سقیفه بود شورایی که تا دامانِ حشر

قتل آل الله امضا شد نمی دانم چرا

خاک قبر مریم بیتِ امیرالمؤمنین ع

شسته با قبر دو عیسی شد نمی دانم چرا

ما همه فرزند زهرای

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:14
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 علی اکبر لطیفیان

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(آه... در می زدند... آه... آه... آه) * علی اکبر لطیفیان

3089

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(آه... در می زدند... آه... آه... آه) آه... در می زدند... آه... آه... آه

چهل نفر می زدند... آه... آه... آه

هرکه را بیشتر آینه داشت

بیشتر می زدند... آه... آه... آه

از خدا بی خبرهای کوچه

بی خبر می زدند... آه... آه... آه

دست و پا می زد و بچه ها هم

بال و پر می زدند...آه... آه... آه

دست ها را نمی شد بگیرند

هی به سر می زدند... آه... آه... آه

تازیانه به پهلو به بازو...

...شانه، سر می زدند... آه... آه... آه

وضع او را کنیزان که دیدند

سر به در می زدند... آه... آه... آه

علی اکبر لطیفیان

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 11:49
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(شنیدی حمله بر تنها گلِ بستان حیدر ع شد؟) *

2495

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(شنیدی حمله بر تنها گلِ بستان حیدر ع شد؟) شنیدی حمله بر تنها گلِ بستان حیدر ع شد؟

ندیدی غنچه ی نشکفته اش یک لحظه پرپر شد؟

شنیدی خانه ی شیر خدا شد طعمه ی آتش؟

ندیدی شعله اش با صورت زهرا س برابر شد؟

شنیدی داستان سینه و مسمار را عمری؟

ندیدی دردِ آن پیچیده در قلب پیمبر ص شد؟

شنیدی شد مدینه زیر و رو از ناله ی زهرا س؟

ندیدی از فشار در چه با آیات کوثر شد؟

شنیدی مرغ روح فاطمه س آزاد شد از تن؟

ندیدی خانه ی بی فاطمه س زندان حیدر ع شد؟

شنیدی در کفن پیچید مولا هستی خود را؟

ندیدی جان پاکش بارها بیرون زپیکر شد؟

شنیدی مادری با روی نیلی رفت از دنیا؟

ندیدی یک شکسته گوشواره ارث دختر شد؟

شنیدی مجتبی ع را زهر قاتل کُشت در خانه؟

ندیدی قاتل

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:16
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(پروانه شدم شعله به پای تو نگیرد) * علی اکبر لطیفیان

5858
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(پروانه شدم شعله به پای تو نگیرد) پروانه شدم شعله به پای تو نگیرد

این حادثه بر هیچ کجای تو نگیرد

بین نفس سینه ی من فاصله افتاد

تا این که در این شهر صدای تو نگیرد

تا این سپر تا شده ات فایده دارد

ای کاش مرا از تو خدای تو نگیرد

پهلو زدم آن قدر که مسمار بیفتد

تا موقع رفتن به عبای تو نگیرد

افتادن من در وسط کوچه صدا کرد

آری خبری نیست برای تو نگیرد

من شیشه سپر می کنم امروز برایت

تا سنگِ سر کوچه به پای تو نگیرد

تو خواستی این بار فدایم شوی اما

من خواستم این بار دعای تو نگیرد

علی اکبر لطیفیان

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(شنیدی حمله بر تنها گلِ بستان حیدر ع شد؟) *

2123

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(شنیدی حمله بر تنها گلِ بستان حیدر ع شد؟) شنیدی حمله بر تنها گلِ بستان حیدر ع شد؟

ندیدی غنچه ی نشکفته اش یک لحظه پرپر شد؟

شنیدی خانه ی شیر خدا شد طعمه ی آتش؟

ندیدی شعله اش با صورت زهرا س برابر شد؟

شنیدی داستان سینه و مسمار را عمری؟

ندیدی دردِ آن پیچیده در قلب پیمبر ص شد؟

شنیدی شد مدینه زیر و رو از ناله ی زهرا س؟

ندیدی از فشار در چه با آیات کوثر شد؟

شنیدی مرغ روح فاطمه س آزاد شد از تن؟

ندیدی خانه ی بی فاطمه س زندان حیدر ع شد؟

شنیدی در کفن پیچید مولا هستی خود را؟

ندیدی جان پاکش بارها بیرون زپیکر شد؟

شنیدی مادری با روی نیلی رفت از دنیا؟

ندیدی یک شکسته گوشواره ارث دختر شد؟

شنیدی مجتبی ع را زهر قاتل کُشت در خانه؟

ندیدی قاتل

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:16
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(ای سینه صاف و ساده ی من به فدات) * علی اکبر لطیفیان

2913
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(ای سینه صاف و ساده ی من به فدات) ای سینه صاف و ساده ی من به فدات

این قامت ایستاده ی من به فدات

تا این که بمانی و همیشه باشی

یک سوم خانواده ی من به فدات

×××

پروانه ی شمع سحرت می گردم

ای کعبه خودم دور سرت می گردم

امروز به جبران نود زخم اُحد

بنگر که چگونه سپرت می گردم

×××

من رفتم از این خاك كه دریا باشد

مولای همه، همیشه مولا باشد

در پای علی موی سپیدم دادند

تا باشد از این پیر شدن ها باشد

علی اكبر لطیفیان

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مدینه! راست بگو نخل هایت از چه خمیده؟) *

3002

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مدینه! راست بگو نخل هایت از چه خمیده؟) مدینه! راست بگو نخل هایت از چه خمیده؟

به جای لاله زخاکت شرار ناله دمیده

چرا غریب مدینه کنارِ خانه نشسته

بغل گرفته دو زانو زسینه آه کشیده

شریک غربت و غم های و دردهای علی ع کو؟

که گیرد از رخ آن دل شکسته اشگ دو دیده

علی ع فاتح احزاب و خیبر است، خدایا

چه روی داده چرا رنگ او زچهره پریده

صدای یا ابتا می رسد هنوز به گوشش

و یا که ناله ی محسن کنار خانه شنیده

به یاد پهلوی زهرا س گرفته دست به پهلو

قرار داده زکف همچو شخص مار گزیده

وجود او شده در و به خاطر دلِ زینب س

سکوت کرده و خونِ دلش زدیده چکیده

به گوشه ی کفن آثارِ خون مشاهده کرده

ولی ندیده به پهلوی فاطمه س چه رسیده

شب است و تربت یار و

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شعادت حضرت زهرا(س)،(جهادِ فاطمه س بر یاری امامش بود) *

2576

اشعار شعادت حضرت زهرا(س)،(جهادِ فاطمه س بر یاری امامش بود) جهادِ فاطمه س بر یاری امامش بود

اگر چه شیر خدا یار و هم مرامش بود

صدای ناله ی او در مدینه می پیچید

زپا افتادن او لحظه ی قیامش بود

اگر چه ناله و فریاد او جواب نداشت

ز زخم سینه ،علی ع دوستی ، پیامش بود

عجب مدال علی ع دوستی به او دادند

تمام جایزه اش هتک احترامش بود

زپا فتاد ولی لحظه ای زپا ننشست

جهادِ دیگر او گریه ی مدامش بود

زدست و پهلو و رخسار و سینه نگفت

تمام غصّه ی او غربت امامش بود

کسی که داد زپشت درش رسول ص ، سلام

سکوت اهل وطن پاسخ سلامش بود

زدرد سینه و پهلو نفس نفس می زد

علی علی ع به نفس های صبح و شامش بود

غریب ماند میان مهاجر و انصار

کسی که حضرت جبریل هم کلامش بود

زاشک و

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:20
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(از سینه دگر آه شرر بار نکش) *

3861
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(از سینه دگر آه شرر بار نکش) از سینه دگر آه شرر بار نکش

برخیز ولی منت دیوار نکش

من شانه نخواستم به جان بابا

از دست شکسته این قدر کار نکش

**

با اشک دلیل اشک مهتاب شدی

هر نیمه ی شب همین که بیتاب شدی

از بس که غذا نمیخوری مادر من

در عرض سه ماه این همه آب شدی

**

ای کاش که درد سینه غوغا نکند

خیلی نفست فاصله پیدا نکند

پهلوی تو را همین که دیدم گفتم

این زخم خدا کند دهن وا نکند

**

امروز یکی دو رنج مبهم داریم

از چیست که ناخواسته ماتم داریم

در بقچه روبرویمان دقت کن

من فکر کنم که یک کفن کم داریم

**

بیتاب حسین آمده تابش بدهی

انگار بنا نیست جوابش بدهی

اصلاً تو خودت بگو دلت می آید

او تشنه شود نباشی آبش بدهی

شاعر:ع

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:14
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تیره گی با جلوه ی داور نمی دانم چه کرد) *

3268
3

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تیره گی با جلوه ی داور نمی دانم چه کرد) تیره گی با جلوه ی داور نمی دانم چه کرد

غم به جان دخت پیغمبر ص نمی دانم چه کرد

شعله ی آتش چو از بیت خدا بالا گرفت

باغبان با غنچه ی پرپر نمی دانم چه کرد

از صدای ناله ی زهرا س مدینه گفت آه

این صدا با ساقی کوثر نمی دانم چه کرد

سینه ی دخت نبی ص آیینه ی وحی خداست

با چنین آیینه میخ در نمی دانم چه کرد

بر سر یک بانوی تنها، چهل نامرد ریخت

این ستم با فاتح خیبر نمی دانم چه کرد

فاطمه س دنبال حیدر ع زینب س از دنبال وی

مادر افتاد از نفس دختر نمی دانم چه کرد

دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا س شکست

دست های بسته ی حیدر ع نمی دانم چه کرد

با نگاه دو کبوتر بچّه ی بی بال و پر

در میان دشمنان ، آذر نمی دان

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:23
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(اینچنین بعد از تو "غربت" نیز معنا میشود) *

2850
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(اینچنین بعد از تو "غربت" نیز معنا میشود) اینچنین بعد از تو "غربت" نیز معنا میشود

چاه،تنها محرم یک مرد تنها میشود

هیچکس در پشت حیدر نیست دیگر،فاطمه!

بعد تو حتی نماز او فرادی میشود

قطره قطره اشک از چشمان حیدر میچکد

سهم او وقتی فقط رنج تماشا میشود

آب میریزد ولی گاهی توقف میکند

زخم های پیکرت دارد معما میشود

هر قَدَر شب باشد و چیزی نبیند همسرت

هر ورم زیر لباست زود پیدا میشود

آخرش این چوبها گهواره ی محسن نشد

حداقل قسمت تابوت زهرا میشود...

سینا نژاد سلامتی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا (س)،(محمد ص آسمان وحی و زهرا س مهر رخشانش) *

2749

اشعار شهادت حضرت زهرا (س)،(محمد ص آسمان وحی و زهرا س مهر رخشانش) محمد ص آسمان وحی و زهرا س مهر رخشانش
امامان ماه و ساداتند اخترهای تابانش
وجودش جان جان عالم است و باز می گوید
که زهرا س هست جانان من و جانم به قربانش

ندانم کیست این بانو ولی آنقدر می دانم
که فردا دست هر پیغمبری باشد به دامانش
فلک بیت الولای فاطمه س ، خیل ملک خادم
زمین مهریه ي او، کلّ جنّ و انس مهمانش
امیرالمؤمنین ع شیر خدا، او دست و شمشیرش
محمد ص خاتم پیغمبران این است قرآنش
گل لبخند او چون بشکفد بر گلشن حُسنش
دل احمد ص صدف گردد به شوق دُرّ دندانش
شگفتا باز رخ پوشد ز چشم کور، بانویی
که چشم نور بینا می شود از نور ایمانش
شهادت، عشق بازی می کند با عزم مقدادش
مسلمانی، جبین ساید به خاک پای سلمانش
ه

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:34
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،( گنجینه ی تمام علوم و معارف است) *

2440

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،( گنجینه ی تمام علوم و معارف است) گنجینه ی تمام علوم و معارف است

بر هر سوال و مسئله ای خوب واقف است

حُسن تمام و سیرت وجه رسولی است

طرز نگاه و صوت صدایش بتولی است

از علم واعتبار ومقامش مشخص است

او با عبای سبز ولایت مُلَبَّس است

من روی صحبتم پسر مرتضی ! تویی

سلطان اهل سخا ، ملجا گدا ! تویی

هر آن کسی که ز جود تو با خبر گشته

ما که ندیده ایم ز درت نا امید برگشته

بر کلبه های فقیران یگانه امیدی

آقا ! تمام زندگی ات را سه بار بخشیدی

رو سوی خانه ی معبود ساده می رفتی

مرکب کنارتان ، لیک پیاده می رفتی

آقا کریم آل محمد(ص) غریب و مظلومی

و خار در چشمتان ، استخوان به حلقومی

و آن زمان که همراه مادرت بودی

خبر رسیده تکیه گاه مادر

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:40
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هی بال بال می زند این روز آخری) *

2981

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هی بال بال می زند این روز آخری) هی بال بال می زند این روز آخری

گشته هوای خانه مادر کبوتری

آغوش باز کرده به دنبال بچه هاست

گل کرده باز در دلش احساس مادری

دست شکسته اش به قنوت دعا شده

مشغول بچه ها شده با دست دیگری

پا شد که باغ پیرهنش را بشوید از

گل های زخم خورده ی ایام بستری

گاهی میان گریه ی خود حرف می زد و

می گفت آه ای پدر آیا دم دری؟

اسپند دود می کند اسما برای او

کوری زخم چشم مدینه که بهتری

اسما غروب شد دل خانم گرفته است

باید لباس رفتن او را بیاوری

رحمان نوازنی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:33
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(آفتاب لب بامم ، دگر امیدی نیست) *

2565

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(آفتاب لب بامم ، دگر امیدی نیست) آفتاب لب بامم ، دگر امیدی نیست

رفتنی ام ، به دعای سحر امیدی نیست

هرکه از اهل مدینه به سراغم آمد

بی صدا گفت که خانم بپر امیدی نیست

گفته بودم سپر درد و بلایت باشم

دست من نیست علی (ع) بر سپر امیدی نیست

به گمانم که بنا نیست کنارت باشم

میروم از بر تو همسفر امیدی نیست

این قَدَر زحمت دارو و دوا را نکشید

حتم دارم به علاج کمر امیدی نیست

احتیاجی نبود تا که طبیبی دیگر...

گفته بودم که به دفع خطر امیدی نیست

فضه و زینبم این بار بلندم کردند

به توانایی این بال و پر امیدی نیست

شوهر من به کسی که گله میکرد بگو

خوش خبر باش به زخم جگر امیدی نیست

عجبی نیست علی جان که مَحَلَّت ندهند

به چنین طایفه ی

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:43
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در روضه های آل عبا قد کشیده ام) *

5736
5

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در روضه های آل عبا قد کشیده ام) در روضه های آل عبا قد کشیده ام

این خانواده را ز ازل برگزیده ام

همچون کبوتری که به دنبال دانه است

هرجا که روضه ای شده بر پا پریده ام

این جا گدا شدن به خدا اوج عزت است

این را من از کلام سلیمان شنیده ام

من اهل روضه ام به دعاهای مادرم

گفته تو را برای همین پروریده ام

دست خودم نبوده که اینجا نشسته ام

ممنون لطف بانوی قامت خمیده ام

لبخند من به عرش خدا میرسد اگر

زهرا بگویدم که تو را من خریده ام

یا فاطمه به چادر تو میدهم قسم

با گریه بر شماست به جایی رسیده ام

از برکت همین دهۀ فاطمیه است

عمری به زیر بیرقتان آرمیده ام

شاعر:؟؟؟

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:36
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(محمّد ص را گرامی دخت احمــدپروری زهرا" ) *

2581
1

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(محمّد ص را گرامی دخت احمــدپروری زهرا" ) محمّد ص را گرامی دخت احمــدپروری زهرا"
ابـر مـرد دو عالـم را یگانــه همسری زهرا"
تــو امّ الاحمــد و امّ الکتـاب و امّ اسلامی
تو فرقانی، تو طاهایی، تو قدر و کوثری زهرا"

امیـرالمؤمنین حیدر بوَد، حبل‌المتین حق
به حق حق تو که تو حبل‌المتین حیدری زهرا"
تو از سر تا قدم احمّد، محمّـد پای تا سر تو
علی زهرای دیگر، تو علـیِّ دیگری زهرا"
بـه گـرداب تحیـر غرق شد عقلم، نمی‌دانم
علی از توست برتر یا تو از او برتری زهرا"
نبـوّت بـر زنــان نبــوَد، وگرنـه فـاش می‌گفتم
تو روی دست، مصحف داری و پیغمبری زهرا"

تو پیغمبــر نـه، تــو بالاتـر از پیغمبران استی
تو روح پـاک ختــم الانبیا در پیکری زهرا"
تو بانــوی همـه

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(شهرنبی ولی زنبی غرق کینه است) *

2478
1

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(شهرنبی ولی زنبی غرق کینه است) شهرنبی ولی زنبی غرق کینه است

باکینه زخم سینه همیشه قرینهاست

آتش برای تسلیت داغدیده ها

رسم عجیب مردم پست مدینه است

ظالم نزن که فاطمه درپشت این دراست

ظالم نزن که فاطمه جان پیمبراست

مسمارودرزآتش کین شعله ورکه شد

زهراشکسته بال وپرازمیخ درکه شد

تنها زجان شوهرتنها دفاع که کرد

در آن هجوم ددمنشانه سپر که شد

یک تن نگفت فاطمه آیات کوثر است

این فاطمه که می زندش خصم‌‌؛ مادراست

ازمیخ وآتش ودرو دیواروازلگد

ازآن غلاف وسیلی وشلاقها که زد

ازکوچه ای که فاطمه خورده درآن زمین

آن کوچه ای که پاره شده بین آن سند

زهراشکسته بال ودل وزارو مضطراست

این حال وروزعاشق ودلدارحیدراست

کشتی شکست خورده ی پهلوگر

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:58
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( ای مادری که طعم آتش را چشیدی) *

2933
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( ای مادری که طعم آتش را چشیدی) ای مادری که طعم آتش را چشیدی

ای مادری که محسن خود را ندیدی

من زینبم پاسخ بده با این همه زخم

از خانه تا مسجد چگونه می دویدی

شرمنده شد حتی غلاف از بازوی تو

وقتی کمربند علی را میکشیدی

وقتی پدر را سوی مسجد میکشاندند

خود را کشاندی بر زمین اما رسیدی

میخواستی نفرین کنی اما نکردی

وقتی که بالای سر او تیغ دیدی

دور علی پروانه سان می گشتی اما

شکوه نکردی هر قدر طعنع شنیدی

او از نگاه تو خجالت میکشید و

تو از نگاه او خجالت میکشیدی

با این همه گل زخم و با آن چشم تر

باز تو کوثر جاری قرآن مجیدی

پهلو به پهلو میشوی و در تن

سر باز کرده باز هم زخم جدیدی

تو آنقدر فکر امامت بوده ای که

آتش گرفتن را به

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( فدای گریه ی خونین چشم بیمارت) *

2633
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( فدای گریه ی خونین چشم بیمارت) فدای گریه ی خونین چشم بیمارت

چه سخت میگذرد لحظه های تبدارت

تمام شهر دعا می کنند جان بدهی

تمام شهر ندارند چشم دیدارت

کسی به خانه ما سرنمی زند دیگر

مگر به نیت سوزاندن دلِ زارت

پدر رسیده و در می زند ولی تنها

چگونه می روی این راه را پیِ یارت

دو دست روی زمین می کشی به جای نگاه

تو می روی و به سر می زند پرستارت

دوباره پهلوی تو درد میکند مادر؟

که سرخ تر شده امشب لباس گل دارت

برای نیم نفس هم نمیشوی آرام

که می دهد ترک کنج سینه آزارت

حسن لطفی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( این چـند وقتی که تـنم از کار مـانده) *

2869
0

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( این چـند وقتی که تـنم از کار مـانده) این چـند وقتی که تـنم از کار مـانده

بر شانه ات ای فضه خیلی بار مانده

شرمنده ام دیگر دعا کن که بمیرم

آقـای من بعد از پیـمبر خوار مانده

فـضه دوباره سر بزن زینب نبیند

خونـم گمانم بر در و دیوار مانده!!

پیراهن تازه نیــاوردی مهــم نیست

که چند رشته نخ روی مسمار مانده

ناراحتم در خـانه ی خود رو گرفتم

روپــوش روی صـورتم ناچار مانده

طوری مرا پرتاب دستش زد به دیوار

از من همین چشمان خیس و تار مانده

مادر به قربانش حــســن از پا نیفتد ؟

این چـند ماهه بــی غــذا بیدار مانده

پایین نمی آید تبم یک ساعـتی هست

دور سرم این پارچه ی نـمدار مانده

شب شد دوباره عشق زهرا دیر کرده

دنبال مـرهم کــوچه و بـ

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:12
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س),(می آمد از آن دور و به دستش تبری بود) *

2973
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س),(می آمد از آن دور و به دستش تبری بود) می آمد از آن دور و به دستش تبری بود

انگار در آن كوچه خاكی خبری بود

دیری نگذشت از غم خاتم كه زمانه

آبستن پیشامد جانسوز تری بود

ای كاش مسیرت سر آن كوچه نمی خورد

آن كوچه كمین كرده كفتار نری بود

از سرخی سیمای شما فال گرفتم

در فال شما شعله و دیوار و دری بود

بین در و دیوار...علی... گفتی و تاریخ

خود شاهد ترتیب عروج پسری بود

هر لحظه هلالی تر و هر لحظه مدینه

مبهوت تماشای افول قمری بود

مجروح به دیدار پدر رفتی و آن شب..

فرخنده شبی بود و مبارك سحری بود

بادی به در ختی زد و برگی به هوا برد

بادی كه پی یافتن همسفری بود

علی آمره

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:09
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( السلام ای طلیعه ی انوار) *

2926
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( السلام ای طلیعه ی انوار) السلام ای طلیعه ی انوار

مادر طیّبات و پاکی ها

اعتبار قنوت اهل زمین!

آسمانی ترین خاکی ها

**

با نفس های خویش آوردی

عطری از یاس و سیب را در باد

آن قدر اوج عرش رفتی که

روی خورشید سایه ات افتاد

**

نور چشمانت ای ولایت محض

معرفت داده هر وجودی را

تو خودت نه! که جای خود بانو

چادر خاکی ات یهودی را

**

یک مسلمان نمود و جان بخشید

تن بی روح اعتقادش را

مثل این که به تازگی پیدا

کرده گم کرده و مرادش را

**

رفته دل های ما به روزی که

از غم و درد پیکرت گفتی

درد دل کردی و به آهی سرد

حرف هایت به دخترت گفتی:

**

زینبم ای عصای کوچک من

کمکم کن زجای برخیزم

من که طوبای سبز بودم آه...

لیک حالا ش

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چشمم ز گريه حسرت درياست مادر) *

6028
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چشمم ز گريه حسرت درياست مادر) چشمم ز گريه حسرت درياست مادر

قلبم به سينه گرم واويلاست مادر

بي مادري سخت است سنگين است آري

مادر كه باشد زندگي زيباست مادر

هرچند از كوچه به من چيزي نگفتي

اين چشم هاي بسته خود گوياست مادر

يعني كه دستي بر رخت كرده جسارت

آثار سيلي بر رخت پيداست مادر

اين كه نهاده سر به زانوي غريبي

ميگريد اما بي صدا باباست مادر

از گريه چشمان حسينت ارغواني است

يك كربلا غم در دلش پيداست مادر

تا فرصتي باقيست چون گل در برش گير

چون مهلت ما تا همين فرداست مادر

تابوت و لبخندت برايم كرده روشن

فردا اجل در غم سراي ماست مادر

سيد محمد جوادي

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:13
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،( دیو را با خانه ی انسیّة الحورا چه کار؟) *

3078

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،( دیو را با خانه ی انسیّة الحورا  چه کار؟) دیو را با خانه ی انسیّة الحورا چه کار؟

دود را با چشم خورشید جهان آرا چه کار؟

دشمن و بیت و لایت، هیزم و باغ بهشت

شعله ی آتش ، تو را با صورت زهرا س چه کار؟

تازیانه شرم کن این دست، دست فاطمه س است

ای فشار در ، تو را با عصمت کبرا چه کار؟

مرد کو، تا آورد دستی برون از آستین

این همه نامرد را با یک زن تنها چه کار؟

بوستانِ وحی و شیطان روبه و شیر خدا

ریسمان ظلم را با بازوی مولا چه کار؟

بیت حقّ را هیچکس نگشود با ضرب لگد

درد را با پهلوی انسیّة الحورا چه کار؟

فاطمه س پشت در آمد گفت با آن سنگ دل

ما عزا داریم ای ظالم تو را با ما چه کار؟

ای مغیره بشکند دستت که کوثر را زدی

هیچ دانی ضرب دستت کرد

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:19
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(از بازی غریب فلک آه می کشید) *

3179
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(از بازی غریب فلک آه می کشید) از بازی غریب فلک آه می کشید

از زخم های خورده نمک آه می کشید

آن چهره ای که تاب نسیم سحر نداشت

حتی ز باد بال ملک آه می کشید

حالا چه آمده به سرش که تمام شب

از جای زخم های فدک آه می کشید

او بار شیشه داشت که در کوچه خرد شد

آئینه بود و غرق ترک آه می کشید

وقتی که می برید لباس حسین را

تنها خودش بدون کمک - آه می کشید

حسن لطفی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:16
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،( درد مرا دو دیده ی خونبار شاهد است) *

2679

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،( درد مرا دو دیده ی خونبار شاهد است) درد مرا دو دیده ی خونبار شاهد است

سوز مرا شرارِ دل زار شاهد است

غم های ناشنیده و ناگفته ی مرا

موی سفید و زردی رخسار شاهد است

شب ها هر آنچه می گذرد بر من و دلم

اشگ دو دیده، دیده ی بیدار شاهد است

من بارها فدایی راه علی ع شدم

مسمار و سینه و در و دیوار شاهد است

من رو گرفتم از علی ع امّا هر آنچه شد

روی کبود احمد ص مختار شاهد است

آتش زدند خانه ی در بسته ی مرا

دود و مدینه و شررِ نار شاهد است

در شهر خود غریب تر از من کسی نبود

دفن جنازه ام به شب تار شاهد است

فریاد آه و ناله ی من بی جواب ماند

تا حشر بی وفایی انصار شاهد است

غسل شبانه و ورم بازوی مرا

اشگ دو چشم حیدر ع کرّار شاهد است

«میث

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چشم تو کعبه ی همه حاجات حیدر است) *

3047
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چشم تو کعبه ی همه حاجات حیدر است) چشم تو کعبه ی همه حاجات حیدر است

گلخنده ات صفای مناجات حیدر است

مادر ، تو گفته ای که فدائی حق شدن

راه رسیدن به ملاقات حیدر است

ای ذوالفقار شیر خدا ، قدرت علی

نام تو رمز هر عملیّات حیدر است

صبر علی... به پای غمی... چون فراق تو

یک ذره از تمام کمالات حیدر است

از این غریب خسته چه دیدی که هر سحر

چشم کبود و زخمی تو مات حیدر است

در اوج گریه ات به علی خنده می زنی

این خنده هم برای مراعات حیدر است

در عشق ورزی به علی بی بهانه ای

این مایه ی غرور و مباهات حیدر است

هم سینه ات شکسته و هم دست و هم دلت

گویا وجود تو همه خیرات حیدر است

مجتبی روشن روان

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:17
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( صحبت از کوچ پرستو نکنین) *

2839
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( صحبت از کوچ پرستو نکنین) صحبت از کوچ پرستو نکنین
صحبت از زخم‌ِ یه آهو نکنین
با شمام ستاره‌های آسمون
جای قبرِ ماهمو رو نکنین

با شمام فرشته‌های مهربون!
عطر یاس پرپرو بو نکنین
وقتی که دارین به خاکش می‌ذارین
گلمو پهلو به پهلو نکنین

چی می‌خواین فرشته‌ها از خونه‌مون؟
چی می‌خواین فرشته‌ها از خونه‌مون؟
حالا که رسیده اون بـه آرزوش
اونکــه آبــروی آبــه آبروش
شاید افتاده یه جا یه تـارِ موش
دیگه این خونه رو جارو نکنین

بچه‌ها به من نگین روضه بخون!
بچه‌ها به من نگین روضه بخون!
دیگه واسه روضه خیلی دیر شده
دیگه آسمون تو خاک اسیر شده

هی نگین به خاطرِ چی پیر شده؟
صحبت از سفیدی مو نکنین

با شمام ای مردم نامهربون!
با شمام ای مردم نا

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:32
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شخادت حضرت زهرا(س)،(ای گل یاسم که در گلزار پرپر گشته ای) *

4081
1

اشعار شخادت حضرت زهرا(س)،(ای گل یاسم که در گلزار پرپر گشته ای) ای گل یاسم که در گلزار پرپر گشته ای

در جوانی باعث پیری حیدر گشته ای

در همین آغاز غسلت از نفس افتاده ام

مثل یک باغ بنفشه رنگ و رو برگشته ای

آب میریزم ولی خون میچکد از پهلویت

با علی هرگز نگفتی از چه مضطر گشته ای

زخمهایت شرح یک لحظه به پشت در که نیست

گوییا از غزوه ی بدر و احد برگشته ای

زخمهایت از نود زخم تن من بدتر است

تازه با یک زخم خود با من برابر گشته ای

ای ودیعه رفتی از دستم خجالت میکشم

اینچنین مهمان چشمان پیمبر گشته ای

با لحد چیدن بساط عمر من برچیده شد

کوثر من قاتل ساقی کوثر گشته ای

جواد حیدری

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد