شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چه شده شکر خدایا تو توان داری که) *

2881
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چه شده شکر خدایا تو توان داری که) چه شده شکر خدایا تو توان داری که

سر پا گشته ای و دست به دیواری که

دلخوشی بر دل حیدر شب آخر باشی

آن قدر فکر دل حیدر کراری که

چرخ دستاس بچرخانی و جو آرد کنی

با وجودی که شما زخمی مسماری که

نود و چند شبی کرده زمین گیر تو را

نود و چند شبی هست عزاداری که

سوگوار غم ششماهه ی خود می گویی:

بشکند،نیست شود، دست تبهکاری که

به زمین زد من و این باغچه ی یاس مرا

آن قدر آمد و میکرد لگد کاری که ...

توحید شالچیان ناظر

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(دست نوازشش دگر از کار مانده است) *

4686
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(دست نوازشش دگر از کار مانده است) دست نوازشش دگر از کار مانده است

بر بازویش مدال غم یار مانده است

با اینکه نا ندارد و قامت کمان شده

چون کوه پشت حیدر کرار مانده است

هر شب برای غربت و مظلومی علی

تا صبح گریه کرده و بیدار مانده است

حالش وخیم تر شده از حرص و جوشها

غصه زیاد خورده که بیمار مانده است

زینب حریف آن همه خونریزی اش نشد

در کار این مریضه پرستار مانده است

از نحوه قدم زدنش حدس میزنم

چشمان ضرب دیده او تار مانده است

کمتر شده تورم پلکش ولی هنوز

بر پیکرش جراحت بسیار مانده است

هر ثانیه تنفس او کند میشود

بد جور در میان در انگار مانده است

از پارگی پیرهنش چند رشته نخ

با رنگ سرخ بر نوک مسمار مانده است

ای فضه لا اقل ت

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(زندگي در دل اين شهر حرام است علي) *

2994
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(زندگي در دل اين شهر حرام است علي) زندگي در دل اين شهر حرام است علي

به خدا كار من خسته تمام است علي

طاير عشق تو را بال و پري نيست دگر

مرغ عمرم بنگر بر سر بام است علي

غم مخور هيچ ، كه در شهر سلامت نكنند

به لب بسته ي من باغ سلام است علي

با اشاره غم دل با پسرم ميگويم

ذوالفقار حسن من به نيام است علي

تو طبيبانه به بهبود من زار نكوش

عمر بيمار تو امروز تمام است علي

تو و اين شهر بگوييد به حالم پس از اين

به دل قاتل من عيش مدام است علي

شب تشييع ، تنم را تو از آن كوچه مبر

آخرين خواهشم و ختم كلام است علي

جواد محمد زماني

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:47
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مِن بعد انیس آسمان باش ای خاک) *

3119
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مِن بعد انیس آسمان باش ای خاک) مِن بعد انیس آسمان باش ای خاک

با شیون و اشک همزبان باش ای خاک

پهلوش شکسته، بازویش مجروح است

با یاس بهشت مھربان باش ای خاک

**

افسوس خزان شده بهارم ، عید‌م

گفتم که فراق را نبينم ديدم

تابوت تو را به روی دوشم بردم

آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

**

در شیون و ناله و خروشم زهرا

خونبار، دو چشم گریه پوشم زهرا

دیدی که گذاشت جور این قوم آخر

تابوت تو را به روی دوشم زهرا

**

اندوه ‌فراق ، غربتي ديرين است

پيشاني صبر بعد تو پُر چين است

از قد شکسته علي روشن شد

تابوت سبک ولی ‌غمت سنگين ا‌ست

**

این تربت بی نشانه راز من و توست

هم ناله‌ي این سوز و گداز من و توست

بر دوش ببر شبانه زهرا را ، این

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:11
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(رفتی شکست دست و دل آسمانی ام) *

2955
3

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(رفتی شکست دست و دل آسمانی ام) رفتی شکست دست و دل آسمانی ام

رفتی رسید نوبت قامت کمانی ام

رفتی و باز شد همه دست های پست

بابا حکایتی شده بی تو جوانی ام

«شرمنده ام حمایت من بی نتیجه ماند »

خانه نشین شده همه زندگانی ام

خانه به جای یاس پر از بوی دود شد

تاول زده تمام تن ارغوانی ام

پهلو شکسته ، پیر ،زمین گیر و محتضر

رفتی و شد تمامی اینها نشانی ام

لعنت به آن که طفل مرا پیر کرده است

کار حسن شده همه شب روضه خوانی ام

محمد حسین رحیمیان

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:52
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(ای مرتضای خسته فراموش چشمهات) *

2711

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(ای مرتضای خسته فراموش چشمهات) ای مرتضای خسته فراموش چشمهات

از من فرار میکند آغوش چشمهات

دلتنگم آنقدر که به یک پلک قانعم

پلکی بزن ز صفحه ی گلپوش چشمهات

سرد است این فضای غم انگیز پر شرار

دور از فروغ پرتو خاموش چشمهات

افتاده بار گریه ی بر غربت علی

ای یار خسته پلک ؛روی دوش چشمهات

زهرا منم ، همان که به من خیره میشدی

بودم همیشه واله و مدهوش چشمهات

حاجت روا شده ست دلم سالهای سال

بانوی من ز مرحمت گوشه چشمهات

افتاده پیش بسترت امشب جنازه ام

پلکی بزن که باز دهی جان تازه ام

ای سایه ی نگاه تو بر روی چشم هام

دلتنگ توست پرتو کم سوی چشم هام

از دامِ بی وفاییِ دنیا گریخته

صیاد دلربای من آهوی چشم هام

در گیرودار چشم تو لبریز

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(امشب بساط عشق به نامت فراهم است) *

2939
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(امشب بساط عشق به نامت فراهم است) امشب بساط عشق به نامت فراهم است

تصویر قامت خمتان هم مجسم است

انگار فاطمیه شده ، نه فکر می کنم

ماه عزای شیعه شده ، یا محرم است

از فاطمیه فقط غصه می چکد ولی

جانم اگر برون رود از غصه ها کم است

رخساره ای به ضربه ی دستی سیاه شد

من مانده ام که ضربه اش اینقدر محکم است

سهم علی و فاطمه هر یک جدا جدا

یک پهلوی شکسته و یک آسمان غم است

باز این چه شورش است دوباره به پا کنید

قامت دو تا شد است و قیامت همین دم است

محمد رضا ناصری

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در راه علی درد همان درمان است) *

3218

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در راه علی درد همان درمان است) در راه علی درد همان درمان است

این درد غریب هدیه جانان است

این روح بزرگ ضربه گیر است هنوز

تا روی کبود از علی پنهان است

در هر ستمی بلا کشیدن سخت است

در راه علی درد و بلا آسان است

یاری علی هیبت کوثر می خواست

اینکار نه حدّ بوذر و سلمان است

هر چند گل لاله گوشم پاچید

غم نیست مرا که فصل گلریزان است

رویی که شفق ز پرتوش وا ماند

در کوچه تنگ طعمه طوفان است

با یا ابتای خویش گفتم به نبی

این شهر پس از تو شهر نامردان است

این امت مرحومه چه بی درد شدند

این اجر رسالت است یا تاوان است

تنها سپر علی شکسته اما

شمشیر زبان هنوز در میدان است

از پا ننشست هر که زهرایی شد

اسلام مگر که بی سر و سامان است

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:32
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(باید برای فاطمه مشکی به تن کنیم) *

3139
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(باید برای فاطمه مشکی به تن کنیم) باید برای فاطمه مشکی به تن کنیم

باید ز داغ او دل خود پر محن کنیم

باید جان دهیم در این فاطمیه ها

باید که یک دهه فقط از او سخن کنیم

ای کاش بین سینه ی من تیر می کشید

شاید که درک غصه ی قلب حسن کنیم

از دست داده ایم مادر تازه جوانمان

خرده مگیر گریه اگر مثل زن کنیم

وقتی گریز روضه ی ما کربلایی است

باید کمی اشاره به آن پیرهن کنیم

در انتهای روضه ی زهرا نشسته ایم

گریه برای آن پسر بی کفن کنیم

یاسر مسافر

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:59
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا بيايد اجلش ذكر هوالهو دارد) *

3191
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا بيايد اجلش ذكر هوالهو دارد) تا بيايد اجلش ذكر هوالهو دارد

بانويي كه همه شب دست به پهلو دارد

چند وقتي ست كه پنهان شده زير چادر

تا نفهميم چه رازي به گُل رو دارد

اصلا انگار نه انگار تنش خرد شده

بسکه این یار فداکار علی تو دارد

اين سوالي است كه زينب ز حسن ميپرسد

دستش آيا رمق بافتن مو دارد؟

اشتباه است گمان کردی اگر رفته رکوع

کار پیری است چنین دست به زانو دارد

قاتل محسنش امروز عيادت آمد

اي خدا كافر ملعون چقدر رو دارد

آمده بود بفهمد كه چه شد ؟ آيا مُرد؟

بي حيا نيت دق دادن بانو دارد

پر و پا قرص ترين يار ولايت زهراست

سندش هست مدالي كه به بازو دارد

باز اگر پاش بيفتد به خدا آماده است

قدر مردن به ره يار كه نيرو دارد؟

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(من میروم دگر ز کنارت پسر عمو) *

5209
6

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(من میروم دگر ز کنارت پسر عمو) من میروم دگر ز کنارت پسر عمو
دیدار ما به روز قیامت پسر عمو
من میروم و مونس شب هات میشود
یک چاه و قبر مخفی و غربت پسر عمو
من حاضرم قسم بخورم که ندیده ام
از تو به غیر مهر و محبت پسر عمو
زانو گرفته ای به بغل مثل کودکان
خیبر شکن روزهای شجاعت پسر عمو
دنیای تو مگر که به آخر رسیده است
برخیز جان من به فدایت پسر عمو
چشمت کجاست قطره اشکی به من بده
میخواهمش برای شفاعت پسر عمو
گریه مکن فدای سرت هرچه شد ؛زیاد....
.....کاری نبود عمق جراحت پسر عمو
شرمنده ام غلاف عدو دست من برید
بر دوش مانده بار خجالت پسر عمو
سید حمید رضا برقعی

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:00
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد) *

2707
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد) این فتنه ها زداغ پیمبرشروع شد

از صحنه ی شکستن یک در شروع شد

وقتی چهل نفر به درخانه می زدند

درد شدید پهلوی مادر شروع شد

می خواست تا دفاع کند از علی،ولی

باران تازیانه به کوثر شروع شد

پا در میان گذاشت غلاف و بهانه شد

تا خون سرخ بال کبوتر شروع شد

افتاد کنج بستر و دیگر مریض شد

ازاین به بعد،روضه ی دخترشروع شد

دستی رسید و صورت مادرکبودشد

اینبار روضه از سوی دیگر شروع شد

چندیست روی مادرخود را ندیده ام!

دیگر بهانه های برادر شروع شد

کم بود داغ محسن و ازهرکجای شهر

زخم زبان وطعنه به حیدر شروع شد

وقتی امان فاطمه را زخم هابرید

دیگر وصیت شب آخر شروع شد

جای کفن به بی کفنی پیرهن رسید

تا درد ر

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هيچكس نيست كه دستي به دعا بردارد) *

2859

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هيچكس نيست كه دستي به دعا بردارد) هيچكس نيست كه دستي به دعا بردارد
يا كه باري ز سر شانه‌ي ما بردارد
هركه زخمي به تن از خيبر و خندق دارد
آمده تا كه از اين خانه دوا بردارد
حُرمت خانه‌ي ما حُرمت بيت‌الله است
فاطمه با پدرش شأن برابر دارد
آنقدر زود درِ خانه پر از آتش شد
كه نشد صاحب اين خانه عبا بردارد
پسري شد سپر و مادري از پا افتاد
فضه آمد كه مگر فاطمه را بردارد
سوره‌ي كوثر حيدر سر راه افتاده
كاش پا از سرِ قرآنِ خدا بردارد
با پرِ زخميِ خود راهِ سپاهي را بست
كه علي را ببرد خانه و يا ... بردارد
محمد بختیاری

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:03
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در سینه ناله ای ست شرر بار ای پدر) *

3239
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(در سینه ناله ای ست شرر بار ای پدر) در سینه ناله ای ست شرر بار ای پدر

هر ناله ای ست حاوی اسرار ای پدر

از رازهای من احدی با خبر نشد

نه بچه ها نه حیدر کرار ای پدر

باز آمدم که با تو کمی درد دل کنم

از روزگار و مردم بی عار ای پدر

یادت که هست از همه بودم عزیزتر

حالا ببین چگونه شدم خار ای پدر

دیگر کسی سری به یتیمت نمیزند

از یاد رفته دخترت انگار ای پدر

داماد تو ،وصیّ تو خانه نشین شده

اصلاً وصیتت شده انکار ای پدر

حتی جواب هم به سلامش نمیدهند

افتاده مثل اشک ز انظار ای پدر

آن مهر و رأفتی که تو گفتی حقوق ماست

تبدیل شد پس از تو به آزار ای پدر

شهری که تا تو بودی امان داشت کافرش

یکباره شد به فرق من آوار ای پدر

هیزم رسید و در

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت) *

3164
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت) نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت

سرو علی دگر کمر پا شدن نداشت

این بر همه طبیب ، ز خود دست شسته بود

کی گفته او توان مسیحا شدن نداشت

آب از سرش گذشته ، علی را خبر کنید

کوثر که میل راهی دریا شدن نداشت

پیچیده است اگر، کمرش درد می کند

او هیچ گاه قصد معما شدن نداشت

امروز کار خانه خود را تمام کرد

گویا که قصد عازم فردا شدن نداشت

حتی حسین آب ز دستش گرفت و خورد

گویا خبر ز راهی گرما شدن نداشت

می شست رخت خویش ، ولی طول می کشید

چون دست لاغرش رمق واشدن نداشت

اسماء کمی خلاصه بینداز بسترش

تصویر فاطمه که غم جا شدن نداشت

می خواست دختر پدر خویشتن شود

گویا که میل حضرت زهرا شدن نداشت

با قصد قربت از

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:14
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(آری صدای آه گاهی گوشه دار است) * قاسم نعمتی

3247

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(آری صدای آه گاهی گوشه دار است) آری صدای آه گاهی گوشه دار است
آثار قلبی سوخته از روزگار است
باید میان شعله ها سینه سپر کرد
در این دیاری که چنین قحطی یار است
خاک دو عالم بر سر اهل مدینه
زهرا به امداد علی مرکب سوار است
هر کس که می خواهد بداند فاطمه کیست
خون در و دیوار نقش اقتدار است
باید به خون غلطید در حفظ ولایت
ورنه ولایت محوری تنها شعار است
داغ دو دست بسته سنگین تر ز سیلی ست
باور کنید این مرد صاحب ذوالفقار است
نفرین به آن مسمار و هرکس که لگد زد
بنگر چگونه مادر ما بی قرار است
سادات خون گریند تا روز قیامت
زین گفته ام سری نهفته آشکار است
تا فضه آمد دید بار شیشه افتاد
فریاد زد نامرد بی بی ..... است
تاریخ هم مانده چه پاسخ گوید ا

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(خورشیدم و زمان غروبم رسیده است) *

3062
0

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(خورشیدم و زمان غروبم رسیده است) خورشیدم و زمان غروبم رسیده است

ابری سیاه هاله به رویم کشیده است

بعداز پدر بلای دو عالم شد ارث من

قسمت به سفره ام غم صد داغ چیده است

روز و شب از غریبی و غم گریه می کنم

اشکم به روی گونه سرخم چکیده است

هرکس عیادتم برسد آه می کشد

معلوم می شود که ز من دل بریده است

شبها ز درد سینه نفس تنگ میشوم

چون پیله درد و غصه تنم را تنیده است

پیش علی قیام من از روی غیرت است

ورنه قد مرا غم بی حد خمیده است

این سهم روز ختم شه ختم الانبیاست

این مزد و اجر شاه به خاک آرمیده است

من آن گلم که پای چهل تن به پشت در

از روی شاخ و برگ تن من دویده است

باور نمی کنید؟ قیامت خدا گواست

زیرا که او به عرش فغانم شنی

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:23
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تو گفته ای که بیا نیمه شب قرار، اینجا) *

3772
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تو گفته ای که بیا نیمه شب قرار، اینجا) تو گفته ای که بیا نیمه شب قرار، اینجا
کنار پهلوی زخمی، سر مزار، اینجا
من آمدم سر قبرت نشد دلم آرام
که خواب رفته ای ای قلب بیقرار، اینجا
خدا کند ز مزارت بنفشه ای بدمد
که رنگ و روی تو دارد گل بهار، اینجا
از آن دو چشم کبودت مرا تماشا کن
عصای دست علی هست ذوالفقار، اینجا
چگونه پای نلرزد کنار این تربت
ز من گرفته تو را دست روزگار، اینجا
چگونه پای گذارم به خانه ی بی تو
چرا به سینه نکوبم سر مزار، اینجا
نشسته اخترت امشب به انتظار، آنجا
نشسته ام سر قبرت به انتظار، اینجا
رسیده صبح بیا تا به خانه برگردیم
به کودکان دل من مزن شرار، اینجا
سید محمد جوادی

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:43
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)،(آئینه دار ام ابیها صبور باش) *

6961
6

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)،(آئینه دار ام ابیها صبور باش) آئینه دار ام ابیها صبور باش

زینب در این دو روزه‌ی دنیا صبور باش

دنیا اسیر درد و غم بی ملالی است

در این سکوت سرد تماشا صبور باش

بابا که نیست هر چه دلت خواست گریه کن

اما کنار غربت بابا صبور باش

این روزهای غرق محن با برادرت

یا صحبتی ز کوچه مکن یا صبور باش

حرفی نزن ز پهلوی زخمی مادرت

در این غروب عاطفه تنها صبور باش

کار من از طبیب و مداوا گذشته است

انگار رفتنی شده زهرا صبور باش

گاهی دلت بهانه‌ی مادر که می کند

بر سر بگیر چادر من را صبور باش

امروز تازه اول راهست دخترم

فردا که پر کشیدم از اینجا صبور باش

یک روز می روی به بیابان کربلا

بر تل بیقراری و غمها صبور باش

خورشید خون گرفته‌ی من

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(زهرا که رفت از خانه اِبْکِ لِلیَتامَی) *

3197

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(زهرا که رفت از خانه اِبْکِ لِلیَتامَی) زهرا که رفت از خانه اِبْکِ لِلیَتامَی
با اشک دانه دانه اِبْکِ لِلیَتامَی
تابوت من را نیمه‌ی شب مخفیانه
بردی به روی شانه اِبْکِ لِلیَتامَی
شمع تو دیگر رو به خاموشی‌ست امشب
پس با گل و پروانه اِبْکِ لِلیَتامَی
با گیسوی آشفته و بی‌تاب زینب
همراه مو و شانه اِبْکِ لِلیَتامَی
وقتی حسن از خواب کوچه می ‌هراسد
بی تاب، بی صبرانه اِبْکِ لِلیَتامَی
هر شب لب خشک حسینم را ببین و
با آه مظلومانه اِبْکِ لِلیَتامَی
تا زنده ام با اشک خود من را مسوزان
زهرا که رفت از خانه اِبْکِ لِلیَتامَی
یوسف رحیمی

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:45
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(نگاه مبهمی امشب به آسمان داری) *

2988
2

اشعار شهادت حضرت فاطمه(س)،(نگاه مبهمی امشب به آسمان داری) نگاه مبهمی امشب به آسمان داری

خدا به خیر کند نیتی نهان داری

چه دیده ای که شدی سیر از من و بابا

که قصد شعله کشیدن به باغ مان داری

حسین این طرف و آن طرف حسن انگار

خدا نکرده سر ترک این و آن داری

بس است دسته دستاس هم پر از خون شد

اگر غلط نکنم قصد پخت نان داری

هزار شکر که دست تو لرزشی دارد

دلم خوش است عزیزم کمی تکان داری

نه زخم بسترت این روزها رهایت کرد

نه از حرارت و از سرفه ها توان داری

نوازشم مکن از طرز شانه ات پیداست

میان سینه خود درد بی امان داری

که چند دنده فقط سالم است باقی نه

چقدر زخم و ترک روی استخوان داری

شکست دست تو را قنفذ و نفس میزد

هنوز نام علی باز بر زبان داری

مغیره

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(جان علی! جانم فدایت کَلِّمینِی) *

5218
9

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(جان علی! جانم فدایت کَلِّمینِی) جان علی! جانم فدایت کَلِّمینِی
کُشتی مرا با گریه هایت کَلِّمینِی
حرفی بزن، آهی بکش، بیچاره ام کرد
این اشک های بی صدایت کَلِّمینِی
بسته ست جان من به پلک نیمه جانت
می میرد آخر مرتضایت کَلِّمینِی
از غصه هایت با علی هم درد دل کن
ای در صبوری بی نهایت کَلِّمینِی
روضه بخوان امشب بخوان از داغ محسن
با من بگو از آن حکایت کَلِّمینِی
از ماجرای کوچه که چیزی نگفتی
تا دق نکرده مجتبایت کَلِّمینِی
پلکی بزن تا قلبهامان جان بگیرد
جان شهید کربلایت کَلِّمینِی
نیمه نگاهی کن به حال زینبین و
بردار دست از این دعایت کَلِّمینِی
ذکر شب و روزت شده «عَجِّل وَفاتِی»
آوای جانسوزت شده «عَجِّل وَفاتِی»
یوسف رحیمی

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:48
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(امروز روضه از در و دیوار جاری است) *

3241
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(امروز روضه از در و دیوار جاری است) امروز روضه از در و دیوار جاری است

دنیا شبیه مجلس یک سوگواری است

نشنیده اش بگیر،ولی بی دلیل نیست

کار زن جوانی اگر گریه زاری است

گاهی به دوش بابا،گاهی به پشت در

گاهی میان کوچه،عجب روزگاری است

یک تیر و دو نشان ،تو فقط روضه گوش کن

این خانه حول محور همسر مداری است

من را ببخش روضه اگر باز می شود

زیرا که حال مادرمان اضطراری است

ضربه،فشار،دلهره بر بچه خوب نیست

پرهیز ماه آخری بارداری است

ترسم علی زغصه خودش را تلف کند

می بینم اینکه فاطمه از او فراری است

گیرم که رو بگیری از این بچه ها، عزیز

من دیده ام که گوشه ی چشمت اناری است

از میخ و چوب سوخته تابوت ساخته است

این روز ها علی در کار نجاری

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(علی بود صدف عشق و گوهرش زهراست) *

2912
3

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(علی بود صدف عشق و گوهرش زهراست) علی بود صدف عشق و گوهرش زهراست
علی است اهل کسائی که محورش زهراست
علی است صاحب بیت شرافت و عظمت
علی ابوالحسنین است و همسرش زهراست
کسی که سینه سپر می کند برای علی
یقین،که دادرس روز محشرش زهراست
قسم به صاحب محشر که تشنه لب نشویم
علی است ساقی حوضی که کوثرش زهراست
شناسنامه ی ما روشن است هم چون صبح
علی بود پدر شیعه،مادرش زهراست
غمی نداشت نبی تا که مرتضی را داشت
غمی ندارد علی تا که یاورش زهراست
علی است حیدر کرّار خیبر و احزاب
میان کوچه ببیند که حیدرش زهراست
کشید فاطمه آه و مدینه گشت سیاه
بگفت:أشهد أنّ علی ولیّ الله
علی اصغر انصاریان

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:51
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(درتـب لاله ای بــی نشـــانــم) *

3707

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(درتـب لاله ای بــی نشـــانــم) درتـب لاله ای بــی نشـــانــم

مرغ دل در تکــاپوی گلــهاست

طبــع من تاب جوشــش نـدارد

فصــل پاییز بانوی گلـهاست

**

باغ گـل در غــم باغــبان بود

همـنشین با فراقی دگر شد

جای مرهـم به زخم شقایق

داغ آلاله ها تازه تـر شد

**

شعله در جستجوی گل سرخ

تا گلسـتان کشـــیده زبانه

رفته حتی به چشم ملائک

دود این غـربت بی کـرانه

**

آتش جهل دنـــیا پرســتان

شــعله ور دامن آســمان کرد

آه مظلوم چـاه مدیــنه

شکوه از خلق نامهربان کرد

**

با شبیـخون دونان تاریــخ

خلوت جمع خوبان بهـم خورد

آمـدند و شکـستند و رفتـند

برگ خونین دیگر رقم خورد

**

با کنـایه چگونه بگویــم

تا کــه آتش به جان در افتاد

ن

  • جمعه
  • 2
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا چند دسته گل شود امشب نثار تو) *

4310
3

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا چند دسته گل شود امشب نثار تو) تا چند دسته گل شود امشب نثار تو

خون گریه میکنم سر خاک مزار تو

برخیز و موج چشم ترم را نگاه کن

شمعی نداشتم جگرم را نگاه کن

مادر ز جای خیز که مهمانت آمده

مهمان دلشکسته و گریانت آمده

اینکه نشسته است کنارت حسین توست

این بی قرار گرم زیارت حسین توست

برخیز و حالی از پسر کوچکت بپرس

حال بقیه را هم از این کودکت بپرس

رفتی و نیستی که ببینی برادرم

هر روز آب میشود از غصه در برم

بر سینه اش گرفته حسن چادر تو را

گوید مدام زیر لب ای وای مادرم

ار لحظه ای که رفتی از این خانه تاکنون

شانه نخورده است به گیسوی خواهرم

از اینکه بغض کرده و خانه نشین شده

ترسم که جان دهد پدرم در برابرم

آیا تو بر حسین جواب

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:27
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هرچند پهلویت شکسته ، ناتوانی) *

3236

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هرچند پهلویت شکسته ، ناتوانی) هرچند پهلویت شکسته ، ناتوانی
دستم به دامانت، دعا کن تا بمانی
بد جور آزردند قلبت را عزیزم
شرمنده ام خیری ندیدی از جوانی
با چشم هایت درد دل کن با نگاهم
چون نا نداری تا بفرمایی زبانی
این روزها اصلاً به جای بغض بانو
انگار مانده در گلویم استخوانی
زینب چه معصومانه می پرسد که: مادر
کی باز من را روی زانو می نشانی؟
با کودکانت التماسی از تو داریم
روی زمین با ما بمان ای آسمانی
علی اصغر ذاکری

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:53
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(بعد از دو ماه دوری بسیار دخترم) *

2809

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(بعد از دو ماه دوری بسیار دخترم) بعد از دو ماه دوری بسیار دخترم

دلداده ای رسید به دلدار دخترم

دیدی که راست گفتم و ملحق شدی به من

دیدی رسید وعدۀ دیدار دخترم

طوبای قد کمانی بابا خوش آمدی

اتمام یافت سختی و آزار دخترم

دلتنگ مادرت شده بودی نگاه کن

چشمش به راه تو شده خونبار دخترم

ریحانه ای و قلب بهشت است جای تو

نه زیر دست و پای چهل خار دخترم

ای وای با امانتم آخر چه کرده اند

نفرین بر این جماعت بی عار دخترم

با آن همه سفارش و توصیه باورش

سخت است یک عزیز شود خوار دخترم

ماندم چه کینه ای مگر از تو وجود داشت

تا شهر را کند سرت آوار دخترم

ماندم چگونه شیر خدا دست بسته شد

جرمش چه بود حیدر کرار دخترم

والله من که اجر رسالت نخو

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:30
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(ای آسمان عاطفه ؛پرواز بی کران) *

4681
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(ای آسمان عاطفه ؛پرواز بی کران) ای آسمان عاطفه ؛پرواز بی کران
بعد از تو ناتوان شده بال کبوتران
خیر النسایی و به خودت می شناسمت
دنیا نداشت غیر خودت از تو بهتران
دینم حرام اگر که به غیر تو رو کنم
تو مال ما بهشت خدا مال دیگران
شایسته است بعد بیابان نشینی ات
گوشه نشین شوند تمام پیامبران
دستش شکسته باد هر آنکه تو را شکست
نانش حرام باد هر آنکه تو را در آن.....
....کوچه فقط به خاطر یک قطعه خاک زد
باید از این به بعد بمیرند نوکران
این روزها که حرمت رویت شکسته شد
خوب است گوشواره درآرند مادران
اینها تو را زدند... غرور علی شکست
آری شکستنی است غرور دلاوران
بعد از تو احترام ندارد قبیله ات
مادر که رفت وای بر احوال دختران
علی اکبر لطیفیان

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:03
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مادر فداي زمزمه ي عاشقانه ات) *

3234

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مادر فداي زمزمه ي عاشقانه ات) مادر فداي زمزمه ي عاشقانه ات

جان سوخت از براي غم بي کرانه ات

در حسرت نواي خوشت مانده ام هنوز

خاموش گشته اي ز چه رو از ترانه ات

اي بلبلي که زخم ز پاييز خورده اي

آتش گرفته است چرا آشيانه ات؟!

رفتي و غم به خانه ي ما پرسه مي زند

مادر بيا شبي نظري کن به خانه ات

رفتي و داغ تو به دلم ماندگار ماند

رفت از دلم قرار و دلم بي قرار ماند

رفتي و غرق آتشم و سوختن هنوز

چون شمع آتش است سراپاي من هنوز

پروانه هاي سوخته دل را نظاره کن

آيينه ي غمند حسين و حسن هنوز

اي آشناي غربت و مظلومي علي

رفتي و اوست بي تو غريب وطن هنوز

رفتي و خاطرات تو در خانه باقي است

ياد تو هست پرتو اين انجمن هنوز

بس ناشنيده

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد