شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هرگز ندیده است کسی مادراین چنین) *

2464

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(هرگز ندیده است کسی مادراین چنین) هرگز ندیده است کسی مادراین چنین
یک بستری چنین و شکسته پر این چنین
شهر مدینه هیچ کسی را چنین نزد
جز تو نداشت شاخه ی نیلوفراین چنین
مُزد رسالتِ پدرت دست کوچه بود
اجرت کسی نداد به پیغمبر این چنین
از جای جای پیرهنت تکه ای کم است
شاید گرفته است به میخ دراین چنین
حالا نفس نفس زدنت کُند تر شده
دارد شکستگی تو درد سراین چنین
چندین شب است دست تو بالا نیامده
شانه نخورده است موی دختراین چنین
معلوم می شود تو مداوا نمی شوی
زانو بغل گرفته دگر حیدر این چنین
علی اکبر لطیفیان

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:06
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(سرنوشت آن گل پرپر نمی دانم چه شد) *

3115
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(سرنوشت آن گل پرپر نمی دانم چه شد) سرنوشت آن گل پرپر نمی دانم چه شد

شرح این خون گریه را آخر نمی دانم چه شد

احترامش را پدر خیلی سفارش کرده بود

آن سفارش های پیغمبر نمی دانم چه شد

روزگاری مرغ عشقی این حوالی خانه داشت

آشیانش سوخت، بال و پر نمی دانم چه شد

چند نامرد آمدند و هیزمی آماده شد

در که کلا" سوخت، میخ در نمی دانم چه شد

بعد از آن سیلی که چون طوفان به رخسارش وزید

حالت گلبرگ نیلوفر نمی دانم چه شد

شد فدک سیراب از سرچشمه پهلوی او

لاله های رسته بر بستر نمی دانم چه شد

موی مادر را که می دانم شده از غم سپید

گیسوی بی شانه دختر نمی دانم چه شد

دستهای شوهرش زخمی شد از ردّ طناب

ریسمان بر گردن حیدر نمی دانم چه شد

...هیچ کس ق

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:33
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(همراه ناله های دل داغ دیده ام) *

2620
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(همراه ناله های دل داغ دیده ام) همراه ناله های دل داغ دیده ام
امروز سمت مجلس مادر رسیده ام
کنج همین حسینیه با چند قطره اشک
یک قطعه از بهشت خدا را خریده ام
از کودکی به لطف خدا پای روضه ها
محکم شده ست پایه ی دین و عقیده ام
هرگز لباس مشکی خود در نیاورم
تا غصه دار عمر کم یک شهیده ام
چشم من از ازل شده وقف گریستن
بر غصه های مادر قامت خمیده ام
اینکه غلام و سائل این خانه ام هنوز
یعنی که دور غیر تو را خط کشیده ام
کی می شود مرا ببری تا حریم خود
من صحن جامع حرمت را ندیده ام

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:10
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چگونه خانه ی ما بي تو بي بهار نباشد) *

2836
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چگونه خانه ی ما بي تو بي بهار نباشد) چگونه خانه ی ما بي تو بي بهار نباشد

چگونه دخترتو ؛بي تو بي قرارنباشد؟

تمام شهركه درفكر نبش قبر تو هستند

چگونه دست علي سمت ذوالفقارنباشد؟

سه ماه گريه و هرروز بدتر از ديروز

چگونه چشم من ازفرط گريه تار نباشد؟

كسي نبود بگويد به مردم اين شهر

لگد به پهلوي مادر كه افتخارنباشد

و يا كه مادري افتاد پيش نامحرم

دو دست بسته يك مرد خنده دارنباشد

كسي نبود بگويدكه مادرم بايد...

...ميان اين در وديوار ؛در فشارنباشد

هزارمرتبه گفتم بمان بمان مادر

هزارمرتبه گفتم كه رهسپارنباشد

شبي نديدم ازاين سوي خانه دربستر

سفيدي پراين باغ لاله زارنباشد

مگر كه مي شود اين مرد دلشكسته شبي

زداغ مادرآن طفل سوگوارنباش

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:35
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت زهرا(س)،(آنکه بنای کوچه برای گذر گذاشت) *

3004
1

اشعار شهادت زهرا(س)،(آنکه بنای کوچه برای گذر گذاشت) آنکه بنای کوچه برای گذر گذاشت
ای کاش عرض کوچه کمی بیشتر گذاشت
اندازه ی دو دست کمی بیشتر ،که تا
سیلی کس به کس نتواند اثر گذاشت
کوچه محل آمد و رفت است بی گمان
اما شما بگو مگر آن بی پدر گذاشت
تا او به خانه اش برسد بی مزاحمت
تا دیر وقت چشم علی را به در گذاشت
یک روز توی کوچه و یک روز پشت در
مولا چقدر دندان را بر جگر گذاشت
تا روزها به خاطر این ظلم گریه کرد
با گریه شهر را همه بر روی سر گذاشت
معلوم شد قضیه چه بوده است که خدا
در کنج یک غروب اگر یک سحر گذاشت
نادر حسینی

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:12
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(اين روزها پائيز عمر مادرم بود) *

2807
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(اين روزها پائيز عمر مادرم بود) اين روزها پائيز عمر مادرم بود

باران اين پائيز چشمان ترم بود

از زخم تلخي ؛سينه اش مي سوخت اما

چادر نمازش سقف بالاي سرم بود

هستي ما غارت شد اما بين خانه

شمع وجود مادري اش گوهرم بود

زانو بغل كرده حسن يك كنج خانه

درچاه هاي شهر آه رهبرم بود

چيزي نمانده بعد مادر از وجودم

اين ذره مانده فقط خاكسترم بود

فضه كنار بستر او بود اما

زير سرش بالش دراين شبها پرم بود

هرشب بجاي چشم،دستم خواب مي رفت

بر روي پيشانيش دست ديگرم بود

آنقدر شستم جامه هاي خوني اش را

تنها اميدم گفتن يك دخترم بود

مأمور بودم كربلا باشم و گرنه

با مادرم ديروز روز آخرم بود

مي سوختم مي ريختم اشك از دوديده

بر مادر مظلومه اي ك

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:37
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(جایی که یاس هست و کسی بو نمی کند) *

2538
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(جایی که یاس هست و کسی بو نمی کند) جایی که یاس هست و کسی بو نمی کند
جایی که بغض هست و کسی رو نمی کند
جایی که دست شیر خدا بسته می شود
کس احترام ساحت بانو نمی کند
اینجا مدینه است که جز مردم اش کسی
آتش به آشیان پرستو نمی کند
وقتی که بیت وحی پر از شعله می شود
دیگر لگد که رحم به پهلو نمی کند
اینجاست مادری که قریب دو ماه و نیم
از زخم شانه ، شانه به گیسو نمی کند
بانوی آفتاب ، خدایا که هیچوقت
مانند شمع سوخته سو سو نمی کند
اینها همه کنار ....ولی هیچ مادری
با بازوی شکسته که جارو نمی کند
مهدی صفی یاری

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:14
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مادر من مادر باران بود و ...) *

3380

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مادر من مادر باران بود و ...) مادر من مادر باران بود و ...

زندگیش معنی قرآن بود و ...

تا که قدم از قدمش بر می داشت

خانه شبیه یک گلستان بود و ...

قبل دعا برای ما فرزندان

به فکر همسایه و مهمان بود و ...

موی تو را شانه که می زد شبها

چهره ی او همیشه خندان بود و ...

تا که شبی بین گلستان دیدم

آتشی از کینه فروزان بود و ...

بیت جگرگوشه ی خاتم دیگر

شبیه خانه های ویران بود و ...

کم کم از این روضه گذر کن شاعر

شاهد ما حضرت یزدان بود و ...

مادر ما رفت و پدر تنها شد

محرم او چاه و بیابان بود و ...

امید ما بعد فراغ مادر

همیشه دلداری سلمان بود و ...

صدای اشک بی صدای زینب

در دل آن شام غریبان بود و ...

شمیم یاس و حس باران

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:43
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چـشمت چقدر تر شده در آخرین شبم) *

2627
0

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(چـشمت چقدر تر شده در آخرین شبم) چـشمت چقدر تر شده در آخرین شبم
مهمـان سفره ی دل و تنها مخاطبم!
با دستمال اشک خودت سعی می کنی
تـا بـلکه داغـتـر نـشود سوزش تبم
دست خودم که نیست اگر آه می کشم
حـالـم عذاب داده دلـت را، معـذّبـم
نـائی نـمـانـده است برایم ، نگو بمان
از هـر غـمی که فکر کنی، من لبالبم
چـیزی نخواستم که در این سالها ولی
از ایـن بـه بـعد جان تو و جان زینبم
قـلبم برای بوسه ی بر روش لک زده
بـگـذار مـاهِ صـورت او را روی لبم
حـالا که می روم بـه ملاقاتِ با پدر
مـن را نـگاه کن وَ ببین که مرتبم؟
می خـواستم فدای تو گردم تمام عمر
بـا ضربه ی غلاف رسیدم به مطلبم
علی اصغر ذاکری

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:16
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(یاسی که شاخه اش به دو ضربه بریده شد) *

2645
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(یاسی که شاخه اش به دو ضربه بریده شد) یاسی که شاخه اش به دو ضربه بریده شد

افتاد بر زمین و دوباره کشیده شد

آه از نهاد عرش خدا هم بلند شد

وقتی که غنچه با گل از این باغ چیده شد

مادر که رفت پشت در خانه ایستاد

یک مرتبه صدای شکستن شنیده شد

شعله کشید از درمان آتشی و بعد

این روضه های کرب و بلا آفریده شد

از این طرف که دست ید الله بسته شد

قد چو سرو مادر از آن سو خمیده شد

هنگام بردن علی از آستان در

یک قطره خون به روی عبایش چکیده شد

دستی نوشت فاطمه چندی مریض شد

اما کسی نگفت که زهرا شهیده شد

طاقت میاورید بگویم برایتان

هنگام غسل پهلوی مادر چه دیده شد؟

بازو کبود سینه کبود و بدن کبود

از فرط گریه چشم حسین و حسن کبود

مهدی نظری

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:48
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(دیگر در آسمان امیدم ستاره نیست) *

3200
0

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(دیگر در آسمان امیدم ستاره نیست) دیگر در آسمان امیدم ستاره نیست
انگار جز یتیم شدن راه چاره نیست
حالا که عازم سفری پس مرا ببر
درکار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
معجر ز چهره باز کن امشب که بعد از این
فرصت برای دیدن رویت دوباره نیست
جای سلام پلک به هم میزنی چرا
راهی برای حرف زدن جز اشاره نیست ؟
این یادگارها که به من هدیه میدهی
در بین شان چرا اثر از گوشواره نیست
معلوم شد چرا ز کفن ها یکی کم است
سهمی برای آن بدن پاره پاره نیست
علی صالحی

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:26
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مبهوت مانده فلسفه از اين کمال ها) *

2854

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مبهوت مانده فلسفه از اين کمال ها) مبهوت مانده فلسفه از اين کمال ها

ازلطف او گرفته زبان ها مجال ها

يک لحظه مصطفی و همان لحظه مرتضاست

يک جا ظهورکرده جمال و جلال ها

از بوسه بوسه های پيمبر به دستهاش

هردو رسيده اند به اوج کمال ها

با يک خطابه ، کار نبی گونه کرد وگفت

تنها علی است مرز حرام و حلال ها

سکان عرش و رشته خلقت به دست اوست

ترسی نداشت در دل خود از جدال ها

... نفرين اگر نکرد به امر امام بود

او فاطمه است، مظهر اين امتثال ها

آن روز اگر بلال اذان شکسته خواند

امروز روی مأذنه ها ما بلال ها . . .

. . . با روضه می کشيم وسط پای کوچه را

بعد از گذشت اين همه از عمر سال ها

آتش کجا و معجر ريحانه بهشت ...!؟

ماندند زير بار هز

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:57
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( من آمده ام که محوتان گردم) *

2952
0

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( من آمده ام که محوتان گردم) من آمده ام که محوتان گردم
من آمده ام که یارتان گردم
من آمده ام به در گهت بانو
تا عاشق آستانتان گردم
من آمده ام به کوی مغروبت
تا ساکن این جهانتان گردم

من آمده ام طلب کنم حاجت
من آمده ام گدایتان گردم
من آمده ام به سوی این مِی گاه
من آمده ام که مستتان گردم
من آمده ام که تا شوم شاعر
من آمده ام غلامتان گردم
من آمده ام که تا شوم شیعه
من آمده ام محبتان گردم
من آمده ام که یاوری باشم
یار سپه امامتان گردم
دیوانه بُدم ز عشق تو مادرمن آمده ام خرابتان گردم
از روز ازل تمام آمالم
این بود که من اسیرتان گردم
من آمده ام که جان دهم مادر
من آمده ام هلاکتان گردم
من آمده ام که بنگرم رویت
من آمده ام که محوتان گردم

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:12
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(سال ها گریه کنِ حضرت زهرا هستم) *

2928
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(سال ها گریه کنِ حضرت زهرا هستم) سال ها گریه کنِ حضرت زهرا هستم

از ازل معتکف هیئت زهرا هستم

چشم بارانی من هدیه شده از مادر

مورد مغفرت و رحمت زهرا هستم

با همه بار گناهی که به گردن دارم

باعث درد و غم و زحمت زهرا هستم

این عزاداری ما رفع بلا خواهد کرد

چون که تحت نظر دولت زهرا هستم

فاطمیه شب و روزش غم و اندوه من است

نوحه خوانِ همه ی غربت زهرا هستم

کوچه و پنجه ی زهرا و کمربند علی

جذبه ی حیدری قدرت زهرا هستم

وای از پشت در و میخ در و آتش و دود

زخمی جلوه ی یک همت زهرا هستم

از علی گفت و فدای دو ید حیدر شد

متعجب شده ی غیرت زهرا هستم

آن قدر سخت قدم زد که علی می گوید

غصه دار کمر و قامت زهرا هستم

علی از چادر خاکی گلش می ن

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:48
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( چند خط با مادرم درد دل كردم...) *

9112
6

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( چند خط با مادرم درد دل كردم...) چند خط با مادرم درد دل كردم...
مادر بساط اشك و دعا را بپا بكن
سجاده پهن بكن خدا را صدا بكن
تسبيح خود دوباره به دستت بگير و باز
بعد از نماز، دست به سوي خدا بكن
فهميده اي تو هم كه گره خورده كار من

دل دل نكن بيا گره بسته وا بكن
مادر تمام كار دلم لنگ يك دعاست
تو مادري... بيا پسرت را دعا بكن...
مادر براي من ز خدا هر چه خواستي
پس گير و بعد از اين طلب كربلا بكن
مادر صداي من كه به جايي نمي رسد
سجاده پهن كن تو خدا را صدا بكن...

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:43
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 محمد فردوسی

اشعار شهادت حضرت زهرا(س) - (شکر می گویم خدا را چون که خوان فاطمه) * محمد فردوسی

3143
2

اشعار شهادت حضرت زهرا(س) - (شکر می گویم خدا را چون که خوان فاطمه) شکر می گویم خدا را چون که خوان فاطمه
باز هم گسترده شد بر شیعیان فاطمه
فاطمیّه آمد و دست مرا زهرا گرفت
تا که باشم چند روزی میهمان فاطمه
در میان مصحفش نام مرا هم او نوشت
روزی ام شد نوکری آستان فاطمه
با همه روی سیاهم آبرویم را نبرد
شد نصیبم موج عفو بی کران فاطمه
بر تنم رخت سیاه نوکری پوشیده ام
تا کمی باشم شبیه کاروان فاطمه
ما همه فرزند و او هم مادر ما شیعه هاست
شکر حق هستیم ما از دودمان فاطمه
آمدم هیئت برای مادرم گریه کنم
گریه بر عمر کم و قدّ کمان فاطمه
بسته ام احرام اشکم را که باشم مرهمش
در طوافم من به دور آشیان فاطمه
چند روزی می شود که مادرم در بستر است
بوی آتش می دهد باغ جنان فاطمه
انتقام او ب

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:57
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

رباعی شهادت حضرت زهرا (س) ( بهارش قامتی خم دارد امسال ) *

3097
4

رباعی شهادت حضرت زهرا (س) ( بهارش قامتی خم دارد امسال ) بهارش قامتی خم دارد امسال
گلستان یاس را کم دارد امسال
چه عیدی و چه جشنی بچه شیعه؟!
حسین فاطمه غم دارد امسال!

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

رباعی برای شهادت حضرت زهرا (س) ( ) *

3232
2

رباعی برای شهادت حضرت زهرا (س) (  ) در فصل بهار، یاس پرپر هرگز
عید است ولی بدون مادر هرگز
بابای من و شما پیِ تابوت است
شادی وسط عزای حیدر؟ هرگز!

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا میرود ز دیده ام آن صحنه های داغ) *

3262

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(تا میرود ز دیده ام آن صحنه های داغ) تا میرود ز دیده ام آن صحنه های داغ
ای زخم سینه تا دم در میبری مرا
ای زخم با لباس سفیدم چه کرده ای
داری شبیه حوصله سر میبری مرا
گفتم کمی بخوابم و آرام تر شوم
اما دوباره درد سراغ مرا گرفت
میخواستم بچرخم و پهلو عوض کنم
ناگه رگی ز پهلوی من بی هوا گرفت
شستم سر حسین و حسن را به دست خود
خوب است اگر چه فضه که مادر نمیشود
فضه سریع باش تنوری درست کن
الان علی می آید و دیگر نمیشود...
مشغول استراحتم ای زخم لج نکن
وقت نماز شب نشده پس تو هم بخواب
ای زخم لااقل دهنت را کمی ببند
ترسم ز خنده تو شود دیده ام پر آب
طرحی زدم ضرورت پنجاه سال بعد...
حیدر ببخش این همه محتاطی مرا
باید کفن ببافم و پیراهنش کنم
اسما بیار ج

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:56
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( فضه ی خادمه ام دست علی یار من است) *

3033
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( فضه ی خادمه ام دست علی یار من است) فضه ی خادمه ام دست علی یار من است
چه غم از غصه و غم فاطمه غمخوار من است
فضه ی خادمه ام حافظ قرآن مجید
نفس حضرت صدیقه مدد کار من است
فضه ی خادمه ام مورد الطاف رسول
حضرت ختم رسل سید و سالار من است
ذکر شام و سحرم یا علی و یا زهراست
این ولایت نمک سفره ی افطار من است
خدمت پنج تن آل عبا کردم و زآن
صف به صف فوج ملک خادم دربار من است
بسکه پای حسن و روی حسین را شستم
لطف حق شامل حال من و افکار من است
فاطمه ان م حساس مرا کرد صدا
داغدار از غم او این دل بیمار من است
شاعر : استاد کلامی زنجانی

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(لحظۀ گر گرفتن عشق است) *

2570
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(لحظۀ گر گرفتن عشق است) لحظۀ گر گرفتن عشق است
مادر هرچه عاشق است تويي
کلبه اي از ملات اشک و غروب
هرچه اينجا شقايق است تويي
روي بازوي تو گلي واشد
که خدا بوسه مي زند برآن
دور اين گل طواف واجب شد
بر تمام فرشته هاي جهان
مادر درد ، مادر باران
پاي چشمت چرا سياه شده
يک نفر مرد توي دنيا بود
او هم از غصه ات تباه شده
روي تو ماه بود مادرجان
دستي آمد ، نشست ، سيلي شد
ماه روي تو در خسوف نشست
نقره ناب عشق نيلي شد
رنگ خون ، بوي دود و خاک گرفت
دامنت را که سايۀ عرش است
خانه ات سوخت گرچه اين خانه
باز تحت الحمايۀ عرش است
تکه اي از تن تو را بردند
تکه اي که اگر به جا مي ماند
مثل عباس مي شد و روزي
قبلۀ سرخ کربلا مي ماند
ملتمس ، بغض کرده م

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:30
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( ای ملائک همه مشتاق پرستاری تو) *

3320
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  ای ملائک همه مشتاق پرستاری تو) ای ملائک همه مشتاق پرستاری تو
دل ما لک زده بر گریه بیماری تو
راز بیماری ات ای چاره درد همان
مانده پنهان ز طبیبان ، سبب زاری تو
می رهاند آنکه جهان را ز گرفتاری ها
شد گرفتار مصیبت ز گرفتاری تو

کردی از یار دفاع و نشدی خسته ، ولی
یار دلتنگ شد از خاطره یاری تو
ماندی ای فاطمه بین در و دیوار آن روز
زار شد کار عوالم ز مددکاری تو
یک طرف خصم مهاجم ، طرف دیگر تو
آفرین باد به ایثار و طرفداری تو
زخم در سینه به دیدار پیمبر رفتی
سوخت قلب علی از هجرت اجباری تو
شاعر : استاد کلامی زنجانی(تکیه گاه کلامی)

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:35
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مثل هرروز، روز خانه ما) *

3147
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(مثل هرروز، روز خانه ما) مثل هرروز، روز خانه ما

با قنوت تو می‌شود آغاز

بعد آغوش می‌گشایی و ما

به هوای بهشت در پرواز

**

جدّمان گفته بود بوی بهشت

از پَر چادرت گرفته وجود

راست می‌گفت، صبح‌ها پیداست

که بهشت برین نگاه تو بود

**

دل مظلوم حضرت مولا

شور می‌زد در این مدینه تو

یادمان هست جدّمان احمد

بوسه می‌زد به دست و سینه تو

**

مثل هر روز زندگی جاری است

تو و دستان نازک و دستاس

با سرانگشت خود بیا و شانه بزن

به سر دختران پراحساس

**

ناگهان در سکوت خانه ما

با صدای مهیبِ دقُ الباب

به خودم آمدم ... و ترسیدم ...

مادرم رفت سمت در بی‌تاب

**

کیست آن سوی در ... نمی‌داند

خانه مرتضی است این خانه

با غلاف غضب که م

  • شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:34
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( دوباره زنده شدم با دعای مادرتان) *

3285
1

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،( دوباره زنده شدم با دعای مادرتان) دوباره زنده شدم با دعای مادرتان
قلم زدم و سرودم برای مادرتان
دوباره دفتر شعرم ستاره باران است
و شمس فاطمه بر روی جلد تابان است
دوباره کاغذ دفتر چه قدر نورانی است
دوباره چشم مدادم چه قدر بارانی است

دوباره خط نوشتن چه منجلی گشته
خوشا به حال دلم قافیه علی گشته
دوباره طبع سرودن شبیه قرآن است
و قطره قطره ی کوثر ملاک اوزان است
دوباره بغض عجیبی میان تلمیح است
دوباره بارش باران ، زمان تلمیح است
صدای ناله ی سردی میان یک کوچه
دوباره قامت ماه کمان یک کوچه
دوباره غارت حقّ و صدای یک سیلی
دوباره یاس سپیدی رخش شده نیلی
دوباره کاسه ی برگی به روی خاک زمین
و آن طرف گل زخمی به روی خاک زمین
دوباره شبنم برگی چکید

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:32
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( تسلیت یابن الحسن خاتون محشر کشته شد ) *

6693
10

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( تسلیت یابن الحسن خاتون محشر کشته شد ) تسلیت یابن الحسن خاتون محشر کشته شد
میوه قلب رسول از ضربت در کشته شد
آه ای سادات عالم بر سر وسینه زنید
عصمت حق از نفس افتاد ، مادر کشته شد
صورت زهرا کجا و دست نامحرم کجا
صدمه دید آن نوگل باغ پیمبر کشته شد

می دوید آن روز نالان کودکی در کوچه ها
مادرم ، می گفت از بیداد کافر کشته شد
آه ای اهل وطن بیرون شوید از خانه ها
روح تقوا جان طاها یار حیدر کشته شد
من ندانم پشت در مسماریا شمشیر بود
فاطمه با تازیانه یا که خنجر کشته شد
نور چشم مصطفی شد پیشمرگ مرتضی
بشکند دست عدو زهرای اطهر کشته شد
شاعر : استاد کلامی زنجانی (تکیه گاه کلامی)

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( ما اگر شعر و دفتری داریم / از دعاهای مادری داریم) *

3051
3

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (   ما اگر شعر و دفتری داریم / از دعاهای مادری داریم) ما اگر شعر و دفتری داریم / از دعاهای مادری داریم
شعرهامان طلاست از یُمنش / مادر کیمیاگری داریم
غزل از نامشان پر از گل شد / بین اشعار قمصری داریم
آنقدر "دانه های معنی" هست / خط به خطّش کبوتری داریم
نامتان را فقط نوشتیم و / شد قیامت! چه محشری داریم!
ما کجا و ز فاطمه گفتن؟ / ما که ذهن محقّری داریم

این هم از لطف های مادری است / اینکه توفیق نوکری داریم
آفتاب است و ما همه ذره / مادر ذره پروری داریم
مثل مرد از علی حمایت کرد / بَه! بنازم! چه مادری داریم!
ما مسلمان دست زهراییم / بهتر از این پیمبری داریم؟
أشهدُ أنَّ فاطمه ... آری / در اذان بند دیگری داریم
لب نیالوده ایم بر باده / ما که انگور بهتری داری

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( بِین این خانه که بوی پدرم می آید) *

3282
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  بِین این خانه که بوی پدرم می آید) بِین این خانه که بوی پدرم می آید
خاطرات خوشمان در نظرم می آید
گوشه ی خانه به جز گریه شفا نیست مرا
دائماً اشک ز ابر بصرم می آید
حُرمَتم خوب نگه داشته شد غُصّه نخور
هیزم و آتشِ در پشت حَرَم می آید

با لگد مُزد تو یکجا همه پرداخته شد
بی تو غم سویِ دل پر شررم می آید
سَرِشب تا به سحر سخت به خود می پیچید
بس که این درد سراغ کمرم می آید
نفسم بازدَمَش پر شده از خون آبه
سوزش درد به چشمان تَرَم می آید
سخت لاغر شده ام، سوخته ام، خسته شدم
بنگر بی تو چه دارد به سَرَم می آید
دنده ای را که شکسته چه کنم وقت نماز
نیش اَش آن زخم سراغ جگرم می آید
پیروهن بافته ام همچو کفن بهر حسین
پیروهن کهنه به کار پسرم می آید

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( برای روضه ی زهرا به ما توان بدهید ) *

3763
6

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( برای روضه ی زهرا به ما توان بدهید ) برای روضه ی زهرا به ما توان بدهید
به چشم گریه کنان اشک بی امان بدهید
برای سینه زدن در عزای مادرمان
در این حسینیه ها بیشتر زمان بدهید
میان روضه که همسایه ای بنوشت
کنار خانه ی زهرا به ما مکان بدهید

برای گریه بر آنچه آمده سرمان
به جای اشک به ما چشم خون فشان بدهید
به آه و زمزمه در روضه ها تسلایی
به قلب غم زده ی صاحب الزمان بدهید
اگر سوال شد آخر چه شد به مادر ما
فقط به دیده ی حسرت سری تکان بدهید
نمی شود که بگوییم بین کوچه چه شد /
برای مرثیه خواندن اگر زبان بدهید
به روز حشر زمان حساب ناله زنیم
فقط به خاطر زهرا به ما امان بدهید
قسم به عصمت آن چادری که خاکی شد
مزار مادرمان را نشانمان بدهید
اگر که روز

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:42
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( فضّه در باز کن امروز نگارم خوب است) *

2892
2

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( فضّه در باز کن امروز نگارم خوب است) فضّه در باز کن امروز نگارم خوب است
باغبانم پس در باغ و بهارم خوب است
از چه با هول و بلا چشم به بستر داری
با علی حرف بزن جان بسپارم خوب است
چه کنم این همه از کوثر من خون نرود
مرحم تازه به زخمش بگذارم خوب است

فاطمه جان، همسر خوبم، عزیزم پاشو
اینکه من بی سپرم، یار ندارم خوب است
نگران من و این حالم و این خانه مباش
تو که خوبی همه ی ایل و تبارم خوب است
از خدا خواسته ام بعد تو و سوختنت
درب این خانه شود سنگ مزارت خوب است
چه کنم فاطمه جان تا که دلت وا بشود؟
مهر و سجّاده و تسبیح بیارم خوب است
قول دادم نکنم گریه، بخندی که نشد
بزنم زیر همه قول و قرارم خوب است

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:48
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( رسیــده نوروز و دلــها شـــاد و خـرّم همه در فکر دیدارند باهم) *

3050
3

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( رسیــده نوروز و دلــها شـــاد و خـرّم همه در فکر دیدارند باهم) رسیــده نوروز و دلــها شـــاد و خـرّم همه در فکر دیدارند باهم
همه آمـــــاده اند سـفـــره بچیننـــد به فکر سفره های هفت سینند
منم در سفره دارم هفت سیــن را ولی توام شده با داغ زهرا(س)
بُوَد ســـین نخستیــن سیلی کین بروی مادرم با دست سنگین

ببیـن بـر سفره ســین دومــــــم را که سویی نیست بر چشمان زهرا(س)
بگویــم ســین ســوم تـــا بـسوزی که مادر سوخت بین کینه توزی
ازیـن مـــاتم دل حیدر غمین است که سین چهارمم سقط جنین است
بروی سفره سین پنجم این است سر سجاده اش زینب حزین است
شـده سفــره پـر از اشک شبانــه ششم سین مانده سوت و کور خانه
چـه گویـم ای عزیــز از سیـن آخـر بُوَد آن سینـه مجـــــروح مادر.

  • یکشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:49
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد