شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

مثل قديم *

2403

مثل قديم مثل قديم

جارو بدست مي شوي و كار مي كني

داري براي خانه غذا بار مي كني

شكر خدا كه پا شده اي راه مي روي

مثل قديم با همه رفتار مي كني

فضه براي تو اينجاست فاطمه

تقسيم كار با تن بيمار مي كني

لبخند مي زني دلم آرام تر شود

يا سقف خانه بر سرم آوار مي كني

وقتي سوال مي كنم امروز بهتري

جارو بدست مي شوي و كار مي كني

حسين رستمي

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

سرسنگين *

2305

سرسنگين سرسنگين

غصه ات اي ملك سوخته پر سنگين است

گريه ام روز و شب و شام و سحر سنگين است

كس زمن بعدِ تو بر صبر توقع نكند

بشكند چون كه كمر، درد كمر سنگين است

بانويم، هست يقينم كه ترا چشم زدند

وضع و حال تو بگويد كه نظر سنگين است

با علي حرف بزن تا كه نگويند به هم

با علي مثل همه فاطمه سرسنگين است

رمقي نيست كه حركت بدهي جسمت را

نتواني بزني بال كه پر سنگين است

تك و تنها وسط راه رهايم نكني

راهزن پر شده و بار سفر سنگين است

همه با ديدن روي تو چنين مي گفتند

دست آنكس كه تو را زد چه قدر سنگين است.

غلامرضا حق پرست

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:55
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

كوثر عشق *

2791

كوثر عشق كوثر عشق
فاطـــمه اي پاك بانوي بــهـشت

بر مـشام آيـد ز تـو بوي بــهـشت

تـــو خـــداي خويش را آئينه‌اي

مـصــطفي را مــحــرم ديـرينه‌اي

فاطمه‌ اي شاهــكـار ذوالــجلال

كوثر عشقيّ و خـورشيد كمــــال

دست تو اين چرخ گردون را مدار

هر دو عالم از تو دارد افـــتــخار

عــصمت تو در زلال جان ماست

كوثر تو زمزم ايـــمـان مـــاست

اي ولاي تو به مـــا آب حــيات

مــي‌كند حُبّ تو تضمين نــجات

دل ز تصــويرت حـكايت مي‌كند

سوي تـو ما را هــدايت مي‌كــند

در ره عــشق تــو اي روح روان

طاير جان پر زند تا كـــهــكشان

راز گــفتن با تو شوق جـــبرئيل

تشنة بحر سخايت ســلســــبيل

پاي تا سر عـــصمت و تقوا توئ

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:57
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اختیار ناله *

2395

اختیار ناله اختیار ناله
اولین مظلوم عالم آه را گم کرده است

رهبر راه خدا همراه را گم کرده است

یک توقف پشت در صد بغض مانده در گلو

تا کنار قبر مخفی چاه را گم کرده است

هیچ فانوسی دگر در کوچه ها روشن نبود

نیمه شب خورشید یثرب ماه را گم کرده است

انتهای شب صدای زخمی اش آید بگوش

اختیار از ناله ی شبگاه را گم کرده است

تا اذان صبح از بس ناله زد خوابش گرفت

خواب دید آن شب حسینش راه را گم کرده است

ابرهای بی صدا از دیده اش دریا گرفت

رعد و برق نعره اش ناگاه را گم کرده است

یاد آن روزی که گفتا مجتبی نجوا کنان

گامهای مادرم درگاه را گم کرده است

درد تنهایی خود را با که گوید مرتضی

با که گوید شیعه ای آگاه را گم کر

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:58
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

زبانحال حضرت زهرا(س) *

3021
1

زبانحال حضرت زهرا(س) زبانحال حضرت زهرا(س)
منكه از عشق علي چون شمع شيدا سوختم

صاحب جنت منم، اما در اينجا سوختم

سوختم تا يك سر مويي نسوزد از علي

تا بماند رهبرم من بي مهابا سوختم

بي گنه بودم ولي در آتشم انداختند

محسنم شد كشته، ناليدم كه بابا سوختم

زينبم مي ديد آتش زائر رويم شده

از پريشاني او در بين اعدا سوختم

صورت آتش گرفته تا زسيلي شد كبود

شكر كردم، بهر حفظ جان مولاسوختم

مثل چشم مجتبي مسمار يارب سرخ بود

من نمي گويم چه شد تنهاي تنها سوختم

هركه نان از سفره ي ما برده بود استاده بود

بسكه نامردي بود در اين تماشا سوختم

سوختم تا شعله ي عشقت بماند جاودان

پاي تا سر يا علي با اين تمنا سوختم

(برگرفته از كتاب به

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:58
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

آب و نان *

2466

آب و نان آب و نان

حیدر که هست پس تو چرا کار می کنی

جارو مکش که سرفه امانت نمی دهد

نانی بخور، عزیز دلم آب رفته ای

این کاسه های آب، توانت نمی دهد

دنبال رنگ چهره در آیینه ات مباش

آیینه شرم کرده نشانت نمی دهد

تابوت قوس دار و عجیبی که ساختم

شرحی زحجم جسم کمانت نمی دهد

دستاس!دست فاطمه ام پینه بسته است

از خواهش من است تکانت نمی دهد

سروده وحید قاسمی

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:00
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

وصیت مادر *

2856
1

وصیت مادر وصیت مادر

كاش ديگه حرف وصيت نزني

نگي از روضه هاي بي كفني

هم مي گي داغ بابا رو مي بينم

مي گي از اون روزاي بي حسني

غصه ي در و ديوار برام كمه!

چرا داري مي گي از بي وطني

داري مي گي كه حسين و مي كشن

نمي مونه به تنش پيروهني

اين چه روزيه كه قلب و مي شكنه

كه مي گي به جام يه بوسه بزني

كوفه و شام بلا بگو كجان

كه من اونجا ندارم هم سخني

واي من به مجلس حراميان

كه باشه ميونشون همچو مني

مادرم تو رو خدا روضه بسه

كه داري قلبم و از جا مي كني

کمال مؤمنی

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:02
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

همدرد علي *

2820

همدرد علي همدرد علي

دردم آرام نشد تا كه غمت را ديدم

سوختم تا به سحر از جگرم ناليدم

تو كه بودي يل خيبر شكن هاشميان

بارها بازوي تو زين سببت بوسيدم

سخني گو تو كه شايد دلم آرام شود

تا حياتم دهي و زنده شود اميدم

من اگر ناله كنم درد امانم بُرده

بارها از ستم جور بخود پيچيدم

اين همه سال به تو زهره تابان بودم

به اميدت همه شب بهر تو مي تابيدم

آن زمان خواست عدو آتش كين افروز

من زجان تو و طفلان خودم لرزيدم

دل لرزان تو را زير لگد حس كردم

من خودم هيچ براي دل تو لرزيدم

درد برده رمق و تاب و توان نيست مرا

ورنه مي شد به خدا بهر تو مي خنديدم

اين مصيبات كه آمد به سرم هيچ نبود

فقط از غربت و مظلومي تو رنجيد

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

حسرت زده *

2247

حسرت زده حسرت زده

اي كاش كه بند دل او پاره نمي شد

حسرت زده ي ديدن گهواره نمي شد

اي كاش نمي گفت نبي ام ابيها

تا شعله ور از كيد ستمكاره نمي شد

گر عشق علي در دل او جاي نمي داشت

هرگز هدف كينه ي قدّاره نمي شد

مي ماند اگر پشت در خانه نمي رفت

دلخون زغم محسن مه پاره نمي شد

انگار كه زود است سخن گفتن از آن روز

در كربوبلا زينش آواره نمي شد

او پشت در خانه و دشمن به تماشا

جز صبر علي جان مگرت چاره نمي شد؟

گربود و نمي رفت زدنيا به غريبي

هر شب علي اش اين همه آواره نمي شد

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:05
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

فخر ملائک *

2347

فخر ملائک فخر ملائک

یه روز و یه روزگاری، مادرم خیلی جوون بود

مایه فخر ملائک ، تو زمین و آسمون بود

آسمونی ها همیشه، مادرو نشون می دادن

که درخشش نمازش، تا شعاع کهکشون بود

نیمه شبها تو نمازش، دستشو بالا می آورد

تک تک همسایه هارو، یاد می کرد و یادشون بود

همه منت گدایی، درخونمونو داشتن

خاطر اونو می خواستن، بسکه خوب و مهربون بود

افتخار مادر ما ،تو بهار زندگانیش

پاکی و صفا به پیش، دشمنان بد زبون بود

تا یه روز یه عده نامرد آتیش و هیزم آوردن

خونشو آتیش کشیدن، تا دیدن تو آشیون بود

یه طرف صدای ناله، یه طرف صدای ضجه

خودمونو تا رسوندیم، مادرم غرقه ی خون بود

با تن مجروح و خونی، خودشو سپر قرار داد

تا ک

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:06
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

آخر یه روز *

2710

آخر یه روز آخر یه روز

مادر یه روز مهدی می‌آد، برای یاری

میشه که روز فرجش، مارم بیاری

تکیه می ده به کعبه و ،با صوت اعلا

می گه انابن و حیدرو، انابن و زهرا

غصه نخور مهدی می‌آد، با شور و احساس

منتقمت با اون می‌شه، حضرت عباس

حسینی ها به عشق اون، می آن به یاری

دشمنای علی می شن، همه فراری

آخر یه روز گل می کنه، تو آسمونها

نغمه یا علی و با، ذکر یا زهرا

نشون می ده به شیعه ها، یه قبر خاکی

میگه که قبر مادره، اسوه پاکی

از توی قبر اون دوتا رو، بیرون میآره

توی آتیش هردوشونو، باهم می‌زاره

میگه چرا یه خونه رو شما سوزوندین

حرمت صاحب خونشو ، شما شکوندین

میگه گناه مادرم مگر چه بوده

که مزد یاری علی ، رخ کبو

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:07
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

گوهر عصمت *

2356
1

گوهر عصمت گوهر عصمت
شهنشاه عدالت پرورى بود
كه او را در خزانه گوهرى بود

چنان در گيتى آن گوهر بها داشت
كه آن شه از بهايش فخرها داشت

به صبح و شام زيب محفلش بود
كه روشن زان گهر چشم دلش بود

زفر آن گهر جان شاد بودش
دل از قيد الم آزاد بودش

اگرچه سروران را سرور آمد
ز شاهان دو عالم برتر آمد

وز آن گهر كه بودش در خزانه
معزر بود آن شاه زمانه

فزون از آن گهر شد اعتبارش
كه شد چون روز روشن شام‏تارش

چو آن شه از بهايش با خبر بود
دلش روشن به مهر آن گهر بود

دل و جان شاد از آن در ثمين داشت
زبان در حمد گوهر آفرين داشت

بهاى زر بلى زرگر شناسد
گدا چون شاه، كى گوهر شناسد

ولى از كينه گوهر ناشناسان
همه گمراه و رهبر ناشنا

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:10
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

عصاره حق *

2299

 عصاره حق عصاره حق

شنيدم من حديثى آسمانى
ز ابن فهد حلى پر معانى

كه زهرا در دم راز و نيازش
برفتى چون به معراج نمازش

جهان بر روح او حقا قفس بود
تجلى خدا در هر نفس بود

ز بصرى جاى ديگر اين شنيدم
كه من عابدتر از زهرا نديم

زبس در طاعت آن ام الكرم بود
دو پاى نازينش پر ورم بود

گرفتم يك نتيجه زين دو مطلب
كه در اوج بلايا ام زينب

همان روزى كه آتش شعله افروخت
همان روزى كه باب اللَّه مى‏سوخت

ادا مى‏كرد در دهليز آن در
نماز عشق، آن هم عشق حيدر

نفس‏هايش شمار افتاده بود او
چوگل در رهگذار افتاده بود او

نماز عشق زهرا ديدنى بود
مصلّى و مصلّى ديدنى بود

على محو نماز ساده او
نمى‏از خون دل سجاده او

نماز عشق را نورى

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

گل خوشبو *

2375
1

گل خوشبو گل خوشبو

گواهي اي خدا زهراي خود را
با اشك ديده ام مي شويم امشب

براي آخرين بار اي خدايا
گل خوشبوي خود مي بويم امشب

مصيبت هاي پي در پي الهي
هجوم آورده از هرسويم امشب

هر آنچه ديده ام امشب ززهرا
خدايا با تو من مي گويم امشب

نمودم در ميان خاك تيره
بدست خود نهان بانويم امشب

بياد سينه سوزان زهرا
بريزد ژاله ها بر رويم امشب

زجا خواهم اگر خيزم من زار
بيفتد لرزه بر زانويم امشب

عزاي فاطمه هرجا كه باشد
من اي آرام دل مي پويم امشب

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 12:13
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

2بیتی حضرت زهرا *

2119
3

2بیتی حضرت زهرا درآن صحراکه دلهامیشود خون

وآب دیدگان گردد چو جیحون

ندایی میرسد بهر شفاعت

زسوی حق که این الفاطمیون

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 15:41
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

خانه وحي *

2208

خانه وحي خانه وحي

چه سبب گشته خدايا كه چنين
خانه وحي امين مي لرزد
گوئيا از غم فقدان نبي
همه اركان زمين مي لرزد

يا كه آتش بگرفته حرمش
كه چنين محور دين مي لرزد
از فشار لگد و ضربه ي در
قلب زهراي حزين مي لرزد
فاطمه دخت نبي ركن علي
دلش از سقط جنين مي لرزد
حنجر و سينه ناموس خدا
تا صف حشر، يقين مي لرزد
آه از آن صدمه سيلي عدو
پيكر و چشم و جبين مي لرزد
بهر مظلومي زهراي جوان
به خدا عرش برين مي لرزد
آري آرام دل از اين ماتم
بهر اسلام مبين مي لرزد

مرحوم حاج احمد آروني

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:05
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

رسم اهل عزا *

2548

 رسم اهل عزا رسم اهل عزا

اين سخن هست ز آل معصوم
بين اعراب بود اين مرسوم

تا كه يك مؤمنى از اهل عرب
رود از دار فنا جانب رب

چند روزى دگر از بيت عزا
نرود سوى سما دود غذا

گفت راوى كه پس از مرگ رسول
درعزاخانه زهراى بتول

ديده‏ام ديد به كاشانه او
دود بالا رود از خانه او

در تعجب بشدم از چه سبب
شده در خانه او ترك ادب

بدويدم به سوى اهل عزا
كه بپرسم سبب طبخ غذا

ناگهان چشم من از دور بديد
طعم آن دود غذا را بچشيد

راه آن كوچه كه مسدود شده
خانه وحى پر از دود شده

آتش از بس كه برافروخته بود
در و ديوار همه سوخته بود

آنچه ديدم به ظهور و به شهود
فاطمه بود در آن آتش و دود

هاتفى گفت على خانه نشست
پهلوى فاطمه از دربشكس

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:09
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

زیارتگاه بقیع *

2296

زیارتگاه بقیع زیارتگاه بقیع

غُربت آبادِ ديار آشناييها، بقيع!

همدم ديرينه غم هاى ناپيدا بقيع!

در تو حتّى لحظه ها هم بى قرارى مى كنند

اى تمام واژه هاى درد را معنى، بقيع!

سنگ فرش كوچه هايت، داغ هاى سينه سوز

شمع فانوس نگاهت چشم خون پالا بقيع!

تو بلور روشنايى هاى شهر يثربى

چون نگينى مانده در انگشتر بطحا بقيع!

هم صدا با قرن ها مظلومى آل رسول

حنجرى كو تا در اين غربت كند آوا بقيع!

وسعت غم هاى تو، دل هاى ما را مى برد

تا خدا، تا عشق، تا تنهايى مولا بقيع!

قصّه مظلومى اش را با تو گفت آن شب كه داشت

در گلو بغض غريب ماتم زهرا بقيع!

در هجوم تيرگى ها در شب سردِ سكوت

حسرتى مى بُرد خورشيد جهان آرا بقيع!

اى به

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:10
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

گوهر يگانه *

2475
2

گوهر يگانه گوهر يگانه

كمان كشيد غم و سينه را نشانه گرفت

چنان، كه آتش دل تا فلك زبانه گرفت!

خدا گُواست كه خورشيد از حرارت سوخت

از آتشى كه از آن سوىِ در به خانه گرفت!

در آن چمن كه دل باغبان چو شمع گداخت

چگونه بلبل دلخسته آشيانه گرفت؟!

شفق ز ديده دل خون گريست، چون زهرا

براى گيسوى زينب به دستْ شانه گرفت!

ز بس كه فاطمه رنجيده بود از امّت

دل از حيات خود آن گوهر يگانه گرفت

على چه كرد و چه گفت اى خدا در آن شب تار

كه زينب از غم بى مادرى، بهانه گرفت؟!

براى آن كه بماند نهان ز چشم رقيب

على، مراسم تدفين او شبانه گرفت!

حسين صالحى خمينى

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:12
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

بيا فاطمه (س) شد زمان وصال *

2710

  بيا فاطمه (س) شد زمان وصال بيا فاطمه (س) شد زمان وصال

پس از رحلت گل، رسول بهار

على ماند و زهرا و شبهاى تار

پدر رفت و او روزه غم گرفت

دل داغدارش، محرّم گرفت

پدر رفت و بيمار شد روح او

تو اى دل، ز بيمارى گل بگو

گل فاطمه از ستم خسته بود

به كنج قفس، مرغ پر بسته بود

در خانه را بسته بود و غريب

به اندوه مى خواند «امّن يجيب»

كه حق روح او را اجابت كند

نصيب دل او شهادت كند

قفس بشكند او پرستو شود

دلش مست آواز «هو هو» شود

به سوى خدا، بال و پر وا كند

جمال خدا را تماشا كند

به دل داشت آيينه يك آرزو

كه كى مى رسد وقت پرواز او؟

كه تا از خدا اين بشارت رسيد

كه زهرا زمان شهادت رسيد

سفير شهادت صلا مى زند

و روح تو را، حق

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:14
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

قبر تو مستور ماند *

2633

قبر تو مستور ماند قبر تو مستور ماند

اى حرم خاص خداوندگار
دست خداوند، ترا پرده دار

اُمِّ اَب و، بضعه ى خير الانام
مادر دو رهبر صلح و قيام

خوانده خدا، عصمت كبرى ترا
گفته نبى، اُمِّ ابيها ترا

چيست حيا؟ ريشه ى دامان تو
كيست ادب؟ بنده ى فرمان تو

وقت خوشت، وقت مناجات توست
شاد، پيمبر ز ملاقات توست

كس نبرد راه به سامان تو
جز پدر و همسر و يزدان تو

هم ز پى عرض ادب، گاه گاه
يافته جبريل در آن خانه، راه

مكتب تو، مكتب صدق و صفا
خانه ى تو، گلشن مهر و وفا

نيست عجب گر به چنين مكتبى
تربيت آموخته، چون زينبى

اى پدرت رحمةُ للعالمين
مرحمتى كن به منِ دلْ غمين

منكه ز احسان تو شرمنده ام
دست به دامان تو افكنده ام

قدر تو يا ف

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

پا به پاى اشك *

2523

پا به پاى اشك پا به پاى اشك
بر ديده ام، كه موج زند قطره هاى اشك

اى كاش بوده جلوه رويت به جاى اشك!

بعد از غروب ماه رخت، خانه ام پدر!

ماتم سراى دل شد و خلوت سراى اشك

دود دلم ز سينه برآيد به جاى آه

خون دلم ز ديده بريزد به جاى اشك

وقتى كه همرهان ز برم پا كشيده اند

اشكم انيس گشته، بنازم وفاى اشك

روز و شبم كه مى گذرد با هزار درد

پيوند مى زنند به هم دانه هاى اشك!

تا نخل سايبان مرا قطع كرده اند

هر روز مى روم به «اُحُد» پا به پاى اشك!

سید رضا مؤید

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:48
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

فاطمه سوخت *

2887

فاطمه سوخت فاطمه سوخت

اى به طوفان بلا، يار على
همدم آه شرر بار على

مهر و قهرت، سبب ردّ و قبول
فاطمه! روح على! جان رسول

اى ز سيلى شده نيلى رويت
كشت آزردگى پهلويت

تا على را سوى مسجد بردند تا
نازنينْ قلب ترا، آزردند

رابط فيض خدا را كشتند
مادر زهد و ريا را، كشتند

آنكه نان و نمكش را خوردند
به تلافى، فدكش را بردند!

تا كه بيت الشرف فاطمه سوخت
عرش را ز آتش غم، قائمه سوخت

هستى شير خدا رفت ز دست
تا كه زهراى وى از پاى نشست

تقی براتی

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:49
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

ایام گل یاس *

2891

ایام گل یاس ایام گل یاس

دیدی زده بالای دری پرچم زهرا

بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا

ایام، تعلق به گل یاس گرفته

افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا

بر سینه ی زخمی و شکسته پی تسکین

جز اشک محبان نبود مرهم زهرا

پیدا نکند لولو و مرجان بهشتی

هرکس نشود غرق مگر در یم زهرا

خواهی عرق شرم نریزی به قیامت

درنوکری اینجا مگذاری کم زهرا

کافی است به سنی و مسیحی چو یهودی

از چادر خاکی بخورد یک دم زهرا

ای رشته ای از چادر بی بی مددی کن

گردیم چو سلمان شما محرم زهرا

بردار زبانم ببرید و بنویسید

تو میثم تماری و من میثم زهرا

محسن افشار

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

یا فاطمه ! کشتی نجاتی بفرست *

2786

یا فاطمه ! کشتی نجاتی بفرست یا فاطمه ! کشتی نجاتی بفرست

در این شب غم ، صبح حیاتی بفرست

از عرش عطوفت نفحاتی بفرست

چشمان امید شیعه تنها بر توست

یا فاطمه ! کشتی نجاتی بفرست

*

این آل خلیفه نسل بوسفیان است

اسلام نه این پیروی از شیطان است

آن خانه در سوخته شاهد باشد

مظلوم کشی برایشان آسان است

*

ای با تو خروش رود و دریا برگرد

ای وارث واقعی دنیا برگرد

سیراب شده زمین ز خون شیعه

ای صاحب ذوالفقار مولا برگرد

*

ای مونس هر ندبه و هر آه بیا

در این شب خون گرفته ای ماه بیا

بحرین شده ست کربلایی دیگر

ای صاحب شیعه! غیرت الله! بیا

شاعر : یوسف رحیمی

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:07
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

یا فاطمه اشفعی لنا عندالله *

3869
3

یا فاطمه اشفعی لنا عندالله یا فاطمه اشفعی لنا عندالله

خدای متعال روز قیامت به حضرت فاطمه زهرا (س) می‌فرماید: یا حَبِیبَتِی وَ ابنَةَ حَبِیبِی سَلِینِی تُعطَی وَ اشفَعِی تُشَفَّعِی‏؛ اى حبیبه و فرزند رسول من از من بخواه تا عطا نمایم، شفاعت كن تا من بپذیرم‏ ...

امالى صدوق، ص 25

هر دم به ضریح بی نشانت ای ماه

بسته ست دخیل قلب من با هر آه

عمری ست تپشهای دلم می گوید

یا فاطمه اشفعی لنا عندالله

***

... پس حضرت زهرا (س) عرضه می دارد:

إِلَهِی وَ سَیدِی ذُرِّیتِی وَ شِیعَتِی وَ شِیعَةُ ذُرِّیتِی وَ مُحِبِّی وَ مُحِبِّی ذُرِّیتِی‏؛ بار خدایا! فرزندان، شیعیان، دوستان، و دوستان دوستان فرزندان مرا به من ببخش!

امالى صدوق، ص 2

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:09
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

علی علی *

2876
1

علی علی علی علی

امام باقر (ع) فرمود:

مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَی‏ءٍ مِنَ التَّمجِیدِ أَفضَلَ مِن تَسبِیحِ فَاطِمَةَ وَ لَو كَانَ شَی‏ءٌ أَفضَلَ مِنهُ لَنَحَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ فَاطِمَةَ؛ خداوند به ذكرى بهتر و بالاتر از تسبیح حضرت فاطمه(س) مورد تمجید و پرستش قرار نمى‏گیرد، زيرا اگر چیزى بالاتر از آن وجود داشت، رسول‌ خدا (ص) آن را به دخترش فاطمه تعلیم مى‏داد.

كافى، ج 3 ص 343؛ تهذیب شیخ طوسى، ج 1 ص 164

هم صحبت ماست نوح تسبیحاتت

آرامش با شکوه تسبیحاتت

در زندگی شیعه تو یا زهرا

حاری ست همیشه روح تسبیحاتت

***

امام صادق (ع) فرمود:

أَنَّ فَاطِمَةَ كَانَت مَسبَحَتُهَا مِن خَیطِ صُوفٍ مُفَتَّلٍ مَعقُودٍ

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:12
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

هر سال فاطمیه دلم شور می زند *

3070
1

هر سال فاطمیه دلم شور می زند هر سال فاطمیه دلم شور می زند

حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو

جاريست بين هر غزلم رد پاي تو

هر سال فاطميه دلم شور مي زند

در کوچه هاي غربت و اشک و عزاي تو

بگذار ما به جای تو خون گريه مي کنيم

ديگر توان گريه نمانده براي تو

ديدم چقدر قلب تو بی صبر می شود

با شکوه های بی کسی مرتضای تو:

اينقدر رو گرفتنت از من براي چيست

حالا دگر غريبه شده آشناي تو

از گرية شبانه و نجواي كودكان

بايد به گوش من برسد ماجراي تو

بانو كمي به حال حسينت نظاره كن

حرفي بزن كه دق نكند مجتباي تو

حالا ببين که روضه گرفتند كودكان

در پشت درب خانه براي شفاي تو

برخيز و با نگاه ترت يا علی بگو

جان می دهد به قلب شکسته صدای تو

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:13
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

دنياي بعد تو *

2372
1

دنياي بعد تو دنياي بعد تو

بابا چه بي وفا شده دنياي بعد تو

من ماندم و مصائب عظماي بعد تو

چشم انتظار رفتن تو بود امتت

شعله کشيد فتنه ز فرداي بعد تو

داغت براي فاطمه سنگين تمام شد

پشت مرا شکسته قضاياي بعد تو

اصحاب تو چه زود به ما پشت پا زدند

آري گواه فاطمه شبهاي بعد تو

دارد به قتل حجت حق حکم مي کند

اجماع اين سقيفه و فتواي بعد تو

در کوچه ها ادا شده اجر رسالتت

يعني شکست حرمت مولاي بعد تو

در تنگناي اين در و ديوار عاقبت

از دست رفت ام ابيهاي بعد تو

آتش ، هجوم ، کوچه ، قباله ، فدک ! ببين

چيزي نمانده از تن زهراي بعد تو

قنفذ معاف مي شود از ماليات ها !

سيلي به دخترت شده سرمايه بعد تو

ديگر ببر مرا که

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:15
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

سخت است ... *

2185
1

سخت است ... سخت است ...

اين روضه ها امروز و فردا کردنش سخت است

بايد بگويم گرچه معنا کردنش سخت است

لکنت گرفته پلک تو در بين آن کوچه

اين راز سربسته ست افشا کردنش سخت است

چشمي که دست سنگي آن بي حيا بسته

مقداد مي دانست که وا کردنش سخت است

دستي که بين کوچه ها از پا تو را انداخت

فهميد قدّ حيدري تا کردنش سخت است

حالا که داري خواهشي تابوت مي خواهي؟

اسباب مرگ تو !؟ مهيّا کردنش سخت است

با غسل زير پيرهن فکر علي بودي

زخم نود روزه تماشا کردنش سخت است

داغ کبود کوچه ها آنقدر روشن بود

فهميد دست فتنه ، حاشا کردنش سخت است

یوسف رحیمی

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:16
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد