شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

مزار كعبه ى دلها كجاست؟ *

2493

مزار كعبه ى دلها كجاست؟ مزار كعبه ى دلها كجاست؟

باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقيع!
تا ببينم دوست دارى ميهمان را اى بقيع؟

خاكى، اما برتر از افلاك دارى جايگاه
در تو مى بينم شكوه آسمان را، اى بقيع!

پنج خورشيد جهان افروز در آغوش توست
كرده يى رشگ فلك اين خاكدان را، اى بقيع!

مى رسيم از گرد ره با كوله بار اشك و آه
بار ده اين كاروان خسته جان را اى بقيع!

بيت الاحزان بود و زهرا، هيچكس باور نداشت
تا كنند از او دريغ اين سايبان را اى بقيع!

عاقبت ار جور گلچين شاخه ى اين گل شكست!
در بهاران ديد تاراج خزان را اى بقيع!

گر چه باغ ياس او پر شد زگلهاى كبود!
با على هرگز نگفت اين داستان را اى بقي

سيلى گلچين چو گردد با رخ گل آشنا

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:17
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

ماجرای تلخ گل *

2215

ماجرای تلخ گل ماجرای تلخ گل

باغ از يك سو در آتش، خرمن گل يك طرف
غنچه ى نشكفته يك سو، دامن گل يك طرف

مى زند آتش به جان بلبل حسر نصيب
غارت گلچين ز يك سو، چيدن گل يك طرف

شعله در باغ ولايت سر كشيها كرد و، سوخت
غنچه ى را پيراهن از يك سو، تن گل يك طرف

اى دريغا در ميان شعله هاى كينه سوخت
غنچه را تن يك طرف، پيراهن گل يك طرف

بلبل پر بسته را از باغ بيرون مى برند
خس ز يك سو، خار يك سو، دشمن گل يك طرف

مى زند اين تازيانه، مى زند آن با غلاف
قنفذ از يك سو، مغيره، دشمن گل، يك طرف

يك طرف، بيشرمى آتش بيار معركه
ماجراى تلخ سيلى خوردن گل، يك طرف

يك طرف، بر روى نازكترز گل سيلي زدن
ديدن بر روي خاك افتادن گل ، يك طرف

يك

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س)(مرو مادر مادر مادر مادر (3) *

11667
10

شعر شهادت حضرت زهرا(س)(مرو مادر مادر مادر مادر (3) مرو مادر مادر مادر مادر (3)
به غم غصه در به در شده ام
مثل مرغي شكسته پر شده ام
ديگه حيدر كه بعد قتل بتول
مرد جنگي بي سپر شده ام
مرو مادر مادر مادر (3)
شده خاموش اگر چه نور دو عين
دلبر فاتح نبرد حنين
اسمون گريه مي گنه شب غم
پشت تابوت مادر حسنين
مرو مادر مادر مادر مادر (3)
مرو مادر كه بي قرار توآم
روزها خانه در غمكده ام
شب به شب زائر مزار توام
مرو مادر مادر مادر مادر (3)

  • پنج شنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 09:20
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

آتش کین *

2050

آتش کین آتش کین

چنان در آتش كين سوخت گلچين، خرمن گل ر ا
كه از بلبل ربود آرام و، از دلها تحمّل را

مدينه! باغبان را گو به باغ گل چه مى آيى
كه مى بندند پيش ديده ى گل، بال بلبل را

در آغوش محبت غنچه ى نشكفته يى دارد
خدا را رحم كن گلچين و، مشكن شاخه ى گل را

مدينه! گو به بلبل آشيان از باغ بيرون بر
كه مى سوزند اينجا در كنار غنچه، سنبل را

مگر بلبل چه فيضى مى برد از صحبت اين گل
كه يكدم برنمى دارد از او چشم توسل را؟

مدينه! غنچه ى پرپر، گل خزان، گلزار در آتش
ببين بيرحمى گلچين و ميزان تطاول را

چرا امشب به سوى باغ گل، بلبل نمى آيد؟
مگر از ياد خود برده ست گلهاى قرنفل را؟

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:19
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س)(ياس كبود حيدرم *

6797
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س)(ياس كبود حيدرم ياس كبود حيدرم
در بين ديوار و درم
اتيش گرفته گلپرم ،بادست گينه
آي شعيه ها از كي بگم،
از كدوم هتاكي بگم
از چادر خاكي بگم،يا زخم كينه
هر شهري يه رسمي داره،
رسم مدينه اينه
اجر نبي رو مي زارن
با ميخ داغ به سينه
يا فاطمه،يافاطمه(3)يا فاطمه جان
رد غلاف بر بازويم
جاي لگد بر پهلويم
نشون سيلي به رويم،قاتل من بود
نفس كه در شماره شد ،
حرفهام ديگه اشاره شد
چيزي كه پاره پاره شد،قلب حسن بود
گرد غبار پيري نيست،
كه روي موهام نشسته
خونه نشيني علي،كمرم و شكسته
يا فاطمه،يافاطمه(3)يا فاطمه جان

  • پنج شنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 09:35
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

ماتم عظمی *

2291

ماتم عظمی ماتم عظمی

خداوندا چرا دل‎ها گرفته
جهان را ماتمى عظمى گرفته

چرا سرها بود بر زانوى غم
سحاب تیره عالم را گرفته

چه غوغایى به یثرب گشته برپا
كه موج فتنه‏ها بالا گرفته

ز جور امت و هجران بابا
دل صدیقه كبرى گرفته

زدند آتش به درب مهبط وحى
كه دودش گنبد خضرا گرفته

امیرمؤمنان سردار اسلام
غم عالم به قلبش جا گرفته

فدك را از كف دخت پیمبر
ریاكاران بى‏پروا گرفته

چه رخ داده مگر از بهر زهرا
كه روى خویش از مولا گرفته

مه برج نبوت منخسف شد
كه قرص صورت زهرا گرفته

سیه كرده است قنفذ بازویش را
به دستورى كه زان رسوا گرفته

گلویش را فشار غصه و غم
ز دست ‏بى‏وفائی‎ها گرفته

امید از زندگى ببریده دیگر
ز دنیاى دنى د

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:20
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س)(خورشيد من غروب تو واي واي *

6637
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س)(خورشيد من غروب تو      واي واي خورشيد من غروب تو واي واي
به شام غم كشد مرا واي واي
اميد من مرو مرو واي واي
فراق تو كشد مرا واي واي
ديگر ميان كوچه ها واي واي
به ياري ام نمي دوي واي واي
به يك نگه به من بگو واي واي
ز پيش من نمي روي واي واي
اتش گرفته اي خدا واي واي
بهشت من بهار من واي واي
ديگر فتاده از نوا واي واي
حبيب من نگار من واي واي
افتاده زير دست وپا واي واي
دل علي دل علي واي واي
پر پر ز شوق اشقياء واي واي
گل علي گل علي واي واي
پهلو شكسته مرا واي واي
به تازيانه مي زدند واي واي
در خون نشسته مرا واي واي
چه ظالمانه مي زدند واي واي

  • پنج شنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 10:00
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

آرزوی مرگ *

2332

آرزوی مرگ آرزوی مرگ

نيلى بوَد ز سيلى بيگانه، روى من
داغ پدر، سپيد نموده ست موى من!

شبهاى درد و ناله و غم، تا سپيده دم
با پهلوى شكسته بود گفتگوى من!

تابى به تن نمانده و زينب ز روى مهر
وقت نماز آورَد آب وضوى من!

بيزارم از جفاى نفاق افكنانْ پدر!
جز مرگ در جهان نبوَد آرزوى من!

دخت تو از حريم ولايت دفاع كرد

چون بود آبروى على، آبروى من
رخت از جهان به سوى جنان مى كشيم ما
از كردگار خواهشم اينست: شوى من

تا ننگرد به بازوى آزرده و كبود
از زير پيرهن بدهد شتستشوى من

روز جزا پناه دهم (تائب) حزين
گر آيد از طريق محبت به سوى من

تائب

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:22
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

ميان شعله-(دل آتيش نا مهربونه) *

5458

ميان شعله-(دل آتيش نا مهربونه) دل آتيش نا مهربونه

غنچه رو با گل مي سو زونه

در شعله ور ، گل بي سپر ، در پشت در بود

در پيش طفلان جان مادر در خطر بود

با كينه هاي بسيار ، ميون ظلم و آزار

نقش گل پيمبر ، مونده به روي ديوار

اي واي خدا ، اي واي خدا ، اي داد بيداد

در خون تپيده بود و به غم خو گرفته بود

آهسته فضه شانه بانو گرفته بود

آمد برون ز خانه پي ياري امام

مجروح بود و دست به پهلو گرفته بود

داغ پسر ، فراق پدر ، سوز ميخ در

راه نفس به سينه زهر سو گرفته بود

كارش ميان كوچه به نا محرم اوفتاد

از مرد كور ، بانويي كه رو گرفته بود

تنها ميان آن همه پيراهن علي

در دست خويش با همه نيرو گرفته بود

يك باغ سرخ زخم وشكوفا تر از همه

  • پنج شنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 15:22
  • نوشته شده توسط
  • میلاد محمودی
ادامه مطلب

روح آفتاب *

1935

روح آفتاب روح آفتاب

ای روح آفتاب چرا پا نمی شوی
بانوی بو تراب چرا پا نمی شوی

پهلوی منهم از خبر رفتنت شکست
رکنم شده خراب چرا پا نمی شوی

با قطره قطره اشک سلامت نموده ام
زهرا بده جواب چرا پا نمی شوی

خورشید لطمه دیده حیدر بلند شو
بر جمع ما بتاب چرا پا نمی شوی

رفتی و روی صورت خود را کشیده ای
ای مادر حجاب چرا پا نمی شوی

بی تو تمام ثانیه ها دق نموده اند
رفته زمان بر آب چرا پا نمی شوی

روی کبود تو به نگاهم اشاره کرد
مردم از این خطاب چرا نمی شوی

می میرد از تنفس دلگیر کوچه ها
ای غنچه های ناب چرا پا نمی شوی

رحمان نوازنی

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 17:23
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

رباعی حضرت زهرا (س)-(ما زنده به لطف و رحمت زهرائيم) *

10658
21

رباعی حضرت زهرا (س)-(ما زنده به لطف و رحمت زهرائيم) ما زنده به لطف و رحمت زهرائيم

مأمور براي خدمت زهرائيم

روزي كه تمام خلق حيران هستند

ما منتظر شفاعت زهرائيم

شاعر: جواد حیدری

  • سه شنبه
  • 16
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 15:29
  • نوشته شده توسط
  • میلاد محمودی
ادامه مطلب

پناه عالمى، درگاه زهراست *

3377
2

پناه عالمى، درگاه زهراست پناه عالمى، درگاه زهراست
بشر حيران، ز قدر و جاه زهراست
صراط او، صراط المستقيم است
كه راه رستگارى، راه زهراست

تمام نور خورشيد نبوّت
نمايان از جمال ماه زهراست
على در شاهراه عشق و توحيد
هماره همدم و همراه زهراست
شرف، اين بس اميرالمؤمنين را
كه مهرش در دل آگاه زهراست
به هرجا، شمع دانش، مى دهد نور
ز نور علم دانشگاه زهراست
ز سوز گفته «عجل وفاتى»
نمايان غصّه جانكاه زهراست
ز جور ظالمان، اظهار نفرت
به صبح و شام، اشك و آه زهراست
اگر مخفى بُود، قبرش عجب نيست
كه رمز نام «سرّ اللّه» زهراست
صداى شيون از هر سو بلند است
كه ختم عمر بس كوتاه زهراست
بياييد اى گُنهكاران، بگرييم
جلاى دل، غم دلخواه زهراس
(حسانا) مى

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 20:23
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

رباعی حضرت زهرا (س)_(پاییز غم در برگ ریز اطلسی ها) *

6855
2

رباعی  حضرت زهرا (س)_(پاییز غم در برگ ریز اطلسی ها) ضرت فاطمه (س) - دوبیتی - رباعی

بانک اشعار اهل بیت (ع)

پاییز غم در برگ ریز اطلسی ها

در انتهای کوچه ی دلواپسی ها

باد سیاهی آمد و بال و پرت ریخت

آغاز شد فصل جدید بی کسی ها

شاعر: یوسف رحیمی

  • سه شنبه
  • 16
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 15:34
  • نوشته شده توسط
  • میلاد محمودی
ادامه مطلب

چرا مادر نماز خويش را بنشسته مى خواند؟! *

2774
1

چرا مادر نماز خويش را بنشسته مى خواند؟! چرا مادر نماز خويش را بنشسته مى خواند؟!
ز فضّه راز آن پرسيدم و گويا نمى داند!
نفَس از سينه اش آيد به سختى، گشته معلومم
كه بيش از چند روزى پيش ما، مادر نمى ماند!

به جان من، تو لب بگشا مرا پاسخ بده فضّه!
كه ديده مادرى از دختر خود رو بپوشاند؟!
الهى! مادرم بهر على جان داد، لطفى كن
كه جاى او، اجل جان مرا يكباره بستاند!
به چشم نيمْ باز خود، نگاهم مى كند گاهى
كند از چهره تا اشك غمم را پاك و نتواند!
دلم سوزد بر او، امّا نمى گريم كنار او
مبادا گريه من، بيشتر او را بگرياند!
كنار بسترش تا صبحدم او را دعا كردم
كه بنشيند، مرا هم در كنار خويش بنشاند
بسى آزار از همسايگانش ديد و، مى بينم
دعا درباره همسايگانش

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 20:23
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

رباعی حضرت زهرا(س) -(شایسته ی مدح تو به جز کوثر نیست) *

6387
6

رباعی  حضرت زهرا(س) -(شایسته ی مدح تو به جز کوثر نیست) شایسته ی مدح تو به جز کوثر نیست

غیر از کلمات ناب پیغمبر نیست

در وصف شکوه تو همین بس بانو!

هم کفو تو در جهان به جز حیدر نیست

شاعر: یوسف رحیمی

  • سه شنبه
  • 16
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 15:43
  • نوشته شده توسط
  • میلاد محمودی
ادامه مطلب

گریه می کنیم . . .-(امشب به رنگ فصل خزان گریه می کنیم) *

6311
2

گریه می کنیم . . .-(امشب به رنگ فصل خزان گریه می کنیم) امشب به رنگ فصل خزان گریه می کنیم

هم ناله با زمین و زمان گریه می کنیم

هر چند گفته اند که آرام گریه کن

اما بلند و ضجه زنان گریه می کنیم

امشب که خانه ی دلمان غم گرفته است

مانند ابرهای روان گریه می کنیم

هم پای کوچه های مدینه نشسته ایم

با روضه های تازه جوان گریه می کنیم

تازه جوان و قد کمانی تعجب است

از غصه های قد کمان گریه می کنیم

داریم پای روضهءتان پیر می شویم

اما هنوز از غمتان گریه می کنیم

این خانهء غمی است پر از غربت بقیع

از داغ قبر های نهان گریه می کنیم

آری دوباره بر سر سفره نشسته ایم

امشب برای مادرمان گریه می کنیم

www.habibalbakin.blogfa.com

  • دوشنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1390
  • ساعت
  • 06:33
  • نوشته شده توسط
  • vahid
ادامه مطلب

امشب به نخل آرزويم برگ پيداست *

3910
5

امشب به نخل آرزويم برگ پيداست امشب به نخل آرزويم برگ پيداست
بر چهره زردم نشان مرگ پيداست
امشب مرا در بستر خود واگذاريد
بيمار بيت وحى را، تنها گذاريد

دوران هجرم رو به اتمامست امشب
خورشيد عمرم بر لب بامست امشب
چون روز آخر بود، كارِ خانه كردم
گيسوى فرزندان خود را شانه كردم
ديدى چه حالى در نمازم بود اَسْما؟!
اين آخرين راز و نيازم بود، اَسْما!
آخر نگاه خويش را، سويم بيفكن
مى خوابم اينك، پرده بر رويم بيفكن
ديدى اگر خامش به بستر خفته ام من
راحت شدم، پيش پيمبر رفته ام من!
شب ها برايم بزم اشك و غم بگيريد
در خانه آتش زده، ماتم بگيريد!
از من بگو با زينب آزاده من
برچيده نگذارد شود سجّاده من
من رفتم امّا، يادگارم ـ زينب ـ اين جاست
روح

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 20:23
  • نوشته شده توسط
  • سعيد رضايي
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه(س),(آیینه ام شکسته من از او شکسته تر) *

4258

شعر شهادت حضرت فاطمه(س),(آیینه ام شکسته من از او شکسته تر) آیینه ام شکسته من از او شکسته تر

او خسته زمانه و من نیز خسته تر

بغضی نشسته در وسط سینه من و..

بغضی درون سینه زهرا شکسته تر

این روزها نفس زدنش با شماره است

اما نفس نفس زدن من گسسته تر

دست علی که بسته شود بسته می شود

دست زمین و پای زمان نیز بسته تر

از این به بعد خانه من فاطمیه است

پیدا نمی کنید مکانی خجسته تر

از لطف فاطمه است اگر هیئتی شدید!

در حلقه های سینه زنی دسته دسته تر

محسن ناصحی

  • یکشنبه
  • 6
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 06:14
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

سوختم *

2148

 سوختم سوختم

منكه از عشق علي چون شمع شيدا سوختم

صاحب جنت منم، اما در اينجا سوختم

سوختم تا يك سر مويي نسوزد از علي

تا بماند رهبرم من بي مهابا سوختم

بي گنه بودم ولي در آتشم انداختند

محسنم شد كشته، ناليدم كه بابا سوختم

زينبم مي ديد آتش زائر رويم شده

از پريشاني او در بين اعدا سوختم

صورت آتش گرفته تا زسيلي شد كبود

شكر كردم، بهر حفظ جان مولاسوختم

مثل چشم مجتبي مسمار يارب سرخ بود

من نمي گويم چه شد تنهاي تنها سوختم

هركه نان از سفره ي ما برده بود استاده بود

بسكه نامردي بود در اين تماشا سوختم

سوختم تا شعله ي عشقت بماند جاودان

پاي تا سر يا علي با اين تمنا سوختم

جواد حيدري

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:18
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار فاطمیه . نوحه بهمراه سبک(باب الجنه) *

40045
9

اشعار فاطمیه . نوحه بهمراه سبک(باب الجنه) نوحه زمینه و شور زبان حال

شهادت حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها

بهمراه سبک

الســــــلامُ عـــَلــَیــکَ یـــا صِدیقةُ الطاهِرَۀ

دختر کوچک بابا یه نامه ای نوشته

نشونی نامه من به آدرس بهشته

نوشته ام بروی اون نامه محرمونه

هیچکس بجز جدم نبی حق نداره بخونه

نوشته ام بیاد کمک حال مادر خرابه

دل بابا علی من از دیدنش کبابه

نوشته ام همون که تو گفتی فدای هستش

داره می میره از جفا بالا نمیره دستش

نوشته ام دعا کنه مادرمون نمیره

دعا کنه که خوب بشه دست به کمر نگیره

نوشته ام که تو کوچه دست علی رو بستند

شاخه یاس و از کمر باسنگدلی شکستند

نوشته ام که مادرم به درد و غم اسیره

گفته ام از خدا بخواد

  • پنج شنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 08:51
  • نوشته شده توسط
  • ایمان
ادامه مطلب

به دلم افتاده *

2783

به دلم افتاده به دلم افتاده

به دلم افتاده مادر دردتو دوا می گیره

خوب می شی مادر دوباره خونمون صفا می گیره

به دلم افتاده مادر دوری از اجل می گیری

زخم پهلوت می شه درمون باز منو بغل می گیری

باغبون رحمی به ما کن چشماتو دوباره وا کن

جون زینب تو برای خوب شدن فقط دعا کن

به دلم افتاده مادر ای که چشمات مهربونه

خوب می شه دست شکسته می زنی موهامو شونه

به دلم افتاده مادر بابای ما که امیره

از غریبی در میادو ذوالفقار به کف می گیره

به دلم افتاده مادر مثل دوره پیمبر

به زبونا باز می افته اسم باصفای حیدر

بعضی وقتا هم می ترسم سراغ از اجل بگیری

پیش چشمای تر ما تو نفس نفس بمیری

الهی زنده نباشم تا برات ماتم بگیرم

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:21
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

در فراق ياس *

2188

 در فراق ياس در فراق ياس

بايد از فقدان گل، خونجوش بود

در فراق ياس، مشكي پوش بود

ياس ما را رو به پاكي مي برد

رو به عشقي اشتراكي مي برد

ياس يك شب را گل ايوان ماست

ياس تنها يك سحر مهمان ماست

بعد روي صبح، پرپر مي شود

راهي شبهاي ديگر مي شود

ياس مثل عطر پاك نيّـت است

ياس استنشاق معصوميّـت است

ياس بوي حوض كوثر مي دهد

عطر اخلاق پيمبر مي دهد

حضرت زهرا دلش از ياس بود

دانه هاي اشكش از الماس بود

داغ عطر ياس زهرا زير ماه

مي چكانيد اشك حيدر را به چاه

عشق محزون علي ياس است و بس

چشم او يك چشمه الماس است و بس

اشك مي ريزد علي مانند رود

بر تن زهرا: گل ياس كبود

گريه كن زيرا كه دُخت آفتاب

بي خبر بايد بخوا

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

یاس کبود *

2403

یاس کبود یاس کبود

عشق من! پاییز آمد مثل پار
باز هم، ما باز ماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما
گُل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل، خونجوش بود
در فراق یاس، مشكى پوش بود

یاس بوى مهربانى مى‏دهد
عطر دوران جوانى مى‏دهد

یاس‎ها یادآور پروانه‏اند
یاس‎ها پیغمبران خانه‏اند

یاس ما را رو به پاكى مى‏برد
رو به عشقى اشتراكى مى‏برد

یاس در هر جا نوید آشتى‎ست
یاس دامان سپید آشتى‎ست

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما كه مى‏خندید؟ یاس

یاس یك شب را گُل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست

بعد روى صبح پرپر مى‏شود
راهى شب‎هاى دیگر مى‏شود

یاس مثل عطر پاك نیت است
یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیی

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:27
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اين جا بقيع ست *

2220

اين جا بقيع ست اين جا بقيع ست

اى راهيان شهر نور اين جا بقيع ست

اين خاك عنبربوى مشك آسا، بقيع ست

اين جا هزاران داستان ناگفته دارد

اين جا دوصد سرّ نهان بنهفته دارد

سوز جگرها بس در اين خاك بقيع ست

بيرون ز حدّ عقل ادراك بقيع ست

آيينه آيين حق را قبر اين جاست

خاكش عجين با زهر تلخ و صبر اين جاست

اين خاك تا عرش خدا ره توشه دارد

ركن و حطيم و كعبه در هر گوشه دارد

بيمار عشق سرمدى را تربت اين جاست

يك شهر نى، يك دهر حزن و غربت اين جاست

اين جا به «كرّمنا بنى آدم» طرازست

از اين زمين تا عرش رحمان راه، بازست

ايمان و عشق و سرّ حق را جوهر اين جاست

انهار نور و چشمه سار كوثر اين جاست

روح عروج «اِرجعى» پوياست اين

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:28
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

داغ لاله *

2165

داغ لاله داغ لاله

فاطمیه قصه‎گوى رنج‎هاست
بهترین تفسیرسوز مرتضى است

فاطمیه شعر داغ لاله است
قصه زهراى هجده ساله است

فاطمیه آتش‎افروز دل است
احتجاجش یك كتاب كامل است

فاطمیه سینه‎چاك دردهاست
شاهد نامردى نامردهاست

فاطمیه سوز دل را ساز كرد
دفتر داغ على را باز كرد

فاطمیه ماه گل افشردن است
فتح باب تازیانه خوردن است

فاطمیه قفل غم را شد كلید
چون كه دارد هم شهیده، هم شهید

میرزا عباس مهدوى‏فرد

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:30
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

راز نهان *

2113

راز نهان راز نهان

برگشا مهر خموشى از زبانت اى بقيع!
جاى زهرا بگو با زائرانت اى بقيع

ديده ى گريان ما را بنگر و، با ما بگو
در كجا خوابيده آن آرام جانت اى بقيع

لطف كن! گم كرده ى ما را نشان ما بده
بشكن اين مهر خموشى از زبانت اى بقيع

گر دهى بر من نشان از قبر زهرا، تا ابد
بر ندارم سر ز خاك آستانت اى بقيع! بر

گفت مولا: راز اين مطلب مگو با هيچكس
خوب بيرون آمدى از امتحانت اى بقيع!

گر ندارى اذن از مولا كه سازى بر ملا
لااقل با ما بگو از داستانت اى بقيع!

فاطمه با پهلوى بشكسته شد مهمان تو
ده خبر ما را ز حال ميهمانت اى بقيع!

آرزو دارد به دل (خسرو) كه تا صاحب زمان
بر ملا سازد مگر راز نهانت اى بقيع

محمد خسرو

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:31
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شام غریبان حضرت زهرا(س) -(باید که بر دیوار بگذارم سرم را) * محمد مهدی امیری

1009
3

شام غریبان حضرت زهرا(س) -(باید که بر دیوار بگذارم سرم را) باید که بر دیوار بگذارم سرم را
دنیا گرفت از من تمامِ باورم را

دستانِ لرزانم چگونه می تواند
تدفین نماید پاره های پیکرم را !؟

یک نیمه از قلبِ مرا " دیوار " له کرد
" در " می فشارد نیمه های دیگرم را

با آب باید جسمِ دریا را بشویم؟
یا زخمِ میخِ آیه های کوثرم را؟

می خوانم از چشمانِ خیس و سرد و ساکت
بغضِ شکسته در نگاهِ دخترم را

دیشب حسن تا صبح هی در خواب می گفت :
بابا! کسی در کوچه ها زد مادرم را

دارم خجالت می کشم از بچه هایت
پیشِ حسن بالا نمی گیرم سرم را

این غصه قلبِ خسته ام را می فشارد :
من بودم و نامرد می زد همسرم را

  • چهارشنبه
  • 18
  • دی
  • 1398
  • ساعت
  • 10:01
  • نوشته شده توسط
  • honar kade
ادامه مطلب

زبانه آتش *

2664
4

 زبانه آتش زبانه آتش

از بــیـت آل طـاهـا آتـــش کــشــد زبـانــه
گــوئـی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه

برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر
خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه

اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی را
در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه

در پــشــت در فــتــاده ام‎الائـــمـــه از پـا
دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه

زیـنـب بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را
ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه

در خون فتاده زهرا چون مرغ نیم بسمل
مـحـسـن فـتاده چـون گـل پرپر در آستانه

در پشت زانـوی غم پژمان نشسته حـیـدر
مانده حـسـیـن مظـلوم، حیران در آن میانه

از نقش

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

یک رباعی در بیان مصیبت های حضرت زهرا(س) از حسین طاهری -( بعد از پدرت مدینه رنگش را باخت ) * حسین طاهری

4407
1

یک رباعی در بیان مصیبت های حضرت زهرا(س) از حسین طاهری -( بعد از پدرت مدینه رنگش را باخت ) بعد از پدرت مدینه رنگش را باخت
از باور کوچکش تو را جا انداخت
تاریخ پر از دلهره میشد وقتی
نجار برای خانه ات در می ساخت

شاعر : حسین طاهری

  • یکشنبه
  • 16
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 02:45
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

يار غمگسار *

2174

يار غمگسار يار غمگسار

خدا! ز سوز دلم آگهى، كه جانم سوخت

دلم ز فرقت ياران مهربانم سوخت

چو ديد دشمن ديرينه، انزواى مرا

ز كينه آتشى افروخت كآشيانم سوخت

هنوز داغ پيمبر به سينه بود مرا

كه مرگ فاطمه ناگاه جسم و جانم سوخت

اميد زندگى و، يار غمگسارم رفت

ز مرگ زودرسش قلب كودكانم سوخت

دمى كه گفت: على جان! دگر حلالم كن

به پيش ديده ز مظلوميَش، جهانم سوخت

به حال غربت من مى گريست در دم مرگ

ز مهربانى او، طاقت و توانم سوخت

گشود چشم و سفارش ز كودكانش كرد
نگاه عاطفه آميز او، روانم سوخت

چو خواست نيمه شب او را به خاك بسپارم

از اين وصيّت جانسوز، استخوانم سوخت

حسين فولادى

  • دوشنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1390
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد