پیمانه ی صبرمان سر آمد
محتاج وساطت حسینیم
ما هر شب جمعه دیده گریان
دلتنگ زیارت حسینیم...
- یکشنبه
- 11
- اردیبهشت
- 1401
- ساعت
- 17:13
- نوشته شده توسط
- احسان مشفق
پیمانه ی صبرمان سر آمد
محتاج وساطت حسینیم
ما هر شب جمعه دیده گریان
دلتنگ زیارت حسینیم...
#شب_سوم
#حضرت_رقیه_س
نور خورشیدم که در ظلمت سرا افتاده ام
دختر شاهم که در ویرانه ها افتاده ام
روزگاری بالش زیر سرم دست تو بود
اُف به این دنیا کجا بودم کجا افتاده ام
از سر دست عدو دندان شیری ام شکست
روضه خوانت بودم اما از صدا افتاده ام
صورت و دستم کبود و پای من پر آبله
از شب جاماندنم از دست و پا افتاده ام
نه غذایی خورده ام نه آب عمّه شاهد است
بعد تو بابا من از آب و غذا افتاده ام
✍?نویدطاهری
#مصیبت_امام_حسین_ع ۳
ای که به عرصه وفا مبدا و منتها تویی
وی که به عرشه صفا بر همه مقتدا تویی
خاک حریم پاک تو گشته منای اولیا
عشق تویی وفا تویی مروه و هم صفا تویی
کعبه من حریم تو جان و دلم رهین توست
عرش خدا زمین تو دلبر و دلربا تویی
دل به هوای کوی تو عاشق و مبتلا شده
چون برسد به کوی تو زان که مه سما تویی
کرب و بلا از آن تو نای و نوا از آن من
جان من از برای تو چون به دلم جلا تویی
حجت ذات حق بدی طالع در طبق شدی
آینه خدا نما در افق علا تویی
راس تو بر فراز نی نای تو سوز و ساز نی
ناله کنم چو نای و نی زان که مرا نوا تویی
در مجلس عزای تو با غم نشسته ایم
از اشکِ حزن چهره ی خود را بشسته ایم
صاحب عزا که مادر تو فاطمه بوَد
ما زیر پای صاحبِ مجلس نشسته ایم
چون روضه خوان روضه بخواند ز واقعات
بر این سیاه رویی خود دست گرفته ایم
چون خواند او که فتاد شاه انس و جان
ما ازغمش به دل آتش گرفته ایم
آه از دمی که جبهه به خاک او نهاده بود
ما روضه ای شنیده و ماتم گرفته ایم
از تشنگی سوخته دل،جان وی کباب
ما تشنگی نخورده و غم هم ندیده ایم
او داده جان برای شفاعت ز مؤمنان
ما مجلس عزا به چه قیمت گرفته ایم
او جان و مال اهل و عیال هرچه داشت داد
خاکم به سر روضه شنیدیم و زنده ایم
او داده سر که سروری سروران کند
ما سر به روی زانوی خود غم گرفته ایم
آهسته اشک ریخته و آه از نهان کشیم
از داغ ابتلای تو مولا شکسته ایم
صاحب عزا که فاطمه باشد بدان یقین
عفوِ گنه ز " بنده " ی مُذنب نوشته ایم
دیدم گلویت را پیمبر بوسه میزد
آ ری علی ساقی کوثر بوسه میزد
ام ابیها فاطمه هر روز و هر شب
دیدم گلویت را که مادربوسه میزد
در قتلگه دیدم چه آ مد بر سر تو
دیدم که درگودال خنجربوسه میزد
رگ های پاکت پاره پاره گشت اما
دیدم که برنی تابه حنجربوسه میزد
بعد از سرت که نی سوار کربلا شد
با نعل تازه روی پیکر بوسه می زد
تیر سه شعبه آ مد و داغ جگر شد
او بر گلوی ناز اصغر بوسه میزد
در مجلس بزم شراب آ ن لعینان
درطشت زربرخیزران سربوسه میزد
اندر خرابه در طبق مهمانی آ مد
دیدم سه ساله ات مکرر بوسه میزد
سجاد گریان روضه خوان کربلا شد
در قبر بر آن جسم پرپر بوسه میزد
ساقی خموش این داغ باشدتاقیامت
زینب به رگ های برادر بوسه میزد
هر روز غم بار است بعد از چار ده قرن
سینه زنت با دیده ی تر بوسه میزد
آمدم در کربلا دلشوره بر قلبم نشست
ماجرای تلخ آن روز پر از ماتم نشست
یادم آمد از زمان آمدن در کربلا
با عزیزان و جوانان آمدیم در کربلا
یادم آمد محملم را ساقی عطشان گرفت
دست هایم را عزیزان قاسم و اکبر گرفت
رو به رویم در رکاب محملم بودی حسین
باعث آرامش قلب حزین بودی حسین
آمدم من بر زمین پیش نگاهت یا اخا
دور تا دورم پر از آلاله های کربلا
آمدم بار دگر چهل روز بعد واقعه
اربعین ماتم و رنج و بلا با قافله
آمدم بار دگر دل خسته و زار و حزین
پیر و فرسوده رسیدم کربلا اما غمین
با ورود کاروان دلشوره بر جانم نشست
لرزه بر اندام اطفال و یتیمانت نشست
جای سیلی ،روی نیلی باز شد پیدا اخا
کعب نی ،سرها به نی در خاطرم آمد اخا
ترس دارم باز آید حرمله با یک کمان
بر سر نیزه سرت بینم به دستان سنان
حنجری با خنجری بینم ببرد شمر دون
زیر سم اسب ها یک پیکر غلطان به خون
باز سوزد خیمه و غارت ز آل الله کنند
معجر ما را حرامی ها، غارت می کنند
آمدم خورشید تابان به روی نیزه ها
آمدم بار دیگر بنما طلوع در دیده ها
آمدم قاری روی نیزه ها ای بی کفن
کاش بودم جسم پاکت را بنمودم کفن
من نمی دانم چگونه پیکر بی سر به خاک
کرد تدفین و سپرد سجاد عابد توی خاک
آمدم جان اخا من سر بلند و با وقار
رو نمودم دست های آن پلید نا بکار
مثل زهرا مادرم گشتم سپر بهر امام
از ولایت پاسداری کردم و خط امام
مجلس بزم شراب و خیزران بی وفا
بزم روضه را به پا کردم برایت یا اخا
گر بپرسی از سه ساله ماند در شام خراب
در خرابه خاک شد وقتی سرت آمد به خواب
میهمان گشتی به او اندر خرابه جان من
دخترت بردی به همرات ایا دلدار من
ساقی اندر ماتم یک اربعین درد و فراق
می سراید از غم و دوری ز هجران وفراق
ذبح عظیم حرم یار کیست ؟
برهمگان حافظ و دلدار کیست ؟
شرح حدیث غربت و عاشقی
یک تنه بر لشگر کفار کیست ؟
جان و تنش شد به فدای خدا
خون خدا معنی ایثار کیست ؟
هست غلام در او صد حبیب
لشگر سینه زن بگو زار کیست ؟
نور دو چشمان نبی و علی ست
فاطمه رادیده ی غمبار کیست ؟
حسین منی انا من حسینی
این سخن احمد مختار کیست ؟
خون گلوی اصغرش را بدید
دشمن خود رابنمود خوارکیست؟
با لب عطشان شده آب حیات
گریه کن میر و علمدار کیست ؟
جسم علی روی زمین چاک چاک
شاه شهیدسید الاحرارکیست ؟
بازو و مشک و علم افتاده بود
آنکه بشد سید و سالار کیست؟
رفت به مقتل پی تکلیف حق
دشمن آن شمر ستمکار کیست؟
داد سر و تن به ذلت نداد
شاه شهید را سزاوار کیست ؟
حافظ قرآن و نماز و زکات
آمر معروف سر دار کیست ؟
ناهی منکر شده باخون خویش
حرام را همیشه بیزار کیست ؟
نیزه سوار وصوت قرآن به لب
مسیح با این همه اسرارکیست ؟
ای قتیل اشک و آه،سوی خیمه کن نگاه
خواهرت زینب دوید،از حرم تا قتلگاه
از غم جانسوز تو، روضه خوانم گاه گاه
میکشم از داغ تو، از جگر من آه آه
آه و واویلا حسین
برکت باران تویی، روح دین ،ایمان تویی
بعد صفین روی نی، مُصْحَفِ قرآن تویی
بین دو نهر پر آب،کشته ی عطشان تویی
بر زمین کربلا، بی کفن عریان تویی
آ ه و واویلا حسین
کاروان سالار دین، راه تو عشق آفرین
جسم چاک اکبرت، دیده ای روی زمین
جان فدا کردی حسین، بهترینی بهترین
یا حسین ابن علی، عشق امیر المومنین
آ ه و واویلا حسین
پرچمت در احتزاز، مرقدت جای نیاز
شیعیانت یا حسین، در عزایی جان گداز
راه سرخ خون تو، صد گره را کرده باز
امر معروف تو شد، ظهر عاشورا نماز
آ ه و واویلا حسین
ما همیشه مست تو، عاشق و سر مست تو
غیرت و مردانگی، در وجود و هست تو
با نجابت زینب است، تا ابد پا بست تو
جان ماناقابل است،آن را سپردم دست تو
آ ه و واویلا حسین
آرزوی کربلا، در دلم دارم حسین
دیدن قاب حرم، گشته است کارم حسین
از غم دوری تو، عمریه زارم حسین
اربعین با لطف زهرا، جزء زوارم حسین
آ ه و واویلا حسین
حسین کفن نداره(2)
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
یه عشق دیرینه میگه،یه زخم رو سینه میگه
غمی که سنگینه میگه،به عشق مدینه میگه
یه جسم صد پاره میگه،یه دل آواره میگه
مادر بیچاره میگه،خواهری که زاره میگه
چِکْ چِکْ ناودونی میگه،چشای بارونی میگه
وقتی که گریونی میگه،اگر چه دل خونی میگه
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
نجف و کربلا میگه ،خود امام رضا میگه
معصومه هر کجا میگه،به ناله و عزا میگه
مادرم هر کجا میگه،تو روضۂ شما میگه
علی شیر خدا میگه،حضرت مصطفا میگه
کتیبه و علم میگه،دو بازوی قلم میگه
هیئت در هر قدم میگه،با ناله و اِلَمْ میگه
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
سینه زن حرم میگه ،ذاکر محترم میگه
بانوی بی حرم میگه، ساقی بی علم میگه
قاسم مه پاره میگه ،روضۂ گهواره میگه ،
کسی که سوگواره میگه،ساجد که بیماره میگه
با پای پیاده میگه ،از وسط جاده میگه
کسی که افتاده میگه ،منبر و سجاده میگه
؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛
حسین کفن نداره (2)
بی گمان از عهد آدم دوستت دارم حسین صل الله علیک
دوستت دارم حسین سلام الله علیه
ای پناه هر دو عالم، دوستت دارم حسین
تا نفس دارم، دمادم، دوستت دارم حسین
ای تنِ بی سر، کجا و کی گرفتارت شدم؟
بی گمان از عهد آدم، دوستت دارم حسین
مادرت، ای کشته ی عطشان، گواهی می دهد
پشتِ در، با قامتی خم، دوستت دارم حسین
سائلی (شاعری) بی دست و پایم، خسته از بار گناه
می خری آیا مرا هم ! دوستت دارم حسین
رخصتی باشد اگر در لحظه ی جان دادنم
باز میگویم در آن دم، دوستت دارم حسین
گر میان آتشِ دوزخ بسوزم، می کشم
ناله از قعر جهنم، دوستت دارم حسین
گرچه هستم روسیاه و شرمگین در محضرت
هرچه هستم بیش، یا کم، دوستت دارم حسین
نعیمه امامی اشلق ۲۲ خرداد1402
?بند 1
پشت در خونش برو در بزن و بزن و بزن
گاهی یه نگاهی آقا کن به من و به من و به من
شبهای حرم یا حسین
دل از دل من میبره
پشت سر هر نوکری
حتما دعای مادره
آقام آقام آقام حسین
?بند 2
هر لحظه شده ذکر من کربلا کربلا کربلا
افتاده به پات عمری این بی نوا بی نوا بی نوا
چی بهتر از اینه که تو
اربابی و من نوکرت
اصلا پدر و مادرم
آقا فدای دخترت
آقام آقام آقام حسین
?بند 3
اسم تو همیشه آقا رو لبه رو لبه رو لبه
الگوی شجاعت فقط زینبه زینبه زینبه
تو معجزه ی عشقی و
هر لحظه میخونم برات
مست حرم تو شدم
دنیای منه کربلات
آقام آقام آقام حسین
با هر نفسم یک دم و یک آه بهسر شد
تا پلک زدم، عمر به ناگاه بهسر شد
چون برکهی تنها همهی روز بلندم
تا شب به تمنای رخ ماه بهسر شد
از کودکیام خادم درگاه حسینم
خوشحالم از این عمر که آگاه بهسر شد
آن لحظه که جز یاد حریمش گذراندم
والله تلف گشت و به اکراه بهسر شد
جز در حرم شاه جهان کیف نکردیم
"اوقات خوش آن بود که با شاه بهسر شد"
السلام علی الشفاه الذابلات
ما یار به خوبی تو هرگز نشنیدیم
هر آنچه شنیدیم ز خوبی به تو دیدیم
ما را نظری نیست که: چون کن دل ما را
هر آنچه پسندی تو، همان را بپسندیم
بنگر تو به ما، جمعیت زار و پریشیم
زیرا پی آن زلف پریشان و کمندیم
ما را تو بگریان، که برای تو بگرییم
ما را تو بخندان که برای تو بخندیم
ما را نکند از قفس آزاد نمایی
آزادترینیم زمانی که به بندیم
گفتند طبیبی و دوا دست تو باشد
ما نیز به سر آمده چون یکسره دردیم
ای نقطه پرگار جهان، کرب و بلایت
ما تا ابدالدهر به دور تو بگردیم
ما را سحری تا حرمت راهنما باش
سوگند که از کرب و بلا بازنگردیم
آن لحظه که گفتند ز گودال تو، زان پس
یک لحظه نشد از غم تو گریه نکردیم
حاج ابوالفضل شربیانی
با ذکر اسم اعظم ، با نوای محرم دوباره پر میگیره دل ما ، قطره بازم رسیده به دریا
خدا رو شکرکه ، تو این شلوغی،گُمت نکردم ای آقا منو دریابم
منم سرباز،بقیه ا...،مدافع حریم عفت و حجابم
هرچی داریم از نخ چادرای مادرهاست هرچی داریم از دعای زهراست
سلام به همه ی شهدا سلام به همه ی عاشقا سلام به خون خدا "سلام یا اباعبدالله"
---
عشقت شده بهونه،توو قلب مهربونه هرکسیکه غمت رو خریده،صدای غربتت رو شنیده
خدا رو شکر که،نمردم و باز،خودم را تا به موکب عزا رسوندم
اینا تاثیر،نگاهته که،به پای بیرقت اگه تا حالا موندم
هرچی داریم از پر شال نوۀ طاهاست هرچی داریم از دعای زهراست
سلام به ساقی و علمت سلام به عزا و به غمت سلام به خون خدا "سلام یا اباعبدالله"
---
خیمه به خیمه هرجا ،هیات به هیات آقا اسمتو هرکجا که شنیدم،به عشق مجلس تو دویدم
خدا رو شکر که،امامی دارم،که دست رد نمیزنه به سینۀ ما
اگه آلوده م،ولی اربابم،جواب نوکر ومیده همیشه هرجا
هرچی داریم از امام حسین و عاشوراست هرچی داریم از دعای زهراست
سلام به آقای بی کفن سلام به شه دور از وطن سلام به خون خدا "سلام یا اباعبدالله"
➖➖➖
منبع جواز نوکری
لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari
سرم خاك كف پاي حسين است
دلم مجنون صحراي حسين است
بود پرونده ام چون برگ گل پاك
دراين پرونده امضاي حسين است
بهشت ارزاني خوبان عالم
بهشت من تماشاي حسين است
به وقت مرگ چشمم را نبنديد
كه چشم من به سيماي حسين است
تمام هستيم باشد دل من
كه لبريز ازتولّاي حسين است
دراين عالم تمنّايي ندارم
تمنّايم تمنّاي حسين است
چراغ ازبهرقبرمن نياريد
چراغم روي زيباي حسين است
بي دلاني كه دم از عشق به تزوير زدند
سنگ بر آينه عصمت و تطهير زدند
پيروان پدر فاطمه از جهل و غرور
پسر فاطمه را كشته و تكبير زدند
آن جگر سوخته، جان و جگر فاطمه بود
جگر فاطمه را با دم شمشير زدند
هر قدر آب طلب كرد كسش آب نداد
عوض آب بر آن تشنه جگر، تير زدند
گرچه او را به گناهي كه نبودش كشتند
طفل شش ماهه او را به چه تقصير زدند؟
طفل شش ماهه كه مي سوخت عطش جانش را
بر لبش خون گلو در عوض شير زدند
دست ناموس خدا را به اسارت بستند
بر عزيزان نبي تهمت تكفير زدند
سرپرست اسرا را كه تن از تب مي سوخت
بر سر و پيكر و گردن غل و زنجير زدند
اي "مؤيد" چه بود كيفر آنان كه زدند
بانگ خون خواهي اين قوم ولي دير زدند
شاعر
امشب حسین دارد وداع، با اهل بیت مصطفی
فردا میان قتلگه گــــــــردد، سرش از تن جدا
امشب حسین بن عــلی، با حق کند راز و نیاز
فردا ز خون خود وضو، می گیرد از بهر نماز
امشب نگهبان حـــرم، سقای طفلان می شود
فردا کنار علقــــمه، لب تشنه قربان می شود
امشب بُود هـم در جنان، زهرا عزادار حسین
فــــــــــــــــردا کنار قالگه آید به دیدار حسین
امشب ز خیمه از حسین، آوای قرآن می رسد
فــــریاد هل ناصرش، فردا ز میدان می رسد
زیباترین آوای من حسینه
اهل جهان آقای من حسینه
با یه نگاه دل ما رو می بره
اونی که نازشو خدا می خره
من بودم دل من بودم عشق من بودم دوران مستی
بلد نبودم اسم خودم رو که روی لب هام نشستی
از عشقت می خونم می دونم هوامو داری
رو سینم کبوده همین برام مونده یادگاری
حسین وای
بر گوشه چشمت فلک اسیره
حیدر با اذکار تو دم می گیره
مریم به پیش مادرت کنیزه
با یا حسین عالم به هم می ریزه
دیگه چه حاجت به حور و جنت وقتی که زائر کربلات شم
کاشکی میشد که قابل بدونی تو طواف حرمت فدات شم
فضای بهشت است حد بین اباالفضل و حسینه
گل من دل من مال تو تربت بین الحرمینه
حسین وای
از هیبت چشمش عدو گریزد
از دست او کرب و بلا بریزد
وقت
آفرینش ز ازل سر به گریبان تو بود
چرخ گردون، چو یکی گوی به دامان تو بود
خاک پای تو گِلِ آدم و حوّا گردید
خضر از خانه به دوشان بیابان تو بود
رفت فرزند فدای تو کند ابراهیم
نوح را در دل دریا، غم طوفان تو بود
موسی آن دم که عصا بر دل دریا می زد
یکی از سوختگان لب عطشان تو بود
عیسی آن لحظه که بر اوج سما کرد عروج
نگهش سوی زمین، بر تن عریان تو بود
چشم یعقوب که بر یوسف خود می افتاد
یاد داغ پسر و دیدۀ گریان تو بود
عضو عضو بدنت را چو نبی می بوسید
نگهش یکسره بر زخم فراوان تو بود
تن پاک تو به گودال و سرت زیر تنور
یاد آن شب، که دو جا فاطمه مهمان تو بود
نه فقط غربت تو بود شب یازدهم
صبح هم صحنه ای از شام غریبان
یا مزن چوب جفا را بر لب و دندان من
یا بگو بیرون روند از مجلست طفلان من
یا نزن شرمی نما از روی زهرا مادرم
یا بزن مخفی ز چشم خواهر گریان من
من پی ترویج قرآن آمدم این جا که گشت
چوب خزران تو مزد خواندن قرآن من
ای ستمگر هر چه می خواهی بزن اما بدان
بوسه گاه مصطفی باشد لب عطشان من
در احد جد تو دندان پیمبر را شکست
باید از چوب تو اکنون بشکند دندان من
بارها و بارها پیوسته دید آزارها
هم سر خونین من، هم پیکر عریان من
سخت تر از چوب تو بر من نگاه زینب است
چوب تو نه، اشک او آتش زند بر جان من
خواندن آیات قرآن زیر چوب خیزران
با خدا این بوده از روز ازل پیمان من
من شدم در زیر چوب خیزران مهمان تو
مادرم در پای طشت
تو زیر پا رفتی ولی بیچاره زینب
از این به بعد و بعد از این آواره زینب
باید خودت یاری کنی ورنه محال است
بوسه بگیرد از گلوی پاره زینب
**
خون گلویت را کسی تا آسمان برد
پیراهن و عمامه ات را این و آن برد
آیا نگفتم در بیاور خاتمت را
راضی شدی انگشترت را ساربان برد
**
رفتی و دستم بر ضریح دامنی بود
رفتی ز دستم رفتنت چه رفتنی بود؟
تا آن زمانی که به یادم هست داداش
وقتی که می رفتی تنت پیراهنی بود
**
رفتی که اشک خواهرت را در بیاری
بغض گلوی دخترت را در بیاری
آیا نمی شد ای سلیمان زمانه
قبل از سفر انگشترت را در بیاری؟
شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان
سبک: بوی جدایی رسد
سلامٌ عَلی یا ذَبیحَ العطشان حسین
سلام ای کشته بی سر و عریان حسین
سلام این رو سیاه/با دل غرق گناه/ بر تو و بر قتلگاه
ای امام ابن امام- این غلام ابن غلام- چه کند غیر سلام- یابن الزهرا 2
واویلا واویلا 3 یابن الزهرا
نمک پرورده دست تو هستم حسین
ز طفلی دست تو گرفته دستم حسین
هم کس و کارم تویی/ هم اعتبارم تویی/ دار و ندارم تویی
به پیکر تو قسم- تا آخرین نفسم- باشد عشق تو بسم- یابن الزهرا
ای امام ابن امام- این غلام ابن غلام- چه کند غیر سلام- یابن الزهرا
واویلا واویلا 3 یابن الزهرا
شاعر : حیدر توکل
دانلود سبک
باورم نمي شه اي واي ، پيكر تو گشته بي سر
دل خواهرت گرفته ، يا حسين غريب مادر
خون شده قلب آسمون – زمين شده درياي خون – تن تو گشته لاله گون – يا حسين
جدا شده زتن سرت – شد قطعه قطعه پيكرت – برات بميره خواهرت – يا حسين
يا اخا حسين غريب مادر
ز غم تو اي برادر ، چشاي من پر ز آبه
بميرم پيكر خونيت ، زير نور آفتابه
لرزيده شد عرش برين – ديدم كه شد نقش زمين – برادرم ز صدر زين - واويلا
ديدم نشسته بي حيا – رو سينه خون خدا – سرش بريده از قفا – واويلا
يا اخا حسين غريب مادر
شاعر : رضا رسولی
دانلود سبک
ماه محرم اومد و ، دلم بازم بونه داره
دوباره باز یه بیرق ِ عزا روی شونه داره
ماه محرم اومد و ، دلم اسیر دلبره
موسم ناله و عزا برای شاه بی سره
ماه محرم اومد و ، ذکر حسین به لب دارم
گریه و ناله برای غریبی زینب دارم
ماه محرم اومد و نصیب ما درد و غمه
نوکرا با هم می خونن محرّمه محرّمه
ماه محرم اومد و توی دلا غوغا شده
آرزوی هر عاشقی طواف کربلا شده
ماه محرم اومد و ارض و سماء غرق خونه
تو این شبا یه مادری «غریب مادر می خونه »
ماه محرم اومد و یه مادری با زمزمه
بعدطواف شیش گوشه می ره به سمت علقمه
ماه محرم اومد و دلم کنار قتلگاست
تموم دار و ندارم گریه میون روضه هاست
ماه محرم اومد و هواییه باز این دلم
به یا
تا ابد كوثر توحید ز پیمانه ی اوست
سینه ی سوختگان شمع عزاخانه ی اوست
شعله های عطشش در نفس خسته ی ما
كوه سنگین غم ما به روی شانه ی اوست
حرم اوست حریمی كه بود كعبه ی جان
دل بشكسته بهشتی است كه ویرانه ی اوست
دل آتش زده ی ما كه جهانی را سوخت
شعله اش از شرر دامن ریحانه ی اوست
گوهری را كه خدا قیمت آن داند و بس
دُرّ اشكیست كه تقدیم به دُردانه ی اوست
طُرفه بیتی است از آن شاعر شیرین سخنش
یك جهان عاطفه در ساغر و پیمانه ی اوست
«این حسین كیست كه عالم همه پروانه ی اوست
این چه شمعی است كه جانها همه پروانه ی اوست»
تا از این نُه فلك و هفت رواقش اثر است
سر نورانی او بر سر نی جلوه گر است
سندی را كه به خون گلوی خ
ای منتظرْ اجابت من بر دعای تو
دل برده از تمامی عالم صدای تو
من خالق تو هستم و تو عبد پاك من
تو كشته ی من هستی و من خون بهای تو
از لحظه ای كه دست ز هستی كشیده ای
ماه گشته ای و در بغل ماست جای تو
هر جا جای توست تجلّای حُسن ماست
هر دل كه جای ماست بُوَد كربلای تو
گودال قتلگاهِ تو بزم وصال ماست
لبخند ماست در دهن زخم های تو
تو تشنه ی وصال من هستی، فرات چیست؟
دریاست تشنه كام لب جان فزای تو
از چشمه های زخم تو جاری ست خون ما
در دست ماست تا صف محشر لوای تو
تو فخر می كنی كه مرا بنده ای حسین
من دارم افتخار كه هستم خدای تو
تو در میان خون مناجات كن حسین
تا بشنوم دوباره صدای دعای تو
باشد به یك زیارت تو صد هز
قلم به دست گرفتم كه ماجرا بنویسم
غریبوار پیامی به آشنا بنویسم
نرفته یك غمم از دل، غمی دگر رسد از راه
ز خانهی دل تنگ و برو بیا بنویسم
غریبی من و دل را كسی چه داند و بهتر
كه مویههای غریبانه با رضا بنویسم
پی رضای امام رئوف بودم و گفتم
روم به طوس ولیكن ز كربلا بنویسم
به یاد كودكی و درس و مشق و مدرسه افتم
دوباره مشق ز بابا و طفل و آب بنویسم
چه كودكانه و خوشباورانه بود و فسانه
نه آبی آمد و نه یادی و من چرا بنویسم؟
گهی ز پشت حسین و گهی ز فرق اباالفضل
یكییكی كه شنیدم، دو تا دو تا بنویسم
به یاد قامت عباس و دست و همت سقا
رسا اگر چه نگویم ولی رسا بنویسم
به جای دست روی چشم تیر نهادم
مركّبی ز بصیرت بی
ای حسین ای از ازل پا بست ما
ای به دستت اختیار هست ما
در غریبی آشنای عالمی
عبد مایی و خدای عالمی
زخم، روی زخم از ما خواستی
تا شهادت را به خون آراستی
روز پیمان تو و پیوند ماست
چاک هر زخمت گل لبخند ماست
ما تو را با زخم تن آراستیم
از تو در دریای خون، سر خواستیم
ای تو را الله، شاءَ اَن یُراک
با لب عطشان و جسم چاکچاک
پیشتر زین چار مام و هفت باب
کربلا را بر تو کردیم انتخاب
آسمانِ اوفتاده بر زمین
مقتلت آغوش رب العالمین
ما شراب از خم لایت داده ایم
جام لبریز از بلایت دادهایم
ما تو را در کربلا آورده ایم
ما تو را در خویش، فانی کرده ایم
زخم ما گردیده بر تن جوشنت
خون ما جاری است از پیراهنت
ما پسندیدی
به شکوه علم تودل سپردم
به صفای حرم تودل سپردم
موج عشق توکشاندم به هرسو
که به دریای غم تودل سپردم
خوشادلی که نذر این ماتم شد
که دم به دم به خون دل همدم شد
محرمی دراین حرم محرم شد
حسین حسین مولااباعبدالله
سرگذشت مابودازسرگذشتن
سرنوشت مابه روی نیزه رفتن
زندگانی سربه سریک یاحسین است
ای فدای نام تواین جان واین تن
کجارویم اگربرانی مارا
کجابریم دگردل شیدارا
خودت ببین حسرت این دل ها را
حسین حسین مولا اباعبدالله
*************
دانلود سبک
آه دلم گرفته باز شراره یه لحظه هم آروم نداره
تو این کویر خشک و بی آب چی دیدی که چشات میباره
آه چه سرزمین سوت و کوری عجب دیار کم عبوری
میترسونی منو برادر آخه چقد میگی صبوری
با چشم بسته/ دلِ شکسته
چیه داداش غمی که رو دلت نشسته
کنار هر آه/ اعوذبالله؟
چیه حکایتش بگو امیر خسته
عزیز مادر 2 حسین من 2
آه با گریه گرم خاطراتی پی نشونی از فراتی
یا خیره به سپاه کوفه یا خیره به مخدراتی
آه نگاه تو برام عجیبه داداش منو ندون غریبه
چه موجیه آخه تو این خاک همش یا تلّه یا که شیبه
چه کربلایی!/ چه نینوایی!
میاد از این زمین داداش بوی جدایی
بگو که اینها/ چی میخوان از ما
نشه داداش ببینمت رو نیزه هایی
عزیز مادر 2 حسی